live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی - صفحه 11 (به ترتیب امتیاز)

  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    195MB
    42 دقیقه
  • فایل صوتی live | "توحید" و فعال کردن قدرت خلق درونی
    39MB
    42 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1956 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساورینا ساورینا گفته:
    مدت عضویت: 3583 روز

    سلام دوست عزیزم که فرمودین ام اس دارین

    من تومور مغزی داشتم که یک بار با عمل خیلی سخت مداوا شدم چنماهی هم خبری از بیماریم نبود ولی بعد از چنماه دوباره همان سر دردها و سر گیجه ها اومد سراغم که وقتی دوباره پیش دکترم رفتم با ام آر ای که دادم متوجه شدم دوباره ی قسمت دیگه ی مغزم تومور داره که دکترا اصلا حس خوبی بهش نداشتن و باور نمیکنید که چقدرررر پیش این دکتر و اون دکتر رفتم

    ولی من تسلیم نشدم و همه سعی مو کردم و ورودی های ذهنمو کنترل کردم همش خودمو مثل قبل از اینکه از بیماریم اطلاعی داشته باشم

    همانطوریکه سر حال و پر انرژی بودم خودمو تصور میکردم و واقعا انگار که واقعا سالمم همش به خودم میگفتم بدن من خیلی قویه خییییلی قوی میگفتم توموره دزد نابلد بوده به کاهدون زده …. اینو روزی بیش از صدبار به خودمم میگفتم البته دارو هامو استفاده میکردم با حس خوب ورزش هم میکردم اهنگ‌میزاشتم میرقصیدم ی چنماهی به شدت رعایت کردم ورودیهامو و فایل های استادو حتما روزانه گوش میدادم تونستم مطمین باشین اگه واقعا بخوایین میتونین

    من تو مطب دکتر با کسی آشنا شدم که تونسته بود و خوب شده بود و این باعث شد باورام قوی تر بشه که میشه

    براتون آرزوی سلامتی میکنم انشالله که شما هم خبر سلامتیتونو بزارین تو سایت

    از همگی دوستان و خانواده ی عزیزم بی نهایت سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    Mina Ahmadi گفته:
    مدت عضویت: 1454 روز

    به نام پروردگار جان

    با درود خدمت استاد عزیزم و و خانم شایسته عزیز و تمام همراهان گرامی

    شاید سخت باشه اینکه فقط خودتو مسئول زندگی خودت بدونی ولی قطعا همه ما تنها به دنیا می آییم و تنها از دنیا می رویم و این یک نشانه است که فقط باید به خودمون و قدرتهای نهفته خودمون متکی باشیم و بس…. و در این مسیر خدا صمیمی ترین رفیق خواهد بود.

    من به عنوان کسی که دارم روی خودم کار میکنم هنوز وابستگی هایی دارم و هنوز ته قلبم شاید کسان دیگری رو مسئول بدونم هرچند تمام تلاشمو می کنم تمرکزم از روی دیگران زندگیم برداشته بشه. با اولین قدم استاد و تمارینی که داره دارم هرچه بیشتر به قدرت درونی خودم پی میبرم و سعی دارم روند پیشرفتم رو هرچه سریعتر ادامه بدم.

    الان خودم رو وقتی با گذشته مقایسه می کنم می بینم چقدر راحت تر می تونم اینو درک کنم که نیازی ندارم پدرم باعث ارتقا مالی من بشه و چقدر شیرینه از زحمات خودم دارم پیشرفت می کنم و این باعث این میشه بیشتر به خودم افتخار کنم.

    در گذشته ای نه چندان دور تمام تمرکزم روی این بود که چرا خانواده ای حامی ندارم و چرا من به عنوان یک دختر نمی تونم به اندازه برادرم از حمایت های مالی خانواده برخوردار باشم و گاها به خدا گله می کردم و از اینکه در این خانواده به دنیا اومدم شاکی هم بودم چون اعتقاد هایی بین خانواده های ایرانی هست که دختر بعد ازدواج دیگه باید شوهرش براش همه چیز فراهم کنه ولی پسر اینجوری نیست حمایت خانواده رو تا آخر عمر با خودش داره و این چقدر منو آزار میداد و حتی حس حسادت و تنفر نسبت به برادرم روز به روز بیشتر میشد.ولی الان اوضاع جوری شده که همیشه خودم به خودم یادآور میشم که من تا به اینجا با کمک الله و راهکارهای استادم و کشف درون خودم تونستم پیشرفت چشمگیری داشته باشم که به امید الله این پیشرفت ادامه دار است و موفقیت های بزرگی در انتظار من هستند.

    اکنون در اول راه صلح درونی هستم و فکر می کنم تنها یک قدم کوچک در این راه برداشتم و باید خیلی راه بروم تا کاملا با خودم در صلح باشم.

    به امید الله و با کمک استاد عزیزم این راه آسانتر می شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  3. -
    حامد امیری گفته:
    مدت عضویت: 2752 روز

    سلام استاد عزیزم ?

    این فایل پر از آگاهی های ناب بود و مشخص بود شما در لحظه این آگاهی ها رو داری از دنیای غیر مادی دریافت میکنید و بهتون گفته میشه٫?

    استاد شما انقد که صمیمی و دوست داشتنی و انقد که راحت از خونه و ماشینهاتون واسمون فیلم میگیری و توضیح میدی و با اون لحن همیشگی میگید : ” راستی اینا موتورای منه ها” که آدم دلش نمیاد با اسم کوچیک خودتون صدات نکنه??

    من گاهی دوست دارم بگم سید حسین عزیز????

    خدای من اون روز برسه که من سید حسین بغل کردم و دیگه از تو بغلش بیرون نیام???

    این فایل رو جز فایلهای توحید عملی هستش٫

    من هم که دوست داشتم برای شرکت های بزرگی مثل اپل و گوگل کار کنم٫ ولی از طرفی از خودم میپرسیدم یعنی من از عهده ی خودم برنمیام؟ مگه من خدا رو باور ندارم؟ این سوال بود توی ذهنم که میخوام تودم باشم و خودمو بزرگ کنم یا این شرکتا؟ مگه اینها هم روزی از یک جایی استارت نزدن و تکامل طی نکردند؟ مگه استیو جابز هم یک انسان نبود؟ هیچ هم نداشت فقط ایمانش خیلی قوی بود و با دست خالی شروع کرد و حالا نتیجه اش که میبینی٫

    باز هم یک فایل دیگر یک فضای شرک دیگر رو در گن شکوند٫ درود بر تو سید حسین که هی داری فضا میشکنی در من و من دارم جلوتر میرم و پیشرفت میکنم٫

    سید حسین عزیز نه تنها کسانی که میگی نزدیکت بودن مستقل شدن بلکه ما هم اینجا با دنبال کردن آموزه های توحیدیتون داریم روز به روز مستقل و مستقل تر میشیم٫ و از این بابت از خداوند سپاسگزاریم که از طریق شما داره به پیام میده، از طریق شما داره با ما صحبت میکنه٫

    خدایا شکرت

    دوستون دارم ?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  4. -
    اسما نظریان گفته:
    مدت عضویت: 1381 روز

    سلام دوستان ارزشمندم و استاد عزیزتر از جانم …

    قراره اولین ردپامو در این پروژه قشنگ به جا بزارم!

    استاد یادمه اولین باری که معنی ایاک نعبد و ایاک نستعین رو فهمیدم کلا همه چیز عوض شد! چرا؟ چون تا قبلش فقط میخوندم و میپریدم سریع از روش ولی الان فهمیدم اصل این آیه چیه!

    نکته جالب و کلیدی که من از روز اول که تو این مسیر اومدم به گوشم میخوره ولی درکش نمیکردم مسئول زندگی خودم خودم هستم ! یعنی چی؟ یعنی نه پدر نه مادر نه خونواده نزدیک نه هیچ کس هیچ تاثیری در زندگیم نداره جز خودم یعنی من با افکارمه که دارم اوضاع رو کنترل میکنم شاید از 100 دذصد این عبارت من فقط1 درصدش رو درک میکنم ولی بزارین این مثال توقع داشتن از پدر رو براتون یه تعریفی کنم! یادمه سال 1400 بود اون موقع من 18 سالم بود و کم کم به فکر پول داشتن و کار و فلان بودم تازه توی این مسیر ا‌مده بودم هی پیش ابجی رفیق حتی خدا گله میکردم که بابامممم پول نمیده به همع پول میده هاااا منی که بچشمممم از پوست و خون خودشم پول نمیده میبینی اخه؟ این هم شد پدر؟ اگ پدر تو این مواقع کنار ادم نباشه پس بره بمیره ! ب درد چی میخوره دیگ؟ وقتی پولی نده بهت ..! و همبن فرمون میرفتم جلو و توقعه هی ببشتر و بیشتر میشد تا اینکه یه بار که با صورت اومدم زمین کلا همه چی عوض شد انگار ! وقتی فهمیدم اقا این منم که زندگیمو خلق میکنم توقع از کسی نباید داشته باشمممم از همون موقععع بود استاد من هدایت شدم به یه شغل پر درامد حالا بیاین از اول مرور کنیم یه دختر 18 ساله که تف هم تو جیبش نبود بعد از رها کردم توقعاتش دقیقا از فردای همون روز شغله براش جور شد از جایی که فکرش و نمیکرد استاد حقوق من به ماهی 20 میلیون رسید باورتون میشه؟ من انقد موجودی کارتم رفته بود بالا که حتی خونوادمو دعوت میکردم شام بیرون لباس میخریدم براشون هدیه میدادم خودمو که هدیه بارون کرده بودم اپل واچ خریدم 12 تومن اون موقع واقعا زیاد بود اونم برای یه دختر 18 ساله ولی من تونستم دقیقا همون تایمی که رهاش کردم ! و این برام از همون روز به بعد درس بزرگی شد واقعا اینکه ما مسئول 100 زندگی مونیم دقیقا یعنی همین نباید یقه کسی دیگه رو گرفت

    من همیشه به ادمایی که میگن مادر و پدر مقصرن دوست دارم بگم تا یه جایی میدونی مقصرن و اونم چون اگاهی درستی نداشتن باید حق بدیم و میگم الان که میفهمی باید خودتو درست کنی و تمام!

    استاد اونجایی که با یه حالی گفتید بابا تو بنده خوبی باش خدا خودش هواتو داره ..کسی که بنده خوبی باشه خدا براش همه کار میکنه ! ته دلم یه حالی شد چرا؟ چون من پیش همه کس رو زدم الا خدا دستم پیش همه دراز بود الا خدا پیش همه درخواست کردم الا خدا برای همین هم هیچ وقت نتیجه درست نگرفتم ! چون شرک ورزیدم

    خدا همیشه رفیق با معرفتی بود برای من ولی من رفیق بی معرفتی بودم براش … ولی سعی میکنم از بعد این فایل بیشتر روی خدا حساب باز کنم تا بنده خدا

    میفهمم واقعا عواقب با خدا بودن یعنی چی! میفهمم اگر با خدا باشو پادشاهی کن یعنی چی ! میفهمم خدا قراره چه کارهایی کنه برام ولی اگر من اجازه بدم اگر راه و باز کنم که به قلبم رسوخ کنه اگر ارام باشم !

    خوشحالم که فرصتی بهم داد باز تا بازم بهش برگردم میدونم کلی راه دارم ولی خوشحالم که در مکان و زمانبندی عالی هستم

    عاشقتونم استاد هر کجا هستید خدا پشت و پناهتون باشه …

    اولین ردپای اسما

    1403/7/1

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1254 روز

      سلام و درود بر اسما جان خانم کل دوست هم مداری توحیدی ام

      خیلی لذت بردم از توحید عملی که در کامنتت حس کردم از ته شرک خودتو رسوندی بالا و جه بالا اومدنی در چه سنی ایوووول به خودت که تونستی ایووول به ایمانی که ثابتش کردی خیلی دلم گرم شد به خدایی که اینجوری دستتو گرفت و خوش بحالت خداکنه با همین فرمون بری جلو هرگز از حرکت نایست هرگز لحظه ای از یاد خداغافل نشو وچقد عالی پاداش بهت داد نوووووش جونت لذت ببر از این رشدت که قله های زیادی برای فتح منتطر توست موفق باشی خانم خوب و دوست داشتنی و خودساخته موفق باشی دوست خوب توحیدی ام .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        اسما نظریان گفته:
        مدت عضویت: 1381 روز

        دوست عزیزم سلام! امیدوارم روز عالی رو در پیش داشته باشی اول ایینکه ممنونم از اینکه انقد به موقع دیدگاهمو پاسخ دادید دوم اینکه ممنونم از این حس خوبی که دادید ! بزارید یه چیزی رو براتون توضیح بدم!

        من دیشب داشتم فایل اصل خارپشتی رو گوش میدادم و نت برداری میکردم و اونجایی که استاد گفت خدا هر لحظه داره حرف میزنه باهات فقط تو نمیشنوی و باید سعی کنی صدای خدا رو بلند کنی ! یا اینکه گفتن از خدا بخوام اول از کم بعدش که کمی باور پذیر تر شد باز یکم بیشتر درخواست کن! دیشب همون جا استپ‌زدم و گفتم خدایا میخام باهام صحبت کنی نمیدونم چجوری فقط باهام حرف بزن دلم میخاد باهلت صحبت کنم ! و به نوشتن ادامه دادم و اومدم سایت و ببندم یهو دیدم عه نقطه ابی کنار اتاق شخصیم اومده و تعجب کردم و گفتم این کیه و بعد که باز کردم دیدم عع از دیدگاه دیروزیمه باز کردم و پاسخ شما رو که دیدم خدا بود انگار مخصوصا اونجایی کع گفتید

        با همین فرمون بری جلو هرگز از حرکت نایست هرگز لحظه ای از یاد خداغافل نشو

        همین برای من کافی بود تا صدای خدا رو بشنوم و حسش کنم خدایاشکرت انگار برای من بود واقعا خیلی به موقع تو زمان عالیییی بود خدایاشکرت از شما هم تشکر میکنم و امیدوارم همه ما هدایت بشیم…

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          مجید بختیارپور عمران گفته:
          مدت عضویت: 1254 روز

          سلاااام و دروووود به شما دوست عزیز

          تقریبا یکسال پیش کامنت شمارو خوندم و ازش لذت بردم و حالم خوب شد و الان دوباره از 12مرداد ماه امسال بصورت هدایتی و تمرکزی وارد این دوره بی نظیر استاد شدم که تا امروز به کامنت شما رسیدم هنوز تو اولین کام موندم فقط دارم فایل گوش میدم و مینویسم و کامتت میخونم تا قدم اول وارد قلب من و ضمیرناخودآگاهم بشه بصورت عملی یاد بگیرم راه بیوفتم بعد برم گام بعدی از آخر شروع کردم مطالعه کامنتای بی نظیر و محشرررر دوستان که چقد برای ایجاد حال خوبم مفید بودن مثل امروز حالام تعریفی نداشت تا اینکه امروز عصر اولین کامنت شماست که دارم میخونم حالمو خوب کرد تا آخرش اومدم دیدم یکی به کامنتتون پاسخ داد زدم روش دیدم خودم هستم این بیشتر بهم حال داد که چقد کامنت شما برام نشانه خوبی بود برای خوب شدن حالم و ارتباط با خدا دقیقا حس پارسال در من ایجاد شد و جالیتر از همه پاسخ شمارو به خودم دوباره خوندم که دبدم گفتین اززبان خدا براتون نوشتم که نایست و ادامه بده و گفتین باید سکوت کنیم تا صدای خدارو بشنویم و باهاش حرف بزنیم ایده بسیار عالی بهم دادی تا بتونم از امروز به بعد ذهنم و ساکت کنم فقطططط به نیت اینکه صدای خداروبشنوم تا راهنمایی ام کنه تا ازین مسایل مالی که توش درگیرم براحتی مثل شما بیرون بیام و از هیچکی جز خودم و خدای خودم توقعی نداشته باشم به هیچکس جز خدا تکیه ندم دل نبندم که همه خودشون محتاج خدایی قدرتمند هستن که براحتی در اختیار منه ممنونم ازتون اسمای جوان و موفق که بمدت یکسال دوباره کامنت زیبات به کارم اومد و حالمو خوب کرد و بهم انرزی خوب دادی بازم میگم نوووووش جونت این موفقیت مالی که از موفقیت معنویت سرچشمه گرفت موفق باشی در ضمن جیز جالب این بود که الان به زمان پاسخ خودم و حودت نگاه کردم دیدم پارسال با تعاوت یک روز دقیق سر ساعت 13:07 بهم جواب دادیم جالب بود برام خدایا حتما نشانه خوبی است برای موفقیت بیشتر ما و در راه توحید قدم برداشتنمون

          دوست خوب جوانم موفق و موید باشی خداروشکررر کن که در سن پایین بهش چسبیدی و داری در مسیر هدایتش قدم بر میداری شکر گزارش باش که مطمعنم هستی یه کنابی هست به نام شگرگزاری از علیرضا عبدی من تو اپلیکیشن کتابراه دانلودش کردم محشره محشرررر حتما اگه دوست داشتی این کتاب و تهیه کن چون تمام معلوماتش با اگاهی های این سایت همخونی داره درحد تیم ملی خخخخ خوش باشی دوست خوبم و شاد و موفق

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            اسما نظریان گفته:
            مدت عضویت: 1381 روز

            دوست قشنگ و عباس منشی من سلام !! چقد جالب که من هر شب هر شب به سایت استاد سر میزنم ولی دو شب بود سر نزده بودم

            چند وقتی بود برای موضوعی ذهنم شدید درگیر بود ( در رابطه با روابط ! و کلا خودمو عالم دهر دونستم و باز خدا رو یادم رفت ! امروز دیگه رهای رها کردم خوذمو و گفتم خدایا خودت یه جوری برام حلش کن ! و الان که نشسته بودم خونه ابجی یه حسی بهم میگفت اسما برو سایت و چک کن سایت و چک کن تا اینکه اومدم و یهو دیدم وای بر من تیک آبی بالای صفحه یه دیدگاه دازم تا زدم و دیدگاه شما رو دیدم و از همون فایل و کامنت اولم خوندم و اصلا انگار برام نشونه بود باز هم خدا از زبون شما هدایتی رو برام فرستاد

            باعث شد ی بار دیگه کامنتم رو بخونم و اون حرفایی ک 1 سال پیش زدم برام تداعی شد

            ((بابا تو بنده خوبی باش خدا خودش هواتو داره ..کسی که بنده خوبی باشه خدا براش همه کار میکنه ! ته دلم یه حالی شد چرا؟ چون من پیش همه کس رو زدم الا خدا دستم پیش همه دراز بود الا خدا پیش همه درخواست کردم الا خدا برای همین هم هیچ وقت نتیجه درست نگرفتم ! چون شرک ورزیدم))

            وای بر من اگر این نشونه از سمت هدا نیست پس چیه واقعا

            خدایا دمت گرم ک رفیق با معرفتی برام

            و دم شما عم گرم که بازم برام نوشتید تا مرور مسیر برام باز باشه !!!

            چقد خوشحالم که واقعا بازم باعث خوشحالی و حال خوبتون شدم چقد خوشحالم ک مفید بوده براتون

            و آخرین حرفتونم خیلی نشونه عالی بود حس میکنم اگر کتابی که بهم معرفی کردید رو بخونم جواب خیلی از سوالام رو میگیرم !

            برام سوال بود چرا اصلا شما باید این کتاب و الان ک نیاز داشتم به هدایت بگید ک فهمیدم کار خود خداست :))

            خیلی ممنون از اینکه برام کامنت گذاشتید

            شبتون بخیر باشه

            و ممنونم بابت حس خوبی ک بهم دادید

            دمتون گرم

            هر جا ک هستید شاد ثروتمند و سلامت باشید

            خداحافظتون

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 912 روز

    بنام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان

    خدارو هزاران مرتبه شکر میکنم که هم مسیر شدم با پروژه ی خانه تکانی ذهن و امیدوارم که خداوند من رو در این مسیری که هدایت کرده ثابت قدم بکنه و اراده ام رو قوی کنه که شخصیتم رو کنکاش کنم و یک شخصیت زیبا و یک من الهی بسازم

    خدارو شکر از زمانی که با استاد آشنا شدم تقریباً هیچ کس رو مسئول زندگی خودم نمی‌دونم و هر موقع که روزگار بر وفق مراد من نیست به خودم میگم کجای افکار و باورهام ایراد داره یا این تضادی که بهش برخوردم چه چیز زیبایی رو میخواد بهم هدیه بدهد ولی این جریان انتظار انقدر در مسائل به نظر مخفی و پنهان می‌تونه وجود داشته باشه که نتونیم درک کنیم مثلاً زمانی که با همسرمون دعوامون شده و انتظار داریم که اول اون برای آشتی پیش قدم بشه و اگر چنین نشود بیشتر باعث رنجش و ناراحتی می‌شود ولی زمانی که از درون با خودمون در صلح باشیم و این رو بپذیریم که رفتاری که دیگران با ما میکنند انعکاس درون ماست سعی میکنیم که بیشتر روی خودمون کار کنیم هیچ وقت روی دیگران حساب نکنیم و تنها وابسته ی خداوند باشیم

    دوباره اینجا به خودم تعهد میدهم که زمانی که به مشکلی برخورد کردم از درون خودم مشکل رو حل کنم ببینم چه باورهای محدود کننده ای دارم به خودم قول میدهم که دیگه ذره ای از کسی انتظاری نداشته باشم و تنها از خداوند مهربان کمک بخوام خداوندی که اجابت دعای مارو تضمین کرده خداوندی که فرمانروایی زمین و زمان دست اونه و خداوندی که بی اذن و اراده ی او برگی از درخت نمی افتد

    استاد عزیزم انشالله در پناه خداوند مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2097 روز

    أَلَمْ تَرَ کَیْفَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا کَلِمَهً طَیِّبَهً کَشَجَرَهٍ طَیِّبَهٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاءِ

    آیا ندانستی که خدا چگونه مثلی زده است؟ کلمه پاک [که اعتقاد واقعی به توحید است] مانند درخت پاک است، ریشه اش استوار و پابرجا و شاخه اش در آسمان است.

    تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا ۗ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ

    میوه اش را به اجازه پروردگارش در هر زمانی می دهد. و خدا مَثَل ها را برای مردم می زند تا متذکّر حقایق شوند.

    وَمَثَلُ کَلِمَهٍ خَبِیثَهٍ کَشَجَرَهٍ خَبِیثَهٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الْأَرْضِ مَا لَهَا مِنْ قَرَارٍ

    و مَثَل کلمه ناپاک [که کفر و شرک است] مانند درخت ناپاک است که از زمین ریشه کن شده و هیچ قرار و ثباتی ندارد.

    یُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَفِی الْآخِرَهِ ۖ وَیُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمِینَ ۚ وَیَفْعَلُ اللَّهُ مَا یَشَاءُ

    خدا مؤمنان را به سبب اعتقاد و ایمانشان (به توحید) در زندگی دنیا و آخرت ثابت قدم و پابرجا می دارد، و خدا ستمکاران را گمراه می کند، و خدا هر چه به مشیتش تعلق گیرد انجام می دهد.

    بنام خدا و سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی

    سلام و تشکر ویژه خدمت خانم شایسته

    باعث افتخاره این همراهی با شما و دوستان در این مسیر توحیدی

    قلمم رو به ربم میسپارم و همزمان گوش چشم میسپارم برای نیوش کردن آگاهی هایی نشات گرفته از این جلسه

    بهترین تعریفی که از توحید و ارتباطش با زندگی انسانها در قرآن دیدم آیات بالا هستن.

    اگه باورها رو ریشه یک درخت به اسم انسان در نظر بگیریم..این ریشه ها هم استحکام درخت رو حفظ میکنن و هم درختو تغذیه میکنن..دقیقا مثل ناخودآگاه انسان که در قرآن تعبیر به نفس شده…ویژگی سوم این ریشه ها اینه که علاوه بر استحکام و تامین غذایی یک درخت، از نظرها پنهانن و دیده نمیشن…

    این ریشه ها حیات درختی رو تعیین میکنن که اون درخت دارای شاخ و برگه و این شاخ و برگها هم از ریشه ها تامین غذایی میشن و هم با عمل فتوسنتز و انتقال مواد غذایی به ریشه ها در رشدشون کمک میکنن…در نظام روانشناختی انسان این شاخ و برگ ها همون بخش خودآگاه ذهن هستش که محل قرارگیریش مغز انسانه و ویژگیهای جالبی داره، با اینکه بیس و اساسش از ناخودآگاهه و ناخودآگاه انسان که درک انتزاعی نداره به مرور برای حفاظت از خودش اونو در مغز انسان طراحی میکنه، یعنی ذهن خودآگاه محصول ذهن نیمه هوشیار یا همون ناخودآگاهه…مثل ارتباط شاخ و برگ ها با ریشه..همونطور که ریشه روی شاخ و برگ ها اثر داره، شاخ و برک ها هم روی رشد و تغذیه ریشه اثر گذاره..در ذهن انسان هم همین داستان هست…ذهن نیمه هوشیار زمانو درک نمیکنه و درک انتزاعی نداره..دروغو نمیفهمه…دلیلش هم متافیزیکی بودنشه (همونطور که ما با ذهن منطقی نمیتونیم حرکت جوهری رو درک کنیم اما میتونیم اثباتش کنیم و برای ذهنمون متطقیس کنیم)…خوب به مرور از این افزونه مادی استفاده میکنه تا بتونه از طریق ارتباط با ماده خودشو توسعه بده…خوب ذهن خودآگاه رو میسازه تا برای مواردی که درکش نمیکنه بخاطر ماهیت مادیشون ازش استفاده کنه..خوب به آقای ذهن خودآگاه دستور میده تا مطلبی به این تعداد برای مخاطب تکرار نشده به عنوان فکت نپذیرش و دیتاشو برام نفرست…چرا؟ بخاطر اینکه ذهن نیمه هوشیار با امر خداوند ارتباط مستقیم داره و به محض دریافت دیتا کن فیکون اتفاق میفته(دوستان اگر هر جا فکت و دلیل علمیشو خواستن کامنت بزارن ان شاالله پاسخ میدم)..یاد فیلم راز افتادم که میگفت چرا به محض توجه به چیزی فورا اتفاق نمیفته و پاسخش این بود که تصور کنید به یه فیل فکر میکنید و در لحظه اون فیل ظاهر میشه و ممکنه روی شما بیفته! اینجوری مجالی برای آنالیز اون دست باورها فراهم نمیشه چون به محض تصور الفاتحه!!…خوب اینجوری هیچوقت امکان بازخوردگیری و توسعه ذهن نیمه هوشیار یا همون نفس انسان فراهم نمیشه…

    موضوع دیگه اینه که ذهن خودآگاه مثل همون شاخ و برگ های درخت در دسترسه و جلوی چشممونه…مثل افکاری که هر لحظه میشنویم…ذهن نیمه هوشیار سه تا عامل رو در رد شدن دیتا از فیلتر ذهن خودآگاه در نظر گرفته (ممکنه عوامل دیگری هم باشن که هنوز تحقیقاتم به جایی نرسیده)…یکی تکرار و دیگری تاثیر احساسی عمیق و سومی خام بودن دیتا (یعنی تا حالا تجربه نشده و اولین باره)…و در نسبت اثر گذاری این سو مولفه، احساس به شدت میچربه! یعنی اگر ما دیتاهایی رو به تعداد خیلی کم دریافت کنیم که تاثیر احساسی عمیقی داشته باشن به راحتی از این فیلتر عبور میکنن و مستقیم به ذهن نیمه هوشیار میرسن…و اگر شدت احساس خیلی زیاد باشه اصل وجودی ما (ما نه ذهن خودآگاهیم که با مرگ از بین میره و نه ذهن نیمه هوشیار یا همون نفس) کنترلو به دست میگیره..مثل حالت عمیق آگاهی و بیذهنی..این همون روحه که از امر پرورگاره و در ارتباط مستقیم با نفس انسان حیات انسان رو و کیفیت زندگیشو تعیین می‌کنه و این روح با چیزی که موقع مرگ توفی میشه فرق میکنه و موقع مرگ نفس توفی میشه نه روح و روح از این موضوعات خیای فراتره..به قول قرآن علمتون درباره روح خیلی کمه…خوب رسیدیم به اینجا که وقتی ذهن خودآگاه نسبت به موضوعی دچار واکنش شدید احساسی میشه اون دیتا مستقیما به ضمیر نیمه هوشیار انتقال پیدا میکنه…خوب چه چیزی شدت واکنش احساسی ذهن خودآگاه رو تعیین میکنه؟ اتفاقاتی که در گذشته افتاده و تاثیر عمیقی بر ذهن نیمه هوشیار گذاشته…آسیب ها…خاطرات لذت بخش..هر تجربه خاصی…یاد سکانس معروف موش سرآشپز افتادم که اون تستر و بازرس معروف، وقتی رتتویی رو میخوره قاشق از دستش می‌افته و در یک حالت عمیق آگاهی و به یادآوردن خاطره کودکیش فرو میره… خوب این داستان خیلی سنگین و ادامه داره و بیش از این مجال ادامه نیست…

    خوب تا اینجای داستان رو گفتم که برسم به بحث اصلی یعنی توحید…توحید یعنی اون ریشه های درخت وجودمون رو در چه چیزی فرو بردیم و چه محصولی ازش برداشت میکنیم؟ روی توحید که مثل زمین محکم تشکیل شده از قوانین استوار، محکم و تزلزل ناپذیر که در نهایت این درخت استوار و تناور میشه و محصولشو به امر پروردگارش در هر لحظه در قالب ثروت، موفقیت، عشق، روابط عالی و … میده یا میشه اون شجره ملعونه که بنیانش بر بی بنیانه، بر شرکه، بر اصول دروغین و تو خالیه؟ که هیچوقت قرار نداره و محصولش هم رنج بی پایانه؟

    امید آنکه با تمرکز روی باورهای توحیدی، نفسمون یا همون ضمیر نیمه هوشیار یا همون ریشه هامونو در زمین استوار الهی و باورهای توحیدی فرو ببریم که هستی از خداست و ریشه ای که در زمین غیر خدا فرو بره هیچ ذره ای از هستی رو دریافت نخواهد کرد و محصولی نخواهد داشت…

    ذات نا یافته از هستی بخش، کی تواند که شود هستی بخش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    نگار گفته:
    مدت عضویت: 2439 روز

    بنام خدا

    گام اول

    خداروشکر میکنم برای اینکه تونستم از اول در این خانه تکانی همراه باشم

    و سپاس فراوان از خانم شایسته عزیزم

    که خیلی دوسش دارم

    و تماشای ایشون در زندگی در بهشت الگوی صبر و خوش اخلاقی و عشق

    و حالا هم دست خدا شده برای من

    اتفاقا روز ٣٠ شهریور بود

    گفتم خب داره فصل جدید شروع میشه

    اول مهره

    و شروع ی زمان مناسب برای اینکه دوباره وقت بذارم روی دوره هام

    و دیروز سایت رو رفرش کردم و بعلههه

    خدا ب درخواست من لبیک گفت

    گفت بفرمااا

    اینم برنامه

    حالا ببینم چ میکنی

    وقتی فایل رو گوش دادم یاد سال ٩٨ افتادم

    اون سال من برای عید نوروز رفته بودم تهران و همسرم هم سورپرایزی 6 فروردین از جنوب راه افتاد و دقیقا نیم ساعت بعد از اینکه از شیراز خارج شد اونجا سیل اومد

    کلا من اخبار دنبال نمیکردم و در جریان نبودم

    ولی وقتی همسرم رسید از ایشون شنیدم که بعد از خروجش ،شیراز سیل اومده ( در زمان مناسب در مکان مناسب بود)

    بعد با خواهر و برادرم رفتیم شمال و کلی خوش گذشت

    ما خودمون رو درگیر اخبار نکردیم و بهترینها برامون اتفاق افتاد

    از اون طرف بخاطر سیل ازمون ارشد دوماهی عقب افتاد

    اینجا داستان شرک شروع میشه :

    من اون سال ازمون ارشد داشتم

    حسابی هم خونده بودم

    عاقا یهووو زد و یکی از دوستان صمیمی خواهرم که سری در سران دولت داره

    گفت چرا خواهرت انتقالی نمیگیره

    من با فلانی رفیق جِنگم و کار انتقالی رو حل شده بدون

    بگو دنبال خونه بگردن

    عاقا ما هم خوشحااال

    ( باور همسرم : کلا شعبه استان بوشهر انتقالی نداره ب خاطر کمبود نیرو)

    من رتبه خوبی اوردم تو ازمون

    و رو خساب اینکه ما رفتنی هستیم فقط تهران

    قزوین و سمنان رو زدم

    و روزانه سمنان قبول شدم

    با رتبه ای ک داشتم خیلیییییییی راااحت بوشهر قبول میشدم

    ولی من از بس مطمین بودم بوشهر رو نزدم

    خب موقع ثبت نام رسید

    عاقا چ کنیم

    چیشد

    هیییچ

    نشد ک نشد

    و ب خاطر ی جمله شوخی

    چنان ناراحتی شد بین من و خواهرم ک نگو

    من زحمت چهار ماهم رو با وجود شاغل بودن و بچه مدرسه ای داشتن مثل ماست از دست دادم

    چون ب غیر از خداااا توکل کردم

    همون ک استاد میگه

    اگر فلانی بهمون قول و وعده بده

    خوشحالیم

    رو ابرها سیر میکنیم

    ولی خداااا…

    این یکی از تحربه های خیلی بدی بود از اعتماد

    ب غیر خدا

    ولی واقعا این شرک رو فکر میکنی درک کردی

    ولی باز از ی حا دیگه ب ی صورت دیگه خیلی سوسکی وار دوباره اتفاق میوفته

    یا بهتر بگم انجامش میدیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    ژینا صالحی گفته:
    مدت عضویت: 1020 روز

    (به نام الله یکتا)

    خانه تکانی ذهن-گام اول

    یک جمله توی سر فصل های این گام خیلی تو ذهن من کلیک کرد :

    وقتی روی بهبود افکار درونی ات کار میکنی ، دنیای بیرونی خودش درست میشود

    یعنی هر وقت از آدما و دنیای بیرونی خسته شدی ، بدون که بیشتر تمرکز گذاشتن روی اون بیرون ، دقیقا مثل باتلاقی هست که هر چقدر بیشتر دست و پا بزنی ، بیشتر غرقت میکنه

    و دقیقا همونجاست که باید اون بیرون و هر چی که داره رو رها کنی و مراجعه کنی به درون خودت…

    مگر نه اینکه تمام دنیای بیرون واکنشی از درون توست؟ پس وقتی افکاری که مدام تو ذهنت میچرخه رو مانیتور کنی و سعی کنی افکار مخرب رو با ورودی های درست مثل همین پروژه جایگزین کنی ، اون بیرون ناخودآگاه درست میشه بدون اینکه نیاز باشه تو کاری براش انجام بدی.

    تو رو خودت کار کن ، خداوند تمام کار ها رو برات انجام میده به شکلی حتی فکرشم نمیکنی و این عین توحیده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
      مدت عضویت: 542 روز

      سلتم ژینا جان

      چقدر کامنتت زیباست

      اتفاقا دارم کتاب – نیمه تاریک وجود _ رو میخونم و این دید شما و این کامنت شما چقدر زیبا و کمک کننده بود برام

      واقعا من تو دفعه سومی بار گوش دادن این جمله رو شنیدم و عجیب تعجب کردم ولی واقعا زیبا و حقیقته….

      سپاسگزارم از شما…..

      امشب 404/9/29

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1788 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته بی نظیر ابن پروژه خانه تکانی که واقعا من توش رشد کردم متشکرم

    . سلام خدمت همه دوستان هم فرکانسیم در این مسیر توحیدی زیبا الهی شکرت

    من لت خونه تکانی ذهن شروع شد کامنت نوشتنم که لطف خدا و دستان پر محبت استاد شایسته و آقای استاد عشق

    بوده و هست .

    روی دیگران حساب کردن و خدا را در زندگی ندیدن جزو روتین زندگی مردم جهان هست و بس به غیر عده معدودی

    که تسلیم خداوند هستند و ابراهیم وار زندگی زیبای بهشتی را مثل استاد عزیزمون تجربه میکنن انشالله که بتونم

    جای پای تسلیم بودنتان حرکت کنم و چنگ بزنم به ریسمان یکتا پرستی قوانینی زندگی کردن سخته آقا سخت

    چون اکثریت مردم دارن به شکل هم زندگی میکنن به قول استاد گوسفند وار دارن زندگی میکنن من هم در این

    جامعه بزرگ شدم و تغذیه ام خوب مشخصه ورودی خروجیش چیه و نتیجه ها هم که گویای کلیت منه

    واقعا در بین مردم بودن و همرنگ انها نشدن جهادی اکبر میخاد استادم خدا کمکم کنه بتونم بیشتر اوقات بیام

    و از این سایت تغذیه جدیدمو رژیم تغذیه روحی خودمو مداومت داشته باشم تا مدارم بالا بره و در فرکانس خدا

    قرار بگیرم و نتایج هم میاد و انگیزه بیشتر و قوی تر میشه ایمان بالا میره و اهرم رنج و لذت هم داشته باشم

    خودمو همیشه گشنه قوانین نگه دارم تا از ریل توحید خارج نشم میشه برایم شده بود و الانم داره جواب میده

    اینم نتیجه اش که فکر کنم از زمان خونه تکونی ذهن من حدود دوماه بیشتر بشه که دارم هر شب و روز تمام

    وقتم را رو سایت گذاشتم تقریبا کلا 24 ساعت درگیرش هستم و کامنت مینویسم و به لطف خدایم حالم عالیه

    و میدونم خودش نتیجه بزرگی است که برای من عادی شده حال خوب احساس عالی درونی داشتن برای

    ادمهای غیر قوانینی ارزوست واقعا تجربه نکردن و بیشتر شادی زود گذر را میخان فکر میکنن که با لذتهای

    بیرونی شادتر میشه که کلا مسیر را برعکس دارن میرن و انتهاش شادی زود گذر لذتهای آنی انتهاش افسردگی

    میاره براشون بی انگیزه میشن و همش کارهای عجیب و قریب انجام میدن و دور میکنن خودشون را از

    ذات اصلیشون فاصله میگیرن و فاصله فرکانسی بسیار زیادی دارن اصلا نمیشنون پرده ایجاد شده

    به لطف خدا من دارم تاتی تاتی جای پای استاد راه میرم و امیدوارم ایمان دارم به غیب الله مهربان و بخشنده ام

    که تا به امروز برام همش خیر و خوبی بوده بعدش هم که به لطف خودش بتونم شکر گذار نعمتهای خدا جونم باشم

    استاد عزیزم بی نهایت سپاسگزارم از شما و خانم شایسته بی نظیر قوانینی الهی شکرت

    همه شما را به خدای مهربان و بخشنده میسپرم

    خدا نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  10. -
    زینب اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2049 روز

    به نام ربّ یگانه هدایتگر جهان هستی

    گام اول از پروژه “خانه تکانی ذهن، گام به گام”

    ~ایاک نعبدو و ایاک نستعین~

    ️ اولین و مهم‌ترین قدم برای سازمان دهی ذهن و به سکان گرفتن شرایط زندگی،

    => جسارت و شجاعت پذیرفتن تمام مسؤلیت ها در تمام جوانب زندگی مون و قبول کردن موقعیت فعلی و نتایج فعلی خودمونه که به نظرم یکی از شاه باورهای این فایل هست که قدرت درونی که خداوند با همه عدلش به ما هدیه داده رو تقویت میکنه تا من به یاد بیارم تا الان هرچی نتیجه گرفتم مطلقا بخاطر باورهای خودم بوده و نه بخاطر هر عامل بیرونی!

    تا این قدرت رو یادآوری کنم از جایی که شرایط فعلیم رو خودم رقم زدم پس قدرت دست من و خدای منه، پس می‌توانم شرایط فعلی خودم رو هرچقدر عالی یا که نادلخواه هست به شیوه فوق‌العاده تر و دلخواه تغییر دهم..

    اگر قراره یک چیز و فقط یک فاکتور تغییر کنه تا دنیای من گلستون بشه اون فاکتور طلایی چیزی نیست جز خودم و باورهای خودم

    =️> خداوند با واگذار کردن 100درصد شرایط زندگیم به خودم، عدالتش رو بر من تمام کرده تا من هم بتونم طعم خالق بودن رو بچشم، تا من هم بتونم مسئولیت پذیر باشم، تا من هم بتونم قدرت هایی که خداوند با سخاوت تمام در من به ودیعه گذاشته رو بالفعل و ازشون استفاده کنم، تا سپاسگزارتر باشم تا متوکل تر و متصل به این نیرو بشم، تا به نقطه بندگی برسم. به نظرم با پذیرفتن قدرت خلق کنندگی که خداوند در تک تک ما قرار داده، تسلیم بودن مون رو در برابر خداوند نشون میدیم که این قدرت ها رو ببینیم بپذیریم و برای خلق کردن ازشون استفاده کنیم، این سپاسگزاری و توجه ما رو به توحید معطوف میکنه که اگر می‌خوام بنده بهتری برای این نیروی بی انتها باشم و متصل بشم به منشأ و اصل، باید به یاد بیارم و بپذیرم که من توانمند و قدرتمندم ونیاز به هیچ عاملی که اسمش رو قدرت بیرونی گذاشتم ندارم

    =️> قدرت دادن به دیگران برای تغییر زندگی خودم نه تنها به اصلی ترین ریشه باورهای محدودکننده یعنی شرک میرسه بلکه بی مسئولیتی من نوعی رو به جهان نشون میده، و دروازه‌ای رو در ذهنم باز میکنه که به “احساس قربانی شدن” و “از زیر مسئولیت در رفتن” منتهی میشه که اگر چیزی باب میل پیش نرفت و مسئله ای ایجاد شد، زود بگم اینها همه تقصیر فلانی و فلانی بود چون ایده از اونها بود و.. و دنبال مقصر بگردم و همین‌جاست دقیقا که بحث انتظار پاش رو به ماجرا باز میکنه..

    من اگر خیلی قوی باشم اجازه نمیدم کسی به جام تصمیم بگیره چون بیشتر انسانها از تقبل مسئولیت های زندگی خودشون هم فراری هستند، و با تمام قدرتم شروع میکنم به قوی کردن عضله تصمیم گیریم تمرین میکنم انقدر تا خطا هام کمتر بشن و از ترس اشتباه تصمیم گرفتن پشت تصمیم فرد دیگه ای قائم نمیشم، مسئولیتش رو قبول میکنم و اتفاقا یااد میگیرم چطور باید توکل کرد، چطور باید ایمان داشت و چطور باید با خدای خودم همکاری و کارهام رو تقسیم کنم تا هدایت هاش رو ببینم تا الهامات رو بشنوم تا عمل کنم

    =️> درک سیستمی بودن خداوند و قوانینی که بر جهان تعبیه شده و دور شدن از سؤبرداشت دید انسانی و واکنش گرا نسبت به خداوند

    =️> تفکر و تعمق نسبت به شرایط، سبک و سنگین کردن شون، پیدا کردن آبشخور باورهای پشت دیدگاه ما نسبت به اونها.. مثلا آیا این دیدگاه خشم خداوند و در نتیجه سیل، آتش سوزی، زلزله و هر بلای طبیعی و بالاتر از اون هر تضادی که در زندگی باهاش مواجه میشم از کجا اومده؟! از گذشتگان من؟! به سود منه و یا فقط محدودم میکنه؟! جلوی چه پیشرفت هایی رو از من می‌گیره؟ و باید با چه باور هماهنگ و بهتری در شرایط تضاد جایگزین شه؟! با خودم خلوت کنم ببینم الان دارم به چی فکر می‌کنم اگر باورهای محدودکننده پشت افکارمه بشناسم و شروع کنم جایگزین کردن با باورهای قدرتمند کننده و درست و آوردن منطق هایی برای ثبات شون در ذهنم

    این از ضعف منه و عدم درک قوانینِ که شرایطم رو هرچقدر نادلخواه به خشم خدا نسبت بدم، از عدم درک قوانین خداوند و حتی قوانین طبیعت هست که حتی درخت ها هم با وجود آتش سوزی که در جنگل ها رخ میده این نیییاز اونهاست تا بذرهاشون جوونه بزنه و جنگلی انبوه تر با شکوه تر و زیباتر تشکیل بشه این قانون طبیعتِ ما چی کمتر از درختان داریم که نتونیم باورهای قبل مون که اتفاقا اغلب هم محدودکننده هستند رو بسوزونیم و اونها رو با بذرهای تازه و پر از امید جایگزین کنیم؟!

    =️> اهمیت داشتن دیدگاه الخیر فی ما وقعه در شرایطی که شرایط به ظاهر نادلخواه هست، مسائل به ظاهر حل نشدنی هست، کنترل ذهن در واکنش به موقعیت سخت هست.. اینجاست که صبر و توکل پشت باور “الخیر فی ما وقعه” نقشش پر رنگ تر میشه که فارغ از اینکه الان من با چه موقعیتی روبرو هستم اما چون از قوانین آگاهم برای به کنترل گرفتن کانون توجه ذهنم و تغییر دادن شرایط به نفع خودم صبرر و استقامت می‌ورزم و از تضاد برای پله کردنش برای رشد بیشترم استفاده می‌کنم و می‌دونم آخرش همه چیز به نفع من پیش میره چون من در مسیر درست هستم و کسی که در مسیر درست قرار داره براش فرقی نداره اون بیرون داره چه اتفاقی میفته! بلکه مسیر درست خودش رو ادامه میده و دنبال رشد و پیشرفت و سکو کردن اتفاقات به نفع خودشه.

    =️> قرار گرفتن در مسیر درست، نتایج درست در زمان درست رو به همراه داره اگر موقعیتی هم دلخواه من پیش نرفت باید انقدر وسعت دیدم بزرگ باشه که بدونم این شرایط همون بهترین شرایطی هست که برای الان من لازمه و نیاز دارم بهش تا شخصیتم و باورهام رو قوی تر و بهتر کنم

    =️> از ترس مواجه نشدن و حل نکردن مسائل، نخوام کس دیگه‌ای برام اونها رو حل کنه برم راهش رو پیدا کنم قدم هایی که فکر می‌کنم درسته و باید رو بردارم و قدرت رو به هیچ عامل بیرونی برای خوشبخت کردنم یا گذروندن این مسئله ندم که بعد انقدر برای ذهنم بزرگ شه که در مسائل بعدیم هم منتظر بقیه و هر عامل خارج از خودم باشم و اینطوری اعتماد به نفسم، عضله تصمیم گیری، خلاقیت ذهنم، قدرت هایی که خداوند درونم برای حل مسئله گذاشته و همکاری خودم با نیروی منبع برای روبرویی با مسائل تضعیف کنم و بجاش ترس از روبرویی با مسائل و وابستگی به دیگران رو در خودم پر رنگ کنم!! چون با هر بار فرار از هر مسئله و پاس دادنش به هر عامل بیرون از خودم برای حل کردنش فقط فرصت رشد رو از خودم می‌گیرم! فرصت قوی شدن و جسارت رو از خودم می‌گیرم! فرصت شکوفا شدن توانایی هام رو از خودم می‌گیرم! فرصت هدایت خواستن و متوکل بودنم به خداوند رو از خودم می‌گیرم! و جدای از اینها، اندازم رو برای مسائل بعدیم هم کوچک نگه می‌دارم!!

    =️> بندگی خداوند کلید قرار گرفتن در مسیر درست و صراط مستقیم، هدایت شدن و هماهنگ شدن با درون و اصل هست؛

    این اصل اساسی رو هر روز با خودم تکرار کنم که “توحید” رمز رسیدن به هر آنچه که می‌خوام هست، باور کردن و اعتماد کردن تنها و فقط تنها به یک نیرو، یک قدرت و یک ربّ برای نه تنها الان بلکه تا آخر عمرم و برای رسیدن به هر خواسته و آرزویی که می‌خوام تجربش کنم برام کفایت می‌کنه و نیاز نیست برای اینکه زودتر یا سریعتر به خواسته هام برسم به بنده خدا و هر چیزی که فکر میکنم میتونه بهم کمک کنه و ذهنم بهش قدرت میده متوصل بشم و تازه منت دار هم بشم و از کلی ثروت و نعمت و برکت که قرار بود در زمان مناسبش بهم داده بشه رو بگیرم!!

    اگر قراره نیازمند باشم، نیازمند خدایی باشم که بی منت بهم می‌بخشه و به اندازه‌ای که به درگاهش خودم رو ناتوان می‌بینم جلوی بنده هاش سرم بالاست، زندگیم زیباست و همه چیز سرجای خودش قرار می‌گیره و در زمان مناسبش به بهترین شکل به خواسته هام هم من رو می‌رسونه، بهترین و درست ترین زمانی که بیشترین لذت رو از تجربه کردن شون می‌برم و هیچ کسی نمی‌تونه انقدر دقیق و برنامه ریزی شده رقم بزنه.

    =️> نتیجه حال خوب و تنظیم شدن و ثبات فرکانسی من با اصل خودم، ورود جریان ثروت به زندگیمه و منظور از ثروت فقط جنبه مالی نیست! بلکه تجربه ثروت روابط دلخواه با اطرافیانمه، ثروت آرامش ذهنی و جسمی و سلامتی منه، ثروت ورود نعمت ها و شرایط جدید در زندگی منه، ثروت دیدن زیبایی های بیشتر و تحسین کردن و تایید کردن شونه، ثروت یک رابطه رویایی با خالق و خداوندمه و..

    چون بحث ثروت یک بحث ذهنیه و یادم باشه که یک ذهن ثروتمند بازتاب باورهای خودش رو در تمام جنبه ها نشون میده پس سعی کنم در هرر شرایطی کنترل ذهنم رو به دست بگیرم و احساسم رو کمی بهتر از قبل کنم

    خداروشکر بخاطر فرصتی که دارم تا ذهنم رو با بهترین و قدرتمندترین ورودی ها تغذیه کنم، درس هام رو بگیرم و در این جریان عالی شخصیت بهتری بسازم^^

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مجید بختیارپور عمران گفته:
      مدت عضویت: 1254 روز

      سلااام و درووود

      بر زینب اسماعیلی عزیز

      درود خدا بر تو باد که چه کامنتی نوشتی محشرررر دختر محشری تحسینت میکنم ووخداروشگر امروز صبح در مدار کامنت پر از نور و آگاهی ناب توحیدی سیدمینا خانم سیدپور قرار گرفتم نوشتم عرق شدم لذت برم سیوش کردم الان عصرم در مدار آگاهی ناب توحیدی کامنت شما دوست عزیز امروز واقعا روز من بود خیلی کیف کردم نوشتم و سیوش کردم چون من الان 37روز پشت هم اینجام در گام اول گیر کردم چون اینقدددد این آگاهی اصله تا خوب یادش نگیریم بقیه گام ها فایده ای ندارن و برای همین شب و روز دارم کامنت میخونم و انگشت شمار از کامنتا رو سیو کردم که یکیش مال شماست تا انشالله دوباره بخونمشون هم کامنت شما هم کامنت دوستمون مینا خانم گل محشر بود فکر کنم خوندن این دوتا کامنت خودش براحتی باور توحیدی رو در من شکل میده یعنی اگه بتونم هر روز از این دوتا کامنت بخونم نیاز به هیج چیز دیگه ای نیست چون بسیاااار خلاصه و بسیاااار مفید شما اصل و توضیح دادین و تحلیل های عالی کردین خصوصا اونجا که مثال از قوانین طبیعت زدین آتش سوزی جنگل که درختان به پا میکنند برای قوی شدن و زیباتر شدنشون و گفتی ما چه کم داریم از درخت واقعا عالی بود اینه که خدا میگه از طبیعتم درس بگیرین تو کتابش مارو دعوت میکنه به تفکر کردن از طبیعت دمتگررررم عالی بود خیلی فهم مارو درگیر کرد و اونجایی که از ترس گفتین من اینو خیلی تجربه کردم واقعا از ترس و فشار بیش از حد شونه خالی کنیم به ضعف بیشترمون کمک کردیم کاملااااا درسته ذهن عادت میکنه کمک خواستن از بیرون وواین اصلااااا برامون خوب نیست برای رشدمون خوب نیست چون این همون زیر بار مسولیت شونه خالی کردن و شرک شررررررک که مارو از اصلمون دور میکنه خدایا خودت میدونی چقد ضعف دارم تو این نقطه مس خودت آسانم کن برای آسانی ای ایاک نعبد و ایاک نستعین ….

      دوست خوبم این جمله تو خیلییئ دوست داشتم جدا ازینکه سراسر کامنت شما از نور بود و دوست داشتنی این عالی بود؛

      که اگر قراره یک چیز و فقط یک فاکتور تغییر کنه تا دنیای من گلستون بشه اون فاکتور طلایی چیزی نیست جز خودم و افکار مو باورهای خودم

      و خداوند با واگذار کردن 100٪ شرایط زندگیم به خودم عدالتش و بر ما تمام کرده تا من بتوانم طعم خالق بودن رو بچشم و اون قدرتی را که در من ودیعه گذاشته را فعال سازم و زندگیمو خلق سازم اونم به زیبایی هر چه تمامتر

      عالیییییی بودعالیییییی

      تشکر ویزه در ویژه از شما دوست عزیزم برای اینکه امروزم را زیبا کردی درونم را زیبا کردی با پرتو نور الهی در کلماتتون بی نظیر و عالی بود

      شاد و موفق و پیروز باشین همیشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: