این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2024/02/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2024-02-11 04:03:052025-11-30 11:17:30توحید عملی | قسمت ۱۰
1227نظر
توجه
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
استاد نازنینم من هنوز به اندازه ی شما به اون درجه نرسیدم که کاملا روی شونه های خدا باشم اما اما اما تا همین لحظه که دارم کامنت مینویسم رفاقت با خدا ،دلبستگی به خودش ،وابسته بودن به خودش ولاغیر ،چنان زندگیم رو دگرگون کرده ،چنان حال وهوای لحظه به احظه ی زندگیم عوض شده،که هر صبح از خواب بیدار میشم وچشمانم که به روز جدید باز میشه،به بزرگی وعظمت خودش از خوشحالی دوست دارم فر یاد بزنم وبگم خدایااااا با تمام وجودم میپرستمت،باتمام وجودم عاشقتم :که من رو آفریدی ،
لیاقت باتو بودن رو
در کنار تو موندن
باتو در لحظه زندگی کردن
از توکمک ویاری خواستن
به تو پناه بردن
درخلوت باتو لذت بردن بردن
با تو غرق در شادی بودن
به عشق تو قدم برداشتن
باتو در اوج خندیدن
بانام تو آغاز کردن کردن
باتو همنشین بودن
باتو نفس کشیدن
باتو گریه کردن
باتو به دل سختیها روفتن
با تو نترسیدن وشجاع بودن
با تو آسان شدن برای آسانی ها
باتو غرق در خوشبختی بودن
باتو رقصیدن
باتو سفر کردن
باتو رفاقت کردن
باتو راز افشا کردن
باتو مست شدن بابوی یک گل کوچک زیبا
باتو شناکردن ،غرق شدن در دریای بیکران امید به تو
باتو تجربه های شیرین کسب کردن
باتو لایق ثروتمند بودن رو،
با تو صاحب کسب وکار شدن
باتو عاشقی کردن رو ………
برای من بنده ی عزیزت،لایق دونستی عزیزترینم
نازنین خدای من،رفیق خالص وناب من
من خودم دورت میگردم ،من خودم بندگیت رو میکنم
من خودم تسلیم مطلق تو هستم
تو فقط بزرگی کن وخدایی کن.من فقط بندگی تو
الهی الهی الهی
حال خوبم رو برای هرکسی که این عاشقانه ها رو خوند آرزو میکنم
عجب فایلی .چه همزمانی .دوره دوازده قدم هستم قدم هفتم و موضوع هدایت .چقدر کلامتون به دلم نشست .خداوند پیامشو از کلام شما به من رساند .
به لطف پروردگارم دیروز در جریان هدایت خرید خوبی داشتم .به میزانی که آگاهی هایم افزایش بافته الهامات را بهتر درک می کنم و موفقیت ها پشت سر هم .خدا ا شکر می کنم .خیلی خوشحالم استاد عزیزم .خدارا صد هزار مرتبه شکر که نتایج ارزشمند در تمامی ابعاد وارد زندگی ام می شوند .
احساسم عالی و نتایج هم بزرگتر .اعتبار همه را به رب مهربانم می دهم .من کجا می توانم اینقدر دقیق و حساب شده عمل کنم .من چطور می توانم همه مسایل را به طور همزمان مدیریت می کنم .اعتبارش را به خدایم می بخشم .به قول حافظ که می فرماید :
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم .
لطفا می کنی ای خاک درت تاج سرم
در برابر عظمت و بزرگی و تجلی اش در زندگی ام سعی می کنم خاشع باشم .هر جا گردن کشیدم و ابراز منم منم کردم با سر به زمین خوردم .الحق مهمترین دستاوردم در این سایت رسیدن به احساس عجز در برابر رب مهربانم بوده است .
تا بدانجا رسید دانش کن
که بدانم همی که نادانم
بله من نمیدانم و اوست که می داند .من نمی توانم و اوست منبع توانایی.من نمی شناسیم و اوست منبع شناخت .
مدتهاست که این اصل بزرگ را آهسته آهسته به درک می رسم
که همه هیچ است و نیز جز او
وحده لا اله الا هو
صدها مثال دارم از زمانی که در اعتبار اقدامات و مسایل حل شده زندگی ام را به خداوند دادم و خداوند چگونه دستم را گرفت و بالا برد و صدها مثال از زمانی که اعتبار را به خودم دادم و با سر به زمین خوردم و ادب شدم .
واقعا توحید اصل و اساس هست .دانستن و درک توحید چنان احساس آرامشی به من می دهد که گویی در آسمان در حال پرواز هستم .رها از نگرانی ها ،نشدن ها ،شایدها .
توحید عجیب با هدایت عجین شده است .همین دیروز هدایت به من گفت برو بر روی فلان چیز سرمایه گذاری کن .البته درخواست داده بودم که خدایا کجا سرمایه گذاری کنم .جواب ها آمدند نمی توانستم تشخیص بدهم کدام الهام است و کدام حرف ذهن .از خدا نشانه خواستم .بلافاصله شاید چند دقیقه نشد که خواهرم تماس گرفت و در جریان یک گفتگوی معمولی حرفی زدکه جواب درخواست من بود بدون آن که او بداند و یا خبر داشته باشد که چه در ذهن من می گذرد و من به چه فکر می کنم .سریع بعد از پایان تماس ایده ام را عملی کردم و احساس رهایی و آرامش را دریافت کردم و به رسم ادب شکر گذاری و دادن اعتبار همه چیز و هر موفقیتی به رب العالمین .
استاد عزیز بسیار عالی بود این فایل .بله این شاید خط و نشان خدایم بود که همواره در برابرش خاضع و خاشع و فروتن باشم اگر می خواهم باز هم بهتر درک کنم و بهتر نتیجه بگیرم و من هم البته با تواضع می پذیرم و تسلیم امرش هستم و شاکر مهربانی هایش .
هر چه از نیکویی و خیر به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خودِ توست،
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
چقدر زیباست که هرچه که داریم و هرموفقیتی که بدست آوردهایم اعتبار آنرا به خداوند بدهیم
وقتی که فکر کنیم که ما بعنوان بنده خداوند، اگر خواست و اراده او نبود الان در این دنیای زیبا حضور نداشتیم و حال که اراده او بر این قرار گرفته است که ما مدتی را در این دنیا سپری کرده و از تمام نعماتی که او برای ما مهیا ساخته لذت ببریم، آنگاه میفیهیم و درک میکنیم که تمام آنچه که در حال حاضر در زندگی ما موجود است همه و همه لطف و عنایت اوست که شامل حال ما گردیده است
وقتی که از این زاویه به زندگی خود نگاه کنیم، دیگر چیزی برای غرور و تکبر ما در مقابل خداوند متعال وجود ندارد و هرچقدر ما تمام داشتههایمان را لطف پروردگار بدانیم مسلماً در برابر او متواضعتر و خاشعتر خواهیم گشت و درنتیجه از هدایت او برخوردار خواهیم شد
بقول مولانا:
چون ملائک گو لا علم لنا تا بگیرد دست تو علمتنا
و چه شرط زیبایی خداوند گذاشته برای اینکه ما را از هدایت خود برخوردار کند، اینکه کافیه ما فقط بگیم خدایا ما نمیدانیم، ما در مقابل عظمت و بزرگی تو کوچک و ناتوانیم، ولی تو دانا و آگاه و محیط به تمام جهانی و تویی که میتوانی مرا راحت و ساده به سرمنزل مقصود برسانی
تمرین
چند سال قبل قصد خرید یخچال و ماشین لباسشویی برای منزل داشتم ولی از برندهایی که داخل مغازههای شهرمان بود خیلی خوشم نمیآمد و تحقیق هم که کرده بودم همه میگفتند از نظر کیفیت مطلوب نمیباشد و بایستی از شهرهای بانه یا گناوه اقدام بخرید کنم
بطور کاملاً معجزهآسایی تلفن یکی از مغازههای شهر گناوه بدستم رسید که من اصلاً نه این شخص را میشناختم، نه میدانستم آیا کلاهبرداری است یا اینکه اگر من به او اعتماد کنم، اجناس درخواستیام بدستم خواهد رسید یا نه
به این که این تلفن بطور تصادفی(البته آنموقع فکر میکردم که تصادفی است ولی الان که بیشتر فکر میکنم میبینم لطف خداوندبوده است) بدستم رسید اعتماد کرده و با وی تماس گرفتم و توضیحاتی را راجع به برندهای موجود به من داد و گفت که اگر میخواهم بایستی پول اجناس را به حسابش واریز کنم تا او هم این دو جنس را برای من بفرستد
اول کمی دودل شدم که اگر من این مقدار پول را به حساب وی بریزم و او هم پولم را خورد چی ؟
اصلاً تو ازکجا او رامیشناسی یا چه اعتمادی به وی داری که قبل از دیدن وی یا قبل از دیدن اجناس میخواهی پول آنرا پرداخت کنی؟
حالا گیریم هم که اجناس را برای تو فرستاد از کجا میخواهی بدانی که جنس اصلی برای تو میفرستد؟
با تمام این نجواها که داشتند کار خودشان را میکردند، ازطرفی هم یک حس درونی و آرامشی مرا به اعتماد کردن به وی ترغیب میکرد و میگفت تو بریز بقیه کارها با من
و الان میفهمم که این همان هدایت و دستان خداوند بوده که در کار شده تا من را بخواستهام برساند
بالاخره اعتماد کردم و پول را قبل از اینکه حتی اجناس را ببینم یا بدانم اصل است یا تقلبی، به حسابش واریز کردم
چند روز بعد با من تماس گرفت و گفت سفارشاتت آماده است و دارم بار میزنم که به شهر شما ارسال کنم و بعد از چند ساعت نیز زنگ زد و گفت صبح اول وقت بار زده و ارسال کردم و تا آخر شب بدستت میرسد
نزدیکیهای شب بود که دیدم تلفنش دومرتبه زنگ زد و گفت نیمه شب بار من به شهرم رسیده و بهت تلفن میزنند تا آدرس را گرفته و به درب منزل بیاورند
ساعت حدود یک نیمه شب بود که دوباره تلفنم زنگ زد و گفت که رسیده و با وی هماهنگی کنم
من هم به سر قرار رفتم و با کمال تعجب دیدم که خودش باتفاق همسرش با ماشین وانت بهمراه یخچال و ماشین لباسشویی در محل قرار ایستاده و گفت از آنجائیکه تو به من اعتماد کردی و ندیده و نشناخته پول به حسابم واریز کردی من هم دلم نیامد اجناس ترا به شخص دیگری بدهم و گفتم خودم به شهر شما بیایم تا هم سفارشات ترا تحویل بدهم و هم گشت و گذاری هم در شهر شما داشته باشم
و وسایل را به منزل آورده و با کمک همدیگر از ماشین پیاده کرده
بعد هم که به یک نصاب گفتم که برای نصب و راهاندازی آنها بیاید میگفت این وسایل را از کجا خریدی و وقتی که داستان را برای او تعریف کردم با تعجب میگفت خیلی شانس آوردی چون در آن شهر اجناس تقلبی بسیار زیاد است ولی این دو جنس اصل کرهای هست و از کیفیت و قیمت آنها واقعاً تعجب کرده بود
الان و با این فایل عالی بیشتر درک کردم که وقتی کارها توسط خداوند انجام شود همهچیز در زمان و موقع مناسب و با بهترین کیفیت انجام میشود
حال اگر قرار بود من روی خودم حساب میکردم بهیچوجه ممکن نبود من بتوانم به این کیفیت و این حالت زیبا خودم این اجناس را تهیه کنم، همانگونه که بارها برایم پیش آمده که با ذهنیت قبلی خودم و با حساب کردن روی توانایی و عقل خودم اقدام بخرید کردهام ولی نتیجه نهایی بهیچوجه آن چیزی که میخواستم نبوده است
همین نوشتن این کامنت هم هدایت خداوند بود
وقتی فایل تمام شد و استاد فرمودند که مثالهایی از خودتان بزنید هرچقدر روی مغز خودم حساب کردم و بخودم فشار آوردم نمیدانستم چه چیزی باید بنویسم و میخواستم از نوشتن گامنت منصرف بشوم
ولی وقتی از خداوند خواستم که به من کمک کند تا بتوانم یک کامنت عالی بنویسم یکمرتبه این مثال بیادم آمد و مطمئناً این هدایت خداوند بوده که به من یادآوری کرده کجاها دست من را گرفته و راحت به خواستهام رسانده است
پس شما آنها را نکشتید، و بلکه خدا آنها را کشت و تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خدا تیر انداخت و خدا می خواست مؤمنان را آزمایش کند، آزمایش نیکوئی، و خدا شنوای دانائی است.
(سوره الانفال، آیه 17)
اومدم داخل سایت واین فایل توحیدعملی رودیدم وخیلی خوشحال شدم چون من عاشق فایل های توحیدیم چون اصل واساس زندگی مابراساس توحیده
تمام کارهاواتفاقات کرات وجهان وکهکشان هاوکره زمین وتمام اجزای بدن ماروخداداره انجام میده وهمه چی دست اوست
پس نبایدبه خودمون مغروربشیم که من این مشتری رواوردم من این ثروت روبه دست اوردم
من این اعتبارروکسب کردم ولی خداونداون مشتری روبه سمت هدایت کردوتومغرورشدی ونفهمیدی که همه کارهاروخداروبرات انجام داده وبعدمیگی من خودم به تنهایی انجام دادم
به میزانی که درمقابل خدادندمتواضع باشیم خداوندکارهاروانجام میده وکمکمون میکنه ومادرمقایل مردم اجروقرب زیادی پیدامیکنیم وهمه جهان دست به کارمیشن تاکارهای توروانجام بدن انگارکه خداهمه کارهاشوگذاشته کناروداره کارهای توروانجام میده وقتی که باورش داشته باشی ومحتاج ووابسطه فقط به اوباشی
خداوندمیگه توتیرننداختی من انجام دادم
همه کارهادست اوست
گاهی وقت هاباخداحرف میزنم ومیگم خدایامن نمیدونم چکارکنم خودت بهم بگوتودانایی عاقلی تمام قدرت دست تویه من ناتوانم خودت بهم بگووراهکاربده من به هرخیری که ازسمت توبه من برسه فقیرم ومحتاجم تورزاقی تووهابی توثروتمندی خودت راه هاروبرام بازکن دل هاروبرای من نرم کن خودت میدونی تودل من چی میگزره
یادمه من چندسال پیش یک جورایی وابسطه به یکی ازدوستانم شده بودم وهمش بهش میگفتم توزندگی من روعوض کن وکمکم کن که پولداربشم وبعددیدم که چه ضربه هایی خوردم مخصوصاضربه های روحی وروانی که دربدترین شرایط روحی قرارداشتم واتفاقات بدهم برای من رخ میدادچون به غیرازخداوندحساب کرده بودم وهیچ پیشرفتی هم نکردم
یک موردچندماه پیش یک پول خوبی ازجایی که فکرشونمیکردم به حساب من واریزشدچراچون ارامش داشتم چون میدونستم که خداوندثروتمنده وهدایت وحمایتم میکنه وبعددرهای نعمت بازمیشه
الان کامنت خانم مینا کاشی رو خوندم که در مورد عشق مطلق صحبت کرد و من چقدر لذت بردم چقدر یادگرفتم که واقعا عشق مطلق خداونده خیلی لذت بردم
امروز صبح که بیدار شدم انگار یه چیزی بهم الهام شد درواقع یک ایراد بسیار بزرگی یادم اومد کا دارمش .
من تا یک ماه پیش عسل داشتم برای فروش و توستاره قطبی هر روز میگفتم که خدایا پول وارد حسابم بشه و خیلی وقتا میشد
اما نکته این داستان چیه
و ایراد من چیه
من الان مدتی هست محصولم تموم شده و یه مدتی هست که واقعا ورودیم بسیار کم شده
حالا تو این مدت اون ستاره قطبی یادم می اومد
نجواهای شیطان تو ذهنم هی میگفت تو داشتی ستاره قطبی انجام میدادی ودرخواست میکردی و پول می اومد توحسابت بخاطر این نبود که خداوند این کارو میکرده .بخاطر این بوده که تو محصول رو داشتی
پس خدا نبوده که پول اورده تو زندگیت محصولت بوده .
واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای خدای من چقدر باورها نهانن چقدر این شرک مخفی هست .
من داشتم اینجوری فکر میکردم ناخوداگاه
با این فایل متوجه شدم .
حالا مگه اون محصولی که من داشتم میفروختم .کی بهم داده مگه اون نعمت خدا نبوده مگه غیر از اینه
چقدر شرک تو وجودم دارم و داشتم
کا تمام بدبختی های که کشیدم بخاطر این شرک ها بوده
بخاطر این غرور ها بوده.
بخاطر این منم منم ها بوده
خداوندا هر چی که داشتم و دارم و بدست میارم اذان توست
خداوندا اگه درخواست یوسف از دیگران
14سال فراموش شده
من توی این 30 سال تا جای که یادمه وابسته به دیگران بودم و درخواست های من حداقل 20ساله فراموش شده
من در تمام این سالها وابستگی شدید به دیگران داشتم
البته واقعا خیلی روی خودم کار کردم و الان. از این قضیه خیلی راضی هستم البته در روابط عاطفی میگم که خیلی بهتر شدم
والا بازم این قضیه پاشنه اشیلمه
چون از گذشته من وابستگی های بسیار شدید داشتم اینم شرکه
یعنی من تمام تمام تمام تمام تمام احساس خوبم به دیگران ربط داشت انقدر باورهای غلطی داشتم و وابسته بودم به دیگران که حد و حساب نداره.
شرک شرک شرک شرک
واقعا در 99/9درصد من در تمام جنبه هام شرک ورزیدم
از روابط عاطفی
از روابطم با دیگران
از وابستگی های شدیدم به دیگران
از تمام درخواست های که فقط از غیر خدا داشتم
از وابسته به عوامل بیرونی در تمام جنبه ها
از غرور هام
از فخر فروشی هام نصبت به افراد پاین تر از خودم
از خودم رو دست کم گرفتن نصبت به افرادی که ازمن قدرتمند تر بودن ثروت وموفقیت داشتن
احساس ضعفی که داشتم نصبت بهشون احساس ناتوانی کردم جلوشون
واقعا در تمام جنبه ها باید دیدگاهم رو عوض کنم و توحیدی تر بکنم خودم رو
استاد این فایل انگار دقیقا برای من اماده شده
چون واقعا خیلی به خودشناسی دارم میرسم
و تمام درخواستهای که من از خدا داشتم و اجابت نشده
بخاطر همین شرک بوده
من توحیدی نبودم من شرک ورزیدم
من به همه کس و همه چیز اویزون شدم بغیر از خدا
و تمام توگوشی های که خوردم
یعنی اینجوری بگم در تمام جنبه های که به دیگران اویزون بودم بد ترین برخوردهارو دریافت کردم.
تحقیر شدم
زجر کشیدم
مسخره شدم .
منت کشی بسیار زیاد کردم
و کلی تو گوشی خوردم
خداوندا من هرچی داشتم و دارم و بدست میارم اذان توست
من هیچی نیستم هیچی نمیدونم
توی که همه چیو میدونی توی که قدرت مطلقی توی فرمانروا ما هر چی داریم اذان توست …
خداوندا ازت درخواست دارم که وجودم رو پاک کنی .
وهر روز توحیدی تر بشم و هر روز در این مدار عشق بی منت قرار بگیرم
خداوندا هدایتم کن و کفرهای که من داشتم رو ببخش ودرخواستم رو قبول کن و هدایتم کن مثل همیشه دستمو بگیر .
از این فایلی که بهم فهموندی که قدرت اذان مطلق اذان توست .
وهر خیری که بهم میرسه از طرف توست و هر شری که برسه . از طرف خود منه با باورهای نامناسب.
خداوندا یادم بیار که تو همیشه دستمو گرفتی تو بودی بارها و بارها اشتباهات فاجعی داشتم تو بودی که ابروم رو نگه داشتی بارها و بارها شده که من در بدترین شرایط بودم تو خودت دستمو گرفتی
منی که فقط وفقط تنها چیزی که بهش فکر میکردم خود کشی بود وتنها روشنای که تو ذهنم ساخته بودم خود کشی بود ولی الان من 180درجه تغیر کردم
و از طرف دستان خودت استاد عزیزم رو هدایت کردی تا از قوانینت منو اگاه کنی .
خداوندا منی که افسرده افسرده افسرده بودم
الان در مقایسه با قبلم چقدر امید وارم چقدر دارم لذت میبرم
چقدر برای خودم ارزش قائلم چقدر خودمو لایق میدونم
چقدر حال و احساسم خوبه چقدر من تغیر کردم
منی که از سال 86به بعد در بد ترین شرایط اعتماد بنفسی قرارگرفتم و ارام ارام درام تا سال 96
در بد ترین شرایط
اعتماد بنفس پاین
وابستگی شدید
خود کم بینی و باور نداشتن خود
نا امیدی مطلق و ودر ذهنم تاریکی کامل کامل
واقعا این کلمات نمیتونند اون شرایط های که من تجربه کردم رو اون تحقیر شدن ها اون احساس افسردگی ونا امیدی اون به خط قرمز رسیدنها و تنها راهی که برای نجات بهش فکر میکردم فقط
خودکشی بود .
پس منی که در این شرایط بودم و بزرگ شدم
تو دستمو گرفتی خدایا تو بودی منو نجات دادی تو بودی ارام ارام من رو هدایت کردی با استاد با دستانت اشنا کردی با قوانینت اشنا کردی
با اینکه من خالق بدون چون چرای زندگی خودم هستم اشنا کردی
منو هدایت کردی ازدواج کردم
منی که اعتماد بنفسم زیر صفر بود .انقدر خجالتی بودم حتی روم نمیشد که بشینم که مهمونمون بیاد
ولی ازدواج کردم هدایتم کردی روابط خوبی رو بگیرم .اون ترسهای که داشتم از روابط با دیگران اون ترسهای ک داشتم از هزینه ها
خدایا همه اینارو تو هدایتم کردی.
توهدایت کردی شغلی که خودم داشته باشم رو ایجاد کنم
تو هدایتم کردی ماشین
موتور
زمین
اون همه مشتری برای محصولم در این سالها.
تو هدایتم کردی که خونه بگیرم
وسایل خونه بخرم
وسایل کار بخرم
از شغل دومی که دارم چقدر مشتری های خوبی رو هدایت کردی برام
از جور شدن هزینه یا پرداخت بدهی در بد ترین شرایطی که بودم خودت جورش کردی من با باورهای غلط خودم بوجودش اوردم اما تو بودی که ابروم رو حفظ کردی.
2تا داستان خیلی واضح که واقعا اشکمو در اورد هم بگم همین یک ماه پیش بود مهمون داشتم وسایل هاشون تو ماشین من بود
ماشین رو یه جای تو خیابون گذاشتم رفتم پیش مهمونام تارسیدم پیششون یه الهامی اومد که برو تو ماشینت تا اینا کارشون تموم میشه وقتی که رفتم دیدم در عقب ماشینم بازه وکلی وسایل های اونا دقیق پیش همون درب عقب بود
یعنی وقتی دیدم هیچی رو نبردن بخدا بغض گلوم رو گرفت وهمونجا سپاسگذاری کردم .
وگفتم خدایا واقعا این هدایتی بود که قدرت تو رو باور کنم چون وسایل ها خیلی سبک بودن و هر کس که درب رو باز کرده خیلی راحت میتونست وسایل رو ببره
اما تو هم قدرتت رو بهم نشون دادی هم ابروم رو حفظ کردی
من اولین بارم بود با این مهمونام برخورد میکردم یعنی اولین دیدارمون بود و از فامیل های همسرم بودن من تازه ازدواج کردم 1سال ونیم هست
و کلی رودربایستی داشتم باشون
تازه من خودم ازشون خواستم که وسایل رو از ماشین خودشون بر دارن بذارن تو ماشین من
یعنی واقعا وگه چیزی رو میبردن حسابی بد میشد
اما خداوند ابروم رو حفظ کرد
داستان دیکه من کار سیم کشی میکنم نه در حد حرفه ای تازه کار بودم
رفتم خونه همسرم. که اون موقع نا مزد بودیم
بعد دعوت شدیم خانه باغ خاله همسرم
بعد اونجا گفتن کار سیم کشی میکنی خونه رو تازه ساختیم کلر هم اوردیم ولی نصب نشده تو میتونی انجامش بده
منم که اصلا تا حالا مدار کلر رو نبسته بودم
خلاصه تو راه کلی از خدا خواستم که خدایا چیزیه که شده ابروم رو حفظ کن .
خلاصه درستش کردم
اما یک درس بسیار بزرگی داشت برام که قدرت خدارو فهمیدم و چقدر خوشحال شدم
خدایا همه کار هارو تو انجام دادی عاشقانه سپاسگذارم
چقدر از این کامنتم لذت بردم حسابی قلبم باز شد خدایا شکرت
من میتونم بگم که هر جا که من رها کردم و اجازه دادم که خداوند کارها رو به نوعی انجام بده از راه هوایی که اصلا به ذهنمم نمیرسد مسائل حل شده
ولی یک مسئله هست که خیلی زود فراموش میکنم خیلی زود از یاد پاک میشه و اینم به دلیل ورودی های ذهن و عدم کنترلشه
وگرنه من هر چی بیشتر رو خودم کار کنم و مثل ورزش کردن هی تمرین کنم معلومه که حرفه ای تر میشم تو اون موضوع
یادمه چندین سال پیش تو نوجوانی من دنبال راهی بودم که درآمد کسب کنم و کار کنم
بالای بیست تا مغازه و فروشگاه رو رفتم و مصاحبه کردم و همه قرار شد که خبر بدن بهم برای کار و ندادن
بعد چندین روز در حالی که در حال پیاده روی تو پیاده رو بودم با خودم گفتم خدایا خودت یه کاری برام انجام بده (الان که دارم مرور میکنم موهای تنم سیخ میشه) تو همون مسیر دوست قدیدمیم به که چندین سال بود ندیده بودمش سر راه قرار گرفت تو همون پیاده رو
بعد از سلام و احوال پرسی بهش گفتم که دنبال کارم
و اونم گفت که اتفاقا من یه جا کار میکنم و اونجا هم به نیرو لازم دارن تو هم بیا منم از خدا خواسته گفتم باشه
درآمد اون کارم از تمام اون بیست مغازه به طرز قابل توجهی بیشتر بود
خلاصه که هر جا فراموش کردم خدا رو و قدرتش رو کارام یا حل نشد یا اگرم حل شد پدرم در اومد چون توجامعه از بس به ما میگن که کارا سخت جلو میره ذهنم قبولش کرده
ولی ما باید به خودمون بیایم و خدا رو پیدا کنیم چون اون رب العالمینه اون تنها نمیزاره مارو
خدایا بابت هدایت های به موقع وهم زمانی هایت با تمام قلبم تو رارشکرمیگویم
خداجونم عاشقتم که از زبان استاد این چنین به موقع صحبت های که باید بشنوم را شنیدم
سلام ودرود بر استاد توحیدی ومریم جان عزیزم
واقعا به موقع مثل هر فایل دیگه ای از شماهدایت شدم و قلب وجانم روشن شد .
استاد این چند سالی که خدا هدایتم کرد به مسیر شما بخش های توحیدی سایت توحید عملی های 1تا 10چقدر آرامم کرد وچقدر قلبم را مطمئن کرد .
صادقانه هر جا که ذهنم حرف میزنه ومیگه این حرف های استاد را باور نکن راه بقیه را برو برای استاد فقط جواب میده و هزاران ترمز که از ذهن نجواگر میاد اومده وقلبم را آروم کرده .
استاد وقتی که با آقای عرشیانفر آشنا شدم که باعث شد به سایت شما هدایت بشوم از طریق دوره کوچینگ ،فایل های شما را همراه با حرف های
آقای عرشیانفر میگذاشتند توی واتس اپ
من همش فایل های شما را که میشنیدم خیلی بن دلم مینشست وانگار همونی بود که میخواستم وهمش را سیو کردم در تلگرام مخصوصا فایل نگاه ملاصدرا از خداوند که همیشه میشنوم .
اصلا نگاه من به خدا با نگاه شما به خداوند عوض شد .
خدایی که ترسناک بود در ذهنم که من اصلا نمیشناختم ولی شما دید متفاوت از بقیه است راد جامعه داشتید وتا الان هم همون نگاه را دارید وتغبیر نکرده .
اینقدر ایمان داشته باشی که همه چیز را به خدا وصل کنی .
واین تقوا که در قرآن میگه .
یه بار از خدا پرسیدم که استاد عباسمنش چطوری اینقدر به همه چیز را حت واسان رسیده که خداوند قشنگ گفت ایمان داشته ومن را باور کرده .
به خود خدا هرجا تسلیمش شدم جواب گرفتم نمیدونم چطوری ولی فقط اون راه ها را بلده .
میخوام داستانی بگم از یه ماه پیش که درس گرفتم که غروردر برابر خدا انسان را میکشه پایین .
تو یه مغازه لبنیاتی مشغول به کارشدم 5ماه پیش با شروع دوره احساس لیاقت .
صاحب کارم همش از شیر وماستش خیلی تعریف میکرد وهمش میگفت شیر من تک هست تو کل شهر
ماست من تک شده توشیراز
همش منومن ومن
من احساس خوبی نداشتم ومیگفتم چرا فقط میگه من یعنی خدا براش کاری نکرده وله خودم میگفتم ببین سمیه این غرور نابودش میکنه .
تا اینکه یکماه پیش که یه یخچال از یه شرکت آوردند براشون، من خیلی خوشحال شدم وگفتم خدا برامون رسوند فریزری که میخواستید.
با لحن مسخره آمیز گفت :خدا رسوند؟
خودم رفتم دنبالش
خدارسوند؟
من را میگی دیگه ساکت شدم
با خودم میگفتم این آدم سقوط میکنه کسب وکارش، چون غرور شدید داره که خودش همه چی میدونه .
واقعا هم سقوط کرد خیر و برکت از مغازه اش رفت ومن هم دیگه اومدم بیرون از اون کار
ویاد حرف های شما استاد افتادم که هیچ وقت نباید کریدیت کارهامون وحتی نفس هامون را به خودمون بدیم .
واقعا من نمیدونم چطوری مغزم وقلبم واندام هام کارمیکنه وخودم هیچ دخالتی نداشتم در تشکیلشون پس چطور بگم من این کارراانجام دادم
استاد حتی از اینکه بخوام از کلمه من استفاده کنم ناراضی هستم چون خدا ایده ها را میاره ،خدا روزی میده بهم ،هذا از خواب بیدارم میکنه وهرچی که گوش کردم به حرف هاش واقعا نتیجه گرفتم با اینکه اولش اصلا غیر قابل باور بود برام .
کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؛
خدایی از بچگی همیشه هدایتم میکرده ولی خیلی جاها با کله خودم رفتم خوردم زمین
اینقدر قشنگ هدایتم میکنه وکمکم میکنه که متوجه شدم کار اونه .
مثلاً بچگی من بیماری کلیوی داشتم و خداوند یه دست مهربونش را فرستاد با چندتا آیه قرآن وباور معلم قرآن برادرم که فکر کن تو دستت یه سیب قرمزه ومیخوریش وخوب میشی ،خوب شدم
اینقدر هدایتم کرده که صفحه ها باید بنویسم
در ازدواجم هدایت خواستم وفرپ خوبی را فرستاد برام
در زمان بارداری وموفع زایمان که چقدر راحت انجام شد
در زمان بچگی که چندین بار از بلندی افتادم وخدا نجاتم داد.
در زمان جالبه جایی منزلمون که چقدر راحت جابه جاشدم بعد 15سال .
در زمانی که جویای کار بودم هدایتمکرد به کار راحت تر
در هر زمانی که خواستم اومد ولی به شرط ایمان وپاکی دل
کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره ها را از زندگی شما باز کرده؛
واقعا هیچکس جز خدا گره ها را راحت باز نمیکنه
اگر جایی کارمون راحت پیش میره یعنی خداوند داره کار میکنه ولی اگر سخته با کله خودمون رفتیم.
اینقدر به موقع که تسلیم شدن دست کم اش را فرستاده که واقعا بی نهایت دست هایش را دیدم .
آخریش هم همین دیشب که مدارکم وحقوقم که یک ماه بود دستم نرسیده بود به دستم رسید .
ویه سری مدارک هم دست صاحب کار دومی داشتم که از خدا هدایت خواستم وگفت برو زنگ بزن چرا فرار میکنی شهامت داشته باش وحرفت را بزن
وزنگ زدم وگفت امروز به دستت میرسونم .
چون قبلش میترسیدم از رفتار صاحب کارم وشرک داشتم ولی وقتی خدا گفت وانجام دادم اون قلب ها را برام نرم کرد.
کجاها خداوند بی دریغ به شما کمک کرده و مسائل تان را حل کرده به گونه ای که به مو رسیده اما پاره نشده است؛
هرجا پولی لازم داشتم وبه موقع رسید و کارم انجامشده
یه دوسال پیش رفتیم بوشهر با همسرم ودرمسیر راه خاکی بود شد اینقدر ترسیده بودم ولی از خدا کمک
خواستم وچقدر زیبایی دیدم چقدر راحت شد مسیر وماه کامل وبزرگرا دیدم که هیچ وقت اینقدر قشنگ ندیده بودنش .
زمانی که به خاطر تصادف همسرم که من گردن گرفتم میخواستند زندانی ام کنند و همون جا گفتم به مسئولش که من فقط خدارادارم وهمون افرادی که همسرم تصادف کرده بود باهاشون،یه ضامن کارمند آوردند وکارم انجامشد.
چقدر خدا بی دریغ کمکم کرد ومن غرور داشتم واومدم پایین ودرزمانی که تسلیم شدم دستم را گرفت .
در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی؟
خیلی جاها
موقعی که نیازش داشتم گفتم خدایا کمکم کن وکمکم کرد از هزاران راه
اون جاهایی که کارم انجامشدگفتم خودم با هوش بودم و رنگ بودم ودرستش کردم .
واین یعنی شرک وقشنگ دستش را رها کرد وبا مخ خوردم زمین .
همین امروز صبح که تو محل کار داشتم از بالابر میرفتم بالا میگفتم خب میتونم خودم برم بالا آیا نیازی دارم از خدا کمک بخوام؟نه دیگه راحته
به خدا همون موقع آسانسور وسط گیر کرد ومن با زحمت خودم را کشوندم بالا
به خود خدا حتی هر نفسمون هم از لطف اونه که راحت میاد ومیره .
آخه این غرور نشانه وجود شیطانه که میفهمم از خدا دورم میکنه
ودراخر یاد این جمله از هدایت خدا که الان افتاد در قلبم
با خدا باش وپادشاهی کن
بی خدا باش وهرچه خواهی کن .
استاد در پناه خدا زنده وسلامت توحیدی باشی وهدایتگر هزاران انسان و دستان خدا شدی
درود و عشق و احترام به پادشاه جهان که مرا در حلقه توحید قرار داد.
سپاسگزارم از سید حسین عباسمنش عزیز و گرامی و مریم عزیز و درخشان .
والاس والتز در کتاب دانش ثروتمند شدن میگه
به منظور اینکه پیشرفت شما تضمین شود از موقعیت خود فراتر باشید
هر روز تمام کارهایی را که می توانید انجام دهید و هر کار خود را در بهترین حالت انجام دهید.
و هنگام انجام هریک از کارهای خود, قدرت موفقیت و هدف خود در مورد کسب ثروت را به یاد داشته باشید.
از طرف دیگه در قرآن در سوره فاتحه گفته شده
اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم
سوالی که پیش میاد اینه که چه کسانی در وفور نعمت هستند ?
قطعا کسانیکه احساس لیاقت بالایی دارند
هر ماده غذایی رو نمیخورن
هر مدلی غذا نمیخورن
رویهم خوری و پرخوری ندارن
کلامشون و کلمات انتخاب شده دارن
سبک لباس پوشیدن خودشون رو دارن
سبک زندگی خاص
سبک تفکر خاص
سبک متفاوت در عملکرد پندار و کردار دارن
هر جایی که عده زیادی هستن اونها قطعا نیستن پس با هیچ موجی در جوامع اینها جابجایی ندارن از هیچ نقطه نظری و…….
و خب چه کسانی هر روز هر کارشون رو به بهترین نحو انجام میدن حتی آب خوردن رو?
کسیکه احساس لیاقت بالایی داره و وقتی میخواد آب بنوشه همه اقدامات لازم رو داره
1.زیباترین لیوانی که بهترین حس و زیباترین رابطه رو باهاش داره انتخاب میکنه
2.هر مدل آبی رو مصرف نمیکنه آب خیلی سرد یا آب خیلی گرم یا…
3.تمام تلاشش رو میکنه در نهایت آرامش اون آب رو جرعه جرعه و با لذت و تشکر از پادشاه جهان بنوشه
چون بهش زبان داده که با تک تک پرزهای زبان و سلولها و اعصاب لب و زبان و دهان و دندانها طعم بو و دمای آب رو احساس کنه
حلق داده که بتونه با تک تک عضلات میکروسکوپی و ماکروسکوپی اون جرعه ها رو در کمال آرامش و راحتی ببلعه با یه سرعت تنظیم شده اون به بقیه ارگان ها و سلولها برسه و سیرابشون کنه و تا انتهای سیکل مصرف آب, همه چیز تحت کنترل و مانیتورینگ پادشاه هست.
خب این فقط نوشیدن یه لیوان آب بود برای اعطای آب به تک تک مولکولها اتم ها و سلولهایی که پادشاه دستور داده کنار هم به فرمان من میمونید و هر اتفاقی افتاد شما موظفید کنار هم به بهترین حالتتون کارکنین تا این فرد بتونه زنده باشه
برای خودم سوال پیش اومد
فاطمه تو چقدر با احساس لیاقت تک تک پروسههای زندگیتو شروع کردی و به انتها رسوندی
ما همیشه تو یک جور عجله بیش از اندازه ایم چون شرک داریم فکر میکنیم قراره با قدرت خودمون همه چیزو حل کنیم و مدیریت-کنیم در حالیکه مدیریت بدنمون و تک تک این موجودات ریزی که کنار هم نشستن تا من راه برم حرف بزنم بخورم بخوابم و …رو هم ندارم
چقدر به این موجودات کوچک-نگاه-کردم و عشق ورزیدم?
همه اینها از یاد نداشتن احساس لیاقت میاد
پس احساس لیاقت یکی از اصول پایه ای قوانین هستی هست شاید شالیزه همه قوانین باشه چون خودش گفت
خداوند رو بازم سپاسگذارم بابت این آگاهی ها و این هدایتهایی که در هر لحظه ما رو میکنه و مسیر رو بر ما روشن و هموار میکنه در هر لحظه.
این فایل بازم از اون دسته فایلهایی بود که کاملا با حال و هوا و نیاز روز من کاملا هماهنگ بود.این چند روز فایلهای آرامش در پرتو آگاهی رو مرتب میخونم و سعی میکنم درک بهتری ازشون پیدا کنم سعی میکنم که درونا به آرامش برسم سعی میکنم که آگاهانه کاری کنم که چرخ زندگیم روان تر بشه و بدنبال این بودم که به خشوع و خشوع بیشتری برسم درونم عشق جاری بشه و اتصالمذبا منبع قوی تر بشه صبح که فایل رو دیدم و دانلود کردم ایده ای نداشتم که چی میتونه باشه اما بحث توحید عملی همیشه پیامهای خوبی برام داشته و بعد از گوش دادنش قشنگ متوجه شدم که این فایل باتوجه به نیازم هست و تو مداری قرار گرفتم که بازم از جنبه ای دیگه به درک بهتر و عمیق تری از توحید و یکتا پرستی و اتصال هر چه بیشتر و عمیق تر به تنها قدرت جهان برسم و به طبع زندگیم زیباتر و غنی تر بشه.
باید بگم انصافا من جز اون دسته آدمها هستم که متاسفانه فخر زیادی میفروختم و همچنان میفروشم به افرادی حالا نه همه اما به بعضی ها چرا کلا از بچگی اینجوری بودم که بخاطر رفاه نسبی که داشتم بشدت به افراد فخر میفروختم و نگاه بالا به پایین زشتی داشتم اما خدا رو شکر به یمن برکت این سایت توحیدی و اتصال بهترم با خداوند این خصیصه در من کم رنگتر شده و من آگاهانه خیلی جاها سعی میکنم انصافا که پا روش بگذارم و تغییرش بدم و قشنگ متوجه شدم و میشم که هر بار که این کارو میکنم چقدر درونا آرامتر خاضعتر رهاتر و سرسپرده تر میشم و خیلی این احساس خوبی در من ایجاد میکنه و باعث میشه بیشتر روش کار کنم با انگیزه قوی تر چون واقعا دلم میخواد یه بنده سرسپرده و تسلیم باشم در مقابلش و تماما و قلبت خودم و زندگیم رو بهش بسپارم.
میدونید یه جورایی این الهام رو حین گوش دادن و نکته برداری دریافت کردم که آره درسته خودشه سیستم چیده شده و داره کارشو انجام میده اون داره ال ردی به صورت خودکار همه کارها رو انجام میده این وسط تو کاره ای نیستی اتفاقا با منم منم کردن چوب لا چرخش میکنی و اتفاقا چرخم از روت رد میشه صافت میکنه کاری نداشته باش اون باید حرکت کنه حرکتم میکنه اون کارشو بلده تو باشی و نباشی این سیستم هست کارشم انجام میده در واقع اون نیازی به تو نداره اون هوشمند تر و دقیق تر از اونیه که فکرش رو بکنی تو نیاز مند اونی به این شکل که سیستم رو بشناسی قوانینش رو درک کنی و باهاش همگام بشی خودت رو باهاش سازگار کنی اون به ساز تو نمیچرخه تو باید با ساز اون کوک بشی.تو کاره ای نیستی همه کاره اونه.
آقا اصلا یه چیز دیگه مگه ما حال نمیکنیم و لذت نمیبرم از اینکه یه کسی رو داشته باشیم که فقط بهش بگیم چی میخوایم و اون اینقدر احساس مسئولیت داشته باشه این قدر آدم دقیقی باشه و ما هم کاملا بهش اعتماد داشته باشیم چون نتایج کارهاشو قبلاً دیدیم دیگه دیدیم چقدر کار این آدم درسته و پرفکت بدون نقص بدون کوچکترین ایرادی کاری رو که بهش محول میکنی انجام میده خوب داریمش دیگه ما که میبینیم این نظام آفرینش چقدر بی نقص و عالی با کوچکترین جزییاتش با این عظمت داره کار میکنه و اصلا مات و متحیر میشیم همیشه بابت این نظم و دقت و هماهنگی کارهاش خوب چرا برای کارهای خودمون این کارو نکنیم کی از اون کاردان تر دقیقتر پرفکت تر کی از اون قابل اعتماد تر تو راحت بچرخی و بگردی خیالتم راحت باشه یکی داره به بهترین شکل کارهات رو انجام میده و مدیریت میکنه اون کارش همینه اون ساخته شده برای اینکه تمام کارهای تو رو برات انجام بده.
در آخر یه اتفاقی همین چند روز پیش افتاد که باعث شد این قضیه باور فراوانی و دریافت و عدم دریافتش رو خیلی بهتر درک کنم داستانش اینه که مدتیه که دولت گوشت گرم دولتی داره تو یک سری فروشگاه ها عرضه میکنه به قیمت مناسبتر از بازار و من همیشه میرفتم جانبو میخریدم تقریبا یه چند هفته ای بود که گوشت گیرم نمیومد تا چند روز پیش که بازم رفتم و نبود یه حسی گفت برو افق کوروش ببین اونجا چه خبره رفتم و دیدم تو ساعت 2یا 3بعد از ظهر بود که تقریبا باید گوشت تموم شده باشه دیگه دیدم دریایی از انواع گوشت بود همون جا با خودم گفتم ببین ببین نعمت هست ثروت هست تو جانبو نبوده تو افق کوروش بوده من مسیر و اشتباه میرفتم دریافتش نمیکردم نه به این دلیل که نبوده و از اون روز این افتاده تو کلم و همش تکرار میشه هر بار سر موضوعات مختلف و داره بشدت برای ساختن باور فراوانی بمن کمک میکنه.
به نام خدای مهربانم که هر چه دارم از آن اوست
سلام به همه ی عزیزانم
استاد نازنینم من هنوز به اندازه ی شما به اون درجه نرسیدم که کاملا روی شونه های خدا باشم اما اما اما تا همین لحظه که دارم کامنت مینویسم رفاقت با خدا ،دلبستگی به خودش ،وابسته بودن به خودش ولاغیر ،چنان زندگیم رو دگرگون کرده ،چنان حال وهوای لحظه به احظه ی زندگیم عوض شده،که هر صبح از خواب بیدار میشم وچشمانم که به روز جدید باز میشه،به بزرگی وعظمت خودش از خوشحالی دوست دارم فر یاد بزنم وبگم خدایااااا با تمام وجودم میپرستمت،باتمام وجودم عاشقتم :که من رو آفریدی ،
لیاقت باتو بودن رو
در کنار تو موندن
باتو در لحظه زندگی کردن
از توکمک ویاری خواستن
به تو پناه بردن
درخلوت باتو لذت بردن بردن
با تو غرق در شادی بودن
به عشق تو قدم برداشتن
باتو در اوج خندیدن
بانام تو آغاز کردن کردن
باتو همنشین بودن
باتو نفس کشیدن
باتو گریه کردن
باتو به دل سختیها روفتن
با تو نترسیدن وشجاع بودن
با تو آسان شدن برای آسانی ها
باتو غرق در خوشبختی بودن
باتو رقصیدن
باتو سفر کردن
باتو رفاقت کردن
باتو راز افشا کردن
باتو مست شدن بابوی یک گل کوچک زیبا
باتو شناکردن ،غرق شدن در دریای بیکران امید به تو
باتو تجربه های شیرین کسب کردن
باتو لایق ثروتمند بودن رو،
با تو صاحب کسب وکار شدن
باتو عاشقی کردن رو ………
برای من بنده ی عزیزت،لایق دونستی عزیزترینم
نازنین خدای من،رفیق خالص وناب من
من خودم دورت میگردم ،من خودم بندگیت رو میکنم
من خودم تسلیم مطلق تو هستم
تو فقط بزرگی کن وخدایی کن.من فقط بندگی تو
الهی الهی الهی
حال خوبم رو برای هرکسی که این عاشقانه ها رو خوند آرزو میکنم
دوستون دارم
در پناه حق
به نام خداوند بخشنده و مهربان
با سلام حضور استاد عزیزم و دوستان همراه
عجب فایلی .چه همزمانی .دوره دوازده قدم هستم قدم هفتم و موضوع هدایت .چقدر کلامتون به دلم نشست .خداوند پیامشو از کلام شما به من رساند .
به لطف پروردگارم دیروز در جریان هدایت خرید خوبی داشتم .به میزانی که آگاهی هایم افزایش بافته الهامات را بهتر درک می کنم و موفقیت ها پشت سر هم .خدا ا شکر می کنم .خیلی خوشحالم استاد عزیزم .خدارا صد هزار مرتبه شکر که نتایج ارزشمند در تمامی ابعاد وارد زندگی ام می شوند .
احساسم عالی و نتایج هم بزرگتر .اعتبار همه را به رب مهربانم می دهم .من کجا می توانم اینقدر دقیق و حساب شده عمل کنم .من چطور می توانم همه مسایل را به طور همزمان مدیریت می کنم .اعتبارش را به خدایم می بخشم .به قول حافظ که می فرماید :
من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم .
لطفا می کنی ای خاک درت تاج سرم
در برابر عظمت و بزرگی و تجلی اش در زندگی ام سعی می کنم خاشع باشم .هر جا گردن کشیدم و ابراز منم منم کردم با سر به زمین خوردم .الحق مهمترین دستاوردم در این سایت رسیدن به احساس عجز در برابر رب مهربانم بوده است .
تا بدانجا رسید دانش کن
که بدانم همی که نادانم
بله من نمیدانم و اوست که می داند .من نمی توانم و اوست منبع توانایی.من نمی شناسیم و اوست منبع شناخت .
مدتهاست که این اصل بزرگ را آهسته آهسته به درک می رسم
که همه هیچ است و نیز جز او
وحده لا اله الا هو
صدها مثال دارم از زمانی که در اعتبار اقدامات و مسایل حل شده زندگی ام را به خداوند دادم و خداوند چگونه دستم را گرفت و بالا برد و صدها مثال از زمانی که اعتبار را به خودم دادم و با سر به زمین خوردم و ادب شدم .
واقعا توحید اصل و اساس هست .دانستن و درک توحید چنان احساس آرامشی به من می دهد که گویی در آسمان در حال پرواز هستم .رها از نگرانی ها ،نشدن ها ،شایدها .
توحید عجیب با هدایت عجین شده است .همین دیروز هدایت به من گفت برو بر روی فلان چیز سرمایه گذاری کن .البته درخواست داده بودم که خدایا کجا سرمایه گذاری کنم .جواب ها آمدند نمی توانستم تشخیص بدهم کدام الهام است و کدام حرف ذهن .از خدا نشانه خواستم .بلافاصله شاید چند دقیقه نشد که خواهرم تماس گرفت و در جریان یک گفتگوی معمولی حرفی زدکه جواب درخواست من بود بدون آن که او بداند و یا خبر داشته باشد که چه در ذهن من می گذرد و من به چه فکر می کنم .سریع بعد از پایان تماس ایده ام را عملی کردم و احساس رهایی و آرامش را دریافت کردم و به رسم ادب شکر گذاری و دادن اعتبار همه چیز و هر موفقیتی به رب العالمین .
استاد عزیز بسیار عالی بود این فایل .بله این شاید خط و نشان خدایم بود که همواره در برابرش خاضع و خاشع و فروتن باشم اگر می خواهم باز هم بهتر درک کنم و بهتر نتیجه بگیرم و من هم البته با تواضع می پذیرم و تسلیم امرش هستم و شاکر مهربانی هایش .
بنام خداوند هدایتگر مهربان
سلام و درود بر استاد عباسمنش گرامی
مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ
هر چه از نیکویی و خیر به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خودِ توست،
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
چقدر زیباست که هرچه که داریم و هرموفقیتی که بدست آوردهایم اعتبار آنرا به خداوند بدهیم
وقتی که فکر کنیم که ما بعنوان بنده خداوند، اگر خواست و اراده او نبود الان در این دنیای زیبا حضور نداشتیم و حال که اراده او بر این قرار گرفته است که ما مدتی را در این دنیا سپری کرده و از تمام نعماتی که او برای ما مهیا ساخته لذت ببریم، آنگاه میفیهیم و درک میکنیم که تمام آنچه که در حال حاضر در زندگی ما موجود است همه و همه لطف و عنایت اوست که شامل حال ما گردیده است
وقتی که از این زاویه به زندگی خود نگاه کنیم، دیگر چیزی برای غرور و تکبر ما در مقابل خداوند متعال وجود ندارد و هرچقدر ما تمام داشتههایمان را لطف پروردگار بدانیم مسلماً در برابر او متواضعتر و خاشعتر خواهیم گشت و درنتیجه از هدایت او برخوردار خواهیم شد
بقول مولانا:
چون ملائک گو لا علم لنا تا بگیرد دست تو علمتنا
و چه شرط زیبایی خداوند گذاشته برای اینکه ما را از هدایت خود برخوردار کند، اینکه کافیه ما فقط بگیم خدایا ما نمیدانیم، ما در مقابل عظمت و بزرگی تو کوچک و ناتوانیم، ولی تو دانا و آگاه و محیط به تمام جهانی و تویی که میتوانی مرا راحت و ساده به سرمنزل مقصود برسانی
تمرین
چند سال قبل قصد خرید یخچال و ماشین لباسشویی برای منزل داشتم ولی از برندهایی که داخل مغازههای شهرمان بود خیلی خوشم نمیآمد و تحقیق هم که کرده بودم همه میگفتند از نظر کیفیت مطلوب نمیباشد و بایستی از شهرهای بانه یا گناوه اقدام بخرید کنم
بطور کاملاً معجزهآسایی تلفن یکی از مغازههای شهر گناوه بدستم رسید که من اصلاً نه این شخص را میشناختم، نه میدانستم آیا کلاهبرداری است یا اینکه اگر من به او اعتماد کنم، اجناس درخواستیام بدستم خواهد رسید یا نه
به این که این تلفن بطور تصادفی(البته آنموقع فکر میکردم که تصادفی است ولی الان که بیشتر فکر میکنم میبینم لطف خداوندبوده است) بدستم رسید اعتماد کرده و با وی تماس گرفتم و توضیحاتی را راجع به برندهای موجود به من داد و گفت که اگر میخواهم بایستی پول اجناس را به حسابش واریز کنم تا او هم این دو جنس را برای من بفرستد
اول کمی دودل شدم که اگر من این مقدار پول را به حساب وی بریزم و او هم پولم را خورد چی ؟
اصلاً تو ازکجا او رامیشناسی یا چه اعتمادی به وی داری که قبل از دیدن وی یا قبل از دیدن اجناس میخواهی پول آنرا پرداخت کنی؟
حالا گیریم هم که اجناس را برای تو فرستاد از کجا میخواهی بدانی که جنس اصلی برای تو میفرستد؟
با تمام این نجواها که داشتند کار خودشان را میکردند، ازطرفی هم یک حس درونی و آرامشی مرا به اعتماد کردن به وی ترغیب میکرد و میگفت تو بریز بقیه کارها با من
و الان میفهمم که این همان هدایت و دستان خداوند بوده که در کار شده تا من را بخواستهام برساند
بالاخره اعتماد کردم و پول را قبل از اینکه حتی اجناس را ببینم یا بدانم اصل است یا تقلبی، به حسابش واریز کردم
چند روز بعد با من تماس گرفت و گفت سفارشاتت آماده است و دارم بار میزنم که به شهر شما ارسال کنم و بعد از چند ساعت نیز زنگ زد و گفت صبح اول وقت بار زده و ارسال کردم و تا آخر شب بدستت میرسد
نزدیکیهای شب بود که دیدم تلفنش دومرتبه زنگ زد و گفت نیمه شب بار من به شهرم رسیده و بهت تلفن میزنند تا آدرس را گرفته و به درب منزل بیاورند
ساعت حدود یک نیمه شب بود که دوباره تلفنم زنگ زد و گفت که رسیده و با وی هماهنگی کنم
من هم به سر قرار رفتم و با کمال تعجب دیدم که خودش باتفاق همسرش با ماشین وانت بهمراه یخچال و ماشین لباسشویی در محل قرار ایستاده و گفت از آنجائیکه تو به من اعتماد کردی و ندیده و نشناخته پول به حسابم واریز کردی من هم دلم نیامد اجناس ترا به شخص دیگری بدهم و گفتم خودم به شهر شما بیایم تا هم سفارشات ترا تحویل بدهم و هم گشت و گذاری هم در شهر شما داشته باشم
و وسایل را به منزل آورده و با کمک همدیگر از ماشین پیاده کرده
بعد هم که به یک نصاب گفتم که برای نصب و راهاندازی آنها بیاید میگفت این وسایل را از کجا خریدی و وقتی که داستان را برای او تعریف کردم با تعجب میگفت خیلی شانس آوردی چون در آن شهر اجناس تقلبی بسیار زیاد است ولی این دو جنس اصل کرهای هست و از کیفیت و قیمت آنها واقعاً تعجب کرده بود
الان و با این فایل عالی بیشتر درک کردم که وقتی کارها توسط خداوند انجام شود همهچیز در زمان و موقع مناسب و با بهترین کیفیت انجام میشود
حال اگر قرار بود من روی خودم حساب میکردم بهیچوجه ممکن نبود من بتوانم به این کیفیت و این حالت زیبا خودم این اجناس را تهیه کنم، همانگونه که بارها برایم پیش آمده که با ذهنیت قبلی خودم و با حساب کردن روی توانایی و عقل خودم اقدام بخرید کردهام ولی نتیجه نهایی بهیچوجه آن چیزی که میخواستم نبوده است
همین نوشتن این کامنت هم هدایت خداوند بود
وقتی فایل تمام شد و استاد فرمودند که مثالهایی از خودتان بزنید هرچقدر روی مغز خودم حساب کردم و بخودم فشار آوردم نمیدانستم چه چیزی باید بنویسم و میخواستم از نوشتن گامنت منصرف بشوم
ولی وقتی از خداوند خواستم که به من کمک کند تا بتوانم یک کامنت عالی بنویسم یکمرتبه این مثال بیادم آمد و مطمئناً این هدایت خداوند بوده که به من یادآوری کرده کجاها دست من را گرفته و راحت به خواستهام رسانده است
خدایا شکرت
بنام خداوند زمین و زمان، آسمان و کهکشان ”
بنام خداوند عشق ”
بنام خداوند بخشنده ی مهربان ”
استاد گرامی سلام ”
دوستان عزیز سلام ”
سلام و درود بر قلب های مهربون شما ”
خیلی از خداوند سپاسگزارم که فرصتی شد بیام یک کامنت قشنگ ، اونم در مورد باورهای توحیدی بنویسم ”
خدایی که هم اوله و هم آخره ، هم ظاهر ه، هم باطنه ”
هیچ چیز شبیه اون نیست ”
و یه جا دیگه میگه همه چیز خداست ”
اگر به من بگن خدا چه شکلیه من نمی گم عظیمه، میگم اوج عظمته”
نمی گم مهربونه و عاشقه ”
میگم اوج مهربونیه ”
نمی گم اون عشقه، اون عاشق نیست ، اون خود عشقه ”
خدای من خدای سیل ، زلزله نیست ”
خدا
جواب
باورهای
ماست ”
اون چیریکه باورش داریم همون میشه ”
خدا به همون چیزی که باورش داری تبدیل میشه ”
به چی باور داری دوست من ”
خدای ظلم، خدای ظلم رو می بینی ”
خدای فقر ، خدای فقر رو می بینی ”
به چی باور داری ”
به چی باور داری ”
خدای تو همونه ”
وقتی عشق می ورزی ، خداوند هم عشق رو متصاعد میکنه ”
وقتی خداوند محبتی از سمت تو می بینه، خداوند محبت رو در زندگی تو متصاعد میکنه ”
خداوند میگه آنها به خودشون ظلم می کنند! !!!
دقیقا همون چیریکه در باورت شکل گرفته ”
و داری تجربش میکنی ”
خداوند اوج عشق و مهربانیه ”
خداوند ثروت میشه ”
خداوند عشق میشه ”
خداوند مهربانی میشه ”
خداوند سیل میشه برای کسیکه به نام امنی باور داره ”
استاد چقدر خوب خدا رو باور کردی ”
همه چشمه ست، هم دلخوشیه ” هم پارتیه ”
هم درمون برای دردهای بی درمون؟
هم مرحم میشه”
هم مرحم میذاره ”
هم عشقه و هم ثروته”
واگر باورش کنم همه چیز بهم میده ”
من چی رو میخام ، که در خداوند پیداش نمی کنم ”
این سوال رو از خودتون بپرسید “من دنبال چی هستم؟؟؟؟
که در خداوند پیداش نکردم ”
من چقدر بزرگ میخام که در کره زمین جا نمیشه؟
ما یک نقطه تو این شهر نیستیم”
ما یک سری سوزن تو نقشه ی کشور مون نیستیم ”
ولی ببین چقدر عظیمیم”
و خداوند میگه زمین و آسمان ها را رام اراده ی تو کردیم ”
خداوند چقدر می تونه عاشق باشه ”
چقدر می تونه قدرت مند باشه ”
خداوندچقدر می تونه به ما محبت کنه ”
که بگه از رگ گردن به تو نزدیک ترم ”
و به خودش آفرین بگه ”
ببین خداوند چقدر می تونه عاشق تو باشه ”
که به خاطر تو خورشید رو خلق کرد ”
که به خاطر تو زمین را خلق کرد ”
و همه ی حیوانات رو ”
مطمئن نیستی تو ”
به حرفم گوش کن ؟؟!!!!
مگه آب از آب تغذیه میکنه ”
مگه درختان از میوه های خودشون تغذیه می کنند ”
مگه آسمان و زمین از خودشون استفاده میکنن ”
مگه نه خداوند همه چیز رو برای ما خلق کرده ”
به عشق ما و به عظمت ما این ها رو خلق کرده ”
چقدر ما می تونیم نامرد باشیم و به خدا پشت کنیم ”
و این آیه رو باور نکنیم که همه چیز برای ما خلق شده ، و در اختیار ماست”
ما چیره هستیم، ما اثر انگشت خدا هستیم ”
فایل های استاد فایل های عشقه، و ما داریم به فرکانسی گوش میدیم که فرکانس عشقه ”
استاد شما فوق العاده و محشری ”
به این دلیل هیچ کس شبیه تو نیست ”
به این خاطر زیبایی ”
که تنها هستی و منحصر به فردی ”
به این خاطر زیبایی نه به خاطر لباسات ”
به این خاطر خاص هستی که یه دونه از تو روی کره خاکی هست .
تو یک برندی؟
تو یک نماینده ایی ؟
تو نماینده عشقی؟!!
تو نماینده آگاهی هستی ، تو اومدی روشی رو به دنیا معرفی کنی”
خداوند به این خاطر تو رو خلق کرد ”
که مستقیم باهات صحبت کنه ”
آن بندگانی که سخن بشنوند و نیک عمل کنند . آنان هدایت شده گانند. و به حقیقت آنان خردمندان عالمند ”
تقدیم به دوستان بی نظیرم ”
در پناه الله مهربان باشید “
به نام خداوند خورشید و ماه + که دل را به نامش خرد داد راه
به نام خداوندباران نقل وتگرگ + نفس های باد وتپش های برگ
به نام خداوند رنگین کمان + فروزنده روز و شب آسمان
سلام استادخوشتیپم
سلام دوستان عزیزم
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
ـــــــــــــــ
«همه کارها در دست خدا است»
پس شما آنها را نکشتید، و بلکه خدا آنها را کشت و تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خدا تیر انداخت و خدا می خواست مؤمنان را آزمایش کند، آزمایش نیکوئی، و خدا شنوای دانائی است.
(سوره الانفال، آیه 17)
اومدم داخل سایت واین فایل توحیدعملی رودیدم وخیلی خوشحال شدم چون من عاشق فایل های توحیدیم چون اصل واساس زندگی مابراساس توحیده
خداوندهرلحظه داده ماروهدایت میکنه
وقتی درمسیردرست هستیم خداوندماروبه شرایط ایده هاافرادموقعیت هاهدایت میکنه ومادرزمان ومکان مناسب قرارمیگیریم وهمه چیربه ماگفته میشودچون همه کارهاروداره خداانجام میده
تمام کارهاواتفاقات کرات وجهان وکهکشان هاوکره زمین وتمام اجزای بدن ماروخداداره انجام میده وهمه چی دست اوست
پس نبایدبه خودمون مغروربشیم که من این مشتری رواوردم من این ثروت روبه دست اوردم
من این اعتبارروکسب کردم ولی خداونداون مشتری روبه سمت هدایت کردوتومغرورشدی ونفهمیدی که همه کارهاروخداروبرات انجام داده وبعدمیگی من خودم به تنهایی انجام دادم
به میزانی که درمقابل خدادندمتواضع باشیم خداوندکارهاروانجام میده وکمکمون میکنه ومادرمقایل مردم اجروقرب زیادی پیدامیکنیم وهمه جهان دست به کارمیشن تاکارهای توروانجام بدن انگارکه خداهمه کارهاشوگذاشته کناروداره کارهای توروانجام میده وقتی که باورش داشته باشی ومحتاج ووابسطه فقط به اوباشی
خداوندمیگه توتیرننداختی من انجام دادم
همه کارهادست اوست
گاهی وقت هاباخداحرف میزنم ومیگم خدایامن نمیدونم چکارکنم خودت بهم بگوتودانایی عاقلی تمام قدرت دست تویه من ناتوانم خودت بهم بگووراهکاربده من به هرخیری که ازسمت توبه من برسه فقیرم ومحتاجم تورزاقی تووهابی توثروتمندی خودت راه هاروبرام بازکن دل هاروبرای من نرم کن خودت میدونی تودل من چی میگزره
خودت درهای نعمت وثروت روبه روی من بازکن
خدایاازت میخوام به ارامشی فراازتصورخودم برسم
خدایاازت ازادی مالی ومکانی وزمانی میخوام میخوام به استقلال برسم خودت هدایتم کن
همینطورکه استادازت خواست وبهش دادی به منم بده
چون خدای من خدای خاصیه چون من خودم خاصم چون خدای من خدای بخشنده وخدای عشق ودوستی ومهربانیه
فقط یک منبع رزق وروزی وخیروثروت وجودداره واونم تویی خدای من مامنبع شروبدی نداریم
به قول مناجات ملاصدرا
خداوندبرای من همه چیزمیشودهمه کس رابه شرط ایمان به شرط پاکی دل به شرط طهارت روح به شرط پرهیزازمعامله باابلیس
خدادرکوچه های خلوت شب باتواوازمیخواندودرکنارتوست
ونان وغذابرسرسفره تومیشود
ایاخداوندبرای توکافی نیست؟؟
الهامات عجیب وغریب نیستندگاهی وقتی یک حسی بهت میگی فلان کارروانجام بده بعدمتوجه میشی ازطرف خداوندبوده ودقیقامن این رودیروزخودم تجربه کردم
اگرباورداشته باشی که خداوندبهت الهام میکنه وباتوصحبت میکنه دیگه نگران هیچی نیستی وخداقدم هاروبهت میگه
یادمه من چندسال پیش یک جورایی وابسطه به یکی ازدوستانم شده بودم وهمش بهش میگفتم توزندگی من روعوض کن وکمکم کن که پولداربشم وبعددیدم که چه ضربه هایی خوردم مخصوصاضربه های روحی وروانی که دربدترین شرایط روحی قرارداشتم واتفاقات بدهم برای من رخ میدادچون به غیرازخداوندحساب کرده بودم وهیچ پیشرفتی هم نکردم
یک موردچندماه پیش یک پول خوبی ازجایی که فکرشونمیکردم به حساب من واریزشدچراچون ارامش داشتم چون میدونستم که خداوندثروتمنده وهدایت وحمایتم میکنه وبعددرهای نعمت بازمیشه
خدایاتنهاوفقط وفقط میخوام وابسطه به توباشم
به کدام واژه بخوانمت، به کدام واژۀ نارَسا؟
به کدام جلوه بجویمت؟ متعالیا و مقدّسا!
همه جا نشان جمال تو، همه سو شکوه جلال تو
همه در ثنای تو نغمه خوان، همه در حریم تو جبهه سا
شادوموفق باشید
سلام خدمت تمام دوستان عزیزم
استاد عزیزم .
الان کامنت خانم مینا کاشی رو خوندم که در مورد عشق مطلق صحبت کرد و من چقدر لذت بردم چقدر یادگرفتم که واقعا عشق مطلق خداونده خیلی لذت بردم
امروز صبح که بیدار شدم انگار یه چیزی بهم الهام شد درواقع یک ایراد بسیار بزرگی یادم اومد کا دارمش .
من تا یک ماه پیش عسل داشتم برای فروش و توستاره قطبی هر روز میگفتم که خدایا پول وارد حسابم بشه و خیلی وقتا میشد
اما نکته این داستان چیه
و ایراد من چیه
من الان مدتی هست محصولم تموم شده و یه مدتی هست که واقعا ورودیم بسیار کم شده
حالا تو این مدت اون ستاره قطبی یادم می اومد
نجواهای شیطان تو ذهنم هی میگفت تو داشتی ستاره قطبی انجام میدادی ودرخواست میکردی و پول می اومد توحسابت بخاطر این نبود که خداوند این کارو میکرده .بخاطر این بوده که تو محصول رو داشتی
پس خدا نبوده که پول اورده تو زندگیت محصولت بوده .
واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای خدای من چقدر باورها نهانن چقدر این شرک مخفی هست .
من داشتم اینجوری فکر میکردم ناخوداگاه
با این فایل متوجه شدم .
حالا مگه اون محصولی که من داشتم میفروختم .کی بهم داده مگه اون نعمت خدا نبوده مگه غیر از اینه
چقدر شرک تو وجودم دارم و داشتم
کا تمام بدبختی های که کشیدم بخاطر این شرک ها بوده
بخاطر این غرور ها بوده.
بخاطر این منم منم ها بوده
خداوندا هر چی که داشتم و دارم و بدست میارم اذان توست
خداوندا اگه درخواست یوسف از دیگران
14سال فراموش شده
من توی این 30 سال تا جای که یادمه وابسته به دیگران بودم و درخواست های من حداقل 20ساله فراموش شده
من در تمام این سالها وابستگی شدید به دیگران داشتم
البته واقعا خیلی روی خودم کار کردم و الان. از این قضیه خیلی راضی هستم البته در روابط عاطفی میگم که خیلی بهتر شدم
والا بازم این قضیه پاشنه اشیلمه
چون از گذشته من وابستگی های بسیار شدید داشتم اینم شرکه
یعنی من تمام تمام تمام تمام تمام احساس خوبم به دیگران ربط داشت انقدر باورهای غلطی داشتم و وابسته بودم به دیگران که حد و حساب نداره.
شرک شرک شرک شرک
واقعا در 99/9درصد من در تمام جنبه هام شرک ورزیدم
از روابط عاطفی
از روابطم با دیگران
از وابستگی های شدیدم به دیگران
از تمام درخواست های که فقط از غیر خدا داشتم
از وابسته به عوامل بیرونی در تمام جنبه ها
از غرور هام
از فخر فروشی هام نصبت به افراد پاین تر از خودم
از خودم رو دست کم گرفتن نصبت به افرادی که ازمن قدرتمند تر بودن ثروت وموفقیت داشتن
احساس ضعفی که داشتم نصبت بهشون احساس ناتوانی کردم جلوشون
واقعا در تمام جنبه ها باید دیدگاهم رو عوض کنم و توحیدی تر بکنم خودم رو
استاد این فایل انگار دقیقا برای من اماده شده
چون واقعا خیلی به خودشناسی دارم میرسم
و تمام درخواستهای که من از خدا داشتم و اجابت نشده
بخاطر همین شرک بوده
من توحیدی نبودم من شرک ورزیدم
من به همه کس و همه چیز اویزون شدم بغیر از خدا
و تمام توگوشی های که خوردم
یعنی اینجوری بگم در تمام جنبه های که به دیگران اویزون بودم بد ترین برخوردهارو دریافت کردم.
تحقیر شدم
زجر کشیدم
مسخره شدم .
منت کشی بسیار زیاد کردم
و کلی تو گوشی خوردم
خداوندا من هرچی داشتم و دارم و بدست میارم اذان توست
من هیچی نیستم هیچی نمیدونم
توی که همه چیو میدونی توی که قدرت مطلقی توی فرمانروا ما هر چی داریم اذان توست …
خداوندا ازت درخواست دارم که وجودم رو پاک کنی .
وهر روز توحیدی تر بشم و هر روز در این مدار عشق بی منت قرار بگیرم
خداوندا هدایتم کن و کفرهای که من داشتم رو ببخش ودرخواستم رو قبول کن و هدایتم کن مثل همیشه دستمو بگیر .
از این فایلی که بهم فهموندی که قدرت اذان مطلق اذان توست .
وهر خیری که بهم میرسه از طرف توست و هر شری که برسه . از طرف خود منه با باورهای نامناسب.
خداوندا یادم بیار که تو همیشه دستمو گرفتی تو بودی بارها و بارها اشتباهات فاجعی داشتم تو بودی که ابروم رو نگه داشتی بارها و بارها شده که من در بدترین شرایط بودم تو خودت دستمو گرفتی
منی که فقط وفقط تنها چیزی که بهش فکر میکردم خود کشی بود وتنها روشنای که تو ذهنم ساخته بودم خود کشی بود ولی الان من 180درجه تغیر کردم
و از طرف دستان خودت استاد عزیزم رو هدایت کردی تا از قوانینت منو اگاه کنی .
خداوندا منی که افسرده افسرده افسرده بودم
الان در مقایسه با قبلم چقدر امید وارم چقدر دارم لذت میبرم
چقدر برای خودم ارزش قائلم چقدر خودمو لایق میدونم
چقدر حال و احساسم خوبه چقدر من تغیر کردم
منی که از سال 86به بعد در بد ترین شرایط اعتماد بنفسی قرارگرفتم و ارام ارام درام تا سال 96
در بد ترین شرایط
اعتماد بنفس پاین
وابستگی شدید
خود کم بینی و باور نداشتن خود
نا امیدی مطلق و ودر ذهنم تاریکی کامل کامل
واقعا این کلمات نمیتونند اون شرایط های که من تجربه کردم رو اون تحقیر شدن ها اون احساس افسردگی ونا امیدی اون به خط قرمز رسیدنها و تنها راهی که برای نجات بهش فکر میکردم فقط
خودکشی بود .
پس منی که در این شرایط بودم و بزرگ شدم
تو دستمو گرفتی خدایا تو بودی منو نجات دادی تو بودی ارام ارام من رو هدایت کردی با استاد با دستانت اشنا کردی با قوانینت اشنا کردی
با اینکه من خالق بدون چون چرای زندگی خودم هستم اشنا کردی
منو هدایت کردی ازدواج کردم
منی که اعتماد بنفسم زیر صفر بود .انقدر خجالتی بودم حتی روم نمیشد که بشینم که مهمونمون بیاد
ولی ازدواج کردم هدایتم کردی روابط خوبی رو بگیرم .اون ترسهای که داشتم از روابط با دیگران اون ترسهای ک داشتم از هزینه ها
خدایا همه اینارو تو هدایتم کردی.
توهدایت کردی شغلی که خودم داشته باشم رو ایجاد کنم
تو هدایتم کردی ماشین
موتور
زمین
اون همه مشتری برای محصولم در این سالها.
تو هدایتم کردی که خونه بگیرم
وسایل خونه بخرم
وسایل کار بخرم
از شغل دومی که دارم چقدر مشتری های خوبی رو هدایت کردی برام
از جور شدن هزینه یا پرداخت بدهی در بد ترین شرایطی که بودم خودت جورش کردی من با باورهای غلط خودم بوجودش اوردم اما تو بودی که ابروم رو حفظ کردی.
2تا داستان خیلی واضح که واقعا اشکمو در اورد هم بگم همین یک ماه پیش بود مهمون داشتم وسایل هاشون تو ماشین من بود
ماشین رو یه جای تو خیابون گذاشتم رفتم پیش مهمونام تارسیدم پیششون یه الهامی اومد که برو تو ماشینت تا اینا کارشون تموم میشه وقتی که رفتم دیدم در عقب ماشینم بازه وکلی وسایل های اونا دقیق پیش همون درب عقب بود
یعنی وقتی دیدم هیچی رو نبردن بخدا بغض گلوم رو گرفت وهمونجا سپاسگذاری کردم .
وگفتم خدایا واقعا این هدایتی بود که قدرت تو رو باور کنم چون وسایل ها خیلی سبک بودن و هر کس که درب رو باز کرده خیلی راحت میتونست وسایل رو ببره
اما تو هم قدرتت رو بهم نشون دادی هم ابروم رو حفظ کردی
من اولین بارم بود با این مهمونام برخورد میکردم یعنی اولین دیدارمون بود و از فامیل های همسرم بودن من تازه ازدواج کردم 1سال ونیم هست
و کلی رودربایستی داشتم باشون
تازه من خودم ازشون خواستم که وسایل رو از ماشین خودشون بر دارن بذارن تو ماشین من
یعنی واقعا وگه چیزی رو میبردن حسابی بد میشد
اما خداوند ابروم رو حفظ کرد
داستان دیکه من کار سیم کشی میکنم نه در حد حرفه ای تازه کار بودم
رفتم خونه همسرم. که اون موقع نا مزد بودیم
بعد دعوت شدیم خانه باغ خاله همسرم
بعد اونجا گفتن کار سیم کشی میکنی خونه رو تازه ساختیم کلر هم اوردیم ولی نصب نشده تو میتونی انجامش بده
منم که اصلا تا حالا مدار کلر رو نبسته بودم
خلاصه تو راه کلی از خدا خواستم که خدایا چیزیه که شده ابروم رو حفظ کن .
خلاصه درستش کردم
اما یک درس بسیار بزرگی داشت برام که قدرت خدارو فهمیدم و چقدر خوشحال شدم
خدایا همه کار هارو تو انجام دادی عاشقانه سپاسگذارم
چقدر از این کامنتم لذت بردم حسابی قلبم باز شد خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم
راجب این فایل فوق العاده و تمرینش
من میتونم بگم که هر جا که من رها کردم و اجازه دادم که خداوند کارها رو به نوعی انجام بده از راه هوایی که اصلا به ذهنمم نمیرسد مسائل حل شده
ولی یک مسئله هست که خیلی زود فراموش میکنم خیلی زود از یاد پاک میشه و اینم به دلیل ورودی های ذهن و عدم کنترلشه
وگرنه من هر چی بیشتر رو خودم کار کنم و مثل ورزش کردن هی تمرین کنم معلومه که حرفه ای تر میشم تو اون موضوع
یادمه چندین سال پیش تو نوجوانی من دنبال راهی بودم که درآمد کسب کنم و کار کنم
بالای بیست تا مغازه و فروشگاه رو رفتم و مصاحبه کردم و همه قرار شد که خبر بدن بهم برای کار و ندادن
بعد چندین روز در حالی که در حال پیاده روی تو پیاده رو بودم با خودم گفتم خدایا خودت یه کاری برام انجام بده (الان که دارم مرور میکنم موهای تنم سیخ میشه) تو همون مسیر دوست قدیدمیم به که چندین سال بود ندیده بودمش سر راه قرار گرفت تو همون پیاده رو
بعد از سلام و احوال پرسی بهش گفتم که دنبال کارم
و اونم گفت که اتفاقا من یه جا کار میکنم و اونجا هم به نیرو لازم دارن تو هم بیا منم از خدا خواسته گفتم باشه
درآمد اون کارم از تمام اون بیست مغازه به طرز قابل توجهی بیشتر بود
خلاصه که هر جا فراموش کردم خدا رو و قدرتش رو کارام یا حل نشد یا اگرم حل شد پدرم در اومد چون توجامعه از بس به ما میگن که کارا سخت جلو میره ذهنم قبولش کرده
ولی ما باید به خودمون بیایم و خدا رو پیدا کنیم چون اون رب العالمینه اون تنها نمیزاره مارو
هر جا دستت رو بدی بهش هوا تو داره
به نام خداوند بخشاینده مهربان
خدامرا کفایت است وجز او خدایی نیست
من براو توکل کرده ام
که اوست پروردگار عرش بزرگ
خدایا بابت هدایت های به موقع وهم زمانی هایت با تمام قلبم تو رارشکرمیگویم
خداجونم عاشقتم که از زبان استاد این چنین به موقع صحبت های که باید بشنوم را شنیدم
سلام ودرود بر استاد توحیدی ومریم جان عزیزم
واقعا به موقع مثل هر فایل دیگه ای از شماهدایت شدم و قلب وجانم روشن شد .
استاد این چند سالی که خدا هدایتم کرد به مسیر شما بخش های توحیدی سایت توحید عملی های 1تا 10چقدر آرامم کرد وچقدر قلبم را مطمئن کرد .
صادقانه هر جا که ذهنم حرف میزنه ومیگه این حرف های استاد را باور نکن راه بقیه را برو برای استاد فقط جواب میده و هزاران ترمز که از ذهن نجواگر میاد اومده وقلبم را آروم کرده .
استاد وقتی که با آقای عرشیانفر آشنا شدم که باعث شد به سایت شما هدایت بشوم از طریق دوره کوچینگ ،فایل های شما را همراه با حرف های
آقای عرشیانفر میگذاشتند توی واتس اپ
من همش فایل های شما را که میشنیدم خیلی بن دلم مینشست وانگار همونی بود که میخواستم وهمش را سیو کردم در تلگرام مخصوصا فایل نگاه ملاصدرا از خداوند که همیشه میشنوم .
اصلا نگاه من به خدا با نگاه شما به خداوند عوض شد .
خدایی که ترسناک بود در ذهنم که من اصلا نمیشناختم ولی شما دید متفاوت از بقیه است راد جامعه داشتید وتا الان هم همون نگاه را دارید وتغبیر نکرده .
اینقدر ایمان داشته باشی که همه چیز را به خدا وصل کنی .
واین تقوا که در قرآن میگه .
یه بار از خدا پرسیدم که استاد عباسمنش چطوری اینقدر به همه چیز را حت واسان رسیده که خداوند قشنگ گفت ایمان داشته ومن را باور کرده .
به خود خدا هرجا تسلیمش شدم جواب گرفتم نمیدونم چطوری ولی فقط اون راه ها را بلده .
میخوام داستانی بگم از یه ماه پیش که درس گرفتم که غروردر برابر خدا انسان را میکشه پایین .
تو یه مغازه لبنیاتی مشغول به کارشدم 5ماه پیش با شروع دوره احساس لیاقت .
صاحب کارم همش از شیر وماستش خیلی تعریف میکرد وهمش میگفت شیر من تک هست تو کل شهر
ماست من تک شده توشیراز
همش منومن ومن
من احساس خوبی نداشتم ومیگفتم چرا فقط میگه من یعنی خدا براش کاری نکرده وله خودم میگفتم ببین سمیه این غرور نابودش میکنه .
تا اینکه یکماه پیش که یه یخچال از یه شرکت آوردند براشون، من خیلی خوشحال شدم وگفتم خدا برامون رسوند فریزری که میخواستید.
با لحن مسخره آمیز گفت :خدا رسوند؟
خودم رفتم دنبالش
خدارسوند؟
من را میگی دیگه ساکت شدم
با خودم میگفتم این آدم سقوط میکنه کسب وکارش، چون غرور شدید داره که خودش همه چی میدونه .
واقعا هم سقوط کرد خیر و برکت از مغازه اش رفت ومن هم دیگه اومدم بیرون از اون کار
ویاد حرف های شما استاد افتادم که هیچ وقت نباید کریدیت کارهامون وحتی نفس هامون را به خودمون بدیم .
واقعا من نمیدونم چطوری مغزم وقلبم واندام هام کارمیکنه وخودم هیچ دخالتی نداشتم در تشکیلشون پس چطور بگم من این کارراانجام دادم
استاد حتی از اینکه بخوام از کلمه من استفاده کنم ناراضی هستم چون خدا ایده ها را میاره ،خدا روزی میده بهم ،هذا از خواب بیدارم میکنه وهرچی که گوش کردم به حرف هاش واقعا نتیجه گرفتم با اینکه اولش اصلا غیر قابل باور بود برام .
کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؛
خدایی از بچگی همیشه هدایتم میکرده ولی خیلی جاها با کله خودم رفتم خوردم زمین
اینقدر قشنگ هدایتم میکنه وکمکم میکنه که متوجه شدم کار اونه .
مثلاً بچگی من بیماری کلیوی داشتم و خداوند یه دست مهربونش را فرستاد با چندتا آیه قرآن وباور معلم قرآن برادرم که فکر کن تو دستت یه سیب قرمزه ومیخوریش وخوب میشی ،خوب شدم
اینقدر هدایتم کرده که صفحه ها باید بنویسم
در ازدواجم هدایت خواستم وفرپ خوبی را فرستاد برام
در زمان بارداری وموفع زایمان که چقدر راحت انجام شد
در زمان بچگی که چندین بار از بلندی افتادم وخدا نجاتم داد.
در زمان جالبه جایی منزلمون که چقدر راحت جابه جاشدم بعد 15سال .
در زمانی که جویای کار بودم هدایتمکرد به کار راحت تر
در هر زمانی که خواستم اومد ولی به شرط ایمان وپاکی دل
کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره ها را از زندگی شما باز کرده؛
واقعا هیچکس جز خدا گره ها را راحت باز نمیکنه
اگر جایی کارمون راحت پیش میره یعنی خداوند داره کار میکنه ولی اگر سخته با کله خودمون رفتیم.
اینقدر به موقع که تسلیم شدن دست کم اش را فرستاده که واقعا بی نهایت دست هایش را دیدم .
آخریش هم همین دیشب که مدارکم وحقوقم که یک ماه بود دستم نرسیده بود به دستم رسید .
ویه سری مدارک هم دست صاحب کار دومی داشتم که از خدا هدایت خواستم وگفت برو زنگ بزن چرا فرار میکنی شهامت داشته باش وحرفت را بزن
وزنگ زدم وگفت امروز به دستت میرسونم .
چون قبلش میترسیدم از رفتار صاحب کارم وشرک داشتم ولی وقتی خدا گفت وانجام دادم اون قلب ها را برام نرم کرد.
کجاها خداوند بی دریغ به شما کمک کرده و مسائل تان را حل کرده به گونه ای که به مو رسیده اما پاره نشده است؛
هرجا پولی لازم داشتم وبه موقع رسید و کارم انجامشده
یه دوسال پیش رفتیم بوشهر با همسرم ودرمسیر راه خاکی بود شد اینقدر ترسیده بودم ولی از خدا کمک
خواستم وچقدر زیبایی دیدم چقدر راحت شد مسیر وماه کامل وبزرگرا دیدم که هیچ وقت اینقدر قشنگ ندیده بودنش .
زمانی که به خاطر تصادف همسرم که من گردن گرفتم میخواستند زندانی ام کنند و همون جا گفتم به مسئولش که من فقط خدارادارم وهمون افرادی که همسرم تصادف کرده بود باهاشون،یه ضامن کارمند آوردند وکارم انجامشد.
چقدر خدا بی دریغ کمکم کرد ومن غرور داشتم واومدم پایین ودرزمانی که تسلیم شدم دستم را گرفت .
در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی؟
خیلی جاها
موقعی که نیازش داشتم گفتم خدایا کمکم کن وکمکم کرد از هزاران راه
اون جاهایی که کارم انجامشدگفتم خودم با هوش بودم و رنگ بودم ودرستش کردم .
واین یعنی شرک وقشنگ دستش را رها کرد وبا مخ خوردم زمین .
همین امروز صبح که تو محل کار داشتم از بالابر میرفتم بالا میگفتم خب میتونم خودم برم بالا آیا نیازی دارم از خدا کمک بخوام؟نه دیگه راحته
به خدا همون موقع آسانسور وسط گیر کرد ومن با زحمت خودم را کشوندم بالا
به خود خدا حتی هر نفسمون هم از لطف اونه که راحت میاد ومیره .
آخه این غرور نشانه وجود شیطانه که میفهمم از خدا دورم میکنه
ودراخر یاد این جمله از هدایت خدا که الان افتاد در قلبم
با خدا باش وپادشاهی کن
بی خدا باش وهرچه خواهی کن .
استاد در پناه خدا زنده وسلامت توحیدی باشی وهدایتگر هزاران انسان و دستان خدا شدی
درود و عشق و احترام به پادشاه جهان که مرا در حلقه توحید قرار داد.
سپاسگزارم از سید حسین عباسمنش عزیز و گرامی و مریم عزیز و درخشان .
والاس والتز در کتاب دانش ثروتمند شدن میگه
به منظور اینکه پیشرفت شما تضمین شود از موقعیت خود فراتر باشید
هر روز تمام کارهایی را که می توانید انجام دهید و هر کار خود را در بهترین حالت انجام دهید.
و هنگام انجام هریک از کارهای خود, قدرت موفقیت و هدف خود در مورد کسب ثروت را به یاد داشته باشید.
از طرف دیگه در قرآن در سوره فاتحه گفته شده
اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین انعمت علیهم
سوالی که پیش میاد اینه که چه کسانی در وفور نعمت هستند ?
قطعا کسانیکه احساس لیاقت بالایی دارند
هر ماده غذایی رو نمیخورن
هر مدلی غذا نمیخورن
رویهم خوری و پرخوری ندارن
کلامشون و کلمات انتخاب شده دارن
سبک لباس پوشیدن خودشون رو دارن
سبک زندگی خاص
سبک تفکر خاص
سبک متفاوت در عملکرد پندار و کردار دارن
هر جایی که عده زیادی هستن اونها قطعا نیستن پس با هیچ موجی در جوامع اینها جابجایی ندارن از هیچ نقطه نظری و…….
و خب چه کسانی هر روز هر کارشون رو به بهترین نحو انجام میدن حتی آب خوردن رو?
کسیکه احساس لیاقت بالایی داره و وقتی میخواد آب بنوشه همه اقدامات لازم رو داره
1.زیباترین لیوانی که بهترین حس و زیباترین رابطه رو باهاش داره انتخاب میکنه
2.هر مدل آبی رو مصرف نمیکنه آب خیلی سرد یا آب خیلی گرم یا…
3.تمام تلاشش رو میکنه در نهایت آرامش اون آب رو جرعه جرعه و با لذت و تشکر از پادشاه جهان بنوشه
چون بهش زبان داده که با تک تک پرزهای زبان و سلولها و اعصاب لب و زبان و دهان و دندانها طعم بو و دمای آب رو احساس کنه
حلق داده که بتونه با تک تک عضلات میکروسکوپی و ماکروسکوپی اون جرعه ها رو در کمال آرامش و راحتی ببلعه با یه سرعت تنظیم شده اون به بقیه ارگان ها و سلولها برسه و سیرابشون کنه و تا انتهای سیکل مصرف آب, همه چیز تحت کنترل و مانیتورینگ پادشاه هست.
خب این فقط نوشیدن یه لیوان آب بود برای اعطای آب به تک تک مولکولها اتم ها و سلولهایی که پادشاه دستور داده کنار هم به فرمان من میمونید و هر اتفاقی افتاد شما موظفید کنار هم به بهترین حالتتون کارکنین تا این فرد بتونه زنده باشه
برای خودم سوال پیش اومد
فاطمه تو چقدر با احساس لیاقت تک تک پروسههای زندگیتو شروع کردی و به انتها رسوندی
ما همیشه تو یک جور عجله بیش از اندازه ایم چون شرک داریم فکر میکنیم قراره با قدرت خودمون همه چیزو حل کنیم و مدیریت-کنیم در حالیکه مدیریت بدنمون و تک تک این موجودات ریزی که کنار هم نشستن تا من راه برم حرف بزنم بخورم بخوابم و …رو هم ندارم
چقدر به این موجودات کوچک-نگاه-کردم و عشق ورزیدم?
همه اینها از یاد نداشتن احساس لیاقت میاد
پس احساس لیاقت یکی از اصول پایه ای قوانین هستی هست شاید شالیزه همه قوانین باشه چون خودش گفت
فتبارک الله احسن الخالقین
سلام به بهترین استاد روی زمین
خداوند رو بازم سپاسگذارم بابت این آگاهی ها و این هدایتهایی که در هر لحظه ما رو میکنه و مسیر رو بر ما روشن و هموار میکنه در هر لحظه.
این فایل بازم از اون دسته فایلهایی بود که کاملا با حال و هوا و نیاز روز من کاملا هماهنگ بود.این چند روز فایلهای آرامش در پرتو آگاهی رو مرتب میخونم و سعی میکنم درک بهتری ازشون پیدا کنم سعی میکنم که درونا به آرامش برسم سعی میکنم که آگاهانه کاری کنم که چرخ زندگیم روان تر بشه و بدنبال این بودم که به خشوع و خشوع بیشتری برسم درونم عشق جاری بشه و اتصالمذبا منبع قوی تر بشه صبح که فایل رو دیدم و دانلود کردم ایده ای نداشتم که چی میتونه باشه اما بحث توحید عملی همیشه پیامهای خوبی برام داشته و بعد از گوش دادنش قشنگ متوجه شدم که این فایل باتوجه به نیازم هست و تو مداری قرار گرفتم که بازم از جنبه ای دیگه به درک بهتر و عمیق تری از توحید و یکتا پرستی و اتصال هر چه بیشتر و عمیق تر به تنها قدرت جهان برسم و به طبع زندگیم زیباتر و غنی تر بشه.
باید بگم انصافا من جز اون دسته آدمها هستم که متاسفانه فخر زیادی میفروختم و همچنان میفروشم به افرادی حالا نه همه اما به بعضی ها چرا کلا از بچگی اینجوری بودم که بخاطر رفاه نسبی که داشتم بشدت به افراد فخر میفروختم و نگاه بالا به پایین زشتی داشتم اما خدا رو شکر به یمن برکت این سایت توحیدی و اتصال بهترم با خداوند این خصیصه در من کم رنگتر شده و من آگاهانه خیلی جاها سعی میکنم انصافا که پا روش بگذارم و تغییرش بدم و قشنگ متوجه شدم و میشم که هر بار که این کارو میکنم چقدر درونا آرامتر خاضعتر رهاتر و سرسپرده تر میشم و خیلی این احساس خوبی در من ایجاد میکنه و باعث میشه بیشتر روش کار کنم با انگیزه قوی تر چون واقعا دلم میخواد یه بنده سرسپرده و تسلیم باشم در مقابلش و تماما و قلبت خودم و زندگیم رو بهش بسپارم.
میدونید یه جورایی این الهام رو حین گوش دادن و نکته برداری دریافت کردم که آره درسته خودشه سیستم چیده شده و داره کارشو انجام میده اون داره ال ردی به صورت خودکار همه کارها رو انجام میده این وسط تو کاره ای نیستی اتفاقا با منم منم کردن چوب لا چرخش میکنی و اتفاقا چرخم از روت رد میشه صافت میکنه کاری نداشته باش اون باید حرکت کنه حرکتم میکنه اون کارشو بلده تو باشی و نباشی این سیستم هست کارشم انجام میده در واقع اون نیازی به تو نداره اون هوشمند تر و دقیق تر از اونیه که فکرش رو بکنی تو نیاز مند اونی به این شکل که سیستم رو بشناسی قوانینش رو درک کنی و باهاش همگام بشی خودت رو باهاش سازگار کنی اون به ساز تو نمیچرخه تو باید با ساز اون کوک بشی.تو کاره ای نیستی همه کاره اونه.
آقا اصلا یه چیز دیگه مگه ما حال نمیکنیم و لذت نمیبرم از اینکه یه کسی رو داشته باشیم که فقط بهش بگیم چی میخوایم و اون اینقدر احساس مسئولیت داشته باشه این قدر آدم دقیقی باشه و ما هم کاملا بهش اعتماد داشته باشیم چون نتایج کارهاشو قبلاً دیدیم دیگه دیدیم چقدر کار این آدم درسته و پرفکت بدون نقص بدون کوچکترین ایرادی کاری رو که بهش محول میکنی انجام میده خوب داریمش دیگه ما که میبینیم این نظام آفرینش چقدر بی نقص و عالی با کوچکترین جزییاتش با این عظمت داره کار میکنه و اصلا مات و متحیر میشیم همیشه بابت این نظم و دقت و هماهنگی کارهاش خوب چرا برای کارهای خودمون این کارو نکنیم کی از اون کاردان تر دقیقتر پرفکت تر کی از اون قابل اعتماد تر تو راحت بچرخی و بگردی خیالتم راحت باشه یکی داره به بهترین شکل کارهات رو انجام میده و مدیریت میکنه اون کارش همینه اون ساخته شده برای اینکه تمام کارهای تو رو برات انجام بده.
در آخر یه اتفاقی همین چند روز پیش افتاد که باعث شد این قضیه باور فراوانی و دریافت و عدم دریافتش رو خیلی بهتر درک کنم داستانش اینه که مدتیه که دولت گوشت گرم دولتی داره تو یک سری فروشگاه ها عرضه میکنه به قیمت مناسبتر از بازار و من همیشه میرفتم جانبو میخریدم تقریبا یه چند هفته ای بود که گوشت گیرم نمیومد تا چند روز پیش که بازم رفتم و نبود یه حسی گفت برو افق کوروش ببین اونجا چه خبره رفتم و دیدم تو ساعت 2یا 3بعد از ظهر بود که تقریبا باید گوشت تموم شده باشه دیگه دیدم دریایی از انواع گوشت بود همون جا با خودم گفتم ببین ببین نعمت هست ثروت هست تو جانبو نبوده تو افق کوروش بوده من مسیر و اشتباه میرفتم دریافتش نمیکردم نه به این دلیل که نبوده و از اون روز این افتاده تو کلم و همش تکرار میشه هر بار سر موضوعات مختلف و داره بشدت برای ساختن باور فراوانی بمن کمک میکنه.