توحید عملی | قسمت ۱۱ - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    راحله عنایت کجابادی گفته:
    مدت عضویت: 1244 روز

    بنام الله هدایتگرعزیزم امروز بهترین روز زندگی من است چون بعداز مدتی که به یک تضاد برخورده بودم واز خدایم هدایت خواسته بودم ولی خودم دست بکارشده بودم ودنیایم وآرامش زندگیم را از دست داده بودم عصر دیروز از خدایم هدایت خواستم وشب به فایل عزت نفس هدایت شدم وگفت وقتی روی خودت حساب می کنی همین می‌شود همان جا قول دادم بسپارم به خودش واو همان لحظات ابتدای صبح برایم معجزه رقم زد وان چه را که ماهها درگیر آن بودم در آن لحظه حل کرد ونشانی زییایی برایم فرستاد که دیگر تمام تاریکی تمام شد وبه خورشید رسیدی ودوباره امروز از خدا هدایت خواستم سه سال است گواهی نامه دارم ولی میترسم رانندگی کنم که این فایل استاد را باز کردم وایمانم هزار برابر شد از امروز قول دادم همه چیز را به خدایم بسپارم تا خودش مدیریت کند استاد عزیزم از شما سپاسگزارم که دست خداوند روی زمین هستید وممنونم که با آگاهیهایی که می دهید ما را به زندگی عالی هدایت می کنید در پناه الله یگانه باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 97 رای:
  2. -
    محجوبه هاتف گفته:
    مدت عضویت: 1472 روز

    سلام به دوستان عزیزم

    روز اول عید و 13 و همه تعطیلات عید فطر شیفت بودم

    حالم حسابی گرفته بود از شغلم

    گفتم خدایا من پرستاری رو دوس دارم از کمک به دیگران لذت میبرم ولی پس تفریح چی؟

    خانواده چی؟

    کلی هم از سرپرستارمون شاکی بودم که چرا انصاف رو رعایت نمیکنه

    به جای تعطیلات، سه روز بعد تعطیلات برام اف گذاشت که چی؟

    از اونجا که قبل ماه به خدا گفتم برنامه فروردین باتو خدا وارد عمل شد

    یه مهمونی بود که قرار بود من میزبان باشم

    ولی چون تعداد افراد زیاد بود جور نمیشد

    ولی خدا خواست و تو یکی از روزهای اف من شرایط همشون جورشد اومدن و کلی خوش گذشت.

    روز بعدی اف هم، همسرم که مخالف مهمونی وسط هفته بود به طرز معجزه آسایی قبول کرد که یکی از دوستان خانوادگیمون رو دعوت کنیم

    و کلی بهمون خوش گذشت.

    پلن خداوند همیشه از پلن ما بهتره.

    چون برنامه رو سرپرستارمون نذاشته بود خدا گذاشته بود همه چیز عالی پیش رفت.

    توی فروردین بالای 20 بار توحید عملی 10 رو گوش کردم و به طرز معجزه آسایی تو مدار آسانی ها قرار گرفتم.

    شیفت هام به طرز معجزه آسایی برام آسون شد.

    ممنونتم استاد عزیزم

    ممنونتونم دوستان توحیدی خانواده عباسمنش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 96 رای:
    • -
      سعیده شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 1571 روز

      إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَإِذَا کَانُوا مَعَهُ عَلَىٰ أَمْرٍ جَامِعٍ لَمْ یَذْهَبُوا حَتَّىٰ یَسْتَأْذِنُوهُ ۚ إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَأْذِنُونَکَ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ۚ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوکَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِیمٌ

      مؤمنان واقعی کسانی هستند که به خدا و رسولش ایمان آورده‌اند و هنگامی که در کار مهمّی با او باشند، بی‌اجازه او جایی نمی‌روند؛ کسانی که از تو اجازه می‌گیرند، براستی به خدا و پیامبرش ایمان آورده‌اند! در این صورت، هر گاه برای بعضی کارهای مهمّ خود از تو اجازه بخواهند، به هر یک از آنان که می‌خواهی اجازه ده، و برایشان از خدا آمرزش بخواه که خداوند آمرزنده و مهربان است!

      مرضیه ی محجوبه ی محبوب من

      سلام به روی ماهت …

      سلام به رفیق نازنینِ دل انگیز مهربونم

      خیلی دووور خیلی نزدیک…

      خیلی دلم برات تنگ شده اما روشنی قلبم بهم میگه بزودی در آغوش میکشمت…

      بینهایت از کامنتت لذت بردم جان من،ازت ممنونم که هرچی به قلبت الهام شد رو نوشتی.

      قدم گذاشتن در وادی مقدس طوی و رد پای الهی گذاشتنت مبارک.

      محجوبه جانم

      تو‌ در کنار من بودی و دیدی من چطور فقط با کنترل ذهن ،قدم به قدم هدایت شدم به مدار آسونی ها…

      الان که به زندگیم نگاه میکنم احساس میکنم سال ها گذشته …

      از شیفت های پر از استرس ccu ،از شیفت های سنگین و سی پی آر های icu و جهنم اورژانس کودکان هیچ خبری نیست…

      بدون اینکه من تقلایی بکنم خداوند قدم به قدم داره منو هدایت می‌کنه به مدار های زیباتر و بهتر و شگفت انگیز تر …

      به امید الله بزودی بهت زنگ میزنم و با صدای پر از شوق و اشک های جاری برات تعریف میکنم چطور وقتی با ایمان انصرافم رو اعلام کردم خداوند درهارو رو از جایی باز کرد که من حتی نمیدونستم دیواره …

      به کامنت نوشتن ادامه بده…

      قدم به قدم بیا و بنویس حتی کوتاه و مختصر

      اما از ردپا گذاشتن روی در و دیوار غار حرا غافل نشو…

      هم خودت لبریز عطر بهشت توحید شو و هم مارو سرمست عشق الهی کن …

      دوستت دارم بی نهایت

      به امید دیدارت در بهترین زمان و مکان رفیق دلبرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 42 رای:
      • -
        سارا محمدی گفته:
        مدت عضویت: 1742 روز

        سلام دوست عزیزم

        تکه ای از خدا

        رفیقی که ندیدمت ولی خیلی دوستت دارم

        کامنت هایت را می خوانم و لبریز از حال خوب میشم و مدام میگم دختر دمت گرم

        الهی در این مسیر پایدار بمونی و بی نهایت تحسینت می کنم

        سعیده جانم

        منم تصمیم گرفته بودم که از امروز رد پا بزارم که این نشونه حجت رو بر من تمام کرد و عمل می کنم به جریان هدایت

        عاااااشقتم

        بوووووس به کله ت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      سعیده کارگر گفته:
      مدت عضویت: 960 روز

      سلام‌دوست عزیزم

      منم پرستار بودم و خیلی زیاد حالتونو درک میکنم

      چقدر خوب که راه حلی بسیار ساده برای اجابت خواسته هاتون پیدا کردید و چقدر خوب که براحتی و با خیال راااحت میشه اعتماد کرد و انقدر حرص نزد و به کسی رو نزد

      فقط از خدایی که همه کارها دست خودشه درخواست کنیم و از نتیجه کار هرچی باشه بسیار حس و حال خوب و عالی بگیریم

      چقدر انسان اینجوری آرام میگیره و خیالش آسوده هست

      بسیار از کامنتتون لذت بردم️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        محجوبه هاتف گفته:
        مدت عضویت: 1472 روز

        استاد گفتن انجمن NA شرکت کنین، خیلی دوس داشتم شرکت کنم

        ولی همش میگفتم با این شیفت ها و بچه کوچیک و مشغله کاری بالای خودم و همسرم چه جوری وقت با کنم؟

        خدا جوری برام جور کرد که خودم حیرانم که چه جوری تو 6 ماه اخیر برام زمان باز شد

        به خداجون گفتم من میخوام شرکت کنم بقیش باتو

        خودش درست کرد

        قدم اول انجمن NAتسلیم بودن و عجز در مقابل خداونده

        خیلی کمکم کرد تا به قول استاد کمی علی بی غم بشم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      طیبه گفته:
      مدت عضویت: 980 روز

      به نام ربّ

      سلام مرضیه جان چقدر خوب که همه چی براتون آسون و خوب پیش رفته

      من اومدم دیدگاهم رو در این فایل بنویسم وقتی مینوشتم اتفاقات روزم رو و درک و درسی که داشتم ، دو تا از اتفاقاتی که برام افتاد امروز ،مینوشتم تا رد پام بمونه ولی به دلم اومد که ننویس

      چون قبلا این رو شنیده بودم که گفته شده بود ننویس و عمل کرده بودم و به وقتش بهم گفته شد بنویسمش اینبارم گفتم چشم

      بعد که نوشتم یهویی اومدم پایین نظرات هاتف 741 امین روز عضویت شما عین چراغی برام روشن شد

      هاتف معنیش رو میدونستم گفتم چی میخوای بهم بگی خدا

      هاتف یعنی : ندا دهنده ای که صدایش شنیده شود

      اما خودش دیده نشود

      یه حسی بهم گفت بخون دیدگاهش رو

      شروع کردم به خوندن یه حس خوبی گرفتم و شنیدم دوباره که اون دوتا اتفاق رو که ننوشتی تو دیدگاهت الان باید اینجا بنویسیشون گفتم چشم و اومدم بنویسم

      امروز من بعد اذان مغرب بود گفتم خدایا من میخوام یه فایل رو گوش بدم چی برای الانم خوبه

      رفتم تو گالری گوشیم و مثل همیشه انتخاب رو به خدا سپردم و گفتم خدا تو بگو رندم بالا پایین کردم فایلارو چشمامو بسته بودم شنیدم چشماتو باز کن دستمو که رو فایل گذاشته بودم

      فایلی بود که با صدای خودم ضبطش کرده بودم

      دعایی بود برای یک نفر که بین من و خداست و وقتی دیدمش گفتم خدا یعنی باید براش این دعا رو که ضبط کردم باز کنم و گوش بدم و دعا کنم؟؟؟؟

      گفتم باشه و دعا کردم برای اون شخص

      بعد گفتم خدا این برای من نشونه هست چی میخواستی بهم بگی ؟؟؟

      بعد وقتی داشتم برای اون شخص دعا میکردم انقد حس خوبی داشتم یه لحظه احساس کردم که اون شخص حضور داره تو اتاقم

      بارها و بارها گفتم خدا من چرا حضورشو حس میکنم تو اینجا انگار خیلی نزدیکه بهم نمیدونم درک نکردم که چه حرفی خدا داشت با من از این حس

      البته دو تا درک داشتم ولی باز سپردم به خود خدا و گفتم مراقبش باشه

      و وقتی هاتف رو دیدم و 741 رو دقیقا این دعا برام مثل چراغ روشن شد

      خدا آگاهه بر همه چیز خودش به وقتش بهم میگه دلیل این نشونه رو

      که امروز هم 27 ام فروردین هست

      در مورد دومین اتفاقی که میخواستم بنویسم تو دیدگاه این فایل و گفته شد نه این بود که

      اذان مغرب بود و من وضو گرفتم تا نماز بخونم اذان که تموم شد شروع کردم با دست و صورت خیس که وضو گرفته بودم به خوندن آهنگ بین من و خدا

      میگفتم خدای من دوست دارم ای بهترین معبود من و …

      یهویی دیدم دستای من میچرخن و وقتی بچه بودیم یادتونه دور خودمون میچرخیدیم و بعد سرگیجه میگرفتیم میفتادیم زمین ، یا مثل رقص سماع

      یهویی دیدم دارم چرخ میزنم و آهنگی که با خدا هر روز براش میخونم و میخوندم خیلی حس خوبی داشت چشمامو بستم و همینجور چند دقیقه داشتم چرخ میزدم

      این دوتا اتفاق رو گفته شد که اینجا بنویسم تو پاسخ به دیدگاه شما

      و گفتم چشم

      خوشحالم از اینکه براتون خدا بهترین رو میچینه و چند جا تو صحبتاتون یه درک هایی داشتم که دقیقا در مورد این دو تا اتفاقم بود که اینجا نوشتم

      هرچی که بخواد برای من خیره بهش محتاجم و ازش میخوام کمکم کنه میدونم که نشونه هاش همه یه دلیلی داره و خودش چگونگی رو همیشه قشنگ میچینه عین یه پازل کنار هم تا تکمیل بشن و همه و همه عشق هست و محبت که از خداست

      برای شما بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و ثروت و هرآنچه خیر هست از خدا میخوام

      و برای همه مون سعادت در دنیا و آخرت باشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        محجوبه هاتف گفته:
        مدت عضویت: 1472 روز

        این کامنت شما چقد به من احساس خوب داد ممنونتم دوست عزیز

        خداوندا

        آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم

        و شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می‌توانم و دانشی که تفاوت این دو را بدانم.

        با کامنت شما احساس ارزشمند بودن بهم دست داد، به گونه ای که با خودم گفتم حرف های من میتونه ندا محسوب بشه برای یکی از بندگان خوب خدا

        خدایا شکرگزارتم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
        • -
          طیبه گفته:
          مدت عضویت: 980 روز

          به نام ربّ

          سلام مرضیه جان

          و چقدر حس خوبیه که وقتی میبینی مثلا چند روزه که از دیدگاه هیچ کس نخوندی یهویی خدا جوری میارتت تو دیدگاه دقیقا فردی که باید نظرشو بخونی تا اون نشونه ای که باید بگیری رو از حرفاش بگیری

          یادمه استاد میگفت خدا از بی نهایت طریق نشونه میده

          حالا از صحبت دو نفر که اتفاقی رد میشی و میشنوی که دقیقا در مورد موضوعی حرف میزدگنن که جواب سوالت هست

          یا تو خود همین سایت ، یه وقتایی خدا جوری هدایتم کرده به دیدگاه دوستان که جواب سوالم رو گرفتم و یا نشونه ای که ازش خواسته بودم بهم گفته

          و این حس ارزشمندی که گفتین

          من هم وقتی تمام این چیدمان خدا رو میبینم بیشتر و بیشتر حس ارزشمندی میکنم که خدا هر لحظه داره به من درس یاد میده

          مراقبم هست و انقدر سریع منو به جواب میرسونه که سبب میشه ایمانم بهش قوی تر بشه

          خیلی ممنونم از نگاه شما مرضیه جان

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    ابراهیم خسروی گفته:
    مدت عضویت: 1654 روز

    سلام به استاد عزیزم، خانم شایسته و هم خانواده ای هایی که در قلبم جا دارن

    آره خوده شما که این کامنت رو رو میخونی.

    من نیم ساعت کامنت نوشتم اما کامنتم پاک شد،یک مقدار ناراحت شدم اما الان چیزی بهم الهام شد که دلیل پاک شدن کامنتم رو فهمیدم.

    الان که دارم این کامنت رو مینویسم ساعت 1:35 دقیقه ی بامداد،روز 28 فروردین هست.

    روز تولدم و وارد شدن به سن 32 سالگی.

    یک لحظه بدونه اینکه در گیرو دار سنم و تولدم باشم یک چیزی لپبهم الهام شد که فهمیدم باید بیام و اینجا در موردش بنویسم.

    یک لحظه قلبم ازم سوال کرد که در این 31 سال عمر که خدا بهت داده چی داری که بگی.

    چندتا مورد اومد تو ذهنم ‌که دوست دارم اینجا بنویسم.

    یکی اینکه روی هیچکس تو این دنیا حساب نکن

    به هیچکس امیدوار نباش

    تو این دنیا خودتی و خودت و خدای خودت

    دوم اینکه این دنیا همش حاشیه است

    همش لغو و بیهوده است

    همه ی عجله کردنا برا رسیدن سرکار، همه ی حرص خوردنا برای رفتارای دیگران

    همه ی قضاوت ها و نگرانی از نوع نگاه دیگران به خودت

    همه ی ترس از قضاوت ها از عملکردت و نگران نظر بقیه بودن

    همه و همه حاشیه هستن

    ما تو این دنیا تنهاییم و تنها حامی ما خداست.

    من دیشب یک لیستی از کارهام نوشتم که اونارو انجام بدم به به خیال اینکه انجام دادنشون هیچ کاری نداره با خیال راحت فکر میکردم میتونم همه رو انجام بدم اما ساده ترین اون کارها که تو لیستم نوشته بودم ،گرفتن ناخن هام بود اما بقدری بدنم بی حال و بی جون هست که حتی توان اینو ندارم که با ناخن گیر ناخن هامو بگیرم اینقد. انگشتام بیجونن

    حالا همین من میخوام با ذهنم و آگاهی‌ هام تلاش کنم که یک زندگی بسازم که لذت باشه و لذت باشه و لذت.

    تنها راه ساختن و رسیدن به همچین جایگاهی تسلیم بودن محض هست در برابر خدایی که به نحو احسن به عاقل ،آگاه، خیر خواه و مدبر بودنش ایمان داریم

    توکل به خدایی که گفته ازآنچه که در سینه دارید آگاهم

    توکل به خدایی که گفته من خلف وعده نمیکنم

    توکل به خدایی که گفته آیا من برای شما کافی نیستم!

    توحید یعنی سکوت کردن در برابر هر آنچه که در ظاهر می‌بینیم به ضررمونه

    توحید یعتی نقشه نکشیدن برای بهتر کردنه زندگی‌مون

    توحید یعنی آرامش داشتن و نشستن سرجامون و اجاره دادن به خدایی که وجو ش کافیه

    توحید یعنی احساس ضعف از شدت تصور قدرت خداوند در برابر قدرت ما

    توحید یعنی انتظار نداشتن از هیچکس و هیچکس و هیچ چیز.

    آدما ضعیف ترین و بی‌مصرف ترین موجود برای خوشبختی و یا بدبختی تو هستن.

    فکر نکن اگر یک شخصی که باهاش وارد رابطه هستی با عملکردش و یا رفتارش میتونه تو رو خوشبخت کنه و یا با رفتاراش و کارهاش تو رو بدبخت کنه.

    دنیا بسیار بی ارزش تر از اونچیزیه که ما درگیریم.

    یه عمو دارم که بقدری هیکلی و تنومند و بود که بابام میگه هر اسبی که رام نمیشد و سواری نمی‌داد و وحشی بود،میدادن دسته عموم و مثله یه موشی رامش می‌کرد اما همون عموم الان تو سن 60 سالگی می‌ترسه شبا تنها باشه حتما باید یکی پیشش باشه.

    محمد رضا شاه و رضا شاه دیگه یه کشور ماله خودشون بود آخر سر محمد رضا شاه رو تو تیمارستان نگه داری کردن رضا شاه هم تو جزیره موریس زندگی کرد!

    به قول شاعر:

    نه عمر خضر بماند نه ملک اسکندر

    نزاع بر سر بنیه ی دور مکن درویش

    همه و همه کشکن بخدا

    تنها چیزیکه میمونه ذات خداست.

    من به این نتیجه رسیدم روی هر چیزی و هرکسی که حساب کردی یا انجام نمیشه یا هم اگه انجام بشه به ضررته

    یعنی یه جورایی خدا میخواد بگه من طرفتم چی میخوای بگی!؟

    هر چیزی که تو دنیا هست با منم منم خرابش نکن

    بشین سرجات من بهت میدم بهترشم بهت میدم.

    یادمه زمانی ‌که خواستم آزمون استخدامی بدم یه سوالی اومد که نوشته بود

    کدام کلمه با دیگری متفاوت هست!؟

    1/برده

    2/نرده

    3/زرده

    4/پرده

    گفتم خدایا جواب درست چیه!؟

    گفت برو سوالات رو جواب بده آخر سرس بهت میگم

    گفتم یادت نره ها! خندید و گفت نه یادم نمیره

    بعد از اینکه جواب س ال آخر رو دادم قلبم گفت حالا بروو سراغ اون سواله

    بهم گفت جواب درست گزینه ی 3 هست گفتم چرا!؟فت چون تنها کلمه ایه که همه ی حروفش از همدیگه جدا جدا نوشته شده!

    خندیدم گفتم آره راست میگی.

    اینو بری به کی بگی که مراقب جلسه کلللا جلسه رو ول می‌کنه بهت میگه یه لحظه وایسا برم تو اتاق بازرسی ببینم کارتو انجام دادن یا نه بعد با خوشحالی بگه آره خداروشکرکارتو اوکی کردن!!!

    کی قلب هارو رام می‌کنه

    من ‌که اون رو نمی‌شناختم خوو

    ای رب العالمین تو بزرگتر از آنی که من بهمنش

    من 2 ماهه روی پاداش عید فطر حساب کردم حدودا مبلغ 4 میلیون اما تو این 7 سال اولین باره پاداش ندادن و بجا پاداش500 هزارتومن شیرینی دادن بهمون!!!

    در صورتی که 2 ماه پیش روی پاداش حساب نکردم به خداوندی خدا مبلغ 14/600هرار تمن پاداش دادن بهمون!!!

    پس بنظر من ابراهیم قبل از اسماعیل، خودش رو قربونی کرد و سر برید بعد تونست از اسماعیل دست بکشه و قربونیش کنه

    خدایا دستم به دامنت اتو هدایتم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 90 رای:
    • -
      رسول خانکی گفته:
      مدت عضویت: 1405 روز

      سلام ابراهیم جان

      دوست عزیزم

      تولدِت را بهت تبریک میگم از طرف خودم و فاطمه جان

      خوش اومدی به این دنیای به شدت زیبا

      وای ابراهیم جان من و همسرم داشتیم با هم کامنتت را میخوندیم

      از خنده به خدا از روی مبل افتادم زمین.

      وقتی گفتی به جای عیدی شیرینی دادن .

      ابراهیم جان جدا از شوخی واقعا منم همین تجربه را پارسال داشتم و اینقدر روی پاداش و عیدیها حساب کردم که آخر سال کلا جیبم خالی از خالی بود

      ولی واقعا امسال توکلم به خودِ خودش بود و در ذهنم همش میگفتم رزق و روزی و پشت پناه من تویی و گوشم را بسته بودم به امیدهای واهی به رئیس و اداره و مدیر

      و فقط نگاهم به نگاه خودِش بود

      اصلا باور نکردنی بود

      اینقدر واریزی امسال تو حسابم اومد و معجزاتی که واقعا هنگ بودم

      و هدایت شدم که به طور کلی همه ی بدهی هام را پرداخت کردم و الان هیچ گونه بدهی و قرض و وام ندارم خدارا شکر.

      این جهان و کائنات و دنیا یه جهان کاملا سَیاله و فقط و فقط به فرکانس‌های خودِمون پاسخ میده.

      الان شاید در این آگاهی، بهتر میتونم این مطلب را درک کنم که هر کدوم از ما در یک کهکشان مجزا زندگی می‌کنیم.

      به قول یکی از دوستان فکر کنم آقای خوشدل عزیزبود

      خدایا شکرت به خاطر همه نعمتهایی که داری به زندگیم وارد میکنی به واسطه کنترل ذهنم

      که اون کنترل ذهن هم خودت انجام میدی

      و من فقط از تو درخواست میکنم

      و همه کارها را خودِت انجام میدی.

      ابراهیم جان همیشه شاد و ثروتمند باشی .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
    • -
      نجمه امانی گفته:
      مدت عضویت: 1086 روز

      سلام به همه خانواده بزرگ عباس منش و

      سلام به آقا ابراهیم توحیدی ما

      تولدتون مبارک مبارک

      إن شاء الله ک 120 سال عمر با عزت از خداوند بگیرید و اینجا کامنتهای قشنگ قشنگ مثل همیشه بزارید ، کامنتهایی ک یه عالمه تفکر و هدایت پشتش هست و ما هم لذت ببریم .

      خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم ما را به راه راست هدایت فرما ‌.

      راه کسانی که به آنها نعمت داده ای و نه راه گمراهان و یا مورد غضب قرار گرفتگان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      نورا افضلی گفته:
      مدت عضویت: 1920 روز

      سلام آقاابراهیم دوست توحیدی ام

      هروقت کامنت سراسرتوحیدی شمارومیخونم غرق توحیدوعشق الهی میشم یعنی به تعبیردیگری توحیدویکتاپرستی وحمدوستایش الهی من بیشترمیشه من ازشمایادگرفتم تاترجمه آیات الهی روبرای خودم باورسازی کنم ووردزبانم کنم وعجیب نتیجه گرفتم وغرق شگفتی وسپاسگزاری ازخداوندعزیزومقتدروتوانمندوثروتمندومهربانترینم شدم

      چندروزپیش به روستای کیاده (ازتوابع مازندران) رفتم اززیبایی دوطرف جاده غرق درشگفتی ازخلقت زیبای الهی شدمانقدددرزیبابودکه مجبورشدم باهدایت خالق زیباآفرینم ماشینویه جانگه داشتم وازکوهی بالارفتم واون بالابه جایی رسیدم که نه تنهاروستای بسیارسرسبزوزیبازیرپامون بودبااون ویلاهای زیباولاکچری بلکه آنگارآسمان وزمین سرسبزوزیباپرازدرختهای جنگلی وگلهای صحرایی زیبا بهم دوخته شده بودند ومنواطرافیانم هم جزیی ازاینهمه زیبایی وشگفتی الهی شده بودیم چراکه باهدایت زیبای خداوندلیاقت دیدن این حدازخلقت زیبای الهی شده بودیم من بیاداین آیه زبباافتادم

      فلله الحمدرب السماوات ورب الارض رب العالمین (36جاثیه)

      ومرتب تکرارمی کردم :حمدوستایش مخصوص خداست پروردگارآسمانهاوپروردگارزمین پروردگارجهانیان .

      انقدددرغرق این شراب ناب الهی شدم که تصمیم گرفتم تااین زیبایی وسرسبزی هست هفته ای یکباربرم اونجاوغرق عشق وسپاسگزاری الهی شوم .

      واکنون باخوندن این دیدگاه سراسرعشق الهی وتوحیدی شمایادگرفتم که :ابراهیم قبل ازاسماعیل ، خودش روقربانی کردسربرید بعدتونست ازاسماعیل دست بکشه وقربانیش کنه .

      کاملادرسته چون اگرابراهیم خودش ونفس اش روقربانی نمیکردنمی تونست ازپسرعزیزش اسماعیل بخوادکه خودش رودراختیارپدربذاره تاقربانی بشه .

      وچقددددرسخته این جهاداکبرومبارزه بانفس اماره وپیروزشدن برنجواهای شیطان وغرق شدن درالهامات پروردگاریکتاوبی همتا.

      باتوجه به این آیه : ومن یتق الله یجعل له من امره یسرا (آیه 4طلاق) هرکس تقوای الهی پیشه کندخداکارش رابراوآسان میکند

      ودرآیه دیگری میفرماید:ونیسرک للیسری :ماتوراآسان می کنیم برآسانی ها .

      منهم یادگرفتم تاهرلحظه شاکروسپاسگزارخداوندباشم وهرلحطه مداومت درکنترل ذهن داشته باشم باذکراسماءالحسنی که استادفرمودندتکرارکنیدوبگید :

      خدایاتوعظیمی ،توحکیمی ، تورحیمی ، توغفوری ،توفتاحی ،تووکیلی ،تورزاقی ، تووهابی ،توکریمی تومنانی تاارتباطت تون باخداوندحفظ بشه ویادتون باشه که دربرابرخدابایدمتواضع باشیدبایدتسلیم باشیدبایدآرام باشیدبایدخاشع باشید

      پروردگاراهمواره مراآسان کن برآسانی ها .

      و

      ابراهیم عزیزهمیشه آسان باشی برآسانی ها.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خدای مهربان و رزاق و هدایتگرم که هر موقع با ایمان صداش میزنیم و ازش درخواست میکنیم آنی درخواستم رو اجابت میکنه الله اکبر خدایا شکرت سپاسگزارتم

    سلام به استاد عزیزم سلام بر مردی که سزاوار تمام نعمت‌های جهان و تمام ثروت‌های جهان ست نوش جونتون

    استادم چقدر دوره کشف قوانین زندگی عالیست

    چون همسرم تهیه کرده فقط اون میتونه تو دوره ها کامنت بذاره من امروز اومدم اینجا بگم‌نتایج امروزمو که جلسه یک رو کار کردم و تمرینهاشواول صبح انجام دادم چقدر دقیقه این قانون و بدون تغییر

    صبح تمرینی که مریم جان گفته بودن با ایمان انجام دادم و تا ظهر نشده بیشتر خواسته هام اجابت شد من ساعت 10 دخترم یکم حال نداشت بردم دکتر خیلی مطب شلوغ بود خیلی باید منتظر می‌شدیم اما من با ایمان رفتم درخواست کردم گفتم اگه میشه ما رو زودتر راه بندازن و شد یه دقیقه نشد گفت برین داخل الله اکبر

    خدا رو همونجا شکر کردم سپاسگزارتم ای خدای مهربان

    اومدین بریم خونه سر ظهر بود خیابون شلوغ بود تاکسی ها همه پر بودن تا دست بلند کردم به ماشین سمند جلوی پامون وایستاد و گفت سوار شین دخترم تعجب کرد و من با خنده روی لبم گفتم اینا همه کار خداست دستاشو برامون فرستاد و به راحتی و آسونی و سلامتی به خونه رسیدیم و همه کارهامو امروز با قدرتش انجام داد و من مات و مبهوته قدرتش شدم چقدر این قوانین ساده و شیرینه

    بخدا قسم حیفه چرا انجام ندیم مگه چقدر زمان میبره نوشتنشون

    خدایا شکرت که منو امروز راحت و قشنگ هدایت کردی و دستانتو فرستادی به کمکم خیلی روزه خوبی بود برام و من هیچ کاری نکردم و نگران هم نبودم

    مریم جانم من با افکارم و کمک خداوند تونستم امروزمو به زیبایی تمام خلق کنم من تونستم و دستاشو دیدم قدرتشو حس کردم

    چون با ایمان ازش خواستم

    ممنونم از استاد عزیزم و مریم عزیز دلشون بابت دوره کشف قوانین زندگی و زحمت هایی که کشیدن برای این فایل مهم

    متشکرم متشکرم شما هر دو عزیز دل ما هستین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 97 رای:
  5. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1538 روز

    به نام الله قدرتمند وتوانمندم

    سلام

    استاد خداروشکرمیکنم که من رو دراین مسیر الهی قرار داد وهرلحظه من رو هدایت میکنه درسته بارها با اشتباهاتمون سیم وصلمون قطع شده واز مسیر خارج شدیم ولی هرموقع که صداش کردیم وازش خواستیم کمکمون کنه دریغ نکرده وبدون منت ودر اسرع وقت بع کمکمون شتافته

    خدایا امروز اومدم کامنت بنویسم وردپایی از شرایط ومداری که فعلا توش،هستم بزارم پس نمیدونم چی بنویسم چی بگم تو کمکم کن واگاهیت رو برقلمم جاری کن وبهم توانایی جاری کردن اگاهی ها رو درقالب جملات رو عطا کن

    استاد قبل ازاین که بیام این فایل رو گوش بدم

    چند روزی هست که گفتگوی من با خدا همینه

    که خدایا من در تربیت وبزرگ شدن فرزندانم عاجزم تو کمکم کن تو فرزندانم رو برای خودت تربیت کن خدایا من نمیدونم چه رفتاری چه حرفی باید بزنم تا بتونم ارتباط درست وخوبی رو با فرزندانم بگیرم وبه اونابهترین کمک رو درشرایط نادرست زندگیشون انجام بدم خدایا تو عالم واگاهی خدایا یادمه که هروقت ازت کمک خواستم تو جواب دادی پس این بار هم عاجزانه ازت کمک میخوام

    کسب کاری کخ تازه راه انداختم وقتی یه مدت فروش خوب بود ایده ها به سراغم اومد همش تو ذهنم میگفتم با این ایده من فروش خوبی میکنم با اون ایده میترکونم وجاله چند هفته ای میشه که من فروشی نداشتم از دیروز گفتم خدایا من تسلیم من هیچی نمیدونم تو بهم بگو چطور فروش خوبی داشته باشم چطور میتونم جذب مشتری کنم چطور میتونم تو کسب وکارم موفق بشم تا میومد ذهنم بگه تو نمیتونی تو فلانی سریع میگفتم من لایق ثروت وفراوانی نعمت ها هستم من لایق شادی هستم من جاذب مشتری خوش حساب هستم من لایق پول وثروت هستم خداوند از بی نهایت را من رو هدایت میکنه راه های خداوند زیبا راحت وپرازاگاهی ، لذت وپول هستن

    وبه یاد میاوردم موقع هایی که خداوند من رو از مسیر خودش هدایت کرد وچقدر اون مسیر اسون وخوب بود ومن چقدر لذت میبردم از این هدایت ها

    امروز تا میومدم دلشوره بگیرم برای افسردگی دخترم واوضاع روحیش ویا اجناسی که خریده بودم وهنوز نفروختم دوباره اگاهانه این جملات رو میگفتم وانگار خدا اجازه نمیداد من فرکانسم تغییر کنه تو احساس بد برم خدایا به خاط وجودت وبزرگیت ،ومهربونیت شکر

    امروز بعد این اتفاق ها وقتی فایل رو گوش دادم اشکام همینجوری سرازیر میشد انقدر گریه هام عمیق ودلی بودن که سوزشی عمیق در چشمانم با سرازیر شدن اشکام حس میکردم واون لحظه ازته دلم از خدا به خاطر تمام اشتباهاتم عذر خواهی کردم به خاطر تمام شرک ها برای تمام بی ایمانی ها ازش خواستم کمکم کنه تا خاشع بشم بنده ی همیشه تسلیم وفرمانبردارش بشم بنده ای که فقط یکی رو میپرسته وتنها ازیکی یاری میخواد بنده ای که همیشه سپاسگزار ربش هست وتوکل واعتماد میکنه به اون راهنمای قدرتمندش

    امروز از ته دلم خواستم فقط درمسیر خودش حرکت کنم وغلام حلقه به گوش خودش باشم وهدفم رضای وخوشنودی خودش،باشه

    دلم میخواد اعتماد وتوکلم بهش،هزار برابر بشه تا هیچ طوفانی هم نتونه اونو تکون بده

    چند وقت پیش اتفاق بدی افتاد که اگر هدایت خودش نبود الان من در این اوضاع سرشار از ارامش،نبودم یه پیامک با جملات نازیبا از طرف شخصی نامعلوم که همسرم اونو اتفاقی دید وبه من شک کرد من با اینکه اصلا از این اتفاق خبر نداشتم اما همسرم به شدت بهم ریخت وبا توضیحات صادقانه ی من هم باور نداشت که من پاکتر ازاون چیزیم که فکرشو بکنه

    اما من این موضوع رو خیری از طرف خدا دیدم چون از خودم مطمئن بودم که خطایی نکردم همون موقع هم نشستم فکر کردم ببینم از لحاظ ذهنی چطور بودم که دیدم شکر خدا توی این مدت کنترا ذهن خوبی داشتم پس از بابت خودم خیالم راحت بود ومیدونستم این اتفاق به ظاهر خیلی بد اتفاقات خوبی درپی داره متعجب بودم چرا دلشوره ندارم چرا ناراحت نیستم واتفاقا همسرم شکش بیشتر شد که چرا این موضوع برام مهم نبود میگفت اگر ریگی به کفشت نیست چرا درمقابل این اتفاق از خودت دفاع نمیکنی

    ومن میدونستم اونی که این اتفاق رو به وجود اورده پلنش درسته وخودش از من دفاع میکنه ومن با جملاتی که خداوند به دلم انداخته بود جواب همسرم رو میدادم منی که بیست سال هیچ محبتی وتوجه ای ازهمسرم ندیده بودم این اتفاق زندگی من رو عوض کرد ونمیدونم چی،شد وهمسرم از درون براش چه اتفاقی افتاد که رفتارش صد هشتاد درجه با من عوض شد ولی طی اون روزها فقط،میگفتم خدایا من نمیدونم تو به این اوضاع اگاه ودانایی اگر چیزی قراره بگم تو برزبانم جاری کن تو اگاهم کن

    اونجا درک این جمله برام واضح تر شد راه خداوند مستقیم وهموار است ودستش،خیر است واو بر همه چیز دانا وتواناست این یکی ازدعاهاییست که توی مفاتیحه که من همیشه سرنمازم میخونم

    خدایا شکرت شکرت که روز به روز ایمانم رو به خودت وبزرگیت بیشتر میکنی خدایا ازت راضیم ازم راضی باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 100 رای:
    • -
      محبوبه صفایی گفته:
      مدت عضویت: 2167 روز

      سلام به مریمعزیز مریم جان خیلی حرفهات به دلم نشست چون صادقانه ابراز ابرازکردی وقتی دلمان حرف میزنه کاملا مشخصه امیدوارم که خداوندتمام درهای خوشبختی روبه روت بازکنه وقتی صادقانه تسلیم میشی چقدر اتفاق خوب برات میافته وقتی مابه خدا توکل میکنیم تمام کارهامون روبروی دوش خداوند می‌اندازیم منتظر نتیجه نمیمانیم بعدش درونمان پرازآرامش می‌شود امیدوارم که سالها در کنار همسر وفرزندان باآرامش ونشاط زندگی کنی واستاد عزیزعباس منش ازراه دور دست شما رومیبوسم دوستدارشما پدر محبوبه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      امین زندی گفته:
      مدت عضویت: 1331 روز

      سلام خواهر عزیزم

      چقد عالی بود

      کامنت شما سرشار از کلماتی بود که من باش از صبح ارتباطت برقرار کردم واقعا الهی شکر

      دقیقا دو شب قبل همسر من وارد تلگرام من شد بود با گوشی خودش کاری ندارم چرا و کلا قضاوتش نمیکنه و چون من اکانتم هست و حذفش نکردم و مونده منو تو کانال های صیغه یابی عضو کرده لودن و منم خبر نداشتم نصف شد دیدم داره گریه میکنه گفت اینجوریه و منم در پاسخش گفتم من عضو نشدم و منو عضو کردن و من اصلا اهمیت ندادم

      و فقط بهش خیلی محکم و بدون حس بد گفتم من نمیتونم برای این موضوع تمرکز بذارم چون من به خودم اعتماد دارم و دیگه دربارش با من حرف نزن همون موقع جهان پاسخ داد و اون فهمید که اشتباه کرده و منم صبح

      فقط با خودم تکرار میکردم که هر اتفاقی بیفته به نفع منه من هدایت شده ام و اجازه اصلا حال بد و دلشوره به خودم ندادم و همه چیز به نفع من شد چون هدایت خداوند اینو از من خواست و منو هدایت کرد

      در پناه خودش باشید

      فقط خواستم بگم اون داره همه مارو هدایت میکنه و هر اتفاقی بیفته به نفع ما میشه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مصطفی پوری گفته:
      مدت عضویت: 2221 روز

      سلام مریم پاکدامن

      واقعا لذت بردم از اون قسمت متن که گفتید :پلن خدا بهترین پلنه

      چقدر زیبا چیده شد که تورا عزیز کرد اما موضوع این ایمانِ که داشتی و احساست را خوب نگه داشتی و طبق قانون جهان اتفاقات خوبی را تجربه کردی

      خدایا چی بگم از الطاف و رحمتت درجایی که نزدیک بود آبرومون بره نتایج را به سود ما عوض کردی و چه درهایی برایم باز کردی که غیر تو هیچ کس نمیتونه و نتونسته باز کنه

      خداوندا هیچ چیز جز رحمت و بزرگی تو نیست که درجهان سراسر نمایان و مشهودِ

      خدایا بابت همه نعمات که در اختیار دارم شکرگزارم

      بابت کامنت زیباتون ممنونم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    رضا ملتفت گفته:
    مدت عضویت: 2266 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد جان، سلام به خانم شایسته مهربون و دوست داشتنی و سلام به دوستای عزیزم، امیدوارم حال همگی عالی باشه.

    استاد جان، دلم براتون تنگ شده بود، چقدر فایل فوق‌العاده‌ای بود، عاشق این فایل‌های توحید عملی هستم.

    استاد جان، تحسینتون میکنم که اینقدر در مقابل خداوند فروتن هستی، اینقدر انسان فوق‌العاده‌ای هستی. به یاد اون قسمت گفتگو با دوستان قسمت 37ام افتادم، گفتگو با رزا عزیز، رزا عزیز میگفت: اگر ما وا بدیم و اجازه بدیم خدا ببرتمون، نباید پارو زد، باید دل رو به دریا زد، من به خدا میگم: خدایا من نمیدونم، تو میدونی، من ضعیف و ناتوانم، تو عالمی، من نمیفهمم، تو میدونی، تو بهم بگو چی کار کنم؟

    استاد جان، چقدر مثال‌هایی که زدید فوق‌العاده است که مثلا توی رانندگی کردن، منم راننده حرفه‌ای نیستم، قبلا که مبتدی بودم، خیلی ترس داشتم، اصلا فکر میکردم اگر رادیو یا آهنگ پخش بشه، حواس من پرت میشه، چطور بقیه میتونن هم رانندگی کنن، هم صدای ضبط یا درجه کولر رو تنظیم کنن، الان بهتر شدم، اما از فایل توحید عملی قسمت 10 و درس‌هایی از انیمیشن گربه چکمه پوش یاد گرفتم که تمرین کنم و اعتبار نعمت‌هام رو به خداوند بدم و چقدر توی زندگیم نگاه میکنم که بعد از این اقدام دارم تحسین میشم، میبینم که افرادی میگن چقدر استعداد داری، چقدر توانایی داری، چقدر اسم‌ها خوب یادت میمونه، چه حافظه خوبی داری و خدا رو شکر تا میام که لذت ببرم که از غروره میاد میگم اعتبارش به خداوند برمیگرده، خدایا شکرت، این ذهن رو هم تو بهم دادی، هر استعداد و توانایی و نعمتی که دارم رو تو بهم دادی و قشنگ حس میکنم که اون شادی کاذبه کم میشه، مینویسم که برام مرور بشه. وقتی توی کارم ماشین‌ها رو چک میکنم (مسئول تحویل هستم) میگم من هدایت میشم به عیب و ایراد ماشین و در بیشتر مواقع همین اتفاق میوفته، یه بار حتی یه عیبی ماشین داشت که اگر خودم بودم نمیتونستم پیداش کنم، اما صاحب کارم رو صدا زدم و من یه سوالی درباره ماشین مطرح کردم که فلان جای ماشین رنگ پریدگی داره، درحالیکه ایشون یه مسئله دیگه‌ای رو دید.

    یه بار هم خاطرم هست که توی دوره ارشد من اصلا این مباحث رو نمیدونستم و برنامه‌نویسی کار میکردم، برنامه‌نویسیم هم خیلی خوبه درحدی که 1500 خط برنامه رو توی دو محیط برنامه‌نویسی از صفر تا صدش رو خودم نوشتم، توی همین برنامه من یه مسئله‌ای با پارامتر بتا مساوی یک داشتم، هر کاری میکردم جواب نمیداد و همش روی مهارت برنامه‌نویسیم تکیه کرده بودم و آخرش تسلیم شدم که این مسئله راهکار نداره و به جواب نرسیدم. نتیجه اینکه اگر از خداوند هدایت میخواستم یه راهی باز می‌شد که به جواب برسم و اون زمان حس میکردم کار جلو نمیره و شرایط سخت شده، چون داشتم روی خودم و توانایی حساب میکردم، نه روی کمک خدا.

    استاد جان، چیزهایی که از این فایل یاد گرفتم این‌ها هستن:

    هرچقدر بیشتر بتونیم در مقابل خداوند خضوع و فروتنی داشته باشیم، به همون اندازه میتونیم ظرفمون رو خالی کنیم برای دریافت الهامات خداوند، به همون اندازه میتونیم روی شونه خداوند بشینیم، به همون اندازه میتونیم اجازه بدیم که خداوند کارها رو برامون انجام بده و فرمون زندگیمون رو به دست خداوند بدیم.

    وقتی ما توی یه حوزه‌ای به غیر از خداوند تکیه میکنیم و فکر میکنیم اون فرد میدونه، اون برنامه میدونه، من خودم میدونم و حالیمه، داریم این پیغام رو به خدا میدیم که من کمک نیاز ندارم، خودم بلدم، خودم میتونم مسئله‌ام رو حل کنم، خداوند هم مسئله‌مون رو به خودمون واگذار میکنه.

    زمانیکه ما این دو باور قدرتمند کننده رو داشته باشیم، یکی اینکه من لایق دریافت الهامات خداوند هستم و دوم اینکه خداوندا توی این زمینه من رو هدایت کن، من نمیدونم، تو میدونی، من ازت کمک میخوام، میتونیم هدایت‌های خداوند رو دریافت کنیم، اما اگر باور داشته باشیم که من لیاقت ندارم، من رانده شده هستم از درگاه خداوند، من به خاطر گناهانم دیگه خداوند با من ارتباطی نداره، من دارم از سمت خودم این ارتباطه رو قطع میکنم، خداوند در هر لحظه داره کل کیهان رو هدایت میکنه، اما من دریافتش نمیکنم، مثال رادیو خیلی مثال زیبایی بود، برای اینکه با رادیو بتونیم رادیو ورزش رو بگیریم، نیاز داریم به یک دستگاه گیرنده رادیو و اینکه اون رادیو رو روی موج خودش تنظیم کنیم. همه ما یه قلبی داریم که جایگاه دریافت الهاماته، اما باید اون دو تا باور رو داشته باشیم و بریم روی موج آرامش تا الهامات خداوند رو دریافت کنیم، ما به الهامات خداوند در زمان‌هایی که آرامش نداریم، دسترسی نداریم.

    نقطه مقابل خضوع و خشوع در مقابل پروردگار میشه غرور و تکبر داشتن در مقابل خداوند، خداوند مثال ابلیس رو میزنه که تکبر کرد، مثال فرعون رو میزنه که میگه من رب شما هستم، من تهشم بابا، مثال قارون رو میزنه که میگه این اموال رو من با علم خودم بدست اوردم، درحالیکه حقیقت چیه؟ خداوند میگه ما به قارون گنج‌ها دادیم که حمل کلید گنج‌هاش انسان‌های قوی هیکل رو خسته میکرد:

    إِنَّ قَارُونَ کَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَىٰ فَبَغَىٰ عَلَیْهِمْ ۖ وَآتَیْنَاهُ مِنَ الْکُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَهِ أُولِی الْقُوَّهِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ ۖ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ

    قارون از قوم موسی بود، اما بر آنان ستم کرد؛ ما آنقدر از گنجها به او داده بودیم که حمل کلیدهای آن برای یک گروه زورمند مشکل بود! هنگامی را که قومش به او گفتند: «این همه شادی مغرورانه مکن، که خداوند شادی‌کنندگان مغرور را دوست نمی‌دارد!

    سوره القصص – آیه 76

    چقدر جالب، الان بهتر درک میکنم که خداوند با این غرور و تکبره مشکل داره، نه با شادی کردن اون هم بخاطر خودمه و داره به من از داستان قارون میگه که عبرت بگیرم که درمقابلش فروتن باشم و اجازه بدم که خداوند من رو به بهترین مسیرها هدایت کنه.

    چقدر زمان‌هایی بوده که از خدا هدایت نخواستم، همش تلاش میکردم، همش راه‌های مختلف رو امتحان میکردم و حس میکردم هیچ کاری انجام نمیشه و بقولی قفل شدم، برای مثال: با فلان دوستم کار داشتم و گوشیش مشغول بود، دنبال وسیله خاصی بودم و مغازه فلانی بسته بود و یکی دو تا مغازه هم میگفتن نداریم، روی برنامه‌ام کار میکردم و جواب نمیداد، اون زمان‌ها میخواستم خودم همه کارها رو انجام بدم، حتی یادم میاد که یه زمانی سریال فرار از زندان رو میدیدم و تاثیرش روی من این بود که میخواستم همه چیز رو با انرژی و فکر خودم انجام بدم و از خدا کمک نمی‌خواستم، زمان‌هایی هم بوده که ناخودآگاه بیخیال بودم، روی خودم به اون شکل حساب نکردم و کارها خودش انجام شده و حس کردم چقدر چرخ زندگیم روون شده، مثل اینکه یه تماسی باید میگرفتم، زنگ زدم مثلا نتونستم صحبت کنم رفتم برادرم رو جایی میرسوندم، با دستگاه عابربانک برای مادرم یه انتقال دادم، بعد اون دوستم تماس گرفته و چند تا کار دیگه هم انجام شده.

    نکته اینکه زمانیکه درمقابل خداوند فروتن هستی و دستت رو میذاری توی دست خدا و میگی من رو هدایت کن، من نمیدونم، تو میدونی، هیچوقت گیر نمیکنی، شرایط برات قفل نمیشه، چون میدونی خداوند راه‌حل رو بهت الهام میکنه و کار درست میشه و بقول استاد این طرز فکره خودش خیلی مهمه و داره راه دریافت الهامات رو باز میکنه.

    خدا رو صد هزار مرتبه شکرت.

    استاد جان، فایل فوق‌العاده‌ای بود، من واقعا لذت بردم، سپاسگزار شما و خدای خوبم هستم که من رو به سمت این فایل هدایت کرد، استاد جان، تی‌شرت و کلاه ارتشی خیلی زیبایی پوشیدید، مبارک باشه، من عاشقتم استاد، تحسینتون میکنم بخاطر این آگاهی‌های فوق‌العاده‌ای که کسب کردید و سخاوتمندانه اونها رو با ما شریک میشید، چقدر هیکلتون عالی شده، باز هم تحسینتون میکنم.

    استاد جان، دوست دارم فریاد بزنم که بیاید این فایل‌های استادم رو گوش بدید، هر بار که منطق و مثالی میزنید من میگم عجب مثال و منطق فوق‌العاده‌ای، ای کاش میفهمیدم که افراد نزدیک به من هم همچین حسی به این فایل‌ها دارن یا نه، اما چه کنم که باید سرم به کار خودم باشه و با نتیجه صحبت کنم و بقیه بیان بگن چی کار کردی که موفق شدی.

    استاد جان مثال بازی آنلاین فوتبال فوق‌العاده بود، من هم چند وقتیه که وقتی یه کاری رو درست انجام میدم، قشنگ حس میکنم که ذهنم دوست داره این اعتبار رو به خودش بده و چقدر مواردی بوده که اوایل اصلا ایراد ماشین رو نمیتونستم تشخیص بدم، یا اینکه یادم میاد موقع رانندگی با موتور آهنگ گوش میدادم و فکر میکردم خیلی رانندگیم خوبه و حتی آهنگ میخوندم که یک بار تصادف کردم و یک بار از روی موتور افتادم و یک بار نزدیک بود بخورم زمین که دیگه درسم رو گرفتم و الان مدتی هست که هر موقع میخوام با خودم حرف بزنم و حواسم پرت بشه (البته بجز عبارت خدایا شکرت و من عاشقتم)، به خودم میگم حواست به جاده باشه عشقم، چند باری هم به خودم گفتم خدایا شکرت، و ما رمیت اذ رمیت و لیکن الله رمی، تو که رانندگی نمیکنی، خدا رانندگی میکنه، اعتبارش به خداوند برمیگرده. این هم از آموزش‌های شما دارم استاد عزیزم. خدایا شکرت.

    امیدوارم همه دوستان در پناه خداوند همیشه شاد، سلامت، ثروتمند، زیبابین، عاشق و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 101 رای:
  7. -
    پاکیزه بارکزی گفته:
    مدت عضویت: 1121 روز

    الله اکبر

    الله اکبر

    الله اکبر

    الله اکبر

    بلی خدا خیلیییییییییی بزرگ هست

    خدا خیلییییییییییییی بزرگ هست

    خدا خیلیییییی رحیم هست

    خدا خیلییییی عاشق ماست

    خداوند بهترین رفیق هست شاید بعضی گپ ها را نتوانی با هیچ کس شریک کنی ولی خدا همیشه هست همیشه میشنود چی رفیق خوبی هست

    و چقدرررررر زیبا هدایت میکند

    بلی پاکیزه عزیزم خدا از همه مهربانتر هست به تو

    خدا از همه بزرگتر هست

    خدا عشق مطلق هست

    خدا بوی خیلییییییی زیباییی دارد هرجا بوی خدا باشد همه میاید

    خدا عشق هست که همه جا هست همه جا وجود دارد

    خدا خیلییییی ذات روف و مهربان هست

    همیشه کمک ات میکند همیشه هدایتت میکند هیچ وقت از تو دست بر نمیدارد

    هر لحظه حامی و هادی تو هست

    خدا خیلییی بزرگ هست

    واقعیت هست که خدا همه چیز میشود همه کس را

    هر قدر به گذشته نگاه میکنم دست های زیبای خدا را روی شانه هایم حس میکنم که چقدرر زیبا روی شانه ام میزد و میگفت این برای تو نیست بهترین ها را برای تو در نظر دارم

    از چی طوفان های ترسیدم و دیدم خدا هست میگه نترس پیش برو

    چقدررررررررررر از روزگار خسته میشدم و خدا هدایتم کرد به این جای مقدس

    همیشه خدا با من حرف زده و حرف میزند و من همیشه با عشقققققق صدای زیبای خدا را شنیدیم

    خدا خیلییییی رفیق با مرام هست

    خدا خیلیییییییییی رفیق خوبی هست

    خدا خیلیییییییییییی عاشق ما بنده ها هست

    خدا آنقدر عاشق ما هست که همیشه حی حاضر هست خدا همیشه در خدمت ما هست

    یعنی چقدرررر خدا رفیق خوب و عالی هست

    واقعا با خدا باش و پادشاهی کن

    وقتی ابراهیم خانه کعبه را ساخت خداوند جای پاهایش را در نزدیک خانه اش گذاشت به نام مقام ابراهیم ( جای پای ابراهیم هست )

    چقدررررر خدا رفیق خوب و بی نظیر هست این کار را کرد که تا سال های سال همه بداند که ابراهیم این جا را ساخته یعنییییی چقدرررررر این خدا خوب هست

    چقدررررر با خدا بودن خوب هست

    با خدا باشی قلبت آرام هست

    نه خودت مقایسه میکنی

    نه با کسی حسادت میکنی

    نه عجله میداشته باشی

    نه ترسی داری

    نه غم داری

    شاد شاد هستی

    از همه جا خیر خوبی برایت می‌رسد

    از وجودت عشق خدا جاری میشود

    همیشه سوپرایز میشوی

    نعمت های خدا از در دیوار به سویت میاید

    همیشه حس میکنی که یکی هست که حمایتت میکند کسی هست که هوایت را دارد هدایتت میکند

    یکی هست که عشقش را نثارت کرده

    همه عالم برود ترس نداری چون خدا را داری چون خودت را کنار خدا حس میکنی

    هیچ وقت خودت را تنها نمیبینی چون خدا را داری

    خدا همه عالم را به خدمت تو مقرر میکند

    همه عالم میشود دست های خدا تا به تو کمک کند

    همه شان میشود فرشته های خدا

    چقدر با خدا بودن خوب هست

    ثروت میخواهی خودش ثروت میشود

    عشق میخواهی عشق میشود

    رفیق میخواهی رفیق میشود

    هر چی بخواهی همان میشود

    بلی خدا همه چیز میشود همه کس را

    نگرانی ها می‌رود ایمان میاید

    نفرت می‌رود عشق میاید

    خدا خیلییییییییییییییی زیباست

    هر جا بروی زیبایی میبینی عشق میبینی

    دیگر حال بد برایت معنی ندارد

    خدا عشق هست

    خدای من دوستتتتتتت دارم

    تو آگاه هستی از قلبم که چقدررررر دوستتت دارم چقدرررر به تو اشتیاق دارم و چقدررر روی عظمت و بزرگی تو حساب میکنم چقدررررررررررررر عاشقانه فقط روی تو حساب میکنم

    و چقدرررر دوستتتتتت دارم

    میدانی خدا جانم بزرگ‌ترین نعمت هر بنده ات در زنده گی شان چیست ؟

    اینکه می‌توانند تورا صدا بزنند و این نعمت نزدیکی تو به ما چقدرررررر نعمت بزرگ هست

    شکررررررر که هستی خدای من شکررررررررر کرورررررررررر کروررررررر شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 105 رای:
  8. -
    –– –• •••• گفته:
    مدت عضویت: 1556 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    «وَلَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ آتَیْنَاهُ حُکْمًا وَعِلْمًا وَکَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ»

    (ﻭ ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ﻛﻪ ﻳﻮﺳﻒ ﺑﻪ ﺳﻦّ ﻛﻤﺎﻝ ﺭﺳﻴﺪ، ﺣﻜﻤﺖ ﻭ ﺩﺍﻧﺶ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻋﻄﺎ ﻛﺮﺩﻳﻢ، ﻭ ﻣﺎ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﻣﻰﺩﻫﻴﻢ)

    «وَرَاوَدَتْهُ الَّتِی هُوَ فِی بَیْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَیْتَ لَکَ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ»

    (ﻭ ﺁﻥ [ﺯﻧﻲ] ﻛﻪ [ﻳﻮﺳﻒ] ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺵ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ او ﺑﺎ ﻧﺮﻣﻰ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﻛﺎم ﺟﻮﻳﻲ ﺷﺪ، ﻭ ﻫﻤﻪ ﺩﺭﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﺴﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺖ: بشتاب برای تو [آماده ام] ؛ [ﻳﻮﺳﻒ] ﮔﻔﺖ: ﭘﻨﺎﻩ بر ﺧﺪﺍ ، ﺍﻭ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ، ﺟﺎﻳﮕﺎﻫﻢ ﺭﺍ ﻧﻴﻜﻮ داشته، همانا او ستمکاران را رستگار نمیکند)

    (سوره یوسف آیات 22-23)

    ————————————————————————————

    خدایا ای پروردگار وهابم ، ای یگانه معبود صاحب فضل و رحمت ابدی، این عبد تو به هر خیر و برکت و رحمتی از سوی تو محتاج و نیازمند و فقیر ست. خدایا هدایتی فرما تا قلبم را از تاریکی های جهل و ظلم به خود نجات دهم و به سوی نور تو هدایت شوم؛ ای پروردگار وهاب و صاحب فضلم، تو را سپاس بر بینهایت نعمت و رحمت دائمی که بر این بنده‌ات عطا کردی ، پروردگارم تو را سپاس بر هر نَفَسی که فقط تا چند ثانیه زنده‌ام میدارد ولی سالهاست هر بار نفسی از پی نفسی دیگر جاری می‌شود ؛ خدایا تو را سپاس برای هر ضربان قلبم که فقط چند ثانیه حیاتم میبخشد، ولی اکنون سالهاست هر ضربانی از پی ضربانی دیگر بی وقفه ادامه دارد «إِلَىٰ یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» خدایا دم و بازدم و ضربان قلبم هنوز جاریست، پس چگونه ممکن ست حتی لحظه ای رحمت و فضل تو از مخلوقت باز داشته شود؟! هرگز چنین نیست، تو بر مخلوقات خود صاحب فضل عظیم و رحمت دائمی هستی.

    خدایا این عبد تو از کنترل نفس و ضربان قلب خود ناتوان ست، از حرکت پلک خود ناتوان ست ؛ الهی بر هر قطره آب و هر لقمه غذا که سیرابم می‌کنی و اطعامم مینمایی تو را شکر میکنم. پروردگارم از رحمت و فضل تو دستانت سقف اتاقم شده و نور تو فضا را برایم روشن کرده. خدایا تو را شکر و سپاس بر قدرت شنوایی و بینایی و قلب‌ها ، که همواره «قَلِیلًا مَا تَشْکُرُونَ»‌ بودم ولی تو از هدایتم دریغ نکردی و نعماتت را از مخلوقت بازنداشتی. خدایا اعتراف میکنم بر ظلم و جهل و شرک و کفر خودم؛ و از شر منیت ها و نجواهای شیطانی ذهنم پناهی جز تو ندارم و در برابر بینهایت بودن نعماتت خود را عاجز و ناتوان از سپاسگزاری میبینم که اگر دریاها و قلمها و ورقها به کار گرفته شوند ، از وصف کلمات تو ناتوانند، ای اربابِ همواره پیروزمندی که بر همه امور هستی صاحب حکم کنندگی مطلق هستی.

    «وَلَوْ أَنَّمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَهٍ أَقْلَامٌ وَالْبَحْرُ یَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَهُ أَبْحُرٍ مَا نَفِدَتْ کَلِمَاتُ اللَّهِ ۗ إِنَّ اللَّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ»

    خدایا کمکم کن از تو، و برای تو، و فقط بخاطر تو بنویسم؛ پروردگارا با نور خودت قلبم را منور کن تا هدایت شوم و از رستگاران باشم. که تو بر همه بندگانت صاحب رحمت بیکران هستی.

    ————————————————————————————

    سلام و درود به استاد عباس منش عزیز و همچنین استاد شایسته بزرگوار و همه دوستان نازنینم در این سایت.‌

    وقتی میرسیم به فایلهای توحید عملی، واقعاً جز عجز و ناتوانی در برابر پروردگار چیزی برای ارائه نداریم.

    بقول حافظ شیرازی: «اَلمِنَّهُ لِلَّه که درِ میکده باز است ؛ زان رو که مرا بر در او رویِ نیاز است» ؛ «از وی همه مستی و غرور است و تَکَبُر ؛ وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است» ؛ «رازی که بَرِ غیر نگفتیم و نگوییم ؛ با دوست بگوییم که او محرمِ راز است»

    در راستای عجز و نیاز شخصی به بهبود شخصیتم، نیاز دیدم که بیام و این فایل رو گوش بدم و بازم اعلام نیازمندی کنم و از خداوند کمک بخوام، و از خودش بنویسم تا بتونم بهش وصل بشم. چون اون چیزی که باعث رستگاری ما میشه روشن بودن و متصل بودن قلب ماست، و اگر ارتباط قلبی مون با خدا قطع بشه چنان توی تاریکی‌ها غرق میشیم که دیگه نمی‌تونیم به رستگاری و سعادت برسیم. ماییم که محتاج این ارتباط قلبی هستیم و اون از ما بی‌نیازه.

    مدتی بود داشتم سوره یوسف رو آیه به آیه کار میکردم. امروز رسیدم به آیه 23. قبلاً هم توی کامنتم نوشتم بخاطر دوتا کلید واژه مهم توی این سوره مشخصاً این تمرکز رو ضروری دیدم. یکی «احسن القصص» بودنش و دیگری آیه 7 که میگه «توی این سرگذشت یوسف و برادرانش نشانه‌های فراوانی هست برای افراد پرسشگر». یه نکته دیگه هم که قابل تامل هست و به نوعی این سوره رو متمایز می‌کنه ، شرح پیوسته ای از روند تکامل یوسف از ابتدای کودکی تا زمانی که عزیز مصر میشه و مثل داستان انبیاء دیگه نیست که بخش های مختلف زندگی شون توی سوره های مختلف بیان شده باشه.

    ————————————————————————————

    (قبل از هر چیز تاکید کنم اینها درسها و هدایت‌ها و برداشتهای شخصی منه از این آیه، و هر کسی هدایت‌های مخصوص خودش رو دریافت میکنه، اگر هدایت شما با هدایت من تفاوت داره این موضوع کاملاً طبیعیه ؛ تفاوت در هدایت و تفاوت دیدگاه کاملاً طبیعیه و منم انسانم ممکنه جایی اشتباه کنم و بعداً دوباره هدایت بشم؛ پس اگه دیدین با جایی از کامنت مقاومت دارید، این ماجرا طبیعیه)

    ——————————

    درس‌هایی از آیه 23 یوسف :

    وقتی که یوسف توی شرایطی قرار میگیره که اون پیشنهاد نادرست بهش میشه، چندتا نکته رو بیان میکنه که خیلی باورهای ارزشمندی توش داره؛ نقل قول‌های افراد بیانگر باورهای اونهاست، باورهای بنیادینی که باعث رستگاری و سعادت و موفقیت یوسف میشه.

    (این نکته رو هم اضافه کنم که از زمان هبوط آدم تا زمان نزول قرآن خدا می‌دونه چند هزار سال زمان گذشته، چند تا پیامبر اومدن و رفتن و هر کدوم بعضاً تا چند صد سال زندگی کردن، و چیزایی که توی قرآن ما در مورد پیامبران می‌خونیم هایلایت های زندگی اونها و مهمترین باورهای اونهاست. حتی قرآن میگه پیامبرانی بودن که ما سرگذشت شون رو برای شما بیان نکردیم؛ پس با این ذهنیت میریم سراغ باورهای پیامبران …)

    توی آیه 22 خداوند میگه «ما طبق قوانین الهی به یوسف حکمت و دانش عطا کردیم و اینچنین نیکوکاران را پاداش میدهیم». حالا ببینیم یوسف چه باورهایی داشته که از نیکوکاران بوده و می‌تونه اون نتایج رو دریافت کنه و توی مداری باشه که خداوند بهش حکمت و دانش رو عطا کنه.

    «یوسف بخاطر باورهایی که داشته از نیکوکاران بوده پس در مسیر تکاملش، در مدار دریافت حکمت و دانش قرار گرفته»

    اولین جمله ای که یوسف پاسخ میده اینه: «مَعَاذَ اللَّهِ» یعنی پناه بر خدا. یعنی من توی این شرایط هیچ پناهی جز الله ندارم ، یعنی من روی عقل خودم حساب نمیکنم، من خودم رو محتاج و نیازمند می‌دونم که خداوند کمکم کنه. توی آیه 53 هم میگه من نفس خودم رو مبرا نمیدونم ، نفس همواره سرکشی می‌کنه مگر اینکه خداوند رحمتش رو بفرسته. پس اینجا یوسف از شر نفس خودش و زشتی اون عمل به خداوند پناه می‌بره چون پناه دیگری نداره.

    ——————————

    «إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوَایَ» او پروردگار من ست و مرا نیکو و گرامی داشته. یوسف اولین فکتی که ارائه میده یادآوری نعمتهای خداست. ظاهراً هم ربطی نداره به اون پیشنهاد، ولی چرا از نعمتهای خداوند حرف میزنه؟؟

    از اونجایی که یوسف توی احساس سپاسگزاری دائمی و اتصال قلبی به خداوند بوده و این حقیقت رو می‌دونه که بالاترین فرکانس برای حفظ اتصال و ارتباط قلبی، فرکانس سپاسگزاریه ، پس بیاد آوردن نعمتهای خداوند و جایگاهی که خداوند بهش عطا کرده مهمترین فکتیه که می‌تونه اون رو نجات بده. چون هر فکر و باور و عملی که انسان رو از احساس سپاسگزاری در بیاره ارتباط قلبی رو قطع می‌کنه. شیطان وقتی از درگاه خداوند رانده میشه به عزت خداوند قسم میخوره که از پیش رو و پشت سر و چپ و راست به انسان حمله کنه تا انسان رو از احساس سپاسگزاری دور کنه چون می‌دونه این احساس مهمترین اتصال قلبی به خداست.

    عملاً یوسف داره میگه «من چطوری به این درخواست تن بدم درحالیکه این موضوع منو از احساس سپاسگزاری در میاره و ارتباط منو با خداوند قطع می‌کنه.»

    پس احساس سپاسگزاری باعث بازدارندگی از جرم و گناه میشه.

    احساس سپاسگزاری باعث میشه انسان توی چالشها بهترین تصمیم رو بگیره.

    احساس سپاسگزاری انسان رو وارد مدار حکمت و آگاهی و دانش می‌کنه.

    احساس سپاسگزاری به انسان عزت نفس و احساس ارزشمندی میده که مراقب رفتار و گفتارش باشه.

    احساس سپاسگزاری باعث میشه انسان منبع نعمتها و منشأ احساس خوب خودش رو بشناسه و تحت هر شرایطی که شده به احساس بهتر برسه و توی هر موقعیتی تمام تلاشش رو بکنه که از احساس سپاسگزاری دور نشه.

    احساس سپاسگزاری باعث میشه انسان خودش رو نیازمند به خداوند (و فقط خداوند) ببینه و از هر رفتاری که موجب میشه ارتباطش با خدا قطع بشه دوری کنه.

    احساس سپاسگزاری باعث میشه انسان صدای خطرها و آلارم ها رو بلافاصله دریافت کنه و به خودش ظلم نکنه و چک و لگد نخوره.

    احساس سپاسگزاری باعث احساس خوب میشه و احساس خوب باعث اتفاقات خوب و هر چیزی که احساس بد رو به همراه بیاره مستقیماً داره قطع ارتباط می‌کنه.

    «إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ» همانا او ظالمان را رستگار نمیکند.

    ظالم ؟؟؟!!! این موضوع چه ربطی به ظلم داشت؟؟ آدم این کاره یه چی دیگه بهش میگن ولی چرا یوسف گفت ظالم ؟؟

    بریم ببینیم ظلم چیه؟

    در بیشتر مواردی که توی قرآن ظلم رو بیان می‌کنه داره میگه ظلم به نفس.

    آل عمران 135 : «وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَهً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ یُصِرُّوا عَلَىٰ مَا فَعَلُوا وَهُمْ یَعْلَمُونَ»

    نساء 64: «وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا لِیُطَاعَ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ جَاءُوکَ فَاسْتَغْفَرُوا اللَّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللَّهَ تَوَّابًا رَحِیمًا»

    یونس 44 :«إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَٰکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ»

    ظلم چیه؟ ظلم یه رخداد بیرونی نیست ، یه اتفاق درونیه. عبارت کاملش اینه : «ظلم به خود».

    ظلم به خود در واقع هر فکر و باور و رفتار و گفتاری هست که به وسیله اون ارتباط قلبی ما با خداوند قطع بشه.

    طبق آیه 23 و 33 سوره یوسف: تن دادن به این پیشنهاد، ظلم به خود محسوب میشه چون یوسف رو از ارتباط قلبی با خداوند بازمی‌داره.

    طبق آیه 16 قصص ظلم به خود برای موسی میشه درگیری و زد و خورد و قتل عمد.

    طبق آیه 44 نمل ظلم به خود برای ملکه سبأ میشه شرک و پرستش غیر خدا (خورشید)

    طبق آیه 87 انبیاء برای یونس ظلم به خود میشه خشم و عصبانیت و تمرکز بر روی ناخواسته ها و ترک کردن قوم قبل از اینکه فرمان الهی بیاد.

    پس نتیجه گیری اینکه: «هر فکر و باور و رفتاری و گفتاری که اتصال قلبی انسان با خداوند رو قطع کنه میشه ظلم به خود» و همه اقوام پیشین که مورد عذاب الهی واقع شدن فقط بخاطر ظلم به خود بوده و خداوند به کسی ظلم نمیکنه و فقط برای بنده هاش خیر و برکت و خوبی و فضل و نعمت و ثروت میخواد.

    مشخصترین و بولدترین رفتارها و افکاری که باعث ظلم به خود میشه، شرک و کفر نعمته و بعد از اون بقیه گناهانی که قلب انسان رو از یاد خداوند غافل کنه. طبق آیه 135 آل عمران و 64 نساء و البته یه جورایی 16 قصص اولین اقدام بعد از ظلم به خود درخواست مغفرت و طلب بخشش هست، هر چه زودتر. و ادامه ندادن مسیر غلط.

    توبه و بازگشت باید عامل احساس خوب باشه ؛ و ادامه دادن گناه یعنی کماکان قطع نگه داشتن ارتباط.

    ولی کاری که ما در واقعیت انجام میدیم (و یه جورایی بقیه و جامعه بهمون توصیه کردن انجامش بدیم) باقی موندن توی احساس منفی و احساس عذاب وجدان و احساس گناهکار بودن دائمیه.

    «این به هیچ وجه به این معنی نیست که هر کاری دلمون خواست بکنیم، پدر ملت رو در بیاریم و بیخیال باشیم و بگیم من عذاب وجدان به خودم نمیدم و توی احساس گناه نمیمونم» این خودش یه جور دیگه ظلم به خود محسوب میشه.

    منظور اینه که انسان ممکنه به هر دلیلی درگیر نجوا و احساس ترس و کمبود بشه و به خودش ظلم کنه و ارتباط قلبی خودش رو با خداوند قطع کنه. الان مهمترین کار، برقراری مجدد ارتباط قلبیه که بهش میگن توبه (بازگشت) اینکه ارتباط قلبی رو دوباره برقرار کنیم و از خدا بخوایم هدایت مون کنه و اگر راهی برای جبران اشتباه هست انجامش بدیم. هر کاری لازمه انجام بدیم تا این ارتباط قلبی بهبود پیدا کنه. احساس گناه و عذاب وجدان دائمی خودش عامل قطع ارتباط محسوب میشه. خودش ناامیدی از رحمت خداست، خودش نوعی شرک هست که ما به اون گناه قدرت میدیم.

    ————————————

    آیا ما میتونیم به دیگری ظلم کنیم یا دیگری می‌تونه به ما ظلم کنه ؟!

    هیچکسی نمیتونه ارتباط قلبی دیگری رو با خداوند قطع کنه. ارتباط قلبی با خدا یه موضوع درونیه دور از دسترس دیگران ، ولی اگر ما بعد از اینکه یه رفتاری رو از کسی ببینیم و اون رفتار باعث بشه ما به اون آدم قدرت بدیم و به ناخواسته توجه کنیم و شرک بورزیم این میشه ظلم به خود. ظلم به خود ناشی از شرک خودم، نه بخاطر رفتار دیگری.

    بخاطر اینه که توی داستان پیامبر اسلام میگن هر چقدر بهش اهانت میکردن، هر چقدر خاکستر روی سر پیامبر میریختن، هر چقدر تهدیدش میکردن، اون باز حال خوب خودش رو خراب نمی‌کرد و ارتباط قلبیش با خداوند رو حفظ میکرد و اونجایی که داره ارتباطش با خداوند دچار افت میشه خداوند بهش میگه ما میدونیم بخاطر شرک و تکذیب مشرکین قلبت ناراحت میشه… خدا از این طریق داره به پیامبر یادآوری می‌کنه ارتباط قلبی مهمترین موضوعه و نباید بذاری چیزی اون رو قطع کنه، پس از مشرکین اعراض کن.

    پس اعراض کردن از ناخواسته یکی از راههای برقرار نگه داشتن ارتباط قلبیه …

    (برعکس رسانه ها و اخبار که دائماً بر ناخواسته ها توجه و تمرکز دارن)

    وقتی خداوند به موسی پیامبر(ع) فرمان میده برو به سمت فرعون: بهش نمیگه فرعون داره به بقیه ظلم و ستم می‌کنه ؛ میگه برو سمت فرعون که فرعون «طغیان» کرده، به فرعون بگو بنی اسرائیل رو آزاد کن تا ما بریم و بهشون «تعدی» نکن.

    اونجایی که صحبت ظلم میشه میگه برو به سوی قوم فرعون چون با قدرت دادن به فرعون شرک ورزیدن. (شرک = قطع ارتباط قلبی با خدا)

    ———————————————

    از دل آیه 23 سوره یوسف ، به این نتیجه رسیدم که ظلم به خود هر فکر و باور و رفتار و گفتاری میشه که ارتباط قلبی با خداوند رو قطع می‌کنه.

    و در ادامه یوسف اونجایی که میخواد با چنگ و دندون ارتباط قلبیش با خدا رو حفظ کنه، نعمتهای خداوند رو بیاد میاره و به هر قیمتی شده نمی‌ذاره از احساس سپاسگزاری در بیاد.

    پس احساس سپاسگزاری مهمترین و موثرترین راهه برای ارتباط قلبی با خداوند.

    و چقدر من خودم مشتاق رسیدن به این احساس سپاسگزاری هستم، این احساس سپاسگزاری خودش نعمت محسوب میشه. ما با احساس سپاسگزاری داریم شکر نعمتهای خداوند رو میگیم ، غافل از اینکه خود همین احساس سپاسگزاری و قانون شکرگزاری خودش موهبت و نعمت خداست.

    ————————————————————————————

    پس نتیجه گیری پایانی اینکه هر باور و عملی که ارتباط قلبی با خداوند رو قطع کنه میشه ظلم به خود.

    شرک ورزیدن ، کفران نعمت ، تمرکز روی ناخواسته ها و خشم ، گناه کردن و ادامه دادن مسیر غلط …

    نقطه مقابل ظلم به خود میشه ارتباط قلبی با خداوند و شرح صدر و ایمان و آرامش…

    که با باورهای توحیدی و شکرگزاری و تصدیق زیبایی‌ها و تمرکز روی خواسته ها و نیکوکاری حاصل میشه، هر رفتار و باوری که احساس بهتر و آرامش و شفافیت قلب بده.

    (بقول استاد عباس منش توی دوره هم‌جهت با جریان خداوند: سپاسگزاری با اختلاف بیشتر از هر کار دیگه ای انسان رو به احساس بهتر می‌رسونه)

    ————————————————————————————

    «رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّکَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ»

    خدایا حمد و سپاس و شکر و ستایش مخصوص تو که منت سرم گذاشتی و نامت رو بر زبانم جاری کردی و قلبم رو به سمت خودت متمایل کردی.

    الهی صد هزار مرتبه شکر.

    الهی صد هزار مرتبه شکر که خودت رو بهم عطا کردی.

    الهی صد هزار مرتبه شکر برای نعمت سپاسگزاری از نعماتت.

    خانواده عزیزم، در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و متنعم و سپاسگزار باشید.

    «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 102 رای:
    • -
      سعیده شهریاری گفته:
      مدت عضویت: 1571 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَیْکَ الْکِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ ۖ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِ ۖ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا یَضِلُّ عَلَیْهَا ۖ وَمَا أَنْتَ عَلَیْهِمْ بِوَکِیلٍ(4١ الزمر)

      ما این کتاب (آسمانی) را برای مردم بحق بر تو نازل کردیم؛ هر کس هدایت را پذیرد به نفع خود اوست؛ و هر کس گمراهی را برگزیند، تنها به زیان خود گمراه می‌گردد؛ و تو مأمور اجبار آنها به هدایت نیستی.

      @@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

      سلام حمید جان

      دعا میکنم حال دلت عالی باشه و قلبت پر از آرامشِ خدا

      در راستای تمرکز من روی سوره ی آل عمران در حد مدار خودم،امروز رسیدم به آیه ی ١٠…از همون لحظه ای که آیه و ترجمه رو توی دفترم نوشتم یک ندایی ازم میخواست که اینو توی سایت برات بنویسم،احتمالا دریافتی های شما خیلی به فهم بیشترم ازین آیه کمک می‌کنه.

      اول آیه رو بنویسم:

      إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُوا لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ مِنَ اللَّهِ شَیْئًا ۖ وَأُولَٰئِکَ هُمْ وَقُودُ النَّارِ

      توی سایت دانشنامه ی اسلامی ،میتونی 5 تا ترجمه ی متفاوت رو بخونی و از بینشون بهترین رو برای خودت انتخاب کنی،اون چیزی که برام جالب بود این بود که هر 5 تا مترجم این تیکه از آیه رو (مِنَ اللَّهِ شَیْئًا ۖ) ترجمه کردن از عذاب خدا ،٣ تاشون کلمه‌ی عذاب رو گذاشتند توی پرانتز ،٢ تاشون تو پرانتز هم نزاشتند.

      تو معنی کلمات هم نوشته :

      تغنى: غنى: کفایت، بى نیازى، اغناء: کفایت کردن، بى نیاز کردن. این لفظ اگر با «عن» و «من» همراه باشد بمعنى کفایت و بدون آن دو بمعنى بى نیازى است.

      من تو دفترم نوشتم :

      یقینا اموال و فرزندان کافران هرگز آن ها از از خداوند بی نیاز نمی کند،و آنان خود هیزم دوزخند.

      من خودم فکر میکنم اون ها بخاطر اینکه از خود خدا دور موندند،توی عذاب ناشی ازین دوری قرار میگیرند،همون داستان خورشید و مدارها…

      خدا نمی‌خواد اونا تو مدارهای پایین و یخبندان باشند…اونا خودشون رو از خورشید دور نگه داشتند…و درنتیجه در عذاب این دوری گرفتار میشند.

      یقینا،ثروت و فرزندان کسانی که نسبت به خدا دچار کفر شدند …اون هارو از خدا بی نیاز نمیکنه…

      امثال قارون ها…فرعون ها…نمرود ها…

      که با خاک یکسان شدند…تو دریا غرق شدند…یا با یک پشه به هلاکت رسیدند…

      نه پولشون اون هارو نجات داد،نه کس و کارشون.

      یاد صحبت های استاد تو جلسه ٧ قدم 4 در توضیح سوره ی لیل افتادم که می‌گفت ما نباید ثروت رو جدا از خدا بدونیم…اینکه فکر کنیم ثروت ما می‌تونه مارو خوشحال کنه،یا مارو به خوشبختی برسونه …این شرکه…

      وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّىٰ ﴿١١لیل﴾

      و هنگامی که سقوط کند ثروتش [چیزی از عذاب خدا] را از او دفع نمی کند.

      این آیه تو سوره ی الزمر هم همچنین مفهومی داره:

      وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِینَ ظَلَمُوا مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذَابِ یَوْمَ الْقِیَامَهِ ۚ وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ یَکُونُوا یَحْتَسِبُونَ(4٧)

      اگر ستمکاران تمام آنچه را روی زمین است مالک باشند و همانند آن بر آن افزوده شود، حاضرند همه را فدا کنند تا از عذاب شدید روز قیامت رهایی یابند؛ و از سوی خدا برای آنها اموری ظاهر می‌شود که هرگز گمان نمی‌کردند!

      ما نباید ثروت رو از خداوند جدا بدونیم.

      ما نباید توکلمون روی حساب های بانکی مون باشه.

      ما نباید احساس خوبمون رو به میزان ثروتمون گره بزنیم.

      ما نباید احساس خوشبختی رو به میزان دارایی هامون گره بزنیم.

      ما نباید لذت بردن از زندگی رو به زمانِ رسیدن به خواسته هامون موکول کنیم.

      زندگی در لحظه یعنی حال خوب من فقط وابسته به اتصال قلب من به خداونده و نه هیچ چیز و هیچ کس دیگه.

      غصه گذشته هارو خوردن و یا منوط کردن حال خوبمون به رسیدن خواسته ها در آینده ،مارو از رفاقت با خدا باز می‌داره:

      أَلَا إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ(6٢ یونس)

      آگاه باشید! یقیناً دوستان خدا نه بیمی بر آنان است و نه اندوهگین می شوند.

      چه جالب.وقتی ازم میخواست برات بنویسم هیچ ایده ای نداشتم جز نوشتن خود آیه …

      به قول استاد تو جلسه ی ١4 دوره،مثل در های اتوماتیک…

      از دور انگار بسته ست…اما وقتی به سمتش حرکت می‌کنی میبینی که در بهترین زمان اون در باز میشه …

      اینم از دریافتی ظرف محدود من از آیه ١٠ آل عمران …گفته شد و نوشته شد …

      در پناه نور آسمون ها و زمین میسپارمت.الله یارت باشه همیشه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 84 رای:
    • -
      –– –• •••• گفته:
      مدت عضویت: 1556 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      «قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَیَّ مِمَّا یَدْعُونَنِی إِلَیْهِ ۖ وَإِلَّا تَصْرِفْ عَنِّی کَیْدَهُنَّ أَصْبُ إِلَیْهِنَّ وَأَکُنْ مِنَ الْجَاهِلِینَ»

      (یوسف گفت: پروردگارا؛ زندان نزد من محبوب تر است از عملی که مرا به آن می خوانند، و اگر نیرنگشان را از من نگردانی به آنان رغبت می کنم و از نادانان می شوم.)

      (سوره یوسف آیه 33)

      ————————————————————————————

      سلام به همه دوستان و خانواده عزیز و توحیدیم. امیدوارم که در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و متنعم و ثروتمند باشید.

      می‌خوام برای دوستان عزیزی که این کامنت بالایی ∆ رو خوندن ، یه نکته ای رو بیان کنم.

      توی کامنتم نوشته بودم:

      (طبق آیه 23 و 33 سوره یوسف: تن دادن به این پیشنهاد، ظلم به خود محسوب میشه چون یوسف رو از ارتباط قلبی با خداوند بازمی‌داره)

      ولی امروز متوجه این نکته شدم که پایان آیه 33 از کلمه «جاهلین» استفاده شده و نه کلمه «ظالمین» یا «ظالمون».

      و بابت این اشتباهم از شما دوستان عزیزم معذرت می‌خوام که عجله کردن در نوشتن کامنت باعث بروز این اشتباه شد. این صرفاً یه اشتباه بود و به هیچ‌وجه عامدانه نبود ، به هیچ وجه قصد تحریف و تفسیر سلیقه ای آیات قرآن رو نداشتم و از این اشتباهم واقعاً ازتون معذرت میخوام و از خداوند طلب مغفرت میکنم. امیدوارم از این به بعد با آرامش و تامل بیشتری بتونم کامنت بنویسم.

      با اینکه همیشه سعی میکنم تاکید کنم که اینها برداشت شخصی منه و ممکنه اشتباه باشه ولی خب چون موضوع نوشتن در مورد آیات قرآن هست به هیچ‌وجه به خودم این اجازه رو نمیدم که یک مفهوم غلط و عجولانه رو به اشتراک بذارم و لازم دیدم از دوستانم عذرخواهی کنم؛ شاید اگر هر موضوع دیگه ای بود بیخیالش میشدم، ولی در مورد آیات قرآن باید دقت بیشتری داشته باشم.

      و البته خودم هم یادم هم بمونه تا وقتی از درک یه موضوعی مطمئن نشدم مخصوصاً آیات قرآن اون رو به اشتراک نذارم.

      ————————————————————————————

      «ای همه شکلِ تو مَطبوع و همه جایِ تو خوش ؛ دلم از عشوهٔ شیرینِ شِکرخایِ تو خوش»

      «همچو گلبرگِ طَری هست وجودِ تو لطیف ؛ همچو سروِ چمنِ خُلد سراپای تو خوش»

      «شیوه و نازِ تو شیرین، خط و خالِ تو مَلیح ؛ چشم و ابرویِ تو زیبا، قد و بالایِ تو خوش»

      «هم گلستانِ خیالم ز تو پُر نقش و نگار ؛ هم مَشامِ دلم از زلفِ سَمَن سایِ تو خوش»

      «در رَهِ عشق که از سیلِ بلا نیست گذار ؛ کرده‌ام خاطرِ خود را به تمنایِ تو خوش»

      «شُکرِ چشمِ تو چه گویم؟ که بِدان بیماری ؛ می‌کُنَد دَردِ مرا از رخِ زیبایِ تو خوش»

      «در بیابانِ طلب گرچه ز هر سو خطریست ؛ می‌رود حافظِ بی‌دل به تَوَلّایِ تو خوش»

      «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَإِسْرَافَنَا فِی أَمْرِنَا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانْصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ»

      ————————————————————————————

      در پناه رب العالمین شاد و سلامت باشید.

      «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
    • -
      حسن گرامی گفته:
      مدت عضویت: 1627 روز

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

      وَقَالُوا آمَنَّا بِهِ وَأَنَّىٰ لَهُمُ التَّنَاوُشُ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ (آیه 52 سبأ)

      (و مى‌گویند: «به او ایمان آوردیم.» و چگونه از جایى دور، دست یافتن براى آنان میسّر است؟)

      وَقَدْ کَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ ۖ وَیَقْذِفُونَ بِالْغَیْبِ مِنْ مَکَانٍ بَعِیدٍ (آیه 53 سبأ)

      (و حال آنکه پیش از این به او کافر شدند، و از جایى دور، به نادیده افکندند)

      وَحِیلَ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ مَا یَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْیَاعِهِمْ مِنْ قَبْلُ ۚ إِنَّهُمْ کَانُوا فِی شَکٍّ مُرِیبٍ (آیه 54 سبأ)

      (و میان آنان و میان آنچه مى‌خواستند حایلى قرار مى‌گیرد؛ همان گونه که از دیرباز با امثال ایشان چنین رفت، زیرا آنها در شک و تردید سختى بودند)

      —————————————–

      سلام و سلامتی به حمیدجان عزیز و نازنین

      امیدوارم هر جاییکه که هستی حالت عالیِ عالی باشه و زیر سایه رحمت پروردگار آرامشی از جنس خودِ خدا رو تجربه کنی و همیشه و همیشه دلت شاد باشه و قلبت وصل باشه به خداوندی که جزء خیر و برکت و خوشبختی و نور و عشق، چیز دیگه ای ازش جاری نمیشه

      چطوری شما حمیدجان؟

      از هوای بهاری جنوب چه خبر…؟

      اینجا که هوا بهشتیه

      روزها و شب ها یه نسیم خنک آرومی میوزه که اصلاً انگار خدا داره با دست هاش نوازشت میکنه

      کامنت هایی که از سوره یوسف نوشته بودی رو خوندم واقعاً حمیدجان تحسینت میکنم، این درک و فهمی که نسبت به آیات قرآن داری رو خیلی دوست دارم چون واقعاً اون چیزی که اصل هستش رو میتونی از آیات قرآن به خوبی تشخیص بدی و با زبان بسیار ساده و شیرین برامون توضیحش بدی

      عاشقانه ازت ممنونم حمیدجان از اینکه مسیری رو انتخاب کردی که فقط خوشبختیه فقط نوره

      اگر یادت باشه چند ماه پیش یعنی همون زمانیکه تازه دوره هم‌جهت با جریان خداوند روی سایت لانچ شد، برات نوشته بودم که خیلی دوست داشتم وارد این دوره بشم ولی خدا به من الهام کردش که باید 12قدم رو ادامه بدم و قدم 11 و 12 بخرم

      که منم همون موقع چشم گفتم و خریدم

      اون موقع اصلاً فکر نمیکردم که دیگه من وارد دوره هم‌جهت با جریان خداوند بشم و کلاً هم تمرکزمو گذاشتم روی دوره 12قدم

      تا اینکه دوره 12 قدم رو کامل گذروندم یعنی دیگه آخرای فروردین ماه همین امسال میشد و بعد از چند روز که دقیقاً یکم اردیبهشت ماه میشد به شکل بسیار سریع و فوری خداوند منو به دوره هم‌جهت با جریان خداوند هدایتم کرد در حالیکه تا دو سه روز قبلش من فقط داشتم 12قدم کار میکردم

      انگار که خدا میخواست به من بگه که اگر قراره مسیر درست رو برم باید رهاش نکنم و ادامه اش بدم و باورت نمیشه حمیدجان که چقدر شخصیت من توی همین مدتی که در دوره هم‌جهت با جریان خداوند دارم روی خودم کار میکنم رشد کرده با این حال جلسات این دوره رو هر سه روز یکبار رفتم جلو یعنی فکر کن امروز جلسه رو گوش میدادم فردا نکته برداریش میکردم پس فردا کامنتشو مینوشتم بعدش میرفتم جلسه بعدی، تا الان همینجوری رفتم

      یعنی اگر دوسال اولی که وارد این سایت شده بودم اون موقع از من میپرسیدی چقدر تغییر کردی، تازه میتونستم بگم من بعد از 2 سال فلان تغییرات رو داشتم و بعد از اینکه 12قدم رو تموم کردم گفتم من طی یکسال این تغییرات رو داشتم یعنی دیگه 2سال زمان نبرد ولی الان که هنوز دوره هم‌جهت با جریان خداوند تموم هم نشده میتونم به جرئت بگم من نسبت به دو سه ماه پیشم تغییرات و بهبودهای خیلی خوبی داشتم و تغییر شخصیتم خیلی خیلی ملموس تر شده از نوع نگاهم به خدا و دنیا تا رفتارم و کلامم

      البته که به قول استاد عباسمنش، افکار شیطانی هم هست ولی من دیگه اجازه نمیدم ادامه پیدا کنه

      خداروشکر که توی این مسیر هستیم

      راستی حمیدجان یکی دو هفته پیش کامنتی که توی جلسه 9 دوره نوشته بودی رو خوندم، عالی بودش مخصوصاً شوخی که از حضرت سلیمان نوشته بودی باورت نمیشه چقدر خندیدم همین الانش یادم افتاد خندم گرفتش

      واقعاً حمید جان اینکه دنبال حال خوب هستی رو دوست دارم، چون بارها و بارها دیدم توی کامنت هات خیلی جدی در مورد یه موضوعی نوشتی بعد توی کامنتت با یه جوکی چیزی کلاً حال و هوا رو عوض کردی این احساس آرامش و شادیتو دوست دارم، امیدوارم همیشه بیشتر و بیشتر هم بشه

      خب حالا از اینجا به بعد میخوام در رابطه با یک موضوع بسیار مهمی که حدود یکی دوهفته پیش هدایت شدم برات بنویسم

      قطعاً این موضوع بسیار مهمی که میخوام باهات صحبت کنم در مورد خداست

      ولی از یک درک بالاتر

      من حدود یک هفته پیش بودش که توی اتاقم نشسته بودم بعد همینجوری موبایلمو برداشتم از خدا پرسیدم که خدایا اگر بخوام از آیات قرآن برای باورسازی هام مثل همیشه سرچ بزنم در مورد چی سرچ کنم خوبه؟

      یعنی از خدا خواستم که منو به یک سوره ای هدایتم کنه که با خوندن آیاتش، من به یک موضوعی برسم که بخوام برای بهبود باورهام در موردش سرچ بزنم

      آهان اینم بگم یکی از دلایلی که من از آیات قرآن توی کامنت هام به صورتی که بخواد باورهامو بهبود بده مینویسم الهامی بودش که خودِ خدا به من کرده بود که در مورد خدا توی قرآن باید شروع کنم به خوندن تا با بهبود باورهام در مورد خدا بیشتر مطیع و تسلیم خدا باشم

      اگر اینارو دارم برات مینویسم بخاطر اینکه میدونم میتونی درک کنی چی دارم میگم

      آره، تقریباً یک هفته پیش وقتی این درخواست رو از خدا کردم همون لحظه منو به سوره تغابن هدایتم کرد

      وقتی شروع کردم به خوندن سوره تغابن رسیدم به این آیه:

      فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنَا ۚ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ

      آیه 8 سوره تغابن میشه

      معنی آیه هم این میشه:

      (پس به خدا و پیامبرش و نوری که نازل کردیم، ایمان آورید و خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است)

      همون لحظه که من رسیدم به این آیه نظرمو روی یک چیزی که داره تاکید میکنه جلب کرد

      اونم اینکه توی این آیه، خدا و پیامبر رو جدا جدا نوشته و نور هم جدا نوشته

      یعنی شده:

      خدا

      پیامبر

      نور

      بعد به این فکر کردم که احتمالاً وَالنُّورِ چیز مهمی هستش که خدا توی این آیه داره جدا بیانش میکنه

      همین باعث شدش که بیام ببینم که اصلاً کلمه نور توی قرآن که ریشه سه حرفیش هم همینه چندبار توی آیات مختلف تکرار شده

      متوجه شدم 36 بار توی قرآن تکرار شده حتی یک سوره به اسم نور داریم که همون سوره نور میشه 

      پس به واسطه تکرار ریشه نور توی قرآن، نشون میده چیز مهمی هستش یعنی نمیتونه فرع باشه

      خب حمیدجان پیش خودم فکر کردم که چرا اینقدر خدا از کلمه نور توی قرآن استفاده کرده

      امدم نور رو توی دنیای مادی بررسی کردم

      رفتم سایت ناسا، دیدم کارمندان ناسا نوشتن نور تنها چیزیه که می‌توانند دنیا رو باهاش درک کنند

      مثلاً یک ستاره ای که توی سیاهی کیهان اون دور دست ها داره برای خودش زندگی میکنه رو فقط از طریق نوری که از خودش داره پخش میکنه میشه فهمید که آره توی یک گوشه ای از این کیهان پهناور یک ستاره ای به فاصله چند میلیارد سال نوری وجود داره

      پس فهمیدم که نور توی دنیای مادی هیچ جهت مشخص و دقیقی نداره

      یعنی وقتی یک نوری از یک ستاره داره ساطع میشه، نور اون ستاره به همه طرف ارسال میشه و تا بی نهایت میتونه ادامه داشته باشه یعنی نور تنها چیزیه که از همه چیز میتونه بگذره و همزمان به همه جهت ها میتونه پخش بشه و تا بی نهایت میتونه امتداد داشته باشه

      مثلاً حمیدجان دورترین ستاره ای که من سرچ زدم دیدم یه ستاره ای هستش به اسم WHL0137-LS که با نام Earendel شناخته میشه

      این ستاره که در سال 2022 توسط تلسکوپ فضایی هابل کشف شد، اولین و دورترین ستاره شناخته شده هستش که در فاصله 28 میلیارد سال نوری قرار داره

      یعنی فکر کن نور تا چقدر میتونه در فضا حرکت کنه یعنی هیچ حد و مرزی براش وجود نداره

      بعد گفتم آهان بابت همین خدا خودشو توی قرآن نور هم گفته

      مثل این آیه:

      اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۚ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاهٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ ۖ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَهٍ ۖ الزُّجَاجَهُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبَارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لَا شَرْقِیَّهٍ وَلَا غَرْبِیَّهٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ ۚ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ ۗ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ ۗ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ

      آیه 35 سوره نور میشه

      یا آیه 32 سوره توبه:

      یُرِیدُونَ أَنْ یُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَیَأْبَى اللَّهُ إِلَّا أَنْ یُتِمَّ نُورَهُ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ

      (می‌خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند؛ ولی خدا جز این نمی‌خواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران ناخشنود باشند)

      خب مشخصه که خدا حتی نور هم نیست چون نور از ذرات فوتون توی دنیای مادی ایجاد شده البته باز هم شک دارم که جنس نور از چیه…! ولی اینکه باعث درک ما نسبت به این عظمت میشه میتونه کمک کننده باشه

      البته جاهایی هم بوده که خدا از کلمه نور برای خودش به کار نبرده، اینم بوده که به آدم های با ایمان داره نسبت میده، مثل این آیه:

      یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَىٰ نُورُهُمْ بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِمْ بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ۚ ذَٰلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ

      آیه 12 سوره حدید میشه، اینم معنیش:

      (روزی که مردان و زنان باایمان را می بینی که نورشان پیش رو و از جانب راستشان شتابان حرکت می کند، امروز شما را مژده باد به بهشت هایی که از زیرِ آن نهرها جاری است، در آنها جاودانه اید، این است آن کامیابی بزرگ)

      البته باز هم خدا توی سوره نور به یه شکل دیگه ای از نور گفته مثل این آیه:

      أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ مَوْجٌ مِنْ فَوْقِهِ سَحَابٌ ۚ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا ۗ وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ

      (یا مانند تاریکی هایی است در دریایی بسیار عمیق که همواره موجی آن را می پوشاند، و بالای آن موجی دیگر است و بر فراز آن ابری است، تاریکی هایی است برخی بالای برخی دیگر؛ هرگاه دستش را بیرون آورد، بعید است آن را ببیند. و کسی که خدا نوری برای او قرار نداده است، برای او هیچ نوری نیست)

      این دیگه مشخصه که داره میگه اگر کسی از خداوند دور باشه هیچ راه نجاتی نداره

      تاریکه تاریک

      پس تا الان متوجه شدیم که کلمه نور توی قرآن به شکل های مختلف امده

      نوری که نازل میشه (وَالنُّورِ الَّذِی أَنْزَلْنَا)

      خدایی که نور هستش (اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) یا آیه 32 سوره توبه

      نور نجات دهنده برای انسان (وَمَنْ لَمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِنْ نُورٍ)

      البته که خیلی آیات دیگه هم هستش که من ننوشتم

      ولی اینارو برات نوشتم تا خودت از علم و آگاهیت از آیات قرآن در مورد این موضوع برام بنویسی، من خیلی دنبال بهبود باورهام در مورد خدا هستم

      قطعاً حمید جان شما خیلی درکت از آیات قرآن بالاتر از منه 

      بابت همین میخوام در رابطه با این موضوع که در مورد خودِ خداست برام بنویسی

      میخوام از درک خودت برام بنویسی

      شاید یه جور چالش قرآنی باشه خخخخ

      ظرف من توی آیات قرآن هنوز پلاستیکیه

      اینا هم به اندازه ظرف خودم بود که برات نوشتم

      ازت ممنونم حمیدجان، همیشه وقتی یک درکی از آیات قرآن داری میایی برای ما هم مینویسی تا ما هم با خوندشون نگاهمون به خداوند و قوانین بهتر بشه

      امیدوارم با هوای جنوب و اون ساحلی که همیشه میری کلی عشق کنی

      از خدا میخوام همیشه سلامت باشی و دلت شاد باشه شادی و خوشبختی از خدا وارد زندگیت میشه

      به خدا میسپارمت رفیق

      لَا یُحِبُّ اللَّهُ الْجَهْرَ بِالسُّوءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلَّا مَنْ ظُلِمَ ۚ وَکَانَ اللَّهُ سَمِیعًا عَلِیمًا (آیه 148 نساء)

      (خداوند، آشکار کردن گفتار بد را دوست نمى‌دارد، مگر از کسى که به او ستم شده باشد و خداوند، شنواى داناست)

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 30 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1556 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        «فَلَمَّا قَضَىٰ مُوسَى الْأَجَلَ وَسَارَ بِأَهْلِهِ آنَسَ مِن جَانِبِ الطُّورِ نَارًا قَالَ لِأَهْلِهِ امْکُثُوا إِنِّی آنَسْتُ نَارًا لَّعَلِّی آتِیکُم مِّنْهَا بِخَبَرٍ أَوْ جَذْوَهٍ مِّنَ النَّارِ لَعَلَّکُمْ تَصْطَلُونَ»

        (ﭼﻮﻥ ﻣﻮﺳﻲ ﺁﻥ ﻣﺪﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﺎﻳﺎﻥ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺭﻫﺴﭙﺎﺭ [ﻣﺼﺮ] ﺷﺪ، ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﻃﻮﺭ ﺁﺗﺸﻲ ﺩﻳﺪ، ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﮔﻔﺖ: ﺩﺭﻧﮓ ﻛﻨﻴﺪ ﻛﻪ ﻣﻦ ﺁﺗﺸﻲ ﺩﻳﺪم، [ﻣﻰﺭﻭم] ﺷﺎﻳﺪ ﺧﺒﺮﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺮﺍﻱ ﺷﻤﺎ ﺑﻴﺎﻭﺭم ﻳﺎ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺭﺍ ﻣﻰﺁﻭﺭم ﺗﺎ ﮔﺮم ﺷﻮﻳﺪ)

        «فَلَمَّا أَتَاهَا نُودِیَ مِن شَاطِئِ الْوَادِ الْأَیْمَنِ فِی الْبُقْعَهِ الْمُبَارَکَهِ مِنَ الشَّجَرَهِ أَن یَا مُوسَىٰ إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ»

        (ﭼﻮﻥ ﻧﺰﺩ ﺁﻥ ﺁﻣﺪ، ﺍﺯ ﺟﺎﻧﺐ ﺭﺍﺳﺖ ﺁﻥ ﻭﺍﺩﻱ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺟﺎﻳﮕﺎﻩ مبارک ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭﺧﺖ ﻧﺪﺍ ﺭﺳﻴﺪ ﻛﻪ ﺍﻱ ﻣﻮﺳﻲ؛ ﻳﻘﻴﻨﺎً ﻣﻨﻢ ﺧﺪﺍ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺟﻬﺎﻧﻴﺎﻥ)

        (سوره قصص آیات 29-30)

        —————————————————————————

        سلام و درود به شما حسن جان. امیدوارم که حالت عالی و مثبت و توحیدی باشه و همواره و هر ثانیه در پناه رب العالمین باشی.

        حسن جان ازت متشکرم بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتی. کامنتت هم موضوعش فوق العاده بود و هم برام نشانه داشت و هدایتگر بود، هم تمرکزش روی آیات با موضوع نور بود. و البته هدایت قرآنی برای پاسخ کامنتت هم داستان موسی پیامبر بود توی دل تاریکی شب و اون آتشی که از دور دید؛ اگر همه این شواهد رو بهم ربط بدم حس همزاد پنداری میکنم با حضرت موسی، و حس میکنم این کامنت شما همون آتشی باشه که از دور و دل تاریکی دارم میبینم که باید به سمتش برم و وقتی بهش میرسم این خداست که بهم میگه: «إِنِّی أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ» یا اینکه بگه ای بنده من، من از خودت به خودت مشتاق ترم برای رشد و پیشرفت و تعالی.

        یه لحظه یه شب تاریک رو تصور کن. توی بیابون باشی و تا کیلومتر ها اطرافت هیچ آبادی نیست، گاهی اوقات توی دوردست صداهای ترسناک هم شنیده میشه (من تا حدودی تجربه‌ش کردم، پس تجسمش برام خیلی کار سختی نیست) و احتمالا تنها هم باشی و احتمالا از درست بودن مسیرت هم مطمئن نیستی و از دور یه نور میبینی … (آتش یا چراغ یا نشانه ای از زندگی) توی این لحظه اون آتش یا نور فقط یه نور ساده نیست، بلکه معنیش اطمینان خاطر هم هست، معنیش هدایت هم هست، معنیش امنیت و رها شدن از ترس هم هست ، معنیش امید هم هست. و البته چیزای دیگه که شاید الان به ذهنم نمی‌رسه.

        یه وقتایی توی شرایطی قرار میگیرم که به یه مطلب فوق العاده هدایت میشم ولی چون ذهنم رو نمیتونم کنترل کنم عملاً اونجوری که باید اون مطلب به جانم نمیشینه. مثل کامپیوتری که قراره یه نرم افزار رو اجرا کنه ولی توی بکگراند چندتا نرم افزار دیگه هم هستن که بخشی از توان CPU و هارد و گرافیک رو به خودشون مشغول کردن، و الان اون نرم افزار مورد نیاز اونجوری که باب میل باشه اجرا نمیشه.

        حکایت هدایت منه به این کامنت فوق العاده و بخشی از توان پردازش ذهنم که درگیر پروتوکل های دفاعی ذهنه.

        بگذریم …

        ————————————————————————————

        یادمه چند وقت پیش یه ماجرایی رو دیدم از یه آقایی که تجربه نزدیک به مرگ رو داشته و می‌گفت چیزایی رو دیده یا به نوعی دریافت کرده منجمله اینکه شیطانی که درحال نجوا کردن برای ذهن انسانها بوده. دو تا نکته توی صحبتهای اون بنده خدا عجیب به دلم نشست. یکی اینکه می‌گفت خداوند توی وجود همه انسانها یه نوری رو قرار داده بود از جنس نور خودش و تمام دشمنی شیطان با انسان هدفش قطع دسترسی انسان به اون نور بود. مثال خوبی هم براش زدن. مثل فانوسی که دائماً روشنه و نورش از بین نمیره ولی شیطان سعی می‌کنه حبابش رو تاریک کنه که نور اون فانوس یا چراغ از دسترس خارج بشه …

        و دیگری اینکه می‌گفت روحی که خداوند از جنس خودش به انسانها عطا کرده قدرتش به مراتب چند هزار برابر قدرت عملکرد شیطان بود در انجام دادن کارها. (مفهوم کلی صحبت‌ها این بود) یعنی اینکه اگر ما به قدرت و ارزشمندی واقعی خودمون پی ببریم شیطان به هیچ وجه حریف ذهن ما نمیشه. همانطور که توی قرآن هم اعتراف شیطان نقل شده که «من بر بندگان مخلص تو کنترلی ندارم»

        وقتی به موضوع نور در این آیات دقت کردم رسیدم به همون نوری که توی وجود ما قرار داده شده و ابزار هدایتگر ماست.

        حتی صرف نظر از تجربه اون بنده خدا ، اگر فقط استناد کنیم به آیات قرآن ، باز هم به همون مفهوم نور هدایت الهی میرسیم. نوری که باعث هدایت و قدرت تشخیص میشه. توی آیات مختلف این مفهوم بیان شده ، مثلاً در سوره بقره برای درک مفهوم هدایت میگه: «خداوند سرپرست اهل ایمانه و اونها رو از تاریکیها به سوی نور هدایت می‌کنه». همون‌جوری که خودت توی کامنتت هم بیان کردی خداوند در مورد خودش میگه: «الله نور آسمانها و زمین ست». یا در مورد اهل ایمان در دنیا میگه: «من براشون نوری قرار میدم که مایه هدایتشون باشه» ، و در مورد اهل ایمان در آخرت میگه: «روزی را میبینی که مردان و زنان مومن در پیش روی خودشون نوری رو دارن که هدایتشون می‌کنه و مایه بشارتشون به بهشت هست؛ و منافقین بهشون میگن صبر کنید از نور شما بهره ببریم؛ و بهشون میگن به عقب بازگردید و نوری از اونجا دریافت کنید…»

        خلاصه اینکه این ماجرای نور هم شد موضوعی برای چالش ذهن مشغول من. و بنظرم میرسه مفهومش خیلی خیلی عظیم باشه، و واقعاً ذهن فسقلی من از درک مفهوم نور در آیات قرآن خیلی ناتوانه مگر اینکه خداوند خودش بر درک و فهم من از نورش عطا کنه. امروز آیه 31 سوره یوسف رو توی دفترم نوشتم در حالیکه طبق برنامه باید آیه 42 باشم. و قصد داشتم بعد از سوره یوسف برم سراغ سرچ موضوعی بعضی از کلمات. به نظر میرسه یکی از این کلمات باید درک مفهوم «نور» در آیات قرآن باشه.

        —————————————————————————

        خییییییییییلییییییی حرف زدم ببخشید. امیدوارم توی حرفام نکته مفید هم پیدا بشه.

        راستی بهت تبریک میگم بابت اتمام دوره مقدس 12 قدم و ورودت به دوره هم‌جهت با جریان خداوند. به این نکته دقت کن که قبلاً هر چی از دوره ها تهیه میکردیم از دوره های قدیمی استاد بوده، ولی الان توی دوره ای هستیم که آنلاین استاد داره آماده ش می‌کنه. یعنی از مدارهای قدیمی‌تر به مدارهای بالاتر رسیدیم.

        راستی حسن جان ، فیلم رستگاری در شاوشنک رو دیدی؟ پیشنهاد میکنم اگه ندیدیش، ببینیش فیلم جالبیه،

        یه جاییش واردن به اندی دوفرین یه جمله از انجیل رو میگه، رفتم توی چت جی‌پی‌تی سرچ کردم به این نتیجه رسیدم برات کپیش میکنم.

        انجیل یوحنا 8:12 «عیسی باز به آنان گفت: من نور جهان هستم. هر که از پی من آید، در تاریکی راه نخواهد رفت، بلکه نور حیات را خواهد داشت.»

        ————————————————————————————

        در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و تندرست و موفق و ثروتمند باشی. در مدار نور هدایت خداوند.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
    • -
      حسین عبادی گفته:
      مدت عضویت: 2123 روز

      بنام خداونده بخشنده و مهربانم

      بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ قُلْ أُوحِیَ إِلَیَّ أَنَّهُ اسْتَمَعَ نَفَرٌ مِنَ الْجِنِّ فَقَالُوا إِنَّا سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا

      بگو: به من وحی شده که گروهی از جنّ [به قرآن] گوش دادند و گفتند: همانا ما قرآن شگفت آوری شنیدیم،(جن 1)

      سلام به حمید عزیزم سلام به حمید قشنگ قلبم…..

      حمید چقدر خوبه که برامون کامنت میزاری و از نتایج و ازتحقیقاتت برامون میگی دمت گرم رفیق دمت گرم کاکامممم

      حمید این قرآن یه گنج گنجججججججج

      میدونی چجوریه مثل گنج یاب حرارتی باید باشی براش

      دیدی گنج یاب حرارتی رو؟

      حمید و قتی طلایی چیز زیر خاک باشه تویه اون مانیتور رنگ زرد نشون میده یعنی حرارت تویه عمق زمین این حرارت طلاست که از عمق زمین داره میاد….

      الله اکبر حالا این کتاب آسمانی که یک گنج و دونه دونه آیات یک گنج هستن طلا هستن فقد باید گیرنده ماااا قوی باشه تا بتون این گنج رو کشف کن و سود کن سووووود در این دنیا و اون دنیا

      حمید سوره جن رو که دیدم گفتم حال هوای این کامنت و برات ارسالش کردم….به لطف رب العامین

      ما قرآن شگفت آوری شنیدیمممممم الله اکبرررررر یعنی چی این یعنی چی خدایااااا خودت کمک کن همین چندتااااااا کلمه رو درک کنیم تا آخر عمر بیمه ایم بیممممه تو اون دنیاهم بیمه شده ایم

      خدایا شکرت برای همین لحظه توحیدی حمید ممنونم ازت

      حمید ممنونم که اینقدر قشنگ برام از سپاس گزاری گفتی دوستتدارم

      در پناه جان جانان رب العالمین شاد سلامت و ثروتمند باشد

      با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا….

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1556 روز

        بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

        «فَبِمَا رَحْمَهٍ مِّنَ اللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ»

        (ﭘﺲ ﺑﻪ ﻣﻬﺮ ﻭ ﺭﺣﻤﺘﻲ ﺍﺯ ﺳﻮﻱ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺮم ﺧﻮﻱ ﺷﺪﻱ ، ﻭ ﺍﮔﺮ ﺩﺭﺷﺖ ﺧﻮﻱ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺩﻝ ﺑﻮﺩﻱ ﺍﺯ ﭘﻴﺮﺍﻣﻮﻧﺖ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻣﻰﺷﺪﻧﺪ؛ ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻦ ، ﻭ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﺁﻣﺮﺯﺵ ﺑﺨﻮﺍﻩ ، ﻭ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﻫﺎ ﺑﺎ ﺁﻧﺎﻥ ﻣﺸﻮﺭﺕ ﻛﻦ ، ﻭ ﭼﻮﻥ ﺗﺼﻤﻴﻢ ﮔﺮﻓﺘﻲ ﺑﺮ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻦ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍ ﺗﻮﻛﻞ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﺩ)

        (آل عمران 159)

        ————————————————————————————

        سلام و درود بینهایت حسین جان عزیز ، بنده خوب و توحیدی خداوند.

        امیدوارم حالت عالی باشه و در پناه رب العالمین همیشه قلبت نورانی به نور توحید باشه.

        ازت متشکرم حسین جان بخاطر همه کامنت های نورانی که برام می‌فرستی، از درگاه خداوند برات بهترین ها رو می‌خوام.

        وقتی هدایت خواستم از قرآن که کامنتتو جواب بدم، به این آیه هدایت شدم. و دیدم چقدر این آیه با شخصیت شما تناسب داره، که از لطف و رحمت بینهایت پروردگار ، بسیار انسان خوش اخلاق و مهربان و خوش قلبی هستی که همیشه هر جایی میری همه مشتاق حضورت هستند، و همه آدم‌ها هم دوستت دارند و هم دلشون میخواد یه کار مفید برات انجام بدن. ان شاالله که همیشه در پناه رب العالمین در آرامش و سلامتی و احساس خوب باشی.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 27 رای:
        • -
          مژگان گفته:
          مدت عضویت: 1278 روز

          سلام وخدا قوت خدمت داداش مهربان الهی ودانشمندم اخ که چقدر از کامنتهاتون لذت میبرم وچیزهای جدید یاد میگیرم با انکه از لحاظ سنی از شما بزرگترم واقعا خیلی از مطالب علمی که میگین اولین باره میشنوم از شما سپاسگزارم که هم مطالب توحیدی وعلمی رو برامون به زیباترین شکل اموزش میدین.

          از مطالب توحیدیتون وترجمه وتفسیرهاتون استفاده کردم ولی هنوز نتونستم از مطالب علمی در موردمخصوصا هوا فضا بکار ببرم فقط شگفت زده شدم

          نه یه موردش همین چند وقت پیش باعث ارامشم شد برادرم کنگان کار میکنه واونجا که گفتین دستگاه ها طوری ساخته شدن که قابل نمیدونم اشتعال فکر کنم نیستن دلم اروم شدهرچند سپردمش به قدرتمند ترین حافظ ونگهدار .اون یکم دل نگرانی هم بخاطر خواهر بودنه همونطور که برا شما هم نگران شدم .

          خوب حالا جریان این کامنت

          یه بنده خدایی خیلی امروز رو مخم بود منم نمیخواستم وارد مومنتم منفی بشم هی از خدا کمک خواستم وخودمو کنترل کردم تا عصری یه حرفی زد که اگه ادم قبلی بودم یه جنگی بدتر از جنگ ایران واسراییل بپا میکردم(خنده)

          اخه من خیلی صبور واروومم یعنی از قبل بودم

          خلاصه گفتم یا صبر خدایا پناه بر خودت گوشی رو برداشتم تا یه کامنت بخونم حواسم از رو موضوع برداشته بشه نمی دونم چطور این کامنت شما اومد و

          ایه اولشو که خوندم برام مثل اب رو اتیش بود

          گفتم خدایا قربون حکمتت ولطفت چی برام باز کردی

          وازشما داداش حمیدمم تشکر کردم که با این کامنتش منو از حال بد نجات داد.

          وبعد چند دقیقه مثل اینکه هیچ اتفاقی نیفتاده خیلی عادی باهاش حرف زدم به رومم نیووردم که اینطور گفته

          ممنونم داداش حمید البته بقول ما حمید کاکا.

          که هستی وباعث دلگرمی ای

          تو دادش ابراهیم خسروی سعیده شهریاری وبقیه اجی داداشها.

          خدارا شکر که شما رو افرید وهمزمان هستیم .

          وشاگردان استاد دلها استاد عباسمنش عزیزم که حکم پدر برای این خانواده ومریم جان عزیز مادر معنوی هممون هستیم.

          داداش میدونم مثل قبل جواب نمیدی ولی اشکال نداره در پناه امن وامان خداباشید همه وهمه.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
          • -
            –– –• •••• گفته:
            مدت عضویت: 1556 روز

            سلام و درود به شما خواهر بزرگوار و گرانقدر. ان شاالله همیشه شاد و سلامت و تندرست باشید و در آرامش و امنیت. الهی که همواره به نور هدایت رب العالمین متصل باشید.

            از شما ممنون و سپاسگزارم که برام کامنت نوشتین.

            این کامنت برام یه همزمانی بسیار جالب داشت. شما در مورد ضد انفجار بودن تجهیزات پالایشگاه گفته بودین و اینکه ما هم امروز آموزش داشتیم در مورد ایمنی برق و تجهیزات ExP و IS.

            تمام تجهیزات برقی و الکترونیکی توی پالایشگاه از کولر گازی و سیستم روشنایی گرفته تا قطعات بسیار حساس توی ساب‌استیشن‌ها و پمپهای فشار قوی همه‌شون ای ایکس پی هستن. و برخی از تجهیزات مثل بیسیم ها حتی یه مرحله بالاتر از اون، IS هستن.

            اولی میشه ضد انفجار و دومی میشه ذاتا ایمن.

            یعنی حتی اگر گاز نشت کنه به حد زیاد ، تجهیزات برقی و الکترونیکی نباید باعث ایجاد هر گونه جرقه ای بشه که این گاز نشت شده رو منفجر کنه. ولی خب از طرفی اگر هم انفجاری اتفاق بیافته، همه ساختمان ها ضد انفجار هستن. یعنی در برابر زلزله های 7+ ریشتر و انفجارهای بزرگ تقریباً مقاومت بسیار بالایی دارن. درسته شاید در برابر بمب‌های سنگرشکن مقاوم نباشن ولی اون بمبها و پرنده های حمل کننده‌شون اونقدری گرون قیمت و پرهزینه هستن که روی سر یه پالایشگاه و ساختمان‌هاش انداخته نشه.

            اما اون چیزی که ماورای همه اینهاست، اون قدرتی که محافظ ماست …

            قدرت توحیده ، اون خداوندی که از هر بمب سنگرشکن و اف 35 و ناو هواپیمابری قویتره.

            من به این باور رسیدم که آیه «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ» انسان رو در برابر هر خطر بزرگی محافظت می‌کنه.

            به داستانهای قرآنی نگاه کنید. کشتیهای مدرن امروزی در برابر طوفان و سونامی آسیب پذیری دارن، ولی خدا به نوح میگه یه کشتی چوبی بساز ، چند هزار سال پیش و این کشتی از دل طوفان و سونامی عبور می‌کنه، با قدرت توحید. مرگبارترین سلاح استراتژیک حضرت موسی یه عصا بود، و در سمت مقابل امپراتوری فرعون که کلی خدم و حشم و ارتش داشت. حضرت ابراهیم بنده خدا ، همون عصای موسی رو هم نداشت. ولی پشه ها مامور شدن نمرود با خاک یکسان کنن. یوسف توی سرزمین غریبه، که هیچ اقوامی نداشت ، همه اومدن به پاکدامنی و درستکاریش شهادت دادن، آخرش هم زن عزیز مصر خودش اومد اعتراف کرد و نفع یوسف شهادت داد ، و پادشاه شخصاً خودش مامور اثبات حقانیت یوسف میشه و بعداً ازش درخواست می‌کنه جان مادرت بیا این بحرانی که پیش رو داریم رو برامون مدیریت کن.

            وقتی قوانین الهی این شکلی عمل می‌کنه من چرا نگران چندتا پهپاد اسباب بازی باشم که با موبایل کنترل میشن، یا چرا باید خیالم راحت باشه این ساختمون ضد انفجار منو از آسیب نجات میده. قبول دارین اگه یه ساختمون ضد انفجار و ضد زلزله توی اعماق 120 متری زمین داشته باشیم نفوذ ناپذیر مطلق حتی ایمن در برابر بمب اتمی… اگر موعد ما برسه، جناب ملک الموت که مامور و وکیل بر ما گماشته شده میاد به سراغمون و پیدامون می‌کنه و هیچ محفظه ای جلو دارش نیست؟؟

            «قُلْ یَتَوَفَّاکُم مَّلَکُ الْمَوْتِ الَّذِی وُکِّلَ بِکُمْ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّکُمْ تُرْجَعُونَ» (ﺑﮕﻮ : ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻣﺮﮒ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ [ﺭﻭﺡ]ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻣﻰﮔﻴﺮﺩ ، ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺳﻮﻱ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺗﺎﻥ ﺑﺎﺯ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪﻩ ﻣﻰﺷﻮﻳﺪ) (١١ سجده)

            نه یک ثانیه زودتر و نه یک ثانیه دیرتر. و اگر هم بیاد قراره ما رو برگردونه پیش خداوند، جایی به مراتب بهتر از همین جایی که هستیم، دیگه ترس و غم و نجوای شیطان بی معنی میشه.

            نه دل بستن و امید داشتن به چیزی امنیت من رو تامین می‌کنه و نه هیچ بمب و موشک و هواپیمایی می‌تونه زودتر از موعد منو برگردونه پیش خداوند و قدرت الله ماورای همه قدرت هاست «یدالله فوق ایدیهم».

            مخصوصاً وقتی به داستان موسی پیامبر نگاه میکنم خیالم راحت میشه و ته دلم قرص میشه میگم موسی فقط یه تکه چوب داشت ولی قدرت خداوند این همه معجزه رو از اون چوب کشید بیرون. و یه امپراتوری رو توی دریا غرق کرد.

            ما امروز به داستان های قرآنی نگاه می‌کنیم و می‌خونیم و قوانینش رو تحلیل میکنیم. ولی یادمون باشه ما با همون خدایی سر و کار داریم که موسی رو نجات داد. نوح رو نجات داد، یوسف و ابراهیم و یونس و سلیمان و داوود و عیسی و محمد رو نجات داد و حمایت کرد. همون خدا. شاید ما ایمان موسی و ابراهیم و محمد و یوسف رو نداشته باشیم. ولی این خدا همون خداست و قوانینش همون قوانین.

            بقول استاد توی دوره هم‌جهت با جریان خداوند ، «همون خدا ، همون خدا ، همون خدا »

            اگه قوانین برای موسی کار کرده برای ما هم جواب میده.

            هر وقت ترس و اضطراب و غم و ناراحتی اومد سراغتون یادتون باشه که اینها سوغاتی شیطانه.

            و پیام توحید فقط آرامش و اطمینان خاطر و امنیت و حال خوبه. پس از این فرمول شگفت انگیز استفاده کنید «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

            هر موقع نگران شدین ، هر کسی آیه یأس خوند و خواستین قلبتون رو در پناه خداوند حفظ کنید یا خواستید درخواست کنید که عزیزی در آرامش و امنیت باشه این آیه رو بخونید «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

            این آیه، آیه 64 سوره یوسف هست، اونجایی که یعقوب سر ماجرای یوسف حسابی امتحان پس داد، وقتی نوبت بنیامین رسید بعد از سالها تکامل طی کردن به این نتیجه رسید که «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ» خیلی بهتر از نگرانی جواب میده. ما خیلی راحتتر از یعقوب بهش رسیدیم ، پس از این قانون استفاده کنیم. اگر این جمله یه باور درست و توحیدی نبود خداوند توی آیات قرآن به پیامبر اسلام وحی نمی‌کرد.

            از شما بسیار بسیار ممنون و سپاسگزارم بخاطر کامنت ارزشمندی که برام نوشتین، و انگیزه شد این جملات رو بنویسم و ایمان خودم قویتر بشه و یادم بیاد هر جایی شیطان خواست نجوا کنه که نشونه اش احساس ترس و غم هست ، با این آیه قلبم رو در پناه خداوند محافظت کنم.

            این کامنتا بیشتر از اینکه پاسخ باشه برای خودم دفتر مشقه. من اونی هستم که نیاز دارم هر روز خودم رو بهبود بدم.

            مجدداً ازتون متشکرم ؛ همواره در پناه رب العالمین شاد و سلامت و تندرست و ثروتمند باشید در آرامش و شادکامی و امنیت.

            «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2015 روز

      بنام الله رحمان

      سلام ب حمید حنیف دوست توحیدی قشنگم

      خداقوت بابت این تحقیق زیبایی ک انجام دادین و با ما ب اشتراک گذاشتین

      چ درهایی از آگاهی ب روی قلبم باز شد چقد قشنگ ردپای قانون و میشه دید

      چقد خداوند واضح داره مارو هدایت میکنه

      چقددد تحسین کردم شمارو ک ب این درجه از ایمان رسیدین ک خیلی زیبا شیرجه زدین تو عمق آیات خداوند

      و چ آگاهی های ارزشمندی و دریافت کردین

      الهی صدهزار مرتبه شکرت ک منو هدایت کردی ب این آگاهی های ارزشمند

      منو لایق دریافت این آگاهی ها دونستی کمکم کن تا درک کنم و عمل کنم بهش

      خدایا صدهزار مرتبه شکرت بخاطر وجود نازنین دوست عزیزم آقای امیری ک دست تو شد برای درک بهترم از قانونت

      خیییلی ممنونم ازشما

      استاد بارها اشاره کرده بود ک سپاسگزاری نزدیک ترین فرکانس ب خداونده

      خوشبختی و سپاسگزاری باهم هستند

      والان متوجه شدم:

      معنیظلم ک درقرآن اومده ،ظلم ب خود هست

      ظلم ب خود یک عمل درونی هست و هیچ عامل بیرونی نمیتونه درحق ما ظلم کنه.

      و خداوند بارها گفته تو قرآن خداوند ب کسی ظلم نمیکنه بلکه اونها خودشون ب خودشون ظلم میکنن

      از اونجا روح خداوند در درون ماست و هرلحظه داره

      هدایتمون میکنه

      خیر و شر مارو بهمون الهام میکنه

      اگر احساسمون بد میشه

      ب ناخواسته ها توجه میکنیم

      عصبانی میشیم

      کفران نعمت میکنیم

      مقایسه میکنیم

      شرک میورزیم

      در اصل ب خودمون ظلم میکنبم

      مدارمون میاد پایین

      از مدار خداوند خارج میشیم

      احساسمون بد میشه و اتفاقات بد میفته برامون

      کل داستان اینه ک من باید حواسم باشه ب احساسم ،ب افکارم ک از مسیر خارج نشم

      و کلیدی ک اینجا پیدا کردم

      سپاسگزاری هست ک ارتباط من باخداوند رو همیشه حفظ میکنه

      و همین سپاسگزاری خودش ی نعمته ،هرکسی نمیتونه قدردان داشته هاش باشه و سپاسگزار خداوند

      اگه آگاهانه حواسش ب ذهنش نباشه

      ک 95٪از جامعه توی این مدار نیستن خدایا خودت کمکم کن

      منو قدردان داشته هام قرار بده

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      لن شکرتم لازیدنهم

      واین وعده ی خداونده

      الهی صدهزار مرتبه شکرت ک ایمانم با این آگاهی ها قوی تر کردی

      خودت ثابت قدمم کن توی این مسیر زیبا.

      الهی صدهزار مرتبه شکرت ک هرلحظه داری هدایتم میکنی

      سپاسگزارم بابت خواب بسیار عمیق و عالی دیشبم

      چقد هواعالی بود فوق العاده بود سپاسگزارم گ ب درخواستم پاسخ دادی و هوا رو خنک کردی ک شب بیرون بخوابم

      الهی شکرت بابت سکوت و آرامش شب و ستاره‌ های زیبا

      خدایا شکرت بابت شروع روز جدیدم مرسی ک زود بیدارم کردی و همدار شدنم با شنیدن ارکست سمفونی پرنده ها ،بلبل ها،خروس و ‌‌..کل هستی.

      الهی شکرت بابت بوی عطر نون های مادر ک امروز صبح درست کرد خیییلی خوشگل و عالی بودن و خوشمزه

      الهی شکرت بابت نعمت کولرمون ک اصلا یادم میره تابستونه

      الهی شکرت بابت نعمت چرخ خیاطیم و مهارتی ک دارم ب راحتی میتونم برای خودم لباس های خوشگل بدوزم

      مدتیه ک استوری میزارم کارهام رو و از حین دوخت باچرخ فیلم میگیرم

      چقد حس خوبی میگیرم از دیدن مهارتم ک هررپز داره بهتر میشه، و لذت میبرم از ایده هایی ک خداوند بهم میگه و من انجام میدم و سوپراییز میشم از این همه دقیق بودن و عالی بودن ایده ها

      خدایا شکرت بخاطر صدای زیبای بلبل ک از پشت پنجره ی اتاق داره میاد

      الهی شکرت بخاطر وجود مادر و پدر عزیزم ک دست تو هستن تو زندگیم

      الهی شکرت بخاطر وجود آجی ناهید ،صبح ک داشتم نون های تازه رو تا میزدم تو پلاستیک میزاشتم

      یادم اومد ک قبلا خودم چند سال پیش موقع اپیدمی چون مادر نبود ب مدت 6 ماه مجبور بودم خودم نون بپزم

      اونو ب چشم یک مسئله دیدم ک باید حلش کنم

      و گفتم انجامش میدم

      قدم اول درست کردن خمیر بود،ک بلد نبودم

      سری اول ک درست کردم خوب نشد ولی همون خمیر و انداختم روی ساج ک بپزه خخخخخخخ

      ک ب زور بر گردوندم ک سمت دیگه اش بپزه کلا خراب شد ولی من براش ذوق کردم ک میشه

      بار دوم خمیرم ی کم بهتر شد

      ولی موقعی ک میخواستم بندازم روی دست ک بزرگتر بشه انگشتام از توی خمیر میزد بیرون خخخخ

      ک خواهرم راهنماییم می‌کرد ک انگشتات بزار کنار هم باشن بعد از این دست بده اون دستت

      یادش بخیر چقد من هربار بهتر میشدم و هی ذوق میکردم

      پدر هم هی تشویق می‌کرد میگفت عجب نونی درست میکنی از مال مادرت بهتره .

      ب جرات میتونم بگم ک هیچ کس و ندیدم ک مث مامان تاحالا نون بپزه

      یادمه اون موقع تو سایت نبودم ولی فایلهای استاد و از تو کانالهای فیک دنبال میکردم

      و براساس اون آگاهی ها تونستم این مسئله رو حل کنم اینقد ک خودم راضی باشم از کارم و لذت ببرم

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      الان ک بهش فکر میکنم هربار خداوند بهم میگفت ایراد کارت چیه سری بعد درستش کن

      و هدایتم می‌کرد

      بارها و بارها چ قبل این مسیر چ الان شاهد هدایت هاش بودم

      بعد من اون موفقیت هارو ب خودم نسبت میدادم

      برای خیاطی هم همین جور هدایتم کرده و میکنه

      اوایل ک یاد گرفتم از خواهرم الگو کشیدن بالاتنه رو خیلی عالی و باعشق پیش رفتم

      خداوند خواهر دیگه ام و مامور کرد ک بشه مشتریم ث چقد من مدلهای دوختم ک بار اولم بود و همه رو خدا برام انجام می‌داد

      ولی من طمع کردم و ناسپاسی ک بعد از ی مدت خواهرم دیگه نیومد پیشم لباس بدوزه

      واقعا هر خیری ب من میرسه از طرف خداونده و هر شری ب من میرسه از سمت خودمه

      خدایا مرسی ک بهم گفتی دوباره شروع کنم با تمام وجودم ب سپاسگزاری کردن و ب احساس خوب رسیدن

      مرسی ک پازل گمشده ام رو بهم نشون ندادی

      الهی شکرت بخاطر این فایل توحیدی و این سایت الهی

      وجود استاد عزیزم و دوستان ارزشمند پاکم تو ی این مسیر زیبا

      خدایا شکرت ک منو لایق دریافت الهامات قرار دادی

      قلبم و باز کردی

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      مررسی دوست عزیز

      رد پای امروزم اینجا نوشتم خخخخ

      ممنون ک باعث شدین دست ب قلم بشم

      «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

      ب خدای بزرگ میسپارمتون

      شاد موفق ثروتمند و سعادتمند باشید

      الهی صدهزار مرتبه شکرت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1556 روز

        سلام و درود فراوان به شما خواهر بزرگوار ، خانم لرستانی گرانقدر.

        امیدوارم که حالتون عالی و مثبت و توحیدی باشه و همواره به نور رب العالمین وصل باشید.

        خدا رو صد هزار مرتبه شکر که این کامنت تونسته برای شما احساس خوب و مثبت ایجاد کنه و نکاتی برای تامل و هدایت داشته.

        خدا رو صد هزار مرتبه شکر که خداوند بر سرم منت گذاشته و من رو اسباب هدایت‌های خودش قرار داده. از خداوند می‌خوام این نعمتش رو بر من افزون کنه.

        خداوند در هر ثانیه در حال هدایت بندگانش هست. از بینهایت طریق. از بازی کودکانه تا وزیدن نسیم و جاری شدن آب و سبزی برگ درختان. من باید انسان کفور و مغروری باشم اگر اعتباری به خودم بدم. همه مطلق عزت از آن خداست و خدا برای هدایت و یاری بندگانش کافیه.

        از لطف و محبت شما سپاسگزارم. و ممنونم که شکرگزاری هاتون رو توی پاسخ برام نوشتین تا من هم بتونم سپاسگزاری رو تمرین کنم.

        در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و ثروتمند و متنعم باشید.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
    • -
      مرضیه گفته:
      مدت عضویت: 1835 روز

      سلام دوست عزیزم

      چی بگم از این متن نمی دونم واقعا الله اکبر از این آگاهی و درک شما وای خدای من شما چه نکات مهمی رو اینجا گفتین

      اون تکه‌ای که حضرت یوسف تو اون لحظه نعمت های خدا رو به یاد میاره چقدر به ذهن می فهمونه که سپاسگزار بودن چقدر مهم هست سپاسگزاری باعث میشه تو یه همچین لحظه ای توجه تو از روی اتفاق بد برداشته بشه بره به سمت نعمت هایی که خدا تا به حال بهت داده و نتیجه هم اینکه این زاویه دید باعث تغییر شرایط میشه

      من باید باز هم برم بخونم این کامنت ارزشمند رو

      آقای امیری عزیز بسیار سپاسگزارم که هدایت هاتون رو اینجا به اشتراک می‌گذارید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
      • -
        –– –• •••• گفته:
        مدت عضویت: 1556 روز

        سلام و درود فراوان به شما خواهر بزرگوار ، مرضیه خانم.

        امیدوارم که حالتون عالی و مثبت باشه و همواره به نور هدایت رب العالمین متصل باشید.

        عکس پروفایل تون ساحل کجاست؟ چقدر انرژیش مثبته. نامبرده خودش جنوبیه ولی هر بار میره کنار ساحل یا عکس ساحل رو میبینه ذوق می‌کنه.

        خدا رو صد هزار مرتبه شکر که خداوند همه مون رو از نعمت هدایتش متنعم می‌کنه. خودتون هم میدونید اعتبار این کامنت ها با افراد نیست و این خداست که همیشه در حال هدایت ماست. از خداوند می‌خوام کمکمون کنه همواره در مدار هدایت باقی بمونیم.

        از شما متشکرم بخاطر پاسخ ارزشمندی که برام نوشتین.

        در پناه رب العالمین همواره شاد و سلامت و ثروتمند و موفق و متنعم باشید.

        «فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
        • -
          مرضیه گفته:
          مدت عضویت: 1835 روز

          سلام مجدد دوست عزیز

          اون دفعه از خوندن کامنت زیباتون اینقدر به هیجان اومدم که فقط سریع خواستم ازتون تشکر کنم. همیشه کامنت های شما برام پر از آگاهی بوده خدا رو شکر می کنم که دوستان نابی چون شما در این سایت فعالیت می کنن.

          البته که سرچشمه اصلی هدایت ها کسی دیگری هست اما همین که شما دریافت کننده و نشر دهنده اون هستین هم کار بزرگی هست.

          همیشه وقتی صحبت از هدایت و ارزشمندی دریافت اون میشه یاد این کامنت شما می افتم که نوشته بودین مگه حضرت ابراهیم دکترا مکانیک داشتن یا تو فلان دانشگاه درس خونده بودن اونا فقط خدا رو باور کردن و ایمان آوردن و به این درجه از علم و حکمت رسیدن این تکه رو با خودم تکرار می کنم و سریع جلو نجوا رو می گیره.

          این رو گفتم که بدونید همین نوشته ها برای افراد زیادی راهگشا هستن و باعث تقویت باورها شون میشه حتما باز هم این هدایت ها رو بنویسید.

          این عکس هم مربوط به ساحل جزیره زیبای هنگام هست. (البته من همسرم جنوبی هستن و ارادت داریم)

          بله انرژی دریا فوق العاده هست چون یه احساس بی نهایت بودن رو بهت میده.

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      مریم گفته:
      مدت عضویت: 1276 روز

      سلام و درود به برادر توحیدی آقا حمید انشاالله همیشه بدرخشید و شاد و تندرست باشی برادر

      خدا رو صد هزار مرتبه شکر که در فرکانس این آگاهی ها بودم و هدایت شدم به کامنت زیبات که پر از نور خداست که با قلب پاکت نوشتی خیلی تحسینت میکنم که این آگاهی‌ها رو نوشتی و برامون به اشتراک گذاشتی

      از قلب پاک و نورانیت کلام خدا رو گفتی

      از داستان یوسف گفتی

      خیلی به دلم نشست و خوشحال شدم که این همه قشنگ نوشتی

      میدونی آقا حمید چقدر خوبی قدر خودتو بدون برادر چون من مردهای جوان دیدم اصلا صبح تا شب سرشون تو گوشیه و هیچی از این آگاهی ها نمی دونن واقعا بهت افتخار می‌کنیم که چقدر خوب داری روی خودت و توحید کار میکنی

      برادر خدا قوت

      دارم برات دعا میکنم شکر خدا بجا میارم که من فکر می کردم قبلا مردها هیچی از توحید نمیدونن این باور مخرب دور انداختم شما باعث شدید توی این سایت این باورم تعقییر بدم امثال شما ها رو خیلی تحسین میکنم و دیدم باز کردم جهان پر از مردهای با ایمان هست پر از مردهای توحیدی هست مثل آقا رسول مثل سید علی مثل علی ابودرایی عزیز و آقا حسن و…. دیگه بردران عزیز ….که الان یادم نیست این سایت الگوهای زیادی به من نشون داد خدایا شکرت

      خدایا هزار مرتبه شکرت می تونم بنویسم بخونم و ببینم

      برام نشونه خوبیه کامنت شما دفتر شکرگزاری ام تموم شده دوباره برم بنویسم

      شکرگزاری حالمو خوب میکنه

      خداوند حافظت باشه

      همیشه برامون بنویس الهی همیشه حال دلت عالی باشه از صمیم قلبم دعات کردم و میکنم

      در پناه خداوند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      نورا افضلی گفته:
      مدت عضویت: 1920 روز

      سلام حمید امیری عزیز

      دوست هم فرکانسی ام

      چه دعاهای قشنگی ابتدای کامنتت نوشتی من کامنت شماروبااون دعاهای زیباکه هیچی کم نداره سیو کردم تایادم باشه وهرروز بخونمش جهت شکرگزاری وسپاسگزاری عالی وهم درمورد ظلم به خوداونجا که گفتی اگرازکسی بدی دیدیم ناراحت بشیم درواقع به اون فردقدرت دادیم وشرک ورزیدیم تاحالمون روخراب کنه این یعنی ظلم به خود .

      من تاحالا میدونستم این کاریعنی شرک ورزیدن به خداوند ولی نمی دونستم ظلم به خود محسوب میشه همراه بامثال های قرآنی متنوعی که زدین باعث میشه برای همیشه توذهنم بمونه خیلی ازتون ممنون وسپاسگزارم من همیشه دنبال کننده کامنت های زیباوپرازآگاهیتون هستم ازخدامیخوام هرلحظه بردانش وحکمت قرآنی شمابیافزاید تاشماهم بااشتراک گذاشتن دانش وعلم قرآنی تون ماروهم بهره مند کنید خداوندیکتا ، پروردگارجهانیان همیشه وهرلحظه حافظ ومراقب شماباشه که اوبهترین نگه دارنده ومهربان ترین مهربانان هست وعاشق بنده های مومن وباتقواش .

      خداوندیارویاورتون باشه ای دوست مومن وباتقوا . همیشه شاد ، سلامت ، پرازآرامش وثروتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        نورا افضلی گفته:
        مدت عضویت: 1920 روز

        سلام برادرامیری عزیز

        پیرو آیاتی که درباب طلم به خود نوشتین من وقتی داشتم سوره نساء رومطالعه می کردم متوجه دوآیه شدم که خیانت به خود رو خداوند مطرح می کنند توجه کنید:

        إِنَّا أَنْزَلْنَا إِلَیْکَ الْکِتَابَ بِالْحَقِّ لِتَحْکُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِمَا أَرَاکَ اللَّهُ ۚ وَلَا تَکُنْ لِلْخَائِنِینَ خَصِیمًا

        یقیناً این کتاب را به درستی و راستی بر تو نازل کردیم؛ تا میان مردم به آنچه خدا به تو آموخته داوری کنی، و حمایت گر خائنان مباش.

        آیه 105نساء

        وَلَا تُجَادِلْ عَنِ الَّذِینَ یَخْتَانُونَ أَنْفُسَهُمْ ۚ إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ مَنْ کَانَ خَوَّانًا أَثِیمًا

        و از کسانی که به خود خیانت می کنند دفاع مکن؛ زیرا خدا هر کس را که خیانت پیشه و گناه کار است دوست ندارد.

        ایه 107نساء

        وَمَنْ یَعْمَلْ سُوءًا أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُورًا رَحِیمًا

        و هر کس کار زشتی کند یا برخود ستم ورزد، سپس از خدا آمرزش بخواهد، خدا را بسیار آمرزنده و مهربان خواهد یافت.

        ایه 110نساء

        دراین آیات خداوند به وضوح می فرمایدهرکس خیانت کندیاکارزشتی انجام دهددرواقع به خود خیانت کرده وبه تعبیری دیگربه خودستم وظلم کرده است پس اگربا رفتارکسی مانارحت شده وباتمرکزبرآن رفتاردجارشرک ورزیدن میشویم ودرنهایت به خودظلم می کنیم پس خیانت کردن به هرکسی هم ظلم وستم به خودمحسوب می شوددرحالیکه ماگمان می کنیم به دیگری یادیگران ضرر زده ایم ولی خداوندمی فرماید درواقع به خودمان ظلم کرده ایم

        بسیارسپاسگزارم ازشمابرادرامیری عزیزکه نگاهم رابه آیات قرآنی عمیق کردیدتابتوانم درحدخودم بهترآیات الهی رافهم ودرک کنم

        الهی همیشه دربهترین زمان وبهترین مکان وهم مداربا رخ دادهای زندگیت باشی برادرعزیز

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    مهرداد غنچه گفته:
    مدت عضویت: 3345 روز

    به نام رب هستی

    اسما ابوتراب هستم

    وای استاد من عاااااشقتم چقدر دلم تنگ شده بود ک بنر سایت عکس شما باشه

    امروز تو ستاره قطبیم نوستم خدایا ازت میخوام اخبار و اتفاقات خوب بشنوم بعد رفتم تو سایت با پروفایل خودم و یه حسی بم گفت ک بیام تو پروفایل مهرداد وقتی اومدم دیدم بهبه توحید عملی 11 چه فایلیییییییی هنوز گوش نکرده اومدم کامنت بذارم براتون اخه مورد بعدی از خدا تو ستاره قطبیم نوشته بودم خدایا ازت میخوام امروز باهم تنها باشیم و حرف بزنیم

    و خدا دومین خواسته من رو هم همین الان تیک زد

    چند روز پیش شهر طوفانی شد و باد شدیدی میومد اینقدر شدید که نرده های ساختمان و شیشه های حیاط میلرزید.من نشسته بودم فقط غرق تماشای تکون خوردنشون میشدم و هی خدا باهام حرف میزد میگفت اسما این قدرت منه ها این تازه یه بخشیشه بعد تو خیال میکنی من توانایی انجام هدف های تو رو ندارم؟ تو در مقابل جهان هستی من از ناچیز هم ناچیز تری نه تنها تو بلکه کل سیاره زمین ، منظومه شمسی یا حتی کهکشان راه شیری . بعد یادم به اون فایل توحید عملی افتاد که گفتی بهم زنگ زدن و در مورد ترامپ حرف زدن و براشون مهم بوده ک تصمیم ترامپ چیه انگار ترامپه ک زندگی اونا رو مشخص میکنه بعد خدا گفت من قدرتی دارم ک ترامپ یا هر فرد دیگ ای که تو ذهن تو بزرگه رو در عرض چند ثانیه از این دنیا ببرم حالا کی قدرتمنده کی قادره؟ اینجاها دیگ گریم گرفته بود یاد داستان مهاجرت شما افتادم ک گفتید اون خانومه فارسی بلد بود و شما ویزا گرفتید یک روز قبل یا یک روز بعد رفتن ب سفارت جواب نمیداد…

    در این حین رفتم یه کلیپ در مورد جهان هستی دیدم که چقدر بزرگه و بیشتر به ضعف خودم پی بردم

    استاد من تو شرکت ک کار میکردم مدیری داشتیم ک ادم جدی بود و من تو ذهنم به اون فرد خیلیییی قدرت داده بودم ،خودم هم این موضوع رو میدونستم و برام سخت بود ک بتونم حرف بزنم ولی این اواخر دیگ تصمیم خودم رو گرفتم به خودم گفتم تو برو بگو ک میخوای استعفا بدی چون قلبم هر روز میگفت.واقعا برام سخت بود ولی انجامش دادم و گقتم با اینکه رفتار خوبی اولش باهام نشد ولی اون روز از اینکه تونستم پا رو ترسام بذارم و حرف خدارو بالا تر از ترس از اون فرد ببرم خیلییی احساس خوبی داشتم .

    عاشقتونم ممنونم از شما و استاد شایسته عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 112 رای:
  10. -
    زینب سلمان زاده گفته:
    مدت عضویت: 2723 روز

    بنام خدایی که بشدت کافیست

    ســــــــلام

    وای خدای من، همین دیروز بود که دیدم یه کامنتی از یکی از دوستان ارزشمندم واسم اومده وقتی بازش کردم دیدم مربوط به کامنتم زیر یکی از همین قسمت های توحید عملی بود و چـــــــــقدر خوشحال شدم که باعث شد برگردم اون کامنتم رو بخونم و اهمیت بی نهایت موضوع توحید در عمل رو واسه خودم مرور کنم و چه احساس عجیبی در وجودم شکل گرفت که چی میشه اگر یه جلسه جدید از توحید بیاد روی سایت و الان که سر کار هستم که چند تا کامنتت بخونم دیدم اِ یه جلسه جدید از توحید روی سایت اومده و چه ذوقی کردم من، خدایا شــــــــکرت که اینقدر این جهان فرکانسی رو دقیقِ دقیقِ دقیــــــق خلق کردی

    من هنوز نوش جان نکردم این جلسه رو ولی دوست دارم قبلش هم بنویسم و همین نوشتن چــــــقدر بیشتر بهم کمک میکنه از بس که فرکانس بـــــــــــی نهایت نابی داره، خدایا شکرت که در مدار نوشتن هستم، خدایا شـکرت برای در مدار سپاسگذاری قرار گرفتنم

    درمورد سوال این جلسه از توحید، اگر بخوام درمورد آخرین اتفاقی که افتاد و نحوه بازخورد من دررابطه با اون بگم مربوط به همین هفته و همزمان با زایمان خواهرم بود که خودم همراهی اش کردم و برای اولین بار تو عمرم یه بچه یک روزه رو تو بغل گرفتم که وقتی به خودم دقت کردم هم درخصوص نجواهای ذهنی خودم و هم وقتی دیگران سوال میکردن میگفتم، این کار من نیست من اصلا تو عمرم هـــــــــیچ وقت فکرشو نمی کردم بتونم بچه یک روزه رو بتونم تو بغل بگیرم، این کار خداست

    و اما درمورد تجربیات دیگه ام، به لطف خداوند و این مسیری که هستم و کار کردن روی خودم از یه جایی به بعد هر دستاوردی کسب میکردم در هر سطحی به طور ناآگاهانه ای، این صحبت در وجودم طنین انداز میشد که خدایا این کار تو هست، من که بدون تو هـــــــــــیچ قدرتی ندارم؛ من که به هر خیری که از طرف تو بهم برسه، فقیرم

    در مجموع بخوام بگم، خـــــیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم که تواضعم در برابر الله یکتا، به مرور بیشتر و بیشتر شد،

    مثلا یکی دیگه از تجربیاتم درخصوص عکاسی ام هست که کاملا هدایتی به سمتش رفتم و الان که بهش فکر میکنم یاد اون صحبت های استاد در سمینارهاشون که خیلی راحت به شرکت کننده ها میگفت من هیچ مدرکی تو حوزه روانشناسی ندارم؛ درمرود عکاسی ام حدود دو سال پیش به اداره ای که الان مشغول به کار هستم وقتی اضافه شدم تصمیم گرفته شد دوربینی خریداری بشه که همون موقع من به مدیر بخشی که هستم گفتم من عکاس نیستم و هیچ دوره ای نرفتم و اون گفت باشه و خریداری شد و در اختیار من قرار داده شد، به اندازه ای من سررشته نداشتم که حتی نحوه روش و خاموش کردنش رو بلد نبودم اصلا هیـــــــچی، ولی براحتی در اختیارم قرار گرفته شد و شروع کردم عکاسی کردن تو برنامه های مختلف ورزشی استان و یکی از برنامه هایی که عکس گرفتم، بعد برنامه رئیس اون هیأت ورزشی استان که از قهرمانان پاراالمپیک جهان هست بهم گفت راستش رو بخواید من اصلا فکر نمی کردم شما چنین عکس های قشنگی بگیری، یا مثلا همون دوربین رو من خیلی وقتها با خودم میبردم خونمون درحالی که یه بار یکی از همکارانم وقتی دوربین رو دید گفت فلان نعاون سازمان یه خودکار بخوای ببری بیرون اداره باید امضا بهش بدی چطوری تو دوربین رو با خودت میبری و وقتی به خودم مراجعه میکردم دقت میکردم که اعتبار همه این ها (توانمندی هایی که کسب کردم، رفتار جهان و آدما با من و ….) رو به خداوند می دادم

    خدایا شــــــــــکرت

    استاد عزیزم و مریم بانو جان بی نهایت از شما عزیزان دلم برای تهیه و بارگذاری یک فایل ارزشمند دیگه سپاسگذارم

    دوسِتون دارم

    هر لحظه مون توحیدی تر و ثروتمندتر در پناه رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 121 رای: