توحید عملی | قسمت ۱۱ - صفحه 54 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد دلگشا گفته:
    مدت عضویت: 1767 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم

    واقعا چی بگم استاد در مورد هدایت خداوند! چی بگم که چطور منو به دیدن این فایل هدایت کرد دقیقا زمانی بیشتر از همیشه نیازش داشتم. قبلا یعنی زمانی که شما این فایل رو روی سایت قرار دادید و توی یوتوب هم گذاشتید (تقریبا یک ماه پیش) ، هی میخواستم بیام و فایل رو ببینم ولی نمیشد یعنی وقت نمیکردم به هر دلیلی و بیشتر تمرکزم روی دوره 12 قدمه که فعلا قدم پنجم رو تموم کردم و برای همین یکم از فایل های دانلودی دور شده بودم. بعد به خودم گفتم اشکال نداره ، هر موقع که موقعش بود هدایت میشم و این فایل رو هم دقیقا مثل بقیه فایل های توحید عملی می بینم. کلا همیشه خیلی ذوق دارم برای دیدن فایل های توحید عملی و البته بیشتر از ذوق ، نیاز دارم. امروز که داشتم توی یوتوب فایل می دیدم یهو قلبم بهم گفت که برو تو کانال یوتوب استاد و فایل توحید عملی 11 رو ببین که منم به حرفش گوش کردم و رفتم و این فایل رو دیدم و از همون اول فایل که شما در مورد داستان رانندگی خواهرتون صحبت کردید فهمیدم که چرا قلبم بهم گفت برو این فایل رو ببین و چرا هدایتم کرد که من الان این فایل رو ببینم. دلیلش این بوده که دقیقا منم خیلی نیاز داشتم به این حرف ها ، به این آگاهی ها و مهم تر از همه به احساس نیاز به الله یکتا. چون دقیقا منم تازه برای گواهینامه ثبت نام کردم و کلاس های آموزشیم رو تموم کردم. هم کلاس های تئوری و هم کلاس های عملی و همین شنبه 5 خرداد ماه 1403 امتحان آیین نامه دارم و بعد از اون هم ان شاء الله اگر قبول بشم امتحان تو شهری و عملی دارم. خداوند هم منو به دیدن این فایل هدایت کرد که دقیقا همین نکته ها و آگاهی ها رو بهم یادآوری کنه اونم دقیقا با مثال رانندگی که منم تازه دارم رانندگی رو تمرین میکنم و تازه دارم یاد می گیرم. دقیقا اینو الان درک میکنم که شما چی می گید ! دقیقا هر موقع توی رانندگی یکم که به خودم مغرور شدم که فلان چیزو بلدم یا فلان جا اصلا لازم نیست ایست کنم و همینجور پیچیدم یا رفتم دقیقا همونجاها کم مونده بوده که یک حادثه ای رخ بده و انگار که خداوند داره بهم یادآوری میکنه و بهم میگه که سجاد حواست باشه که حتی اگه رانندگیت هم خوب شد بازم حواست باشه که این تو نیستی که رانندگی میکنی ، این خداونده که داره تو رو هدایت میکنه و اونه که داره رانندگی میکنه نه تو. حواست باشه که همیشه از خداوند کمک بخوای ، درخواست کنی که بهت جواب ها رو بگه ، درخواست کنی که کمک کنه ، درخواست هدایت کنی و همیشه اینو به خودت بگی که من هیچی نمیدونم ، تویی که میدونی. منم هیچی نیستم. خیلی فراره این آگاهی. خیلی جاها شده که یادم رفته و روی عقل خودم حساب کردم و اصلا هم متوجه نبودم که من هیچی نیستم و باید از خداوند بخوام که هدایتم کنه. میگم خیلی موقع ها یادم میره که ازش بخوام و فقط روی هدایت او حساب کنم و برای همین هم هست که من خودم به شخصه نیاز دارم به این فایل های توحید عملی که اگر هر کدومشون رو روزی 100 بار و هر روز هم گوش بدم بازم کمه. چون بازم ما توی شرایط مختلف یادمون میره و باز هم روی منطق و تجربیات گذشتمون حساب می کنیم. من الان در مدار و فرکانس دیدن این فایل قرار گرفتم و دیدمش و واقعا هم بهترین زمان بود که خداوند میدونست و هدایتم کرد. خدا رو شکر میکنم به خاطر این هدایتش که به دقیق ترین شکل ممکن داره انجام میشه. من و مطمئنا بقیه دوستان به تمام این فایل ها و مخصوصا همین فایل های توحید عملی برای همیشه یادآوری به خودمون ، برای نهادینه شدن این آگاهی ها در ذهنمون و برای عمل کردن به این آگاهی ها در عمل و نه فقط در حرف خیلی نیاز داریم که مرتبا اینا رو بشنویم و به خودمون یادآوری کنیم ؛ چون حداقل من که اینجوریم و خیلی میشه که فراموش میکنم که باید از خداوند هدایت بطلبم و از اون بخوام که راهی رو بهم نشون بده و هدایتم کنه ، از اون بخوام که کمکم کنه و بپذیرم که من هیچی نیستم و اونه که باید بهم بگه که الان باید چی کار کنم؟ الان باید کجا برم یا نرم ، الان باید چی رو ببینم یا نبینم ، الان باید چه ایده ای رو بهش عمل بکنم یا نکنم ، الان باید این حرف رو بزنم یا نزنم و…. همه اینا رو و همه کارها رو اون باید برام انجام بده. در مورد امتحان های گواهینامم هم اونه که باید هدایتم کنه و بهم بگه و کمکم کنه تا قبول بشم. اونه که باید جواب سوالات رو بده ، اونه که باید رانندگی کنه نه من.

    دوست داشتم و خداوند هدایتم کرد که بعد از دیدن این فایل بیام این کامنت رو بذارم و بگم که وقتی که روی هدایت او حساب کنی و وقتی در مدار هدایت قرار بگیری اینطوری هدایت میشی به چیزهایی که دقیقا در مورد اون لحظه حال حاضر تویه و دقیقا صحبت های استاد در مورد مثال رانندگی رو انگار داشت به من میگفت چون من دقیقا در حال حاضر در این موقعیت هستم.

    این کامنت رو خداوند هدایتم کرد که بنویسم و بهم گفت که بنویسم تا هم رد پایی باشه از خودم که باور و ایمان خودمو قوی تر کنه و هم باور و ایمان دوستان عزیزم رو قوی تر کنه.

    تمرین این فایل رو هم احتمالا در کامنتی دیگر جواب بدم که البته اونم باید خداوند هدایتم کنه و هر موقع که موقعش باشه حتما میام و جواب میدم و در موردش می نویسم. فعلا اومدم از این هدایت خداجونم بنویسم و داستانش رو تعریف کنم.

    استادجانم عاشقتونم و ازتون خیلی خیلی سپاسگزارم

    در پناه تنها فرمانروای جهانیان ، شاد و سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      سجاد دلگشا گفته:
      مدت عضویت: 1767 روز

      به نام تنها فرمانروای جهانیان

      سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیزم و دوستان عزیزم

      اومدم در پاسخ به این کامنتم بگم که خدا رو شکر توی آزمون های گواهینامه قبول شدم.

      توی آزمون آیین نامه که همون بار اول با هدایت و کمک خداجونم قبول شدم و توی آزمون تو شهری هم بار چهارم قبول شدم. در واقع اون سه باری هم که رد شدم ، باز هم به خاطر این بود که چسبیده بودم به این خواسته. یعنی خیلی برام مهم شده بود که حتما باید بار اول قبول بشم. با خودم میگفتم خب آزمون آیین نامه رو که بار اول قبول شدم ، آزمون تو شهری رو هم باید بار اول قبول بشم ؛ به همین دلیل چسبیده بودم به این خواسته و یادم رفته بود که باید تکاملم طی بشه. اما توی این سه باری که رد شدم ، خیلی فکر کردم و دوباره قانون تکامل رو به خودم یادآوری کردم و همچنین ایرادهام رو هم فهمیدم و برطرفشون کردم و برای بار چهارم که رفتم آزمون بدم اصلا دیگه نچسبیده بودم بهش و خیلی رها بودم. دقیقا همین رهایی باعث شد که خداوند هدایتم کنه و خیلی عالی آزمون بدم و اصلا حس کردم که افسر آزمون کلا میخواد منو قبول کنه. چون مطمئنا خداوند بود که میخواست من قبول بشم فقط از طریق افسر آزمون ، و البته که طبق قوانینش.

      اگر ما قانون تکامل رو توی همه چیز رعایت کنیم و همیشه به خودمون یادآوری کنیم که آقا من باید تکاملم رو طی کنم و نباید کمال گرا باشم. باید درک کنم که همه چیز نیاز به طی شدن تکامل داره حتی کوچکترین چیزها و سعی کنیم رها باشیم نسبت به خواسته هامون. هرچند که خیلی سخته رها بشی از خواسته هات و بگذری ازشون ولی فقط به این شکله که ما میتونیم خیلی راحت و ساده و خیلی سریع به خواسته هامون برسیم. زمانی که با تمام وجود رها باشی و حتی یک ذره هم برات مهم نباشه که اون اتفاق میخواد بیفته یا نیفته. باید کار کنیم روی خودمون دیگه.

      خدا رو شکر که در مدار درک این آگاهی ها قرار گرفتم و دارم سعی میکنم فکر خدا رو بخونم تا سعی کنم زندگی بهتری هم در دنیا و هم آخرت داشته باشم.

      در پناه الله یکتا شاد ، سالم و ثروتمند و هدایت شده باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1473 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان خوب خودم

    وقتی که من حال خوب داشته باشم

    وقتی که من شاد و سرحال باشم

    احساس لیاقت و ارزشمندی دارم

    می توانم روی احساس لیاقت و ارزشمندی خودم کار کنم

    خودم را شایسته بدانم

    خدای خودم را همیشه شاهد بر اعمال خودم بدانم و او را کمک ویاری رسان خودم بدانم

    از او کمک بگیرم او بی هیچ منتی به من کمک می کند و حال من را خوب می کند

    بهترین اتفاقات را برای من رقم می زند

    همیشه حال خوب خودم را

    موفقیت های خودم را

    دستاورد های خودم را

    همه و همه را به او منشا بدانم و بدانم که دستهای او همیشه در کار است تا من به راحتی و آسانی در همه امور زندگی خودم موفق و شاد باشم

    این بزرگترین کاری است که همیشه و همیشه باید در همه مراحل زندگی خودم انجام بدهم

    سپاس از خدای هدایتگر خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    مریم شمسا گفته:
    مدت عضویت: 2301 روز

    به نام خداوند بخشنده بخشایشگر

    مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا ۚ إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُ یَرْفَعُهُ

    .

    . (آیه 10 سوره فاطر )

    .

    . هر که خواهان عزت است بداند که تمام عزت، برای خداست. سخن خوش و پاک به سوى او بالا مى‌رود و کردار نیک است که آن را بالا مى‌برد.

    به دنبال این بحث توحیدی، به اشتباه بزرگ مشرکان که عزت خویش را از بتها می‌خواستند، اشاره کرده، می‌فرماید: «کسانی که عزت می‌خواهند

    .

    . ️(از خدا بطلبند چرا که) تمام عزت از آن خداست» (مَنْ کانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعاً).

    .

    .

    از آنجا که تنها ذات پاک اوست که شکست ناپذیر است، لذا تمام عزت از آن اوست، و هر کس عزتی کسب می‌کند از برکت دریای بی‌انتهای اوست .

    خدایا به خاطر تمام ناشکری هام، و بیراهه رفتن هام ، منو ببخش .همه عزت تویی خدایا من از تو عزت میخوام ، خدای قدرتمندم

    سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم

    سلام به همه دوستای توحیدی م

    الهی به امید‌خودت ، خدایا تو می دونی ، من نمی دانم خدایا هر چی دارم همه از توست و من هیچم .

    خدایا ازت ممنونم به خاطر تمام لطف ها و مهربانی هایت.

    استادعزیزم ، از وقتی دوره هم جهت با جریان خداوند شروع کردم ، و همچنین برکت بقیه دوره هایی که داشتم و استفاده کردم ،به لطف خدای مهربان، برکات زیادی وارد زندگیم شده و میشه،

    استادجان درآمد جدید که بدون هیچ فعالیتی وارد زندگیم شد، الهی شکرت

    و از لحاظ روحی و روانی خیلی رشد کردم ، این رشد را به وضوح در زندگی ام احساس میکنم، آرامش عمیق و احساس خوبی که در همه شرایط دارم خیلی این تغییراتو برام روشن تر کرده.

    به لطف خدای عزیزم ، در این مدت تضادهایی به زندگیم اومد که اگر من مریم قبل بودم حتما چندین ماه درگیر و ناراحت بودم ولی به مهربانی و بخشش خدای عزیز اونقدر آرامم و حس خوبی دارم ، خودم تعجب می‌کنم. فقط میگم درستش همینه، این یعنی نعمت ها و برکات بیشتری وارد زندگیم داره میشه.

    از اول دوره ، مخصوصا از جلسه 6 ، توکل و اعتماد به خداوند برام بولد شد ، درسته قبلا میشنیدم، میخوندم، ولی هیچ درکی از این موضوع نداشتم، به برکت و نگاه پر نور خداوند دارم تلاشم میکنم که در عمل به خداوند اعتماد کنم، مثل امروز که در استخر می ترسیدم قسمت عمیق برم، ولی بهم گفت برو من هستم ، و رفتم و شکر خدا خیلی راحت این مسیر طی کردم.

    تمام تلاشم اینه که توکل و اعتماد به قدرت مطلق خداوند یگانه را در زندگی م جاری کنم، و همین اقدام برکات زیادی در زندگیم داشته و داره

    خیالی آسوده در هر شرایط، آرامش، احساس خوب، احساس لیاقت، و ثروت و سلامتی کامل و وسایل و امکانات و حتی غذا های بسیار ارزشمند و پاک و… از جمله آنهاست.

    الهی شکرت

    و مورد دیگه که برام واضح شد، پا گذاشتن روی ترس هام بود که در صحبت در جلسات رسمی بود، خداروشکر با شجاعتی که بهم داد خیلی راحت و آسون در جمع استاد و معلم های خوب و فرهیخته تونستم بهترین ارائه پروژه ام را داشته باشم و مورد تحسین همگی قرار گرفتم و این یک پله ارزشمند برای من بود که به کمک و یاری خدا قدم گذاشتم و در پی اون احساس لیاقتی که دریافت کردم ،

    از خداوند برای این تابستان هدایت خواستم تا در دوره ای عالی و مفید شرکت کنم که خیلی سریع ، خداوند پاسخم داد و منو به همایشی دعوت کرد که در آن دوره ای بسیار ارزشمند برام معرفی شد.

    و شرکت در این دوره منوط به تایید استاد این دوره بود، اولش گفتم

    مصاحبه،،؟! اونم با این استاد کشوری که در تلویزیون هست و کشورهای خارجی و….

    ولی اولین چیزی که خدا بهم گفت این بود که مریم بازم نشون بده به خودت که می تونی، سری پیش نتیجه عالی بود ، از پس اینم برمیای، اینم مثل همه انسانهاست و یک معلم فقط اطلاعات بیشتری داره، برو تو دل ترسهات

    سریع همون موقع پول پیش پرداخت واریز کردم، برای مصاحبه و شکر خدا برای فردای اون روز که سوم خرداد ماه بود ، (یعنی دیروز) وقت دادن ، قبل مصاحبه گفتم خدایا این فرد تویی که با من صحبت میکنی ، هرچی شنیدم از طریق این فرد نشونه و پیام تو هست برام

    و در عین ناباوری خودم ، در آرامش مصاحبه انجام شد، وقتی صدای استاد شنیدم آرامشم بیشتر شد ، ایشون با تواضع وقتی که من خودمو معرفی و توانایی هام گفتم ، با محبت گفتند شما صلاحیت شرکت در این دوره را دارید.

    استاد خیالم داره راحت میشه که یه روزی هم با شما در آرامش و شادی ، هم صحبت میشم:)

    الهی شکرت ، و به لطف خدا، بی نهایت خوشحال شدم ، چون در این دوره به یاری خدا ، برند شخصی خودمو میسازم، کتابم می نویسم، پیج کاری خودمو به هدایت و لطف خدا راه اندازی میکنم، و از لحاظ اطلاعات کاری و شغلی ام ارتقا پیدا می کنم و بی نهایت خیر و برکت و ثروت راحت و آسان که خداوند وارد زندگیم می کند.

    خدایا هزاران مرتبه شکر

    خدایا، ای فرمانروای جهانیان ای قدرت مطلق، من هرچی دارم ، نفسی که الان میکشم، دستی که داره می نویسه و حتی تک تک این کلمات و همه چی ، همه از آن توست و من هیچم، خدایا تو می دونی و من هیچی نمی دونم.

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿1﴾

    به نام خداوند رحمتگر مهربان (1)

    الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ﴿2﴾

    ستایش خدایى را که پروردگار جهانیان (2)

    الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ ﴿3﴾

    رحمتگر مهربان (3)

    مَالِکِ یَوْمِ الدِّینِ ﴿4﴾

    [و] خداوند روز جزاست (4)

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ ﴿5﴾

    [بار الها] تنها تو را مى ‏پرستیم و تنها از تو یارى مى‏ جوییم (5)

    اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ ﴿6﴾

    ما را به راه راست هدایت فرما (6)

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ ﴿7﴾

    راه آنان که گرامى‏ شان داشته اى نه [راه] مغضوبان و نه [راه] گمراهان (7)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  4. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1696 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    سپردن کارها به خدا

    من نمی‌دانم تو میدانی

    من ناتوانم تو توانایی

    خدایا من هیچ ندارم از خودم ،تویی دهنده

    جریان جاری دنیا بر اساس عشق و رحمت است

    جریان جاری دنیا نعمت است

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    اهدنا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لضالین

    خدای زیبای من خدای مهربان ،مرا به راه راست هدایت فرما

    جاده سرسبز مشهور استاد

    جاده سرسبزی که خودت هدایت میکنی

    خدا من تسلیمم

    من هیچی ندارم از خودم

    تنها تو را می‌جویم و تنها تو را میپرستم

    خدای من استاد من با این همه دانایی چی میگه؟

    من که هیچم

    ایشان که به تمام و کمال عمل کرده ،من کجام

    خدایا شکرت که هدایت شدم به این فایل

    یکی از نقطه‌ های تاریک من،منم منم کردن من هست.

    خدایا من نمیدونم خدایا می‌سپارم به تو ،خودت منو هدایت کن

    خدایا من میپرم به امیدت

    خدایا منو دریاب ،بگیر منو

    یه ترسی دارم و اونم ترس عمل نکردن منه بدلایل حرف مردم

    امیدوارم رو سفید بشم

    امیدوارم بسپارم ،تسلیم بشم،عمل کنم به هدایت ها

    باید برای هر کاری هدایت بخام

    باید خداوند رو داشته باشم، بدونم خبیر و علیم و حمید هست،بدونم وهاب و رزاق است،بدونم من لایق هدایت و شنیدن هستم،باید عمل کنم به هدایت

    بایدتسلیم باشم.

    تو ذهنم خیلی این کار عمل کردن ترسناکه ،نمیدونم چرا ولی تو همین مدتی که تو سایت بودم و دست و پا شکسته عمل کردم همه جا موفق بودم

    اونجایی که گوش کردم،شنیدم،عمل کردم حداقل عزت نفسم زیادتر شد،حداقل راهی برای رشد بود،حداقل فهم منو تکامل بخشید.

    خدایا برای انجام و عمل کردن و گذشتن از ترسها از تو میخواهم قوی ام کنی.

    سپاسگزارم استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  5. -
    حسین دانش خواه گفته:
    مدت عضویت: 1049 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم عزیزم و تمامی اعضای این خانواده توحیدی

    واقعا من نمیتونم مسیر خودم رو پیدا کنم من باید توکل کنم من باید برسم به احساس عاجز بودن در مقابل رب العالمین من مدت هاست همه کار انجام دادم نتونستم راه خودم رو پیدا کنم چقدر من شغل عوض کردم گنجشک این شاخه به اون شاخه بودم چی شد ؟

    تونستم به 1درصد خاسته هام برسم .خدا شاهده نتونستممم

    من عاجزم من اگه خدا کمکم نکنه نمیتونم اصلا نمیتونم ادامه بدم واقعااااااااا نمیتونم زندگی رو ادامه بدمممم…

    ولی از وقتی که دارم تلاشم رو میکنم توی این مسیر زندگیم راحت تر شده لذت بخش تر شده سپاس گذارتر شدم خاشع تر شدم و به همین دلیل نعمت ها هم بیشتر شده حالا میخام نعمت ها بیشتر بشه باید همین مسیر رو ادامه بدم…

    من زندگی رو یه مسیر تا لحظه مرگم میبینم نه مسیر 10ساله یا 5ساله تا خاسته هام و این نگاه باعث شده عجله ایی نداشته باشم این حقیقت و این باور بازگشتم به سوی خداست باعث شده به مراتب خاشع تر و فروتن باشم و خیلی خوشحالم خیلی زیاد بعضی مواقع هم مثل دیروز ذهنم خیلی بهم فشار میاره اما خیلی تغییر کردم و خیلی هنوز جای کار دارم

    واقعا همه چیز ذهنی هست همه چیز من باید بشینم ذهنم رو مرتب کنم ذهن من مثل یه کارخونه کتاب هست که هر برگی از هر کتاب پاره شده و همه جا پخش شده و کل کارخونه رو گرفته و الان من باید هر برگ رو بردارم ببینم نگاه کنم تفکر کنم اگه خوب بود نگهش دارم توی کارخونم اگر خوب نبود بسوزونمشششش آتیششش بزنم و این کار زمان بری هست و من شروع کردم و از خداوند میخام که هدایتم کنه و خداروشکر که توی این مسیر هستم واقعا سپاس گذارم از خداوند متعال

    و استاد عزیزم از شما هم سپاس گذارممم…

    خیلی جاها بوده که من فروتن بودم به طور غیر آگاهانه و شرایط کاملا به نفعم شده :

    به خاطر میارم که زن بابام ازم شکایت کرده بود و رفتم دادگاه و توی شورای حل اختلاف من فروتن شدم به طور غیر آگاهانه و گفتم هر چی این خانم میگع درسته در صورتی که حق این نبود و خداوند همه چیز رو به نفع من تمام کرد و من یه تعهد دادم و آمدم بیرون و خیلی جاهای دیگه فروتن نبودم و لح شدم کاملا لح شدممم …

    پس ترجیح میدم از این به بعد کاملا فروتن و خاشع باشم کاملا توی مسیر درست باشم

    استاد واقعا سپاس گذارم مریم خانم سپاس گذارم

    در پناه خدا شاد باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  6. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2304 روز

    به نام پروردگار هدایت گرم

    سلام به هممون

    استاد عزیزم، چند وقت پیش وقتی خیلی نجوا می اومد و حس و حالم رو بهم میریخت، خداوند یک الهام قشنگی بهم کرد…. گفت:برام نامه بنویس… منم دفتر سپاسگزاری نیمه تمام قدیمم رو برداشتم و شروع کردم….براش مینوشتم هر اونچه که ذهنم رو مشغول میکرد. من همیشه عادت داشتم درباره سوالات و یه سری افکار دیگه ام بپرسم. از خواهرام یا دوستم. ولی خداوند من رو هدایت کرد به اینکه دیگه از آدما نپرسم. از خودش بپرسم. و استاد هر اونچه که من ازش میپرسیدم جوابم میداد.من به این کار عادت نداشتم هنوز آشفته میشدم میخواستم زود جواب رو بدونم اما گفتم خانم خانما شما پرسیدی دیگه برو زندگیتو بکن جواب مطمئن میاد. تو باید یاد بگیری موقعی که میپرسی دیگه اروم بشی چون حتما جواب میاد. چند وقت به این منوال گذشت و این روند فوق العاده بود. الان با این فایل خدا رو صد هزار مرتبه شکر خیلی از ابدانان و سوالام برطرف شد. و میخوام به این سبک زندگی کنم.

    الهی شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 924 روز

    به نام رب العالمین

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    ◀ من سالها خودم رو خیلی راننده خوبی میدونستم اولش به قول استاد با خدایا خدایا یاد گرفتم و بعدا دیگه پشت سرم رو نگاه نکردم و هنر خودم میدونستم و بهش میبالیدم که ماشین دارم و حرفه ای هستم.

    یه شب بعد سالها ماشین دوستم رو بردم تعمیرگاه و عصر اوردمش که تحویلش بدم چون خودش مشغله داشت نمیتونست این کار رو انجام بده و خلاصه موقعی که ماشینو اوردم با وجود برف سنگین خونه نبود و تماس گرفتم گفت ببرش نیستم خونه و فعلا نمیام .

    و موقع برگشت از مسیر از جایی عبور کردم که خیلی خراب بود و شیب داشت و اونشب برف سنگینی میبارید و در مسیر یهو ماشین سر خورد و افتاد تو سرازیری و دیگه کنترل نمیشد و رفت ته سرازیری و جلو یه چاله پراب متوقف شد و اونجا فقط خونه باغ بود و ناکجاباد و هیچی ادرسی نداشت . هیچی

    و حالا ماشین به واسطه برف و سربالایی اصلا حرکت نمیکرد و جای خودش مونده بقود و یادمه از 5-6 شب که هوا تاریک بود تا 11 شب نتونستم درش بیارم .اوایل زنگ زدم به اتش نشانی و امداد نجات گفتن ما نمیتونیم و جاده ها بسته شده و خودمون گیر کردیم . ذهنم درگیر بود که چکار کنم

    عجیب بود اونشب و من هیچی نداشتم و با پا و دست برف رو کنار میزدم .خیس بودم و از سرما میلرزیدم و بی رمق شدم اینقدر که جونی نداشتم و میگفتم خدا کمکم کن ماشین امانته . نمیدونم چه ساعتی بود. یهو یه خانم جوان شیک با بچه اش با بیل اومدن کمک که من نمیدونم چطوری فهمیدن و گفت مادرم فهمیده .

    این مادر با بچه 8 ساله افتاد و برف مسیر لاستیک رو پاک میکرد انگار مامور بودن و بازم ماشین به واسطه سربالایی و شیب حرکت نمیکرد و نمیدونستم چکار کنم و خدا خدا میکردم و یهو دو نفر دیگه اونا هم نمیدونم چطور پیدا شدن و اومدن کمک . اقاجان بیل میزدیم و سانتی متر به سانتی متر باهل دادن ماشین رو جلو میبردیم . بلاخره ماشین رو به طور معجزه وار دراوردیم .

    این داستان مال چند سال قبله و یادم نبود و امشب خدا یادم اورد که چطور تو ناکجا اباد نجاتم داد

    فکر کن وقتی روی خوش حساب میکنی همه کارها رو انجام میده. به قول استاد باهوش اونیه که بزاره خدا کارها رو انجام بده

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  8. -
    ثریا هروی گفته:
    مدت عضویت: 207 روز

    سلام .به استاد خوش تیپ و دوسداشتنی من

    سلامی. سرشار ازعشق قلبی من ..یادمه 4سال پیش یه فایل توی تلگرام به دستم رسید .که استاد عباسمنش در مورد الهام های خداوند صحبت می کرد .یه جاش میگه .به زنبورعسل وحی میشه.به مادر موسی وحی میشد.اونا که پیامبرنبودن.من خیلی تحت تاثیر قرارگرفتم .

    اونروزها استاد عباسمنش رو نمی شناختم .حتی نمی دونستم این کیه ..وحدود یکسال بود جای دیگه ای با قانون جذب آشنا بودم ومرتب دنبال یادگیری و تمرین بودم .و بشدت در وضعیت نابسامانی از هر جنبه زندگیم قرار داشتم ..

    اون حرفها به دلم می نشست وصدهاباراون فایل کوتاه.رو گوش کردم و‌نت برداری میکردم .بعدها شناختم که استاد عباسمنش بودن.

    شاید اغراق نباشه که اون فایل یکطرف و همه اون اموزه های خودم در حوزه قانون جذب طرف دیگه ..اون فایل برابری مبکرد حتی وزن و ارزشش از یک دوره برای من بیشتر بود .

    من مدت دوسال هست استاد رو می شناسم .ولی دخترم دوره عزت نفس رو خریده بود .ومن اکانت نداشتم .گوشی درست هم نداشتم.اما این مدت که درسایت استادعباسمنش هستم .

    و دوره روانشناسی ثروت1رو خریدم .

    تازه می فهمم .چقد دیدگاه توحیدی این مرد

    مارو از چالش ها و‌کور گره های که خودمون بدست خودمون ایجاد کردیم .نجات میده .و باور به اینکه

    من در برابر علم خدا هیچی نمی دونم

    و هدایت های خدا راه درست هست

    خیلی شرایط که از نظر دیگران خیلی سخت

    ولاینحل هست .برای کسی که خدارو راهنما قرار میده .بسیار راحت رد میشه . ..

    وقتی باور داریم فقط خدا و روی این باور که

    همه جا هست و هدایتم مبکنه .و بدون تردید

    به قلبمون گوش میکنیم .خیالمون روز بروز راحت ترمیشود .و چقد استاد قشنگ میگه.اصلا فک نکنیم دیگه بلدیم ..واقعا وقتی میگیم بگو الان چه کنم ؟

    خداوند قشنگ و بجاش راهنمایی میکنه

    به به به به .ازاین فایل لذت بردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    امین حافظ گفته:
    مدت عضویت: 824 روز

    با نام و یاد خدایی که همیشه هست

    با تشکر از شما استاد با عشق

    استاد میخواستم بگم با این که شاید قبلا هم در این خصوص توضیحاتی از شما شنیده ایم اما انقدر این موضوع جذابه که از خدا میخوام باز هم به دل شما الهامات از این جنس دوباره بیاره چون مثل شهد عسل بود وقتی گوش میکردم و تمام وجودم کیف میکرد

    من دقیقا سه روز پیش که تعطیلات عید فطر بود هوا را چک کردم برای برگشت و خانمم گفت حسم میگه بجابی جمعه 5 شنبه برگردیم من غرورم آمد بالا که حالا نهایت بارندگی هست و آرام تر بر میگردم اماااااا از اونجایی که به روح الهی خانمم هم ایمان داشتم و دیدم حس من ازجنس خدا نیست از جنس منییت هست گوش کردم و 5 شنبه برگشتیم خیلیییی راحت خیلی زبیا و عالییییییی خیلییی عالیییی خنده دارکه بلافاصله هم به یک میهمانی عالی در یک فضای زیبا دعوت شدیم وحتی بیش از دو ساعت در منزل نبودیم خیلی هم خوش گذشت و همه چیز عالی بود شنبه در اخبار دیدیم که دقیقا همون جاده که ما ازش آمده بودیم(هراز) بسته شده بود باران شدید بوده شمال و مسافران کلی اذیت شدن واقعا خدا را سپاس گفتم و از صبح تا الان میگم خدایا قول میدم بیشترگوش بدم من رو رها نکن ممنون که هستی

    بازهم از فایل عالی شما ممنون استاد خیلیییی لذت بردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  10. -
    عبدالرضا سلمانیان گفته:
    مدت عضویت: 1614 روز

    به خداوند عشق و نور خدایی که هر لحظه دوست داره ما را به بهترین مسیر هدایت کنه

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه دوستان حاضر در این سایت الهی

    خدا را شکر میکنم که قدم به قدم اومدم ومن را هدایت کرد به سمت شما استاد عزیز واین سایت بی نظیر

    تا اونجایی که یادمه از بچگی تو هر شرایطی که بودم و واقعا نمیدونستم باید چی کار کنم از خداوند هدایت میخواستم و خداوند هم درجا بهم پاسخ می‌داد یادمه سال 90 زمانی که میخواستم وارد دانشگاه بشم به خاطر شرایط مالی خوبی که نداشتیم از خداوند هدایت خواستم که خدایا خودت من را هدایت کن به سمت شغلی که هم بتونم دانشگاهم رو برم هم بتونم با اون کار از پس هزینه های دانشگاه بر بیام و خودش هدایتم کرد به کار داروخانه بعداز شیش ماه کار آموزی و نبودن هیچ حقوقی هم دانشگاه رو میرفتم وهم داروخانه رو یه جاهایی خسته شدم ولی سعی کردم باور کنم که این همون مسیر درسته در صورتی که هیچی از قوانین نمیدونستم. و ادامه دادم و بعد از گذشت یک سال حقوقم از کل کسانی که زودتر از من کار میکردند بیشتر شد خدارو شکر

    بعد به خاطر شرایط دانشگاه وارد شیفت شب شدم

    از ساعت 10شب تا 8صبح یادمه اون موقعه ها وقتی وارد شیفت میشدم میگفتم خدایا خودت کمکم کن تا بتونم کارم رو به نحو احسن انجام بدم و همیشه با انرژی وارد کارم میشدم چون کار رو یادم گرفته بودم و اعتماد به نفسم واقعا عالی

    شده بود ساعت دو صبح که میشد بعضی نسخه هااز شهرهای اطراف میومدو دسخت دکترا هم که

    همیشه به خاطر خوش خطی معروف بوده خب چون که ما به دسخت دکترای اطرافمون بیشتر آشنا بودیم خواندن اون نسخه ها یخرده دقت بیشتری میخواست منم هم تون اون شرایط خستگی چشم ها و خواب آلود باید نسخه رو آماده میکردم یادمه موقع خواندن از خداوند هدایت میخواستم و بهم میگفت که چی کار کنم که بتونم اونو بخونم مثلاً بهم میگفت نسخه رو برگردونم وتو اون برگشت اون حرف یا کلمه خونده میشدو نسخه رو آماده میکردم یا یه چیزی می‌خوندم ولی مطمئن نبودم بهم میگفت به تخصص دکتر توجه کن و متوجه میشدم که اون چه دارویی و واقعا نسخه هایی رو رد میکردم که فردا صبح اپراتور میخواست ثبت سیستم کنه نمی‌توانست بخونه با دکتر و مدیر و بقیه بچه ها نمی‌توانستند بخونن تازه زنگ می‌زدند میگفتند این نسخه را چی دادی ولی واقعا بعضی وقت ها هم که به خودم مغرور میشدم و فکر میکردم که من خیلی حالیمه واقعا یه نسخه میومدخیلی ساده ولی برای من انگار قفل شده بود وقتی به دکتر نسخه رو نشون میدادم که بخونه تعجب میکرد که چرا نتونستم بخونم

    مثال از هدایت خداوند توی زندگیم تو همه ی شرایط واقعا زیاده مثلاً حتی به قول استاد تو بازی فوتبال تو زمین که میخواستم انجام بدم میگفتم خدایا خودت بهم بگو چطور امروز بازی کنم چه حرکتی رو انجام بدم که بهترین بازی را کرده باشم

    مثلا موقع زدن کرنل بهم میگفت الان اینطوری بزن

    اون ضربه یا گل میشد یا اتفاقی می افتاد که منو راضی میکرد خدا ولی خیلی وقت ها هم میشد که فکر میکردم من خیلی سر ترم از بقیه و این منم که خیلی خوب بازی می‌کنه اون بازی اشتباهاتی رو انجام میدادم که حال خودم که بد میشد هیچ کل تیم بهم می‌ریخت

    خب برم سراغ حال الآنم الان که چند وقتی هست به خاطر گوش نکردن به هدایت خداوند و اینکه نتونستم اعتماد کنم و حتی بهم گفت خودتو خسته نکن و گوش نکردم واز لحاظ احساسی واقعا خسته شدم و گیر کردم احتمال زیاد به خاطر اینکه اعتماد به نفسم پایین بود توی اون موضوع ولی از اونجایی که خداوند همیشه هوای بندهاش رو داره من هرروز ازش هدایت میخواستم و بهم میگفت چی کار کنم ولی به خاطرزیاد شدن گفت‌وگوهای منفی ذهنم نمی‌تونستم قبول کنم که درسته

    الان خب هدایتم کرد دوباره به سمت دوره احساس لیاقت و دیروز جلسه دو رو گوش کردم و امروز صبح به محض بیدار شدن کامنت های دوستان رو خوندم و حالم واقعا عالی شد و بعد با دیدن فایل جدید امروز اصلا حالم واقعا دگرگون شد خدا را صد هزار مرتبه شکر به خاطر حضورش در قلبمان

    و خدا را صد هزار مرتبه شکر به خاطر حضور شما استاد عزیز در زندگیم

    بهترین ها رو براتون آرزو میکنم و همون دعای خودتون انشا اله همیشه در پناه خدای یکتا شاد،سالم، سعادتمندو ثروتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: