توحید عملی | قسمت 8 - صفحه 40 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

965 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مارال گفته:
    مدت عضویت: 1064 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانو

    من چون اول راه همراهی با شما هستم کلی سوال برام پیش اومده نمیدونم اینا شرک حساب میشن یا نه

    من مستاجرهستم وچیزی تا پایان قراردادم نمونده

    دنبال خونه هم میگردیم ولی اصلا با شرایط ما چیزی پیدا نکردیم قیمتها عجیب بالاس

    این وسط تو ذهنم میگم قرض بگیرم وام بگیرم که بتونیم خونه بگیرم باز اینور میگم پس حرفهای استاد چی

    باز یه مسئله دیگه اینکه این قیمتهای بالا رد که میبینم ناخداگاه باعث میشه فک کنم عوامل بیرونیه که تو زندگیمون تاثیر داره

    باز برمیگردم به باورهام

    میبینم اصلا مقاومتی رو اینکه پول زیاده ندارم

    ولی این باور دارم که من بلد نیستم چطوری پول دربیارم که مثلا بتونم یه خونه بخرم

    نمیدونم تونستم منظورمو برسونم یا نه

    الان میخوام بچهای که اینجان یه جوری یه راهنمایی از من بکنن که من چکار کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    رعنا ودیع زاده گفته:
    مدت عضویت: 941 روز

    سلام ب استاد عزیزم

    و دوستای مهربانی ک این کامنت رو میخونن

    در رابطه با باور ها خواستم بگم ک،من مامان و بابام هر دو بیماری قند دارن،هزاران بار شنیدم ک ارثیه و میگفتن ک همتون قند میگیرین ،چون مامان بابامون قند دارن

    دیگه باورم شدو من دقیقا همین الان قند دارم ،من سنم از بقیه خواهر برادرام کمتره،

    و اونهایی ک این باور رو ب من انتقال دادن،میگفتن ک قند ربطی ب سن نداره و حتی بچه های کوچیک هم میگیرن

    دوباره این هم باورم شد،ک من الان با سن 24 سالگی قند دارم خیلی هم زیاد نیست عددش ولی بالاخره الان دارم نون باورامو میخورم ،

    این از این

    بابابزرگم بر اثر سرطان معده فوت کرد،بعد از اون همه گفتن ک سرطان و معده درد ،ژنتیکیه

    و دقیقا الان بیش از نصف فک و فامیلای پدریم، همه معده درد داریم،ینی خودمم دارم

    میخوام بگم ک کلی باور مخرب دارم و داریم ،چون واقعا تا الان ‌نمیدونستم ک چ خبره

    و هی سال ب سال ب بهونه ی ژنتیکی بودنه، بیماری‌های مختلفی رو تجربه میکنم.

    حتی ی مدت پیش خودم میگفتم نکنه مث اونایی ک سرطان گرفتن و مردن،منم اونجوری بمیرم..

    استاد باورت میشه ی چیزی نزدیک ب سرطان رو هم تجربه کردم ،،

    یه پولیپ داشتم توی دماغم،بخاطر آگاهی ای ک نداشتیم و حتی دکتر های شهرم هم میگفتن ک سرطانه،سونو و ام آر آی هم انجام دادم وباز هم گفتن سرطانه و جالبش اینجا بود ک میگفتن بدخیمه و میمیری و اینا…

    تا چن وقت کل فک و فامیل گریه میکردن و منم تازه زایمان کرده بودم و کلا اوضاع خیلی بد بود

    تا رفتیم شهر های دیگه و فهمیدیم ک اصن سرطان و اینا نبود ،یه توده ی عفونی بود ک باید با عمل لیزری درش میاوردن،

    و اینجا هم جالب بود ک دکتر گفت همین امروز هم میشه عمل کنیم و کار خاصی نیس،

    من گفتم ن عمل نمیکنم ،بچم شیرخواره و باید برگردم شهر خودم و اینا..

    خلاصه یکی دوماه گذشت ،خودمم الان باورم نمیشه

    ی روز پیش خودم گفتم برم یکم عسل بخورم با آب جوشیده ک یکم سرد شده ،

    و من دقیقا بعد از یکبار عسل خوردن خوب شدم،دیدم راه تنفسم داره بهتر میشه،چون کلا یکی از سوراخ های دماغم کیپ شده بود و خوابیدن خیلی برام سخت بود

    میخوام بگم ک زندگی من تماما حاصل باورهای مزخرفم بوده و داشتم خودم رو ب تباهی ‌میکشوندم .

    خداروشکر با آگاهی گرفتن از شما الان دارم آگاهانه پیش میرم ،و همش میگم ک هیچ عامل بیرونی ای حتی نمیتونه من رو ناراحت یا خوشحال بکنه،نتیجه ی تمام اتفاقات زندگیم خودِ منم با باورهای مسموم.

    در رابطه با باورِ اینکه هیچ دختر خوبی برای ازدواج وجود نداره

    برادرِ دوست صمیمیم،همش میگف ک هیچ دختر خوبی وجود نداره و همشون(..)حرف های نامناسب ب کار می‌برد، چند سال فقط داشت خوب و بد میکرد و بالاخره با ی دختر آشنا میشه و دقیقا یک ماه تا دوماه بیشتر با هم زندگی نکردن و کلی اتفاق ناجور افتاد،و دختره بش خیانت کرده بود و حتی باردار شد و سقطش کردن و کلی دعوای خانوادگی و ….

    و الان طلاق گرفتن و پسره داره تنها زندگی میکنه،من الان دارم میفهمم ک بخاطر باور خودش بوده..

    چقد برام خیلی چیزا داره روشن میشه ،

    واقعا دمت گرم استاد ،لذت میبرم ک دارم توی این مسیر خدایی زندگی میکنم ،

    وقتی میبینم ک میگی با عشق کامنت هاتونو میخونم،همین جمله بیشتر منو وادار میکنه ک کامنت بذارم

    میخوام بگم ک تاثیر گذاریتون فوق العادس،

    آرزوی بهترین رو دارم برای شما و تمامی اعضای خانواده ی سایت عباسمنش .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    زهرا رضایی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2620 روز

    سلام استاد عزیزم

    این فایل هدیه خیلی عمیق و ارزشمند هست و خیلی تاثیر گذار خودش ی دوره است که باید به کلمه به کلمه این فایل فکر کرد وفکر کرد تبریک میگم که روز به روز شاهد پیشرفت ورشد معنوی شما هستیم خداروشکر که الگو و نمونه خوبی برای من هستید که خیلی جا داره تا به مراحل بالای رشدوتعالی برسم .همیشه اسم شرک ورزیدن میاد وقتی روی دیگران حساب میکنیم و ازمنظر دیگه که تو این فایل بهش پرداختین که برام تازگی داشت بنام عوامل بیرونی و کلا شرک میورزیم این به ذهنم میرسه و برام تداعی میشه که تو جنگلی هستیم میخوایم خانه بسازیم ممکنه بر روی علفهای سطح زمین یا بر روی برگهای روی سطح ابیا برروی شاخه های درخت یا شایدم روی لاک یک لاک پشت این خونه بنا بشه که هرلحظه دستخوش یک تغییر طبیعی میشه خونه ما و دیگران مسولیتی درقبال زندگی من ندارن ولی وقتی به قدرت لایزال خدا تکیه میکنیم بصورت نمادین که درزمین برای ساخت خانه پی عمیق بابتن حفر میکنیم دروجود خودمون در عمق وجود به قدرت خداوند تکیه مبکنیم در قلبمون و هیچ بادوبوران و طوفانی حریف ما نیست و حتی مسایل در جهت مسیر ما ،مارو به جلو میندازه و باعث پیشرفت ما میشه .

    تقصیر ما نبوده شرک ورزیدیم چون خدارو بهمون نشناسوندن چون یادمون ندادن خدا دوست ماست تکیه گاه ماست چطور وقتی کسی رو دوست خودت ندونی تکیه گاه خودت میدونی و بهش اعتماد میکنی اینطورشد که کسانی که برای کمک فرستادو اشتباها پرستیدیم ولی همه ما بعد از این همه مراحل و بقول استاد چک و لقد ها اگه دوباره شرک بورزیم باوجود اینکه هدایت شدیم به یکتاپرستی اگه فکر نکنیم به این نسانه ها به این صحبت ها و رو بگردونیم قطعا کفر ورزیدیم و خواستیم که واقعیت نبینیم .ازاستاد عباس منش ممنونم بخاطر اشتراک اگاهی ها

    درپناه خدای مهربان باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    مينا ماجدي گفته:
    مدت عضویت: 1307 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    خیلی جالبهههه من متوجه شدم تمام مشکلات من مخصوصا مشکلاتی که تو این 6 ماه گذشته تجربه کردم ریشه در شرک من داره!

    چقدر مشرک بودم و نمیدونستم!!

    تو این چند ماه اخیر برای رشد کسب و کارم تیم هایی رو به مجموعه ام اضافه کردم که باور داشتم اینا میتونن فروش منو متحول کنن!!

    و یا قراره چه کارهایی برای من انجام بدن و این شرک مطلق بود فکر میکردم چه اتفاق های بزرگی قراره برام بیافته! و بعد چند ماه خیلی زود مشکلات شروع کرد قول ها عملی نشد مشکلات مالی پیش اومد ،از همه بدتر رویاهای من خراب شد و از لحاظ احساسی شوکه شدم!

    جالبه با تیم اول درسمو نگرفتم و تیم دوم اومد بازم شرک داشتم و ریشه مشکل رو چیزی بیرون از خودم میدیدم

    ولی طرف یک ماه دست اونا هم برام رو‌شد !!

    همه چی از قبل بدتر شده بود رکود و رکود

    و من فقط هزینه میکردم که بقیه مجموعه منو به اوج برسونن در صورتی که نمیدونستم فقط باید از خدا بخوام

    فقط باید به خدا بسپارم و مناظر الهامات الهی باشم

    بازم درس نگرفتم !

    دو تا عزیز دیگه آوردم و بازم هزینه کردم …. ولی صد افسوس

    یک ماه کل بیزینسمو خودم دست گرفتم یک ماه تنها بودم و کار کردم نتایج بهتر شد اما یه توصیه همسرم بازم با یه تیم دیگه کار کردم این بار دیگه منتظر معجزه نبودم و فقط میخواستم ببینم چی میشه

    ولی بازم نشد!!

    و هدایت شدم به فایل های توحیدی

    متوجه شدم خدا میخواد بهم بگه هر چی هم هزینه کنی هر چی آدم های قدر بیاری بازم نتیجه نمیگیری!

    چون موحد نیستی

    حالا با دل و جون هر روز دارم فایل های توحیدی رو گوش میدم و از خدا میخوام کمکم کنه توحید واقعی رو درک کنم و بتونم اجراش کنم

    حالا فهمیدم نباید مشرک باشم ‌خدا قادر مطلقه خدا عالم مطلقه خدا خالقه و خدا قدرت خلق زندگی منو به خودم داده!!

    پس با اعماق وجودم قبول میکنم و منتظر هدایت الهی هستم

    ممنونم ازت خدای عزییزم و سپاسگذارم از شما استاد عزیزم و مریم جان

    بریم با قدرت به ادامه مسیر…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    Fatima گفته:
    مدت عضویت: 1111 روز

    به نام خدا

    ردپای 78

    سلام به استاد عزیزم و دوستان مهربونم

    همه ما حداقل یه بار تو زندگی ،تلاش کردیم یه کاری شروع کنیم اما خیلی زود دیگه ادامه اش ندادیم

    منم از این قاعده مستثنی نبودم !حالا باورم نمیشه چطور 78 روز بدون چیت دارم مینویسم یاد میگیرم آزمون خطا میکنم

    مگه من همون آدم نبودم؟

    تازه، کار برای خودم سخت کردم و خودم موظف کردم هر روز ردی از خودم در سایت باقی بذارم

    با وجود اینکه خیلی نوشتن برام سخت بود ،خودافشایی برام سخت بود

    حتی به همین بسنده نکردم و برای اولین بار تو فضای مجازی عکس پروفایل گذاشتم

    خیلی وقتا حرفی برای گفتن نداشتم اما هرچی بهم گفته می‌شد می‌نوشتم، میگفتم عیبی نداره مبتدی، ممکنه بعضی جاها درست درک نکرده باشی، بعضی جاها قضاوت شی و…

    چی در درون من جون گرفته بود که همه اینهارو قبول کردم و ادامه دادم؟

    نمیدونم !اما میدونستم نقطه استارت من برای ساخت چیزی که میخوام از همینجا اتفاق می‌افته

    از همین کارهایی که سختم بود و انجام دادم

    از همین آگاهی ها

    از همین کلنجار رفتن با باورهای کهنه

    از همین ساخت باورها و الگو های جدید

    نمیدونستم چطوری اما تیری در تاریکی برای من بود که رفته رفته به اطمینان تبدیل شد

    البته نفوذ کلام استاد و پذیرا بودن روح آدمی درباره حقیقت هم مزید بر علت بود

    78 روز که کلی قدم برداشتم ،کلی به ترس هام غلبه کردم کلی از خواسته های کوچیک و بزرگ ،تیک زدم،کلی به شخصیت مورد نظرم نزدیک شدم

    و مهم تر از اون خودم و خدارو پیدا کردم و ظرفم کمی بزرگتر کردم

    هنوز گاهی مسیر گم میکنم گاهی نجوا ها بهم اثر میکنن گاهی کانون توجهم شبیه گذشته اطرافیان و جامعه میشه

    میدونم طبیعیه و میپذیرمش

    اما با همه پستی و بلندی ها خیلی حس خوبی دارم که مسیر درستی شروع کردم

    خداروشکر

    همیشه تو کامنت از خدا خودم استاد و بانو شایسته که دلم خیلی براش تنگ شده ،سپاسگزاری میکنم

    الان میخوام از همه اعضای سایت تشکر کنم،خیلی ازشون یاد میگیرم ،خیلی براشون احترام قائلم و از نتایج و کیفی که با زندگی میکنن ،لذت میبرم

    از همه کسایی که این مدت برام کامنت های فوق العاده گذاشتن ،بسیار بسیار سپاسگزارم ،حس خیلی خوبی با هم کلام شدن باهاشون تجربه کردم و از نوشته‌هاشون لذت بردم

    ازتون سپاسگزارم

    به امید روزای بهتر

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    رسول بنادری گفته:
    مدت عضویت: 1722 روز

    کامنت دوستای عزیزم رو مطالعه کردم و فرکانسم خوب شد و چیزایی بهم گفته شد

    من الان 23 سالمه

    گاهی اوقات  یه جوری میگم  خدا کمکم کن انگار تا قبل از 23 سالگی کسه دیگه ای محافظم بوده

    ن، این منم ک تازه دارم خدا رو میشناسم، خدا از بدو تولد محافظ منه از زمانی ک بند ناف داشتم تا الان و بعد از الان هم

    مراقب منه و دوسم داره اینقدر دوستم داره ک

    از روحش در من دمیده

    از همه ویژگی هاش یه ریزه ب منم داده

    حتی زمان هایی ک من شکر گزاری بلد نبودم هم نعمتش رو از من دریغ نمیکرد

    از چنین خدایی باید درخواست کرد، خدایی ک توقع نداره

    ک باید از خدا درخواست کنم

    گاهی اوقات اینقدر درگیر روز مرگی میشم ک یادم میره این منم ک شرایط و اتفاقات زندگیم رو خلق میکنم و عملا درخواستی نمیکنم

    ولی وقتی ب این آگاهی ها نزدیک میشم

    میفهمم ک باید از خدا درخواست کنم

    باید موقعی رو تصور کنم ک ب خواستم رسیدم و حالم خیلی خیلی خوبه و صبر داشته باشم

    درخواست از خدا رو اینجوری میتونم بگم

    وقتی شما چیزی میخوای، میری از کسی میخوای ک میدونی داره

    ن کسی ک نداره

    پس وقتی درخواست میکنی و حست خوبه میدونی ک بهت داده میشه

    داری از خدایی درخواست میکنی ک کل کیهان رو داره اداره میکنه

    داره کل جهان رو مدیریت میکنه و هر لحظه داره ب فرکانس های هر فرد بصورت مجزا پاسخ میده

    مالک یوم الدین

    از این خدا درخواست میکنی

    من ک میگم درخواست من بین اینا گم میشه،یعنی درخواست من پیش خدا خیلی کوچیکه، وقتی درخواست میکنم میگه باش اینکه چیزی نیست

    و گاهی اوقات خودت رو لایق اون

    ماشین

    همسر

    خونه

    نمیدونی ک حتی توی تصوراتت تجسم کنی ک ب اون رسیدی

    با تصور کردن اینکه سوار ماشین دنا پلاسی و داری میری ب خونه ی چوبیت ک شماله، تو این مسیر سرسبز فایل های استاد عزیزمم پلی میشه

    وچند ساعت بعد از شدت غار و غور شکمت یه کبابی وایمیستی از اون کبابیا ک گوسفند زنده همون لحظه کشتار میکنن و کباب میزنن

    و میشینی سفارش 4 سیخ چنجه میدی و بعد

    سفارش گیره خوش اخلاق میاد و سفارشت رو میاره و بهت میگه ب مناسبت 5 سالگی کبابیمون 1 سیخ اضاف براتون آوردم

    الله اکبر

    الهی شکرت

    یه سیخ ک با نون میخوری

    یه صدایی بهت میگه برای اینکه لذت بیشتری رو تجربه کنی بدون نون بخور و تو هم میگی باش

    از اونجاست ک از ته دل میگی الحمد الله

    و غذات ک تموم شد ب راهت ادامه میدی

    وقتیم ک ب خونت رسیدی یه حموم میزنی و استراحت میکنی با صدای بارون بیدار میشی و میری یه کافی میزنی و جایی از خونه رو برا نشستن انتخاب میکنی ک فضای سر سبز و بارونیه  بیرون رو ببینی و هم زمان ک داری کافی میزنی میای سایت عباسمنش دات کام

    و کامنت های فایل توحید عملی قسمت 30 رو میخونی

    درسته ک من الان یه دوچرخه هم ندارم و حتی از بندر هم اون ور تر نرفتم ولی این میتونه مقدمه ای باشه برای رسیدن ب این خواسته

    الهی شکرت

    درمورد شرک من منتظر بودم دو نفر کاری برام انجام بدن فک میکرم فقط اونا میتونن

    ولی هیچ کدومشون نتونستن انجام بدم کار منو

    من توی ذهم چقد ب اینا بد و بیرا میگفتم

    ک زدن زیر قولشون و فلان

     

    تا جایی ک بهم گفته شد بخاطر شرکی ک میورزیدی اینجوری شد، اونا نتونستن

    وگرنه اونا هیچ دخالتی توی زندگی تو ندارن، داشتی شرک میورزیدی جوابت رو گرفتی

     و آروم شدم

    و چند روز بعدش یکی از اونا معذرت خواهی کرد ک نتونسته کارم رو انجام بده و منم خیلی راحت گفتم اشکال نداره

    حساب کن من روی حرف آدما ک احتمال داره 5 دقیقه بعد از حرفشون از این دنیا برن حساب میکرم

    ولی روی خدا ک وعدش حقه نه

    خدایا شکرت ک هر روز منو هدایت میکنی الهی دورت بگردم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    محمد حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2229 روز

    سلام به استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته پر از انرژی و دوستان هم فرکانسیم انشالله که همیشه حالتون خوب و عالی ترین باشه

    به به چه فایلی پر آگاهی های نابی کلی لذت بردم و قابل تحسین هست این فایل

    واقعا یه باور اشتباه که خیلی از مواقع که از مقایسه کردن خودم با دیگران به خصوص با خانواده های که نسل در نسلشون در یه کاری موفق بودن میاد از هم ژنتیک در ذهن من میومد و این رو کرده بودم یه دلیل که مثالا موفق بودم برای اون خانواده باید انجام بشه چون اونا زنیتیکی این جوری هستند ولی من چون مثلاً پدر و پدر پدرم نبودن پس ما باید دهن خودم رو سرویس کنم تا تازه بتونم زندگیم رو اون جوری که میخوام درست کنم

    و واقعا باور مخربی هم هست و چقدر ریشه هم زده درون ذهنم و دقیقا باعث میشه جایی که گیر کنم ولو آندازه ثانیه ای هم از ذهنم بگذره دیگه جلو نرم چون باعث میشد که فکر کنم اونا که موفقیت حقشون بوده و هست ولی من باید با جون کندن بدست بیارم و دلسردم میکرد ولی هیچ موقع به این فکر نکردم که اگرم حتی این باور درست باشه که نیست بالاخره یکی از این طایفه درست عمل کرده قوانین و از اون به بعد مابقی الگو گرفتن

    و منم اون یک نفر هستم که قرار هست از من به بعد همه چی تغییر کنه ولی بیشتر برعکس این موضوع استفاده میکردم و….

    خدایا هزاران مرتبه شکرت بابت آگاهی های ناب استاد عباس منش عزیزم خدایا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    زهرا مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1465 روز

    به نام الله

    باسلام خدمت استادبزرگوار و خانم شایسته عزیز

    از وقتی با مفهوم شرک آشنا شدم چقدر استرسهام کمتر شده

    از هیچ کس نمی ترسم

    از هیچ چیز نمی ترسم

    دیگه روی هیچ چیزی حساب باز نمی کنم و توقعی از کسی ندارم

    و سعی می کنم تک تک شرکهامو شناسایی کنم و خودمو از شرشون خلاص کنم

    و چقدرررررر شرک داشتم

    و هر قدر که در این کار موفق میشم راحت تر و بدون استرس زندکی می کنم

    در ضمن با مفهوم توکل هم در این سایت اشنا شدم

    و بعد از اشنایی با این مفهوم باری از دوشم برداشته شده

    و بازهم ترسهام کمتر شده

    و تازه متوجه شدم که چقدر همیشه وجودم پر از ترس هست و بوده

    و هر اگاهی که کسب می کنم کمی از این ترسها کمتر میشه

    خود من به شدت مشرک بودم

    همه جهان هستی رو مقصر می دونستم جز خودم

    امیدکه بتونم تک تک مفاهیم و درک کنم و عمل کنم

    یک دنیا از شما ممنونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    محمد علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1795 روز

    به نام خدای مهربانم .

    سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستانم .

    الهی شکرت یک روز دیگه بهم فزصت زندگی و حیات دادی

    این فایل توحیدی هم امروز شد نشانه من همش هدایت خداست که بر اساس نیازهام و خواسته های من

    بهم آگاهی میرسونه از طریق دستان توحیدی بی نظیری مانند شما استاد عزیزم که به نظرم در جامعه امروز که کلا

    همه تو درو و دیوارن شما دارید از توحید و یکتاپرستی صحبت میکنید که بالاترین ارزش در کل جهان را دارد

    ولی کلا فراموش شده و یک سری مذهبی ها در کل جهان مسیر را کلا عوضش کردن و به نفع خودشون تغییر شکل

    دادن کلا فقط سو استفاده شده از نام خدای بزرگ فقط خدا نام پاک و مقدس الله کاور شده برای همه از نام خدا

    همه جا استفاده میشه دریغ از یک اسم به نام توحید که اصل و اساس همه خوشبختی بشر هست ازش حرفی

    نمیزنن چون به ضررشون هست که نکنه اگاه بشن و ما را از نون خوردن بندازن یک انسانی میاد در زمانه خودمون

    ابراهیم وار عمل میکنه میزنه بت جهل را میشکنه و نا خدا را فریاد میزنه و یارانی که باید بشنون میشنون و با اون

    همگام میشن و توحید را میزارن سرلوحه زندگیشون از خدا میخام کمک کنه تا منم بتونم ذره ای از توحید را

    در زندگیم درک کنم و عملگرا باشم به اندازه ای که تونستم از توحید قدرت ندادن به عوامل بیرونی استفاده کنم

    واقعا همانقدر از زندگی لذت بردم و خدا هم به بندگی من جواب داده ارباب خوبی است تا زمانی که بنده خوبش

    باشم امشب در رانندگی واقعا ارباب اومد کمک که اگر نبود واقعا خدا خودش میداند این همه خطرات را از من و

    خانوادم دور میکنه بدون اینکه خیلی موقعها اصلا بفهمیم که خدا نجاتمون داده خدایا شکرت

    خدا زمانی که بهش رو میاریم واقعا با غیرت تمام میاد فرمون را به دست میگیره و هدایت میکنه کافی که در

    تمام کارها عادت کنم این ذهن چموش را افسارش را در دست بگیرم اگاهانه بدم فرمون را دست خدا تا خودش

    در امان منو به جاهای زیباتر هدایت کنه امروز دلم خدایی بود بیشتر از وقتهای دیگه تو قلبم احساسش کردم

    واقعا احساسش را نمیشه با زبان توضیح داد کلامی ندارم فقط عشق و عشق است خیلی دلم میخاد بیشتر

    در من جاری باشه تا همیشه احساس عالی و زیبایی را تجربه کنم خدایا شکرت

    شرک واقعا خیلی عذاب علیم دارد و به واضحی خدا از اون صحبت کرده این همه دردها بیماری ها فقرها عذابها

    همش برای شرک است تازه خدا خیلی بخشنده و مهربان که خیلی موقعها من و ما را بخشیده اگر نمیبخشید

    که اصلا به این سن و سال نمیرسیدیم خدایا تو چقدر قانونت درست دقیق داره کار میکنه شرک مساوی با عذاب

    توحید مساوی با پاداش نعمتها همیشه داره مثل یک سیستم هوشمند قدرتمند داره در کلیت کار میکنه هیچ

    استثنایی هم ندارد وقتی از دوربین کنترل سرعت رد بشی مهم نیست کی هستی خودت قانونگذاری یا یک ادم معمولی

    حتما صد در صد جریمه میشی هیچ راهی ندارد خداوند سیستم چیده و طبق اون داره عمل میکنه حالا ما اگر میخایم

    این سیستم به ما پاداش بده جریمه نشیم باید طبق قانون خودش عمل کنیم تا از این سفر زیبا در تک تک

    لحظاتش لذت ببریم و ادامه بدیم تا سعادتمنددر دنیا و اخرت باشیم الهی شکرت

    از شما استاد توحیدی عزیزم بی نهایت سپاسگزارم خیلی دوستون دارم عاشقتونم

    خدا حافظ و نگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    Bahar گفته:
    مدت عضویت: 1680 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان و همه دوستانم

    سپاس گزارم از خداوند که من را در مسیر درست هدایت کرد و سپاس گزارم از استاد عزیزم که چقدر قشنگ این بحث توحید رو به ما آموزش میدن

    من خودم فایل های توحید عملی رو یکی یکی در حال گوش دادنشون هستم و خیلی تاثیر گذاشته روی من

    قبل از اینکه از نتایجم بگم جا داری یک نکته رو من بگم اینجا

    استاد توی یک فایلشون گفتن هر چیزی رو همینجوری نپذیرید و برید تحقیق کنید راجعبش . من حقیقتا دارم روی بحث باور ها که اصلا باور چی هست و از کجا اومده که استاد انقدر روش پا فشاری دارن دارم تحقیق میکنم به طور کاملا علمی چون مغز من خیلی منطقیه و تا یک چیزی رو مغزم به طور علمی (یعنی خودم برم تحقیق کنم تا جایی که بشه و بهش برسم )البته بگم من روی مسائل فیزیکی دارم کار میکنم (چه کلاسیک . چه کوانتوم )

    به این نتیجه رسیدم تا حدودی که . ما در دنیای زندگی میکنیم که سیستمی عمل میکنه حالا سیستم چی هست اصلا ؟؟ سیستم یک مجموعه ای هست که اجزا اون در هماهنگی کامل با هم هستن .

    ما 3 نوع سیستم داریم (باز ,بسته , ایزوله )

    سیستم باز : سیستمی هست که در تعامل کامل ماده و انرژی هست با اطرافش (مثل انسان . حیوانات . گیاهان و ….)

    سیستم بسته : سیستمی هست که در تعامل انرژی هست فقط و ماده نداره (مثل زمین . منظومه شمسی . کهکشان ها که انرژی رو فقط انتقال میدهند)

    سیستم ایزوله: اصلا هیچچ تبادل ماده و انرژی نداره (مثل کل عالم . کل کیهان که فقط داخل خودش تبادل داره و هیچ چیز بیرونی نداره )

    حالا ما انسان ها یک سیستم کوچک هستیم در سیستم های بزرگتر . و همواره در تبادل انرژی هستیم (چرا؟. چون ما خودمون از انرژی هستیم (یعنی به صورت سلسله مراتب تشکیل انسان و همه موجودات رو که بخوایم بگیم . از سلول تشکیل شده و سلول از مولکول و مولکول از اتم و اتم از پروتون و نوترون. . و خود پروتون و نوترون از ذرات ریز اتمی به نام کوارک تشکیل شده که کوکچکترین و اصلی ترین ذرات تشکیل دهنده ی عالم همین کوارک ها هستند که خود این کوارک ها هم به صورت ذره هستند و هم موج هستند. و کوارک ها خود از ریسمان های بسیار باریک موجی که اصلا قابل دیدن نیستن( طبق نظریه ریسمان) و سراسر موج هستن و در حرکت

    پس ما از داخلی ترین ذره تشکیل دهنده خودمون که بخوایم نگاه کنیم کلا موج و انرژی هستیم (به خاطر همین استاد میگن ما از انرژی هستیم )

    که این انرژی که ما و موجودات رو تشکیل داده با انرژی منبع (که میتونه سیستم کائنات و سیستم بزرگترکه خداوند هست ) هست. در ارتباط و هماهنگیه کامل هست

    و جالب اینجاست که انرژی که ما به محیط میدیم دقیقا با اون انرژی که از محیط میگیریم کاملا با هم برابرند نه ذره ای کمتر و نه بیشتر

    و این انرژی ها به هم تبدیل میشوند و انرژی که ما میدیم به صورت های دیگر انرژی (مثل کار . که حالا این کار میتونه شرایط و اتفاقات و. باشه ) و دقیقا انرژی که ما میدیم با اون صورت های دیگر انرژی که میتونه کار باشه . یا شرایط باشه . یا اتفاقات باشه کاملا با هم برابرند

    و این موضوع از نظر علمی(تحقیقات خودم هست و نظر من اینه ) ثابت شده

    علمیش : قانون اول ترمودینامیک هست

    که قانون بقای انرژی و کار هست . یعنی انرژی به وجود نمیاد و از بین هم نمیره(یعنی پایداره و باقیه) بلکه از حالتی به حالت دیگه تبدیل میشع که اون حالت میتونه ی انرژی دیگه باشه . کار باشه یا هر چیز دیگه ای

    مثلا ما یک سیب رو میخوریم . سیب انرژی پتانسیل داره . این انرژی پتانسیل سیب وقتی وارد بدن ما میشه به همون اندازه ای که وارد شده . طبق عمل سوخت و ساز بدن ما تبدیل میشه به انرژی جنبشی و باعث نیرو دادن به ما برای حرکت میشه پس انرژی از بین نرفت فقط تبدیل شد و نتیجه این تبدیل شدن حرکت کردن ماست

    که به نظر من این قانون همون قانون کارماست

    یعنی مابه عنوان یک سیستم باز یک انرژی (که میتونه یک باور باشه یا یک فکر باشه که فکر و باور هم خودشون انرژی هستن) به محیط اطرافمون (که همون کائنات ) هست میدیم و اون هم انرژی ما رو تبدیل میکنه به انرژی دیگه (که این انرژی میتونه ی کار باشه . ی شرایط باشه . ی اتفاق باشه یا هر چیزی ) به همون اندازه نه کمتر و نه بیشتر

    به خاطر همینه که ما به هر اندازه انرژی (چه مثبت و چه منفی ) به محیط بدیم . محیط هم به همون اندازه. نتیجه رو بهمون میده

    و این مصداق آیه ی

    فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ خَیْرًا یَرَهُ ﴿7﴾پس هر که هموزن ذره‏ اى نیکى کند [نتیجه] آن را خواهد دید (7) وَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّهٍ شَرًّا یَرَهُ ﴿8﴾و هر که هموزن ذره‏ اى بدى کند [نتیجه] آن را خواهد دید (8)

    و این اصل دقیقا قانون کارما و قانون انرژی و قانون باور های ماست

    امیدوارم این کامنت براتون تاثیر گذار باشه

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      محمد احمدی گفته:
      مدت عضویت: 911 روز

      سلام دوست خوبم

      خیلی مفید و علمی بود استفاده کردم

      لذت بردم

      س پاسگذارم

      یه نکته کوچیک :

      فکر کنم سیستم باز و بسته جا به جا بیان شد

      چون سیستم بسته یه سیستم بازخورد داره به عبارتی فید بک داره

      ولی سیستم باز فید بک نداره.

      باز هم سپاس از بحث زیبای علمی تون

      شاد و سعادتمند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ...... گفته:
      مدت عضویت: 2457 روز

      به نام خدا

      سلام بهار خانم

      خیلی لذت بردم

      چقدر عمیق تحقیق کرده بودی عزیزم

      عالی بود

      برای ذهن من که خیلی تاثیر گذار بود

      خداوند بهم گفت برو و کامنت ها را بخوان الان به نوشته های شما هدایت شدم

      تنها سلاحی که می تواند ذهن نجواگر را خاموش کنه منطق است

      وقتی از ریشه به منطق رسیدی جای شک و تردیدها نیست دیگه.

      باید ریشه ای کار کرد چون باید نتیجه را در بر بگیره

      بازم ممنون.

      خدایا شکرت برای هدایت های تا به الآنم

      خدایا خودت می دانی که به چه نوشته های هدایت شوم که همه دست خودته و من نمی دانم

      بهار جان بازم سپاس

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: