اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
چقدر این جمله پیامبر فوق العاده است که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه ای سیاه در دل تاریکی شب پنهان است و واقعا همین طوراست به قول شما همه برای ما خدا هستند الا خدا دقیقا در جایی که فکرش را نمیکنی یک فکر شرک آلود در ذهنت جا خوش میکنه دیشب مهمانی بودم و یک دفعه امروز بهیاد دیشب افتادم و متوجه شدم یک لحظه و نا خودآگاه در ذهنم از کسی غیر از خدا چیزی میخواستم و خدارو شاکر هستم که توانستم این مسئله را شناسایی کنم و دوباره باور درست را جایگزین کنم .
بعد از آشنایی با شما دلم آرام شده و دیگری نمیترسم در شغلی بودم که اصلا دوستش نداشتم و فقط به خاطر حقوق نا چیزش تحملش میکردم و تمام مدت احساس بد و احساس حقارت میکردم و دائما ذهنم به من میگفت تو با ارزش هستی و از شما شنیدم که گفتین بچه ها چیزی را تحمل نکنید و قدرت و با خوشحالی و امید به خدا اومدم بیرون و هیچ اتفاق بدی برایم نیفتاد و واقعا خودم را تحسین کردم و باور دارم شغل مناسبی را پیدا میکنم خدا به بینهایت روش و از بینهایت دستانش به من کمک میکنه و چقدر این جمله شما آرامش بخشه که هیچ عامل بیرونی در زندگی ما تاثیر نداره شما الگوی توحیدی من هستین و همیشه از خدا میخواهم قلب من هم مثل قلب شما خانه خدا بشود
از شما سپاسگزارم
ثروت و سلامت و سعادت همراه همیشگی شما و دوستان عزیزم باشد
همیشه از خدا بهترینها را خواستم بعد ناخودآگاه که من خبر نداشتم و نمی دونستم خداوند من را در مسیری قرار داده و می دهد که افراد بزرگ هستند افراد قوی هستند
من میگم که خدایا من به تو ایمان دارم و بهترینها را از تو می خواهم همچنان
اما وقتی با این گونه افراد روبرو می،شوم نباید کم بیارم . باید اینها را الگو برای خودم قرار بدهم و این را نتیجه ی اون ایمان به خداوندی بدونم که ازش خواستم
دیدن این افراد و هم مداری با این افراد نتیجه دلسپاری به خداوند است
یعنی از سطحی نگاه کردن بیرون اومدنه
یعنی وجود جانشینان خداوند را روی زمین دیدنه
یعنی اینها هست
اینها وجود دارد
تا وقتی که من بخواهم هست و من می بینم و در مدارش قرار می گیرم
هر چی داریم از خداوند است تا وقتی که بگیم این آدمه این رییسه این همسایه این دوسته این کار را کرد برام
مثلا می گیم چه به موقع رسید آره اون به موقع رسید ممنونیم ازش اما اعتبارش از می بود ؟؟ اگر از خدا می دونی پس بیشتر بهم داده میشه ولی اگر ندونی و عامل را به عوامل بیرونی بدهی دوباره سقوط است
حالا من می خواهم سقوط نکنم ؟ باید حرکت کنم . خودم را وارد چالش های جدید کنم . کدهای خوب را برای خودم بنویسم که سر دسته ی تمام کدها توحید توحید توحید است
هر وی بگیم کن گفتیم چون خیلی پنهانه
خود خدا باید بهمون بگه وگرنه که من بنده چیزی نیستم در برابر علم ازلی خودش
…….
………..
…………..
ادامه دارد قطعا …..
سوره مبارکه شرح آیه 2…. و بار سنگین گناه را از تو دور داشتیم
سوره مبارکه شرح آیه 8…. و بسوی خدای خود همیشه متوجه و مشتاق باش
سوره مبارکه شمس آیه 29 … و شما کافران راه حق را نمی خواهید مگر خدای آفریننده ی عالم بخواهد
الهی شکر برای تمام هدایت های امروز
الهی شکر برای هدایت های هر لحظه ام
الهی شکر برای خودشناسی حتی به اندازهی یک ارزن
الهی شکر برای تمام داشته هام
الهی شکر برای بودن در این جا در این سایت خوب و عالی
سلام به خانواده ی توحیدیم استاد عزیزم،مریم جانم وتک تک دوستانم
نشانه امروزم
شرک نقطه مقابل توحید
شرک یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی
تنها گناهی که خداوند نمیبخشه شرک هستش
خداجونم کمکم کن به عوامل بیرونی قدرت ندم
خداجونم کمکم کن قدرت شکرگزاریت رو داشته باشم وتنها تورو بپرستم وتنها از تو یاری بجویم.
خداجونم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دریافت کردم خداجونم سپاسگزارم از تاریکی که در زندگیم برا خودم ساخته بودم نجاتم دادی ونور هدایت رو به قلبم رسوندی وهدایتم کرد ومعنی واقعی توحید رو درک کردم واز گمراهی نجاتم دادی.
خداجونم سپاسگزارم سعادت حضور دراین مسیر الهی رو بهم دادی خداجونم سپاسگزارم این درک وآگاهی رو بهم دادی تا قدرت وتوانایی رو از عوامل بیرونی بگیرم وبه خودت بدم ونتیجه هاش هم در زندگیم دریافت کنم
خداجونم سپاسگزارم بخاطر مسیر توحیدی که بهش هدایت شدم خداجونم سپاسگزارم به خاطر آرامش قلبی که دارم
خداجونم سپاسگزارم به خاطراحساس خوب وعالی که دارم
خداجونم سپاسگزارم بخاطر امید وانگیزه وایمانی که بهم دادی برای حرکت کردن ورشد وپیشرفت کردن
به نام انرژی معجزهکننده و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیکتر است و به خوشبختی، آرامش، آسایش، آزادی، سلامتی، ثروتمندی، داشتن زندگی سرشار از عشق و راستی و درستی و وفاداری و تجربه لذتهای شیرین، ناب و وصفنشدنی، بیشتر از خودم مشتاق و مصر است
به نام سیستم قانونمندی که جهانی زیبا، سرشار از نعمت و فرصت و ثروت و برکت و فراوانی و آدمهای خوب و هر چیز خوبی را به بینهایت مقدار خلق کرده
و من را نیز از ابتدای تولد، موجودی بسیار ارزشمند و بالیاقت آفریده، که لیاقت تجربه بهترین نوع زندگی و بهرهمندی از تمام نعمتهایش را دارم
و همچنین من را بهواسطه افکار و باورهایم، خالق زندگی خودم قرار داده، تا بتوانم از راههای آسان و لذتبخش به تمام خواستهها، آرزوها و شرایط دلخواه و ایدهآلم برسم
به نام خدای غفور و رحیمی که من را بسیار دوست دارد، هر لحظه در حال هدایت من است، میخواهد که چرخ زندگی برای من روان بچرخد و تمام رویاهایم به تجربه زندگیم تبدیل شوند.
سلام به تمام نعمتها، خوبیها، زیباییها و همه آدمهای خوب جهان
از اونجایی که دانشمندان هر روز ی چیزی میگن، من باید به دنبال افکار و باورهای قدرتمندکننده باشم.
من باید مراقب چیزهایی که میپذیرم، باور میکنم و به خورد مغزم میدم باشم؛ یعنی هر چیزی رو به راحتی نپذیرم چون ممکنه شرک باشه.
همونطور که وقتی میرم میوهفروشی، میوههای سالم رو انتخاب میکنم نه هر چیزی که دم دستم میاد، من باید این حساسیت رو روی انتخاب ورودیهای ذهنم هم داشته باشم؛ یعنی مراقب این باشم که چه چیزهایی رو قرارِ ببینم، بشنوم و یا بپذیرم.
من باید مراقب ورودیهای ذهنم باشم؛ برای مثال، نباید به اخبار یا حرفهایی گوش بدم که قدرت رو از من میگیرن.
بنابراین:
من مراقب ورودیهای ذهنم هستم و باورهای قدرتمندکنندهای رو برای خودم میسازم؛ باورهایی که قدرت تغییر شرایط زندگیم رو (بهگونهای که کیفیتش بیشتر بشه) فقط و فقط به وجود خودم میدن.
چون عوامل بیرونی در تعیین چگونگی شرایط زندگی من دخالتی ندارند و فقط و فقط افکار و باورهای صحیح و قدرتمندکننده خودم، این توانایی رو به خودِ خودِ من میدن.
یعنی همه چیز همونطور که من میخوام تغییر میکنه، اگر و تنها اگر به چیزهای زیر باور داشته باشم:
–قدرت ذهن
–کانون توجه
–افکار و باورهای قدرتمندکننده
–احساس خوب
جهان به فرکانسها و افکار من پاسخ میده و اونها را به شکل آدمها، اتفاقات، ایدهها، موقعیتها و… وارد زندگیم میکنه.
یعنی هر چیزی که در زندگی دارم دریافت میکنم، آینه تمامنمای باورهای خودمه؛ بنابراین باز هم به اهمیت این موضوع که باید مراقب ورودیهای ذهنم، کانون توجه، افکار و باورهام باشم، پی میبرم.
مهمه که حواسم باشه، هر باوری که قدرت رو از من میگیره و میده به عوامل بیرونی رو اصلا باور نکنم؛ حتی اگر افراد زیادی مثل دانشمندان اون باور رو دارن و همش تکرارش میکنن.
مهم اینه که من بیام قدرت را تماما به خداوند بزرگ و هدایتگری که تمام جهان رو خلق کرده بدم.
و یادم بمونه که به خواست و اراده همین خدای قدرتمند و بخشنده، هر چیزی رو که من باور کنم، قطعا اتفاق میافته؛ بله، هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافته.
هیچ گروهی ،هیچ حکومت و دولتی روی ما کنترلی نمیتونن داشته باشن اگر من باور داشته باشم نه به کلام، بلکه در عمل نشون بدم در این صورت فقط خوبی و آرامش میبینم، در مملکتی که که همه میگن نژادپرستی موج میزنه من فقط چیزی رو که باور کنم میبینم و باادمهایی برخورد میکنم که فقط دوست دارند بمن کمک کنند
وارن بافت: باور کنید تا ببینید
بجای اینکه ببینید تا باور کنید((:
پروردگارم به اندازه ای که باورت کردم از طریق همسرم کلی هدیه به سمت من فرستادی،
وقتی بیشتر باورت کردم و کمتر ترسیدم تماس هایی که پر از حس بد بود رو مانع شدی،
پروردگارم وقتی کمی بیشتر باورت کردم بهم نشون دادی که چقدر راحت میتونی کمکم کنی
چقدر تو توانایی، چقدر قادری، و چقدر نسبت به من مهربانی
وقتی هرچی بیشتر راجب اندک مواد غذایی شاکر بودنم رو نشونت دادم یخچالم رو با غذاهایی که عاشقشونم پر کردی، من که میدونم کار خودت بود، در اون لحظه نه بخاطر اون خوراکی ها بلکه بخاطر لبخندی که اون موقع ته دلم از طرف تو حس کردم خیلی خوشحال بودم
پروردگارم هرآنچه دارم از توست، موقعی که بدنیا اومدم لخت بودم و هیچ توانی از خود نداشتم، تو شیر مادرم شدی و سیرابم کردی، تو آغوش مادرم شدی و بمن مهر داشتی، تو لباس تنم شدی و مرا پوشاندی، وگرنه من که از خود چیزی و توانی هم نداشتم
الان هم همینم، من از خودم چیزی ندارم، اگر زندگیم خوب پیش میره بخاطر سپردن کارها به خودته و اگر بد پیش میره خودم با ذهن محدوده خواستم جلوی کارهای تورو بگیرم و غافل ازاین که تو بهتر از من میدونی، من اگه 30 ساله اومدم روی زمین تو میلیاردها ساله که خدای این زمینی، فرمانروای این زمینی..
هروقت قبل شیفت بهت گفتم من چیزی بلد نیستم تو بمن بگو تو هدایتم کن شیفتم خوب پیش رفت و از طریق بیماران بمن نشون دادی مسیرم درسته، درست همون موقع ها که بیماران بمن میگن داروهای خیلی خوب اثر کرد، درست همون موقع که میشنوم همکاران میگن دیروز صحبت از تو بود همه داشتن از تو تعریف میکردن، درست همون موقع که بیمار برای تشکر از من با جعبه شیرینی میاد درمانگاه، همون موقع که مریض بدحال هیچ وقت نداشتم ، چرا؟ چون من هیچ وقت اصرار نداشتم که خدایا یکاری کن مریض بدحال نیاد، نه، من فقط میگفتم خدایا هر شرایطی پیش بیاد تو کنار منی و من نمیترسم
وقتهایی که قبل شیفتام میپرسیدم پرستار امشب کیه تا بفهمم همون پرستار با سابقه ست یا پرستاری که حتی یه سرم نمیتونه بزنه به خیال اینکه اگه یموقع مریض بدحال داشتم پرستار کمکم کنه هرجا گیر کردم ، واقعا خندم میگیره، زهی خیال باطل، اون بمن کمک نمیکنه، خدای من کنارم هست در هر شرایطی و اون بمن میگه چیکار کنم چی تجویز کنم تا دست خودش باشم و حال بندشو خوب کنم، اره من همه چیو اعتبارش میدم به خدای خودم، و خدا در جواب اعتمادم خودشو به شکل پنج ستاره مثبت توی سایت ویزیت آنلاین از طرف بیمارم نشون میده (: بخاطر همین اعتمادم به خداونده که الان معروفم به خوش کشیک بودن، به اینکه همه ازم تعریف میکنن، و کلی اتفاق حوب دیگه
الان توی یه چالش به سر میبرم، دلیلشم شاید شاید شاید این باشه که چند وقت پیش به خدا گفتم یکاری کن بیشتر باورت کنم و ایمانم بهت بیشتر شه و خدا قربونش برم چنان چالشی گزاشت تو زندگیم خخخ که هنوز باورم نمیشه ، میدونم بخاطر رشد خودمه، بخاطر اینه که گشایش بزرگی میخواد برام بوجود بیاد چون اگه طبق روال زندگی قبل ادامه میدادم به همون مقدار هم بسنده میکردم اما الان دارم برای اینده ی خیلی بهتر تکاملم رو طی میکنم بااین چالش،
ولیییی از خودش میخوام درسی که باید ازاین شرایط بگیرم رو براحتی بهم نشون بده و کمک کنه پاس کنم و ازاین شرایط بیام بیرون
قطعا ثمینی کهاین چالش رو پشت سر میزاره شباهتی به ثمین پارسال نداره
ثمینِ الان قدر کارت کشیدن ساده رو بیشتر میدونه، قدر نون توی یخچال و برنجی که پخته میشه و ساده ترین غذاهارو خیلی بیشتر میدونه، قدر خیال راحت رو خیلی بیشتر میدونه
دوستان برای ساده ترین موهبت های زندگیمون خیلی باید شاکر باشیم
خداروشکر که با شما آشنا شدم استاد.من خیلی وقته میگم همه چیز دست خداست و توکل بر خدا چیز را به سادگی حل میکنه ولی تازه دو سه ماهه که فهمیدم همش حرف میزدم و در عمل باوری بهش نداشتم.ولی از وقتی که دلی و در عمل همه چیزو به خودش سپردم و حرکت کردم.خداروشکر یکی یکی مساعلم داره حل میشه و آرامش بیشتری دارم.و اینو مدیون فایلهای شما هستم.خیلی وقته که نه فیلم نگاه میکنم نه اخبار و نه هیچ چیز دیگه و فقط خوراکم شده فایلهای شما..وجودت نعمته …خیلی ازت ویژن میگیرم.یه روز میام و از نزدیک می بینمت.
به نام خالق یکتای جهان که قدرت خلق زندگیم رو به خودم بخشید
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همسرشون
سلام خدمت دوستان گرامی
از وقتی که با این مباحث آشنا شدم خیلی آرامشم نسبت به قبل بیشتر شده (ولی هنوز خیلی جا داره تا بهتر بشه) و خودم خالق زندگیم شدم بعضی وقتا که به یک خواسته ای نمیرسم قشنگ میفهمم که چرا نرسیدم و دلیلش چی بوده و به قولی خالق بودن زندگیم رو دارم میبینم
ولی قبل از آشنایی با این مباحث که خیلی مشرک بودم (البته الان هم تو وجودم یکسری شرک ها هست ولی از قبل کم تر شده)
خیلی باور به تاثیر عوامل بیرونی داشتم
من یک مغازه ی لوازم یدکی ماشین دارم و وقتی درآمدم کم میشد فکر میکردم بخواتر اینه که دورو برم چنتا مغازه ی لوازم یدکی هست و فک میکردم اونا بازار من رو کساد کردن و وقتی این تفکر رو داشتم درآمدم هی کمتر و کمتر میشد و هرچقدر تلاش میکردم درآمدم بیشتر بشه نمیشد و همش فکر میکردم تقصیر بقیه اس که من درآمدم کمه و بیشتر نمیشه و خب خیلی اذیت میشدم خیلی حرص میخوردم چون چیزی رو باور کرده بودم تاثیر گذاره که خودم هیچ تغییری توش نمیتونستم بدم بعد چند وقت بعد با یک استاد دیگه آشنا شدم(هنوز با استاد عباسمنش آشنا نشده بودم)
که ایشون هم در همین مباحث فعالیت میکردن بعد از اون یکم باور هام بهتر شد و یکم فهمیدم که عوامل بیرونی یعنی چی یکم بهتر شد بعد ی چند وقت دیگه فایل های اون استاده رو گوش ندادم و چند وقت بعد دوباره باور هام بدتر شد و درآمدم هم کمتر شد اینسری دیگ قدرت رو میدادم دست بازار، حالا این یعنی چی؟ مثلا اگر درآمدم امروز کم میشد میگفتم بازاره دیگ یک روز هست یک روز نیست و کاملا هرروز درآمدم کمتر و کمتر میشد و هرکاری میکردم که درآمدم بهتر بشه چون تو ذهنم این بود که دست من نیست و دست بازاره و یک روز بازار هست و یک روز نیستو فلان درآمدم تغییری نمیکرد تا اینکه با استاد آشنا شدم و فهمیدم همه چی خودمم چقدر قشنگ بود که تمام استرسم تبدیل به آرامش شد و خلق زندگیم رو از استاد عزیز آموختم
بیرون ز تو نیست هرآنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
استاد عزیز ازتون ممنونم که این فایل های با ارزش رو به رایگان در اختیار ما قرار میدین ایشالا یک روزی از نزدیک بتونم ملاقاتتون کنم تا بتونم تمام لطفتون رو جبران کنم
ممنونم ازتون ممنون از دوستانی که وقت گذاشتن و این مطلب رو خوندن ایشالا که هممون به درک درستی از قانون برسیم و بتونیم کنترل زندگیمون رو کامل به دست بگیریم؛ این جهان خیلی زیباس خیلی
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم
در مورد پاسخ به سوالات : خب من قبل از آشنایی با مفهوم توحید و شرک ، خیلی از اتفاقات زندگیم و مسائل زندگیم رو تقصیر عوامل بیرونی میدونستم و در واقع شرک می ورزیدم ، هر چند که ریشه هایی از توحید هم توی وجودم بود اما خب در بعضی موارد هم شرک می ورزیدم و قدرت رو به عوامل بیرونی مثل دولت و حکومت ، کشور و مکان زندگیم ، پدر و مادرم و … میدادم که همین باعث شده بود نتونم زندگیم رو تغییر بدم و ذهنم همیشه اینا رو برام بهونه میکرد که اگه تو نمیتونی پول در بیاری به خاطر دولته ، یا اگه نمیتونی خیلی چیزها رو داشته باشی به خاطر پدر و مادرته چون اونا باید برات همه چیز رو فراهم میکردن ، یا حتی اگه نمیتونی توی درس و تحصیلت موفق بشی به خاطر مدرسهایه که در آن درس میخونی و خیلی چیزهای دیگه که چون من این باورها رو داشتم ، ذهنمم هم همیشه همین بهونه ها رو برام می آورد تا جلوی حرکت کردن منو بگیره و نذاره هیچ اقدامی کنم. خلاصه این گذشت تا با سایت عباسمنش دات کام و استاد عباسمنش عزیز و مفهوم توحید و شرک آشنا شدم. وقتی که فهمیدم که این باور که عوامل بیرونی در زندگی من تأثیرگذار هستند شرکه و چقدر باور محدودکنندهایه که کل قدرت رو از خودم و خدای خودم میگیره و عملا نمیذاره هیچ حرکتی کنم و در نتیجه هیچ نتیجهای هم نگیرم ، سعی کردم این باور رو تغییر بدم و کل قدرت رو به خدای خودم ، به فرمانروای کل جهان ها بدم و به خودم بارها و بارها بگم که عوامل بیرونی هیچ تأثیری در زندگی و اتفاقات زندگی من ندارند و فقط افکار و باورهای من هستند که دنیای پیرامون من رو میسازند و فقط و فقط یک قدرت در کل جهان وجود داره و اون خداوند یکتا هست که قدرت فقط از آن اوست.
بعد کم کم خب رفتار و اعمال من تغییر کرد ، من تونستم حرکت کنم ، به ایده هام عمل کنم ، سعی کردم دیگه از کسی نترسم و به هیچ عامل بیرونی قدرت ندم و این هنوز هم ادامه داره و هی دارم روی این مبحث توحید و باورهای توحیدی کار میکنم یعنی این کاریه که باید تا آخر عمر انجامش داد. ولی خب بعد از اینکه سعی کردم این باور رو تغییر بدم و حرکت کنم و عمل کنم ، نتایج هم در زندگی من تغییر کرد در تمام جنبه ها. در جنبه سلامتی بعد از درست کردن باورهام خدا رو شکر الان تقریبا نزدیک دو سالی هست که اصلا رنگ دکتر و کلینیک رو ندیدم و تو این دو سال شاید دو یا سه بار کلا سرما خورده باشم که خیلی زود با کنترل ذهنم و آبلیمو خوب شدم در صورتیکه قبلا هر یکی ، دو ماه یک بار سرما میخوردم. و الان هم خدا رو شکر سالم ، سالم هستند و هیچ دارو شیمیایی مصرف نمیکنم.
در موضوع ثروت منی که هیچ درآمدی نداشتم و صفر صفر بودم الان خدا رو شکر به درآمد رسیدم و این درآمد هم هر بار داره بیشتر میشه.
در بحث روابط منی که قبلا خب همیشه خیلی زود عصبانی میشدم و با خانواده خودم درگیر بودم و با افراد دیگه هم رابطه خوبی نداشتم ، الان خدا رو شکر هر روز داره روابطم بهتر میشه ، به طوری که خیلی اروم تر شدم و آرامش خاصی دارم و دیگه هیچ درگیری هم ندارم.
در بحث معنویت هم که نگم که چقدر به خدای خودم نزدیک تر شدم و چقدر با هم رابطه صمیمانه و رفاقتی تشکیل دادیم و چقدر خدای من منو در مسائل مختلف هدایتم میکنه و چقدر عشق من به خداوند بیشتر شده و چقدر خودم رو عاجزتر می بینم در برابر فرمانروای خودم و خیلی واقعا این حس توحید و یکتاپرستی با کلمات قابل وصف نیست.
خب همین فایل های توحید عملی و کلا هر جا تو هر فایلی که استاد در مورد توحید صحبت کرده خیلی خیلی به من کمک کرده تا این باورهای توحیدی رو در وجود خودم نهادینه کنم ، آیات قرآن و درک و فهم این آیات خیلی خیلی بهم کمک کرده و هنوزم میکنه. هدایت خداوند و نتایجی که خب گرفتم هم خیلی تأثیرگذار بوده.
میگم این باورهای توحیدی ، اینکه قدرت رو فقط به خداوند بدیم خیلی جسارت و شجاعت منو بیشتر کرده ، خب قبلا من جلوی افراد ثروتمند و قدرتمند یک ترسی توی وجودم بود یا کلا جلوی افرادی که خلاصه در یک چیزی از من بالاتر بودن ترس داشتم یا حساب میبردم و … اما از وقتی که قدرت رو فقط به خداوند دادم و نه هیچ عامل بیرونی دیگه الان خب خیلی بهتر شدم جلوی بقیه افراد. نمیخوام بگم دیگه هیچ ترسی ندارم نه! اما میتونم بگم که این ترس خیلی کمتر شده و خب هر چقدر بیشتر روی خودم کار کنم و تکاملم بیشتر طی بشه این ترس هی کمتر و کمتر میشه دیگه.
و الان من اینقدر جسارت دارم که سعی کنم حرکت کنم و به ایده هام عمل کنم به جای اینکه بخوام بترسم و قدرت رو بدم به عوامل بیرونی و هیچ حرکتی نکنم.
اما در مورد خود این فایل من میخوام که یکم توضیح بدم.
جدا از بحث توحید و شرک که خیلی خیلی بحث مهمیه اما من میخوام به این دانشمندان متفکر بگم که شمایی که میگید شادی هر فرد به ژنتیکش ربط داره و کلا هر چیزی رو پیدا می کنید به ژنتیک ربط میدید ، چطور پس خودتون با آزمایشات و تحقیقاتی که انجام دادید به این نتیجه رسیدید که باورهای ما حتی می تونند ژنتیک و DNA ما رو هم تغییر بدهند یعنی باورهای ما کاملا بر ژن های ما هم اثر میذارند و میتونند ژن ها رو تغییر بدهند. عجیبه !
(این رو هم میتونید توی اینترنت در موردش تحقیق کنید و ببینید که دکتر Bruce Lipton و دانشمندان دیگه با آزمایشات و تحقیقاتی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که باورهای یک انسان میتونه ژن هاشو تغییر بده) هر چند که هستند که افرادی که بیماری های به اصطلاح ژنتیکی داشتند اما با تغییر باورهاشون اون بیماری رو درمان کردند و …
پس همه چیز به باورهای ما بستگی داره نه به ژنتیک و از اینجور چیزها.
هر چی رو که باور کنی دقیقا همان را تجربه خواهی کرد.
از خداجونم بی نهایت سپاسگزارم
و همچنین از استاد جانم و خانم شایسته عزیزم هم سپاسگزارم که این فایل های بی نظیر و فوق العاده رو آماده میکنند.
من از تجربه خودم بگم از زمانی که سنم 14 بود همه میگفتن رشته ریاضی برای دخترها نیست برای پسرهاست نباید به اون سمت بری و شکست میخوری و بی پول و بیچاره میشی و خدای من الان که شروع کردم به نوشتن یادم اومد که بهم میگفتن خل میشی چون من یک عمه دارم ایشون تنها فرد فامیل بود در اون سالها که دانشگاه رفته بودن برای علوم پایه و شیمی میخوندن ترم آخر دانشگاه به خاطر رماتیسم قلبی و آریتمی دریچه های قلب دچار سکته مغزی شدن اون هم سر جلسه یکی از امتحانات دانشگاه و چون از نظر رفتاری و چهره من شبیه ایشون بودم کل فامیل و خانواده به من این رو بارها استاد شاید هزاران بار هر بار میخواستم تکالیف مدرسه ام رو انجام بدم میگفتن نخون مثل عمه ات دیوانه میشی اون هم اینقدر درس خوند دیوانه شد و... و خدا شاهد الان یادم اومد چه ترس و وحشتی داشتم موقع درس خوندن اما در اون سن واقعا خودم رو تحسین میکنم بهشون گفتم سخت وجود نداره اگه بقیه یک درس رو با یکبار خوندن متوجه بشن من ده بار میخونم متوجه میشم، و با توکل بر خدا فقط بر خدا(یادمه شبها فقط با خدا صحبت میکردم و تصویر سازی میکردم توی اون سن که معلم شدم و دارم ریاضی درس میدم) برای خودم دریم برد کشیده بودم که استاد دانشگاه شدم و فیزیک درس میدم (بماند که خانواده ام چه مشکلاتی پیش آوردن که درس نخونم و شبیه دخترهای اطرافم به فکر ازدواج و این چیزها باشم) من قوی رفتم رشته ریاضی و فیزیک و قوی وارد دانشگاه دولتی توی رشته فیزیک شدم و جزو دانش آموزهای تاپ توی دوران های تحصیلم بودم اینقدر که از طرف اساتیدم برای ادامه تحصیل و کار به چند کشور معرفی شدم و الان هم 2 سال هست کار خودم رو شروع کردم یک موسسه آموزش علوم مفهومی دارم و برای انتشارات به نام کشور کتاب کمک درسی تالیف میکنم و فیلم های آموزشی دارم و فقط با توکل بر خدا و ایمان چون دقیقا یادمه فقط یک نیرو رو در زندگیم میدیدم خدای بزرگ و توانمند، الان هم در هر لحظه ای از زندگیم به مشکل میرسم و میخوام مشرک بشم صدایی درونم میگه همونقدر نتیجه میبینی که خدات رو قدرتمند کرده باشی، سپاسگزار خداوندم در این روز چون امروز من صبح بیدار شدم و به خاطر شرایط زندگیم که تغییر کرده شروع به گریه کردن کردم و اومدم داخل سایت و هدایت کن رو زدم و این فایل زیبا جواب حال من بود…
سلام به استادِ عشق
خدایا سپاسگزارم برای دیدن این فایل زیبا و پر از آگاهی
خدایا چقدر پرادایس فوق العاده ست …
چقدر با نور خورشید این برگا زیباتر میشن …
چقدر آسمون دلبره…
چقدر خورشید خانوم دلبری میکنه یکم میره لای ابرا و یکم میاد بیرون و نورش رو هدیه میکنه به زمین ..
چقدر این خونه ی زیبا روی آب ، رویایی و بینظیره …
چقدر استادم خوش تیپ و زیباست …
خدایا شکرت برای این همه زیبایی…
خدایا شکرت برای آشنا شدن با سایت استاد عباس منش اون هم ب صورت معجزه وار در زندگیم
خدایا شکرت که من رو هدایت کردی به سمت این سایت پر از نور و عشق
خدایا سپاسگزارم
اولین کامنتی که من توی سایت میزارم
حدودا یکسال پیش یکی از دوستانم که مدت کمی بود باهاش آشنا شده بودم سایت شمارو به من معرفی کرد
اون زمان قطعا من در مدار این آگاهی های ناب نبودم
و خیلی گذری به سایت نگاه کردم
و دیگه چک نکردم…
تا به الان حدود 1 ماهه که هر روز متعهدانه فایل های رایگان استاد رو میبینم
و نمیدونم چطوری بگم
خدایا چقدر تغییر …
چقدر آرامش …
و چقدر قدم به قدم همه چیز برام داره آشکار میشه
به اندازه ی ظرفم …
ذره ذره داره به وجودم اضافه میشه این آگاهی های ناب …
خدایا ظرفم رو بزرگتر کن برای آگاهی های بیشتر …
خدایا کاسه ی وجودم رو به حوض..
و حوض رو به برکه ..
و برکه رو به دریا ..
و بعد دریا رو به اقیانوس تبدیل کن ..
تا وجودم پر بشه از تو به لطف تو خدای قشنگم
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیزم سپاسگزارم
من از روز اولی که قدم توی این مسیر گذاشتم تغییرات رو توی زندگیم میبینم
من اصلا آدم دست به قلم و اهل نوشتن نبودم هیچوقت
و همیشه استرس میگرفتم ازینکه مطلبی حتی کوتاه و کوچیک بنویسم و کسی بخواد اون رو بخونه …
اما از روزی که به لطف خدا با استادِ نور و عشق آشنا شدم
توی این 30 روز که فایلای رایگان استادم رو دیدم دوتا دفتر پر کردم و هر روز برای خدای خودم مینویسم
هم صبح مینویسم و سپاسگزاری میکنم هم شب
و الان هم دارم اینجا مینویسم و این برای من معجزه س …
من از روزی که فایل هارو شروع کردم هر روز از خدای خودم هدایت میخوام
امروز از خدا خواستم که ذره ایی توحیدی تر از دیروزم باشم
ذره ایی با ایمان تر
ذره ایی شادتر
ذره ایی تسلیم تر
و ذره ایی توکلم بیشتر شه ...
از خدا هر روز میخوام که ظرفم رو کمی بزرگتر کنه تا بتونم آگاهی های سایت رو دریافت کنم
از خدا میخوام هر لحظه عاشق ترم کنه به مسیر نور و عشق و خدا چقدر زیبا میچینه …چقدر زیبا ..
وقتی امروز از خدا توحید خواستم هدایت شدم به حرفای نابی که باید میشنیدم از استادِ عشق
و با شنیدن این فایل نورانی
چقدر من امروز آگاه تر شدم که چقدر تمام عمرم مشرک بودم به خدای خودم
من توی یه خانواده عصبی که پدر و مادرم همیشه با هم بحث میکردن بزرگ شدم و از بچگی شاهد خیلی مسائل بودم
همیشه به خودم میگفتم چون من توی خانواده ی عصبی بزرگ شدم انقدر عصبانی هستم و قدرت رو میدادم به دوران کودکیم و این قدرت رو از خدای خودم میگرفتم …
چقدر مشرک بودم
همین دیروز از خدای خودم خواستم که خشم و عصبانیت رو در من ریشه کَن کنه
(البته توی این یک ماه فقط دوبار برده ی خشمم شدم منی که هر لحظه عصبی بودم و خداروشکر میکنم که به لطف خدا کم شده و از بین خواهد رفت)
من برای همه چیز توی این یک ماه به لطف خدا و با فایلای استادِ عشق یاد گرفتم همه چیز رو از خدای خودم بخوام
وقتی ازدواج کردم و قیمت طلا و دلار رفت بالا همیشه میگفتم چون قیمتا رفته بالا ما نمیتونیم خونه بخریم و بخاطر شرایط جامعه نمیتونیم رشد کنیم …
چقدر مشرک بودم که قدرت رو از خالقم میگرفتم و به غیر خدا میدادم …
همیشه منتظر بودم کسی از خانواده همسر دستمون رو بگیره و کمکمون کنه که ما خونه بخریم …
چقدر خجالت میکشم الان از خودم …
وای خدای من
چقدر مشرک بودم که منتظر کمک از غیر تو بودم…و نگاهم به دست بنده ت بود .. کسی که تو خالقش هستی و من تورو ندیدم و چشم انتظار بنده ت بودم …
وقتی توی ورزش آسیب دیدم و یکسال نتونستم ورزش کنم
همیشه میگفتم این آسیب اجازه نمیده ورزش کنم
سیاتیک باعث میشه دیگه نتونی مثل قبل ورزش کنی و چقدددررر مشرک بودم که قدرت رو از خدای خودم میگرفتم و به آسیبم توی ذهنم بیشتر از خدای خودم قدرت میدادم …
این در حالیِ که توی این یک ماه براحتی ورزش کردم
درصورتی که قبل از قرار گرفتن توی مسیر بارها تلاش کرده بودم برم باشگاه اما دردم اجازه نمیداد چون من بهش قدرت داده بودم … به غیر از خدا قدرت داده بودم….
و من چقدر همیشه توی همه چیز مشرک بودم در هر لحظه از زندگیم …
و الان کم کم دیدم داره باز میشه و دلیل خیییلی از مسائل زندگیم رو توی این یک ماه فهمیدم …
استاد فایل های شما
صحبتای شما
خودِ مسیرِ زندگی شده برای من ..
و انگار من اون گمشده ایی که همیشه دنبالش بودم رو پیدا کردم…
و خدارو هر روز سپاسگزارم که الگویی مثل شما توی مسیر زندگیم قرار داد..
خدایا شکرت
خیلی حرفا دارم برای نوشتن
باورم نمیشه که دارم مینویسم به لطف خدا و اصلا من نمینویسم
خداست که میگه و من مینویسم …
و نمیتونم باور کنم که من هرچه در لحظه از خدا میخوام بهم میبخشه
شادی خواستم
و من امروز شادترم
توحید خواستم
و امروز درکم از توحید بیشتر شده حتی اگر قطره ایی باشه
ایمان خواستم
و من امروز ایمانم بیشتر شده حتی اگر اندک باشه…
من امروز ریشه ی خیلی از مسائل رو فهمیدم و فهمیدم که شرک من سد شده توی زندگیم که راه ورود نعمت هارو بسته بود ….
وگرنه که نعمت های خداوند همیشه جاریه …
همین ها برای من یعنی پیشرفت…
یعنی رشد ..
یعنی مثل قبل نبودن …
یعنی من دیگه اون دختر سابق نیستم و حتی خیلی کم به لطف خدای مهربونم رشد کردم
استاد شما نمیدونید من چقددررررر آدم منفی نگر و منفی بودم در کل زندگیم
و این یک ماه
من اصلا باورم نمیشه که دیگه اصلا اون دیدگاه های محدود کننده رو ندارم به زندگیم …
و من چقدر جای رشد و پیشرفت دارم
چقدر هر روز تشنه تر میشم
قشنگی این راه به اینه که انتها نداره و میتونم تا بینهایت رشد کنم و من اینو از خدای خودم میخوام …
چون جز خدا کسی نمیتونه من رو ثابت قدم در این مسیر نگه داره
میخوام سپاسگزاری کنم از خدای قشنگ و نازم چون در این لحظه سرشارم از حس سپاسگزاری
سپاسگزاری کنم از استاد بینظیرم
استاد شما بینظیرترین انسانی هستید که من توی زندگیم میتونستم بشناسم
چقدر دارم ازتون یاد میگیرم به لطف خدا
خدایا سپاسگزارم….
سپاسگزارم ازتون برای انتقال این آگاهی های ناب که نمیشه روش قیمت گذاشت اما شما رایگان در اختیارمون گذاشتین…
سپاسگزاری میکنم از همه ی دوستانی که توی مسیرن و به کمک هم به لطف خدا و با راهنمایی های استاد جهان رو جای قشنگتری برای زندگی میکنن
اولین کامنتم در سایت استادم
بالاخره تونستم
خدایا شکرت …
به لطف خدا میخوام بزودی با دوره ی 12 قدم توی این مسیر پر قدرت تر قدم بزارم
عاشقتم استاد
عاشقانه هر روز فایلاتون رو میبینم
و به لطف خدا توی این یک ماه کلا اینستاگرام و همه چیز رو گذاشتم کنار و تمام زندگیم شده سایت شما …
دیدن زیبایی ها ..
کار کردن روی خودم …
خدایا شکرت …
عاشقتونم
متین ️
با سلام
چقدر این جمله پیامبر فوق العاده است که شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه ای سیاه در دل تاریکی شب پنهان است و واقعا همین طوراست به قول شما همه برای ما خدا هستند الا خدا دقیقا در جایی که فکرش را نمیکنی یک فکر شرک آلود در ذهنت جا خوش میکنه دیشب مهمانی بودم و یک دفعه امروز بهیاد دیشب افتادم و متوجه شدم یک لحظه و نا خودآگاه در ذهنم از کسی غیر از خدا چیزی میخواستم و خدارو شاکر هستم که توانستم این مسئله را شناسایی کنم و دوباره باور درست را جایگزین کنم .
بعد از آشنایی با شما دلم آرام شده و دیگری نمیترسم در شغلی بودم که اصلا دوستش نداشتم و فقط به خاطر حقوق نا چیزش تحملش میکردم و تمام مدت احساس بد و احساس حقارت میکردم و دائما ذهنم به من میگفت تو با ارزش هستی و از شما شنیدم که گفتین بچه ها چیزی را تحمل نکنید و قدرت و با خوشحالی و امید به خدا اومدم بیرون و هیچ اتفاق بدی برایم نیفتاد و واقعا خودم را تحسین کردم و باور دارم شغل مناسبی را پیدا میکنم خدا به بینهایت روش و از بینهایت دستانش به من کمک میکنه و چقدر این جمله شما آرامش بخشه که هیچ عامل بیرونی در زندگی ما تاثیر نداره شما الگوی توحیدی من هستین و همیشه از خدا میخواهم قلب من هم مثل قلب شما خانه خدا بشود
از شما سپاسگزارم
ثروت و سلامت و سعادت همراه همیشگی شما و دوستان عزیزم باشد
همیشه از خدا بهترینها را خواستم بعد ناخودآگاه که من خبر نداشتم و نمی دونستم خداوند من را در مسیری قرار داده و می دهد که افراد بزرگ هستند افراد قوی هستند
من میگم که خدایا من به تو ایمان دارم و بهترینها را از تو می خواهم همچنان
اما وقتی با این گونه افراد روبرو می،شوم نباید کم بیارم . باید اینها را الگو برای خودم قرار بدهم و این را نتیجه ی اون ایمان به خداوندی بدونم که ازش خواستم
دیدن این افراد و هم مداری با این افراد نتیجه دلسپاری به خداوند است
یعنی از سطحی نگاه کردن بیرون اومدنه
یعنی وجود جانشینان خداوند را روی زمین دیدنه
یعنی اینها هست
اینها وجود دارد
تا وقتی که من بخواهم هست و من می بینم و در مدارش قرار می گیرم
هر چی داریم از خداوند است تا وقتی که بگیم این آدمه این رییسه این همسایه این دوسته این کار را کرد برام
مثلا می گیم چه به موقع رسید آره اون به موقع رسید ممنونیم ازش اما اعتبارش از می بود ؟؟ اگر از خدا می دونی پس بیشتر بهم داده میشه ولی اگر ندونی و عامل را به عوامل بیرونی بدهی دوباره سقوط است
حالا من می خواهم سقوط نکنم ؟ باید حرکت کنم . خودم را وارد چالش های جدید کنم . کدهای خوب را برای خودم بنویسم که سر دسته ی تمام کدها توحید توحید توحید است
هر وی بگیم کن گفتیم چون خیلی پنهانه
خود خدا باید بهمون بگه وگرنه که من بنده چیزی نیستم در برابر علم ازلی خودش
…….
………..
…………..
ادامه دارد قطعا …..
سوره مبارکه شرح آیه 2…. و بار سنگین گناه را از تو دور داشتیم
سوره مبارکه شرح آیه 8…. و بسوی خدای خود همیشه متوجه و مشتاق باش
سوره مبارکه شمس آیه 29 … و شما کافران راه حق را نمی خواهید مگر خدای آفریننده ی عالم بخواهد
الهی شکر برای تمام هدایت های امروز
الهی شکر برای هدایت های هر لحظه ام
الهی شکر برای خودشناسی حتی به اندازهی یک ارزن
الهی شکر برای تمام داشته هام
الهی شکر برای بودن در این جا در این سایت خوب و عالی
الهی شکر که من خدا را دارم
الهی شکر برای درک بیشتر
الهی شکر برای درک بهتر مفاهیم
…
به نام خداوند بخشنده مهربانم
سلام به خانواده ی توحیدیم استاد عزیزم،مریم جانم وتک تک دوستانم
نشانه امروزم
شرک نقطه مقابل توحید
شرک یعنی قدرت دادن به عوامل بیرونی
تنها گناهی که خداوند نمیبخشه شرک هستش
خداجونم کمکم کن به عوامل بیرونی قدرت ندم
خداجونم کمکم کن قدرت شکرگزاریت رو داشته باشم وتنها تورو بپرستم وتنها از تو یاری بجویم.
خداجونم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دریافت کردم خداجونم سپاسگزارم از تاریکی که در زندگیم برا خودم ساخته بودم نجاتم دادی ونور هدایت رو به قلبم رسوندی وهدایتم کرد ومعنی واقعی توحید رو درک کردم واز گمراهی نجاتم دادی.
خداجونم سپاسگزارم سعادت حضور دراین مسیر الهی رو بهم دادی خداجونم سپاسگزارم این درک وآگاهی رو بهم دادی تا قدرت وتوانایی رو از عوامل بیرونی بگیرم وبه خودت بدم ونتیجه هاش هم در زندگیم دریافت کنم
خداجونم سپاسگزارم بخاطر مسیر توحیدی که بهش هدایت شدم خداجونم سپاسگزارم به خاطر آرامش قلبی که دارم
خداجونم سپاسگزارم به خاطراحساس خوب وعالی که دارم
خداجونم سپاسگزارم بخاطر امید وانگیزه وایمانی که بهم دادی برای حرکت کردن ورشد وپیشرفت کردن
سپاسگزارم بخاطر حال خوبم.
به نام انرژی معجزهکننده و قدرتمندی که از رگ گردن به من نزدیکتر است و به خوشبختی، آرامش، آسایش، آزادی، سلامتی، ثروتمندی، داشتن زندگی سرشار از عشق و راستی و درستی و وفاداری و تجربه لذتهای شیرین، ناب و وصفنشدنی، بیشتر از خودم مشتاق و مصر است
به نام سیستم قانونمندی که جهانی زیبا، سرشار از نعمت و فرصت و ثروت و برکت و فراوانی و آدمهای خوب و هر چیز خوبی را به بینهایت مقدار خلق کرده
و من را نیز از ابتدای تولد، موجودی بسیار ارزشمند و بالیاقت آفریده، که لیاقت تجربه بهترین نوع زندگی و بهرهمندی از تمام نعمتهایش را دارم
و همچنین من را بهواسطه افکار و باورهایم، خالق زندگی خودم قرار داده، تا بتوانم از راههای آسان و لذتبخش به تمام خواستهها، آرزوها و شرایط دلخواه و ایدهآلم برسم
به نام خدای غفور و رحیمی که من را بسیار دوست دارد، هر لحظه در حال هدایت من است، میخواهد که چرخ زندگی برای من روان بچرخد و تمام رویاهایم به تجربه زندگیم تبدیل شوند.
سلام به تمام نعمتها، خوبیها، زیباییها و همه آدمهای خوب جهان
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
شرک مساوی است با قدرت دادن به عوامل بیرونی است.
از اونجایی که دانشمندان هر روز ی چیزی میگن، من باید به دنبال افکار و باورهای قدرتمندکننده باشم.
من باید مراقب چیزهایی که میپذیرم، باور میکنم و به خورد مغزم میدم باشم؛ یعنی هر چیزی رو به راحتی نپذیرم چون ممکنه شرک باشه.
همونطور که وقتی میرم میوهفروشی، میوههای سالم رو انتخاب میکنم نه هر چیزی که دم دستم میاد، من باید این حساسیت رو روی انتخاب ورودیهای ذهنم هم داشته باشم؛ یعنی مراقب این باشم که چه چیزهایی رو قرارِ ببینم، بشنوم و یا بپذیرم.
من باید مراقب ورودیهای ذهنم باشم؛ برای مثال، نباید به اخبار یا حرفهایی گوش بدم که قدرت رو از من میگیرن.
بنابراین:
من مراقب ورودیهای ذهنم هستم و باورهای قدرتمندکنندهای رو برای خودم میسازم؛ باورهایی که قدرت تغییر شرایط زندگیم رو (بهگونهای که کیفیتش بیشتر بشه) فقط و فقط به وجود خودم میدن.
چون عوامل بیرونی در تعیین چگونگی شرایط زندگی من دخالتی ندارند و فقط و فقط افکار و باورهای صحیح و قدرتمندکننده خودم، این توانایی رو به خودِ خودِ من میدن.
یعنی همه چیز همونطور که من میخوام تغییر میکنه، اگر و تنها اگر به چیزهای زیر باور داشته باشم:
–قدرت ذهن
–کانون توجه
–افکار و باورهای قدرتمندکننده
–احساس خوب
جهان به فرکانسها و افکار من پاسخ میده و اونها را به شکل آدمها، اتفاقات، ایدهها، موقعیتها و… وارد زندگیم میکنه.
یعنی هر چیزی که در زندگی دارم دریافت میکنم، آینه تمامنمای باورهای خودمه؛ بنابراین باز هم به اهمیت این موضوع که باید مراقب ورودیهای ذهنم، کانون توجه، افکار و باورهام باشم، پی میبرم.
مهمه که حواسم باشه، هر باوری که قدرت رو از من میگیره و میده به عوامل بیرونی رو اصلا باور نکنم؛ حتی اگر افراد زیادی مثل دانشمندان اون باور رو دارن و همش تکرارش میکنن.
مهم اینه که من بیام قدرت را تماما به خداوند بزرگ و هدایتگری که تمام جهان رو خلق کرده بدم.
و یادم بمونه که به خواست و اراده همین خدای قدرتمند و بخشنده، هر چیزی رو که من باور کنم، قطعا اتفاق میافته؛ بله، هر چیزی که من باور میکنم قطعا اتفاق میافته.
—————————————————————————————————————————————————————————————————————-
خدایا برای اینکه امروز هم من رو به سمت زندگی بهتر و شرایط دلخواهم هدایت کردی، هزاران بار تو را سپاس.
خدایا من آمادگی دریافت برکات، نعمات، هدایتها و هر چیز خوبی که از جانب تو بخواد به من برسه رو دارم و پیشاپیش برای همه اونها ازت ممنونم.
خدایا برای تمام نعمتهای کوچیک و بزرگی که از اولین روز زندگیم تا لحظه کنونی به من دادی و در آینده نزدیک باز هم خواهی، تو را سپاس.
خدایا ممنون که خوشبخت بودن و ثروتمند بودن رو روند طبیعی زندگی من قرار دادی؛ خدایا ممنون که من رو از بدو تولد ارزشمند آفریدی.
خدایا ممنون که قراره زندگی عاشقانه فوقالعاده رویایی و پاک و نابی رو تجربه کنم؛
خدایا ممنون که قراره نقشی در گسترش این جهان زیبا داشته باشم؛
خدایا ممنون که قراره اثر خوبی از خودم به جا بزارم؛
خدایا ممنون که قراره آخر کار وقتی وقتش میرسه، هم من از خودم خیلی راضی باشم و هم تو از من خیلی بیشتر راضی باشی.
شرک تنها گناهیه که نمیبخشم
هیچ گروهی ،هیچ حکومت و دولتی روی ما کنترلی نمیتونن داشته باشن اگر من باور داشته باشم نه به کلام، بلکه در عمل نشون بدم در این صورت فقط خوبی و آرامش میبینم، در مملکتی که که همه میگن نژادپرستی موج میزنه من فقط چیزی رو که باور کنم میبینم و باادمهایی برخورد میکنم که فقط دوست دارند بمن کمک کنند
وارن بافت: باور کنید تا ببینید
بجای اینکه ببینید تا باور کنید((:
پروردگارم به اندازه ای که باورت کردم از طریق همسرم کلی هدیه به سمت من فرستادی،
وقتی بیشتر باورت کردم و کمتر ترسیدم تماس هایی که پر از حس بد بود رو مانع شدی،
پروردگارم وقتی کمی بیشتر باورت کردم بهم نشون دادی که چقدر راحت میتونی کمکم کنی
چقدر تو توانایی، چقدر قادری، و چقدر نسبت به من مهربانی
وقتی هرچی بیشتر راجب اندک مواد غذایی شاکر بودنم رو نشونت دادم یخچالم رو با غذاهایی که عاشقشونم پر کردی، من که میدونم کار خودت بود، در اون لحظه نه بخاطر اون خوراکی ها بلکه بخاطر لبخندی که اون موقع ته دلم از طرف تو حس کردم خیلی خوشحال بودم
پروردگارم هرآنچه دارم از توست، موقعی که بدنیا اومدم لخت بودم و هیچ توانی از خود نداشتم، تو شیر مادرم شدی و سیرابم کردی، تو آغوش مادرم شدی و بمن مهر داشتی، تو لباس تنم شدی و مرا پوشاندی، وگرنه من که از خود چیزی و توانی هم نداشتم
الان هم همینم، من از خودم چیزی ندارم، اگر زندگیم خوب پیش میره بخاطر سپردن کارها به خودته و اگر بد پیش میره خودم با ذهن محدوده خواستم جلوی کارهای تورو بگیرم و غافل ازاین که تو بهتر از من میدونی، من اگه 30 ساله اومدم روی زمین تو میلیاردها ساله که خدای این زمینی، فرمانروای این زمینی..
هروقت قبل شیفت بهت گفتم من چیزی بلد نیستم تو بمن بگو تو هدایتم کن شیفتم خوب پیش رفت و از طریق بیماران بمن نشون دادی مسیرم درسته، درست همون موقع ها که بیماران بمن میگن داروهای خیلی خوب اثر کرد، درست همون موقع که میشنوم همکاران میگن دیروز صحبت از تو بود همه داشتن از تو تعریف میکردن، درست همون موقع که بیمار برای تشکر از من با جعبه شیرینی میاد درمانگاه، همون موقع که مریض بدحال هیچ وقت نداشتم ، چرا؟ چون من هیچ وقت اصرار نداشتم که خدایا یکاری کن مریض بدحال نیاد، نه، من فقط میگفتم خدایا هر شرایطی پیش بیاد تو کنار منی و من نمیترسم
وقتهایی که قبل شیفتام میپرسیدم پرستار امشب کیه تا بفهمم همون پرستار با سابقه ست یا پرستاری که حتی یه سرم نمیتونه بزنه به خیال اینکه اگه یموقع مریض بدحال داشتم پرستار کمکم کنه هرجا گیر کردم ، واقعا خندم میگیره، زهی خیال باطل، اون بمن کمک نمیکنه، خدای من کنارم هست در هر شرایطی و اون بمن میگه چیکار کنم چی تجویز کنم تا دست خودش باشم و حال بندشو خوب کنم، اره من همه چیو اعتبارش میدم به خدای خودم، و خدا در جواب اعتمادم خودشو به شکل پنج ستاره مثبت توی سایت ویزیت آنلاین از طرف بیمارم نشون میده (: بخاطر همین اعتمادم به خداونده که الان معروفم به خوش کشیک بودن، به اینکه همه ازم تعریف میکنن، و کلی اتفاق حوب دیگه
الان توی یه چالش به سر میبرم، دلیلشم شاید شاید شاید این باشه که چند وقت پیش به خدا گفتم یکاری کن بیشتر باورت کنم و ایمانم بهت بیشتر شه و خدا قربونش برم چنان چالشی گزاشت تو زندگیم خخخ که هنوز باورم نمیشه ، میدونم بخاطر رشد خودمه، بخاطر اینه که گشایش بزرگی میخواد برام بوجود بیاد چون اگه طبق روال زندگی قبل ادامه میدادم به همون مقدار هم بسنده میکردم اما الان دارم برای اینده ی خیلی بهتر تکاملم رو طی میکنم بااین چالش،
ولیییی از خودش میخوام درسی که باید ازاین شرایط بگیرم رو براحتی بهم نشون بده و کمک کنه پاس کنم و ازاین شرایط بیام بیرون
قطعا ثمینی کهاین چالش رو پشت سر میزاره شباهتی به ثمین پارسال نداره
ثمینِ الان قدر کارت کشیدن ساده رو بیشتر میدونه، قدر نون توی یخچال و برنجی که پخته میشه و ساده ترین غذاهارو خیلی بیشتر میدونه، قدر خیال راحت رو خیلی بیشتر میدونه
دوستان برای ساده ترین موهبت های زندگیمون خیلی باید شاکر باشیم
خدایاشکرت دوستت دارم
خدایاشکرت
خداروشکر که با شما آشنا شدم استاد.من خیلی وقته میگم همه چیز دست خداست و توکل بر خدا چیز را به سادگی حل میکنه ولی تازه دو سه ماهه که فهمیدم همش حرف میزدم و در عمل باوری بهش نداشتم.ولی از وقتی که دلی و در عمل همه چیزو به خودش سپردم و حرکت کردم.خداروشکر یکی یکی مساعلم داره حل میشه و آرامش بیشتری دارم.و اینو مدیون فایلهای شما هستم.خیلی وقته که نه فیلم نگاه میکنم نه اخبار و نه هیچ چیز دیگه و فقط خوراکم شده فایلهای شما..وجودت نعمته …خیلی ازت ویژن میگیرم.یه روز میام و از نزدیک می بینمت.
به نام خالق یکتای جهان که قدرت خلق زندگیم رو به خودم بخشید
سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همسرشون
سلام خدمت دوستان گرامی
از وقتی که با این مباحث آشنا شدم خیلی آرامشم نسبت به قبل بیشتر شده (ولی هنوز خیلی جا داره تا بهتر بشه) و خودم خالق زندگیم شدم بعضی وقتا که به یک خواسته ای نمیرسم قشنگ میفهمم که چرا نرسیدم و دلیلش چی بوده و به قولی خالق بودن زندگیم رو دارم میبینم
ولی قبل از آشنایی با این مباحث که خیلی مشرک بودم (البته الان هم تو وجودم یکسری شرک ها هست ولی از قبل کم تر شده)
خیلی باور به تاثیر عوامل بیرونی داشتم
من یک مغازه ی لوازم یدکی ماشین دارم و وقتی درآمدم کم میشد فکر میکردم بخواتر اینه که دورو برم چنتا مغازه ی لوازم یدکی هست و فک میکردم اونا بازار من رو کساد کردن و وقتی این تفکر رو داشتم درآمدم هی کمتر و کمتر میشد و هرچقدر تلاش میکردم درآمدم بیشتر بشه نمیشد و همش فکر میکردم تقصیر بقیه اس که من درآمدم کمه و بیشتر نمیشه و خب خیلی اذیت میشدم خیلی حرص میخوردم چون چیزی رو باور کرده بودم تاثیر گذاره که خودم هیچ تغییری توش نمیتونستم بدم بعد چند وقت بعد با یک استاد دیگه آشنا شدم(هنوز با استاد عباسمنش آشنا نشده بودم)
که ایشون هم در همین مباحث فعالیت میکردن بعد از اون یکم باور هام بهتر شد و یکم فهمیدم که عوامل بیرونی یعنی چی یکم بهتر شد بعد ی چند وقت دیگه فایل های اون استاده رو گوش ندادم و چند وقت بعد دوباره باور هام بدتر شد و درآمدم هم کمتر شد اینسری دیگ قدرت رو میدادم دست بازار، حالا این یعنی چی؟ مثلا اگر درآمدم امروز کم میشد میگفتم بازاره دیگ یک روز هست یک روز نیست و کاملا هرروز درآمدم کمتر و کمتر میشد و هرکاری میکردم که درآمدم بهتر بشه چون تو ذهنم این بود که دست من نیست و دست بازاره و یک روز بازار هست و یک روز نیستو فلان درآمدم تغییری نمیکرد تا اینکه با استاد آشنا شدم و فهمیدم همه چی خودمم چقدر قشنگ بود که تمام استرسم تبدیل به آرامش شد و خلق زندگیم رو از استاد عزیز آموختم
بیرون ز تو نیست هرآنچه در عالم هست
از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
استاد عزیز ازتون ممنونم که این فایل های با ارزش رو به رایگان در اختیار ما قرار میدین ایشالا یک روزی از نزدیک بتونم ملاقاتتون کنم تا بتونم تمام لطفتون رو جبران کنم
ممنونم ازتون ممنون از دوستانی که وقت گذاشتن و این مطلب رو خوندن ایشالا که هممون به درک درستی از قانون برسیم و بتونیم کنترل زندگیمون رو کامل به دست بگیریم؛ این جهان خیلی زیباس خیلی
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان عزیزم
در مورد پاسخ به سوالات : خب من قبل از آشنایی با مفهوم توحید و شرک ، خیلی از اتفاقات زندگیم و مسائل زندگیم رو تقصیر عوامل بیرونی میدونستم و در واقع شرک می ورزیدم ، هر چند که ریشه هایی از توحید هم توی وجودم بود اما خب در بعضی موارد هم شرک می ورزیدم و قدرت رو به عوامل بیرونی مثل دولت و حکومت ، کشور و مکان زندگیم ، پدر و مادرم و … میدادم که همین باعث شده بود نتونم زندگیم رو تغییر بدم و ذهنم همیشه اینا رو برام بهونه میکرد که اگه تو نمیتونی پول در بیاری به خاطر دولته ، یا اگه نمیتونی خیلی چیزها رو داشته باشی به خاطر پدر و مادرته چون اونا باید برات همه چیز رو فراهم میکردن ، یا حتی اگه نمیتونی توی درس و تحصیلت موفق بشی به خاطر مدرسهایه که در آن درس میخونی و خیلی چیزهای دیگه که چون من این باورها رو داشتم ، ذهنمم هم همیشه همین بهونه ها رو برام می آورد تا جلوی حرکت کردن منو بگیره و نذاره هیچ اقدامی کنم. خلاصه این گذشت تا با سایت عباسمنش دات کام و استاد عباسمنش عزیز و مفهوم توحید و شرک آشنا شدم. وقتی که فهمیدم که این باور که عوامل بیرونی در زندگی من تأثیرگذار هستند شرکه و چقدر باور محدودکنندهایه که کل قدرت رو از خودم و خدای خودم میگیره و عملا نمیذاره هیچ حرکتی کنم و در نتیجه هیچ نتیجهای هم نگیرم ، سعی کردم این باور رو تغییر بدم و کل قدرت رو به خدای خودم ، به فرمانروای کل جهان ها بدم و به خودم بارها و بارها بگم که عوامل بیرونی هیچ تأثیری در زندگی و اتفاقات زندگی من ندارند و فقط افکار و باورهای من هستند که دنیای پیرامون من رو میسازند و فقط و فقط یک قدرت در کل جهان وجود داره و اون خداوند یکتا هست که قدرت فقط از آن اوست.
بعد کم کم خب رفتار و اعمال من تغییر کرد ، من تونستم حرکت کنم ، به ایده هام عمل کنم ، سعی کردم دیگه از کسی نترسم و به هیچ عامل بیرونی قدرت ندم و این هنوز هم ادامه داره و هی دارم روی این مبحث توحید و باورهای توحیدی کار میکنم یعنی این کاریه که باید تا آخر عمر انجامش داد. ولی خب بعد از اینکه سعی کردم این باور رو تغییر بدم و حرکت کنم و عمل کنم ، نتایج هم در زندگی من تغییر کرد در تمام جنبه ها. در جنبه سلامتی بعد از درست کردن باورهام خدا رو شکر الان تقریبا نزدیک دو سالی هست که اصلا رنگ دکتر و کلینیک رو ندیدم و تو این دو سال شاید دو یا سه بار کلا سرما خورده باشم که خیلی زود با کنترل ذهنم و آبلیمو خوب شدم در صورتیکه قبلا هر یکی ، دو ماه یک بار سرما میخوردم. و الان هم خدا رو شکر سالم ، سالم هستند و هیچ دارو شیمیایی مصرف نمیکنم.
در موضوع ثروت منی که هیچ درآمدی نداشتم و صفر صفر بودم الان خدا رو شکر به درآمد رسیدم و این درآمد هم هر بار داره بیشتر میشه.
در بحث روابط منی که قبلا خب همیشه خیلی زود عصبانی میشدم و با خانواده خودم درگیر بودم و با افراد دیگه هم رابطه خوبی نداشتم ، الان خدا رو شکر هر روز داره روابطم بهتر میشه ، به طوری که خیلی اروم تر شدم و آرامش خاصی دارم و دیگه هیچ درگیری هم ندارم.
در بحث معنویت هم که نگم که چقدر به خدای خودم نزدیک تر شدم و چقدر با هم رابطه صمیمانه و رفاقتی تشکیل دادیم و چقدر خدای من منو در مسائل مختلف هدایتم میکنه و چقدر عشق من به خداوند بیشتر شده و چقدر خودم رو عاجزتر می بینم در برابر فرمانروای خودم و خیلی واقعا این حس توحید و یکتاپرستی با کلمات قابل وصف نیست.
خب همین فایل های توحید عملی و کلا هر جا تو هر فایلی که استاد در مورد توحید صحبت کرده خیلی خیلی به من کمک کرده تا این باورهای توحیدی رو در وجود خودم نهادینه کنم ، آیات قرآن و درک و فهم این آیات خیلی خیلی بهم کمک کرده و هنوزم میکنه. هدایت خداوند و نتایجی که خب گرفتم هم خیلی تأثیرگذار بوده.
میگم این باورهای توحیدی ، اینکه قدرت رو فقط به خداوند بدیم خیلی جسارت و شجاعت منو بیشتر کرده ، خب قبلا من جلوی افراد ثروتمند و قدرتمند یک ترسی توی وجودم بود یا کلا جلوی افرادی که خلاصه در یک چیزی از من بالاتر بودن ترس داشتم یا حساب میبردم و … اما از وقتی که قدرت رو فقط به خداوند دادم و نه هیچ عامل بیرونی دیگه الان خب خیلی بهتر شدم جلوی بقیه افراد. نمیخوام بگم دیگه هیچ ترسی ندارم نه! اما میتونم بگم که این ترس خیلی کمتر شده و خب هر چقدر بیشتر روی خودم کار کنم و تکاملم بیشتر طی بشه این ترس هی کمتر و کمتر میشه دیگه.
و الان من اینقدر جسارت دارم که سعی کنم حرکت کنم و به ایده هام عمل کنم به جای اینکه بخوام بترسم و قدرت رو بدم به عوامل بیرونی و هیچ حرکتی نکنم.
اما در مورد خود این فایل من میخوام که یکم توضیح بدم.
جدا از بحث توحید و شرک که خیلی خیلی بحث مهمیه اما من میخوام به این دانشمندان متفکر بگم که شمایی که میگید شادی هر فرد به ژنتیکش ربط داره و کلا هر چیزی رو پیدا می کنید به ژنتیک ربط میدید ، چطور پس خودتون با آزمایشات و تحقیقاتی که انجام دادید به این نتیجه رسیدید که باورهای ما حتی می تونند ژنتیک و DNA ما رو هم تغییر بدهند یعنی باورهای ما کاملا بر ژن های ما هم اثر میذارند و میتونند ژن ها رو تغییر بدهند. عجیبه !
(این رو هم میتونید توی اینترنت در موردش تحقیق کنید و ببینید که دکتر Bruce Lipton و دانشمندان دیگه با آزمایشات و تحقیقاتی که انجام دادند به این نتیجه رسیدند که باورهای یک انسان میتونه ژن هاشو تغییر بده) هر چند که هستند که افرادی که بیماری های به اصطلاح ژنتیکی داشتند اما با تغییر باورهاشون اون بیماری رو درمان کردند و …
پس همه چیز به باورهای ما بستگی داره نه به ژنتیک و از اینجور چیزها.
هر چی رو که باور کنی دقیقا همان را تجربه خواهی کرد.
از خداجونم بی نهایت سپاسگزارم
و همچنین از استاد جانم و خانم شایسته عزیزم هم سپاسگزارم که این فایل های بی نظیر و فوق العاده رو آماده میکنند.
در پناه الله یکتا شاد ، سالم و ثروتمند باشید
وای استاد زنده باشین و سلامت
من از تجربه خودم بگم از زمانی که سنم 14 بود همه میگفتن رشته ریاضی برای دخترها نیست برای پسرهاست نباید به اون سمت بری و شکست میخوری و بی پول و بیچاره میشی و خدای من الان که شروع کردم به نوشتن یادم اومد که بهم میگفتن خل میشی چون من یک عمه دارم ایشون تنها فرد فامیل بود در اون سالها که دانشگاه رفته بودن برای علوم پایه و شیمی میخوندن ترم آخر دانشگاه به خاطر رماتیسم قلبی و آریتمی دریچه های قلب دچار سکته مغزی شدن اون هم سر جلسه یکی از امتحانات دانشگاه و چون از نظر رفتاری و چهره من شبیه ایشون بودم کل فامیل و خانواده به من این رو بارها استاد شاید هزاران بار هر بار میخواستم تکالیف مدرسه ام رو انجام بدم میگفتن نخون مثل عمه ات دیوانه میشی اون هم اینقدر درس خوند دیوانه شد و... و خدا شاهد الان یادم اومد چه ترس و وحشتی داشتم موقع درس خوندن اما در اون سن واقعا خودم رو تحسین میکنم بهشون گفتم سخت وجود نداره اگه بقیه یک درس رو با یکبار خوندن متوجه بشن من ده بار میخونم متوجه میشم، و با توکل بر خدا فقط بر خدا(یادمه شبها فقط با خدا صحبت میکردم و تصویر سازی میکردم توی اون سن که معلم شدم و دارم ریاضی درس میدم) برای خودم دریم برد کشیده بودم که استاد دانشگاه شدم و فیزیک درس میدم (بماند که خانواده ام چه مشکلاتی پیش آوردن که درس نخونم و شبیه دخترهای اطرافم به فکر ازدواج و این چیزها باشم) من قوی رفتم رشته ریاضی و فیزیک و قوی وارد دانشگاه دولتی توی رشته فیزیک شدم و جزو دانش آموزهای تاپ توی دوران های تحصیلم بودم اینقدر که از طرف اساتیدم برای ادامه تحصیل و کار به چند کشور معرفی شدم و الان هم 2 سال هست کار خودم رو شروع کردم یک موسسه آموزش علوم مفهومی دارم و برای انتشارات به نام کشور کتاب کمک درسی تالیف میکنم و فیلم های آموزشی دارم و فقط با توکل بر خدا و ایمان چون دقیقا یادمه فقط یک نیرو رو در زندگیم میدیدم خدای بزرگ و توانمند، الان هم در هر لحظه ای از زندگیم به مشکل میرسم و میخوام مشرک بشم صدایی درونم میگه همونقدر نتیجه میبینی که خدات رو قدرتمند کرده باشی، سپاسگزار خداوندم در این روز چون امروز من صبح بیدار شدم و به خاطر شرایط زندگیم که تغییر کرده شروع به گریه کردن کردم و اومدم داخل سایت و هدایت کن رو زدم و این فایل زیبا جواب حال من بود…