اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1/تاثیر دیگران روی زندگی من صفر است . من ،خود خود خودم مسئول صد در صد خوشبختی و بدبختی خودم هستم. نه چشم زخم نه اهل مردم نه زیر آب زنی شود نه دشمنی و کینه به دل گرفتنشون نه حسادت یا پشت سر حرف زدنشون نه سوالاتشان نه جادو و جمبلشون نه نفرین و دعاشون نه وردشون نه دلسوزی هاشون هیچکدوم نمیتونه زندگی منو خراب کند.
2دعای خیر من در حق دیگران باعث ایجاد حس خوب تو خودم میشود
3 ناخودآگاه من دارد دریافت می کند از ورودی های من( شنیدن ،صحبت کردن ، دیدن خواندن نوشتن فکر کردن) و باور می سازد .
4 تجارب گذشته را بیاد بیاوریم سر موضوعی حالمون گرفته شده تو حال بد موندیم اتفاقات بد رگباری و مسلسل وار پیش اومده پس تمرکزمان را روی مثبت حفظ کنیم به اوضاع و شرایط بد از زاویه ای نگاه کنیم که لااقل بهمون حس بد ندهد تا زنجیره اتفاقات بد بعدی را قطع کنیم.
چند جمله کوتاه از کامنت آقای رضا احمدی
-خدایا من در اعتماد کردن به تو ضعف و ناخالصی دارم درمانم کن
-اگه برنامه تحسین و زیبایی روی ذهن نصب شده باشه ناخودآگاه در مواجهه با موقعیتهای زیبا شاد میشه و غرق در تحسین میشه هورمونهایی در ذهن او ترشح میشه که به صورت انرژی تحسین در بدن او ظاهر میشه
-آیه 65 و 66 انفال ، تخفیف و ضعف ،من بنده و مخلوق خدای قدرتمند و فراوانی هستم و هر چیزی را که بخواهم با عزت نفس و به راحتی میخرم
-خدایا من نمیدانم تو میدانی پس خودت توفیق عمل به آنچه تو را خوشنود و مرا رستگار میکند بده
-اگر شرایط بدی داریم ،خودمون در حق خودمون داریم ظلم میکنیم ،شاید ناآگاهانه بوده اما الان آگاه شدیم پس جدی بگیریم.
خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسه فقیرم تویی که درهای رحمت به روی بندگانت باز میکنی درهای قلب منو به روی خودت باز کن.
به نام خدای مهربانیها وسلام ب استاد عزیزم ومریم جان ودیگر دوستان هم مدار از استاد بابت این فایل خیلی تشکر میکنم فضای پردایس خیلی زیبا بود فایل گوش کردم وکامنت دوستان رو خواندم خیلی جالب نوشته بودن وسعی میکنم از این ب بعد از ابن اگاهیها ب دقت استفاده کنم چون من هم با احساست منفی وحتی مثبت تصمیم های عجیب غریب گرفتم ونتیجه شو هم دیدم از خدا خواستم در این مواقع بتوانم احساستم رو کنترل کنم تا پشیمانی ب بار نیاد از استاد دوباره تشکر میکنم در مورد این مبحث احساس کنترل بازم فایل بزار خیلی مفید وارزشمند خدا نکهدار
فایل جالبی هست و واقعا برای هر فرد تجارب و اتفاقات متفاوتی در این زمینه هست که دنیایی از آگاهی هست .
استاد شخصا هرچه شناختم از خودم ، خواسته هام و اهدافم بیشتر میشود تصمیمات که احساسی هستند و لحظه ای هستند کمتر شده است و خیلی از اتفاقات را ، حل کردنش و حتی نگرش متفاوت به آن را برایم آسانتر کرده .
مورد 1 :
با برخورد با مشکل ، که منو ناراحت و خشمگین و.. میکرد و انرژی زیادی از من میگرفت و به تجاربم فکر کردم ، دیدم عموما با مواجهه شدن با اتفاق ناخوشایند ، یا به بزرگی که فکر میکردم نبود ، یا اصلا ارزشی نداشت و یا حتی نوع دیگری تمام میشد .
بعد از دیدن تکرار این مدل اتفاق ها برایم در عبرتی شد از اینکه باید سریع به اتفاق مسلط شوم و در این جریانات فرو نروم .
و در دفعات بعد تا حس میکردم یک اتفاق مشابه در راه هست ، با خوم صحبت میکردم و یادآور میشدم که نتایج در گذشته جز دوری از مسیر ، اتلاف وقت هیچ نتیجه ای ندارد و اجازه میدادم روال پیش برود و خودم تا ح ممکن توجه ام را برمیداشتم و با تمرین و یادآوری مواردی که در ذهنم برزگ بود توانستم قوی تر شوم .
مورد 2
در مورد اتفاق یکسان هم موضوع مستقر شدن منو دوستم در یک خانه بود ، زمان هایی که صاحب خانه حضور داشتند و سر وصدا داشتن ایشون بشدت ناراحت و عصبی میشدن و یجورایی غیر قابل کنترل و من با علم به اینکه یک خانواده پرجمعیت هستن و این صداها عادی هستن اذیت نمیشدم یا خیلی خیلی کمتر بود ( توجه به اصل و خوبی های ماجرا مثل صدای زندگی در خانه ، صدای شادی افراد و … باعث شادی و لذت بردن از ماجرا بود )
مورد 3
راهکار ویژه من نوشتن پیاده روی * گوش دادن به چند فایل کلیدی از محصولات برگ برنده من در اکثر مواقع هست .
قلبتر از رسیدن به این راهکارها و آگاهی ها جنگیدن با تک تک اتفاقات و نگرانی های بی دلیل و خشم درونی بود ، ولی با اجرای متدهای خودم و تغیی مدار و فرکانس فکر میکنم سال هاست از این مسایل دور بود و تسلط بر شرایط ، آرامش بیشتر هر لحظه همراه من هست .
و بگم من در یک دوره زندگی پر از تصمیمات احساسی داشتن و نداشتن قدرت کنترل بر شایط زندگی ام بودم و با این تکرار تمرین ها یک وجه متفاو از شخصیت ام رو برانگیختم و بسیار عامل رشد، خودشناسی و توانمندی در شده است .
واقعا سپاسگذار خدا و شما هستم که این بستر رو فراهم کرده که بتونیم با گوش دادن و رفتن تودرونمون و نوشتن کامنت خیلی ایرادهامون رو درست کنیم
سال ها قبل چیزی به اسم کنترل ذهن نمی دونستم چیه
براحتی و تحت تاثیر شرایط بیرون و افراد بیرون من حالم خوب و بد میشد
همیشه میگفتم خدایا یعنی فردا میشه حالم خوب باشه ، میشه یه روز من حالم خوب باشه
اصلا نمی دونستم داشتن حال خوب و فکر خوب قانون داره
اره قانون …. هر چیزی تو این دنیا قانون داره
چون همه چیز این دنیا بر اساس هماهنگی خیر و رشد هست
پس همیشه میتونه حال ما خوب باشه
ولی من چون الگوهام از بچگی همه همینطوری بودن فکر میکردن طبیعت و شیوه دنیا همینه
و واقعا عمیقا از جهان پرسیده بودم که می خوام حالم خوب باشه چرا حالم خوب نیست
چرا نمی تونم برنامه هایی که واسه روزم میچینم رو اجرا کنم یا اگه اجرا کنم چقد با حس بد و حال بد هست ؟؟!
چرا نمی تونم رو کارهام ثابت بمونم
چرا تقی به توقی میشه افسار از دستم خارج میشه و میره واسه چند روز چند هفته و …
البته الان دقیقا یادم نیست
و بعد متوجه شدم دلیل این حال بد من اینه کخ من کنترلی رو فکر هام ندارم هر چی از بیرون بیاد میپذیرم واکنش میدم ….!
بعد شروع کردم به کنترل افکارم
و ستاره قطبی کم کم حال خوبم پایدار تر شد تونستم برنامه های روزانه ام رو تا آخر انجام بدم
تونستم وقتی یه اتفاق بیرونی بد میوفته یا یه فردی یه چی میگه راجع بهم اصلا واکنش نشون ندم
چرا ؟
چون اهرم رنج لذتش و ایجاد کردم
یعنی ازون گذشته امایجاد شد
اگه به هر دلیییییلی اوضاع از دستت خارج شه افکارت از مسیر خارج شه احساساتت ….تو از حالت خالق بودن خارج و واکنش گر میشی
هیچ کنترلی رو زندگیت نداری بقیه از بیرون کنترلت میکنن
این واسم خیلی رنج اوره که یه چی منو کنترل کنه حالا یه آدم با حرف هاش یا یه اتفاق
من از قدرت دادن به هرچی بیرون از خودم بیزار بودم
پس وقتی شنیدم واکنش نشون دادن به بیرون یعنی قدرت دادن بهش
وقتی فهمیدم با توجه به هر چیزی دارم قدرت خالقه ای که باید واسه لذت خواسته ها وهدف هام بزارم رو دارم میدم بهش
خیلی ترسیدم
گفتم با دست خودم قدرتی که خدا بهم داده رو دو دستی بدم دست به چیزی که خارج از کنترل منه
این که یکی یه چیزهایی راجع بهم میگه که درست نیست بیام وقت بزارم خودمو اثبات کنم ؟ چرا چون فکر میکنم حرف اون آدم خود اون آدم تاثیر تو زندگی من داره ! یعنی خودم انقد ضعیف و بدبخت و ناتوان هستم یا خدا انقد ضعیفه که همچین جهانی خلق کرده که آدم ها با حرف هاشون بتونن زندگی یکی دیگه رو تغییر بدن
البته دوره عزت نفس خیلی بهم کمک کرد
آگاهی هاس دوره عزت نفس برای کنترل ذهنم
و اینکه چون من یک سری برنامه های روزانه واسه خودم دارم و طبق تجربه ام دیدم اگر احساساتم رو مدیریت نکنم نمی تونم خوب تمرکز کنم رو کارهام خود به خود دیگه از بیرون سعی میکنم همه چی رو ببندم
ولی یه پاشنه های اشیلی دارم که وقتی میاد قشنگ میبینم اصلا اون لحظه قدرت مقابله باهاش رو ندارم
سریع باید یه کاری کنم حواسم ازش خارج شه
چون با فکر کردن و صحبت با خودم نمیشه !! چون حالم اون لحظه انقد بد میشه که فقط یه کار شدید میتونه ازون حال درم بیاره
چیزی که تجربه کردم پیاده روی ، دویدن ، ویدیو های استاد رو دیدن به صورت طولانی رگباری ، هر جیزی که ذهن و احساس وکل وجودم رو بخواد ….. مثل دویدن ، بازی کردن با یه نفر ، صحبت و حضور در یک جمع
یعنی اون وجودم باید ازون شرایط کنده بشه و یه سری چیزهای کمکی هست که واقعا هم خدا اون لحظه متناسب با شرایطم واسم می فرسته
خیلی وقتا میدیدم خونمون مهمون میاد
به خدا چون با همه وجودم تلاش میکردم ازون حالت خارج شم نمی تونستم و خدا هم میدید خودش برام راه های کمکی میفرستاد
و طبیعت همیشه تو هر حالتی حال منو عوض میکنه اگه تایم طولانی باشه کاملا ریست میشم
چون طبیعت تو رو شبیه خودش میکنه
نیایش یا خدا اگه عمیق هم باشه کامل شرایط منو تغییر میده
به نام خداوند مهربانم خدایی که کنارمه خدایا من هر چه دارم همه از آن توست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم تویی قدرت مطلق
سلام به بهترین و زیباترین استادم سلام به مهربان ترین زن دنیا مریم جانم
کنترل ورودی ذهن یعنی توانایی ساختن بهترینها برای خودت ساختن باور و افکار درست و باید مثل یه معلم روی سرش باشیم و بهش آموزش بدیم
ساختن فرکانس درست و ساختن عادتی به نام شکرگزاری ساختن دیدگاهه مثبت
و چقدر عالیه انجام این کار چقدر زندگیت زیبا میشه به قول محمد عزیز دوست خوبم هبچ جایی بهتراز اینجا نیست تمامه وقتتو بیا تو سایت
اگر هر جا بری وقتت تلف میشه اما
اینجا جایی که نه وقتت تلف میشه بلکه بهت اضافه هم میشه به آگاهیهات به انرژیت
به خداشناسیت به خودشناسیت
و هر روز زندگیتو بهتر میکنی
استاد ممنونم که این قوانین ثابت جهان رو به ما یاد دادی و فهمیدیم اگر مسیری رو اشتباه رفتیم به محضی که وارد مسیر درست میشیم و احساسمون خوب میشه فرکانس درست میفرستیم چقدر سریع اتفاقات خوب وارد زندگی میشه و مزه شیرینشو میچشیم و میفهمیم ما خالق هستیم خالق افکار و باور درست خالق اتفاقات و شرایطی که به نفعه ما باشد نه به ضررمون
من که یاد گرفتم و خیلی لذت بخشه
خدایا شکرت برای وجود این عزیزان
خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و پر از آگاهی و هدایت و اتفاقات خوب و خبرهای خوب و فرکانس خوب و احساسه خوب
خدایا شکرت برای دیدن زیباییها و شکرگزاری و تحسین کردنها و دادن ورودی خوب به ذهن اول صبحی
و این روز چه روز خوبی و پر برکتی برای من میشود
و خدا این قدرت رو به من داده و خیلی خوشحالم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا من لایق نعمت و ثروت غیر منتظره امروزت هستم از در فضل و مهربانیت بر من ببخش
من تا یه اتفاق میفته تمام پول پس اندازم خرج میکنم کلا تهشو در میارم،این عادت بد من باعث میشه وقتی اون دوره همی تموم میشه مثل چی پشیمون میشم،اینقدر از خودم بدم میاد که احساسی برخورد کردم و نتونستم پول تو کارتم نگه دارم که نگو،از همه دنیا گله مند میشم،واحساس بدبخت شدن میکردم
اما میدونی یکبار برای همیشه تصمیم گرفتم خداوکیلی پول تو جیبم بزارم و به کسی ندم و بگم این پول برای خودمه تو کارت خودم برای خرج خودم برای پول تو جیبی خودمه،حداقل برای خودم شاید دلم خواست،هدیه بخرم،برای خودم دیگران،ضمنا با این کار برای خودم ارزش قایل شدم و درس از این جلسه واقعا یاد گرفتم برم حمام اب سرد،پیاده روی،….
بنام خداوندی که همیشه حواسش بمن است عاشق منه و هدایتم میکنه خدایا شکرت
سلام و درود بی پایان خدمت استاد عباس منش و خانم مریم دوست داشتنی که هردو دستان خداوند در زندگیم هستن
و ممنون از دوستانی
که کامنت گذاشتن و با خواند این کامنت یک بار دیگر بمن یادآودی شد که احساس خوب=اتفاقات خوب۔
راستش دو دل بودم برای نوشتن این کامنت اما تصمیم گرفتم بنویسم تا ردپای بجا بگذارم و بعد چند وقتی که دوباره کامنت خودم را بخوانم متوجه تغییرات و نتایجم بشم
من همزمان با دوره ای عزت نفس پیگیر فایل های دانلودی و خواندن کامنت های دوستان عزیز هستم
از وقتی با تمرکز بالا شروع به کار کردن روی باورهایم کردم حالم خیلی بهتر است
دیدگاه و نظرات و انتقادات دیگران در مورد من بسیار کم اهمیت تر شده در صورتیکه قبلا خیلی حساس بودم۔
خیلی کم پیش میاد خودم را با دیگران مقایسه کنم در صورتیکه قبلا خیلی این کارو انجام میدادم
تلویزیون و ماهواره که سال های زیادی است پیگیرش نیستم و کاملا حذف است از زندگیم
اما در عوض پیگیر فیسبوک و دیگر شبکه های احتماعی و کانال های جوک بودم که بشدت مطالب منفی پخش و نشر میشد حدودا ده روزی میشه کاملا کنار گذاشتم و هیچ علاقه ای هم ندارم که دوباره پیگیر بشم چون به این درک رسیدم که چقدر مخرب است
الان نسبت به گذشته خیلی بیشتر به خودم ارزش میدم واسه خودم عطر خریدم یک پتوی نرم و قشنگ خریدم لباس خریدم در صورتیکه قبلا اول پولم را برای دیگران خرج میکردم مثلا برای خواهر زاده ام برای خواهرام تولد میگرفتم در صورتیکه به تولد خودم برای خودم کوچکترین هدیه ای هم نمیدادم و این بخاطر ورودی های ذهن من بود که فکر میکردم باید به بقیه خوبی کنیم و خدمت کنیم یعنی اول دیگران بعدا خودم اما الان اولویت خودم هستم در هر زمینه ای و میتونم خودم را دوست باشم و این را در رفتار اطرافیان نسبت بخودم هم مشاهده میکنم که بمن الان بیشتر اهمیت میدن نسبت به گذشته
اما نجواهای ذهنم مدام سعی میکند نتایجم را و تمام کارکرد هایم را بنظرم بی اررش جلوه بده و الان که اینارو مینوشتم مدام ذهنم بمن میگه تو که کار خاصی نکردی اینا ک نشد نتیجه این کارا را که همه انجام میدن
ولی من تسلیم این نجوا ها نمیشم و از خداوند استقامت میخوام
مدتی میشه به تضاد مالی برخوردم و نجوا ها زیاد شده میگه امکان نداره دوباره به اون جایگاه قبلی برسی
من بهش میگم که با ارسال فرکانس های درست دوباره شرایطم عالی میشه
میگه اگر نشد چی؟؟ چیکار میکنی هزینه هاتو چکار میکنی؟؟؟ و ازین نجواهای آزار دهنده
و از امروز متعهد شدم با خودم که نگرش و زاوایه دیدم را در مورد این تضاد تغییر بدم و هر روز اولویت من کنترول ذهنم باشد و توجه به داشته هایم ،نه اینکه مدام به این تضاد فکر کنم و حالم بد بشه
و خدارا هزار مرتبه شکر میکنم که هدایت شدم به سمت این فایل و این کامنت ها
واقعا احساس راحتی میکنم وقتی باز بمن یاداوری شد که احساس خوب همه چیز است که شیطان بیکار نمی نشیند مدام با نجوا هاش سعی میکند حالم بد بشه و حواسم باشد این افکار منفی کار شیطان است و واقعیت ندارد
و من میتوانم با توکل بخداوند و با احساس خوب اتفاقات خوبی را رقم بزنم۔
و سلام به همه روی ماهه هر کسی که داره این کامنتو میخونه
این فایل واقعاااا از فایلای مورد علاقه و محبوب منه توی سایت و روش تا حالا هیلی کامنت گذاشتم
.
من خیلی سعی میکنم همیشه استانداردهای بالایی داشته باشم و رعایت کنم توی زندگیم
یکیش ندیدن فیلم و سریال و دوری از شبکه های اجتماعی هست
البته اینستا دارم ولی بیشتر بیشتر بیشتر اوقات محتویات خودمو مبذارم توی پیجم و برمیگردم مثل استاد
گاهی وقتا هم لغزش دارم اما مثلا ده درصد اوقات میشه
و همیشه سعی میکنم اون ده درصد هم کم و کمترش کنم
امشب شب یلدا هست و من تصمیم گرفتم تو خونه بمونم و مهمونی نرم چون اون مهمونی نه جایی هست که من بهش علاقه داشته باشم نه به درد میخوره نه چیزی
و پر از تنقلات و شیرینی و بخور بخور همش هست
عا راستی امسال به لطف دوره ی قانون سلامتی اولین ساله زندگیمه که قرار نیست شب یلدا بترکونم خودمو از اشغال هایی که با ژن بدنم سازگار نیستن
و خداروشکر میکنم ازین بابت
و البته خونه موندم و مهمونی هم نرفتم الهی شکر
امروز صبح ساعت ده رفتم بیرون از این باشگاه به اون باشگاه
از این کلاس به اون کلاس
و شب ساعت هشت برگشتم خونه
از دیشب تا حالا هیچی نخوردم و گوشنم نشد و امشب که برگشتم چهار تا تخم مرغ با سرشیر خوردم و خیلی سیر سیرم و پر انرژی …
خب چیزی که میخواستم کامنت کنم این بود که امشب بعد از خیلی وقت حدودا یک ساعت نشستم پای فیلم با داداشم که اونم خونه موند
و حسم گفت زود باید بیام درباره ی این فیلم بنویسم
البته کامل ندیدمش
اما حسم گفت نگار حتما حتما با روزنه دید قوانین کیهانی اون فیلم رو بررسی کن و بنویس برای خودت تا حداقل کمترین تاثیر منفی رو بذاره و باور منفی بهت نده
از اونجایی که استاد هم گهگاهی فیلم میبینن من خودمو سرزنش نکردم که چرا نشستی فیلم دیدی اتفاقا خودمم خیلی تحسین میکنم که بعد یه سال نشستم دیدم و هر لحظه ی اون فیلم داشتم با دیدگاه قوانین و باورها بهش نگاه میکردم و بررسی و تحلیلش میکردم
البته هر دفعه فیلم میبینم از فیلم دیدن بیشتر زده میشم
الان شاید بعد یه سال نصفه یه فیلم دیدم دفعه بعدی دو سه سال دیگه ببینم
.
من میخوام با دیدگاه قوانین این فیلمو بررسی کنم و بگم که چهههه قددددرر فیلمها ورودی های مخرب دارن برای ذهنمون و بدون اینکه بفهمیم زندگیمون رو جهنم خودساخته ی باورهای خودمون میکنن متاسفاااانهههههه
.
اسم فیلمthe devil wears prada بود
این فیلم توی نیویورک ساخته شده و متاسفانه کلی باور مخرب به من از نیویورک شهری که عاشقشم داد مثل صدها فیلم دیگه که توی نیویورک ساخته شده و دیدم و کلی باور منفی و سختی برام ساخته شده از نیویورک
که اتفاقا استاد هم درباره نیویورک توی فایل توجه به نکات مثبت قسمت 8 درباره نیویورک و این دیدگاه میگن
.
داستان این فیلم از این جریانه که یک دختری توی نیویورک استخدام در معروفترین برند مدلینگ دنیا دستیار یک طراح خیلی معروف دنیا میشه
و این شغلیه که به گفته ی همه ی مردم تمام دخترای دنیا براش میمیرن
ولی
داستان اینه که این دختر از اولش که وارد این کار میشه با چالش های زیادی روبه رو میشه
مدیر این دختر یعنی اون خانم طراح فردی به شدت به شدت به شدت به شدت سختگیر با رفتاری نامناسب هست که خیلی بی احترامی میکنه به این دختر و کلا به همه ی آدما
با همه بی احترامی میکنه و همه رو به راحتی تحقیر میکنه
( باور اینکه ادمای پولدار و معروف خیلی مغرورن و خودشونو بالاتر میدونن و به زیر دستیاشون بی احترامی میکنن . خلاصه پول و شهرت و ثروت ادمو مغرور و بی ادب میکنه )
.
این دختر اما مصمم بود که حتما بتونه موفق بشه تو این شغل و تمام تحقیرها و فشار ها و سختی ها رو تحمل کرد و خود واقعیشو تغییر داد که بتونه مورد پسند مدیرش قرار بگیره …
اون شب و روزش رو به هم دوخت و تمام زندگیش رو فدا کرد برای انجام کارای غیرمنطقی که مدیرش ازش میخواست
( باور اینکه برای رسیدن به موفقیت باید خیلی زیاد پوستت کنده بشه و پدرت در بیاد و کارای عجیب غریب سخت انجام بدی که کسی نمیتونه فکرشو بکنه و اینا راهه موفقیته )
.
این فیلم نیویورک رو نشون میداد که همه همه همه مردم دارن به سختی کارهای سنگین انجام میدن و روز و شبشونو به هم دوختن و تحت فشار زیاد هستن … کلا توی نیویورک همه دارن بدو بدو بدو میدوعن برای موفقیت و درامد ناکافی دارن و خونه ی کوچیکی دارن
این تصوری هست که تا به الان در من ساخته شده از نیویورک به خاطره فیلمهایی که دیدم تا الان
و استاد هم توی فایلی که گفتم باز تایید کردن این رو اما استاد به دیدگاه قانون گفتن میشه که ما جزو اون دسته ی مدیران باشیم …
و همه ی این ورودی ها باعث شدن من از نیویورک یک باوری داشته باشم که اونجا قراره پوستت کنده بشه
من از بدو بدو کردن بدم میاد از طرفی هم از موفقیت توی نیویورک خوشم میاد
و این یعنی چی
یعنی ته ذهن من این باور هست که اگر موفقیت میخوای توی نیویورک باید فقط بدووووییییی تا جونت دربیاد و اخر شاید موفق شدی
حالا این ذهنیت با من چیکار میکنه
.
کاری که میکنه اینه که منه نگار وقتی چند سال دیگه اومدم امریکا و وارد نیویورک شدم تمام این باورهای قبلی توی ذهنم run میشن و منو به شغلی در این شهر هدایت میکنه که به قولی پوستمو بکنه و فقط بدو بدو باشه بدون لذتی بدون استراحتی فقط بدو بدو بدو تا شاید موفق بشی
.
و همین اتفاق هم برام میوفته
مهم نیست من اطلاعاتم از قانون چی باشه یا مثلا بگم اره پولسازی راحته
نه
این ورودی ها باورای ذهن من و در نهایت واقعیت زندگیه منو میسازن
اگر من با جدیت 100 درصد روی ورودی هام کنترل نکنم و باورسازی نکنم هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته هیچ تفاوتی قرار نیست وجود داشته باشه …
من هم زندگیم مثل بقیه میشه
.
.
مورد بعدی این فیلم
این دختر در نهایت تا کمی به موفقیت نزدیک میشه رابطه ی ایده الش رو کم کم از دست میده
و این دقیقا چیزیه که اول فیلم یک کارمند موفق توی اون شرکت بهش میگه
بهش میگه هر وقت زندگی خصوصیت در حال فروپاشی شد بدون قراره توی شغلت ارتقای درجه پیدا کنی … !!!!
باورتون میشه دقیقا همین جمله بود !!!!
ولی وای خدااااااااای من
من همچین چیزی نمیخوااااام
چههه قدر ما باااابد حواسمون باشه به ورودی ها و باورهاموووووننننن
این دختر کم کم با موفق شدن توی شغلش اروم اروم رابطه اش با پسری که عاشقش بود خدشه دار میشه و از دستش میده
این باور رو در من میسازه که برای موفقیت شغلی باید رابطه ات رو فدا کنی و نمیتونی هم تو شغلت موفق باشی و هم رابطه ی ایده الت رو داشته باشی
چون شغل و موفقیت خیلی ازت وقت میگیره پس نمیتونی برای رابطه ات وقت بذارید
و موفقیت بیشتر هم تورو مغرور تر میکنه و رابطه ات رو فراموش میکنی
.
واقعا اگه فکر کنیم واقعیته جامعه رو میبینیم واقعا مردم بدون اینکه متوجه بشن همین چیزایی که توی فیلم میبینن رو دارن توی زندگیشون تجربه میکنن
و فکر میکنن این واقعیته
در حالیکه نیست
به والللله اینا فقط یه کده توی ذهن
ما اگه این کد رو عوض کنیم نتیجه زندگی هم عوض میشه
.
و منه نگار
اگاهانه دارم سعی میکنم الگو برای خودم پیدا کنم برای روابط عالی و فوق العاده
چون عادی و طبیعی این هست که من با پسر ایده الم و مورد علاقه ام در رابطه ای فوق العاده باشم و ما با هم رشد کنیم و پیشرفت کنیم و با رشدمون بیشتر و بیشتر عاشق هم بشیم و موفقیت هامون رابطه ی مارو نزدیکتر و محکم تر کنه
طبیعی این هست که پول راحت وارد زندگیم بشه
طبیعی این هست که من لذت ببرم و اروم باشم در مسیر رسیدن به خواسته هام هیچ بدو بدو و تقلایی نیست
طبیعی این هست که لذت ببرم و موفق بشم
طبیعی این هست که هر چه قدر موفق تر و پولدار تر میشم خداگونه تر میشم رفتارم و شخصیتم خداگونه تر میشه
واقعیت این هست که افراد ثروتمند واقعا افرادی مهربان و خوشرو و خوش برخورد هستن
واقعیت این هست که روابط فوق العاده فراوان هستن
واقعیت این هست که ثروت فراوان هست :)))))
.
البته خیلی بهتر این هست که من به جای اینکه بگم این فیلم بد بود و واقعیت نبود و مخالف قوانین کیهان بود بیام هم جریانش کنم با قوانین کیهان با تغییر زاویه دیدم
خب این فیلم هم میتونه واقعیت باشه
و بله که واقعیه و وجود داره همچین چیزی
برای کسی که چنین باورهای محدود کننده داره
بله زندگی میتونه بسیار سخت و طاقت فرسا ، بدو بدو ، درامد کم ، روابط مشکل دار و مدیر و همکاران نامناسب باشه … وقتی که تو چنین باورهایی داری
در واقعا این فیلم خودش هم تایید قانون بود
نه نقض قانون
چون قانون میگه تو به هر چیزی توجه کنی و باور داشته باشی برات اتفاق میوفته
و این دختر هم با توجهش به رفتار نامناسب مدیرش ، با باورهای محدود کننده اش درباره ی پولسازی ، با باور کردن حرفی که همکار موفقش در مورد روابط بهش زد و …
چنین شرایطی رو جذب خودش کرد
.
در واقع این نگاه نگاه کاملتریه نگاهی که استاد هم توی فایل
بله نیویورک میتونه شهری رویایی و پر از ثروت و موفقیت به راحتی و وجود توامان همه ی خواسته هام با هم باشه
نیویورک میتونه جایی باشه که من هم به راحتی شغلی راحت پیدا میکنم و ازش لذت میبرم و به راحتی و با لذت پولسازی میکنم و از وجود رابطه ی رویایی ام با پسر ایده الم لذت میبرم و هر روز موفقیت هامون رابطمون رو محکم تر کنه و توی پنت هاوس بزرگ و لاکچری زندگی کنم …
و میتونه برعکس اینا باشه
.
این منم که با کنترل ورودی هام و باورسازی در همین امروز و هر روز زندگیم
تعیین میکنم چند سال دیگه که با عشقم رفتم امریکا چه تجربه هایی رو برای خودم بسازم
.
خدایا شکرت برای قوانین کیهانی
برای ثابت بودن این قوانین
برای اگاهی من از این قوانین و در مدار دریافتشون قرار گرفتن
خدایا شکرت که من تعیین میکنم چه نوع زندگی داشته باشم
و من صد در صد میخوام توی زندگی ام همهههه چیز داشته باشم
من میخوام رابطه ی ایده الم رو داشته باشم و هر روز بهتر و عاشقانه تر از دیروزش بشه
من میخوام شغل مورد علاقه ام رو داشته باشم
میخوام هر روز پولسازی برام راحت تر بشه
مسیر رسیدن به خواسته هام برام لذت بخش تر بشه
میخوام تفریح کنم سفر کنم
من همه چیز رو با هم میخوام و عادی و طبیعی این هست که همه چیو با هم داشته باشم
اگر نیست یعنی مثل اون دختر کدهای نادرستی توی ذهنم چیدم
فقط باید این کد هارو عوض کنم
عادی و طبیعی اینه که که زندگیه رویایی ام رو در تمام ابعاد تجربه کنم :))))))
.
خیلی لذت بردم که همون نصفه ی فیلم رو که دیدم با دیدگاه قانون دیدم و باعث شد این کامنت رو بنویسم
البته واقعا هر دفعه فیلم میبینم واقعا بیشتر زده میشم ازشون
به جاش خب سریال های این سایت بی نظیر رو ببینم :)))))
خدایا شکرررررررتتتتتتت
خداجونم شکرت شکرت شکرت شکرت شکررررررت که اروم اروم داری تمام خواسته هامو تمام رویاهام رو وارد زندگیم میکنی و نشونه هاشو به وضوح میبینم :)))))))
.
به زودی قراره برم نیویورک با عشقم و کلی اونجا خوش بگذره بهمون کلی پولسازی کنیم خدایااااا شکررررررتتتتتتت:)))))))
از این که فیلم را با توجه به قوانین تجزیه و تحلیل کرده بودید جالب بود و حتی خواندن جملات شما کافی است که هیچگاه هیچ فیلمی حتی کمدی را هم نگاه نکرده و ثانیه ای از وقت گران بهای مان را بر ای دیدن آن هدر ندهیم.چقدر عالی است که قانون سلامتی را رعایت می کنید که شاید یکی از راه های موفقیت شما راه درست تغذیه است که بر روی مسایل دیگر هم اثر می گذارد. چقدر هم عالی که شبکه های اجتماعی را هم کنار گذاشته آید و قدر زمانتان را میدانید. سلامتی، موفقیت و ثروت را برای شما خواستاریم.
من یه تجربه جالب یادم اومد که کلی ام خندم گرفت و مربوط میشه به دوران جاهلیتم (اینطوری خودم رو قانع میکنم که خجالت نکشم)یادمه یه زمانی مدل موی چتری خیلی مد شده بود وهرجا رو نگاه میکردی اکثرا چه مردم و چه تو فیلما چتری زده بودن منم خیلی یهویی دلم خواست که امتحانش کنم و خیلی هم از زبون دوستام میشنیدم که نباید خودت این کارو کنی چون هرکسی نمیتونه این مدل مو رو قشنگ در بیاره و باید بری آرایشگاه و خلاصه جونم براتون بگه که منم با مامانم قضیه رو در میون گذاشتم و ایشونم فرمودند که تا من هستم آرایشگاه چرا بیا خودم ویدیوش رو دیدم و برات کوتاهش میکنم منم اولش به خاطر حرف دوستام یکم ترس داشتم اما دیگه به مامانم اعتماد کردم و قیچی رو سپردم دستش اونم با اعتماد بنفس موهام رو کوتاه کرد و دیگه باقی کار (سشوار کشیدن و جمع کردن وسایل و…)به خودم سپرد و رفت برای آماده کردن وسایل شام استاد چشت روز بد نبینه به محض اینکه رفتم جلو آینه چشممام چهارتا که هیچ هشت تا شد ولی هی خودم رو دلداری میدادم که بابا سشوار کنی درست میشه ولی هرچی میگذشت کوتاه تر کوتاهتر میشد ومن مغزم داغ تر و عصبانی تر و توی عصبانیت کاری که نباید رو کردم و کنترلم رو از دست دادم و سر مادرم داد زدم و اونم که رو بی احترامی و این چیزا خیلی حساس بود با اَسُم(یه وسیله ای هست که باهاش غذا میکشن و اهنیه)که از قضا به خاطر غذا کشیدن کثیف شده بود اومد دنبالم حالا من بدو مامانم بدو تا اینکه من رفتم توی اتاق مادرو پدرم و من یه طرف تخت و مامانم هم یه طرف دیگه وایساده بود و هی میگفت بیا اینور کاریت ندارم ولی قیافش یه چیز دیگه میگفت خلاصه بابام هم اومد پا در میانی کنه و جلو مامانم رو گرفت تا من در برم ولی لحظه آخر مامانم اَسُم رو پرت کرد و من جاخالی دادم و به جای من افتاد رو تخت و کل تختشون گند کشیده شد و پدر و مادرم دیگه حواسشون از من پرت شدو درگیر شستن روتختی شدن و منم از ترس رفتم توی اتاقم و برای رو برو نشدن با مادرم و فکر کردن به کارم خودم رو توی اتاقم حبس کردم و اون موقع با اینکه عصبانیتم خیلی کم شده بود اما هنوز حق رو به خودم میدادم اما بعد چند روز به این نتیجه رسیدم که یه مو ارزش این همه ناراحتی و بی احترامی به مادرم رو نداره و یه روزی بلند میشه و بابت کارم ازش معذرت خواهی کردم و بعد گذشته چند ماه که موهام یکم بلند شد همه دوستام میگفتن کدوم آرایشگاه رفتی خیلی خوب شده و هیچ جا نمیتونه اینقدر خوب کوتاه کنه و فلان منم با افتخار و یکمی خجالت (هی اتفاق بی احترامی به مادرم میومد جلو چشمام و باعث میشد خجالت بکشم و خودم رو سرزنش کنم)می گفتم کار مامانمه
سلام و عرض ادب ، بسیار عالی و مطابق با حقیقت جهان هستی سخن گفتید ، هزاران بار اینو تجربه کردم که هروقت حالم بد میشه پشت سر هم اتفاقات بدیا حداقل احساسات بد را تجربه میکنم و خدا میدونه که چقدر خوشحالم که روزبروز حالم بهتر میشه و رابطه م با خدا بهتر میشه و حالا میفهمم که چرا خدا گفته اگر یک قدم بسوی من بردارید من ده قدم به سمت شما میام ، استاد من از تو انقدددددددددددر سپاسگزارم که در هر دیدگاه فقط میتونم به یک دلیلش اشاره کنم و اینجا بخاطر اینکه جرأت آرزو کردن بمن دادی ازت ممنونم و روزی چند بار دعات میکنم ، خوش باشید
سلام با توجه به دیگران نکات مهمی را برای خودم پیدا می کنم چون معمولا آدم دیگران را بهتر می فهمه و نصیحت می کنه و واقعا دیدم که آنی که یکسره اتفاقات بد برایش می افته چون یکسره توجه به بدی و منفی داره
به نام خداوند جان
دریافت های من از این فایل امروز11/1124
1/تاثیر دیگران روی زندگی من صفر است . من ،خود خود خودم مسئول صد در صد خوشبختی و بدبختی خودم هستم. نه چشم زخم نه اهل مردم نه زیر آب زنی شود نه دشمنی و کینه به دل گرفتنشون نه حسادت یا پشت سر حرف زدنشون نه سوالاتشان نه جادو و جمبلشون نه نفرین و دعاشون نه وردشون نه دلسوزی هاشون هیچکدوم نمیتونه زندگی منو خراب کند.
2دعای خیر من در حق دیگران باعث ایجاد حس خوب تو خودم میشود
3 ناخودآگاه من دارد دریافت می کند از ورودی های من( شنیدن ،صحبت کردن ، دیدن خواندن نوشتن فکر کردن) و باور می سازد .
4 تجارب گذشته را بیاد بیاوریم سر موضوعی حالمون گرفته شده تو حال بد موندیم اتفاقات بد رگباری و مسلسل وار پیش اومده پس تمرکزمان را روی مثبت حفظ کنیم به اوضاع و شرایط بد از زاویه ای نگاه کنیم که لااقل بهمون حس بد ندهد تا زنجیره اتفاقات بد بعدی را قطع کنیم.
چند جمله کوتاه از کامنت آقای رضا احمدی
-خدایا من در اعتماد کردن به تو ضعف و ناخالصی دارم درمانم کن
-اگه برنامه تحسین و زیبایی روی ذهن نصب شده باشه ناخودآگاه در مواجهه با موقعیتهای زیبا شاد میشه و غرق در تحسین میشه هورمونهایی در ذهن او ترشح میشه که به صورت انرژی تحسین در بدن او ظاهر میشه
-آیه 65 و 66 انفال ، تخفیف و ضعف ،من بنده و مخلوق خدای قدرتمند و فراوانی هستم و هر چیزی را که بخواهم با عزت نفس و به راحتی میخرم
-خدایا من نمیدانم تو میدانی پس خودت توفیق عمل به آنچه تو را خوشنود و مرا رستگار میکند بده
-اگر شرایط بدی داریم ،خودمون در حق خودمون داریم ظلم میکنیم ،شاید ناآگاهانه بوده اما الان آگاه شدیم پس جدی بگیریم.
خدایا من به هر خیری که از جانب تو برسه فقیرم تویی که درهای رحمت به روی بندگانت باز میکنی درهای قلب منو به روی خودت باز کن.
به نام خدای مهربانیها وسلام ب استاد عزیزم ومریم جان ودیگر دوستان هم مدار از استاد بابت این فایل خیلی تشکر میکنم فضای پردایس خیلی زیبا بود فایل گوش کردم وکامنت دوستان رو خواندم خیلی جالب نوشته بودن وسعی میکنم از این ب بعد از ابن اگاهیها ب دقت استفاده کنم چون من هم با احساست منفی وحتی مثبت تصمیم های عجیب غریب گرفتم ونتیجه شو هم دیدم از خدا خواستم در این مواقع بتوانم احساستم رو کنترل کنم تا پشیمانی ب بار نیاد از استاد دوباره تشکر میکنم در مورد این مبحث احساس کنترل بازم فایل بزار خیلی مفید وارزشمند خدا نکهدار
سلام به خانواده بی نظیر عزیزم
سلام بر استاد بی همتا ی خودم
فایل جالبی هست و واقعا برای هر فرد تجارب و اتفاقات متفاوتی در این زمینه هست که دنیایی از آگاهی هست .
استاد شخصا هرچه شناختم از خودم ، خواسته هام و اهدافم بیشتر میشود تصمیمات که احساسی هستند و لحظه ای هستند کمتر شده است و خیلی از اتفاقات را ، حل کردنش و حتی نگرش متفاوت به آن را برایم آسانتر کرده .
مورد 1 :
با برخورد با مشکل ، که منو ناراحت و خشمگین و.. میکرد و انرژی زیادی از من میگرفت و به تجاربم فکر کردم ، دیدم عموما با مواجهه شدن با اتفاق ناخوشایند ، یا به بزرگی که فکر میکردم نبود ، یا اصلا ارزشی نداشت و یا حتی نوع دیگری تمام میشد .
بعد از دیدن تکرار این مدل اتفاق ها برایم در عبرتی شد از اینکه باید سریع به اتفاق مسلط شوم و در این جریانات فرو نروم .
و در دفعات بعد تا حس میکردم یک اتفاق مشابه در راه هست ، با خوم صحبت میکردم و یادآور میشدم که نتایج در گذشته جز دوری از مسیر ، اتلاف وقت هیچ نتیجه ای ندارد و اجازه میدادم روال پیش برود و خودم تا ح ممکن توجه ام را برمیداشتم و با تمرین و یادآوری مواردی که در ذهنم برزگ بود توانستم قوی تر شوم .
مورد 2
در مورد اتفاق یکسان هم موضوع مستقر شدن منو دوستم در یک خانه بود ، زمان هایی که صاحب خانه حضور داشتند و سر وصدا داشتن ایشون بشدت ناراحت و عصبی میشدن و یجورایی غیر قابل کنترل و من با علم به اینکه یک خانواده پرجمعیت هستن و این صداها عادی هستن اذیت نمیشدم یا خیلی خیلی کمتر بود ( توجه به اصل و خوبی های ماجرا مثل صدای زندگی در خانه ، صدای شادی افراد و … باعث شادی و لذت بردن از ماجرا بود )
مورد 3
راهکار ویژه من نوشتن پیاده روی * گوش دادن به چند فایل کلیدی از محصولات برگ برنده من در اکثر مواقع هست .
قلبتر از رسیدن به این راهکارها و آگاهی ها جنگیدن با تک تک اتفاقات و نگرانی های بی دلیل و خشم درونی بود ، ولی با اجرای متدهای خودم و تغیی مدار و فرکانس فکر میکنم سال هاست از این مسایل دور بود و تسلط بر شرایط ، آرامش بیشتر هر لحظه همراه من هست .
و بگم من در یک دوره زندگی پر از تصمیمات احساسی داشتن و نداشتن قدرت کنترل بر شایط زندگی ام بودم و با این تکرار تمرین ها یک وجه متفاو از شخصیت ام رو برانگیختم و بسیار عامل رشد، خودشناسی و توانمندی در شده است .
بنام خدای فراوانی ها
سلام به همه دوستان عزیزم
واقعا سپاسگذار خدا و شما هستم که این بستر رو فراهم کرده که بتونیم با گوش دادن و رفتن تودرونمون و نوشتن کامنت خیلی ایرادهامون رو درست کنیم
سال ها قبل چیزی به اسم کنترل ذهن نمی دونستم چیه
براحتی و تحت تاثیر شرایط بیرون و افراد بیرون من حالم خوب و بد میشد
همیشه میگفتم خدایا یعنی فردا میشه حالم خوب باشه ، میشه یه روز من حالم خوب باشه
اصلا نمی دونستم داشتن حال خوب و فکر خوب قانون داره
اره قانون …. هر چیزی تو این دنیا قانون داره
چون همه چیز این دنیا بر اساس هماهنگی خیر و رشد هست
پس همیشه میتونه حال ما خوب باشه
ولی من چون الگوهام از بچگی همه همینطوری بودن فکر میکردن طبیعت و شیوه دنیا همینه
و واقعا عمیقا از جهان پرسیده بودم که می خوام حالم خوب باشه چرا حالم خوب نیست
چرا نمی تونم برنامه هایی که واسه روزم میچینم رو اجرا کنم یا اگه اجرا کنم چقد با حس بد و حال بد هست ؟؟!
چرا نمی تونم رو کارهام ثابت بمونم
چرا تقی به توقی میشه افسار از دستم خارج میشه و میره واسه چند روز چند هفته و …
البته الان دقیقا یادم نیست
و بعد متوجه شدم دلیل این حال بد من اینه کخ من کنترلی رو فکر هام ندارم هر چی از بیرون بیاد میپذیرم واکنش میدم ….!
بعد شروع کردم به کنترل افکارم
و ستاره قطبی کم کم حال خوبم پایدار تر شد تونستم برنامه های روزانه ام رو تا آخر انجام بدم
تونستم وقتی یه اتفاق بیرونی بد میوفته یا یه فردی یه چی میگه راجع بهم اصلا واکنش نشون ندم
چرا ؟
چون اهرم رنج لذتش و ایجاد کردم
یعنی ازون گذشته امایجاد شد
اگه به هر دلیییییلی اوضاع از دستت خارج شه افکارت از مسیر خارج شه احساساتت ….تو از حالت خالق بودن خارج و واکنش گر میشی
هیچ کنترلی رو زندگیت نداری بقیه از بیرون کنترلت میکنن
این واسم خیلی رنج اوره که یه چی منو کنترل کنه حالا یه آدم با حرف هاش یا یه اتفاق
من از قدرت دادن به هرچی بیرون از خودم بیزار بودم
پس وقتی شنیدم واکنش نشون دادن به بیرون یعنی قدرت دادن بهش
وقتی فهمیدم با توجه به هر چیزی دارم قدرت خالقه ای که باید واسه لذت خواسته ها وهدف هام بزارم رو دارم میدم بهش
خیلی ترسیدم
گفتم با دست خودم قدرتی که خدا بهم داده رو دو دستی بدم دست به چیزی که خارج از کنترل منه
این که یکی یه چیزهایی راجع بهم میگه که درست نیست بیام وقت بزارم خودمو اثبات کنم ؟ چرا چون فکر میکنم حرف اون آدم خود اون آدم تاثیر تو زندگی من داره ! یعنی خودم انقد ضعیف و بدبخت و ناتوان هستم یا خدا انقد ضعیفه که همچین جهانی خلق کرده که آدم ها با حرف هاشون بتونن زندگی یکی دیگه رو تغییر بدن
البته دوره عزت نفس خیلی بهم کمک کرد
آگاهی هاس دوره عزت نفس برای کنترل ذهنم
و اینکه چون من یک سری برنامه های روزانه واسه خودم دارم و طبق تجربه ام دیدم اگر احساساتم رو مدیریت نکنم نمی تونم خوب تمرکز کنم رو کارهام خود به خود دیگه از بیرون سعی میکنم همه چی رو ببندم
ولی یه پاشنه های اشیلی دارم که وقتی میاد قشنگ میبینم اصلا اون لحظه قدرت مقابله باهاش رو ندارم
سریع باید یه کاری کنم حواسم ازش خارج شه
چون با فکر کردن و صحبت با خودم نمیشه !! چون حالم اون لحظه انقد بد میشه که فقط یه کار شدید میتونه ازون حال درم بیاره
چیزی که تجربه کردم پیاده روی ، دویدن ، ویدیو های استاد رو دیدن به صورت طولانی رگباری ، هر جیزی که ذهن و احساس وکل وجودم رو بخواد ….. مثل دویدن ، بازی کردن با یه نفر ، صحبت و حضور در یک جمع
یعنی اون وجودم باید ازون شرایط کنده بشه و یه سری چیزهای کمکی هست که واقعا هم خدا اون لحظه متناسب با شرایطم واسم می فرسته
خیلی وقتا میدیدم خونمون مهمون میاد
به خدا چون با همه وجودم تلاش میکردم ازون حالت خارج شم نمی تونستم و خدا هم میدید خودش برام راه های کمکی میفرستاد
و طبیعت همیشه تو هر حالتی حال منو عوض میکنه اگه تایم طولانی باشه کاملا ریست میشم
چون طبیعت تو رو شبیه خودش میکنه
نیایش یا خدا اگه عمیق هم باشه کامل شرایط منو تغییر میده
حتی نوشتن همهمینطورهست …..
به نام خداوند مهربانم خدایی که کنارمه خدایا من هر چه دارم همه از آن توست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم تویی قدرت مطلق
سلام به بهترین و زیباترین استادم سلام به مهربان ترین زن دنیا مریم جانم
کنترل ورودی ذهن یعنی توانایی ساختن بهترینها برای خودت ساختن باور و افکار درست و باید مثل یه معلم روی سرش باشیم و بهش آموزش بدیم
ساختن فرکانس درست و ساختن عادتی به نام شکرگزاری ساختن دیدگاهه مثبت
و چقدر عالیه انجام این کار چقدر زندگیت زیبا میشه به قول محمد عزیز دوست خوبم هبچ جایی بهتراز اینجا نیست تمامه وقتتو بیا تو سایت
اگر هر جا بری وقتت تلف میشه اما
اینجا جایی که نه وقتت تلف میشه بلکه بهت اضافه هم میشه به آگاهیهات به انرژیت
به خداشناسیت به خودشناسیت
و هر روز زندگیتو بهتر میکنی
استاد ممنونم که این قوانین ثابت جهان رو به ما یاد دادی و فهمیدیم اگر مسیری رو اشتباه رفتیم به محضی که وارد مسیر درست میشیم و احساسمون خوب میشه فرکانس درست میفرستیم چقدر سریع اتفاقات خوب وارد زندگی میشه و مزه شیرینشو میچشیم و میفهمیم ما خالق هستیم خالق افکار و باور درست خالق اتفاقات و شرایطی که به نفعه ما باشد نه به ضررمون
من که یاد گرفتم و خیلی لذت بخشه
خدایا شکرت برای وجود این عزیزان
خدایا شکرت برای این روز بسیار عالی و پر از آگاهی و هدایت و اتفاقات خوب و خبرهای خوب و فرکانس خوب و احساسه خوب
خدایا شکرت برای دیدن زیباییها و شکرگزاری و تحسین کردنها و دادن ورودی خوب به ذهن اول صبحی
و این روز چه روز خوبی و پر برکتی برای من میشود
و خدا این قدرت رو به من داده و خیلی خوشحالم
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا من لایق نعمت و ثروت غیر منتظره امروزت هستم از در فضل و مهربانیت بر من ببخش
خدایا امروز دله همه انسانها رو برای من نرم کن
همه رو به تو و قدرتت میسپارم
الهی شکرت سپاسگزارتم ای خدای خوبم
در پناه خداوند مهربان باشین
بنام خدا عزیزان سلام
من تا یه اتفاق میفته تمام پول پس اندازم خرج میکنم کلا تهشو در میارم،این عادت بد من باعث میشه وقتی اون دوره همی تموم میشه مثل چی پشیمون میشم،اینقدر از خودم بدم میاد که احساسی برخورد کردم و نتونستم پول تو کارتم نگه دارم که نگو،از همه دنیا گله مند میشم،واحساس بدبخت شدن میکردم
اما میدونی یکبار برای همیشه تصمیم گرفتم خداوکیلی پول تو جیبم بزارم و به کسی ندم و بگم این پول برای خودمه تو کارت خودم برای خرج خودم برای پول تو جیبی خودمه،حداقل برای خودم شاید دلم خواست،هدیه بخرم،برای خودم دیگران،ضمنا با این کار برای خودم ارزش قایل شدم و درس از این جلسه واقعا یاد گرفتم برم حمام اب سرد،پیاده روی،….
بنام خداوندی که همیشه حواسش بمن است عاشق منه و هدایتم میکنه خدایا شکرت
سلام و درود بی پایان خدمت استاد عباس منش و خانم مریم دوست داشتنی که هردو دستان خداوند در زندگیم هستن
و ممنون از دوستانی
که کامنت گذاشتن و با خواند این کامنت یک بار دیگر بمن یادآودی شد که احساس خوب=اتفاقات خوب۔
راستش دو دل بودم برای نوشتن این کامنت اما تصمیم گرفتم بنویسم تا ردپای بجا بگذارم و بعد چند وقتی که دوباره کامنت خودم را بخوانم متوجه تغییرات و نتایجم بشم
من همزمان با دوره ای عزت نفس پیگیر فایل های دانلودی و خواندن کامنت های دوستان عزیز هستم
از وقتی با تمرکز بالا شروع به کار کردن روی باورهایم کردم حالم خیلی بهتر است
دیدگاه و نظرات و انتقادات دیگران در مورد من بسیار کم اهمیت تر شده در صورتیکه قبلا خیلی حساس بودم۔
خیلی کم پیش میاد خودم را با دیگران مقایسه کنم در صورتیکه قبلا خیلی این کارو انجام میدادم
تلویزیون و ماهواره که سال های زیادی است پیگیرش نیستم و کاملا حذف است از زندگیم
اما در عوض پیگیر فیسبوک و دیگر شبکه های احتماعی و کانال های جوک بودم که بشدت مطالب منفی پخش و نشر میشد حدودا ده روزی میشه کاملا کنار گذاشتم و هیچ علاقه ای هم ندارم که دوباره پیگیر بشم چون به این درک رسیدم که چقدر مخرب است
الان نسبت به گذشته خیلی بیشتر به خودم ارزش میدم واسه خودم عطر خریدم یک پتوی نرم و قشنگ خریدم لباس خریدم در صورتیکه قبلا اول پولم را برای دیگران خرج میکردم مثلا برای خواهر زاده ام برای خواهرام تولد میگرفتم در صورتیکه به تولد خودم برای خودم کوچکترین هدیه ای هم نمیدادم و این بخاطر ورودی های ذهن من بود که فکر میکردم باید به بقیه خوبی کنیم و خدمت کنیم یعنی اول دیگران بعدا خودم اما الان اولویت خودم هستم در هر زمینه ای و میتونم خودم را دوست باشم و این را در رفتار اطرافیان نسبت بخودم هم مشاهده میکنم که بمن الان بیشتر اهمیت میدن نسبت به گذشته
اما نجواهای ذهنم مدام سعی میکند نتایجم را و تمام کارکرد هایم را بنظرم بی اررش جلوه بده و الان که اینارو مینوشتم مدام ذهنم بمن میگه تو که کار خاصی نکردی اینا ک نشد نتیجه این کارا را که همه انجام میدن
ولی من تسلیم این نجوا ها نمیشم و از خداوند استقامت میخوام
مدتی میشه به تضاد مالی برخوردم و نجوا ها زیاد شده میگه امکان نداره دوباره به اون جایگاه قبلی برسی
من بهش میگم که با ارسال فرکانس های درست دوباره شرایطم عالی میشه
میگه اگر نشد چی؟؟ چیکار میکنی هزینه هاتو چکار میکنی؟؟؟ و ازین نجواهای آزار دهنده
و از امروز متعهد شدم با خودم که نگرش و زاوایه دیدم را در مورد این تضاد تغییر بدم و هر روز اولویت من کنترول ذهنم باشد و توجه به داشته هایم ،نه اینکه مدام به این تضاد فکر کنم و حالم بد بشه
و خدارا هزار مرتبه شکر میکنم که هدایت شدم به سمت این فایل و این کامنت ها
واقعا احساس راحتی میکنم وقتی باز بمن یاداوری شد که احساس خوب همه چیز است که شیطان بیکار نمی نشیند مدام با نجوا هاش سعی میکند حالم بد بشه و حواسم باشد این افکار منفی کار شیطان است و واقعیت ندارد
و من میتوانم با توکل بخداوند و با احساس خوب اتفاقات خوبی را رقم بزنم۔
خدایا شکرت
در پناه خدا باشید۔
سلام استاد عزبزم
سلام شابسته حان
و سلام به همه روی ماهه هر کسی که داره این کامنتو میخونه
این فایل واقعاااا از فایلای مورد علاقه و محبوب منه توی سایت و روش تا حالا هیلی کامنت گذاشتم
.
من خیلی سعی میکنم همیشه استانداردهای بالایی داشته باشم و رعایت کنم توی زندگیم
یکیش ندیدن فیلم و سریال و دوری از شبکه های اجتماعی هست
البته اینستا دارم ولی بیشتر بیشتر بیشتر اوقات محتویات خودمو مبذارم توی پیجم و برمیگردم مثل استاد
گاهی وقتا هم لغزش دارم اما مثلا ده درصد اوقات میشه
و همیشه سعی میکنم اون ده درصد هم کم و کمترش کنم
امشب شب یلدا هست و من تصمیم گرفتم تو خونه بمونم و مهمونی نرم چون اون مهمونی نه جایی هست که من بهش علاقه داشته باشم نه به درد میخوره نه چیزی
و پر از تنقلات و شیرینی و بخور بخور همش هست
عا راستی امسال به لطف دوره ی قانون سلامتی اولین ساله زندگیمه که قرار نیست شب یلدا بترکونم خودمو از اشغال هایی که با ژن بدنم سازگار نیستن
و خداروشکر میکنم ازین بابت
و البته خونه موندم و مهمونی هم نرفتم الهی شکر
امروز صبح ساعت ده رفتم بیرون از این باشگاه به اون باشگاه
از این کلاس به اون کلاس
و شب ساعت هشت برگشتم خونه
از دیشب تا حالا هیچی نخوردم و گوشنم نشد و امشب که برگشتم چهار تا تخم مرغ با سرشیر خوردم و خیلی سیر سیرم و پر انرژی …
خب چیزی که میخواستم کامنت کنم این بود که امشب بعد از خیلی وقت حدودا یک ساعت نشستم پای فیلم با داداشم که اونم خونه موند
و حسم گفت زود باید بیام درباره ی این فیلم بنویسم
البته کامل ندیدمش
اما حسم گفت نگار حتما حتما با روزنه دید قوانین کیهانی اون فیلم رو بررسی کن و بنویس برای خودت تا حداقل کمترین تاثیر منفی رو بذاره و باور منفی بهت نده
از اونجایی که استاد هم گهگاهی فیلم میبینن من خودمو سرزنش نکردم که چرا نشستی فیلم دیدی اتفاقا خودمم خیلی تحسین میکنم که بعد یه سال نشستم دیدم و هر لحظه ی اون فیلم داشتم با دیدگاه قوانین و باورها بهش نگاه میکردم و بررسی و تحلیلش میکردم
البته هر دفعه فیلم میبینم از فیلم دیدن بیشتر زده میشم
الان شاید بعد یه سال نصفه یه فیلم دیدم دفعه بعدی دو سه سال دیگه ببینم
.
من میخوام با دیدگاه قوانین این فیلمو بررسی کنم و بگم که چهههه قددددرر فیلمها ورودی های مخرب دارن برای ذهنمون و بدون اینکه بفهمیم زندگیمون رو جهنم خودساخته ی باورهای خودمون میکنن متاسفاااانهههههه
.
اسم فیلمthe devil wears prada بود
این فیلم توی نیویورک ساخته شده و متاسفانه کلی باور مخرب به من از نیویورک شهری که عاشقشم داد مثل صدها فیلم دیگه که توی نیویورک ساخته شده و دیدم و کلی باور منفی و سختی برام ساخته شده از نیویورک
که اتفاقا استاد هم درباره نیویورک توی فایل توجه به نکات مثبت قسمت 8 درباره نیویورک و این دیدگاه میگن
.
داستان این فیلم از این جریانه که یک دختری توی نیویورک استخدام در معروفترین برند مدلینگ دنیا دستیار یک طراح خیلی معروف دنیا میشه
و این شغلیه که به گفته ی همه ی مردم تمام دخترای دنیا براش میمیرن
ولی
داستان اینه که این دختر از اولش که وارد این کار میشه با چالش های زیادی روبه رو میشه
مدیر این دختر یعنی اون خانم طراح فردی به شدت به شدت به شدت به شدت سختگیر با رفتاری نامناسب هست که خیلی بی احترامی میکنه به این دختر و کلا به همه ی آدما
با همه بی احترامی میکنه و همه رو به راحتی تحقیر میکنه
( باور اینکه ادمای پولدار و معروف خیلی مغرورن و خودشونو بالاتر میدونن و به زیر دستیاشون بی احترامی میکنن . خلاصه پول و شهرت و ثروت ادمو مغرور و بی ادب میکنه )
.
این دختر اما مصمم بود که حتما بتونه موفق بشه تو این شغل و تمام تحقیرها و فشار ها و سختی ها رو تحمل کرد و خود واقعیشو تغییر داد که بتونه مورد پسند مدیرش قرار بگیره …
اون شب و روزش رو به هم دوخت و تمام زندگیش رو فدا کرد برای انجام کارای غیرمنطقی که مدیرش ازش میخواست
( باور اینکه برای رسیدن به موفقیت باید خیلی زیاد پوستت کنده بشه و پدرت در بیاد و کارای عجیب غریب سخت انجام بدی که کسی نمیتونه فکرشو بکنه و اینا راهه موفقیته )
.
این فیلم نیویورک رو نشون میداد که همه همه همه مردم دارن به سختی کارهای سنگین انجام میدن و روز و شبشونو به هم دوختن و تحت فشار زیاد هستن … کلا توی نیویورک همه دارن بدو بدو بدو میدوعن برای موفقیت و درامد ناکافی دارن و خونه ی کوچیکی دارن
این تصوری هست که تا به الان در من ساخته شده از نیویورک به خاطره فیلمهایی که دیدم تا الان
و استاد هم توی فایلی که گفتم باز تایید کردن این رو اما استاد به دیدگاه قانون گفتن میشه که ما جزو اون دسته ی مدیران باشیم …
و همه ی این ورودی ها باعث شدن من از نیویورک یک باوری داشته باشم که اونجا قراره پوستت کنده بشه
من از بدو بدو کردن بدم میاد از طرفی هم از موفقیت توی نیویورک خوشم میاد
و این یعنی چی
یعنی ته ذهن من این باور هست که اگر موفقیت میخوای توی نیویورک باید فقط بدووووییییی تا جونت دربیاد و اخر شاید موفق شدی
حالا این ذهنیت با من چیکار میکنه
.
کاری که میکنه اینه که منه نگار وقتی چند سال دیگه اومدم امریکا و وارد نیویورک شدم تمام این باورهای قبلی توی ذهنم run میشن و منو به شغلی در این شهر هدایت میکنه که به قولی پوستمو بکنه و فقط بدو بدو باشه بدون لذتی بدون استراحتی فقط بدو بدو بدو تا شاید موفق بشی
.
و همین اتفاق هم برام میوفته
مهم نیست من اطلاعاتم از قانون چی باشه یا مثلا بگم اره پولسازی راحته
نه
این ورودی ها باورای ذهن من و در نهایت واقعیت زندگیه منو میسازن
اگر من با جدیت 100 درصد روی ورودی هام کنترل نکنم و باورسازی نکنم هیچ اتفاقی قرار نیست بیوفته هیچ تفاوتی قرار نیست وجود داشته باشه …
من هم زندگیم مثل بقیه میشه
.
.
مورد بعدی این فیلم
این دختر در نهایت تا کمی به موفقیت نزدیک میشه رابطه ی ایده الش رو کم کم از دست میده
و این دقیقا چیزیه که اول فیلم یک کارمند موفق توی اون شرکت بهش میگه
بهش میگه هر وقت زندگی خصوصیت در حال فروپاشی شد بدون قراره توی شغلت ارتقای درجه پیدا کنی … !!!!
باورتون میشه دقیقا همین جمله بود !!!!
ولی وای خدااااااااای من
من همچین چیزی نمیخوااااام
چههه قدر ما باااابد حواسمون باشه به ورودی ها و باورهاموووووننننن
این دختر کم کم با موفق شدن توی شغلش اروم اروم رابطه اش با پسری که عاشقش بود خدشه دار میشه و از دستش میده
این باور رو در من میسازه که برای موفقیت شغلی باید رابطه ات رو فدا کنی و نمیتونی هم تو شغلت موفق باشی و هم رابطه ی ایده الت رو داشته باشی
چون شغل و موفقیت خیلی ازت وقت میگیره پس نمیتونی برای رابطه ات وقت بذارید
و موفقیت بیشتر هم تورو مغرور تر میکنه و رابطه ات رو فراموش میکنی
.
واقعا اگه فکر کنیم واقعیته جامعه رو میبینیم واقعا مردم بدون اینکه متوجه بشن همین چیزایی که توی فیلم میبینن رو دارن توی زندگیشون تجربه میکنن
و فکر میکنن این واقعیته
در حالیکه نیست
به والللله اینا فقط یه کده توی ذهن
ما اگه این کد رو عوض کنیم نتیجه زندگی هم عوض میشه
.
و منه نگار
اگاهانه دارم سعی میکنم الگو برای خودم پیدا کنم برای روابط عالی و فوق العاده
چون عادی و طبیعی این هست که من با پسر ایده الم و مورد علاقه ام در رابطه ای فوق العاده باشم و ما با هم رشد کنیم و پیشرفت کنیم و با رشدمون بیشتر و بیشتر عاشق هم بشیم و موفقیت هامون رابطه ی مارو نزدیکتر و محکم تر کنه
طبیعی این هست که پول راحت وارد زندگیم بشه
طبیعی این هست که من لذت ببرم و اروم باشم در مسیر رسیدن به خواسته هام هیچ بدو بدو و تقلایی نیست
طبیعی این هست که لذت ببرم و موفق بشم
طبیعی این هست که هر چه قدر موفق تر و پولدار تر میشم خداگونه تر میشم رفتارم و شخصیتم خداگونه تر میشه
واقعیت این هست که افراد ثروتمند واقعا افرادی مهربان و خوشرو و خوش برخورد هستن
واقعیت این هست که روابط فوق العاده فراوان هستن
واقعیت این هست که ثروت فراوان هست :)))))
.
البته خیلی بهتر این هست که من به جای اینکه بگم این فیلم بد بود و واقعیت نبود و مخالف قوانین کیهان بود بیام هم جریانش کنم با قوانین کیهان با تغییر زاویه دیدم
خب این فیلم هم میتونه واقعیت باشه
و بله که واقعیه و وجود داره همچین چیزی
برای کسی که چنین باورهای محدود کننده داره
بله زندگی میتونه بسیار سخت و طاقت فرسا ، بدو بدو ، درامد کم ، روابط مشکل دار و مدیر و همکاران نامناسب باشه … وقتی که تو چنین باورهایی داری
در واقعا این فیلم خودش هم تایید قانون بود
نه نقض قانون
چون قانون میگه تو به هر چیزی توجه کنی و باور داشته باشی برات اتفاق میوفته
و این دختر هم با توجهش به رفتار نامناسب مدیرش ، با باورهای محدود کننده اش درباره ی پولسازی ، با باور کردن حرفی که همکار موفقش در مورد روابط بهش زد و …
چنین شرایطی رو جذب خودش کرد
.
در واقع این نگاه نگاه کاملتریه نگاهی که استاد هم توی فایل
سریال تمرکز بر نکات مثبت | قسمت 8 https://abasmanesh.com/fa/serial-focus-on-positive-points-e08/
توضیح دادن
.
بله نیویورک میتونه شهری رویایی و پر از ثروت و موفقیت به راحتی و وجود توامان همه ی خواسته هام با هم باشه
نیویورک میتونه جایی باشه که من هم به راحتی شغلی راحت پیدا میکنم و ازش لذت میبرم و به راحتی و با لذت پولسازی میکنم و از وجود رابطه ی رویایی ام با پسر ایده الم لذت میبرم و هر روز موفقیت هامون رابطمون رو محکم تر کنه و توی پنت هاوس بزرگ و لاکچری زندگی کنم …
و میتونه برعکس اینا باشه
.
این منم که با کنترل ورودی هام و باورسازی در همین امروز و هر روز زندگیم
تعیین میکنم چند سال دیگه که با عشقم رفتم امریکا چه تجربه هایی رو برای خودم بسازم
.
خدایا شکرت برای قوانین کیهانی
برای ثابت بودن این قوانین
برای اگاهی من از این قوانین و در مدار دریافتشون قرار گرفتن
خدایا شکرت که من تعیین میکنم چه نوع زندگی داشته باشم
و من صد در صد میخوام توی زندگی ام همهههه چیز داشته باشم
من میخوام رابطه ی ایده الم رو داشته باشم و هر روز بهتر و عاشقانه تر از دیروزش بشه
من میخوام شغل مورد علاقه ام رو داشته باشم
میخوام هر روز پولسازی برام راحت تر بشه
مسیر رسیدن به خواسته هام برام لذت بخش تر بشه
میخوام تفریح کنم سفر کنم
من همه چیز رو با هم میخوام و عادی و طبیعی این هست که همه چیو با هم داشته باشم
اگر نیست یعنی مثل اون دختر کدهای نادرستی توی ذهنم چیدم
فقط باید این کد هارو عوض کنم
عادی و طبیعی اینه که که زندگیه رویایی ام رو در تمام ابعاد تجربه کنم :))))))
.
خیلی لذت بردم که همون نصفه ی فیلم رو که دیدم با دیدگاه قانون دیدم و باعث شد این کامنت رو بنویسم
البته واقعا هر دفعه فیلم میبینم واقعا بیشتر زده میشم ازشون
به جاش خب سریال های این سایت بی نظیر رو ببینم :)))))
خدایا شکرررررررتتتتتتت
خداجونم شکرت شکرت شکرت شکرت شکررررررت که اروم اروم داری تمام خواسته هامو تمام رویاهام رو وارد زندگیم میکنی و نشونه هاشو به وضوح میبینم :)))))))
.
به زودی قراره برم نیویورک با عشقم و کلی اونجا خوش بگذره بهمون کلی پولسازی کنیم خدایااااا شکررررررتتتتتتت:)))))))
.
تشکر میکنم از استاد و شایسته جان
در پناه الله یکتا
به نام خداوند مهربان
سلام خانم سهرابی فر
از این که فیلم را با توجه به قوانین تجزیه و تحلیل کرده بودید جالب بود و حتی خواندن جملات شما کافی است که هیچگاه هیچ فیلمی حتی کمدی را هم نگاه نکرده و ثانیه ای از وقت گران بهای مان را بر ای دیدن آن هدر ندهیم.چقدر عالی است که قانون سلامتی را رعایت می کنید که شاید یکی از راه های موفقیت شما راه درست تغذیه است که بر روی مسایل دیگر هم اثر می گذارد. چقدر هم عالی که شبکه های اجتماعی را هم کنار گذاشته آید و قدر زمانتان را میدانید. سلامتی، موفقیت و ثروت را برای شما خواستاریم.
خدایا شکرت
سلام به همه دوستان و استاد عزیزم
من یه تجربه جالب یادم اومد که کلی ام خندم گرفت و مربوط میشه به دوران جاهلیتم (اینطوری خودم رو قانع میکنم که خجالت نکشم)یادمه یه زمانی مدل موی چتری خیلی مد شده بود وهرجا رو نگاه میکردی اکثرا چه مردم و چه تو فیلما چتری زده بودن منم خیلی یهویی دلم خواست که امتحانش کنم و خیلی هم از زبون دوستام میشنیدم که نباید خودت این کارو کنی چون هرکسی نمیتونه این مدل مو رو قشنگ در بیاره و باید بری آرایشگاه و خلاصه جونم براتون بگه که منم با مامانم قضیه رو در میون گذاشتم و ایشونم فرمودند که تا من هستم آرایشگاه چرا بیا خودم ویدیوش رو دیدم و برات کوتاهش میکنم منم اولش به خاطر حرف دوستام یکم ترس داشتم اما دیگه به مامانم اعتماد کردم و قیچی رو سپردم دستش اونم با اعتماد بنفس موهام رو کوتاه کرد و دیگه باقی کار (سشوار کشیدن و جمع کردن وسایل و…)به خودم سپرد و رفت برای آماده کردن وسایل شام استاد چشت روز بد نبینه به محض اینکه رفتم جلو آینه چشممام چهارتا که هیچ هشت تا شد ولی هی خودم رو دلداری میدادم که بابا سشوار کنی درست میشه ولی هرچی میگذشت کوتاه تر کوتاهتر میشد ومن مغزم داغ تر و عصبانی تر و توی عصبانیت کاری که نباید رو کردم و کنترلم رو از دست دادم و سر مادرم داد زدم و اونم که رو بی احترامی و این چیزا خیلی حساس بود با اَسُم(یه وسیله ای هست که باهاش غذا میکشن و اهنیه)که از قضا به خاطر غذا کشیدن کثیف شده بود اومد دنبالم حالا من بدو مامانم بدو تا اینکه من رفتم توی اتاق مادرو پدرم و من یه طرف تخت و مامانم هم یه طرف دیگه وایساده بود و هی میگفت بیا اینور کاریت ندارم ولی قیافش یه چیز دیگه میگفت خلاصه بابام هم اومد پا در میانی کنه و جلو مامانم رو گرفت تا من در برم ولی لحظه آخر مامانم اَسُم رو پرت کرد و من جاخالی دادم و به جای من افتاد رو تخت و کل تختشون گند کشیده شد و پدر و مادرم دیگه حواسشون از من پرت شدو درگیر شستن روتختی شدن و منم از ترس رفتم توی اتاقم و برای رو برو نشدن با مادرم و فکر کردن به کارم خودم رو توی اتاقم حبس کردم و اون موقع با اینکه عصبانیتم خیلی کم شده بود اما هنوز حق رو به خودم میدادم اما بعد چند روز به این نتیجه رسیدم که یه مو ارزش این همه ناراحتی و بی احترامی به مادرم رو نداره و یه روزی بلند میشه و بابت کارم ازش معذرت خواهی کردم و بعد گذشته چند ماه که موهام یکم بلند شد همه دوستام میگفتن کدوم آرایشگاه رفتی خیلی خوب شده و هیچ جا نمیتونه اینقدر خوب کوتاه کنه و فلان منم با افتخار و یکمی خجالت (هی اتفاق بی احترامی به مادرم میومد جلو چشمام و باعث میشد خجالت بکشم و خودم رو سرزنش کنم)می گفتم کار مامانمه
سلام و عرض ادب ، بسیار عالی و مطابق با حقیقت جهان هستی سخن گفتید ، هزاران بار اینو تجربه کردم که هروقت حالم بد میشه پشت سر هم اتفاقات بدیا حداقل احساسات بد را تجربه میکنم و خدا میدونه که چقدر خوشحالم که روزبروز حالم بهتر میشه و رابطه م با خدا بهتر میشه و حالا میفهمم که چرا خدا گفته اگر یک قدم بسوی من بردارید من ده قدم به سمت شما میام ، استاد من از تو انقدددددددددددر سپاسگزارم که در هر دیدگاه فقط میتونم به یک دلیلش اشاره کنم و اینجا بخاطر اینکه جرأت آرزو کردن بمن دادی ازت ممنونم و روزی چند بار دعات میکنم ، خوش باشید
سلام با توجه به دیگران نکات مهمی را برای خودم پیدا می کنم چون معمولا آدم دیگران را بهتر می فهمه و نصیحت می کنه و واقعا دیدم که آنی که یکسره اتفاقات بد برایش می افته چون یکسره توجه به بدی و منفی داره