عواقب تصمیمات احساسی - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1120 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    hanife sepehri گفته:
    مدت عضویت: 1694 روز

    سلام استاد عزیزم چقدر من لذت میبرم هنگامی که شما با این اندام زیبا و جذاب و دوست داشتنی یه فایل می‌گذارید ،

    چقدر من خوشحال میشم که دوباره یه فایل جدید و پر محتوای دیگه ای گذاشتید من برای وجود شما و خانم شایسته خیلی لذت میبرم ،

    این خانم شایسته ی عزیز ما حضورش جلو دوربین کم شده ، البته من هنوز این فایل رو نگاه نکردم ، فقط متن این فایل رو خوندم و نظر سه تا از بچه ها رو و بهشون رای دادم ،

    حالا می‌خوام قبل از هر چیز تجربه خودم رو بگم

    یکی از اقوام نزدیک نزدیک من ، ازم خواست کلید خونم رو بهش بدم و خودم برم خونه طرف، پیش خانمش چون قبلاً هم از من این درخواست رو داشت و. من این کار رو انجام ندادم ، این بار روم نشد که بگم نه پیش خودم گفتم یه وقت از من ناراحت میشه ، یه وقت اگه درست بگه و برای کار مهمی باشه بعداً پشیمون میشم ، چرا کمکش نکردم

    ، اماااااااا ،دوباره رگه های دلسوزی ،. رگه های ترد شدن از سمت طرف مقابل که خیلی براش احترام قائل هستم ، و اینکه همیشه از من به عنوان یه شخص حرف گوش کن و مهربونم ،و خانم خوب ، و از بین سه تا عروس از نظر این فامیل من خوبم یا از بین سه تا خواهر من صبور تر و آرام تر هستم ،دقت ( از نظر اونا ، )یعنی تا وقتی که من به حرفهای آنها گوش دهم ، که گوش میدهم !!!

    خلاصه کلید رو این بار دادم حرفش رو باور کردم که دوستاشن برای انجام یه کار مهم

    ، رفتم خونشون ، از رفتارش شک کردم که راستش رو به من نگفته دوست دخترش رو آورده خونمون ،

    خانمش هم شک کرده بود هم اون هم من عصبانی شدیم و تصمیم گرفتیم که مچ طرف رو بگیریم اونقدر عصبانیت جلو چشم مون رو گرفت که تو تاریکی شب بچه هارو خونه ترک کردیم و اومدیم فهمیدیم که آره حدس مون درسته ، یه کارایی کردیم که بفهمه و از خونه بره بیرون. چون اگه همسر من از این قضیه خبر دار میشد. که هنوز نشده. قلفتی پوست از کله من میکند که چرا کلید رو دادم .

    تو راه هم هی می‌گفتیم که داریم قضاوت میکنیم باز گفتیم بریم مطمئن بشیم البته بیشتر من اسرار کردم که بریم ،

    اما اما وقتی که مچ شون رو گرفتیم ، روز بعد من از یه آدم فرشته و خوب و مهربونم. تبدیل شدم به یه آدم خیلی خیلی خیلی بد از نظر طرف مقابل و حتی خانمش ، که دیده بود ،

    درس های من از این تجربه ،

    به خاطر تعریف و تمجید های دیگران خودم رو به رنج و زحمت انداختم

    به خاطر جلب توجه کردن که آره این تعریف هایی که میکنند را باید من همون شخصیت رو داشته باشم. از پوست خودم در اومدم تبدیل شدم. به یه آدم دیگه

    ونکته خیلی خیلی مهم

    اگر من عصبانی نمی‌شدم از اینکه به من دروغ گفته شده ، وصبر میکردم بهتر بود

    چون خانمش بار داره اگه اون لحظه اتفاقی براش می‌افتاد ، اگه به هر دلیلی یه اتفاقات بدی برای ما دوتا می‌افتاد اون وقت به هیچ عنوان بخشیده نمیشدیم

    یا خانمش که خیلی راحت با این قضیه کنار اومد و آدم بده من شدم زندگیش رو خراب میکرد و بچه هایش رو رها میکرد اون وقت من تو چه درو دیواری بودم

    چون خودم اعتماد به نفس خیلی ضعیفی دارم ،و خیلی خود سر زنشی دارم ذهن خیلی ناآرامی دارم ، خیلی از سر احساسات تصمیمات اشتباهی میگیرم .

    می‌دونم که مقصر خودمم چون باید قانون رو درک کنم

    اگه از همون اول به طرف میفگتم نه خیلی بهتر بود و ناراحتیش کمتر بود تا اینکه این همه اتفاق ناجالب بیفته

    اما احساس میکنم یه ذره از خود سر زنشی رو کم کردم

    بهتر از قبل با خودم در صلح هستم

    من سریع تو این جور مواقع دفترم رو بر میدارم و از زیبایی ها می‌نویسم سپاس گزاری میکنم و از خدا می‌خوام که هدایتم کنه به یه حال خوب و هدایت ام کنه به راه حل های دریافت آرامش

    و صد در صد فایل های مرتبط با اعتماد به نفس رو گوش میدم و سعی میکنم که ذهنم رو کنترل کنم. اما خیلی دوست دارم قبل از اینکه. اتفاقات ناجوری بیفته بتونم آرامش داشته باشم و ذهن نجواگر افکار منفی و فلج کننده ذهنم را کنترل کنم

    من تو اشتباه کردن خیلی خیلی خودم رو سر زنش میکنم ،

    و خیلی زود پشیمون میشم

    اما تو بعضی از جا ها پشیمونی هیچ سودی ندارد

    من باید اونقدر روی اعتماد به نفس کار کنم که کمتر اشتباه کنم و یا اشتباهی که رخ بده. خودم رو کنترل کنم و سر زنش نکنم و آرامش بیشتری داشته باشم

    به خدا قدرت نوشتن در مورد زیبایی ها. از عصبانیت ما کم می‌کنه و حالو احساس خوبی به من دست میده

    از این تکنیک. آب سرد استفاده نکردم . چون خیلی آدم سرمایی هستم ،

    خیلی دوست دارم که از تجربیات شما عزیزان. استفاده کنم

    خوشحال هستم که خدا جواب سوالات من رو با این فایل قراره بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      هایده عبدپناه گفته:
      مدت عضویت: 1306 روز

      سلام دوست عزیز لذت بردم از کامنتتون

      احسنت که به جزئیات خوبردقت کردین واقعا منم همچین شخصیت و اخلاقی دارم بخاطر اینکه تمجید و تعریف از خودم خیلی شده و عزت نفس من وابسته به نظر اطرافیانه خیلی وقت شده که بخاطر اونا از هدف، خواسته ، وقت و آرامش خودم گذشتم که نکنه نارحت بشن و نظرشون راجب من عوض بشه گاها از چیری هم که میدونستم اشتباهه ولی بخاطر اونا و نبود اعتماد به نفسم پذیرفتم پیشنهادشونو

      تمام تصمیمات احساسی ما چه احساس خوب چه بد که از روی هیجان و نهایت احساساته ناشی از عدم اعتماد به نفسه

      خداروشکر منم این مدت خیلی به همچین فایلی و گفته های نیاز داشتم خدا استاد عزیزم رو واسمون حفظ کنه که انقد با خودشون در صلحه در مدار دریافت الهامات خدا قرار گرفته و پاسخ درخواستهامونو از فایلاشون میگیریم

      از خدا میخوام که ظرف وجودمونو برای دریافت الهاماتش بزرگ کنه ،، انقد بزرگ بشیم که بتونیم به راحتی کنترل احساساتمونو در دست بگیریم و نظر و دیدگاه و رفتار اطرافیان برامون ملاک نباشه

      براتون بهترینارو آرزو میکنم موفق و عزتمند باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2014 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عباسمنش و مریم جان و همه دوستان عزیزم

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر که در این روز بسیار زیبای بهاری و در این هوای عالی برای سومین بار دارم این فایل رو می بینم و آگاهیهای خیلی خوبی ازش دریافت می کنم

    به به چه تصویر زیبایی چهره شاد و خندان استاد و تیشرت خوشرنگش که چقدر با رنگ طبیعت پردایس هماهنگه، انبوه درختان سرسبزی که انعکاس اونها در آبهای آبی دریاچه منظره بسیار زیبا و باشکوهی رو برابر  چشمانم قرار میده، چقدر جالب تو عکس کاور فایل رنگ دریاچه دقیقاً همرنگ آسمونه

    تحسین می کنم مریم بانو رو که با چه تسلطی بیست و پنج دقیقه تمام در حال راه رفتن فیلمبرداری کرد سپاسگزارم بانوی عشق و مهربانی

    خدا رو شکر هرچی فکر می کنم یادم نمیاد که در شرایط احساسی شدید تصمیمات خیلی عجولانه و نامناسب گرفته باشم که به من ضرر بزنه و دچار پشیمونی بشم یعنی بیشتر سعی می کنم تصمیمی که می گیرم منطقی باشه تا احساسی، و بر اساس آموزه های دینی که به اونها اعتقاد دارم معمولاً یک حد و مرزی برای واکنشها و عکس العملهام در برابر دیگران در نظر می گیرم مثل اینکه اگر عصبانی بشم خشم خودمو کنترل کنم و حرف بی ادبانه و یا توهین آمیز به زبان نیارم

    البته در گذشته و بقول بعضی از دوستان در زمان جاهلیت چند بار پیش اومده که مثلاً با همسرم درباره یه موضوعی اختلاف نظر داشتیم و بر سر اون بگومگو کردیم و  یه مقدار صدامونو برای همدیگه بالا بردیم بعدش هم چند روز با هم حرف نزدیم و بعدش هم تموم شده و فراموش کردیم در همین حد، خیلی جدی نبوده

    همونطور که گفتم قبلاً بیشتر رفتارهام و یا کارهایی که می کردم بر اساس این بود که بنده بدی نباشم و کاری نکنم که مورد رضای خدا نباشه

    اما خدا رو شکر بعد از آشنایی با آموزشهای استاد و آگاهیهایی که دریافت کردم بینش متفاوتی در مورد خودم پیدا کردم فهمیدم که من موجود بسیار ارزشمندی هستم،خالق و مسئول اتفاقات زندگی خودم هستم و عزت نفسم بیشتر شد

    الان دیگه هروقت موردی پیش بیاد  که احساس کنم دارم ناراحت میشم بلافاصله این موضوع رو به خودم یادآوری می کنم که ارزش من خیلی بیشتر از اینه که بخاطر هر اتفاقی هر قدر هم مهم باشه احساسم بد بشه، و یادآوری همین موضوع ترمزی میشه که دچار احساسات شدید نشم که احیاناً تصمیمات نامناسب بدنبال داشته باشه

    و اگر در حال گفتگو با کسی باشم و احساس کنم که دارم عصبانی میشم بهترین راه حل برای من اینه که سکوت کنم و به بحث ادامه ندم

    همیشه بیاد داشته باشیم که هیچ تصمیمی در شرایط احساسی شدید نگیریم چون احتمال اینکه اشتباه کنیم تقریباً صد در صده اجازه بدیم زمان بگذره و بعد در حال آرامش تصمیم بگیریم

    با هر منطقی که عصبانی بشیم در مسیر نادرست قرار می گیریم و اشتباه می کنیم

    دونستن همین موضوع کمک می کنه که در نقطه شروع خودمونو آروم کنیم و به همون حال عصبانیت نمونیم

    خدا رو هزاران بار شکر می کنم که دونستن این قانون که احساس خوب= اتفاقات خوب و عمل کردن به اون مشکل گشای من در بسیاری از مسائل بوده و باعث بهبود و پیشرفتم شده

    خدا رو شکر زمانی رو که در این سایت صرف می کنم  بسیار پر ارزشه و بهترین نتیجه رو ازش می گیرم

    برای همه حال خوب و عالی و ذهن و جیب پر از ثروت آرزو می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    امین زندی گفته:
    مدت عضویت: 1298 روز

    به نام خداوند جان

    سلام بر استاد عزیزم مرد بهشتی

    و سلام بر مریم شایسته همیشه در صلح و دستان عزیزم در این خانواده

    الا چند روزه تو سایت میچرخم و فایل های رایگان میبینم و چقد برای من عالی بوده و چقد ارتباطم با خداوند قوت گرفته و دارم لذت میبرم درباره هرچی لازم دارم سرچ میزنم و نگاه میکنم و جز فوتبال از tv چیزی که قبلا نگاه نمیکردم الا دیگه جز فوتبال هم چیزی نگاه نخواهم کرد چون واقعا لذت میبرم از فوتبال و احساسم خوب میشه و الا خیلی وقته که نگاه نمی‌کنم واقعا باورهام خیلی رشد بیشتری پیدا کرده و خودم رو لایق حرف زدن با خدا میدونم و

    احساسم خیلی خوبه عالیه و برای هر چیزی باش حرف میزنم و اونم هدایتم میکنه امروز تخته بازی می‌کردم و طرف مقابل هی کری میخوند و دقل بازی هم کرد اما من اصلا حالم رو بد نکردم چون این نقطه هدایت گرم فقط میگفت احساس خوب و برایی هر حرکتی از اون هدایت میخواستم و چقد برای من آموزنده این بازی و چقد براحتی هدایت دریافت میکردم و اصلا عالی هدایت میشدم و اینا برای اینکه واقعا باور کردم خداوند رو و استاد چقد تاثیر داره برنامه اجتماعی و تلوزیون و باید کنترل کنی ورودی هارو و برای خودت ارزش قائل باشی استاد ممنونم برای این فایل که مثل طلا بود سپاس گذارم در پناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سمانه ام گفته:
    مدت عضویت: 4251 روز

    سلام

    استاد قبلا از اعضا خواسته بودین فیلم ها و کتاب هایی رو که براشون موثر و مفید بوده معرفی کنن

    و خیلی از بچه ها هم این کار رو کرده بودن ، من خیلی از اون پیج راضی بودم دنبال کتابها و فیلم هایی که دوستان معرفی کرده بودنن میگشتم

    استاد من تقریبا موفق شدم تلویزیون رو از زندگیم حذف کنم اما به هر حال دوست دارم جایگزین خوبی براش پیدا کنم .. اگه امکان داره اسم فیلم هایی رو که به نظرتون مفیده به ما هم بگین و اونا رو معرفی کنید .

    من اون دو تا انیمیشن رو که میکاییل عزیز دربارش صحبت کردن رو دیدم ، میخوام خواش کنم بازم این کار رو انجام بدین یا حداقل یه کلید درباره فیلم ها و انیمیشن های خوب به ما بدین ما بتونیم اونها رو تهیه کنیم و به جای دیدن هر فیلمی اونها رو ببینیم که برامون مفید هم باشن

    استاد عزیز ون مستند هایی که تو پکیج روانشناسی ثروت بود هم عالی بود (ثروتمندان اروپا)

    من اون رو بارها و بارها دیدم و مستند ریچارد برانسون رو بارها و بارها دیدم اون قدر که فکر کنم دیگه حفظ شدم

    پس لطفا اسم فیلم ها و انیمیشن های خوب رو بهمون بگین

    یه خواهش دیگه هم دارم استاد عزیزم :

    من تقریبا تمام کتابهایی رو که شما و دوستان معرفی کرده بودین خوندم

    علاو بر اون اگه کلید واژه ای هم بین صحبت های شما بوده دنبالش رفتم و اطلاعاتی راجبش به دست آوردم

    میخواستم خواهش کنم بازم بهمون کتاب معرفی کنید

    اگرم تخصصی تر باشه خوب هست فکر میکنم دارم تکامل رو به خوبی طی میکنم و آماده ام که اطلاعات کامل تر و جامع تر رو دریافت کنم

    من خیلی ازتون یاد گرفتم استاد عباس منش ولی میخوام ازتون به خاطر این باور که حس خوبی داشته باش تا اتفاقات خوب برات بیفته تشکر کنم

    استاد شما یه کلیپ انگیزش دارین که من یه جمله از اون رو خیلی خوب یاد گرفتم

    تو اون کلیپ شما میگین : عصبانی بشو اما توش نمون ، من عاشق این جمله ام چون تو اوج ناراحتی میتونم لبخند بزنم اولش فقط ادای لبخند زدن رو درمیارم اما در کمتر از چند ثانیه انگار یه خاطره یه تکیه کلام یه جمله حتی گاهی یه سوتی ، یادم میاد و واقعا خندم میگیره

    این مهمترین معجزه زندگی منه که میتونم آرامشم رو حفظ کنم

    متشکرم و براتو دعا میکنم تا هم خوبی نصیب شما شه و هم به خاطر دعای من طبق قانون به خودم هم برگرده

    قانون خوشگلی بر جهان حاکمه ، من که راضی ام

    براتون خیلی احترام قایلم استاد عزیزم

    شاداب باشد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1584 روز

    بسم الله نور

    سلام به همگی

    کنترل ورودهای ذهن

    سخت‌ترین کار جهان کنترل‌ ورودهای ذهن هست و اما امکان پذیر. باید بدانیم که وجه اشتراک همه انسانها ی موفق دنیا همین کنترل ذهن هست .

    باید خیلی وسواس گونه باشیم که چه ورودهای به ذهن خود می‌دیم.

    از انسان‌های واکنش گرا نباشیم که برای رسیدن به احساس خوب دنبال فیلم و طنز و فضای مجازی بریم چون در لحظه شاد میکنه ولی ورودهای نامناسب و سمی به ناخودآگاه ذهن ما انتقال میده.

    شاد بودن با توجه و تمرکز به زیبایی ها ی جهان و یا سپاسگذاری از خدا بدست می آد و باید از درون ما شکل بگیرد تا کل بدن ما را احاطه کنه نه یک عامل بیرونی.

    نکته بعدی، اینکه دعا کنیم یکی بدبیاری یا بد شانسی بیاره خرافات است و این خود شرک است چون قدرت را به غیره خدا میده.

    بیاد داشته‌ باشیم که عامل اصلی موفقیت توحید و توحید و توحید هست .

    انشالله که بتوانیم به این نوشته ها عمل کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    سینا زاهدی گفته:
    مدت عضویت: 4050 روز

    سلام استاد شما باور نکردنی هستید . من برای بار اوله ک براتون کامنت میزارم

    اما اینو بدونید دقیقا مطالب یا چیزایی تو ذهن من اتفاق میوفته و فکرو ذهنم رو درگیر خودش میکنه. و دچار گیجی میشم ک نمیتونم تصمیم درست یا بهترین تصمیم رو بگیرم . بعد از چند روز میبینم ک تو سایتت شما در مورد اون بحث کردین . واقعا بران عجیبه و تحت تاثیر قرار میگیرم . ک خداوند بزرگ و بلند مرتبه همچین چیزای خوبی رو افریده.

    راستی استاد من قبلا ازین ک شما فایل چشم زخم یا برا ورده شدن حاجت و یا خیلی چیزای دیگه بزارین ،بطور مثال حدود چند روز قبل از فایل چشم زخم من بهش اعتقاد پیدا کردم و حتی رفتم پیش یه ملا یا همون کسی ک چشم زخم رو ازبین میبره و ازش خواستم ک بهم یاد بده ، اتفاثا بهم یاد داد چهار قل بود ، و ایته الکرسی و ایه اخر سوره قلم . منم اینارو یاد داشت کرده بودم ک تو فامیل و دوستان و همسایه من چشم زخم رو از بین میبردم

    تا اینکه بعد از سه هفته ک شما فایل رو گذاشتین تو سایت من رفتم معنی این ایه هایی رو ک میخوندم برا از بین بردن چشم زخم و فهمیدم . اصلا هیچ چیزی در موزد این کسی ک چشم زخم خورده و از بین بره نیست .وبرام تعجب بود

    ازون روز فهمیدم ک انسان چوب ندانسته هایش رو میخوره

    میلی دوست دارم ک نظرم رو بخونید

    انقد تو برامون از خداوند ارزوی سلامتی ، ثروت ، سعادت و خوشبختی کردی .

    این بار من برات ارزوی خوشبختی ، شادی ، سلامتی ، سعادت و کسب علم و دانی های بیشتر برای خودت و خانواده محترمت میکنم . خدارحمت کنه پدرو مادرت و کسانی ک باعث شدن ک تو به خودت بیای و کسانی ک مارو برای فهمیدن گفته هات یاری کردن

    خدا حافظ و نگهدارت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    فرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    سلام

    سلام

    استادم،روزت بخیر و شادی

    مریم عزیزم سالم و سلامت باشی

    دوستای گلم امیدوارم هر لحظه احساستون بی نهایت قشنگ باشه

    این فایل امروز اومد و دقیقا همین امروز یه اتفاقی رو شاهد بودم که کل این فایل رو صدق میکنه،

    رفتم پیش دادستان شهرمون برای انجام یه کار اداری که دیدم برادر دوست صمیمیم اونجاست و داره خواهش میکنه به دادستان،

    گفتم قضیه چیه،و داستان از این قرار بود

    که دوستم مستاجر املاک تجاری دفتر امام جماعت شهرمون بود و بخاطر یک کدورت،این دوست من عصبی شد و آتیش زد به مغازه و کل مغازه رو سوزوند،کلیپ ویدئو ضبط کرد و پخش کرده توی فضای مجازی و رسید دست رسانه های خارج از کشور و دوستم دستگیر و دیشب فرستادنش زندان

    حالا دادستان در جواب خواهش های برادر دوستم بهش یه حرفی زد که خیلی توی ذهنم موند که خدا شاهده این کلیپ رو هم ندیده بودم تا الان

    بهش گفت آقا،بعضی آدم ها در عصبانیت یه کارهایی میکنن که عواقبش آیندشون رو نابود میکنه،یعنی برای یک دقیقه کنترل نکردن خودشون زندگیشون رو نابود میکنن،

    مثل الان برادر شما که خودش رو کنترل نکرد،و جرم هایی مثل اقدام علیه امنیت ملی،تخریب اموال رهبری،اغتشاش در نظم عمومی،بردن آبروی نظام در رسانه های بیگانه،تحریک جوانان و ده ها جرم دیگه که مجموعا 18 سال زندانی داره

    برق از کلم پرید،برای یک لحظه عصبانیت که قبلا هم خودم خیلی توی این لحظات کار اشتباه کردم که خدا فقط رحم بهم کرد

    حالا عصر شد و من این فایل جدید رو دیدم و دقیقا در مورد همین نوع اتفاقات هست،

    آیا خداوندبه من الهام نکرده؟؟؟

    آیا یک اتفاق و نشر یک فایل مرتب در سایت در یک روز، پیام الهی نیست؟؟

    مگه اون دوست صمیمی من نبود؟آیا خدا امروز بهم نگفت که ببین فرشاد تو اومدی توی مسیر قوانین الهی و مدار عوض کردی،حالا تو لحظه به لحظه داری روی خودت کار میکنی که خواسته هات رو برآورده کنی و اون توی زندان در انتظار 18 سال حبس،

    آیا این پیغام مسیر خوشبختی از سوی خدا به من نبود؟؟

    آیا من خوشبخت ترین انسان نیستم؟؟

    بله بله بله بله،همه جواب ها بله هست

    با اینکه دوستم این اتفاق براش افتاده ولی من چقد برا خودم خوشحالم که اینجام و برنامه زندگیم اینه،

    خداوندا از تو برای تمام هدایت هایت از صمیم قلبم سپاسگزاری میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    مریم گودرزی گفته:
    مدت عضویت: 1685 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و خانم شایسته ی مهربون و دوستای هم مسیرم

    من به شخصه درمورد موضوع این قسمت تجربه های زیادی کسب کردم واین مورد جز یکی از ویژگی های ثابت من بود به همین خاطر ضربه های زیادی هم ازش خوردم

    اینجا چند موردش رو مثال میزنم تا هم برای خودم رد پا باشه و تغییراتم رو ملموس حس کنم هم برای هممون منطقی بشه که رفتار درست چیه در این مواقع

    من از اونجا که خیلی دختر خوش ذوق و هیجانی هستم خیلی اوقات احساسات شدید بهم غلبه میکنه و تصمیمات اشتباهی میگیرم

    اول از همه بگم که تا زمانی که یه اتفاقی به صورت قطعی رخ نداده و شما نتیجه رو واضح تو زندگیتون ندیدید نه خیلی ذوق بی مورد کنید نه موضوع رو برای کسی عنوان کنید، چون اون احساس هیجان و شکر گزاری در زمان اتفاق افتادن قطعی یه رویداد خیلی شدید تر و ماندگار تر از وقتیه که بیخود ذوق میکینید و این احساس خرسندی و نشاط شما باعث میشه از انجام اقداماتی که باعث میشه نتیجه خیلی عالی بشه کمتر بشه و فک کنید که همه چی روی رواله و دیگه نیازی به تلاش و بها دادنه نیست و چون شما این عملکرد رو نداشتین اون نتیجه دلخواه رو نمیگیرید و باعث میشه دلسرد بشید وکلی عقب بمونید و باور نشدن و غیرممکن و ناتوانی در شما شکل بگیره…

    واما بخوام مثال هایی بزنم، من کارم دیزاین ماگ فانتزی با خمیر پلیمریه(گه حتی وارد شدن من به این حوزه خودش کلی چالش ها داشت که روزی واضح کامنت میکنم) من اوایل کارم وقتی یه سفارش میگرفتم کلی ذوق میکردم ودر یه سری موارد مشتری سفارشش رو کنسل میکرد که به نظرم از این دیدگاه میومد که من هنوز با این شرایط که مشتری همیشه هست و من کارم فوق العادست کنار نیومده بودم وخودم هم به این موضوع باور نداشتم به همین خاطر ذوق زیادی میکردم

    حتی یه بار بود که مشتری بهم پیام داد که 20تا ماگ میخواد و از من قیمت و سایر شرایط رو پرسید من اینقدر ذوق زده شده بودمذکه هنوز قطعی نشده سریع با همسرم تماس گرفتم با جیغ و ذوق و خوشحالیه فراوون موضوع رو بهش گفتم و از اونجا که ایشون اصلا این اخلاق منو نداشت کاملا خونسرد یه سری مطالب رو بهم گفت و چنتا سوال پرسید که منو کاملا به فکر فرو برد و آتیش شور و شوقم خوابید چون من حاضر بودم به هر قیمتی سفارش بگیرم و اصلا ارزش کارم و زمان زیادی که صرف میکنم رو نادیده میگرفتم چون من اون موقع با دریافت پول و کشتری راحت نشده بودم وباورم نشده بود که باید این طور باشه و خلاصه باعث شد من اصلا از اون مشتری یه سفارش هم نگرفتم و یکم ناراحت شدم

    از این موارد تو کارم زیاد برخورد کردم که غلیان احساسات باعث شده بود من تصمیمات اشتباه بگیرم برای مثال یه بار به پیروی از حرف یکی از دوستان که روز ولنتاین خیلی پر بازیده و متقاضی زیاده تا میتونی ماگ اماده کن خب منم به تب کلی ذوق کردم و پیشه خودم حساب کتاب کردم و یکم اعداد و رقم بالا تو ذهنم جرقه زد و منو ترقیب که یه عالمه ماگ بگیرم خلاصه تصمیمو گرفتم که 100تا ماگ بگیرم واز جون ودل مایه بزارم کا تاولنتاین بسازم (حتی اصل موضوع یعنی لذت بردن از کار مورد علاقه رو هم فراموش کردم و درگیر یت سری سود ها تو ذهنم شدم که الان فرصت خیی خوبیه اگه استفاده نکنی کلی سود رو از دست دادی)

    من پول تهیه 100تا ماگ رو نداشتم به همین خاطر از همسرم قرض گرفتم و 100تا سفارش دادم، جدا از این موضوع که اگه من برای این سود و فروش اماده بودم قطعا پول قرض نمیگرفتم، ومن فقط مشغول ساختن شدم و 50تا اماده کردم نه تنها همون 50تا کلی زمان برد که فروش بره (الانم چنتاشون مونده) بلکه تعداد زیادی ماگ قرمز خام برام موند که خیلی کارایی نداشت

    این اتفاق خیلی خوب به من ثابت کرد که تا زمانی که برای چیزی ظرفم اماده نیست نخوام زور بزنم چون در نهایت به جایی نمیرسی و یه وقتایی شکیت هم میخوری، و در اینجا بحث تکامل خیلی برای من بولد شد که چقدر این مسئله مهمه

    و من این تصمیم رو در شرایط احساسی شدید گرفتم و کلی برام تجربه شد.

    خیلی مثال ها دارم

    انشالله تو کامنت های بعدی به اشتراک میزارم

    اما خداروشکر این تجربه هارو به فال نیک گرفتم و الان خیی تغییر کردم زمانی که تو چنین شرایط احساسی میرسم اگاهانه سعی میکنم سکوت کنم و به یه طریقی احساسم رو تخلیه کنم تو تنهایی و بعد که اروم شدم بت مسئله فک میکنم و یا عنوانش میکنم همین تغییر رفتارم کلی منو پخته تر و بزرگ تر کرده که احساسشو خیلی دوس دارم️

    ممنون که وقت میزارید و میخونید، نگاه و توجهتون خیلی ارزشمنده، کامنتا یه گنج واقعین که تا وقتی خودتو درگیرشون نکنی ارزشمندیشو و تاثیرشو تو زندگیت نمیبینی

    در پناه خدا شاد و خوشبخت باشید

    دوستدار شما مریمی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    ایمان متین فر گفته:
    مدت عضویت: 3401 روز

    به نام خدا

    با سلام و احترام

    1. درباره تجربیاتی بنویس که در شرایط احساسی شدید مثل خشم، عصبانیت، ترس، ترحم و … تصمیماتی گرفتی که عواقب ناخوشایند و سنگینی برای شما داشت؟

    اگه بخوام یک تجربه تلخ از کنترل نکردن احساساستم در زمان غلیان احساس خشم بگم اینکه یک شب تو ماشین من نتونستم خشمم رو کنترل کنم و طی بحث و جدال با همسرم محکم زدم به آینه ماشین و شیشه جلو ترک خورد و باعث شد دعوای شدیدی بین من و همسر بوجود بیاد تا جایی که کار ما رسید به دادگاه و تا نزدیکی طلاق هم پیش رفتیم ولی خدا کمک کرد موضوع ختم به خیر شد

    این ماجرا چه درسهایی به شما داد؟

    این درس رو داشت که هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت در زمان خشم و کلا غلیان احساسات هیچ تصمیمی نگیرم حرفی نزنم که بعدا نشه جمعش کرد خودم رو کنترل کنم عصبانی نشم

    راهکار شما برای پیشگیری از تکرار آن نتیجه ناخوشایند، چه بود؟

    نفس عمیق بکشم

    هر سوره یا آیه ای از قرآن اومد به ذهنم سریع بخونم

    من یه جا خوندم 5 ثانیه اول هیجانات و احساسات خیلی راحت میشه به خودت بیای و خودت رو کنترل کنی انگار شماره معکوس انفجارِ یک بمبِ پس تا عدد به شماره 5 نرسیده تمام تلاشم رو می کنم احساس غلیان رو از مغز رد بدم حال هربار به یک روشی

    بتونم دوش آب سرد می گیرم

    میرم بیرون و قدم میزنم

    به عواقب بعد این هیجانات فکر می کنم

    به بهترین چیزی که انموقعه به ذهنم میرسه فکر می کنم

    به هدفم فکر می کنم که اگه من الان خودم رو کنترل نکنم تا چند روز با دست خودم حالم رو خراب میکنم و از هدفم دور میشم

    مورد 2:

    درباره تجربیاتی بنویسید که در چنین شرایطی توانستید ذهن خود را کنترل کنید. یعنی تحت تأثیر آن احساسات لحظه ای، هیچ تصمیمی نگرفتید یا حرفی نزدید و بعدا چقدر شرایط به نفع شما پیش رفت. اما با چشم خود دیدید فرد دیگری در همان شرایط یکسان، نتوانست ذهن خود را کنترل کند و بر اساس آن احساسات تصمیماتی گرفت که بسیار از آنها ضربه خورد.

    چندی پیش در محل کارم همکارم سر یک موضع بی خودی عصبانی شد و شروع به داد و فریاد کردن کرد و اینقدر ادامه داشت تا با یکی دیگه از همکاران درگیر فیزیکی شد و این باعث شد از کار اخراج بشه

    و در یک شرایطی در محیط کار بخاطر تند برخورد کردن همکاری بام خودم رو کنترل کردم و واکنشی نشون ندادم نتیجه این مسئله این شد که اوضاع برگشت و بعد از چند روز فرد مورد نظر از من عذرخواهی کرد و روابط ما از قبل بهتر شد

    بنویسید در آن شرایط، چه راهکاری را برای کنترل ذهن در آن لحظه به کار بردید؟

    به پیامد بعدش فکر کردم که اگه نتونم خودم رو کنترل کنم کارم رو از دست میدم

    آلان در شرایط آرامش بخودم یادآوری می کنم:

    1. هرگز و هرگز در شرایط خشم و غلیان هیجانی تصمیمی نگیرم

    2. هرگز و هرگز در این شرایط حرف نزنم

    3. در اون لحظه خدا رو از ته دلم صدا بزنم

    به خدا بگم ای خدای بزرگ که توانای مطلقی ، من در این شرایط نمیدونم کار درسته چیه واکنش درست چیه حرف درست چیه خودت کار درست واکنش مناسب رو بمن بگو که بدونم چیکار کنم

    4. بخودم میگیم من انسان ارزشمندی هستم اگه این فرد یا این شرایط داره من رو از فرکانس خودارزشیم خارج می کنه سریع مچ ذهنم رو بگیرم و بخودم یادآوری کنم که ” منم که با افکار ام زندگی ام رو خلق می کنم ” و اگه شخصی بخواد آرامش رو از من بگیره من میره در مدار شرک چون دارم به اون قدرت میدم و چون میدونم شرک چه عواقبی به دنبال داره خیلی حواس ام جمع تر میشه که با دم شیر بازی نکنم

    استاد عزیزم خیلی خیلی سپاسگزارم بخاطر این فایل عالی و پرمحتواتون

    موفق و پیروز باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    Samer گفته:
    مدت عضویت: 1433 روز

    سلام بر استاد عزیزم و بانو مریم شایسته مهربان.

    سلام بر خواهران و برادرانم.

    استاد من آدمی هستم که زیاد فیلم میبینم، راستش جایی که فیلم روند اعصاب خورد کنی داشته باشه و احساس کنم حس بدی بهم میده مهم نیست کجای فیلم باشه دیگه نگاهش نمیکنم، این راجع به کتابها هم صدق می‌کنه، اما پیش اومده که فیلمی رو تا انتها نگاه کردم و پر از حس بد شدم و احساس کردم حیف این زمان و حیف این فکر که واسه این فیلمها مصرف میشه.

    و فقط خواستم دیدگاهی بنویسم و بگم واقعا از شما متشکرم که با آگاهی هایی که به ما میدید باعث میشید نسبت به ورودیهامون آگاهانه تر رفتار کنیم و هرچیزی رو وارد روحمون، وجودمون نکنیم.

    این نکته شما راجع به این فیلم برای من که خیلی فیلم میبینم نکته بسیار مفیدی بود.

    البته در فایلهای زیادی شما اشاره کردید که زمان بسیار زیادی هست که دیگه فیلم نمی‌بینید و کم پیش میاد که فیلم ببینید، بازم سپاسگزارم.

    استاد واقعا از خدا سپاسگزارم که شما رو استاد ما قرار داد، امیدوارم بلطف خدا شاگردان خوبی برای شما بشیم وباشیم.

    در پناه خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: