تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 19


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1191 روز

    خدایا

    من از تمام دنیا

    دل بُریدم تا به تو رسیدم و داشتنِ تو

    یعنی داشتنِ همه چیز….

    سلام به استاد بزرگوارم و مریم بانوی عشق

    و همه دوستانِ عزیزم در این‌مسیر زیبا

    خداروشاکروسپاسگزارم بابت فرصت طلاییِ دیگر در این بزم عاشقانه و امروز به هر گوشه ای از زندگیم که نگاه می کنم

    معجزات خداوند را شاهد هستم ،

    به واسطه

    تغییراتی که از درونم آغاز شد و آرام آرام نمود پیدا کرد و تاثیرات خود را در تمام جنبه های زندگیم گذاشت و هر چقدر که به جلوتر آمدم فرسنگ ها

    از مریم قبل فاصله گرفتم ،

    از یه جایی به بعد

    فرکانس شکرگزاری آن‌قدر دلی و عمیق شد که تمام توجه ام شبانه روز

    معطوفِ داشته هایی که یک عمر داشتم اما غافل بودم شد و باعث می شد حالِ درونم خوب باشد با خودم در صلح باشم و تمام تمرکزم

    روی بهبودیم باشد و چقدر ارزشمند

    بود ،سعی کردم هرروز در این فضا و فرکانس ملکوتی باشم با تمام وجودم

    صحبت های استاد را بشنوم و سعی کنم عملگرا باشم .

    تغییر جسارت می خواهد ،دلِ دریایی می خواهد ،دلی که از همه بِکند و به دلدار واقعی پیوند بخورد ،

    باید تصمیمات قاطع می گرفتم اگرمی خواستم همیشه در هر شرایطی آرامش داشته و حالم خوب باشد بدونِ هیچ عذرو بهانه ای

    و چه زیبا جهان پاداش می دهد وقتی تغییرات اصولی ات را می بیند

    و ادامه دادن و ادامه دادن

    نه اینکه راکد بمانی….

    با نگرش مثبت ادامه دادم و دیگر اجازه ندادم هر فکری فضای زیبای ذهنم‌ را آلوده کند و قلبم را از آرامش دور

    از همه دورم کرد به زیبایی و در این فضای بهشتی قرارم داد و گفت اینجا

    امن ترین و بی نظیر ترین جای دنیاست، باش تا هر لحظه کنارت باشم و هدایتت کنم از نو شروع کن

    عیب ندارد ،تولدی دوباره در جهانی که به تو هدیه دادم و دستانت را در دستانِ بنده توحیدی ام قرار بده و فقط برای امروز زندگی کن و فکر فردا و فرداها نباش و

    در آیه 23سوره کهف متذکر شده ام :

    وَلَا تَقُولَنَّ لِشَیْءٍ إِنِّی فَاعِلٌ ذَٰلِکَ غَدًا

    و هرگز درباره چیزی مگو که من فردا آن را انجام می دهم.

    مصداقِ در لحظه زندگی کردن .

    من تسلیم خواست و اراده خداوند شدم یعنی هرروز با تمام قلبم اذعان می دارم خدایا تسلیم خواست تو هستم و این باعث شده که همیشه آرامش داشته باشم ،آرامشی از جنس ایمان ،توکل ،صبر و امید به روزهای زیبا و نورانی تر و

    همه چیز بستگی به من دارد چون‌مرا خالق هر لحظه شرایطم آفرید و من هم تمام سعی ام این بوده و هست که مراقبت کنم از خودم از

    فرکانس هایی که به جهان

    می فرستم اگر می خواهم بهشت را هر لحظه تجربه کنم باید تفکر بهشتی داشته باشم ،باید توجه و تمرکزم روی زیبایی ها باشد و تحسین آنها

    و امروز به لطف خداوند و بودن و ادامه دادن هایم با شوروشوق و شعف شاهد یک زندگیه بهشتی هستم

    زندگی که همین الان عزیزدلت یه چای دبش برات بیاره و تو رو غرق بوسه کنه و برود چی از این بهشتی تر خداوکیلی و همه اش به قول عزیزانم همون خدای عشششق

    که منت گذاشت و ما را به این‌مکان

    بهشتی دعوت نمود که فقط لذّت ببریم و شادباشیم و خُرسندو سپاسگزار و فرسنگ ها دور از هر هیاهو و دلهره ای و

    رمز همان بود که استاد بارها و بارها فرمودند، احساس خوب که با آن‌

    می توانی دنیا را به تسخیر

    خود درآوری و احساس خوب همان

    در لحظه اکنون زیستن است نه فکر گذشته و نه فکر آینده همین لحظه و تمام و این یعنی سبکبال و رها و آزاد چون پروانه دنبال گلها بودن ……

    در پناه رب العالمین و هر لحظه در نور هدایت الهی اش

    شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و بدرخشید.

    عشق به سراپایِ وجودِ نورانی تان

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  2. -
    فروغ گفته:
    مدت عضویت: 790 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام استاد جان

    سلام خدمت خانم شایسته عزیز و همه دوستان عزیزم

    خیلی وقت هست که مجال و فرصتی برای گذاشتن کامنت در سایت برام پیش نیومده . اما همین الان که این فایل رو پلی کردم دیدم خدای من چقدر درست این فایل برای من هست .

    استاد عزیزم بنده نزدیک به سه سال هست که به صورت پیاپی دارم از محصولات و آموزشهای شما استفاده میکنم و انصافا نتایج شگرفی هم در زمینه روابط هم در زمینه توکل به خداوند ، هم در زمینه مالی و غیره داشته ام .

    از جمله اینکه کم کم به باور الخیر فی ما وقع رسیدم و چه خیرهایی که از داشته ام .

    و اینکه قدم در راه شغلم گذاشتم و خدا رو هزاران بار سپاسگزارم که جریان مالی هم به صورت تکاملی داره برام میاد .

    و خدایی همه ی این ها مربوط به سالها پیش هست که من تصمیم به تغییر گرفتم .

    با فایلهای شما تصمیم گرفتم که خودم رو بیشتر دوست بدارم چرا که من جزئی از خداوندم .

    واقعا ازتون سپاسگزارم بابت آگاهی ها .

    و چه به موقع و روشنایی بخش دل من بود این فایل تغییر

    که اگر هنوز افرادی که در زندگی من هستند هنوز هستند و تغییر نکرده اند به خاطر این هست که من به اندازه کافی تغییر نکرده ام .

    خدای من هنوز در وجود من خصلتها و عادتها و باورهایی هست که هنوز تغییر نکرده . مثل اینکه من هنوز به اندازه کافی خودم رو ارزشمند نمیدونم و به اندازه کافی روی عزت نفسم کار نکرده ام .

    از خداوند طلب کمک و یاری دارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 53 رای:
  3. -
    رضا رضایی گفته:
    مدت عضویت: 513 روز

    به نام خداوند یکتا

    به نام خداوند رحمان

    به نام خداوند بخشایشگر

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام خدمت استادعباسمنش عزیز

    سلام خدمت بانو شایسته عزیز ک واقعا شایسته زندگی در کنار استاد و این زندگی رویایی هستند

    سلام خدمت همه دوستان و هم فرکانسی های عزیز

    خدارو هزاران مرتبه شکرگذارم ک تونستم توی این مسیری ک سرشار از نوروعشق وایمان وتوحید و پیشرفت هست بااستاد و دوستان فوق العاده هم قدم بشم

    توی بحث عاطفی من چون کسی توی زندگیم نیست نمیتونم مثال خوبی بزنم و توی مبحث های دیگ ک میتونم توی بحث کامنت ها شرکت کنم و نظر وعقیده خودم رو بگم

    من لطف پروردگار از وقتی ک با استاد عباسمنش آشنا شدم تغییرات زیادی رو تونستم ایجاد ولی یه ضعف بزرگ من دارم ک این ضعف خودشو در غالب الگو های تکرار شونده خودشو نشون میده ک خیلی خوب میشه ب این مبحث ربطش داد

    استاد عباسمنش در جلسه اول دوره الهی هم جهت با جریان خداوند هم توضیح دادند یه باور برای اینکه تبدیل بشه و ب اتفاق و وارد زندگیمون بشه باید اونقدر مومنتوم بگیره ک ب اون آستانه ارتعاشی برسه ک وارد اون مدار بشیم ک خواسته مون در اون وجود داره و اگه 1000 بارهم تا یک قدمی اون مدار بریم و برگردیم هیچ وقت اون نعمت یه خواسته وارد زندگیمون نمیشه

    و دقیقاااا این مشکل رو خودم من هم دارم خیلی اراده خوبی دارم تویه سری چیزها نشونه ها میاد ولی تبدیل ب ماده نمیشه وارد زندگیم چون اونقدری ک من باید تغییر میکردم یا اون خواسته یا باور رو ادامه بدم ندادم

    و نگا میکنم ب خواسته هایی ک بهش رسیدم دلیلش این بوده من باحال خوب اون باور یا رفتار رو ادامه دادم و تکرار کرررردم تا اینکه جهان اون رو وارد زندگیم کرده

    امید وارم هرجا ک هستید سالم و سربلند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
  4. -
    فاطی احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2613 روز

    بنام خداوند بخشایشگرم مهربانم

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته عزیزم و تمام دوستان خانواده قشنگ عباسمنش

    خدای من زیبای من هزاران بار شکرت

    حواست بمن هست

    و چقد زود اجابت میکنی

    و چقد من انسان، فراموشکارم

    به حدی این همزمانی جادویی هست

    ک مو به تنم سیخ شده

    استادِ من

    دستان زیبای خداوند

    کلام زیبای خداوند

    چه الگوی زیبایی هستید

    هر چه از زمان بودن در سایت میگذره

    بیشتر از شما سپاسگزارتر میشم

    بیشتر میتونم قوانین رو در زندگیم درک کنم .

    داستان هدایت م :

    داشتم با خدا حرف میزدم می‌نوشتم از تضادی ک الان هس

    و آگاهانه سعی میکردم گله نکنم

    فقط درخواست کنم

    یاری بطلبیم

    و اعتراف کنم به عاجز بودنم به تسلیم بودنم

    خواستم ازش هدایتم کن از این مدار چجور خارج شم .

    بعدش نوشتم خوب قانون چه میگه;

    تمرکزت رو خودت تا مدارت تغییر کنه خود این افراد نامناسب جهان ازت دورشون میکنه

    اما انگار نیاز به یه مرور نورانی داشتم

    بخودم بیاره

    حسم گفت سایت چک کنم

    وواای خدای من

    بسته من قبل از درخواست فرستاده بودی

    یاری دهنده م رو فرستاده بود

    تک تک کلمات نوشتم ، فکر میکردم ،مصداق ش رو پیدا میکردم دوباره گوش میدادم

    خدایا شکرت

    از برزخ اومدم بیرون

    جواب هامو گرفتم

    حالا با یقین عمل میکنم

    سپاسگزارم برای این پروژه ،گام به گام آهسته تغییرات درونمون ایجاد کرده

    جمله‌ی که خیلی به دلم نشست : ما قراره نتایج فوقالعاده ی بدست بیاریم و گرنه خداوندی سبحان ما رو در این مسیر قرار نمی‌داد

    آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 34 رای:
  5. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1629 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و همه خانواده بزرگ عباس منش .

    واقعا این قوانین چقدر درست جواب میدن .

    مدتهاست با خودم درگیرم یه رابطه عاطفی رو تمومش کنم . بحث ظالم و مظلوم بودن و سوء استفاده نیست چون ما نه همدیگه رو میبینیم نه حتی توی یک شهر هستیم ،فقط توی تمرینهای شیوه حل مساله زندگی به این نتیجه رسیدم که این رابطه بخش بزرگی از وقت منو مشغول خودش کرده و از نظر ذهنی همین رابطه واسه من نشتی انرژی شده و میخواستم هر جور شده اینو قطعش کنم تا بتونم تمرکز روی هدفم و کارم بزارم . بعد چندین بار تلاش که به بحث و اعصاب خوردی هم خورد به این نتیجه رسیدم من دارم زور بیخودی میزنم و باید تمرکزم رو بزارم روی خودم و تغییر شخصیتم اگه نیاز باشه این رابطه تموم بشه خداوند خودش بهترین مسیر روبهم‌نشون میده و جالب اینکه از همون زمانی که من این مساله رو رها کردم خدا خودش داره خود به خود راه جدایی رو بدون هیچ دعوا و بحث و دلخوری انجام میده یعنی معجزه وار خود طرف که میلی به جدایی نداشت و اصرار به ادامه داشت اینقدر سرش شلوغ مسائل کاری شده که خود به خود اون فاصله مورد نیاز ایجاد شده و به احتمال قوی خیلی زود این رابطه قطع میشه بدون تحمل هیچ دردی یا اعصاب خوردی و بحثی.

    خلاصه از اینکه این مسیر بهترینه شکی نیست و کافیه ما روی خودمون کار کنیم جهان اتفاقات خوب رو واسه مون رقم میزنه خدایا شکرت بابت فهم این مطالب فوق العاده و اینکه اجازه میدی این آموزشها رو توی زندگی روزمره به کار ببریم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای:
  6. -
    رضا گفته:
    مدت عضویت: 2438 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیز و همه دوستان ارزشمند

    اینو ما باید یاد بگیریم که ، در زمانی که شروع به تغییر کردیم ، باید بپذیریم کارها رو خداوند و جهان انجام میده و نباید بخواهیم از یک راه خاص و از مسیری که ما تو ذهنمون هست خداوند هم از همون راه ، با همون شخص ، از همون مسیر ، کار و برای ما انجام بده ..

    رفتارها باید نشون بده که ما تغییر کردیم ، نه حرف زدن هامون

    نشونه اینکه به اندازه کافی تغییر میکنیم ، تغییر آدم های اطراف ماست

    واقعا وقتی شروع به تغییر کردم ، جنس دوستان ، اطرافیان و روابط من هم تغییر کرد و از همه نظر کیفیت اون ها بیشتر شد ، به چه اندازه ؟

    به اندازه ای که من روی خودم کار کردم ..

    وقتی تغییر نکنیم ، جهان اول آرام به ما آلارم میده و بعد با سیلی و ضربه های محکم‌تر به ما میگه که باید تغییر کنیم و چقدر این جهان و خداوند سخاوتمند هست ، چون همین ضربه ها و تضادها هم برای اینکه که به ما بفهمونه ، برای این که نابود نشی ، تغییر کن و خودتو بهبود بده ..

    باز هم میرسیم به ایمان و عمل که همیشه با هم هستند و جمله معروف استاد :

    ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است

    حرف نزنیم و عمل کنیم ..

    رفتارهای ما بیانگر تغییرات ما هستند ..

    از چهار جنبه میتونیم نگاه کنیم به موضوع این موضوع در روابط :

    – ظلم به خود و ماندن و تحمل کردن شرایط

    – پایین بودن احساس لیاقت و عزت نفس

    – عدم باور فراوانی که شخص مناسب برای ما بی نهایت زیاده

    – من تغییر نکنم ، شخص مقابل من باید تغییر کنه

    …………………………………………………………..

    – ظلم به خود و ماندن و تحمل کردن شرایط :

    چرا به خودمون ظلم میکنیم ؟

    چی میشه که میریم در قالب مظلوم ؟

    چی میشه که خودمون و قربانی شرایط میدونیم ؟

    چرا میچسبیم به یک شخص یا یک رابطه ؟

    از دیدگاه توحیدی که موقعی که ما شرک داشته باشیم به خدا و قبول نکنیم که اون هست که با قوانین بدون تغییرش ، در زمان مناسب شخص مناسب و با توجه به مدار ما در زندگیمون میاره که به نظرم این مهمترین دیدگاه در روابط هست ..

    باز هم از دیدگاه توحیدی مثال های زیادی هست در قرآن که گفته شما به خودتون ظلم میکنید و خداوند و سیستم ، در حق کسی ظلم نمیکنه :

    چند مثال از قرآن :

    سوره التوبه، آیه 70

    « أَلَمْ یَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِیمَ وَأَصْحَابِ مَدْیَنَ وَالْمُؤْتَفِکَاتِ ۚ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَیِّنَاتِ ۖ فَمَا کَانَ اللَّهُ لِیَظْلِمَهُمْ وَلَٰکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ »

    « آیا خبر کسانی که پیش از آنان بودند به ایشان نرسیده است؟

    قوم نوح، عاد، ثمود، قوم ابراهیم، اصحاب مدین و شهرهای واژگون‌شده (قوم لوط)؟

    پیامبرانشان با دلایل روشن به سویشان آمدند،

    ولی خداوند هرگز به آنان ستم نکرد، بلکه آنان خودشان بر خویشتن ستم می‌کردند‌ »

    ———————————————————————–

    سوره نحل، آیه 118

    « وَعَلَى الَّذِینَ هَادُوا حَرَّمْنَا مَا قَصَصْنَا عَلَیْکَ مِن قَبْلُ ۖ وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَٰکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ »

    « و بر کسانی که یهودی شدند، آنچه پیش‌تر برایت بازگو کردیم حرام گردانیدیم، و ما به آنان ستم نکردیم، بلکه آنان خودشان به خویشتن ستم کردند »

    ———————————————————————–

    سوره بقره، آیه 57

    « وَظَلَّلْنَا عَلَیْکُمُ الْغَمَامَ وَأَنزَلْنَا عَلَیْکُمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَىٰ کُلُوا مِن طَیِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاکُمْ ۚ وَمَا ظَلَمُونَا وَلَٰکِن کَانُوا أَنفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ »

    « و ابر را بر شما سایبان ساختیم و «مَنّ» و «سَلوى» بر شما نازل کردیم؛ بخورید از روزی‌های پاکیزه‌ای که به شما عطا کردیم ، ولی آنان به ما ستم نکردند، بلکه به خودشان ستم می‌کردند »

    ———————————————————————–

    سوره انعام، آیه 21

    « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَىٰ عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ ۗ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ »

    « و چه کسی ستمکارتر است از آن کس که بر خدا دروغ بندد یا آیات او را تکذیب کند؟ به‌راستی که ستمکاران رستگار نخواهند شد »

    ———————————————————————–

    – پایین بودن احساس لیاقت و عزت نفس :

    بارها و بارها چه برای خودم و چه اطرافیان ، الگوهای زیادی دیدم از کسانی که به اسم عشق و دوست داشتن ، چطور شدن بازیچه دست دیگری ، تنقدر اون شخص و برای خودشون بت کردند که خودشون و خرد کردند و البته انتهای داستان هم همه می‌دونیم ، جهان چه ضربه های زدی بهشون و به کجاها رسیدند و بیماری های اعصاب و روان ، و خودکشی و …

    واقعا چرا ؟ تا حالا نشستیم ببینیم ، وابستگی چقدر به ماها ضربه میزنه ؟

    وابستگی در همه چیز ، نه فقط روابط ، در کار ، در وابستگی به ماشین ، موبایل ، به یک وسیله و هر چیزی و یا هر کسی ..

    همه داشتن روابط عالی ، با کیفیت ، با شخص مناسب و آرامش داشتن در روابط و تجربه کردن عشق و دوست دارند ..

    این طبیعیه و واقعا همه دنبال همین هستند , ولی چرا میرسه به شکل بد رابطه و وابستگی که به نظرم دلیل زیر و داره که استاد در دوره احساس لیاقت میگن :

    « کسی که خودشو دوست نداره ، در روابط وابسته میشه »

    پس هر چقدر خودتو بیشتر دوست داشته باشی ، با خودت بیشتر در صلح باشی ، فرار نکنی از تنهایی ، قطعا و قطعا ، طبق قانون جهان هستی ، شخصی میاد که اونم برای خودش ارزش قائله و قانون کبوتر با کبوتر ، باز با باز ، اتفاق میفته و جهان دو نفری که برای خودشون ارزش قائل هستند و در کنار هم قرار میده ..

    – عدم باور فراوانی که شخص مناسب برای ما بی نهایت زیاده :

    باز هم باور توحیدی و به شخصه پاشنه آشیل من , « باور فراوانی » و به قول استاد بزرگترین پاشنه آشیل بشر در همه موضوعات این باور هست ..

    چرا فکر میکنیم شخص مناسب برای ما کمه ؟

    چرا فکر میکنیم فرصت های پول ساز و مناسب برای ما کمه ؟

    چرا فکر میکنیم روابط عاشقانه کمه ؟

    چرا فکر میکنیم انسان سالم به لحاظ فکری و شخصیتی برای ما کمه ؟

    غیر از اینه که ایمان نداریم و داریم شرک میورزیم ؟

    اگه فکر میکنم جهان هستی نامحدود هست و اگه فکر میکنم خداوند و قوانین اون بدون تغییر هستند و اصطلاحا مو لای درز قوانین جهان و سیستم خداوند نمیره ..

    چرا باید بترسیم ؟ چرا باید نگران باشیم ؟

    خب من روی خودم کار میکنم ، که نشونه اون رسیدن به آرامش هست و خداوند در زمان مناسب ، شخص مناسب و برای من میاره و در این بین هم دست خدارو باز میزارم و نمیگم فلان شخص و فقط اون شخص کسی هست که من میتونم با اون شادی و خوشبختی و عشق و تجربه کنم ..

    یاد یه تمرینی افتادم از استاد ، فکر کنم تو همین فایل های رایگان ایشون بوده که به من خیلی کمک کرد :

    بیایم بشینیم و یه صفحه کاغذ برداریم و بنویسیم چرا من این شخص و یا این خواسته میخوام؟

    و بعد جوابی که اومد بنویسیم و بعد دوباره از خودمون بپرسیم چرا ؟

    و دوباره جواب و بنویسیم و بعد دوباره بپرسیم از خودمون چرا ؟ و …

    در نهایت ما به این میرسیم که ریشه احساسی اون چیزی که میخواهیم ..

    اون ریشه احساسی خواسته هست که مهمه و بیایم بعد از اون از خداوند بخواهیم اون ریشه احساسی که در روابط اغلب موارد زیر هست و به ما بده :

    – تجربه عشق با کیفیت

    – تجربه آرامش عمیقی تر

    – کمک به رشد شخصی

    – تجربه احساس خوب

    – لذت و تفریح

    و ..

    این ها و چیزای دیگه اون چیزایی هستند که ما از یک رابطه میخواهیم ، بیایم و اینو از خدا بخواهیم و دست خداوند و هم باز بزاریم تا هر جور خودش صلاح می‌دونه و از هر راهی برای ما اون شخص و بیاره ..

    حالا کاری که ما انجام میدیم ، میگیم خدایا فقط اون شخص و برای من بیار !

    چرا ؟

    مگه میشه فقط اون شخص باشه و همه اون ویژگی ها هم باشه ؟

    و همه اون احساسات خوب و هم تجربه کنیم ؟

    شاید و قطعا ما با حضور اون شخص و تفاوت

    فرکانس و مدارهای فکری که داریم ، نمیتونیم برسیم به ریشه پشت اون احساسات ..

    قانون خداوند اینطوری عمل نمیکنه ..

    بعد هم از کجا معلوم شخصی که خدا میاره ، از همه نظر بهتر از اون خواسته ما نباشه ..

    و بعد از اومدن اون شخص ، سعی کنیم نچسبیم به اون و وابسته اون شخص نشیم ، جریان عشق همواره باشه ، مثل رابطه ای که استاد دارند با خانم شایسته محترم دارند ، ولی چسبندگی عاطفی و وابستگی نباشه و فکر نکنیم دلیل حال خوب ما اون شخصه ..

    بدونیم روزی به هر دلیلی که ساده ترین اون دلیل ، مرگ طبیعی یکی از طرفین هست ، ما از هم جدا میشیم و تا میتونیم فرصت عشق ورزیدن در لحظه حال و از دست ندیم‌ و موکول نکنیم به زمان دیگه ..

    امیدوارم همه بتونیم به این شیوه عمل کنیم ، چون در عمل خیلی این نگاه ، سخت هست و نیاز به تمرین و ساختن باورهای توحیدی و بالا بردن عزت نفس و احساس لیاقت در ما داره ..

    – من تغییر نکنم ، شخص مقابل من باید تغییر کنه :

    قطعا موقعی که ما تغییر کنیم ، طرف مقابل هم تغییر می‌کنه و یا اگر تغییر نکنه ، اون شخص خیلی راحت از مسیر زندگی ما جدا میشه و شخص مناسب میاد تو مسیر زندگیمون ..

    هرگز نیام و بگم من که خوبم و تمام ..

    طرف باید خودشو وفق بده با من ..

    خوب مطلق خداست و بس ..

    در عمل همیشه باید به این فکر کنم که چطور میتونم ویژگی های مثبت خودمو بهتر کنم ..

    و اگر نقطه ضعف منفی داریم ، مثل غرور ، عدم توجه کافی ، نداشتن سواد رابطه ، عدم توانایی صحبت کردن و …

    چطور میتونیم در جهت بهبود اون روزانه قدم برداریم ..

    چطور میتونم روی خودم کار کنم و سعی کنم این ویژگی ها رو در خودم بهبود بدم و این روند تا آخرین روز زندگی ، به لطف خدا ، ادامه داشته باشه و همیشه سعی کنم ورژن شخصیتی خودمو بهتر کنم تا این ورژن بهتر شده ، مثل آینه ، بازتاب زیبایی داشته باشه در همه روابط ام ( رابطه با خودم ، خدای خودم ، عاطفی ، خانوادگی ، دوستان و … ) و به بهترین شکل بروز داده بشه ..

    خدارو شکر برای این سایت و این آگاهی های ناب

    استاد جان از شما و سرکار خانم شایسته سپاسگزارم از وقت و انرژی که برای تهیه این فایل ها میزارین ..

    امیدوارم شاگرد خوبی براتون باشم

    دوستون دارم

    ارادتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
    • -
      قمر خانجانی گفته:
      مدت عضویت: 2993 روز

      سلام رضاجان چقدرعالی نوشتی سپاسگزارم بابت درک صحیح قوانین وبه اشتراک گذاشتن باما بابت تک تک کامنت های ارزشمنداین سایت توحیدی سپاسگزارم دست استادعزیزم وخانم شایسته رامی بوسم برای ترویج یکتاپرستی وشماساندن صحیح قوانین کیهانی یارب سپاسگزارم بابت وجودایم عزیزان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      هدیه همتی گفته:
      مدت عضویت: 1708 روز

      سلام بر شما دوست هم فرکانسی محترم

      کامنت شمارو خوندم چقدر عالی ومفید بود برای من

      آیات قرآن رو که نوشته بودین چقدر خداوند واضح گفته بود که من نوعی اگر مورد ظلم قرار گرفته ام من عامل اصلی هستم اصل اینکه هر آنچه ما دریافت میکنیم نتیجه فرکانس های خودمون است اصل مسولیت پذیری

      اینکه به یه تمرین اشاره کردین که برای هر خواسته ای چرا من اون خواسته را دارم و جواب هارو مرتب بنویسم وسوال رو دوباره تکرار کنیم و دوباره جواب. تا به ریشه اون خواسته برسیم وبعد به خدا بسپاریم وتسلیم باشیم تا هدایت بشویم وبه الهامات عمل کنیم من الان یکی از خواسته ها مو نوشتم وچقدر تمرین عالی هستش

      واقعا از شما سپاسگزارم

      خواسته من در مورد یه شاخه ورزشی بود که مدتی شروع کردم وبا تمرین شما خیلی تصویر روشن تری از خواسته ام پیدا کردم وبه خداوند سپردم وتسلیم او هستم او مرا هدایت میکند ومن کنار میرم وبه الهامات عمل می کنم و راه را برایم همار وساده آسان میکند

      خدایا شکرت چقدر احساس سبکی می کنم انگار خداوند با این احساس سبکی به گفت هدیه عزیزم تو آرام باش همه چیز عالی پیش میره

      از شما دوست عزیز دست پر قدرت خداوند سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3260 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام اوکه هرچه دارم ازاوست

    هُوَ اللَّهُ الَّذِی لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ عَالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهَادَهِ هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ

    او خدایى است که معبودى جز او نیست، به غیب و شهود آگاه است. او مهربان و بخشنده است.

    خدای مهربانم،

    با دلی سرشار از شکر و فروتنی، سپاسگزارم از تو که از فضل بی‌پایانت، نعمت‌های آشکار و پنهان را بر من ارزانی داشتی.

    سپاس از فرصت‌هایی که مرا به سوی رشد و آگاهی هدایت کردند ،

    از موقعیت‌هایی که در نگاه نخست دشوار می‌نمودند اما در عمقشان، هدایت و حکمت تو را دیدم،

    از افرادی که در مسیر زندگی‌ام قرار دادی،

    برخی مرا عشق و ایمان آموختند، و برخی با تضادشان، آیینه‌ای شدند تا خویشتن را بهتر ببینم وبشناسم چرا که باور دارم اتفاقات بیرون من آینه درون من است .

    سپاس از لحظه‌هایی که نشانم دادی در دل هرسختی ،آسانی است اگر من باور کنم الخیر فی ماوقع را

    ازتضادهایی با آرامش واحساس خوب من به نعمت تبدیلشان کردی،

    از هر نفس، هر نگاه، هر روزنه‌ی نوری که در تاریکی‌ها بخشیدی.

    می‌دانم همه‌ی اینها از فضل توست، نه از استحقاق من.

    پس با جان و دل می‌گویم:

    خدایا شکرت، برای هر آنچه دادی، و حتی برای آنچه ندادی که پنهان از درک من، نیکی در آن بود.

    خدایا

    سپاسگزارم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ،سپاسگزارم که هرروز براحتی هرموقعه اراده کنم میتونم وارد این مکان الهی شوم

    سپاسگزارم بخاطر وجود اساتید توحیدیم ودوستان بهشتی ام که هر روز بیشتر از آنها می آموزم چگونه با کنترل کانون توجه ام وورودیهای ذهنم زندگی ام را تغییر دهم

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    استاد جان درسته این فایل 9 دقیقه بیشتر نبود ولی تو دلش کلی آگاهی ،نهفته بود وقتی دیروز این فایل گوش دادم به خودم گفتم از وقتی دوباره به مسیر برگشتی چه چیزی در تو تغییر کرده وتمام رفتارهام رو بررسی کردم ،دیدم نسبت به قبل گفتگوهای درونی ذهنم مثبت تر شده ،یعنی آگاهانه سعی کردم آنها را به سمت مثبت جهت بدم ،دیدم واکنش‌هام نسبت به رفتار آدمها خیلی تغییر کرده هرچند هنوز جای کار دارد ،متوجه شدم دیگه دربرخورد با آدمها ،آنها را قضاوت نمیکنم هرچند قبلا هم خیلی کم بود گاهی در ذهنم این اتفاق می‌افتاد که خداروشکر خیلی کم پیش آمده در ذهنم هم آدمهارو قضاوت کنم ،خیلی سپاسگزارتر از قبل شدم ،با همراه شدن با آگاهی‌های دوره هم جهت با جریان خداوند ،چقدر رهاتر از قبل شدم ویک یقین قلبی در وجودم ایجاد شده که احساس میکنم اگر من زاویه نگاهم را به مسائل زندگی ام تغییر بدم از عهده هرمسئله ای با توکل به خداوند بر میام ولی مهم‌تر از همه اینها متوجه شدم هرچقدر من نسبت به قبل سپاسگزارتر شدم همسرم هم سپاسگزارتر شده ،دیگه به جای اینکه به مسئولین بد وبیراه بگه ،میگه خدا حفظشون کنه ودر کل چقدر آرامش درونی ایشون بیشتر شده که همه اینها اول لطف خداوند مهربان بوده وبعد به لطف آموزه های ارزشمند شما استاد عزیزم

    از صمیم قلبم ازتون سپاسگزارم

    عاشقتونم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 31 رای:
  8. -
    مهران قنبری گفته:
    مدت عضویت: 946 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و سایر دوستان محترم

    کدام رفتار یا واکنش در من هنوز شبیه گذشته است که باعث می‌شود همان افراد یا شرایط را دوباره جذب کنم؟

    من همیشه زمانی که حس کردم تنهایی نمیتونم و باید کسی باشه که منو همراهی کنه ادمهایی تو زندگیم قرار گرفتن که اسیبهای زیادی بهم زدن مثلا وقتی مهاجرت کردم فکر میکردم که باید دوست ایرانی پیدا کنم تا بتونم اینجا موندگار باشم ولی همین حس باعث شد دوستانی پیدا کنم که اگر به موقع رهاشون نمیکردم شاید الان زندان بودم یا فکر کردم که باید ی رابط احساسی داشته باشم با خانمی رفتم تو رابطه که هیچ جوره با من یکی نبود و لحظه هامو خراب کرد ولی از اون طرف خدا انسانهایی را تو مسیرم قرار داد که هم زبون من نیستن ولی تماما کنارشون احساس امنیت و ارامش دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    عاطفه زارعی گفته:
    مدت عضویت: 1105 روز

    به نام خدا که رحمتش بی اندازه و مهربانیش همیشگیست

    درود و سپاس خدمت شما استاد گرامی و مریم خانم گل و دوستان همفرکانسیم

    تمرین قسمت ششم:

    داستان رو از اینجا شروع می کنم، در گذشته تلاش می کردم با قرض، قوله و وام خونه امون رو بزرگتر کنم و این موضوع توی ذهنم مترادف شده بود با رشد مالی

    سال 90 بود، اون زمان کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید ناپلئون هیل رو مطالعه می کردم و سی دی راز و ویس های انگیزشی اساتید مختلف رو گوش می دادم( جذب اون ها هم برا خودش داستان عجیبی داره)، فقط با همین دو تا کار فرکانسم بالا اومده بود و تونستیم ییه خونه ی بینهایت فوق‌العاده با دو برابر متراژ قبلی بخریم( به فرموده ی استاد عزیز فقط با گوش کردن فایلها، هم می شه راحت باورهای مفید وارد ناخودآگاهمون بشه).

    سال 94 بود، اون زمان فقط فرصت می کردم، سی دی راز رو گوش کنم(اونهم زمانیکه مشغول کار تو آشپزخونه بودم) اون خونه رو هم، فقط با انجام همین یه کار فروختیم و یه خونه با قیمت مناسب تو یه منطقه ی عالی تهران خریدیم(اونم واقعاً داستان جالب خودش رو داره)

    بنا به مشغله های کاری زیاد، به علت گرفتن پست مدیریت، گوش کردن ویس و مطالعاتم کاملاً قطع شد(چشمتون روز بد نبینه) با قطع همین دو کار به ظاهر ساده، تضادهای عجییییییب و غریبی هم تو زندگی شخصی و هم کاریم پیش اومد و در عرض 10 ماه اون خونه ی زیبائی ،که هم خودم و هم همسرم خیلی زحمتش رو کشیده بودیم، از دستمون رفت و از کارم هم جز تجربه مدیریتی چیزی نموند.

    اون سال هم من و هم همسرم از نظر مالی و از نظر روابط به فنا رفتیم.(فرکانس من روی شغل همسرم هم تاثیر گذاشته بود)

    همون سال (سال 95 ) با قسمتی از پول فروش خونه، رفتیم منطقه ی خوب سعادت آباد یه خونه ی عالی اجاره کردیم(به علت باورهای محدود کننده و خیلی تضادها و از همه مهمتر عدم طی کردن تکامل و عدم کار کردن رو باورها)، نه تنها خوشحال نبودم بلکه روح و روانمون هم کاملا بهم ریخته بود.

    خیلی اتفاقی دوره ی ان ال پی رو شرکت کردم و کمی فرکانسم بالا اومد و با همون یه ذره تغییر فرکانس، تونستیم سال 97 با کمک خدای بینهایت بخشنده مجددا یه خونه ی خوب بخریم(این هم داستان جالب خودش رو داره) توجه کنید فقط با کمی تغییر فرکانس دوباره این اتفاق افتاد.

    اون خونه رو هم به بهانه رشد مالی سال 98 فروختیم و یه خونه دیگه خریدیم، دوباره بعلت مشغله‌های کاری گوش کردن ویس و مطالعه ام قطع شد و دوباره فرکانسم پائین اومد و باز دوباره همون اتفاقات و مشکلات عجیییییییب و غریب

    تحویل خونه امون تا دو سال طول کشید(خدا فقط می دونه چقدر من و همسرم اذیت شدیم)

    از سال 98 (زمان کرونا به علت کمتر شدن مشغله ی کاریم) با آموزه های اساتید مختلف از جمله شما استاد عزیزم توی اینستاگرام آشنا شدم و کم کم مراحل تکاملم رو طی کردم، که خدا رو شکر اصولی فرکانسم بالا اومد و اتفاقات خوب شروع شدن و فقط با کمک خدا تونستیم سال 1400 خونه رو تحویل بگیریم(اول نمی تونستم با این خونه ارتباط برقرار کنم ولی چون مداوم فایل ها و دوره های استاد رو گوش می کردم، نگاهم عوض شد و باهاش دوست شدم الان هر کی میاد خونه ام کلی نکات مثبتتش رو می گه)

    الان با گوش کردن مداوم فایلهای استاد مخصوصاً جلسه 4قدم2دوره ی12قدم دوباره فرکانسم بالا اومده.

    می خوام نتیجه گیری کنم از این موضوع: من متوجه شدم وقتی دست از کار کردن رو خودم بر می دارم همه چی خراب میشه و هر وقت شروع به کار کردن رو خودم می کنم، خیلی راحت به خواسته هام می رسم و البته الان که باورهای خوب استاد هم مکملش شدن دیگه نور علی نور شده

    به خدا همه چی فرکانسه و ما باید مواظب فرکانسهای با ارزشمون که توسط آموزه های استاد به دست اومده باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 29 رای:
  10. -
    فاطمه حبیبی گفته:
    مدت عضویت: 942 روز

    بنام خدای توانا!

    خدایا شکر!

    123

    به لطف خدای توانا و آموزشات بی نظیر استاد عزیزم،

    شرایط الانم تو جنبه های مختلف گواه تغیرات درونی من هست، و من خیلی خوشحال و سپاسگزارم،

    من به وضوح متوجه می شوم که دلیل اتفاقات الان من و روان شدن چرخ زندگی من، تغیرات درونی من هست،

    من از زمانیکه پذیرفتم مسول صفر تاصد اتفاقات زندگیم خودم هستم، واقعا زندگی برایم خیلی ساده تر و آسان تر شد،

    من وقتی فهمیدم که اتفاقات رو خودم خلق می کنم شروع کردم به بهبود جنبه های مختلف شخصیتم،

    توی یکسری موارد زودتر تغیر کردم و نتایج به همون اندازه زودتر و ملموس‌تر اتفاقات افتاد،

    توی یکسری موارد مقاومت داشتم و دیر تر نتایج اتفاق افتاد،

    ولی در کل اگر بخواهم بگم زندگیم زمانی تغیرات اساسی داشت که پذیرفتم صفر تا صد زندگیم رو با باورهای خودم خلقش می کنم و اگر نتایجی رو که می خواهم هنوز اتفاق نیافته چون هنوز خودم تغیر نکردم به صورت بنیادین،

    و این یکم زمان برد تا توانستم باورش کنم و مسولیت زندیگم رو بپذیرم،

    به مدت دوسال می شود که من درین مسیر زیبا هستم،

    با گوش دادن فایل های هدیه و دوره ای فوق‌العاده 12 قدم توانستم ارام، آرام و به صورت تکاملی مسولیت بعضی از قسمت های زندگیم را بپذیرم، ولی با دوره ای احساس لیاقت توانستم 100در100 مسولیت زندیگم رو بپذیرم،

    خدایا هزاران بار شکرت.

    من با تمام وجودم درک کردم که وقتی ما از درون تغیر کنیم جهان بیرون ما تغیر می کند،

    می خواهم یه مثال بگم از رابطه عاطفی ام که چطور با تغیر کردن خودم رابطه ام تغیر کرد بدون هیییچ تلاش فزیکی، تا یه رد پا به خودم باشد، و شاید یه داستان الهام بخش به دوستانم که این متن رو می خوانند،

    من تقریبا 6 سال می شود که با یه فردی آشنا شدم که ایشون ایرانی و خودم افغان هستم،

    شروع آشنایی مون بر می‌گرده به زمان قبل کرونا،

    ایشون بخاطر یه موضوع کاری اومد بود افغانستان،

    در ابتدا به عنوان همکار و بعد این دوستی شکل گرفت،

    تا اینکه من سال 1400با هدایت و الهامات پروردگارم اومدم ایران، و این رابطه عمیق تر شد،

    ارتباطات بیشتر شد و دیدار های شکل گرفت،

    تا اینکه با همدیگه همکار شدیم و دعوتم کرد به نتورک مارکتینگ،

    یه مدتی با هم همکار بودیم و همه چی خوب پیش می رفت،

    موضوعی که واسه هر دو مون اولویت بود اعتماد و احترامی که بهم داشتیم،

    اون زمان فقط من تنها دختر افغان بودم که با یه مجموعه بزرگ ایرانی کار می کردم و بخاطر توانایی و پشتکاری که داشتم فروش بالا و ارتباطات خوبی که تو شبکه سازی داشتم ،خیلی مورد تحسین همکارام قرار می گرفتم،

    وخیلی مورد تحسین و تشویق پارتنرم،

    مدت 6 ماه گذشت و من موفقیت های چشم گیری داشتم توی این زمینه،

    تا اینکه یه دختر افغان که خودم دعوتش کردم توی تیمم اومد و اون از من جسور تر و پر تلاش تر بود،، و اتفاقی که توی 6 ماه برام افتاد اون توانست توی 3 ماه این موفقیت رو کسب کنه،

    و تمام توجه ها رو به خودش جلب کرد،

    ومنم چون احساس لیاقت و توانمندی ام رو متاسفانه به نتایج گره زده بودم، و همش خودم رو مقایسه می کردم،

    دچار افت عزت نفس و احساس لیاقت شده بودم،

    تا جایکه دیگه نتونستم اون موفقیت های قبلی رو کسب کنم،

    هر روز ضعیف تر می شدم و ناتوان تر،

    چون خودم رو لایق نمی‌دونستم و عزت نفسم شدیدا پاین اومده بود باعث شده بود که حتی آدم های اطرافم دیگه اون علاقه و محبت رو برام نداشته باشند،

    خودم رو اصلا دوست نداشتم،

    و این موضع شدیدا رو رابطه عاطفی ام اثر گذاشت،

    چون خودم رو دوست نداشتم احساس می کردم پارتنرم دیگه منو دوست نداره و اون دختری که از من موفق تره اونو دوست داره،

    این موضوع رو خیلیییی توی ذهنم بزرگش کردم، وهمه روزه بهش فکر می کردم و بهش پروبال میدادم،

    اون زمانیکه من به این موضوع فکر می کردم مطمئنم که هیچ رابطه ای بین پارتنر من و اون دختره همشهری من نبوده، فقط یه نجوایی شیطانی توی ذهن خودم بوده که اینقدر بهش فکر کردم تا فرکانسش رو فرستادم و این موضوع رو خلقش کردم،

    خلاصه اون زمان تو بد ترین شرایط قرار داشتم,

    خیلی سعی می کردم که یه کاری انجام بدم یه موفقیتی داشته باشم تا بقیه بهم توجه کنند حتی پارتنرم،

    اون موقع دیگه اون آدم سابق برام نبود،

    رفتارش گفتارش و عملکردش نسبت به من تغیر کرده بود،هیچ چیز مثل سابق نبود،

    تقریبا یکسال گذشت ومن هر روز با کوله باری از احساس عدم لیاقت و عزت نفس میرفتم دفتر و برمی گشتم،

    اون هم تیمی من هر روز درحال رشد بود و من هر روز درحال نابودی،

    اون به پیشرفت فکر می‌کرد و هر روز رشد می کرد و با زبان و توانایی که داشت آدم ها رو به سمت خودش جلب می کرد مخصوصا پارتنر من رو،

    ولی من با دیدن این صحنه هر روز و هر روز ضعیف تر می شدم،

    مدت یک سال طول کشید این داستان،

    و من هر روز عذاب می کشیدم، بخاطر وابسته گی که به پارتنرم داشتم و وابستگی که به تعریف و تشویق دیگران داشتم،

    تا اینکه یه روز تصمیم گرفتم دیگه نرم سر کار و نتورک کار نکنم،

    خیلی کار سختی بود برایم،خیلی تصمیم سختی بود، چون نمی‌دانستم بعدش می خواهم چیکار کنم و هزینه های زندگیم رو چجوری تعمین کنم،

    توی ایرلندی رو بلددنبودم و کسی رو نمی شناختم،

    و چون هزینه های هزینه به دوش خودم بود باید مول درمیاوردم،

    خلاصه من تصمیم رو به لیدرم که همون پارتنرم بود گفتم ودیگه نرفتم،

    دقیقا تاریخ 14 شهریور ماه 1402 بود،

    این تصمیم به صورت کاملا اتفاقی و الهامی بود،

    اون موقع تو شرایط سخت مالی،عاطفی،عزت نفس،احساس لیاقت، شرک و….. قرار داشتم،

    چند روز گذشت یه شب من تو حیاط خونه مون نشسته بودم درحالی که بغض گلویم رو فشار میداد و از این حجم مشکلات احساس خفگی داشتم رو به آسمان کردم و گفتم خدای من با تمام وجودم تسلیم تو هستم، تو بگو من چیکار کنم،

    گوشی دستم بود و نمیدانم که چی سرچ کردم و دیدم سایت استاد رو آوردم من عضو شدم و انگار دروازه ای بهشت برام باز شد،

    تاریخ 28 شهریور 1402

    ازون لحظه به بعد دیگه بهشت رو پیدا کرده بودم،

    دیگه چیری برام مهم نبود،

    با کار کردن مستمر رو خودم و گوش دادن به فایل های محتلف و گرفتن نتایج عالی که قبلا تو کامنت های محتلف ردپا گذاشتم، آرام، آرام ازون فضایی سمی ذهنم فاصله گرفتم و مسیر برایم هر روز روشن‌تر می شد،

    من فقط تمرکزی رو خودم کار می کردم و نجواهای شیطان رو کنترل می کردم ولی اینور جهان اطرافم داشت تغیر می کرد و همه ای اتفاقات و شرایط به نفع من رقم می خورد بدون اینکه من هیچ تلاش فزیکی انجام بدم،

    چرخ زندگیم روان‌تر شد،

    آدمهای اطرافم بیشتر دوستم داشتند

    آرامش قلبی داشتم،

    تا اینکه بعد گذشت تقریبا 10 ماه،

    یه روز صبح زود پارتنرم تو واتساپ پیام داد،

    این درحالی بود که من فراموش کرده بودم و هیچ وابستگی و ارتباطی بین مون نبود،

    این پیامش یه حس عجیبی داشت،

    قبل اینکه پیام شو جواب بدم از خداوند خواستم که همراهم باشد وهر لحظه مراقب من باشد تا در مسیر اصلیم بمونم، و هیچ عاملی و هیچ کسی باعث نشود من ازین مسیر زیبا فاصله بگیرم.

    خلاصه اون پیامش شروع ارتباط دوباره و ساختن یه رابطه ای عاطفی بی نظیر بود که تا الان من تجربه شو نداشتم و هر روز این رابطه زیباتر و عاشقانه تر می شود،

    بدون وابسته گی….

    رابطه عاطفی که بر بنای حس خوب و احترام واعتماد ساخته شده بود ولی بخاطر باورهای مخرب خودم و عدم احساس لیاقت خودم، یه مدت باعث شده بود که بد ترین روزا رو با این فرد داشته باشم، دیگه ازون حس خوب و احترامی خبری نبود،

    به لطف خدای توانا و استفاده ازین آموزشات بی نظیر بدون هییییچ تلاش فیزیکی، فقط و فقط با تغیر باور هام و رها بودنم، باعث شد که الان با اون فرد، یه رابطه‌ی سراسر عشق و محبت و احترام رو داشته باشم،

    یه رابطه ای بی نظیر وفوق العاده ای ساختم که قبل تغیر باور هام تو رویاهام نمی توانستم ببینم،

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم.

    با گذشت هر روز که من بیشتر رو خودم کار می کنم و احساس لیاقتم درونی تر میشه، بیشتر بهم توجه می کنه بیشتر دوستم داره،

    بهم هدیه میده و خاطرات خوبی رو باهم می سازیم،

    و هر لحظه هواسم هست که وابسته نشوم، و هواسم هست از چه مسیری اومدم تا رسیدم به خوشبختی واقعی از همه لحاظ‌.

    خدارا شکر می کنم بابت همه چی،

    زندگیم از همه لحاظ تغیر کرده به لطف این آموزشات، این یه بخشی از موفقیت هام بود که نویشتم،

    دوره ای احساس لیاقت تحول عظیمی ایجاد کرد توی زندگیم تو تمام جنبه های زندیگم،

    خدایا هزارن بار سپاسگزارم.

    پارتنرم عین یه ملکه باهام رفتار می کنه.

    من حس می‌کنم قلب پر از محبتش رو نسبت به خودم، و این برایم بارو نکردنی هست که چطور میشه از اون شرایط تبدیل بشه به این شرایط اونم بدون هیچ تلاش فزیکی.

    والان تقریبا بیشتر از یکسال می شود که تو رابطه ای عاطفی عاشقانه هستم که هر روز بهتر و بهتر می شود،

    و می‌دانم به محض اینکه کار کردن رو خودم رو متوقف کنم نتایج متوقف خواهد شد،

    و همیشه هواسم به این موضوع هست، و خداراشکر خوب عمل کردم توی این دوسال، همیشه سعی کردم تو مسیر بمونم و از خداوند کمک خواستم،

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم بابت همه چی.

    کنارم باش و حواست به من باشد که تو مسیر بمونم تا آخر عمرم.

    درپناه خدای توانا باشید…!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 33 رای: