تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۶ - صفحه 20


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

522 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین نیساری گفته:
    مدت عضویت: 1091 روز

    با سلام خدمت جااااان ترین استادم سید حسین عباس منش دوس داشتنی عاشقتم من

    و خدمت خانم شایسته گرانقدر و تمام دوستان این سایت الهی

    آغاز می کنیم به نام نامی الله که به شدت این خدایی که در این سایت باهاش هر روز بیشتر آشنا میشیم بیشتر دلبری می کند و هر روز و هر ثانیه بیشتر سرگشته کویش می شویم به قول بابا طاهر

    [( به صحرا بنگروم صحرا تو بینوم به دریا بنگروم دریا تو بینوم به هرجا بنگروم کوه و در و دشت جمال قامت رعنای تو بینوم )]

    در مورد تاپیک این جلسه فقط اینو بگم که همه چیز خودمون هستیم و بقول جلسه یک فصل یک قانون آفرینش که خواسته ها و شرایط که ما می خواهیم قبل از تولد اونها رو دیدیم و با توجه به خاصیت این کیهان که فراموشی خصلتش هست از یادمون رفته ما فقط باید به یاد بیاریم فقط همین حالا صحبت اینجاست که جهان با تضادها خواسته های واقعی ما رو به ما نشان می ده و اگر می بینیم هی یه چیزی داره تکرار میشه ریشه بیرون نیست خودمون هستیم

    امروز یه مثال سخت تر بزنم ما چند ماه بود که برای اینکه تارگت بزنیم شب و روزمون رو به هم می دوختیم و RSMایران از تهران تماس می گرفتن با مشتری ها و مدیر عمده فروشی و صادرات ایران هم از تهران و منم در منطقه خودم حضوری میرفتم با مشتری ها مذاکره می کردم تا همین چند وقت پیش وایسادم گفتم این راهه اشتباهه آخه مگه استاد نمیگه همه چیز باید به راحتی برات اتفاق بیافته اگه داری زور میزنی پس خودت می خوای کارو جلو ببری ولی رها کن تا خدا انجام بده از روزی که من این کارو کردم و وا دادام خدا خودش کارهارو داره انجام می ده و خود مشتری ها تماس می گیرن و سفارش می ذارن چون من خودم از درون باورهای رو ساختم که مشتری های که تو درو دیوار بودن رو خدا گرفت چندتا فرشته برام فرستاد نه اینکه اون آدم ها عوض بشن آدم جدید بیان نه همون آدمها فقط رفتارشون عوض شد برانگیختگی در روابط

    و اینکه ما خودمون به شرایط و اتفاقات شکل می دیم

    و نکته آخر اینکه هر کاری که بلدیم انجام بدیم رو خودمون و ذهنمون اون بیرون خود ب خود درست میشه به امید خدا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    مطهره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 687 روز

    به نام خدایی که همواره درحال هدایت کردنمونه ؛)

    سلام به استادعباسمنش عزیز

    سلام به استادشایسته جان

    وسلام به اهالی این جهان توحیدی

    امشب درتاریخ 9 آبان ماه 1404

    اومدم توی دفترم باخدا حرف بزنم دیدم دفترم پر شده..الانم دسترسی به دفترجدید ندارم پس تصمیم گرفتم بیام توی سایت واینجا حرفامو برای خدا بنویسم …خداوندا هرآنچه که قلبم را به تو نزدیک ترمیکند را برقلمم جاری کن و کمکم کن که این اتصال رو بازهم قوی تر کنم….

    خدایا مهربون ترین رفیقم،تنها شنونده ی تموم حرفهام ،ای تویی که هرساعتی از شبانه روز صدات زدم نه تنها صدامو شنیدی بلکه عاشقانه پای تموم حرفهام نشستی و دراخر گفتی: همین؟!!!همش همین بود؟!!!برای این غصه خوردی؟؟فدای سرت جان دلم …وباصبر وحوصله برام نقشه ی مسیر جدید رو از دل مسیری که من اشتباهی رفته بودم رو نشونم دادی وگفتی بفرما خانم مسیرازینوره …خدایا کجا میتونم مثل تو رو پیدا کنم؟؟؟تویی که هیچوقت حتی یکبار منو به خاطر اینهمه اشتباهاتم نه تنها مواخذه نکردی بلکه دوباره اون خود تو بودی که دستم رو گرفتی و گفتی بلند شو بازی هنوز تموم نشده… بیا این بار باهم ادامه بدیم … :)

    خدایا تو دورانی از زندگیم قرار گرفتم که اگر با عقل فقط سه ماه پیشم بهش فکر کنم میگم حماقت محض کردم پاتوی این مسیر گذاشتم مسیری که تمامش پیروی از قشنگ ترین الهام زندگیم هست…میدونی توی این مدت سه ماهه اخیر بعضی وقتها که یهو ازین هیاهوی زندگیم فاصله می گیرم و از بالا به خودم نگاه میکنم یه آن به خودم میگم مطهره تو چیکااااااار کردی؟!!!!! بعد با یک ارامشی که تا به حال از خودم سراغ نداشتم بایک اطمینان با یک ایمان و گاهی اوقات هم یقین 100 درصدی به خودم میگم اگه این بار بشه چی؟؟اگه همه ی این مسیر درست ازاب دراومد چی؟؟من که میدونم درسته!!!من که میدونم قلبم به من دروغ نمیگه!!!اصلا من که تاحالا کلی ازین نیرو نتیجه گرفتم چرا بازهم بهش گوش نکنم؟؟چرا بهش اطمینان نکنم!!

    اخه سه ماه زمان کمی نیست!! سه ماه منتظر موندن وقتی که هیچ نشونه ی محکمی نداری که به بقیه بگی حرفت رو اثبات کنی و نشونه ها فقط جوری هستن که تو میفهمی و اون خدایی که بهت گفته فقط تویک قدم بردار بقیش با من …

    وهنوز قدم دوم نیومده ‌… هنوز نمیدونی حتی وعده ای که خدا بهت داده چطوری قراره محقق بشه … من وقتی این صبر خودم رو دیدم کلی به خودم افتخارکردم کلی برای خودم ایستاده کف زدم کلی قربون صدقش رفتم ؛) من همون مطهره ای هستم که همه به عجول بودن میشناختنش حالا چیشده!!! استاد بخدا که اگر تنها دستاورد این پروژه ی توحیدی الهامی همین اضافه شدن اپشن صبر به شخصیت من بوده باشه من تا ابدالدهر مدیون شما واون خدای درونتون هستم ….

    خدایا تو همونی هستی که منو هدایت کردی به کامنتهای سعیده شهریاری عزیز ازحدودا دوماه پیش وبعد برای اینکه ایمانم رو به خودت محکم تر کنی پیامی روبه قلبم الهام کردی

    که برای سعیده جان ببرم وبعد ازکلی مقاومت وقتی من پیامت رو براش رسوندم فهمیدم که اینها همش برنامه ی از پیش تعیین شده ی تو بوده اشتباه وتوهمی درکارنبود!!!چرا ازبین اینهمه ادم سعیده؟؟چرا خدایا؟؟تو اینطوری ایمان من رو قوی میکنی ؛)مگه نه اینکه سعیده هم هدایتی رو دریافت کرده درست شبیه به هدایت من؟؟درسته؟؟ هنوز برای اثبات درستی این حرف شاید زود باشه؛ولی مطهره اینطوریه وقتی یه چیزی به قلبش الهام بشه اونو به همه میگه از قضاوتها نمیترسه… از کنایه ها نمیترسه …خیلیا مسخره ش میکنن که توهم زدی،،بارها ذهنم گفته الان نگو،، درموردش حرف نزن ،،اگه نشه چی؟؟اما من ازون روزی که دیدم استاد جلوی دوربین دوازده قدم لباسش رو دراورد و جلوی همه گفت من هدفم اینه که به تناسب اندام برسم یاد گرفتم که نترسم…نه تنها از بیان خواسته ها واهدافم جلوی بقیه نترسم بلکه مثل استاد توی دوره ی قانون افرینش حتی از بیان الهاماتم هم نترسم …من عاشق اون قسمتی هستم که استاد میگه : خداوند به من الهام کرده که تمرکزت رو بزار روی دوره های قانون جذب و وقتی مقاومت من رو دید به من گفت که تو چی میخوای؟؟پول میخوای؟؟مابهت پول میدیم…اعتبار میخوای میخوای؟؟ما بهت اعتبار میدیم…ااونجا استاد خیلی توحیدی عمل میکنه ؛) واااای استاد عاشقتم اونجایی که میگی: من نمیدونم خداکی میخواد به این وعده ای که به من داده عمل کنه ولی من مطمعنم که یروز خدا به وعده اش عمل میکنه!!!

    خدایا تو همون سیستم هوشمندی هستی که در برابر این حداز ایمان وجسارت تنها وتنها وتنها یک خروجی رو تحویل میدی واون خروجی چیزی فراتراز خواسته ی ماست … خودمم باورم نمیشه منی که یه روزی فکر میکردم اگر فلان دوره وفلان دوره رو از استاد داشته باشم دیگه حتی یک ثانیه هم ولشون نمیکنم و بیست وچهار ساعته پای اون اگاهی هام مدتیه که قفلی زدم روی این فایل هدیه ازاستاد که در بخش معرفی دوره ی قانون افرینش اومده (قسمت9)دقیقا اونجایی که استاد میگه: خدا به من وعده داده نمیدونم کی قراره این وعده محقق بشه ولی من مطمعنم که خدا به وعده اش عمل میکنه ؛)استاد اون تیکه رو من هزاربار باید گوش بدم وهر هزار بار با خودم مرور کنم تموم دفعاتی رو که خدا میگفت ومن بدون چون و چرا به حرفش گوش میکردم و نتیجه همیشه حتی ازون چیزی که من فکرش رو میکردم و رویاشو داشتم هزااااار بار بهتر ودلچسب تر میشد ؛)

    خدایا قلب من میگه این الهام درسته من نمیتونم منکر نشونه هایی بشم که تو از چپ و راست برام میفرستی خب؟؟من نمیتونم بیخیال حضور یهویی پاکیزه بارکزی عزیز وکامنتش زیر پنجمین قسمت پروژه ی پروانه بشم درست وقتی ک تو از دوهفته پیش اسم این دخترروتوی ذهن من مرور میکردی و من هرچی توی سایت گشتم نتونستم پیداش کنم و وقتی از تو درخواست کردم که خدایا خودت نام و نشونی ازین دختر رو نشونم بده تو پاکیزه رو برگردوندی توی سایت واین درحالی بودکه خانم سلیمی توی کامنتش نوشته پاکیزه جان مدتیه کم پیدایی چرا نیستی؟؟ تو اون دختر رو، قلم اون دختر رو، نوشته های اون دختر رو ،از قبل به من وعده داده بودی واین درحالی بودکه مدتها ازش خبری نبود درسته؟؟؟

    خدایا دارم خیلی بهتر درک میکنم که: من لیاقت یک زندگی راحت وساده واسون و بدون زجر رو دارم یعنی چی!!! من نیاز داشتم برای حفظ ارامشم وکنترل ذهنم روی باورهای توحیدی کار کنم و تو میدونی که من چطور با خوندن اروم میشم و چه کسی بهتر از پاکیزه و چه چیزی ارام بخش تر از دلنوشته های توحیدی اون که درگذشته بارها وبارها من رو شیفته ی قلم توحیدیش کرده بود و الان درست در این برهه از زندگی تو چقدر دقیق میدونستی که چی برای این لحظه ی زندگی من خوبه !!!وچی میتونه بازهم زندگی رو برای من اسون تر و دلنشین تر بکنه و وقتی من ازت خواستم پاکیزه رو برام پیدا کنی و رها کردم چقدر قشنگ برام پیداش کردی خداااااااا !!!

    خدایا برای این مسیرهای میانبر ازت ممنونم

    برای این سایت بهشتی هزار بار شکرت

    برای حضور پاکیزه وقلب پاکش هزار بار شکرت

    خدایا برای تک به تک کلمات کامنت های توحیدی سعیده که بارها وبارها پیامت رو مستقیم به من رسونده شکرت

    خدایا برای درک واگاهی هایی که دراین مدار جدیدم دریافت میکنم شکرت

    خدایا به قول این جمله ی استاد توی جلسه ی اول از قدم 6 که میگه: مگه میشه یک نفر این جهان رو ببینه و نفهمه که این جهان داره هدایت میشه؟؟!!! ؛خدایا مگه میشه من این روزهای زندگیم رو ببینم و نفهمم که دارم هدایت میشم؟؟خدایا مگه میشه که من این روزها و این هدایت ها واین حمایت ها رو از طرف تو ببینم و نفهمم که من در مدارهای نزدیک تری به نور مقدس الهی دارم زندگی میکنم جایی که خودش گرم ترهست ،جایی که خود به خود اسان هستم برای اسانی ها ونیازی به تلاش از جانب من نیست…

    خدایا واقعا تو کی هستی تو چی هستی؟؟!!

    خدایا قلب اروم من ، ایمان من ،احساس خوب من ، خنده های من ،همه وهمه گواه اینه که مسیر من درسته فقط امان از ذهنی که جایگاه شیطانه!!اون داره تموم سعیش رو میکنه که بگه فکر کردی به همین راحتیاست؟؟خدایا یه جمله چند روز برام فرستادی الان دقیقا جاشه که اینجابنویسمش دوباره:

    وقتی که مسیرت درسته نجوا ها از هرطرف بهت حمله میکنن وسعی میکنن که منحرفت کنند ؛)

    بله درسته !!!مسیر من درسته و به قول یه عزیزی میگفت وقتی دیدی خیلی فشار نجواهای ذهنت زیاد شده بدون خیلی به خواسته ت نزدیکی و شیطون داره بیشترین زورش رو میزنه که تو رو از مسیرت منحرف کنه انگار داره خفن ترین طعمه هاش رو رو میکنه تا تو به هدفت نرسی ؛)

    اما فقط کافیه من اون فایل هدیه رو پلی کنم استاد،

    “معرفی دوره قانون افرینش قسمت 9″واون قسمت ازحرفهای شمارو دوباره گوش کنم دلم میخواد دوباره اینجا بنویسمش:

    قلب میگه ،ذهنم میگه!!!

    ذهن شیطانه ،قلب خداست

    میگه نبوده که ما بگیم و شیطان هم نگه !!

    نه … مامیگیم وشیطان هم میگه …به همه ی پیامبران !!!

    اما ما کلام الله رو بالا بردیم،وکلام شیطان روپست کردیم !!

    این تفاوتشه !! تفاوتش مثل روغن وآب میمونه …

    خیلی واضح …خیلی مشخص… نه شک ایجادمیکنه ونه تردید!!بسیار بسیار واضحِ که شیطان هرحرفی میزنه ،نتیجه ی احساسیش ترسِ ، تردیدِ ، نگرانیِ ، عصبانتیتِ ، خشمِ، افسردگیه واحساس گناهه !!!

    وخداوند هرحرفی رو میزنه نتیجه ی احساسیش آرامشِ ، قدرتِ ، احساس خوبِ ، لذتِ ، آگاهیه ، عشقِ !!!

    و من اعتقاد دارم به این نیرو…

    خیلی موقع ها ذهن منطقی خیلی تضادداره با این حسه !!

    منطق یه چیز دیگه رو میگه، این یه چیز دیگه رو میگه پررررت اصلا تعجب !!!

    استاد میدونید قلب من کجای صحبت هاتون به هیجان درمیاد؟؟اونجاش که میگید:

    اول سال، عید که من داشتم هدف گزاری میکردم ازخدا پرسیدم که امسالم رو روی چی بزارم؟؟گفت: بزار روی دوره های قانون جذب!!گفتم من توی یک مسیری هستم که درآمدم از جاهای دیگه خیلی بیشتره و وقت بزارم برای جاهای دیگه چندصدبرابراین چیزی که تو داری میگی درآمد دارم…وبعد براش توضیح دادم که ببین اینقدر برای من سود داره،من آماده ش کردم ،وقت گذاشتم براش،دوسال خاکش رو خوردم ،فلان شده، بهمان شده…. دقیقا حس من به من اینو گفت : گفت مگه پول نمیخوای؟؟ما بهت پول میدیم !!نمیدونم اسمش چیه..نمیدونم جنسش چیه…نمیدونم چه جمله ای رو بگم…یه حسه !! فقط میتونم بگم : یه حسه !!!یه چیزی که تو درکش میکنی،تودریافتش میکنی، تومیفهمیش !!

    بعد میگفتش که :سود میخوای؟؟مابهت سود میدیم !!

    سلامتی میخوای؟؟بهت سلامتی میدیم!!

    شهرت میخوای؟؟شهرت میدیم !! اعتبار؟؟ تو چی میخوای؟؟

    توهرررر چی که میخوای ازین کار ما بهت میدیم… ؛)

    فقط این کار رو انجام بده…

    استاد خدا به من گفت ومن هم همینقدر مثل شما براش منطق اوردم که ببین این کاری که تو میگی انجام بدم کل زحمت سه ساله ی من رو دود میکنه میفرسته فضا… زحمت های من تازه داره نتیجه میده…فقط یک حرکت انتحاری ازسمت من لازمه تا عید بتونم رضایت رو تو چهره ی خودم ببینم ، من الان فقط باید شیش ماه دیگه همین مسیرم رو ادامش بدم تا نتایجم رو (نتایج مالی مشهود)رو بکوبونم تو صورت کسایی که مدام مسخرم کردن و من سه سال برای امروز صبر کردم خدااا !!!

    من هم مقاومت داشتم استاد اما حقیقتا با اینکه خیلی برام سخت بود و البته درمقابل ، وعده ای که خدا به من وعده داده خیلی خیلی ارزشش بیشتره برام ؛ راحت تر تونستم تسلیم بشمو باهاش راه بیام و خیلی زود بپذیرم که این نیرو حرفش درسته و من هیچی حالیم نیست، وبزارم که اون کارش رو بکنه ؛)

    وقتی تسلیم شدم و گفتم خدایا باشه چشم اصلا هرررررچی تو بگی همون !!انقدر قلبم اروم شد که گفتم بخدا همین ارامش رو بادنیا عوض نمیکنم ومن تا تهش میرم حالا هرررراتفاقی که میخواد بیوفته بیوفته …هرچند که نتیجه ازهمین الان معلومه ؛)به وضوح صدای خدا رو میشنوم که میگه نعمت هایی بینهایت درانتظارتوعه … وکار تو فقط اینه که روی خودت کار کنی و مدام بهم میگه روی احساس ارزشمندیت کار کن…استاد به قول خودتون من بوی ثروت رو استشمام میکنم ،، من صدای مدارهای بالاتررو میشنوم ،،،من هرشب وقتی که میخوابم پشت پرده ی سیاه چشمام ورود به یک مرحله ی جدید توی زندگیم رو میبینم وقلبم میخواد از شادی پرواز کنه

    نشونه ش هم اینه که الان حالم خوبه دیگه !!! واما صبررر صبر همون عنصری هست که من دارم این روزها در لابه لای روزمرگیهام بین کلماتم و رفتارهام و مناجات هام با خدا میبینمش خیلی خیلی کمرنگه اما من حسش میکنم !!!من پیداش کردم … من رفتارم عوض شده ،استاد خیلی صبورتر شدم،صبری که به قول شما نه از روی بیچارگی واستیصاله بلکه از روی توکل وایمانه !!!ایمان به اینکه من فقط باید صبر کنم واجازه بدم خدا پشت صحنه کارها رو ردیف کنه!!!

    این روزها کشتی من روی سطح اب ایستاده وبادی نمیوزه و سه ماهه که بی حرکته… اما من استاد ، روی عرشه ی این کشتی زیر نور زیبای خورشید درحالیکه نسیم ملایمی صورتم رو نوازش میکنه ایستادم و ازین فرصت دارم نهایت لذت رو میبرم و با دوربین شکاریم زوم کردم روی نعمت ها وزیبایی هایی که اطرافم میبینم … طبیعت اطرافم پراز زیباییِ!!! زیبایی هایی که من تابه حال توی زندگیم ندیده بودمشون

    راستی ؛ ناخدای این کشتی خداست و من تصمیم گرفته ام که اجازه بدهم کشتی ام را خدا براند…

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  3. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 1574 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوندا هر آنچه دارم بی شک از آن توست

    سلام و درود

    بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افتد

    رفتارهات باید نشان بدهد چقدر تغییر کردی ولی اگر طبق قبل هستی یعنی تغییر نکردی

    در زمان فشار و عصبانیت و شرایط سخت اگر رفتار را میتونی کنترل کنی و رفتارت تغییر کرده وگرنه شما با فایل گوش دادن و کار کردن روی باور هاتون به این شکل تا الان که کار کردی تغییر نکردی

    کسانی که باورها شون را تغییر دادند و تمرین کردند و شرایط بیرونی براشون تغییر می‌کند

    در پناه خداوند یکتا شاد و سعادتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    gold گفته:
    مدت عضویت: 2174 روز

    بنام خدای رزاق، وهاب وتوابم،وهدایتگرم به راه راست،

    سلام خدمت استادوخانم شایسته عزیزم ودوستان،گرامی سایت وخانواده صمیمی عباس منش،

    واقعأ این فایل عالی مثل همه همه فایلهای دیگر،

    خدایاااااااااخیلی سپاسگزارم برای این استادوسایت خدایی،کمکم کن که از تغییر یافتگان باشم،

    وچقدر مهم است، باور هارا تغییر دهیم ومسیر زندگی ورفتار خودمان را اصلاح کنیم ،

    تا جهان را متفاوت تجربه کنیم ،حمد برای خدایی که همیشه همراه وهدایتگرمان است،

    من این هفته کمی روی باور هایم کار کردم وخدا راشاهد می گیرم،همان اطرافیان رفتارشان به لطف الله مهربان تغییر کرد،

    فرزندم که درشرایط بسیار متشنج ونادرست از کودکی زندگی‌ کرد بزرگ شد،خیلی عصبی و نامهربان بود،ولی امروز عجیب دوبار بادل منو بغل کرد، وخدا حافظی کرد،

    وقتی به مقصد رسید خودش پیامک فرستاد،وخیال مراراحت،کرد،

    یک تشکر ویژه از استاد شایسته زیبا، که این پروژه را همزمان با پایان یافتن دوره مقدس هم جهت باجریان خدواند، شروع کردن که یک برنامه ریزی هوشمندانه والبته خدایی هست،

    نمی گذارد مااز بی هدفی وبی برنامگی به تنبلی وبی کاری ،بیفتیم ،واز خدابرای خلق وهدایت اساتید بزرگوار خیلیییییی سپاسگزارم،

    خدا بچه ها به ما خیلی لطف ومحبت داره ،در امروزه روز که اکثریت به دنبال ،گرانی،نرخ طلاوارز،اخبار بد هستند،ما در این سایت اسمانی مشغول خود سازی تزکیه نفس هستیم ،بنده خودم را عرض می کنم باید خیلی شکر گذار تر باشم،برای این نعمت، خدای جانم خیلی سپاسگزارم، ودر اعوش امنت احساس خوبی دارم،

    خدایا سلامتی،ثروت وزیبایی بیشتری به شما استاد عزیزم وبانو شایسته عطا کنه،

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    مهسا 🌙پیریان گفته:
    مدت عضویت: 984 روز

    به نام خدا

    سلام ب خانواده ی بزرگ عباسمنش

    خالصانه و با تمام وجودم سپاسگزارم برای این آگاهی های نابی ک با عشق در اختیارمون میزارید

    قدم ششم ب سمت پروانه شدن ”

    چقدر متن های خانم شایسته چشم هام رو به روی قوانین بازتر میکنه

    تو این متن این جمله دیوانه کننده بود

    ” کلید رهایی در تغییر خودمان است،نه تغییر دیگران”

    با تمام وجودم تجربه کردم هربار تمرکزم روی خودم بوده دنبال بهتر شدن خودم بودم

    نه دنبال حذف آدمای اطرافم ن دنبال تغییر شرایط ،جهان روی خوشش رو بهم نشون داده

    و آنقدر تکرار شده نمیتونم منکر بشم ک همه چیز درون منه ،هرجا ایرادی هست داره بهم یه پیغامی میده ک باید روی اون موضوع بیشتر کارکنم

    اگه مادرم میاد از کمبود ها با من صحبت میکنه چون من هنوز تو مدار کمبودم

    به محض اینکه روی فراوانی ها کار میکنم جنس همه چیز عوض میشه حتی حرفهای اطرافیانم …

    تمرین این قسمت :

    من از بچگی پدرم رو مقصر خیلی از ناکامی هام میدونستم

    و خودمو قربانی شرایط خانوادگیم و شرایط پدرم میدونستم

    و طبق قانون این رو هم دریافت میکردم

    چه از سمت پدرم چه جاهای دیگه.

    و همیشه هم کارها و رفتارهای پدرم برام آزاردهنده بود و مدام سعی داشتم اونو تغییر بدم

    با حرف زدن با دعوا و قهر و بی توجهی و بحث و…

    اما شرایط هرروز برام اذیت کننده تر میشد

    تا جایی ک با آگاهی های دوازده قدم با اعراض کردن آشنا شدم

    ب خودم گفتم اگه همون رفتارهارو در مقابل چیزهایی ک دوست ندارم داشته باشم بازم از همون ها تجربه میکنم

    شروع کردم ب تمرین

    پذیرفتم من خالق زندگیم هستم

    منم ک دارم اتفاقات و رقم میزنم

    پس تونستم ب چیزهایی ک دوست ندارم توجه نکنم

    چون استاد میگه توجه ب نازیبایی ها مثل دست کردن تو اتیشِ میسوزی حالا با هرمنطقی ک انجامش بدی

    استاد بخدا یادم نمیاد هفته ی اول بود روزای اول بود ک این تمرین رو انجام میدادم و چنان احساس خوبی داشتم

    ک اصلااااا یادم نمیاد چجوری پدرم بدون خدافظی یا درگیری یا بحث از خونه رفت و تو یه شهر دیگه برای خودش زندگی میکنه

    دیگه ن ارتباطی ن حرفی ن بحثی

    و چقدررررر هممون راضی تریم و خوشحال تریم

    یه مثال هم در رابطه با پسرم دارم ”

    اینکه استاد میگه مظلوم همیشه ظالم رو جذب میکنه دقیقا منه

    یه مادر حمایتگر و مراقب هم همیشه یه بچه ی وابسته و ضعیف جذب میکنه

    مدتها بود متوجه این ضعف توی پسرم شده بودم با حرف زدن باهاش و رفتار های مختلف سعی کردم اونو تغییر بدم. با این منطق ک پسرم ایراد داره و وابسته اس،جوری بود ک پسرم فقط میخاست با من بازی کنه همه جا میخاست کنار من باشه من ببینمش و مدام از این رفتارها

    پسرم 7 سالشه

    بازهم آمورش های استاد ب دادم رسید

    دوباره ب خودم نگاه کردم ب رفتارهام نگاه کردم

    گفتم من ایراد دارم، ایراد از بچه نیست

    من کجا دارم اشتباه عمل میکنم

    و به لطف هدایت های خداوند و آموزش های استاد تمرکزم اومد روی بهبود خودم

    و ب سرعت جهان واکنش نشون داد

    پسرم از این رو ب اون رو شد

    انقدر مستقل شده ک الان تنها بچه ایه ک تنهایی میره مدرسه و این خواست خودش بود ازم

    میگفت میخام تنها برم مدرسه و خودم میتونم انجامش بدم

    بیشتر با دوستاش وقت میگذرونه

    تمام کارهاش رو خودش انجام میده

    و الان توی این سن بفکر پول درآوردن از توانایی هاشه

    و چندروز پیش یکی از نقاشی هاش رو ب من فروخت

    درحالی ک من هیچی بهش نمیگم و تازه دارم ازش یاد میگیرم خیلی چیزارو..

    بینهایت موضوع برای این مثال هست و حالا نیاز دارم بیشتر ب خودم بگیرم

    بیشتر ب خودم نگاه کنم تا ببینم اونجاهایی ک رنج هست تکرار یسری موقعیت ها هست و من دوسشون ندارم ،کدوم رفتار های من شبیه گذشته است؟!

    خدایا تویی ک همواره پاسخ میدی ب درخواست های من

    و به امید و توکل ب هدایت هات قدم برمیدارم

    خودت من و تو مسیر بهشتی مسیر کسانی ک به آنها نعمت داده ای ثابت قدم کن

    و کمکم کن متعهدانه تر در مسیر بهبود خودم حرکت کنم

    آمین

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    حمید معدندار گفته:
    مدت عضویت: 1279 روز

    بنام الله مهربان

    سلام به استاد عزیز

    سلام به خانوم شایسته عزیز ، مرسی بابت ادیت دوباره این فایلها

    تو این فایل در مورد ظلم به خود صحبت شد و من قبلنا خیلی فکر میکردم به این موضوع که اگه کسی به من بدی یا نامردی میکنه اونه که مقصره و بشدت در احساس قربانی شدن قرار میگرفتم و احساس می‌کردم مظلوم ترین آدم دنام و خیلی بهم ظلم شده

    ولی زمانیکه مفهوم ظلم رو تو برنامه های استاد دیدم یواش یواش نگاهم تغییر کرد البته الانم هنوز تو این مورد مقاومت دارم ولی خیلی بهتر از قبل شده و چقدر خوبه که کامل درکش کنم ، بابا اگه باج ندی ، اگه دلت نسوزه ،اگه از خود گذشتگی نکنی آسمون به زمین نمیرسه و هیچ حس بدی سراغت نمیاد ، هیچ احساس گناهی نمیگیری

    از اونجایی که قانون جهان بدون تغییره ، اگه احساس ارزشمندی نداشته باشی جهان هم در و تخته رو جور میکنه ، یعنی تو کار ، تو روابط عاطفی ، تو ارتباط با دیگران دقیقا کسایی رو جلوت قرار میده که بزنن تو سرت ، ضد حال بزنن ، سوء استفاده کنن ازت ، حقت رو بخورن و…. این ماییم که با ضعیف بودنمون ، با نه گفتن مون ، با احساس بی ارزشی مون اجازه میدیم بهمون ظلم بشه و چقدر فایلهای استاد خوبه ، چقدر خوبه و چقدر کمک میکنه که آروم آروم تغییر کنیم اونم با گوش دادن ، فکر کردن و عمل کردن بهشون

    قسمت دیگه این فایل درباره تغییره ،خیلی بموقع جهان هدایتم کرد به این فایل

    من چند ماهی میشه که تصمیم گرفتم و بطور جدی شروع کردم به کار کردن روی خودم و روی باورهام

    تو همین مدت از خداوند خواستم که کدهای مخرب رو نشونم بده ، بهم بگه و اولش هدایتم کرد به دوره عاااالی عزت نفس و بعدش بلافاصله هدایتم کرد به دوره 12 قدم و 10 روزی میشه که این دوره رو از اول شروع کردم و نقطه به نقطه ، ویرگول به ویرگول دارم گوش میدم ، میبینم ، نگه میدارم ، فکر میکنم ، مینویسم و همینطور دارم کار میکنم تقریبا روزی 6.،7 ساعت این مسیر رو میرم

    و از اونجایی که درخواست من از خداوند پیدا کردن کد های مخرب بود ، امروز با یه اتفاقی که برام افتاد و نتونستم ذهنم رو کنترل کنم فهمیدم که من فکر میکردم که تغییر کردم و با صحبت استاد دیدم زمانیکه اوضاع ناجلبه من همون واکنش‌های قبل رو دارم و همونجور عصبانی میشم ،این یعنی چیزی در درون من عوض نشده که بخواد نتایج هم عوض بشه و البته که این نشونه ای بود که فهمیدم باید کنترل کنم و خودم رو تغییر بدم اون وقته که جهان من هم تغییر میکنه

    خدایا شکرت که یه کد مخرب ، یه ایراد زد بیرون تا من بهتر خودم رو بشناسم و بتونم خودم رو تغییر بدم و قطعا رو این موضوع کار میکنم

    خیلی خوشحالم از این بابت و بینهایت سپاسگزار خداوندم

    بینهایت سپاسگزار استاد عباس منشم

    بینهایت سپاسگزار خانوم شایسته ام

    خدایا شکرت که هدایتم کردی تا این ایراد رو پیدا کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    صدف صادقی گفته:
    مدت عضویت: 915 روز

    بنام خداى فراوانى ها

    سلام به همه دوستان عزیزم

    بخوام جمع بندى کنم این فایل رو طبق اصول هاى اصلى اموزشى استاد باید بگم که

    ما باید همیشه تمرکزوا روى خودمون باشه ؟ چطور ؟با بهبود مستمر خودمون …. وقتى همش به فکر هدف خودمون باشیم و اینکه چیکار کنیم بهتر بشه ( چه شرایط خوب باشع چه بد ) خود به خود از یک سرى حواشى و حواس پرتى ها دور میشیم . به نظرم این بالاترین حد کنترل ذهن هست ، ذهنى که همیشه درگیر خودش و اهدافش هست اصلا توجه و انرژى براش نیست که روى دیگران و عیب و ایراد ها و …. بزاره و خود به خود فرکانس تنظیم و مسیر درست پیش میره

    ما باید واقعا تغییر کنیم ، اگر واقعا تغییر کردیم پس باید وقتى شرایط بد هست این تغییرات بیرونى خودشو نشون بده ، هر چه درون تغییر یافته جدید ما باشه ، همون تغییر رو بیرون خودشو نشون میده ؟ کى ؟ زمانى که ما دچار احساسات شدید هستیم ( این میتونه حتى احساسات شدید خوب هم باشه )

    من تو هر فرکانس باشیم ، شخصیتم هر چى باشه جهان اطرافم با انسان ها و شرایط همون رو برام میسازه ، براى مقال اگر من شخصین قربانى ، ضعیف و مظلوم داشته باشم جهان ناچار و به قول استاد لا جرم آدم هاى ظالم و شرایطى که باعث میشه بهم ظلم میشه روبراى من بوجود میاره ، در واقع جهان به وجود نمیاره ، خود درون غالب من فرکانس واقعى من خلق میکنه ……

    اگر ما واقعا تغییر کنیم ، جهان لاجرم پازل ها رو از بیرون میچینه ، وظیفه جهان چیزى پازل های بیرون من هست و وظیفه من چیدن پازل های درون ( استاد من از این قانون براى شناخت درون انسان ها استفاده میکنم تو جایی که نیاز هست گزیتش کنم افراد اطرافم رو ) پس من به جاى اینکه بیام کار جهان رو انجام بدم یعنى تغییر دادم جهان اطرافم ، بهتر باهوش باشم و بیام با کار کردن روى خودم جهان درونم رو تغییر بدم ( بهتره بگم بهبود بدم )

    خدا رو شکر میکنم که به درک خوبى از قانون رسیدم طورى که تو خیلى از مواقع رعایت میکنم و تو این مورد از خودم راضى هستم که بر اساس غلیان هاى احساسى واکنش نمیدم و رفتار نمیکنم بلکه حتى احساس من هم بالا پایین بشع آگاهى خودم رو حفظ میکنم و آگاهانه رفتار میکنم نمیزارم احساسم اون لحظه وارد عمل بشه ، دمشو می برم سریع

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
    مدت عضویت: 249 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم

    إِنَّ اللَّهَ لَا یَظْلِمُ النَّاسَ شَیْئًا وَلَکِنَّ النَّاسَ أَنْفُسَهُمْ یَظْلِمُونَ

    (سوره یونس، آیه 44)

    بی‌گمان خداوند هیچ ستمی به مردم نمی‌کند، بلکه این مردم‌اند که به خود ستم می‌نمایند.

    این آیه یادآوری می‌کنه که هر آسیبی که از نافرمانی، بی‌ایمانی یا رفتار نادرست به ما می‌رسه، در واقع نتیجه ظلم خودمونه، نه ظلم خدا.

    پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم

    پروژه در آغوش گرفتن تغییر

    گام ششم

    اگر جهان من هنوز تغییر نکرده

    یعنی من هنوز به اندازه کافی تغییر نکردم

    سلام خدمت اساتید عزیزم

    سلام خدمت هم فرکانسی های گلم

    سلام خدمت سحرخانم بزرگوار

    خداوند پاسخ میدهدهدایت میکند اگر

    خواسته ها باور های عالی درباره خودمون وخداوند ایجادکنیم

    روندبهبوددائمی سایت شما استاد روند قانون تکامل رو به من یادآور میشود

    خسته نباشید خدمت خانم شایسته عزیز برای این همه بهبود وکیفیت سایت

    اگر من تغییر کنم لاجرم شرایط بیرونی عوض میشود

    با یادآوری این فایل از جنس رفتار هام

    مشخص میشود که من تغییر کردم یادرشرایط سخت تحت فشار قرار بگیرم ذهن ازکنترل خارج می‌شود و برمی‌گردم به همون رفتارهای قبل وتغیرنکردم فقط توهم زدم

    و اینکه اگر من به کسی باج ندم وبه خودم ظلم نکنم هیچ کس  نمیتونه به من ظلم کنه این استاد عزیز خیلی باور قدرتمندکننده ای است  و به  من کمک میکند  که آقا ظالمی برای من وجود ندارد

    وقتی به اندازه کافی من تغییر کنم افرادی که بامن فرکانس نیستن از من جدا میشن من طی این دوساله که درسایت بودم وسعی کردم باورهاموتغییر بدم خیلی زیاد خیلی از دوستان و آشنایان و افراد غیر هم فرکانس من که شاید هرچند وقتی یه بار زنگ میزد به طورکامل از من دورشدن تقریبا تنها هستم حتی اعضای خانواده دیگه خداوند شرایط رو برای من عادلانه فراهم کرده گفته مردساختنی  برو زندگی توبساز وکسی با من کاری نداشته باشه و جالبتر که خانمم قبلا با این روش تفکردر زندگی  مخالف بود اصلا به من کاری نداره

    سپاسگزارم از شما استاد گرامی بابت این پروژه یادآوری وتکرارروزانه ذهن

    در پناه الله شاد پیروز ثروتمند وسعاتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 416 روز

    به نام خدایی که رحمتش بی اندازه

    و مهربانی اش همیشگی است.

    خدای بخشنده ی فراوانی

    مهربان وعاشق بنده هاش

    غفور و رحیم

    سلام به استادجانم واستادخانم شایسته جانم

    وهمه عزیزان جان ودلم

    در این فضای آرامش بخش وتوحیدی.

    ● تمرین امروز

    اگر درشرایط زندگی ام ، احساسی از تکرار دارم در درونم نگاه کنم که کدام واکنش من هنوز شبیه گذشته است که باعث می شود همین شرایط را دوباره جذب کنم؟

    من از زمانی که یادم می آید به محل کارم با تاکسی یا خط واحد می رفتم وزمان های زیادی از روز را برای رسیدن به محل کارم وبرگشت از محل کارم وقت می گذاشتم و همیشه بابت این خستگی زیاد در رفت وآمدم دچار رنج میشدم و یکبار به خودم تلنگر نزدم که بابا جان به فکر یک وسیله باش برای رفت وآمد

    حاضر بودم پولم را به این وآن ببخشم ولی یک ماشین نخرم چون از هر کسی که می شنیدم درباره عیب وایرادهای داشتن ماشین برام می گفت.

    حالا چی شد؟

    بعداز چند سال که می خوام ماشین بخرم باز هم آدم نشدم.

    چون همش میگم خیابون ها خیلی شلوغ است ترافیک زیاد است.

    نمی دونم با این ذهن منطقی وچموشم چطور کنار بیام؟

    بیشترین زمان وانرژی من در رفت وآمد می گذرد.

    وقتی می بینم دوستانم در عرض 15 دقیقه به خانه می رسند و من باید یک ساعت توی راه باشم از خودم خیلی رنج می کشم که چطور می تونم خودم را راضی کنم که بروم رانندگی یاد بگیرم و ماشین بخرم؟

    15 دقیقه کجا

    یک ساعت کجا

    شرایط زندگی خوبی دارم از هر لحاظ خوب وعالی است و فقط مشکل من این رفت وآمد به محل کارم است که خیلی زمان وانرژی ازمن می گیرد.

    به امید خدا این مشکلم هم به راحت ترین شکل ممکن حل می شود.

    《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مریم غدیری گفته:
    مدت عضویت: 4044 روز

    با درود ، 5 بار فایل را شنیدم. به نظرم احساس لیاقت و شایستگی ام باعث شده که من هنوز نتوانم به پیشرفتی که مد نظرم است برسم. این باور در من بسیار زیاد ریشه ای و پاشنه ی آشیلِ. الان شرایط ندارم که دوره اش را بخرم. باید سعی کنم از عقل کل استفاده کنم که این باورم قوی و قوی تر بشه. این روزها خداوند 2 فرد را داره به من نشان میده که بیشتر اهمیت این باور را درک کنم. یکی از اساتیدم که واقعا دانش فراوان دارند و خیلی هم کاربلد هستند ولی چون نحوه ی رفتارشان را تغییر ندادند از سال گذشته در مجموعه ای که کار می کردند کنار گذاشته شدند. پس وقتی استاد میگن اگر تغییر نکنیم زیر چرخ های جهان له می شویم بسیار جمله ی دقیقی است. نفر بعدی یکی از بستگانم می باشد که در جوانی فقط کار میکردند از 5 صبح تا 9 شب و همه ی درآمد را دو دستی تقدیم به همسرشان می نمودند و اجازه می دادند که مانند برده باهاشون رفتار بشه. حالا که میانسال شده اند خیلی بهشون سخت میگذره چون می بینند بردگی بسیار دشواره. اما حاضر نیستند لحظه ای درنگ کنند و بیندیشند که اشکال کار من چیست و آیا میشه اصلاحش کرد…

    شرایط چالش برانگیز برای من زمان جنگ 12 روزه پیش آمد و من یک مریم دیگر را دیدم که بسیار زیاد ترسیده بود. از مردن. واقعا از هم پاشیدم. گاهی فکر میکنم چقدر خوب شد چون فهمیدم در شرایط گل و بلبل هر کسی می تونه آرامش خود را حفظ کنه ولی در جنگ چی.

    خدا را سپاسگزارم که حداقل می دانم اگر شرایطم تغییر نکرده به بیرون از من ربطی نداره به درون من مربوط میشه. چون با این باور می توانم تغییر ایجاد کنم. تغییر ذهنی واقعی نیاز به شخم زدن ذهن دارد ولی بسیار بهتر از هزاران کار فیزیکی سخته که من توانایی انجامش را ندارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: