تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۷ - صفحه 20


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

451 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1777 روز

    بانام خداوند صبور

    بانام خداوندشکور

    باسلام وعرض ارادت حضوراستادعباس منش وخانم شایسته ورفقای بهشتی ام

    موضوع گفتگوی این جلسه استادعزیزبا خانمهای نازنین مژگان وزهره

    صبروطی کردن تکامل است

    کامنت دوم

    صبر، کلید گشایش و رسیدن به اهداف از نگاه قرآن:

    زندگی سفری است پر از فراز و نشیب آزمون و انتظار در مسیر رسیدن به اهداف گاه لحظاتی فرا می‌رسد که گویی زمین و زمان بر ما سخت می‌گیرند اما درست در همان لحظات است که خداوند از ما صبر می‌خواهد همان نیروی درونی و الهی که پلی است میان اکنون ما و آینده‌ای که آرزویش را داریم

    قرآن کریم در آیات متعددی از صبر به‌عنوان نشانه‌ای از ایمان و شرط رسیدن به موفقیت یاد کرده است:

    «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» 

    بی‌تردید خداوند با صابران است

    وقتی خداوند وعده می‌دهد که با صابران است یعنی قدرت حمایت و هدایت الهی در تمام لحظات انتظار و تلاش همراه انسان صبور است صبر در نگاه قرآن تنها تحمل نیست بلکه اعتماد به زمان الهی و ادامه دادن با ایمان و آرامش است یعنی در دل سختی‌ها نیز به یقین برسی که آنچه برایت مقدر شده بهترین است و در بهترین زمان به تو خواهد رسیدصبریعنی طی کردن تکامل است

    من ازاموزه های استادعباسمنش آموخته‌ام که هر هدف بزرگی صبری بزرگ می‌طلبد همان‌طور که بذر برای شکفتن باید در تاریکی خاک بماندانسان نیز باید در لحظات خاموشی آرام بماند و ایمان خود را حفظ کند در این مسیرصبر نه‌تنها مرا از رنج حفظ کرده بلکه روح مرا قوی‌تر ساخته است.

    اکنون با تمام وجود باور دارم که هر تأخیری رحمتی وحکمتی در دل دارد و هر مانع وتضاد پلی است به‌سوی رشد و کمال ودرس گرفتن ازآن تضاد

    خداوند در سوره‌ی زمر می‌فرماید:

    «إِنَّمَا یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُم بِغَیْرِ حِسَابٍ» 

    بی‌گمان پاداش صابران بی‌حساب داده می‌شود.

    و این یعنی صبرفقط مقدمه‌ی رسیدن به هدف نیست خود پاداش است خود رشد است در هر لحظه‌ای که صبر می‌کنم به خدا نزدیک‌تر می‌شوم ایمانم عمیق‌تر می‌شود و انرژی درونم با خواست الهی هماهنگ‌تر می‌گردد

    من باتوجه به اگاهی هایی که ازاموزه های استادفراگرفتم ایمان دارم که در سایه‌ی صبر به تمام اهدافم خواهم رسیدچرا که صبر تجلی ایمان عشق و تسلیم در برابر حکمت خداست هر روز با آرامش درونی و اعتماد به قانون الهی پیش می‌روم و می‌دانم که زمان تحقق رؤیاهایم دقیقاً زمانی خواهد بود که آماده‌ی دریافت آن‌ها شده‌ام.

     نتیجه:

    صبر یعنی باور به زمان خدانه زمان خودمان یعنی در دل طوفان آرام ماندن و در دل تأخیرها ایمان داشتن به اینکه جهان در حال چیدن بهترین‌ها برای من است من با صبربا ایمان و با عشق در مسیر اهدافم هستم و می‌دانم که وعده‌ی خدا هرگز تخلف نمی‌کند.

    من بسیاربه کارساخت وسازمسکن علاقه دارم آنهم درشهرکرمان ویکی ازارزوهام خریدزمین درکرمان بود وبه لطف الله چندماه پیش خداوندخیلی شیک ومجلسی بافروش خونه قدیمی سازم که دوسال پیش برام فروخت زمین مورددلخواهم رادرکرمان برام خرید ومنتظرهستم تاخداوند بافروش زمین عالی ام سرمایه اولیه رابرام فراهم کنه تابزودی وهرزمان که خداوند به کائنات دستورداد ومن آماده دریافت فضلش باشم کارساخت ساختمان طبقاتی ام درکرمان راشروع کنم

    البته گاهی نجواها سراغم میادکه داره دیرمیشه امامن به وعده خداوند ایمان دارم همانطورکه مژگان جان گفت وقتی خداوندمرابه این مسیرالهی رهنمون کرده قطعا نتایج شگفت انگیز برایم درراه است

    تادرودی دیگربدرود

    اصغرابراهیمی دوازدهم آبان 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2016 روز

      بنام خدای مهربان

      سلام ب شما دوست خوبم آقای ابراهیمی

      سپاسگزارم بخاطر کامنت زیبایی ک نوشتین

      چقد وجودم و غرق آرامش کرد

      چقد زیبا نوشتید از صبر و پاداش های بسیارش

      چقد زیباست این آگاهی ها

      چقد از تک تک کلمات شما توحید چکه میکرد

      مرسی بخاطر این آگاهی های ارزشمند ک با ما ب اشتراک گذاشتین

      سپاسگزارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        اصغر و پرسیلا گفته:
        مدت عضویت: 1777 روز

        بانام خدای وهاب

        سرکارخانم لرستانی گرامی

        از لطف، توجه و مهربانی‌تان در پاسخ به دیدگاهم صمیمانه سپاسگزارم همراهی و بازخورد ارزشمند شما نشان از روح بزرگ و نگاه دقیق‌تان دارد

        حقیقتاً از اینکه وقت گذاشتید و با دقت و محبت نوشته ام را خواندیدو نظر دادید بسیار خوشحال و دلگرم شدم قطعاحضور امثال شمانازنین در جمع صمیمی عباسمنش مایه افتخار،مباهات و انگیزه است

        با آرزوی موفقیت‌های روزافزون برای شما و تداوم این حضورهای پرمهر

        با احترام و قدردانی

        ارادتمند ابراهیمی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدی حوازاده گفته:
    مدت عضویت: 1596 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان عزیز

    یادمه یه روز با پدرم توی یه جاده ای بودیم که داشتیم برمیگشتیم اصفهان توی راه پدرم گفت با اینکه این جاده از لحاظ کیلومتری بیشتر هست از جاده ی موازیش و جاده ی موازی حتی جاده ی بهتری داره اما انگار توی این جاده رسیدن به مقصد خیلی راحت تره بعد که پرسیدم چرا گفت چون توی این جاده فاصله ی شهرا کمتره و تا میایی به اصفهان برسی به یه عالمه شهر برخورد میکنی اما اون جاده یه نواخته و ادمو خسته میکنه

    همونحا به خودم گفتم مسیر موفقیت هم همینه اگر من یه هدف بلند مدت انتخاب کنم و نیام اونو به موفقیت های کوچیک (شهر های بین راهی) تقسیم کنم اون موقع نتنها لذت نمیبرم بلکه احتمالن به خواستمم نمیرسم ولی اگر من با رسیدن به هر شهر progress و پیشرفتم رو متوجه بشم اون و سعی کنم از اون شهرا لذت ببرم و تجربه کسب کنم در نهایت به مقصد هم میرسم و نکته جالبش اینجاست که ادم وقتی به مقصد میرسه اگر لذت برده باشه از مسیر میبینه شهرای بین راه از مقصد هم حتی باحال تر بود

    دیشب یه فایلی از استاد میدیدم که داشتن در مورد همین توضیح میدادن که اصن مقصدی وجود نداره و انتهایی برای پیشرفت نیست مگر مردن

    اگر من مهدی به کسی کاری نداشته باشم

    اگر باور داشته باشم یک مسیری هست که منو به خواستم میرسونه و من باید اونو طی کنم و اگر اینو درک کنم که من باید از مسیر از تمام لحظاتش لذت ببرم اگر اینو درک کنم که لذت در ماجراجویی هست اون موقع گیر نمیدم به مقصد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 58 رای:
  3. -
    شکوه گفته:
    مدت عضویت: 1313 روز

    بسم‌اللهِ الّذی یربطُ على قلوبنا بالصّبرِ و یهدینا بنورِ یقین.

    «وَاصْبِرْ وَمَا صَبْرُکَ إِلَّا بِاللَّهِ» (نحل، 127)

    ایمانِ آرام، راه را باز می‌کند

    امروز راستش دلم گرفته بود.

    احساس می‌کردم دارم تلاش می‌کنم، اما هیچ‌چیز اون‌طور که می‌خوام پیش نمی‌ره.

    یه جور خستگی بی‌نام، که نمی‌دونی از کجاست…

    تا اینکه فایل «قانون صبر و ادامه دادن مسیر» رو گوش دادم،

    و فهمیدم… شاید فقط یه چیز رو فراموش کرده بودم:

    نتایج بزرگ، همیشه آرام میان.

    «نتایج در مسیر صبر و ادامه دادن پنهان‌اند.

    خیلی‌ها قبل از رسیدن، مسیر رو رها می‌کنن، چون نشونه‌ها رو نمی‌بینن.»

    و من چقدر از این نشونه‌ها عبور کرده بودم بدون اینکه شکرشون رو بکنم…

    منی که زمانی از اضطراب نفس نمی‌تونستم بکشم،

    قرص می‌خوردم تا فقط بخوابم، تا فقط آروم بشم…

    حالا یک ساله بدون قرص، با قلبی آروم می‌خوابم.

    دیگه اون استرس قدیمی توی بدنم نیست.

    آروم‌ترم. صبورترم.

    و اگر نتیجه‌ای در ظاهر نمی‌بینم، یعنی هنوز دارم ریشه می‌دهم…

    در سکوت، در زمین ایمان.

    من در مسیر درست خداوند هستم،

    حتی وقتی هنوز چیزی در بیرون ندیدم.

    صبر یعنی ایمان داشتن به زمان‌بندی خدا.

    یعنی بدونی هر تأخیری، خودش بخشی از نظم الهیه.

    یعنی بپذیری رشد مثل باز شدن گلبرگه، نه مثل زدن کلید.

    یعنی به جای عجله برای رسیدن، یاد بگیری در مسیر لذت ببری.

    گاهی فراموش می‌کنیم که «ادامه دادن» خودش یک معجزه‌ست.

    که هر صبحی که دوباره از جا بلند می‌شی، یعنی هنوز خدا با توست.

    و هر گامی که با ایمان برمی‌داری، در واقع خودِ خدا داره از درونت حرکت می‌کنه.

    «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ»

    یعنی در لحظه‌هایی که خسته‌ای، خدا از درونت صبر می‌جوشاند.

    خدایا…

    اگر امروز دلم لرزید، تو آرامش خودت را در من لبریز کن

    اگر ناامید شدم، یادم بیار چقدر تغییر کرده‌ام.

    چقدر از آن شکوهِ پر از اضطراب دور شدم،

    و چقدر به تو نزدیک‌ترم…

    خدایا اراده خودت رو در تمام بدنم جاری کن

    و به من قدرت بده که همیشه در مسیر درست بمونم

    خدایا شکرت

    برای این مسیرِ زنده و مقدس.

    برای صبری که از خودت در من گذاشتی.

    برای قلبی که هنوز ایمان داره،

    حتی وقتی چیزی نمی‌بینه

    باور نهایی:

    من در مسیرم، حتی وقتی خسته‌ام.

    خدا از درون من ادامه می‌دهد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 51 رای:
    • -
      سجاد بحرینی گفته:
      مدت عضویت: 2246 روز

      ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻪ ﺑﻪ

      ﭼﻪ رﻧﮕﻰ

      ﻋﺠﺐ آﻓﺘﺎب ﻗﺸﻨﮕﻰ

      زﻧﺪه م ﺟﺎﻳﺰه ﺳﺖ اﻳﻦ

      ﻫﻤﻴﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﺳﺖ ﺟﺎی اﺻﻠﻴﻢ

      ﺧﻮدب ﺗﺮ از ﻫﻤﻴﺸﻪ ام

      ﻧﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﺷﻮﻧﻢ ﻧﻪ ﺷﺒﻴﻪ ﻣﻨﻦ

      ﻧﻪ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﺷﻮﻧﻢ ﻧﻪ ﺳﻠﻴﻘﻪ ﻣﻦ

      ﻧﻪ ﺗﺎﻳﻴﺪﺷﻮﻧﻢ ﻧﻪ ﺗﺎﻳﻴﺪﻣﻦ

      ﺧﻮﺷﻢ و ﺧﺮم

      دﻳﺮوز ﺧﻮدﻣﻮ ﺑﺮدم

      دﻟﻤﻮ ﮔﻮش ﻣﻴﺪم

      ول ﻛﺮدم ﻣﺨﻤﻮ ﻛﻠﺎ

      ﻣﻰ رﺳﻢ ﺑﻪ اﻳﻦ آدم

      ﻛﻪ ﺗﻮ ﻫﺮ ﺷﺮاﻳﻄﻰ ﻣﻰ ﺧﻮادم

      ﻣﻰ رﺳﻢ ﺑﻪ ﺧﻮدم ﻣﺸﺘﻰ

      ﭘﻴﺮ ﻣﻰ ﺷﻢ ﻧﻴﺎد ﻛﺴﻰ ﻋﻴﺎدت

      ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻪ ﺑﻪ

      ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﻘﻒ ﺑﻪ اﻳﻦ ﺗﺨﺖ

      ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻪ ﺑﻪ

      ﺑﻪ رﻳﺨﺘﻢ ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺘﻢ

      ﻣﻰ ﺧﻮرم از اﻧﮕﻮر

      اه ﻣﻮﻧﺪه ش

      ﻧﺒﻀﻢ ﻛﻮک

      ﻣﻰ ﺗﭙﻪ ﻗﻠﺒﻢ ﺧﻮب

      ﺧﺪای ﻣﻦ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ

      ﻣﻴﮕﻢ و ﻣﻰ ﺧﻨﺪم ﻣﺪام

      ﺻﺪای ﻗﻠﺒﻢ ﺧﺪام

      ﭘﺸﺘﻮاﻧﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ و ﭘﺎم

      ﻣﻬﻢ ﻧﻰ اﺻﻠﺎ ﻛﺠﺎم

      ﻣﻴﮕﻢ و ﻣﻰ ﺧﻨﺪم ﺑﻠﻨﺪ

      ﺧﻮﺷﻴﺎم ﺿﺮب در دو ان

      ﻣﺨﻢ اﺟﺎره س

      از ﻗﺼﺪ ﺧﻠﻢ

      ﺧﻮﺷﻢ ﻣﻴﺎد از ﺧﻮدم

      ﺑﺪ ﺑﻮدم ﺣﺎﻟﺎ ﺧﻮﺑﻢ

      ﺑﺪ ﺗﻌﻄﻴﻠﻪ ﺑﺎﻟﺎ ﺧﻮﻧﻪ م

      ﺗﻤﻮم ﻣﻴﺸﻪ ﺳﺮ ﻣﺎﻫﺎ ﭘﻮﻟﻢ

      ﮔﺮم دم اوﻧﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺑﻮدن

      ﮔﺮم دم اوﻧﺎﻳﻰ ﻛﻪ

      دﻳﺪن ﺗﺸﮏ زﻳﺮﻣﻮن ﻣﻮزاﻳﻴﻜﻪ

      اﻣﺎ ﻣﻮﻧﺪن

      اون روزا ﭘﻴﺸﺖ

      داش ت ﻣﻌﺮﻓﺘﻮ ﺣﺎﻟﻴﺸﻪ

      ﺟﺪﻳﺪﻧﺎ راه ﻣﻴﺮم ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ

      ﺷﻌﺮ ﻣﻰ ﺧﻮﻧﻢ

      ﻳﻪ ﺟﻮری ردﻳﻔﻢ

      ﺣﺎﻟﺎ ﺧﻮﺑﻪ ﭘﻨﺖ ﻧﻰ ﺧﻮﻧﻪ م

      ﺗﻮ ﻣﺎﺷﻴﻦ دﻧﺪه ای

      اﻧﮕﺎر ﺗﻮی ﺑﻨﺰ ﻣﻰ روﻧﻢ

      ﻋﺮﻗﻮ وا ﻣﻰ ﻛﻨﻢ

      ﻣﻴﮕﻢ ﺑﻮی وﻳﺴﻜﻰ اوﻣﺪ

      ﺑﺎﺑﺎ ﺑﻪ ﺑﻪ

      ﺑﻪ اﻳﻦ ﺣﺎل ﺑﻪ اﻳﻦ ﺳﺎل

      ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻫﻤﻪ ﻛﺎر ﻣﻰ ﻛﻨﻢ

      ﺑﺎﺑﺎ ﻋﻴﺐ ﻧﻴﺴﺖ ﻛﺎر

      ﻣﻰ ﺧﻮرم از ﻣﺸﺘﻢ

      ﺑﺪ ﻧﻴﺴﺖ دﺳﺖ ﭘﺨﺘﻢ

      ﺳﻤﺖ ﻛﺴﻰ ﻧﻴﺴﺖ اﻧﮕﺸﺘﻢ

      ﮔﻔﺘﻦ ﻣﻨﻢ ﮔﻔﺘﻢ

      ﻣﻴﮕﻢ و ﻣﻰ ﺧﻨﺪم ﻣﺪام

      ﺻﺪای ﻗﻠﺒﻢ ﺧﺪام

      ﭘﺸﺘﻮاﻧﻪ ﻣﻦ دﺳﺖ و ﭘﺎم

      ﻣﻬﻢ ﻧﻰ اﺻﻠﺎ ﻛﺠﺎم

      ﻣﻴﮕﻢ و ﻣﻰ ﺧﻨﺪم ﺑﻠﻨﺪ

      ﺧﻮﺷﻴﺎم ﺿﺮب در دو ان

      ﻣﺨﻢ اﺟﺎره س

      از ﻗﺼﺪ ﺧﻠﻢ

      ﺧﻮﺷﻢ ﻣﻴﺎد از ﺧﻮدم

      ﻣﻬﻢ ﻧﻰ اﺻﻠﺎ

      ﺑﺪ ﺑﻮدم

      ﺣﺎﻟﺎ ﺧﻮﺑﻢ

      ﺣﺎﻟﺎ ﺧﻮﺑﻢ

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمد کرمی گفته:
      مدت عضویت: 1506 روز

      سلامی گرم به شکوه عزیز و زیبا

      کامنت پر از عشقتو که خوندم ناخودآگاه اشک از چشمانم سرازیر شد .گذشته خودمو بیاد اوردم شبهای که تا خود صبح از فکر و خیال و استرس خواب نداشتم و روزهای که با کسلی سر کار میرفتم و انگار یک مرده متحرک بودم .دنیا برام هیچ لذتی نداشت و فقط داشتم انتظار مرگ رو میکشیدم

      وقتی گذشته خودمو با این سالهای آشنایی با استاد مقایسه میکنم اصلا حتی ذره ای دلم نمیخواد به گذشته برگردم .منی که الان سالهاست عین یه بچه به محض اینکه میرم توی تخت خواب خوابم میبره و صبح با صدای قشنگ پرندها از خواب بیدار میشم و صدای قشنگ قلبمو میشنوم و نوید یک روز تازه و هدیه زندگانی تپش قلبم بهم میده

      آرامشی که الان مدتهاست توی لحظه به لحظه زندگیم وجود داره .جریان نعمت و برکاتی که از بی نهایت طریق خداوند جاری کرده در زندگیم

      همه اینها نشون میده هم جهت هستم با جریان خداوند و این آرامش مزد تمام اون روزهای بود که تصمیم گرفتم تغییر کنم و دنیا رو متفاوت نگاه کنم روزهای که باورهای قدیمی من از بالا و پایین و از چپ راست بهم فشار میاوردن و سرم به حالت انفجار میرسید ولی من صبر کردم و خودمو تسلیم خداوند کردم چون میدونستم اتنهای مسیر چیزی جز آرامش نیست و الان غرق در آرامشم

      شکوه عزیز تو خوب میدونی من چی میگم چون استرس و نگرانی دائمی تجربه کردی و الان دقیقا نقطه مقابل اون هستی ..کامنت زیباتو که خوندم فقط دلم میخواست اشک بریزم و دست به قلم بشم برای سپاسگزاری از شما

      ممنونم ازت دوست عزیزم برای تک تک کلمات الهی که نوشتی و قلبمو نورانی کردی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        شکوه گفته:
        مدت عضویت: 1313 روز

        بسم الله الذی یبدّل خوفَ القلبِ أمانًا و یجعل من شبِ اضطراب، سپیده‌ی آرامش

        سلام محمد عزیز

        چقدر با خوندن کلماتت حس زنده بودن در من دوید…

        همون حس آشنای رهایی بعد از سال‌ها خستگی،

        همون لحظه‌ای که انسان می‌فهمه خدا چقدر نزدیک‌تر از رگ گردنه.

        اون‌جا که گفتی: «منی که الان سال‌هاست عین یه بچه به محض اینکه میرم توی تخت خواب خوابم می‌بره…»

        این یعنی تسلیمِ واقعی.

        یعنی ذهنی که دیگه نمی‌خواد کنترل کنه، فقط می‌ذاره خدا اداره‌ش کنه.

        «هُوَ الَّذِی أَنزَلَ السَّکِینَهَ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ»

        اوست که آرامش را در دل‌های مؤمنان نازل می‌کند…

        و چه زیبا که این آیه، حالِ تو را توصیف می‌کند.

        وقتی رها می‌کنم، خداوند جای من کنترل می‌کند؛ و آن‌وقت همه‌چیز به نرمی می‌چرخد.

        محمد جان، ما از همان شب‌های بیداری عبور کردیم…

        از قرص‌ها، از بی‌خوابی‌ها، از فکرهایی که تا صبح نمی‌ذاشتند نفس بکشیم.

        اما ببین امروز کجاییم…

        در نقطه‌ای که دیگر لازم نیست برای خوابیدن تلاش کنیم،

        چون «آرامش» خودش ما را می‌خواباند.

        «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ»

        و این اطمینان، همان مزدِ صبرهای شبانه‌ست.

        من در آرامشِ خداوند غوطه‌ورم، و هر دم که یاد او می‌کنم، وجودم سبک‌تر می‌شود.

        سپاس از تو برای این قلبِ روشن و بی‌ریا که با عشق نوشتی…

        دعای من برای تو این است که این آرامش، نه فقط در شب، بلکه در تک‌تک لحظه‌های روزت جاری بماند

        مثل نوری که از دلِ خدا می‌تابد و به تمام ذرات زندگی‌ات می‌رسد.

        خواب‌هایت آرام، روزهایت روشن، و دلت همیشه هم‌جهت با خداوند

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1353 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استادم

    خدمت همه هم فرکانس هایم

    در زمانی که خودم حرکت نکنم و تغییرات را ایجاد نکنم

    خدا برای من که کاری نمیکند .اگر من هنوز بذری را که کاشتم را نور کافی ندهم آب کافی ندهم

    هیچ گاه آن بذر رشد نمی‌کند

    چرا که من انگیزه رشد ندارم

    من انگیزه تغییر ندارم

    تنبلی نیست

    انگیزه برای حرکت کردن در مسیر تغییر ایجاد. نکردم

    پس هر آنچه در زندگی دارم

    نتیجه انگیزه ها

    و فرکانس های من است

    نتیجه باور ها به اینکه قرار نیست با ثابت موندن هر چیز عوض شود

    باید حرکتی باشد

    تا به مقصد رسید

    من با باور سازی که انگیزه من است

    که به خدا نزدیکتر شدم چون هر چه بیشتر نتیجه میگیرم به خدا نزدیکتر میشوم

    خدا را بیشتر باور میکنم

    به گفته استاد

    من باید صابر باشم

    اگر من صابر نیستم و فکر میکنم با یک بار باور سازی همه چیز تغییر میکند

    اشتباه است

    باید تکاملم را طی کنم

    من چند وقتی هست که میخام سایتی راه اندازی کنم

    ولی هنوز نتونستم

    اگر نتونستم از حرکت نکردن خودم هست

    هنوز در مورد وردپرست که ساده ترین یادگیری است قدم برنداشتم چطور میخام سایتی داشته باشم

    و این فایل انگیزه ای ایجاد کرد که باید قدم اول بردارم و حرکت کنم هدایت های خداوند میاد چون خدا وهاب است و در وجود من است ومن را هدایت میکند استاد ممنونم از این دوره بینظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 38 رای:
  5. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ‌

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است

    و مهربانی اش همیشگی

    یا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِینَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ یَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا یَفْقَهُونَ «65»

    ای پیامبر! مؤمنان را بر  پیکار(با کفار) تشویق کن که اگر از شما بیست نفر صابر باشند بر دویست نفر پیروز می شوند، و اگر از شما صد نفر (مقاوم) باشند بر هزار نفر از کافران غلبه می یابند؛ زیرا آنان گروهی هستند (که حقایق توحید و قدرت خدا را) نمی فهمند.

    الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنْکُمْ وَ عَلِمَ أَنَّ فِیکُمْ ضَعْفاً فَإِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ مِائَهٌ صابِرَهٌ یَغْلِبُوا مِائَتَیْنِ وَ إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ أَلْفٌ یَغْلِبُوا أَلْفَیْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ اللَّهُ مَعَ الصَّابِرِینَ «66»

    اکنون خداوند، بر شما تخفیف داد ومعلوم داشت که در شما ضعفی هست. پس اگر از شما صد نفر صابر باشند، بر دویست نفر پیروز مى‌شوند، و اگر هزار نفر (صابر) باشند، بر دو هزار نفر (از آنان) با خواست خداوند پیروز مى‌شوند. و خداوند با صابران است.

    ===================================

    خدایا هرآنچه دارم مالک اصلیش تویی و از فضل و رحمت و محبتت بمن رسیده

    ای خالق عزیزم سپاسگزارم برای بیشمار نعمتهایی که به من و عزیزانم عطا کردی

    الهی من به نا آگاهی و ناتوانی خودم در برابرت  اعتراف می کنم 

    اعلام خضوع و خشوع و فروتنی می کنم

    الهی من بدون تو هیچی هم نیستم

    دست تسلیمم بالاست و به هر خیری که برام نازل کنی سخت فقیرم

    خدای مهربانم من همیشه  و هر لحظه محتاج  هدایت و حمایت و کمکت هستم

    دستمو محکمتر تو دستت بگیر و نزار که بلغزم

    الهی کمکم کن همیشه سپاسگزارت باشم

    توفیق سپاسگزاری هر چی بیشتر به قلبم بده

    الهی من  شکر ذره ای از نعمتهایی که بمن بخشیدی رو هم نمیتونم بجا بیارم ولی هرچی درتوانم هست شکرت می کنم

    الهی برای این کامنت هم به کمکت نیاز دارم

    تو بگو تا بنویسم

    ——————-

    سلام به استاد ابراهیم نشانم

    سلام به استاد مریم جان مهربونم

    سلام به دوستای نازنینم

    الهی که حالتون عالی باشه

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این رزق پر برکت و پر از آگاهی و زیبایی که امروز نصیبم کرد

    تحسین می کنم مژگان و زهره عزیز رو  برای همه رشد و پیشرفتهاشون و استمرار در مسیرشون و نتایج  شیرینشون

    الهی که هزاران بار بیش از این باد

    استاد جانم موندم که از کدامین از هزاران نتایج شیرین بیشماری که در این چند سال دانشجویی ام با شما داشتم بگم..

    از همزمانیها و هماهنگیها؟؟!!

    از نعمتهایی که خداوند مهربانم از اول زندگیم و حتی قبل از بدنیا اومدنم بمن داده و با شما هر روز بیشتر و بیشتر میشه؟؟!!

    از بهبودهای قدم به قدم ومستمرم که کم کم در خودم و شخصیتم و زندگیم ایجاد کردم؟؟!!

    از گردشها و سفرهای داخلی و خارجی که هم قبل از شما داشتم

    و با شما کلی زیادتر شده؟؟!!

    از در بهترین زمان و شرایط و موقعیت قرار گرفتنم و با بهترین انسانها روبرو شدنم ؟؟!!

    از روانتر شدن چرخ زندگیم و آسانتر شدنم برای آسانیهای بیشتر؟؟!!

    الهی شکر الهی شکر الهی شکر

    استاد جانم یکی دو مورد رو میگم هم بعنوان تمرین این قسمت و هم در راستای هدف و خواسته ای که دارم

    ممکنه که قبلاً هم تو کامنتهام نوشته باشم و برای صرفه جویی در وقتم نرفتم ببیننم نوشتم یا نه..

    یکیش سفر به ارمنستان بود که من و همسرجانم برای وقت مصاحبه و ویزای من در سفارت  امریکا رفته بودیم

    استاد جانم درخواست ویزارو دخترم سمیه جان که سیتیزن امریکاست داد

    و بمن و پدرش گفت که هم میتونیم بریم ترکیه که قبلاً من دوبار و همسرم یکبار  رفته بودیم و اکثریت مردمش مسلمان هستن

    و هم  میتونیم ارمنستان بریم که تابحال نرفته بودیم کشوری نا آشنا که هم دینشون  و هم زبانشون و هم فرهنگشون کلاً برای ما نا آشنا و غیر مشترک بود

    و من عامدانه وبا اینکه میترسیدم  و به  سمی جان و دخترای دیگرم این رو گفته بودم، ایروان ارمنستان رو انتخاب کردم

    خدا رو صدهزاران بار سپاس که ویزام درجا پذیرفته شد و با اینکه همه جور مدارک و مستندات با خودم برده بودم ولی هیچی از من نخواستن و فقط یکی دوتا سؤال پرسیدن وپاسپورتمو گرفتن  و گفتن ایمیل میاد برام که بعدش به دفتر پستی مخصوص مراجعه کنم..

    استاد جانم من با آموزشهای شما با اینکه معلوم نبود چه وقتی پاسپورتم میاد به همسرجان گفتم بلیط برگشت رو هم بگیریم و گرفتیم

    ما تاریخ برگشتمون جمعه  یک بعد از ظهر بود

    و بامداد پنجشنبه که من ساعت یک نیمه شب از خواب بیدار شدم دیدم ایشون نشسته و انگار احساس ناراحتی می کنه ازش پرسیدم چیشده که گفت تو قفسه سینه ام احساس ناراحتی می کنم

    من گفتم چیزی نیست احتمالاً غذای دیشب اذیتت کرده…استاد جانم خلاصه اش کنم که اونجا یکی از بزرگترین نقاط عطف کل عمرم بود

    بارها و بارها دستان خداوند رو و نشانه هاشو دیدم

    خداوند برام شاهکار کرد

    همزمانیها هماهنگیها فرشته هایی که برام فرستاد معجزاتی که غیر ممکن بنظر میرسید

    آرامشی که به قلبم داد

    که من واقعاً هنوزم که هنوزه تعجب میکنم چطور اونجوری آروم بودم که بااینکه هر روز با دخترام تماس تصویری داشتیم نزاشتم بفهمن حتی تو بیمارستان!!

    و  خداوند یک خانم دکتر ایرانی که دختر خیلی جواان و خیلی زیبای ارمنی مذهب بود که تو اون بیمارستان کار می کرد ولی در بخش دیگری غیر از بخش قلب بود رو برای کمک به من مأمور کرد و ایشون تمام کارها رو برام انجام داد مثل یک خدمتکار برام چند بار تاکسی اینترنتی گرفت همراهم اومد و در ماشین رو برام باز کرد و دوباره بست 

    چند بار تا صرافی نزدیک بیمارستان برای چنج کردن دلار همراه من اومد

    آدرس صرافی ایرانی که باهاش کار میکرد رو بمن داد

    تو بیمارستان چند بار به همسرم سر زد و خبرش رو بمن داد

    گزارش پزشکی بیمارستان رو که به ارمنی بود به انگلیسی و فارسی ترجمه کرد و بمن داد که ببرم ایران برای ادامه درمان و لازم نباشه ببرم دار الترجمه رسمی

    و تمام کارهای ترخیص رو که در ساختمونهای مختلف بود بعهده گرفت و من فقط همراهش میرفتم برای امضا

    این رو هم بگم که پزشک معالج همسرم و مسئولین  بیمارستان اجازه نمیدادن ایشون مرخص بشه، و من بامشورت با همسرم که دوبار رفتم پیشش تصمیم گرفتیم که من اعلام رضایت بدم و امضا کنم

    همه این ماجراها از وقتی که همسرم تو هتل احساس ناراحتی کرد تا وقتی که فرودگاه رفتیم و سوار هواپیما شدیم کلاً در ظرف 36 ساعت اتفاق افتاد!!

    و خانم دکتر که اسمش سما شمعیار بود  این بار هم برامون تاکسی گرفت و همراهمون اومد و درتاکسی رو برامون باز کرد و دوباره بست و بمن گفت حتماً وقتی رسیدیم ایران از وضع سلامتی همسرم بهش اطلاع بدم و کلی هردو برای هم آرزوی بهتترینها رو کردیم…

    و خدا رو میلیاردها بار شکر که به سلامتی به ایران رسیدیم

    و من وقتی خونه رسیدیم تو واتسپ براش پیام گذاشتم که همون متن رو اینجا میزارم:

    سلام خانم دکتر ما بسلامتی رسیدیم تهران

    خدا رو شکر که تو هواپیما هم هیچ مسئله ای برای همسرم پیش نیومد

    از صمیم قلبم از کمک و همراهیهای بیدریغتون سپاسگزارم

    خدا به شما خیر و برکت بده

    بهترینها رو برای شما آرزومندم

    و جواب ایشون:

    بسیار خوشحالم کردید و اینجا هم همه خیلی خیالشون راحت شد که سفرتون بدون مشکل بوده

    حتماً به بیمارستان مراجعه کنید و تحت نظر باشن

    براتون آرزوی سلامتی دارم

    —–

    خدا رو هزاران بار سپاس

    استادجانم میخواستم درباره اومدن دیروز  فریبا جان که از بچه های سایته با نام فریبا شهاب به خونه مون وهمزمانیها و اتفاقات خیلی قشنگی که افتاد بنویسم که به امد خدا در کامنت دیگری می نویسم

    و البته بعضیهاش رو امروز تو صفحه زیباییها را ببینیم نوشتم

    فقط این رو هم بگم که وقتیکه اومده بود خونه مون  اون فایل های صوتی که برای من و سمیه جان و نسیم جان بوسیله یاسمن جان که تو لوس آنجلس اومده بود دیدنتون برامون فرستاده بودین رو براش گذاشتم و با هم گوش کردیم و حسابی لذت بردیم کلی از خاطرات خوشمون برای هم تعریف کردیم

    بیشتر صحبتهامون هم درباره سایت و فایلهای استاد و کامنتهای دوستان و ارتباطاتی که با بچه های سایت دارم بود..

    استاد جانم یک پیشرفت خیلی بزرگ در چالش با همسرجانم رو امروز از شاهد بودم

    ما از دیروز غذای اضافی به اندازه ناهار امروزمون داشتیم و ایشون گفت خب دیگه اینجوری وقت می کنی دوتا کامنت هم بنویسی!!!

    که البته منظورش تا وقت ناهار خوردنمون بود ولی من  این کامنتم رو فقط نصفش رو رسیدم بنویسم

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر

    استاد جانم  شروع کردین درباره آیه ی قرآن بگین فهمیدم منظورتون کدوم آیه است، همین دو آیه ای که بالای کامنتم گذاشتم، و گفتم الان استاد جانم  میگه صابر بودن!!!

    خدا رو صدهزاران بار شکر برای صلاتی دیگر

    عاشقتونم

    خداوندد خیر دنیا و آخرت بشما عطا کنه

    خودم و همگی رو به آغوش گرم و نرم خدای مهربان میسپارم

    به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان

       

     

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 92 رای:
    • -
      علی گفته:
      مدت عضویت: 857 روز

      سلام خانم سلیمی

      وقت شما به خیر، ان شالله شما و خانواده محترم خوب و خوش و خوشبختر باشید

      شما فوق العاده هستید و عالی خودبیانگری رو به ما آموزش میدید حتی وقتی چالشی از روابط رو بیان میکنید توجه و تمرکز من بیشتر بر واکنش شماست و این به خاطر توانایی بالای شما در جهت دهی به ذهن خواننده کامنت های خودتان است.

      اگر نوشتن کامنت برای شما صلاه هست برای من خواندش حتما در جهت نیت جنابعالی هست.

      من اکثر کامنت های شما بر روی فایل های جدید رو دنبال میکنم و کامل مطالعه میکنم این قابلیت رو هم در سایت برای خودم فعال نکردم که وقتی کامنت میذارید برای من پیام بیاد چون لذت میبرم دنبال کامنت شما بگردم صفحه به صفحه به این امید که بهایی پرداخته باشم به خاطر احساس خوبی که نصیبم میشه

      قطعا برای من هم زیارت جنابعالی

      صلاه و نعمت هست امیدوارم در زمان و مکان مناسب این توفیق نصیب بنده و همسر و فرزندانم بشه ان شالله

      تشکر و ارادت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        فاطمه سليمى گفته:
        مدت عضویت: 2048 روز

        سلام علی آقای عزیز

        الهی که روز و روزگارتون پر از خیر و برکت و سلامتی باشه

        خیلی خیلی ممنونم از این همه لطف و محبتتون

        خیلی ممنونم از کامنتتون که واقعاً پر از نکته های زیبا بود 

        وقتی شروع کردم به خوندن کامنتتون انگار خود خدا داشت با من حرف میزد و دلگرمم میکرد

        که کامنت نوشتنم بهتر شده 

        که فایده ای برای خودم ودوستانم داره

        که میشه از این هم بهتر بشه

        که باید همین مسیر رو ادامه بدم  و کلی بر احساس خوبم اضافه کرد.. و خیلی خوشحال شدم..

        شما که ماشاءالله خیلی فوق العاده تر و عالیتر هستین!!

        کاملاً مشخصه که خیلی با دقت کامنتها رو مطالعه می کنین! تمرکز میزارین!

        همین کامنت شما چقدر باورهای خوبی توش وجود داره  و من کلی از شما یاد گرفتم

        خدا روصدهزار مرتبه شکر برای وجودتون

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همه ویژگیهای  خوبتون

        خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای همسر و فرزندان خوبتون و همه نعمتهای زندگیتون

        الهی که میلیاردها بار بیش از این باشه

        باعث افتخار منه که میزبان شما و خانواده تون باشم و از تجربه های خودمون به همدیگه بگیم و لذت ببریم یاد بگیریم و یاد بدیم

        الهی که در بهترین زمان و شرایط فراهم بشه

        بهترین های دنیا و آخرت رو از خداوند مهربان براتون درخواست می کنم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1190 روز

    صبر گوارا کند هرچه ترا ناخوش است

    ساعتی از کف بنه آب گل آلود را

    سلام به استادگرانقدرم و مریم بانوی نازنینم

    و همه دوستانِ عزیزم در ادامه این‌مسیرِ بهشتی

    خدایا تو را شاکروسپاسگزارم بابت لحظه لحظه های زیبای زندگیم که باعشق تو در گذر است .

    در مسیری قرار گرفته ایم که خود هدفی والاست و اوجِ صبر و

    دلدادگی و رسیدن به نقطه ای که

    فقط می گوییم،

    خدا برایمان کافیست.

    انگار در جهانِ دیگری زندگی

    می کنی و با رعایت قانون زیبای تکامل در مسیر درست و در زمان مناسب ، هر آنچه برایت خیر و رشدوپیشرفت هست رقم می خورد.

    طرف حسابت خداوند است و هر رفتارو عملکردت را آگاهانه انتخاب

    می کنی و خودت می شوی خالق شرایط هر لحظه زندگیت با احساس خوب ،با

    آرامش و با ایمانی که در تاروپود وجودت به درختی تنومند و پربار تبدیل شده است و آنجا که

    می فرماید: مومنان نه ترسی دارند و نه غمی

    و واقعا اگر تا به امروز متعهدانه در این‌مسیر بهشتی قدم از قدم برداشته باشم ، درک کرده ام که همه چیز تا به امروز به صلاح من بوده است و

    دقیقا امروز ساعاتی با خودم و خدایم خلوتی داشتم و می گفتم خدایا من روزی آرزو داشتم اطاقی از خودم‌داشته باشم که با آرامش سرم را روی بالشت بگذارم یا

    رابطه ای عاشقانه بدون دعوا و مشاجره فقط عشق باشد و عشق و به هم که نگاه می کنیم از وجود همدیگر لذّت ببریم و از خداوندی که باعث این پیوند زیبا شده است قدردانی کنیم یا

    مصطفی جان کسب و کاری داشته باشد که اولا عاشق کارش باشد و دوما اینکه بابت ریال به ریالِ

    صندوقش که بی شک خزانه آن

    در دستان خودت که خزانه دار این جهان می باشی ، هرروز شکرگزاری کنیم

    و بی نهایت موارد دیگر

    و امروز به لطف بودن در این‌مسیر و شنیدن و عمل کردن به نکات کلیدی و ارزشمند استاد جانم

    خداوند سخاوتمندانه فراتر از تصوّراتمان عطا کرد و من تا به امروز هر روز به یاد آوردم و

    لحظه ای نبوده برم داخل حیاط خانه باغ بهشتی مان و از گوشه گوشه آن شکرگزاری نکنم و اشک شوق نریزم ودیدن مغازه پرخیروبرکت در

    گوشه ای از این حیاط زیبا

    و رابطه ای که شد همان که

    می خواستم و خداوند هم همه جوره

    عشق افشانی کرد ….

    و همه اینها با صبر و ایمان و اعتماد و رعایت قانون تکامل و تغییرات اساسی و ریشه ای و بنیادینِ درون‌من صورت گرفت و هرروز بهتر و بهتر و عالی و عالی تر شد و

    مهم تر از آن بودن و ادامه دادن در این‌مسیر که توانستم در لحظه زندگی کردن را بیاموزم و لحظه آگاه

    زندگی را در پیش گیرم و امروز

    زندگیه من سراسر معجزه هست و بودن در این مکان بهشتی یعنی

    کنار خداوند قدم‌ زدن و با او همصحبت بودن و تنها از او درخواستِ هدایت و هرلحظه از زندگی لذّت بردن است …..

    در پناه نور هدایت رب العالمین

    هر لحظه شاد،سلامت، ثروتمند، سعادتمند، خوشبخت، موفق و عالی باشید و بدرخشید، عشق بهتون.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 40 رای:
  7. -
    فاطمه هلالی گفته:
    مدت عضویت: 940 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    امروز تمامی نشانه ها با من حرف می‌زند

    ک ادامه بده

    نشانه ها بسیار زیباتر شدن و من را ذوق زده کرده اند

    کتاب رویاهایی ک رویا نیستند و این فایل هردو برای امروز من بود ک هنوز کامل نخوندم اومدم درکم را از نشانه های این اواخر و مخصوصا امروزم بنویسم

    رسیدن ب هدفم

    شبیه گلوله آونگی باید این گلوله ها ضربه میزنن ب همدیگه و اینقد این ضربه ها محکمتر میشه ک تمام اون گلوله‌ها ب حرکت در میان براثر اون ضربه ها

    اگه من در احساس خوبی باشم و ادامه دهم ب ایده های خوب هدایت میشوم

    وقتی اتفاقات کوچک رخ داد من به آنها توجه میکنم بابت آنها خوشحالی میکنم و دوباره ادامه می‌دهم ب حال خوب و استمرار در مسیر استمرار در دیدن زیبایی و سپاسگذاری وصبر کردن و لذت بردن

    دوباره اتفاقات خوب بعدی

    و اتفاقات خوب بعد

    تا جاییکه من ب قبلا نگاه میکنم باورم نمیشه من ب اینجا قدم به قدم اومدم

    و با احساس خوب و سپاسگذاری و قدم برداشتن آرام آرام و پشت سرهم مسیر هدفم را طی کردم و بطور کاملا بدیهی بهش رسیدم

    و این داستان خاسته های تمام ما انسانهاست

    باید ذهن و روح مطابق هم فکر کنند و ذهن ب روح نزدیک شود

    و داشتن اون هدف رو امری بدیهی بداند

    کی

    زمانیکه تکامل طی شده و ذهن مقاومتهاش کم شده

    زمانیکه موفقیت های قبلی اتفاق افتاده

    سپاسگذارم استاد عزیزم برای تمامی فایلهای این سایت ک من را از کجا ب کجا رسونده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    نسیم گفته:
    مدت عضویت: 1629 روز

    با سلام به استاد بزرگوار و مریم بانوی توانمند

    سلام به همه عزیزان همراه .

    هدف یا خواسته‌ی بزرگی که برایش تلاش می‌کنید چیست؟

    هدف من شروع کاری و رسیدن به موفقیت و استقلال مالی توی یک رشته آرایشگری که میخوام به صورت تخصصی وارد بازار بشم تا شب عید امسال.

    چند ساله که این تصمیم رو دارم اما هنوز موفق نشدم ،البته دو سال پیش شب عید رفتم یه سالن آرایشگاه ، اطاق اجاره کردم اما چون با همسرم به مشکل خوردیم نتونستم از پس اجاره بر بیام و بعد دو ماه خالی کردم .

    اما همچنان پیگیر هدفم هستم و هیچوقت ازش نا امید نشدم چون بنا به آموزه های دوره 12 قدم و فرمایشات استاد رسیدن به اهداف نیاز به طی کردن تکامل داره و صبر و استمرار داره .

    چگونه «جوانه‌های کوچک» و نشانه‌های اولیه‌ای که در مسیرتان می‌بینید را شناسایی می‌کنید؟

    هر بار میبینم از گذشته قویتر شدم و هربار موفقیتی یا هدایتی در این مورد میبینم اول سجده شکر به جا میارم و بعد میگم خدا قطعا میخواد من موفق بشم وگرنه همچین نشونه ای نمیفرستاد واسم .

    مثلا همین چند شب پیش من از خدا خواستم در مورد کارم هدایتم کنه .با اینکه کلاس رفته بودم اما یه جای کارم ایراد داشت و من باید اون مساله رو حل میکردم تا ایرادم برطرف بشه اما نمیدونستم این آموزشها رو از چه منبعی باید آموزش ببینم .مشکل من توی زمینه یادگیری پترن ابرو بود .از خدا خواستم بهم بگه کجاها میشه دنبالش بگردم ؟

    دقیقا همون شب توی لایوی که استادم گذاشته بود یه خانومی رو معرفی کرد که توی این زمینه کاملا استاد بود و من سریع رفتم توی پی وی پیجشون ازشون پرسیدم از کجا آموزش دیدین ؟

    ایشون به لطف الله بسیار محترمانه و با حوصله جواب منو دادن و توضیح دادن که خودشون هم آموزش دارن در صورت تمایل میتونن پکیج خودشون رو بهم بفروشن و من سریع قبول کردم چون خیلی حرفه ای بودن توی این زمینه .

    من این فرصت رو یک نشانه از سمت خدا دیدم و بدون معطلی پکیج رو خریدم و به هدایت الله اعتماد کردم ‌.

    فقط خدا شاهده که بعد خرید پکیج چقدر از دیدن آموزشها خوشحال شدم و متوجه شدم واقعا خیلی بیشتر از مبلغی که هزینه پکیج بود ارزش داشت و واقعا اون مبلغ در برابر اینهمه اطلاعات خیلی ناچیز بود.

    خدا رو بابت هدایتهای بی دریغش شاکرم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2004 روز

    بنام خداوند وهابم که هر آنچه دارم از آن اوست خدایاشکرت

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان خوبم

    استاد عزیزم دقیقا این فایل و گفتگو جواب سوال دیروز من بود که من در مسیر علایقم دارم حرکت میکنم و برای رسیدن به هدفم باید آموزش های بیشتر و …رو هم داشته باشم و در این مسیر من هم از لحاظ مالی و هم انرژی و زمان باید بهای زیادی رو بپردازم که باعث شد این چند روز تو این فکر باشم که واقعا ارزشش رو داره یعنی نتیجه میده یعنی منو به هدفم که خوب زندگی کردن و در مسیر رسالتم باشم همینه ؟

    نکنه دارم اشتباه میرم ؟

    ولش کنم بشینم خونه از یه راه دیگه هم هست که میتونم انجامش بدم ولی نیازی به اینهمه بها نداره و راه آسونی ولی زیاد به انجام دادنش مشتاق نیستم !

    همش درگیر این افکار بودم که بت جواب دادن به سوالات این جلسه من متوجه شدم که آره همین مسیر مسیر درستی فقط باید ناامید نشوم و با صبر و ایمان ادامه و ادامه بدهم چون من برای اینکه وارد این مسیر خواسته آن بشم هم یه کاری رو بهش هدایت شدم که یه درآمد کوچیکی برام داره و بی ربط به علاقه ام هم نیست و نشونه بعدی اینکه همسرم هم در این راه بسیار همراهمه و از من داره همه جوره حمایت میکنه و یک نشونه واضح دیگه اینکه من برای این هدفم بسیار زیاد شور و شوق و اشتیاق بالا دارم و خداوند از همه جهت داره منو هدایت میکنه بهم سلامتی و شادابی و انرژی بالا و موقعیت و شرایط مناسب و آدم‌های خوب رو همه باهم آورده توی مسیرم و داره وهابانه و بزرگوارانه من هدایت و حمایت میکنه و من سپاسگزار این خدای رحمان و رحیمم هستم که بسیار بر من بخشنده و مهربانه

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    استاد از شما بینهایت سپاسگزارم که با راه اندازی این پروژه ای بی نظیر ما را در راه رسیدن به اهدافمان و خوشبختی هدایت میکنی و راهنمایی ما هستی سپاسگزارم دوستتون دارم خدا بهتون برکت بده خدایا هزاران مرتبه شکرت که شما رو تو زندگیم دارم و جریان خوشبختی هر روز داره تو زندگیم بیشتر و بیشتر میشه شکر خدای مهربانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  10. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3260 روز

    بنام خالق یکتا، بنام او که هرچه دارم از اوست

    یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْکُ وَلَهُ الْحَمْدُ وَهُوَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ

    آنچه در آسمان ها و آنچه در زمین است، براى خدا تسبیح مى گویند. فرمانروایى، مخصوص او و ستایش نیز مخصوص اوست و او بر همه چیز تواناست.

    خدایا

    از تو به خاطر طلوع خورشید امروز سپاسگزارم؛ فرصتی دوباره ، که گواهی می‌دهد لطف تو پایان‌ناپذیر است. هر دم که نفس می‌کشم، میراثی از کرم توست که فرصت جبران، بازاندیشی و دوباره آغاز کردن را به من عطا می‌کند. این تجدید عهد روزانه، بزرگترین نعمتی است که بی‌منت بر من ارزانی داشته‌ای.

    سپاسگزارم، برای جهان شگفت‌انگیزی که آفریده‌ای؛ برای رنگین‌کمانی که پس از باران، نقاشیِ عظمت توست؛ برای عطر خاک باران‌خورده که روح را تازه می‌کند؛ و برای سکوت شب که فرصت گفتگو با تو را فراهم می‌سازد. هر منظره زیبا، هر نغمه دلنشین، و هر احساس پاکی، تسبیح‌گوی بزرگی توست.

    سپاسگزارم، برای انسان‌هایی که در زندگی‌ام جای داده‌ای؛ همسفرانی که هر کدام، تجلی و امتداد دست‌های مهربان تو هستند. از آنانی که با سخن شیرینشان مرهم نهادند، تا آن‌هایی که با حضورشان، تنهایی را به فراموشی سپردم، هر دوستی، هر محبت خانوادگی، و هر یاری‌رسانی که از جانب دیگران دریافت کرده‌ام، شاهدی است بر این باور که هرگز تنها نخواهم بود، چرا که تو در کمینگاه بهترین‌ها برای یاری رساندن به من هستی.

    سپاسگزارم، برای توانایی دیدن، شنیدن، چشیدن و لمس کردن؛ برای سلامتی که بی‌سروصدا به من خدمت می‌کند؛ برای آرامشی که در سختی‌ها به یاری‌ام می‌آید؛ و برای عشقی که ریشه همه خوبی‌هاست. این‌ها تنها بخشی از مواهب مادی و معنوی است که بدون هیچ استحقاقی بر من ارزانی داشته‌ای.

    سپاسگزارم که مرا به این مسیر توحیدی هدایت کردی ،سپاسگزارم که همواره مرا هدایت میکنی وپاسخ سوالاتم را قبل از اینکه کلمه ای بر زبان بیاورم بر قلبم جاری می‌سازی

    معبودا، کمکم کن تا این نعمت‌های بیکران را تنها نبینم، بلکه حضور تو را در پس همه آن‌ها حس کنم ،کمکم کن تا شکرگزارترین بنده باشم و این برکات را در راه رضایت تو به کار گیرم. آمین.

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به استاد شایسته نازنینم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خداروشکر بخاطر این پروژه بی نظیر واین آگاهی‌های کامل وجامع که هربار گوش میدم درک متفاوتی از آن پیدا میکنم

    زمانی که به یک تضاددر زندگی ام برخوردم ،عملاً اون تضاد ،باعث شد به مسیر برگردم ومتعهد باشم به این مسیر ،ولی در ابتدا در وجودم یه بدو بدو وعجله ای بود،من روی خودم کار می‌کردم ولی تمرکزم روی نتیجه بود ،اگر در این مسیر مشکلی پیش میومد زود ناامید میشدم وزبانم به گلایه باز می‌شد ومیگفتم خدایا پس کِی ؟ با اینکه نسبت به قلب آرام‌تر بودم ،پذیرشم نسبت به قبل خیلی بیشتر شده بود ولی چون اونی نبود که من میخواستم اون نتایج کوچیک به چشمم نمیومد تا وقتی که متوجه شدم شرایطم برخلاف ظاهر ،بدتر شده ،اون لحظه انگار یه صدایی از درونم گفت اینهمه عجله برای چی ؟ مگه نمیخوای به این هدف برسی تا لذت ببری پس همین الان شروع کن به لذت بردن از همین لحظه ها ،بعد از اون من جدی تر از قبل شروع کردم به ادامه دادن ،ورودی‌های ذهنم رو کنترل میکردم ،توجه ام رو گذاشتم روی نعمتها وسپاسگزاری بابت داشته هام ،یاد گرفتم فارغ از اینکه من به نتیجه دلخواهم رسیده ام یا نه ،باید احساسم رو خوب نگه دارم ،وبا همین دیدگاه من رها شدم وهدایت شدم به فایل شعر پروین اعتصامی باور به الخیرفی ماوقع که با کار کردن روی آگاهی‌های این فایل، اگر در این مسیر شرایط کمی سخت میشد میگفتم این همان اتفاق خوبِ هست چون من در مسیر درستم وآرامش دارم

    هرروز هرنشانه ای که در رسیدن به هدفم میدیم با خودم تکرار میکردم ،می‌نوشتم، سپاسگزاری میکردم وهر بار آگاهی‌های قدم نه تو ذهنم مرور میشد که شما فرمودید خداوند با همه ما صحبت میکنه ،به خودم میگفتم آن موقعه داشتی به این هدف فکر می‌کردی ،یادته یه نیرویی از درونت گفت ادامه بده ونگران نباش ،اون وعده خداوند بود ووعده خداوند حقِ ،فقط باید با احساس خوب وآرامش ادامه بدی. وقتی با آگاهی‌های دوره هم جهت با جریان خداوند همراه شدم بقدری آگاهی‌های این دوره روحم رو لطیف کرد که انگار اون خواسته رو زندگی میکردم تازه یاد گرفته بودم لذت بردن از مسیر یعنی چه ؟ دیگه دنبال نتیجه نبودم ،نتایج خودش میومدمن به جایی رسیدم که آرامش وبا خدا بودن رو هرلحظه زندگی میکردم واین مسیر همچنان ادامه دارد

    خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: