تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸ - صفحه 7 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

489 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام عزیزپور گفته:
    مدت عضویت: 3098 روز

    بنام خداوند بخشنده و مهربان

    خدایا سپاسگزار توهستم برای حضور در گام هشتم

    خدایا سپاسگزار تو هستم برای رزق امروز

    سلام

    به لطف خدای مهربانم در شرایطی هستم که در مسیر علاقه ام هستم هنوز ابتدای مسیرم و دارم یاد میگیرم و رشد میکنم و با چالشهای مسیر هر بار دارم رشد میکنم و امروز خدا با این فایل از کلام استاد دوباره داره به من امید و انگیزه میده که فقط ادامه بده و اجازه نده هر مانع و هر تضادی حریفت بشه .

    کلمه مهاجرت برای من در این فایل هم پیغامی از طرف خداست . امروز صبح وقتی داشتم قرآن مطالعه میکردم هدایت شدم به آیه مهاجرت .

    این روزها من احاطه شدم با نشانه های خداوند . خدایا شکرت . این یعنی اینکه باید ادامه بدم و باید انگیزه و اشتیاقم را بیشترکنم . باید بیشتر خودم تحسین کنم . باید بیشتر بابت شجاعت و جسارتی که به خرج دادم در مسیر علاقم به خودم افتخار کنم . باید بیشتر هوای خودم داشته باشم .

    میخوام بابت قدمهای تکاملی که هر روز دارم برمیدارم و بابت تضادهایی که با توکل بر خدا هر بار دارم سلامت و پیروز عبور میکنم برای خودم دست بزنم و به احترام خودم بایستم .

    خدایا شکرت برای بودن در مسیر زیبای زندگیم

    استاد سپاسگزار شما هستم برای این فایل

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  2. -
    نرگس گفته:
    مدت عضویت: 1773 روز

    سلام به همه ی دوستان عزیزم که با وجود شما ها و شنیدن نظرات قشنگتون من یه عالمه انرژی میگیرم من‌نرگس هستم و 15 سالمه البته از یک سال پیش با استاد آشنایی دارم ولی تصمیم گرفتم این تابستان رو (تابستان 1401) سرشار از موفقیت کنم برای خودم استاد من هر روز فایل های شما رو گوش میدم و حرف های بسیار عالی شما باعث میشه انگیزه ی بیشتری‌ پیدا کنم و با انرژی بیشتری به سمت اهدافم قدم بردارم خیلی سپاسگزارم از خدای مهربون که شما استاد فوق العاده را در مسیر من قرار داد البته من فعلا نتونستم از محصولات استفاده کنم و محصولات را خریداری نکردم ولی انشاالله و با یاری خدا می‌خواهیم دوره‌ی عزت نفس را خریداری کنیم یکی از نتایجی که میخوام الان براتون تعریف کنم اینه که من توی هواپیما درخواست یک میان وعده ی اضافه را انجام دادم البته قبلش توی ذهنم ساخته بودم که من درخواست رو میکنم و مهماندار هم‌ پاسخ مثبت میده و یک میان وعده ی دیگه بهم میده و خداروشکر عملیات قانون درخواست با موفقیت انجام شد 😍💖

    یکی از آرزوهام اینه که در آمریکا زندگی کنم و مطمئنم در حال پیشرفتم و در حال طی کردن مراحل تکامل هستم خیلی زود میبینمتون❤

    مرسی از این همه انرژی مثبت و انگیزه که در این سایت در جریانه….🏖➕➕

    خدایا شکرت که همیشه من رو به بهترین مسیرها هدایت میکنی مرسی خدای مربونم❤😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2030 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربانم که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام استاد عزیزم سلام خانم شایسته مهربانم

    دقیقا من در مسیر حرکت بسمت خواسته ام که کسب مهارت و حرفه ای شدن در حوزه ای مورد علاقه ام هست، هستم .

    اما هر چند روز یکبار این ترس و نگرانی از شکست و کمبود سرمایه و پول میاد سراغم که ادامه نده خیلی هزینه بره همسرت گناه داره دقیقا قبل از گوش دادن این فایل بود که داشتم با خودم حرف میزدم که زهرا این افکار تو خود شرک ورزی که داری رو همسرت حساب میکنی و البته که ترس از اینم دارم که خدا حمایتم نکنه چی ؟ که متوجه شدم اینم یعنی شرک ورزیدن اعتماد نداشتن به خدای که منبع رزق منه و من داره هدایت میکنه و تا اینجایی راه از بینهایت طریق حمایتم کرده ادامه راهم هدایتم میکنه اونکه از من حمایت میکنه و اونکه روزی منو میرسونه پس با قدرت و احساس ارزشمندی ادامه بده و شاد باش که حامی قدرتمندی همراهت هست خدایا هزاران مرتبه شکرت

    دوستتون دارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    بهاره زندی گفته:
    مدت عضویت: 712 روز

    با سلام خدمت استاد گرانقدر و همراهان عزیز

    بله من در مورد این تجربه ،چک و لقد هامو خوردم اما به اعتقاد خودم بازهم زود تغییر رو آغاز کردم البته در آن زمان آشنایی با آموزش‌های استاد نداشتم

    من کارمند بودم ساعت 6 صبح میرفتم تا برگردم خونه 4 و 5 بعد از ظهر بود . تا زمانی که فرزندی نداشتم همه چیز ok بود . فرزند اول هم تا حدودی مدیریت میشد اما با ورود فرزند دوم روز به روز مشکلات بیشتر میشد. ما تقریبا از نظر مالی خوب بودیم و نیازی به حقوق من نبود اما خب خودم اصرار داشتم به خاطر بیمه و سابقه و این حرفها کار کردن رو ادامه بدم.

    حتی محل کارم رو هم جابجا کردم اما نه تنها مشکلی حل نشد حتی بیشتر و بیشترهم شد . اختلاف شدیدی بین من و همسر بوجود آمده بود بچه‌ها روز به روز بزرگتر میشدن و مشکلاتشون هم بزرگتر .

    اما من فقط خودم رو گول میزدم . ترس داشتم از قطع شدن ورودی مالی ، بیکار شدن ،خونه نشینی و از این قبیل داستان‌ها.

    وضعیت بدنم روز به روز بدتر میشد شب ها از معده درد نمی‌خوابیدم و روزها از سردرد . آرتروز شانه و گردن و دیسک کمر و غیره ……

    و فقط مونده بود خداوند خودش بیاد و من و سرکار برداره و بشونه تو خونه . چون با هیچ نشانه ای کنار نمی اومدم .

    اما در نهایت و به لطف خداوند ،چون واقعا از ته دل ازش خواستم این شجاعت رو بهم بده ،استفا دادم و اومدم سرزندگی و بچه ها .اوایل در حد چند ماه واقعا سخت بود اما کم کم استارت زدم به کلاس زبان رفتم ، باشگاه رفتم ، کلاس شنا رفتم و همه رو در حد خیلی خوب پیشرفت کردم و از یکسال ونیم پیش هم که با آموزش‌های استاد آشنا شدم ،که زندگیم 180 درجه چرخش داشته .

    که انشالا تو فرصت‌های بعدی و بازگو کردن تجربه ها خواهم گفت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    سید عظیم بساطیان گفته:
    مدت عضویت: 1127 روز

    بنام فرمانروایی کل کیهان ”

    سلام بر استاد گرامی و خانم شایسته

    و دوستان بی نظیرم ”

    بعضی از سوالات به اصطلاح خودمونی خیلی رو مخن، و من آدمی هستم باید براش منطق بیارم و قانعش کنم”

    قبل از آشنایی با قوانین خیلی سوالات تو ذهنم بود .که از هر کسی می پرسیدم

    جواب سر بالا میگرفتم ”

    الان متوجه شدم اون افراد قانون رو درک نکرده بودن”

    ما همیشه طبق تجربه و خطا تصمیم گرفتیم و چون عمر ما کفاف نمیده،

    دوستان ما بر سر زندگی مون داریم معامله میکنم ”

    و نمشه هر راهی رو رفت ”

    و اینقدر عمر نداریم تجربه ها رو دوبار تکرار کنیم ”

    بنظرم بهترین و ساده ترین راه اینه که که در زندگی افراد موفق جواب داده،

    اونی که اثبات شده ”

    اون قوانینی که خداوند مقتدر در کتاب آسمانیش قرآن بیان کرده ”

    ما باید اول به شادی برسیم ”

    و انگیزه پیدا کنیم و سخت کوش باشیم و بعد نتایج ظاهر میشه ”

    بعضی ها برعکس متوجه شدن که اول سخت کوشی کنیم بعد انگیزه پیدا میکنی و نتایج ظاهر میشه و شاد میشی؟

    نه دوست من اول باید حالت شاد باشه ،

    احساس خوب داشته باشی ” بعد نتایج ظاهر میشه و خودشونو نشون میدن”

    بعضی میگن چطور حال خودمو خوب نگه دارم در اوج تضادها، سیل اومده و کتاب ها م روی آب شناور ه ، ورشکست شدم؟،

    من چند روز دیگه کنکور دارم، چطور حالمو خوب کنم، کلی کتاب نخونده دارم ” کل زندگیم در خطره، وسایلمو سیل برد ”

    با خانواده درگیرم ” گوشیمو دزد برد، و هزاران مشکل دیگه.

    انتظار داری ما مثل مردم سوئد باشیم .

    مثل مردم آمریکا و استراالیا باشیم ”

    توی این جامعه مگه میشه ”

    مگه میشه طلب کار پشت دره من لبخند بزنم ”

    استاد من روی این موضوع و این سوالات خیلی فکر کردم چون تضادهایی در زندگی خودم بود ، و براش خیلی اذیت شدم ”

    و همیشه دنبال جواب بودم ” وقتی قانون رو فهمیدم جواب خیلی راحته ”

    یکی از دوستان میگفت زمانی که سرپل ذهاب استان کرمانشاه زلزله شده بود رفتم اونجا ”

    میگفت یه سری از خانواده ها خیلی آرامش عجیبی داشتن و وقتی ازشون سوال میکردم میگفتن”

    از نو خونمون رو می سازیم اشکال نداره،

    روحیه مون که خراب نشده ”

    عزیز از دست دادیم ولی زندگی جریان داره ”

    و عجیب اونجا بود کسانی که شاد بودن ثروت بیشتری رو جذب میکردن و بیشتر ماشین ها ی حامل بار ، بار بیشتری رو اونجا خالی میکردن ”

    و خیلی جالبتر این بود کارشون زودتر راه می افتاد ”

    و بیشتر بهشون کمک میشد”

    و زودتر به هدفشون می رسیدن ”

    اونا زمان من از قانون چیزی نمی فهمیدم ”

    اونا سپاسگزار بودن ”

    و رها بودن ” این قانون رو باید همیشه مرور کرد …

    یکی از دوستان میگفت من ده ساله با قانون آشنایی دارم پس چرا نتیجه نگرفتنم ” گفتم دوست من رها نیستی ”

    چرا من ازدواج نمیکنم ”

    چرا برای من همیشه افراد متاهل میاد ”

    چرا برای من همیشه افراد معتاد میاد ”

    چرا برای من همیشه افراد خلافکار میاد ”

    چرا من به نتیجه نمی رسم ”

    دوستان مرحله اول اینکه بپذیری تمام اتفاقات زندگیت توسط خودت رقم میخوره و مقصر خودتی؟

    یه عده خیلی زرنگن تقصیر رو میندازن گردن خدا ” و شونه خالی میکنن ”

    که تو این بلا رو سرم آوردی ”

    خدایا امتحاناتت بسه؟

    سیل بسه؟

    زلزله بسه ”

    ناکامی بسه ” میدونی؟

    یک جمله طلایی بهت میگم”

    لحظه ی عدم مقاومت اوج رسیدن به تمام خواسته هام بود ” شما نباید مقاومت کنی ” و بگی مقصر خودمم”

    بعضی ها میگن ماشین از پشت سر بهم زد .بازم مقصر خودمم”

    این دیگه من مقصر نیستم ”

    یه لحظه خوب فکر کنی در خلوت، متوجه میشی در ضمیر ناخودآگاه خودت ترسیدی، تجسم کردی، شرک ورزیدی”

    تو حالت بد شد و جذبش کردی؟

    وارن بافت رو همه میشناسن ”

    گفت من در حالیکه سهام شرکت مال چند نفره من تمام اتفاقات رو میندازم به گردن خودم ” و فقط و فقط دنبال راه حل میگردم ”

    همینه که همیشه موفق هستن ”

    آقا اتفاق افتاده حالا بیام ببینم جاذبه ی زمین بوده، تقصیر جو زمین بوده ، نه ”

    اوکی من مقصرم”

    برای ما دوستان تضادها وجود داره،

    خداوند نمیاد گام آخر رو بهمون بگه ”

    اون چوب رو بهمون داده و در اختیار ما گذاشته نمیاد مبل و میز رو بهمون بده ”

    ما با چوب و با خالق بودن و افکار مون میاآیم مبل و میز راحتی برای خودمون درست میکنم ” این بهترین مثالی بود که تونستم بزنم ”

    و تضادی که برات پیش اومده قطعا توانایی حلشم بهت میده ”

    تو از مشکلاتت بزرگتری ” اینو مطمئن باش ”

    خیلی خلاصه نوشتم ”

    خالق زندگی خودتون باشید ” دوستان

    زیبا اندیشم “

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    ابراهیم گفته:
    مدت عضویت: 1708 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام

    وقتی جرات حرکت کردن نباشه،کوهی از استعدادها و علاقه ها و ….پشت اون خاک میخوره

    ترس از شکست و ترس از مسخره شدن و ترس از اشتباه کردن ترسهایی که در وجود من بود و هست.

    سال گذشته اگه اشتباه نکنم مهرماه من داشتم دوره حل مسئله رو دوباره گوش میکردم و تمرینات فوق العاده اش رو انجام می‌دادم و کامنت می‌نوشتم.

    یه چیزهایی نوشتم و پشت سرش پیگیری کردم و خدا منو وارد شغل دیگری کرد.من هم تسلیم بودم و همراهش شدم و در حال حاضر شغل جدیدی دارم.

    اگر ترسها با همان شدت بودند که من وارد این شغل نمی‌شدم و حالا که شدم باز بهتر جنبه های وجودی خودم رو دارم محک میزنم .

    استاد درست میگن ،من تو یکی از نوشته هایی که داخل موبایلم نوشتم مسئله مرگ رو که قبلا برام خیلی ترسناک بود و حتی جرات حرف زدن یا فکر کردن راجع به اون نداشتم رو عاملی دونستم که آدم حرکت کنه،آدم از قضاوت ها و حرف مردم و ترس ها خلاص بشه.

    در مورد سن صحبت کردید ،خودم در سن کم خیلی زیادتر پول درمیاوردم و بعد که سنم بالا رفت با باورهای جامعه و …همراه شدم و روز بروز افت کردم.

    نکته اصلی باورها هستند ،حواسمون باشه باورها رو زندگی کنیم و افراد و عوامل بیرونی رو نه.

    استاد میخواستم ازت سپاسگزاری کنم بخاطر اون روح توحیدی که در من تازه کردی.

    اون روحی که داشت خاک می‌خورد و احتمالا تا مرگ نمیتونستم تغییر کنم.

    جمله طلایی

    توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی توسط افکار و باورهام رقم میخوره

    دیروز داشتم فکر میکردم من که کتاب خونده بودم فراوان ولی چرا عمل نمیکردم رسیدم به توحید

    من به ظاهر مذهبی بودم و اما خدا رو دور میدونستم

    نماز میخوندم ولی از خدا میترسیدم

    من کتاب‌ها رو میخوندم ولی موقع عمل ذهنم قوی تر بود و نمیزاشت حرکت کنم

    پس اصل تغییری که در آموزه های شما کردم ، توحیدی بودن است.

    استاد عزیزم با توحید می‌توان به همه چی رسید منتها من که سنم بالاست ترمز هام قوی تر و زیادتره باید بهش غلبه کنم.

    الان که دارم مینویسم 100 درصد از مسیر درست سایت مطمئنم و استمرار رو باید حفظ کنم.

    با اینکه ظاهرا از نظر مالی تغییر بزرگی نمیبینم ولی این رو حس میکنم که بزودی دروازه های مالی برایم باز می‌شود.

    امیدوارم شاد و تندرست و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    استاد شایسته عزیز صمیمانه سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    سمانه رشوند گفته:
    مدت عضویت: 1986 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام استاد خوبم سپاسگزارم ازتون بخاطر این الهام الهی که دارید انجام میدید

    خیلی این برنامه کلاب هاس عالیه وقتی از زبون خود بچه ها گفته میشه خیلی نتیجه بخش تره تا خوندن چقدر داره خداوند الهام میکنه به استاد عزیزم یاد زمان حضرت محمد میفتم خدای مهربون میگه حسین پیامبر من میخوام این پیامو به بنده های خوب من بدی

    کسی که تو مدار پاکی درستی باور داشته باشه میشنوه عمل میکنه نتیجه میگیره استاد عزیزم بخاطر این ایده های نابتون ازتون سپاسگزارم

    اگه بدونید چقدر کمک میکنه به این شیطان نجوا گر که تا بیاد زمزمه کنه بگیم ببین امیر از تهران مهاجرت کرد کیش واسه غواصی چقدر راضیه چقدر نتیجه گرفته عاطفه اینقدر راحت تو خونه نشسته صدبرابر به درآمدش ماهی داره افزوده میشه و ایمان داره خیلی خیلی جای پیشرفت داره و سبحان ۱۹ ساله که اینقدر زیبا از نتایجش میگه میخواید ارزش ایجاد کنه تو کارش این آدما الگوی من شدن

    خدایا شکرت دارم تمرینهای دوره قانون آفرینش و انجام میدم باید برم دنبال الگو اما بصورت هدایت گونه تو خونه نشستم و این همه تو کلاب هاس الگو میبینم که هم مدارن با خودم تک تک گفته هاشون مثبت و نباید الگوهای منفی و مثبتشونو جدا کنم

    استاد عزیزم شما گفتید تو( دوره قانون آفرینش چقدر این دوره عالی جا داره بابت این دوره هزاران بار ازتون سپاسگزاری کنم ) تو قدم بردار خدا هدایت میکنه

    شاید باورتون نشه وقتی من میخواستم دنبال ایده بگردم شب به خودم می گفتم کجا برم به خدای خوبم می گفتم هدایتم کن صبح که از خواب بیدار شدم برنامه کلاب هاس تو گوشیم دیدم خدایاااااا ممنونتم

    هر روز داره به اطلاعاتم اضافه میشع هرروز دارم به چشم سریال زندگی در بهشت و کامنت های دوستان خوبم به گوشم به برنامه کلاب هاس سیمان های چسبیده مغزم داره خیلی راحت پاک میشن جاشونو باورهای مثبت مثبت داره میگیره

    من خیلی خوشحالم که هدایت شما به بهترین و آرام بخش ترین به خالص و پاک ترین جای جهان سایت استاد عباس منش

    امروز میخوام سجده شکر بجا بیارم واسه الگو های که شنیدم باورشون کردم و اینقدر تکرار میکنم و تحسین میکنم دوستای خوبم امیر عاطفه و سبحان عزیز را تا سرازیر زندگیم بشه

    یه روز بشه منم اینقدر حرف واسه گفتن داشته باشم اینقدر زیبا صحت کنم که استاد ۲ ساعت کامل به من وقت بده فقط گوش بده بگه آفرین سمانه😊😊😊

    عاشقتم پیامبر زمان خودم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2118 روز

    سلام استاد عزیزم

    آن «علاقه آتشین» یا آن «کار رؤیایی» در زندگی شما چیست که قلباً می‌دانید باید به سمتش حرکت کنید، اما «ترس» (ترس از بی‌پولی، ترس از قضاوت دیگران، ترس از شکست یا ترس از آینده‌ی مبهم) جلوی شما را گرفته و باعث شده آن را به تعویق بیندازید؟

    استاد خیلی زمان گذشت تا به علاقه اصلیم آگاه بشم..بخاطر این که باورهای مخرب آگاهیمو سد کرده بودن

    تصور کنید ذهن من پر بود از افراد مختلفی که هر لحظه در باره علاقه اصلی و این که از چه طریقی بهش برسم نظر میدادن

    و با کار کردن روی احساس لیاقت، آراام آرام این بت ها رو که صداهای ضبط شده بودن که مدام در ذهنم تکرار میشدن شکستم.. و تونستم صدای خدا رو بشنوم

    و سفر کردم به دوران کودکی..یادم اومد که من از ساختن چیزهای مختلف با گرایش هنری لذت میبردم

    از پیدا کردن یه آلمیچر بی نهایت لذت میبردم.. دستگاههای خرابو پیدا میکردم و دل و روده شونو میریختم بیرون که ببینم چطوری کار میکنن

    و حتی یادمه چشمای عروسک خواهر عزیزمو درآوردم که ببینم چطوری حرکت میکنه!! و البته که حسابی شرمنده خواهرم هستم..کودک بودم دیگه..

    استاد کار به جایی رسید که در سن 9 سالگی، فشنگ کلاشینکوف زنگ زده ای رو پیدا کردم و باروتشو با انبردست بیرون آوردم و یه بمب آتش زا باهاش درست کردم!!

    و نقاشی.. از نقاشی بی نهایت لذت میبردم..

    و درک کردم که علاقه من کارهای طراحی با گرایش صنعتیه..

    قدم اول رو با بدو بدو برداشتم و دانشگاه آزاد ثبت نام کردم که با وجود قبولی به حد نساب نرسید..از جاهای دیگه پیگیر شدم و نشد..

    تا هدایت شدم به این آگاهی که اول باید روی خودم کار کنم و نظر مردم رو در ذهنم بی رنگ کنم بعد هم زمان روی آموزش سالیدورک کار کنم..

    بخاطر این که سالهاست هر آموزشی رو شروع میکردم بخاطر کمالگرایی نیمه کاره رها میشد یا اگر هم نهایی میشد و به نتیجه دلخواه نمیرسید باز هم میرفتم سراغ یه موضوع دیگه…

    کمالگرایی و در واقع اهمیت نظر مردم منو کور کرده بود تا اینکه خدا هدایتم کرد به این سوال که اگر تو یه جزیره تنها باشی، آیا برای خواسته ات عجله میکنی؟ دیدم نه.. فهمیدم ریشه تمام عجله ها و نارضایتی ها این بوده که میخواستم زودتر نظر پدرم رو تایید کنم که هیچوقت منو تایید نکرده بود و حالا پدرم در ذهنم شکل گرفته بود و باید راضیش میکردم..بله درسته..گاهی افراد ممکنه اصلا پیش تو نباشن..اما بتی که ازشون ساختیم تو ذهن ما هر لحظه به ما فرمان میده

    و استاد خدا هدایتم کرد و دیگه بدون عجله و با آرامش دارم هر وقت فرصت میکنم آموزش میبینم تا بعدا بتونیم بیرون ولو شده رایگان برم شاگردی کنم، بحث تزریق پلاستیک رو و مواد رو یاد بگیرم و ارام آرام کار با دستگاه های سی ان سی و خلق خواسته ها.. و تکامل رو رعایت میکنم..

    در محل کارم موضوع جالبی که اتفاق افتاد که البته به موازات درکم از این موضوع بود که من دنبال گرفتن تایید دیگران هستم و بخاطر همین مدام عجله میکنم، این بود که کار تدوین رو کنار گذاشتم..چون بهش علاقه ای نداشتم و صرفا برای تایید طلبی ازش استفاده میکردم..و نکته جالب دیگه ای که به خاطر آگاهی های دوره احساس لیاقت اتفاق افتاد این بود که ورزشی رو که سالها فکر میکردم ورزش مورد علاقه منه یعنی فوتبال رو کنار گذاشتم..چون فهمیدم سالها بخاطر به به و چه چه دیگران بازی میکردم در حالی که خودم ازش لذتی نمیبردم و اینقدر قلبم زیر لایه های ذهنم پنهان شده بود که اینو درک نمیکردم

    خواستم بگم استاد جان، این مهم ترین موضوع زندگیه..که فرهنگ، مذهب، رسوم، و هر چیزی که یه ایگو در ذهن ما ساخته که ما رو از رسالتمون دور میکنه بشناسیم، روش کار کنیم، بشکنیمش تا بتونیم صدای حقیقت وجودیمون رو بشنویم…

    تا رسالتمون رو درک کنیم.. تا دنبال علاقه اصلی خودمون باشیم بدون عجله، بدون کمالگرایی…

    هر چی میگذره به لطف خدا درکم از خدا هم داره بیشتر میشه.. متوجه شدم خداشناسی از مسیر خودشناسی عبور میکنه

    این که بعد از سالها درک کنی خداوند به تو نعمت میده نه بخاطر این که خوبی، یا ازت نعمت نمیگیره بخاطر این که از نگاه خداوند بدی..این کار رو الگوهای ذهنی مذهبی ما داره میکنه…

    خداوند فقط از ما میخواد این الگوها رو بشناسیم، بشکنیم تا بتونیم آنگونه که هست، بی قضاوت، بی برچسب ذهنی، با قلبمون بشناسیمش و درکش کنیم و این هست که به ما آرامش میده..این لذت خالصه..و الا هرچی که بشر به دنبالش میدوه به خودی خود مایه خوشبختی نیست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    Sorur Yaghubi گفته:
    مدت عضویت: 2337 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان

    من چک و لقد خاصی فک نمیکنم خوردم جز یه مورد شاید بتونم بگم جزوش باشه .. البته اون زمان که درکی از این چیزا نداشتم

    وسه سال سر کار در محیط بسیار سمی بودم و بدون استثنا هر ماه یه دور دعوای طوفانی داشتم .. خراب ، اصلا باور نکردنیه الان برای خودم ..

    اما ماه های آخر اونجا ، درونم میخواست عوض شه ، نمیدونم یه حس متفاوتی که اون شرایط رو نمی پذیرفت و الان میفهمم که تمام اون برخوردهای ناجور و دعواها و بی حرمتی ها برای عزت نفس پایین من و هم اون طرف مقابل بود !

    که بعد یکی دو هفته هم با شما آشنا شدم و همه چیز روی غلتک افتاده خداروشکر

    علت اصلی اینکه من با علم به سمی بودن اون ادم و اون محیط نمیومدم بیرون ، شرک من بود

    من میگفتم کو کار !؟ از کجا کار گیر بیارم؟ همه ادم های بدی هستن و بدرد من نمیخورن و …. انقدر اینارو با خودم تکرار کرده بودم که برام بدیهی شده بود و میگفتم خب بالاخره محیط کاره دیگه ، پیش میاد دعوا …

    اما الان میدونم که اون روزها شاید ، باعث شد من این قدر حساس بشم روی «عزت نفس» که بیشترین اهمیت رو برام داشته باشه

    و امسال هم که دوره بی نظیر «احساس لیاقت» که چقدر فوق العاده س و طی سه جلسه اول بزرگ‌ترین اتفاق زندگی من رو برام روال کرد … خداروشکر

    در پناه الله یکتا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    محبوب ایرانی گفته:
    مدت عضویت: 1398 روز

    به نام خدای مهربان

    خیلی خوشحال هستم که عضو این خانواده زیبا هستم

    و به خودم افتخار میکنم که تغییر کرده ام و دیگه اون آدم سابق نیستم

    همیشه توی زندگیم از خداوند میخواستم که ی شغل آنلاین داشته باشم و از کار فیزیکی بدم میومد

    همیشه توی نجواهای شبانه از خدا میخواستم که راه را به من نشون بده و منو هدایت کنه تا اینکه اومدم تو یوتیوپ با آموزش و راه اندازی کانال یوتیوپ آشنا شدم و حرکت کردم و به تهران رفتم دوره دیدم و الان حدود 5 ماهه برا خودم ی کانال دارم با کلی محتوا در مورد طبیعت و حیوانات

    در این مسیر دستان خداوند را من دیدم که به من کمک کردن و باعث پیشرفت من شدن

    و من در طی این مسیر هیچ وقت تنها نبودم همیشه یک نیرویی در درون من بود و می‌گفت اره مسیر همینه برو جلو نترس از حاشیه امن بیا بیرون و دنبال کشف ناشناخته‌ها برو من گوش کردم و اعتماد کردم به ندای درونم و الان خدا را شکر رو غلتک افتاده کانالم و از کارم لذت میبرم

    ومن همه این شجاعت را اول مدیون خداوند و دوم مدیون راهنمایی‌های استاد عباسمنش هستم که این انگیزه را در من ایجاد کرد که رشد کنم و حرکت کنم

    ومن سپاسگذار خداوند هستم و می‌دانم برای هر کسی که درخواست هدایت و الهامات باشه خداوند همیشه نشانه‌هاش را براش می‌فرسته در هر لحظه‌ هدایت می‌شویم

    و این است رمز موفقیت و ایمان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: