درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

467 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    درود و مهر خداوند بر دل بیدار شمااستادعزیزم خانم شایسته نازنین وهمه دوستان بهشتی ام

    بخش اول:

    مقدمه

    وقتی خدا مسیر زندگی ام را عوض کرد

    شش سال پیش لطف بزرگی از طرف خداوند شامل حال من شد.

    نه به‌صورت اتفاقی، نه تصادفی؛

    بلکه دقیقاً در زمانی که آماده‌ی تغییر بودم.

    شش سال پیش خداوندبه طورمعجزه آسایی پیامبرزمانه اش را استادعباسمنش گرانقدرراسرراهم قرارداد

    خداوند مرا وارد مسیری کرد که نتیجه‌اش:

    تغییر شخصیت

    رشد عمیق درونی

    دریافت آگاهی‌هایی بود که در بیش از پنجاه سال زندگی تجربه نکرده بودم.

    در این مسیر، آشنایی با آموزه‌های استاد عباس‌منش زندگی ام رادرهمه حوزههامتوحل کرد.

    آموزه‌هایی که زندگی را از زاویه قوانین الهی برایم قابل فهم کرد.

    ●آگاهی‌هایی که زندگی را از ریشه تغییر می‌دهند

    در این شش سال به برکت اموزههای استادعباسمنش یاد گرفتم:

    • زندگی فقط واکنش به اتفاقات بیرونی نیست.

    • کیفیت زندگی، نتیجه‌ی حال درونی و احساس مااست.

    • خداوند همیشه در حال هدایت

    مااست اما ما همیشه در حال دریافت نیستیم.

    یکی از مهم‌ترین و عمیق‌ترین دستاوردهای این مسیر برای من “شناخت شهود و دریافت الهامات الهی بود”

    ●شهود چیست؟

    شهود یعنی:

    آن صدای آرام درون و شفاف و مطمئنی که بدون ترس و هیجان، راه درست را نشان می‌دهد.

    طبق وعده‌ی خداوند:

    هدایت همیشه ازطرف خداوند وجود دارد.

    إِنَّ عَلَیۡنَا لَلۡهُدَىٰ

    (بی‌تردید برعهده ماست هدایت کردن)

    اما نکته‌ی مهم اینجاست:

    هدایت الهی فقط زمانی قابل دریافت است که ما در وضعیت درستی قرار داشته باشیم.

    این وضعیت درست ومناسب چیست ؟

    این وضعیت درست اسمش فقط یک چیز است:

    «حال خوب»

    حال خوب؛ کلید فعال شدن شهود

    من دراین 6 سال وبه‌مرورزمان یاد گرفتم:

    هر زمان با تضاد، مشکل یا اتفاقی به‌ظاهر ناخوشایند روبه‌روشده وخواهم شد

    اگر بتوانم احساس خوبم را حفظ کنم

    اتفاقی در درونم می‌افتد:

    • ذهنم آرام می‌شود

    • زاویه دیدم تغییر می‌کند

    • راه‌حل‌ها خودشان ظاهر می‌شوند

    این همان لحظه‌ای است که شهود فعال می‌شود.

    ●احساس بد؛ بزرگ‌ترین دشمن هدایت

    یکی از ساده‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین درک‌هایی که در این مسیر به آن رسیدم این بود:

    احساس بد، مثل دست کردن در آتش است.

    فرقی نمی‌کند

    چرا عصبانی

    ناراحت

    یا ناامید شده‌ام

    به هر دلیلی که باشد

    نتیجه‌اش همیشه یکی است:

    سوختن دستم.

    این یک قانون است

    یادگرفتم به هردلیل دستمو دراتش کنم دستم خواهدسوخت.

    وقتی احساس بد را انتخاب می‌کنیم:

    • شهود خاموش می‌شود

    • تصمیم‌ها عجولانه می‌شوند

    • ذهن اسیر ترس و قضاوت می‌شود

    • اسیرنجواهای شیطان می‌شویم

    ●تولد یک باور عمیق: «الخیر فی ما وقع»

    در نتیجه‌ی این آگاهی‌هادراین 6سال جمله‌ ای در زندگی من از یک عبارت ساده، تبدیل به یک باور زنده شده است:

    «الخیر فی ما وقع»

    یعنی:

    هرزمان دارم روی خودم کارمیکنم ودراحساس خوب هستم به فرموده استاد دردوره دوازده قدم

    آقاجان هراتفاقی

    هراتفاقی….

    هر اتفاقی…

    هراتفاقی که برای تو رخ می‌دهد خیر تو در آن است.

    این جمله:

    • به من یاد داد با زندگی نجنگم

    • مقاومت را کنار بگذارم

    • و به جای سوال «چرا من؟»

    • بپرسم:

    پیام این اتفاق چیست؟

    بخش دوم :

    در گام ششم پروژه «درک بهتر قوانین خداوند»

    در ادامه‌ی گفت‌وگوی استاد عباس‌منش با استاد عرشیان فر

    موضوع شهود و دریافت الهامات الهی به‌صورت کاملاً کاربردی موردبررسی قرارمیگیرد

    در این بخش، استاد توضیح می‌دهند که:

    • خداوند همیشه در حال ارسال پیام است

    • اما ما اغلب در فرکانسی نیستیم که بتوانیم آن را دریافت کنیم

    درک من ازموضوعات مطرح شده دراین گفتگو:

    ●چرا در احساس بد الهام دریافت نمیکنیم؟

    وقتی در حالت:

    • ترس

    • خشم

    • غم

    • ناامیدی

    هستیم، عملاً وارد فرکانس توجه به ناخواسته شده‌ایم.

    در این فرکانس:

    • ذهن شلوغ است

    • آینده ترسناک دیده می‌شود

    • الهامات درونی غیرفعال می‌شوند

    • هرتصمیمی که بگیریم ازطرف شیطان است

    به همین دلیل است که:

    هر تصمیمی که در احساس بد گرفته شود، تصمیم درستی نیست.

    ●الگوهای قرآنی؛ حال خوب در سخت‌ترین شرایط

    استاد عباس‌منش در این گفت‌وگو، با مثال‌هایی بسیار زیبا ازشخصیتهای قرآنی ودینی به مایاداورمیشوندکه:

    حضرت یوسف (ع)

    در اوج ظلم، زندان و تنهایی:

    • امیدش را از دست نداد

    • احساس بد را انتخاب نکرد

    • و همین باعث شد مسیر زندگی‌اش به شکلی معجزه‌آسا تغییر کندوعزیزمصرشود.

    حضرت زینب (س)

    در سخت‌ترین شرایط تاریخ:

    • حال درونی خود را حفظ کرد

    • تسلیم تقدیر الهی بود

    • و شهودش راهنمای کلمات و رفتارهایش شد

    ●تجربه شخصی استاد عباس‌منش؛ وقتی حال خوب مسیر را عوض می‌کند

    استاد عباس‌منش درادامه این گفتگوی عمیق وتاثیرگذار تجربه‌ای واقعی از زندگی خود را مطرح می‌کنند:

    زمانی که اسپانیابودند برای سایت ایشان در ایران مشکلات جدی ایجادشد

    این اتفاق می‌توانست ازطرف استاد منجر به:

    • خشم

    • عصبانیت

    • تصمیم‌های عجولانه وشتابزده شود

    اما استاد:

    • حال خوبش را حفظ کرد

    • وارد احساس بد نشد

    • اجازه داد شهودش تصمیم بگیرد

    نتیجه؟

    دل کندن کامل از ایران

    و مهاجرتی آگاهانه و آرام به آمریکا

    بدون تنش، بدون جنگ، بدون خسارت دربهترین زمان ممکن.

    ●فرمول ساده اما معجزه‌آسا

    از مجموع آموزه‌های استاد ومباحث مطرح شده دراین گفتگو به یک قانون روشن می‌رسیم:

    حال خوب =

    • فعال شدن شهود

    • دریافت الهامات الهی

    • تصمیم‌های درست

    • اتفاقات بهتر

    و برعکس:

    حال بد =

    • قطع ارتباط با هدایت

    • تصمیم‌های اشتباه

    • تکراررنج‌ها

    • تبعیت ازنجواهای شیطان

    جمع‌بندی:

    اگر بخواهیم مفاهیم مطرح شده دراین گفتگو را ساده کنیم به این چند نکته می‌رسیم:

    • خداوند همیشه در حال هدایت، مااست.

    • کیفیت هدایت، به کیفیت احساس ما بستگی دارد.

    • حال خوب، انتخاب است نه شانس.

    • «الخیر فی ما وقع» کلید آرامش و آگاهی است.

    وقتی یاد بگیریم هنگام برخوردبا تضادها حال خوبمان را حفظ کنیم

    زندگی دیگر میدان جنگ نیست

    بلکه حرکت کردن درمسیرودرجهت جریان خداوند وهم جهت شدن باجریان الهی است.

    باعشق

    بااحترام

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    سیزدهم بهمن ماه 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 56 رای:
    • -
      فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
      مدت عضویت: 1630 روز

      سلامی دوباره به پدر عزیزم…

      حال و احوالاتت میدونم ایتروزا در مسیر عشق الهی هست…

      چقدر گفتهاتتتت با باوری عمیق و خلاصه شده ،”میومد…

      [زندگی دیگر میدان جنگ نیست!!!

      بلکه حرکت کردن درمسیرودرجهت جریان خداوند وهم جهت شدن باجریان الهی است.]

      چقدر زیبا….. ولی درکش با عمل کردن بهش…نیاز به اگاهانه زندگی کردن داره‌..

      .

      پدر عزیزم….یچیزی بگم…

      عمل به این اموزه ها توی نتیجه عملکردی..خودشو نشون میده..

      ما هر کدوممم توی یه شرایطی بزرگ شدییم…و دقیقا اون شرایط توی اون حوزه باورای ما رو ساختن…

      و بعد از یه عمر زندگی در یه مسیر اشتباه….

      هنوز نقطعه های ویرانگرش وجود دارد…

      همین روز گذشته من بخاطر یه عملم یکم بهم ریختم…

      بخودم گفتم چرا نرگس…

      دیدم من خیلی حساسم به اون شخص..که اگه اینکار اشتباه رو انجام میده..

      بازم برامون دردسر ساز میشه‌.

      و من حساس شدم به اون شخص نزدیکم….

      و واقعا من ضربه ها بخاطر این نوع نگرش خوردم و زمان خودمو صرف این باور اشتباه کردم..

      و هم بخودم ظللم کردم..و هم رفتار ایشون رو روی خودم بولد کردم..

      پدر عزیزم…امروز صبح آزمایش شدم..ولی فورا بخودمو جمع کردم زیپ دهنمو کشیدم و نزاشتم نجوا سر بده و پلن بعدی رو بچینه.و من عملیش کنم..

      من خیلی توی این موضوعات حساس شدن روی افراد نزدیکم پاشنه داشتم…

      و اینقدر نجوا زیاد بود ..که واقعا دستمو بسته کرده بود..

      اون درون عصبانیت منو به خشم درمیورد…

      من به لطف خداوند کم کم ..تکاملی آبش کردم..

      ولی دو روز پشت سر هم بازم باقیماندش بیرون اومد…

      و…

      من نرگس میدونم باید خیلی روی این موضوع کار کنم..

      و بخودم یادآور بشم..که زندگی دنیایی و خطا ها و اشتباهاتی که از افراد نزدیکم باعث عصبانیت من میشه..و اون عصبانیت قدم بعدی همون پرخاشگری رو بوجود میاره…سعییییی کنم کاتش کنم..

      اونم با عراض کردن…

      بقول قرآن..سوره یاسین..سایت شراب بهشتی میگه…گفته های آنان تو را غمگین نکند…

      .

      اره پدر جان….این آموزه ها بصورت عملی خودشونو نشون میده…

      ولی اینو خوب روی خودم کار کردم.اونم تکاملمو به لطف خداوند گذروندم…

      اونم اینه!!!

      من توی این بیست روز کارم وارد مسیر پروجکت حضوری برای یه کمپانی طراحی و شب و عروس جهانی”شد…

      ایشون گفتن باید نمونه کاراتونو برام پست کنید..

      و صبح ردز قبل از اینکه اینترنت قطع بشه من قدمهای جدیدمو شروع کردم..

      الان بیست روزه میگذره.. خدا شاهده..این بیست روز دقیقا کار من از اون کارای اولیه الگویی و دوختی به اندازه 20 سال رشد کردم..

      چه الهاماتی چه دریافتایی….که توی همین فایل همین الان پیاممو فرستادم برای این بهشتم..

      و من با این باور در این مسیر رشد بیزنسی هستم…

      که باید مسئله حل کنم…

      دیگه به لطف خدا…که قبلنا بود..الان حس عجله..ترس..ناامیدی رو کنار گذاشتم و چسبیدم به شهودم…

      پدر جان..بهش میگم..خدای مهربونم بر فرض این دوخت رو اینجور کنم بهتره یا اونجور…یکم با آرامش ….

      سکوت میکنم…میزنه به پشت چشم راستم…

      میگه درسته..برو جلو…

      وای…وقتی بدنم به لرزه میفته…چشامو و گوشهامو تکون میده.. و من مطمیئن تر این مسیر رو پیش میرم..

      .

      پدر جان!!!کارایی که انجام دادم…اصلا نمیتونم جایگزینش کنم به روز اول…اینقدر که دستکشم زیبا شده…

      که خودددم متحیر میمونم..

      و همین حال خوب..باعث میشه من بیشتر تسلیمش باشم و بیشتر ازش هدایت بخام..

      و لطف خودش..عقلمو کاملا بستم….

      هفته گذشته بعد از یه عجله کاری و تند تند کار انجام دادم…دیدم دستکشم خیلی نازیباست…

      و بعد گفتم خدایا مقایسه با فلان مسیر میکنم راضی نیستم…

      بخدا!!!میدونی بهم چی گفت…

      گفت نرگس عجله هاتو کردی!

      منم گفتم اره‌..

      بخدا تو خواب بهم الهام شد که دارم با عجله کار میکنم.مسافتشم خیلی طولانی بود..

      بهم گفت..درسهاتو یاد گرفتی توی روند کاریت…

      تمام قدمها رو که باید انجام میدادم عملی رو…بهم گفت!

      گفت الان کار چند روزت رو….همه رو بشکاف….

      الله اکبر…

      پدرم…من فورا منطق خدا رو که شنیدم و درسهایی که بهم داد..

      تمام اونا رو شکافتم.‌.یجا از کارم پاره شد..

      بهم گفت بچینش…

      من بدون اینکه عصبانی بشم فورا انجامش دادم..

      اگه من نرگس بدون این اگاهی این کار رو انجام میدادم..

      حتما تسلیم ذهن میشدم و دست برمیداشتم…

      لطف خدا و شهودش و درسهاش ادامه دادم ق.

      الله اکبر.

      قدمهای بعدی رو بهم گفت..

      الان پدر جان…

      چقدر دستکشم زیبا شده..

      دیشب بهم گفت آییینه دوزی کار کن..

      و رفتم سوزندوزی بلوچ..با یه روش ساده تر قدم به قدم پیش رفتم..

      حالا امروز داستان جدید دارم.خیلی شور شوق دارم برییم برای قدم شهودی دیگه‌..

      پدرم بازم میام از نتایجم میگم..

      میخام بگم…

      کل داستان همینه….

      اونم میزان پذیرش ماست..که همه چیز رو کن فیکون میکنه…

      الان که مینویسم بدنم به لرزه در اومده..

      نمیدونم چجور میزان این شادی درونی رو وصف کنم…

      اونم بخاطر پایبند بودن به قوانینش هست و باز کردن این نور عالم تاب درونیه…

      .

      راسی پدر جان..من بخاطر این الهام در بیست روز پیش…من یه مکان توی تاریکی شب رو پیاده روی کردم…

      توی قبرستان دور افتاده محل امنم.و توی یه نخلستان بزرگ شهرم بدون حضور یه موجود انسان..که بنظرم یه نرد هم میترسه..ولی من انجامش دادم..

      و شب قبلش بازم توی یه نقطعه شهرم که همه اینها ترسهای یه عمر از زندگیم بود…

      و همه این خوشبختیها توی این بیست و خورده ایی از روزم رو لطف خداوند میبینم..

      .

      وقتی من توی بیست روز اینهمه کار انجام میدم..توی چند سال دیگه کجا هستم!!

      الله اکبر…..

      پدر جان انشالله یه روز حضوری ببینمت به امید موفقعیت برای شما و همسر نیمه قلب الهیت…

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      مرضیه گفته:
      مدت عضویت: 1508 روز

      سلام به شما دوست عزیز

      کامنت زیبا تون و البته تاثیر گذار خواندم و این نشون میداد خیلی خوب مطلب رو گرفتید

      من یه سوال برام پیش اومده

      و اونم اینکه چرا احساس خوب جایزه اش زندگی در بهشته

      بی زحمت اگه میشه این و برام باز کنید دلیلش چیه

      ممنون از شما دوست عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        اصغر و پرسیلا گفته:
        مدت عضویت: 1805 روز

        بانام خداوند هدایتگر

        سلام دوست عزیز؛خانم مرضیه

        ابتداشاکرخداوندهستم که نوشته ام موردتوجه وعنایت شمانازنین قرارگرفت وازابرازلطف ومحبت شما بی نهایت سپاسگزارم.

        از سؤال دقیق و عمیقی که مطرح کردید واقعاً ممنونم چون این پرسش دقیقاً به قلب آموزش‌های «پروژه درک بهتر قوانین خداوند» می‌زند. این‌که چرا گفته می‌شود احساس خوب، نتیجه‌اش زندگی در بهشت است اگر این مطالب واموزههادرست درک وفهمیده شود نگاه ما به خدا، زندگی، تلاش و حتی مشکلات کاملاً تغییر می‌کند.

        اول از همه لازم است یک نکته‌ی بسیار مهم را روشن کنیم:

        در آموزه‌های استاد عباس‌منش بهشت و جهنم قبل از آن‌که مکان باشند حالت آگاهی و کیفیت تجربه‌ی زندگی هستند. یعنی بهشت جایی نیست که بعداً به ما داده شود بلکه حالتی است که همین حالا می‌توانیم آن را تجربه کنیم.

        وقتی از «احساس خوب» صحبت می‌کنیم منظور فقط خوشحالی ظاهری یا خنده نیست.

        احساس خوب یعنی:

        آرامش درونی

        رضایت

        اعتماد به زندگی

        نجنگیدن با شرایط

        درصلح بودن باخود

        پذیرفتن خود و جهان

        احساس امنیت درونی

        اگر دقت کنیم دقیقاً همین ویژگی‌ها هستند که ما از بهشت در ذهن‌مان داریم پس در واقع

        “احساس خوب خودش تعریف بهشت است نه شرط رسیدن به آن”

        در آموزش‌ها استاد به کرات شنیده ایم که خداوند پاداش‌دهنده یا تنبیه‌کننده به شکل انسانی نیست.

        خداوندسیتم است «قانون‌گذار» است

        همان‌طور که قانون جاذبه یا قانون رشد وجود دارد قوانین الهی هم وجود دارند که بدون قضاوت عمل می‌کنند. یکی از مهم‌ترین قوانین الهی این است که:

        جهان به خواسته‌ی ما پاسخ نمی‌دهد. بلکه به احساس غالب ما پاسخ می‌دهد.

        به فرکانس‌های ماپاسخ می‌دهد.

        به همین دلیل است که وقتی احساس خوبی داریم قاعدتادرحال ارسال فرکانسهای خوب هستیم ودرنتیجه اتفاقات خوب بیشتر وارد زندگی ما می‌شوند نه به‌عنوان جایزه، بلکه چون ما با جریان زندگی هماهنگ شده‌ایم. درست مثل کسی که خلاف جهت رودخانه شنا نمی‌کند حرکتش راحت‌تر، روان‌تر و کم‌دردسرتر است. به قول استادچرخ زندگی روانترمیچرخه

        نکته‌ی مهم دیگر این است که زحمت، سختی و رنج، ذات زندگی نیست بلکه حاصل مقاومت ذهن مااست. نگرانی، ترس از آینده، حس کمبود، مقایسه با دیگران و احساس قربانی بودن، همگی انرژی و تلاش زیادی می‌طلبند. وقتی این مقاومت‌ها کمتر می‌شود و انسان به جای جنگیدن با زندگی آن را می‌فهمداحساس خوب به‌طور طبیعی ظاهر می‌شود. این همان حالتی است که در آموزش‌های استاد از آن به عنوان «زندگی در مسیر قوانین خداوند» یاد می‌شود.

        از این زاویه بهشت بی‌زحمت است چون حالت طبیعی انسان است. ما برای ناراحت بودن، مضطرب بودن و رنج کشیدن زحمت می‌کشیم، نه برای احساس خوب. احساس خوب وقتی می‌آید که از ناآگاهی فاصله می‌گیریم و قوانین را می‌شناسیم.

        همین موضوع درباره‌ی جهنم هم صدق می‌کند. جهنم جایی نیست که خدا ما را به آن بفرستد جهنم همان احساسات بدی است که در آن‌ها گرفتار می‌شویم: ترس دائمی، خشم، حس گناه، اضطراب و نارضایتی. این‌ها مجازات نیستند بلکه نتیجه‌ی ناهماهنگی با قوانین الهی‌اند. همان‌طور که احساس خوب نتیجه‌ی هماهنگی است.

        پس وقتی گفته می‌شود «احساس خوب = زندگی در بهشت»منظور این نیست که اگر احساس خوب داشته باشیم خدا بعداً به ما پاداش می‌دهد بلکه منظور این است که خوداحساس خوب، همان پاداش است.

        اتفاقات خوب هم پیامد طبیعی این حالت هستندنه هدف اصلی.

        آموزه‌های استاد عباس‌منش دقیقاً ما را به همین درک می‌رسانند:

        زندگی قرار نیست میدان رنج و آزمون دائمی باشد. وقتی قوانین را بفهمیم و به جای جنگ، وارد هماهنگی شویم زندگی نرم‌تر، قابل‌اعتمادتر و زیباتر می‌شود.

        این همان بهشتی است که می‌شود همین‌جا و همین حالا تجربه‌اش کرد.

        باعشق

        بااحترام

        ابراهیمی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    زهرا داودآبادي گفته:
    مدت عضویت: 1919 روز

    درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۶ – شرایط دریافت هدایت الهی- سه شنبه 14 بهمن ١۴٠۴

    به نام نور آسمان ها و زمین

    ای در این حادثه ها ، نام تو آرامش من

    ای حواست به من و حال دل سرکش من

    ای خیال خوش لبخند تو امنیت من

    ای تو همسایه و هم گریه و هم صحبت من

    دلتنگ توام که به داد دلم برسی

    تا عشق تو را نفسی ندهم به کسی

    من گمشده ام تو مرا به خودم‌برسان

    تا با نفست بتپد دل تنگ جهان ، ای نبض زمان ، ای قلب جهان

    قامت عشق در آیینه ماه افتاده

    در دلم شوری از این عشق به راه افتاده

    می‌شود دور تر از چشم جهان دور تو گشت

    ای که تنهایی و تنها به تو باید برگشت

    سلام به روی ماهتون

    هدایت شاید شیرین ترین واژه ای باشه که من از اون موقع که با استاد آشنا شدم ، صدها بار تجربه و زندگیش کردم

    هدایت برای من تمام اون لحظه های التهابی بوده که من یاد مثال دست تو آتیش کردن استاد افتادم و قلبم آروم گرفت

    هدایت برای من مشتری های چند میلیاردی بودن که به طرز جادویی سمت من هدایت شدن اونجایی که من یه ریزه روی باورهای ثروت سازم کار کردم

    هدایت برای من اون لحظه ای بود که جلسه اولی که با کیس الان آشنا شدم ، اومد پیام بدم بعید میدونم ما بتونیم ادامه بدیم ولی یه نیرویی گفت ادامه بده و ادامه دادم و اتفاقات عالی یکی پشت دیگری افتادن

    هدایت برای من تمام لحظاتی بود که گم شده بودم ولی تو من رو به خودم برگرداندی

    هدایت برای من اهدافی بود که اول سال توی تقویم م نوشتم و دیروز از تیک خوردن شون بغض کردم و اشک ریختم که : ‏ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ : قسم به قلم و هر آنچه مینویسد

    هدایت برای من ، تمام خواست لحظه به لحظه من از یگانه الله یکتاست

    و همیشه شکرت

    با عشقی فراوان تر از همیشه ….

    با لطف و هدایت و حمایت الله یکتا و با عشق ….

    ا‌دامه دارد……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 54 رای:
    • -
      زکیه لرستانی گفته:
      مدت عضویت: 2043 روز

      بنام خدای مهربانم

      سلام ب زهرای عزیزم

      دوست توحیدی قشنگم

      چقددددد عشق کردم از کامنت

      کوتاه

      مختصر

      و پراز نتیجه ات

      الهی صدهزار مرتبه شکرت بخاطر قانون ثابت و بدون تغییرت

      لاتبدیل سنتا

      در قانون خداوند هیچ تبدیلی وجود نداره

      وقتی ک باورهات و درست کنی و از درون تغییر کنی

      شرایط بیرونی لاجرم

      لاجرم

      لاجرم

      تغییر میکنه

      این قانونه خداونده

      زهرا جانم ازت خییلی ممنونم بابت آهنگ زیبایی ک بهم هدیه دادی

      بهت تبریک میگم بابت نتایج ثروت،درامد میلیاردی به به استیکر چش قلبی فراوووان

      و رابطه ی ک بهت گفت ادامه بده

      اجازه بده ک همه چی خودش پیش بره

      تسلیم باش

      من میدونم و تو نمیدونی

      خدایا صدهزار مرتبه شکرت

      تویی عالم مطلق

      تویی قادر مطلق

      سرشب هدایت شدم ب این بیت زیبا

      درمان غم عشق، ن صبر و ن ریاست

      در عشق حقیقی ن وفا و ن جفاست

      درکی ک اون لحظه داشتم این بود ک عشق حقیقی فقط خداست

      همون ک استاد میگه

      مهم ترین رابطه ی زندگی ما رابطه ای ک با خداوند داریم

      اگه رابطه ام باخدا خوب باشه ،همه چی خود ب خود درست میشه

      اینارو برای یادآوری ب خودم نوشتم تا تو ذهنم مرور بشه

      مرررسی ک نتایج قشنگت و با ما ب اشتراک گذاشتی عزیزم

      نوش جونت باشه

      گوارای وجودت باشه

      تو لیاقت بهترینها رو داری

      برات بهترین هارو از رب جهانیان میخوام

      ب خدای وهاب رزاق میسپارمت قشنگم

      با قلبم میبوسمت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        زهرا داودآبادي گفته:
        مدت عضویت: 1919 روز

        زکیه ماه تر از ماهم

        سلااااااام به روی زیبات

        عززززیز دلم چقدر خوشحال شدم کامنت زیبات رو مجدد توی پروفایلم دیدم

        زکیه نمیدونی چقدرررررررررر کامنتت به وقت بود ، به جا بود ، کلام الله یکتا بود

        زکیه من عاشفتم عزیزم

        چندین و چند بااااار کامنت زیبات رو خوندم و از عمق جانم لذت بردم و قند توی دلم آب شد

        اجازه بده که همه چی خودش پیش بره

        تسلیم باش

        ببین ، یعنی کلام خود خود خود خدا رو بهم رسوندی

        هزاران بارررر در آغوش میگیرم و میبوسمت

        در پناه تنها پناه کیهان باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    مهدی حضور گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    خداوند وعده داد سالهایی که ملخ ها خوردند را به تو باز میگردانم💜

    سلام استاد عزیزم خداروشکر می کنم انقدر رو شخصیتم کار کردم میتونم ساعت ها درمورد تجربه و هدایت و نتایج کسب و کارم صحبت کنم

    تو کامنت های قبلیم گفتم من ی سری اشتباهات تو کسب و کار و روابطم داشتم که باعث میشود جلو رشد طبیعی رو می گرفت به لطف خداوند با شناخت ضعف های شخصیتی و دشمنای فرضی اشتباهاتم خیلی کم شد همین موضوع باعث شد بیام ببینم چه پیشرفض های درمورد خودم دارم دیدم من تو کسب و کارم همون اشتباهات انجام میدم که خانواده ام تو کارشون اتجام میدن این نشونه خیلی بدی برام بود که بپذیرم من این همه دارم رو خودم کار کنم اما بازم ی جای کارهام باعث میشه بزنم همچی نابود کنم تصمیم جدی تو جلسه اول عزت نفس گرفتم من نیاز به یک بیزینس متنور داشتم تو مسیر تا اشتباهاتم خیلی کم بشه از وقتی این فرد بی نظیر اومد تو زندگیم اصن بطور شگفت انگیزی اشتباهاتم خیلی کم شده و من تو این چند هفته یک رشد عجیب داشتم بعد که فکر می کردم به این نتیجه رسیدم من اصن فکر نمی کردم چطور قراره ی فردی بیاد درک عمیقی از قانون و قرآن داشته باشه با مشغله کاری زیاد حاضر باشه برای رشد شخصیتی من زمان بذاره تا من رشد کنم این معجزه هدایت خداونده وقتی احساس خودمو سعی کردم هر روز بهتر کنم اتفاقات برام افتاد

    هر چقدر عمیق تر میشم به رفتارهام و دنبال چرایی های کارهام می گردم میبینم فلان کار بخاطر مامانم انجام میدم یا مثلا بخاطر پدرم خودمو فدا کردم عملا خودم به دو نصف مساوی تقسیم شدم ایتکه دارم ضعف های شخصیتی خودم پی میبرم یک امتیاز عالی چون نتایجم مشخصه و رشد مستمر و همیشگی دارم

    داستان خانواده من از اینجا شروع میشه پدرم دشمنای فرضی بیشتری داره هر روز اتفاقات عجیب غریبی تو زندگیش میوفته مثلا ماشینش وقتی باهاش همکاری نمی کنه خراب میشه. مامانم هم دشمنای فرضی زیادی داره همیشه بخاطر دلسوزی برای بچه هاش مریض میشه بچه هاش هم باهاش همکاری نمی کنن چون مادرم خودشو دوس نداره خودشو فدای بچه هاش می کنه و رفتار های نامناسبی دریافت می کنی

    من مهدی هم ی سری از این رفتارها تو وجودم بود اما یک جهاد اکبر راه انداختم دارم تلاش می کنم مهدی نجات بدم نذارم غرق بشه اینکه تو هر فایل دارم به خود واقعیم میرسیم برام لذت بخشه

    از وقتی این ضعف های شخصیتی بهتر کردم مشتری هام تغییر کرده از کشور های مخلتف منو پیدا می کنن و حاضرن میلیون ها تومن برای محصولاتم پرداخت کنن خیلی دوس داشتم کسب و کارم جهانی بشه اما همیشه این اتفاق نمیوفتاد ولی وقتی به هدایت خداوند عمل کردم حال خودمو خوب کردم از کشور های مختلف راحت خدمات و محصولات منو تهیه می کنن

    همه ما داریم هدایت میشیم اگر در جایگاه درست مون باشیم

    عاشقتم استاد عزیزم من رشد همیشگی خودمو مینویسم

    منتظر کامنت های من باشید😍

    تنکیو استاد جان💜💜

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
    • -
      زهرا فرجی گفته:
      مدت عضویت: 2227 روز

      سلام

      آقای سابقی نژاد من خیلی از کامنت های شمارو خوندم

      واقعا لذت بردم الان که اسمتون دیدم خوشحال تر شدم

      امروز با خواندن کامنت خاتم شهریاری هدایت شدم که تلگرام و واتس اپ و … حذف نصب کنم و اینکار براحتی انجام دادم

      کلی از کارهای عقب افتادم انجام دادم

      مدتها بود به سایت سر نزده بودم ولی از کار کردن روی خودم دست برنداشته بودم

      بشدت داشتم روی توحید کار میکردم

      با استاد مقدم آشنا شدم و داشتم روی چله جوشن ایشون کار میکردم

      امروز ب خودم گفتم خدایا میخوای دفعه بعد منو کجا هدایت کنی

      و امروز دوباره به سایت برگشتم خدا دوباره استاد عباس منش گذاشت سر راهم

      اما استاد مقدم که خیلی توی توحید بهم کمک کرد چند روز پیش بیشتر محصولاتش رایگان کرد راستش بخوانید درخواست داده بودم و اجابت شد

      ولی اینو فهمیدم که خدا منو داره راه میبره خودش درخواست رایگان شدن اونها رو گذاشت تو نهادم و شد و امروز که کل تلگرام و … حذف کردم سایت استادیدم رو دارم

      بگذریم

      آقای سابقی نژاد اینکه اینهمه رشد کردید تحسینتون میکنم

      منم دلم میخواد کسب و کارم رشد کنه

      خدا منو ببره ب مسیر درست

      لطفاً در مورد تمریناتتون توضیح بدید

      در پناه خدای منان پر بشید از خدای عظیم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3662 روز

    سلام

    – خدایا شکرت امروز خیلی برنامه داشتم برای درک شهود واین فایل برایم عالی بود متشکرم

    – زمانی میتوانیم احساس خودرا خوب نگه داریم می توانیم هدایتها رادریافت کنیم کاملا این را دیروز درک کردم مرسی مرسی

    شهود وقتی کارمی کنه که احساس ما خوب باشد

    – شرایط دریافت پیامهای خداوند وقتی است که قلبت باز باشد استادم مرسی چه جمله عالی و فراموش نشدنی برای من

    هدایت کار عملی به تو میگوید وقتی که حالت خوب است احساستت درست است

    هرچه به خودم مسلطتر باشم بهتر درک می کنم بهتر هدایتها را دریافت میکنم

    – وقتی احساس خود را خوب نگه دارم که من در این مورد برای خودم باید میگذارم نتیجه خوب هم خواهیم داشت

    – چون احساسات مرتبه دارند ما هم باید کم کم مرحله به مرحله احساس خودمان را خوب کنیم.

    – یکسره این را می گویم یعنی حداقل یکبار در روز که هر آنچه که مرا نکشد قویترم خواهد کرد.

    – همیشه به خودم میگویم که درهر مسئله ای همین را رعایت کنی که احساس خوب = اتفاقات خوب همه چیز درست میشود درهر شرایطی و در هر موردی.

    Just do it now

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
  5. -
    Fakhri گفته:
    مدت عضویت: 1526 روز

    سلام ب دوستان خوبم

    نمیدونم چرا هر وقت این صحبتهای استاد عرشیانفرعزیز رو درباره اهل بیت می شنوم ناخوداگاه میخوام داد بزنم که اصلا دلیل اینکه ما زندگیمون مصیبت وبستگی و مریضی و مظلومیت و جنگ و مقاومت و اوضاع جامعه ما مدام تو گرونی و فقر وبدبختیه همین باور های ماست درباره ی اهل بیته که ما اونهارو نزدیکتربن افراد ب درگاه خدا می دونیم

    ابن ماجراهای ساختگی داره درباره کی حرف میزنه ؟؟؟

    چرا دقت نمیکنیم که وقتی درباره ی مقربترین افراد ب خداوند می شنویم که زندگی اونها پر از بلا و حزن و اندوه و بدبختی و مظلومیت بوده خود این باعث تشکیل این باورهای وحشتناک و خطرناکه توی مغز ما که هر کی نزدیکه ب الله هست و اصلا شرط نزدیک بودن ب خداوند بدبختی،مظلوم بودن،ریاضت،فقر،تحمل ستم،مقاومت،جنگ،خونریزی،کشته شدن شهید شدن ،بلاکش بودن و ستم کش بودنه هست و این باور های وحشتناک توی ذهن ماست که اینهمه سختی و بستگی و بدبختی و انواع فقر وبستگی هارو برامون طبق قانون پاسخ جهان ب باورهای ما بهمون برمی گرده

    که اصلا تاریخچه این ماجرای عاشورا و فاطمیه رو وقتی بررسی می کنی میبینی همش ساختگیه و اصلا وجود نداشته بلکه برعکس این عزیزان همیشه تو ارامش و بهشت امنبت الهی شادی و لذت و احترام زندگی کردن و با عزت هم از دنیا رفتن واسه ی همین خداوند رو باور داشتن و خداوند ازشون راضی بود و قرآن هم بصورت ریشه ای اینکه کسی که خداوند رو ولی و سرپرست خودش میدونه رو حفاظت میکنه و همیشه تو بهشت این دنیا و اون دنیا قرار میده و بهشت یعنی امنیت مطلق،یعنی ارامش،شادی،روزی،وثروت،و صلح و دوستی و عشق و محبت و احترام فراوان و جهانیتست پر از نعمت

    و خدا هم خودش رد می کنه از اینکه کسی بتونه ب مقربین درگاهش کوچکترین اسیبی برسونه

    خیلی دوست دارم اول خودم بعد از کل ذهن جامعه و جوامع این جور داستانها درباره ی مقربین الهی پاک بشه چقدر این ترمز ها وحشتناکه

    و چقدر خداوند تو قرآن ندام داره یاداوری میکنه که بهشون بگو هر کاری ک میتونید بکنید شما منتظر باشید منم منتظرم

    ودمیگه یهود دروغ میگه که عیسی رو گرفتیم و مصائب بهش دادیم و صلیبش کردیم خداوند خودش میگه اونها کس دیگه ای رو جای عیسی گرفتن که از اهل یهود بود ،خدا خودش داره داد میزنه که من مراقب عیسی بودم

    وقتی عیسی اینهمه از طرف اللله حمایت میشه چطور میشه که اهل بیت رو کسی بتونه اینجوری از بینشون ببره

    مشکل ما از همین باور ب مقاومت و جنگ و کشتار و خون و خونریزیه که همش ب خاطر داستان ساختگی عاشورا و فاطمیه توی مغزهامون فرو شده

    و جهان هم داره ب این باورها با این اوضاع پر تشنج استرس زای جنگی باور خودمونو بهمون می قبولونه

    خدایاکمکم کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
    • -
      زهرا کریمی گفته:
      مدت عضویت: 1331 روز

      سلام عزیزم چقدر قشنگ بود ممنون از آگاهی که دادی من اینو میدونستم ولی نه به این وضوح باریکلا به صداقت و شفافیتت

      خیلی حرفت درسته

      من همیشه میگم چرا ما باید ملت شهادت باشیم

      چرا ما نباید ملت لذت باشیم

      والا بخدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      عین القضات گفته:
      مدت عضویت: 2078 روز

      سلام به همگی دوستان

      من قبلا این مساله رو پیگیری کردم و نتیجه ام رو خواستم بگم (خب شاید من اشتباه میکنم)

      استاد عباس منش میگن

      خدا برای من خیر مطلق میخواد،شاید ظاهر اتفاق ناجالب باشه ولی خیره توش اگر بتوانم احساسم رو خوب نگه دارم.

      الخیر فی ما وقع

      به نظرم با کمی تحقیق و آگاهی و تمرین میتوانیم به احساس خوب برسیم.

      استاد میگن کافیه یه ذره حالتون خوب بشه

      راست میگن : کنترل ذهن و به آرامش رسیدن باعث میشه به حال خوب برسیم/

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      اکبر حسن پور گفته:
      مدت عضویت: 2499 روز

      سلام دوست من.. تبریک میگم این درک و آگاهی شما را از اصلی‌ترین مشکل باورهای مذهبی هموطنان ما که ریشه همه مشکلات فردی و اجتماعی ما ازین باورها سرچشمه می‌گیرد و دقیقاً باید با همین فرکانس قوی که من از کامنت شما دریافت کردم برای دیگران آگاهی رسانی شود و باورهای شرک آلود از ذهن اشخاص زدوده شود .. من سالهاست که آموزش های استاد را دنبال می‌کنم و هیج زمانی این باورهای شرک آلود از طرف ایشان نشر پیدا نکرده .. عبارت مورد اعتراض شما گفته های طرف مقابل گفتگوی استاد هست که جای نقد و اعتراض دارد .. تحسین میکنم شجاعت شما را برای نوشتن این کامنت روشنگر .. برای خودم و همه انسانها التماس تفکر دارم در همه باورهای گذشتگان مان .. شاد باشی دوست من

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      وحیده گفته:
      مدت عضویت: 2776 روز

      دیدگاه تازه ای بود و قابل تامل. منو به فکر واداشت. انگار از بدبختی و دربه دری داریم دفاع می کنیم. خداوند خافظ همه مقربین الهی بوده و هست و خواهد بود.لازمه ایمان به خدا تحمل سختی و مشقت فراوان نیست بلکه هر قدمی که ما برداریم زندگیمان بهتر می شود.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      مسعود گودرزی گفته:
      مدت عضویت: 1590 روز

      به نام تنها قدرت

      سلام دوست همفرکانسم

      سلام دوست خیلی خیلی آگاهم

      به خدا که حرف دل من و زدی

      منم دوس داشتم ی همچین چیزی بنویسم اما گفتم شاید استاد منتشرش نکنه کامنتم و

      اما شما دقیقا حرف دل من و زدی اینا همه به نظر من ساختگی

      از خدا میخوام دیگه واقعا جامعه پاک بشه از این خرافات و شرک و بت پرستی

      خدارو هزاران بار شکر میکنم به خاطر وجود استاد عزیزم و بعد وجود شما دوستان عزیز و آگاهم

      خدا برام حفظتون کنه

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    مرجان دوست الهی گفته:
    مدت عضویت: 1791 روز

    سلام استاد عباسمنش عزیزم 🌹🌹🌹🌹

    سلام مریم جان مهربان ، زیبا ، دوست داشتنی🌹🌹

    روزتون بخیر و خوشی

    سلام به اعضای صمیمی سایت🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    ما خیلی خوشبخت هستیم که الان این گفت و گو ها رو می‌شنویم و در این سایت هستیم و قدرت دیدن و شنیدن و انشاالله عمل کردن داریم!

    خدا رو هزاران مرتبه شکر بابت این مکان مناسب که در زمان های مناسب به آگاهی هایی که نیاز داریم هدایت مون میکنه 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    ما فقط اگر خودمان اجازه بدهیم خداوند هدایت مون میکنه!

    حالا چطور ما این اجازه رو به خداوند می‌دهیم که هدایت مون کنه و بهمون الهام کنه و ایده های مناسب بده؟

    تنها در صورتیکه در هر شرایطی احساس مون خوب باشه و دریچه های قلب مون❤ بازِ بازِ باز

    استاد جانم همینجور که گفتید تا به الان خیلی اتفاقات در زندگیمون رخ داده که در همون لحظه احساس میکردیم چقدر بدبختیم و بیچاره ایم و ناامیدیم و فکر می‌کردیم دیگه هیچوقت قرار نیست اتفاق خوبی برامون بیفته!

    اما دیدیم و تجربه کردیم که همون اتفاقات به ظاهر بد چه خوشبختی ها و قدرت ها و شجاعت ها و شادی ها و ثروت ها و نعمتهایی برامون رقم زد

    ❤الخیر فی ما وقع❤

    برای من این اتفاقات بد باعث شد با شما و گروه تحقیقاتی عباسمنش آشنا بشم و زندگیم کاملا دگرگون بشه که هر چیزی و میخوام براحتی برای خودم موجود کنم ، فقط کافیه بگم موجود شو !

    ارتباطات لذت بخش تر…خانه ی زیباتر و بزرگتر…ماشین فوق العاده …. سفر،تفریح،گردش…..خرید کردن با خیال آسوده….نزدیکی به خداوند….آرامش در پرتو آگاهی….امید و توکل واقعی بیشتر….شکرگزاری نعمتهامون و دیدنشون …..توجه کردن و تحسین کردن زیبایی ها….در لحظه زندگی کردن….بخشش با این نیت که قرار نعمت و ثروت بیشتری به سمت خودم سرازیر بشه….آزادی مالی و زمانی و مکانی…..اهداف و خواسته های جدید….اعتماد بنفس بیشتز….احترام گذاشتن و ارزش قائل شدن برای تمام انسانها که روح خداوند درون شون هست….داشتن احساس خوب با کنترل کردن ذهن و افکار!

    سپاسگزارم استاد جانم 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹

    انشاالله همیشه در پناه الله یکتا شاد،خوشحال،سلامت،ثروتمند و سعادتمند و رستگار باشید در دنیا و آخرت!

    باز هم میخوام تحسین کنم این ویژگی جدید سایت برای تماشای فایل ها و دانلود کردن شون خیلی بهتر و راحت‌ترو لذت بخش تر شده!

    خدا قوت بده به مدیر فنی سایت 🌹🌹🌹انشاالله لحظه به لحظه از این بیشتر پیشرفت کنند!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 66 رای:
  7. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 448 روز

    سلام

    تو مدتی که نتها قطع بود فقط شکرگزاری ام سر این بود که خدایا شکرت اینترنت قطعه و من نمیرم دم به دیقه مجازی رو سرک بکشم تا ببینم چه خبره!

    قبلترش هم اینستا رو به صفر و حداقل ممکن رسوندم تا اون وابستگی کم بشه انگار که مغزم بعد از بارها و بارها شنیدن از استاد که داری بلا سرخودت میاری اگر داری تو اینستا وقت میزاری قانع شده بود که جای مناسبی نیست برات الانم نمیگم پاکش کردم ولی آگاهانه میگم جیزه(^o^)

    و اگرم برم چنتا کلیپ زبان و خودشناسی و دِ دَر رو…

    همیشه میگفتم چطوره که همه هدایت دریافت میکنند ولی من نه همه میگن خدا باهام حرف میزنه ولی تا الان نشده مسیر من رو روشن کنه و وقتی استاد میگن هدایت میشوی! ذهن منطقی می گفت خوب استاد خیلی رو خودش کار کرده یا خداوند خواسته هدایتشون کنه و …

    حالا شاید خودم بارها شرایطی پیش اومده که یه چیزی به دلم افتاده و آخرش خوب پیش رفته ولی اون موقع چون آگاه نبودم بهشم استناد نمیکردم

    تو این مدتی که دوره های استاد رو دیدم مشهودترین چیزی که تجربه کردم این بود: دانلود فایلهای صوتی احساس لیاقت و ثروت بطور یکجا و اونم تو گوشیم چون من معمولا رو لپتاپم ذخیره میکردم.

    هدایتم اینطور نبود که یه صدا بیاد تو گوشم یا یک فرشته با بالهاش یا خواب ببینم (چون تصورم این بود که هدایت یعنی اینطوری) من 100 گیگ نت رایگان داشتم که هبچوقت ازش استفاده نمیکردم و میگفتم من نیازی ندارم بهش یه روز صبح بیدار شدم گفتم چه کاریه من که نت رایگان دارم بیام کل فایلها رو تو گوشیمم ذخیره کنم بصورت صوتی که اگر خواستم چندباره گوش کنم سریع در دسترسم باشه. دانلود فایلها همانا و قطع شدن نت به مدت چند هفته همانا و این بود که خداروشکر کردم که چه خوب شد دانلود کردم و گرنه معلوم نبود کی بخواد وصل بشه و من هر روز جلسات رو گوش کردم. این یه هدایت مشهود و محسوس بود که حالمو خوب کرد که خدا منم هدایت کرد…

    چند وقتی هم هست که تضادهایی برام پیش میاد و من آگاهانه میگم این امتحان خداست و میخواد ببینه من چقدر پای این آموزشهایی که گوش میدم ایستادم و شاید قلبا آزرده بشم ولی باز خودمو جمع میکنم.

    اینکه فقط این نیست که من باید یاد بگیرم نه بگم توانایی جمع کردن خودت بعد از نه شنیدن هم یک مهارته…

    اینکه من باید یاد بگیرم به نجواهایی که شیطون توی سرم میاره بلند بگم نه و حسمو خوب نگه دارم چون واقعا حتی یه حرکت کوچک هم میتونه ذهن ما رو ساعتها به فکر فرو ببره و بعد یهو به خودت میای میبینی داری ساعتها به چیزایی فکر میکنی که حست رو بد کرده و داری غرق میشی ولی همین که آگاهیها رو میشنوی انگار یه چراغ میفته روی افکارمون و ما بهتر میفهمیم به کدوم جهت جریان داریم…

    از خدا ممنونم شاید هنوز نتونسته باشم عالی عمل کنم ولی همینکه یاد گرفتم با خودم لااقل بعد از اینهمه سال درست و خوب باشم بازم شکر …

    ممنونم بابت آگاهیهایی که میدین‌‌‌.‌..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 69 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1222 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم سمیه جونم

      ممنونم چقدر به نکته مهمی اشاره کردی که اگر ذهن رو کنترل نکنی تو رو ساعتها درگیر میکنه وبعد میبینی داری از مسیر خارج میشی و تو احساسه بدی فرو رفتی

      و بعد هدایتها رو متوجه نمی‌شی

      منم از خدا تشکر میکنم که میتونم مسیرمو تشخیص بدم و سریع به حسه خوب برگردم با شکر گزاری زیاد

      سمیه جان دوستت دارم بهتربنها نصیبت بشه چون لایقش هستی عزیزم

      در پناه خداوند مهربان باشین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمد گفته:
      مدت عضویت: 3276 روز

      سلام دوست عزیز

      کامنت زیبایی نوشتید و من تا انتها خوندمش

      من از کامنت شما به پیام زیبا دریافت کردم چون روزی هست شروع کردم دارم روی باورهام کار میکنم و امروز به یه تضادی برخوردم و کامنت شما مثل تابلو راهنما کمکم کرد که بتونم مسیرمو پیدا کنم و به حرکت کردن ادامه بدم و خواستم ازتون سپاسگزارم کنم، ممنون و سپاسگزارم و شکر برای وجودتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان عالی و خوب خودم

    این فایل را خیلی دوست دارم چرا که هر چه آنرا گوش می دهم حال من خوب و خوبتر می شود

    چرا که بهتر و بیشتر می توانم روی خودم تمرکز کنم و بهتر می توانم به حس و حال خوب برسم

    هر چه بهتر روی خودم و افکار خودم کار کنم و آنرا بهتر وبیشتر در دستهای خودم داشته باشم بی شک جهان برای من زیباتر خواهد بود و زندگی دنیوی لذت بخش تری را تجربه خواهم کرد

    این درس ها و این نکات را هر چه بیشتر روی خودم کار کنم بهتر و بیشتر می توانم به خواسته های خودم برسم

    اینها برای من تجربه است که وقتی ناراحت و عصبی و خشمگین می شوم بجای اینکه دیگران را مقصر بدانم و سر و صدا کنم خودم را آرام نگه دارم و از گفتگوها و نجواهای ذهنی خودم پرهیز کنم

    در آن شرایط سخت خودم را آرام نگه دارم بی شک جواب این را دریافت خواهم کرد و مورد هدایت و لطف خدای مهربان قرار خواهم گرفت

    به قول استاد

    در زمانی که من خشمگین و ناراحت هستم افکار شیطانی برای من فوق العاده زیاد خواهد بود

    اما زمانی که من آرامش دارم

    آرام هستم

    حال خوبی دارم

    هدایت های الهی و کمک و دستهای خداوند بیشتر و بهتر برای من نمودار خواهد شد

    این بزرگترین درس و نکته ای بود که امروز از صحبت های استاد عزیز من یاد گرفتم

    امیدوارم که بتوانم همیشه این راه را ادامه بدهم و از مسیر اصلی خودم خارج نشوم

    فراموش نکنم که در هر لحظه در شرایط سخت افکار خودم را خوب نگه دارم

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای زیبایی ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای:
  9. -
    محسن توحیدی گفته:
    مدت عضویت: 728 روز

    🟪🟩 الماسی که نباید از دست بره

    این حرفها رو دارم به مردهایی میزنم که شاید همین الان، وسط زندگی شون ایستادن و فکر میکنن همه چیز قابل جایگزینه. زن، رابطه، عشق، همراهی. انگار دنیا یه فروشگاه بزرگه و هر چیزی که شکست یا قدیمی شد، میشه گذاشتش کنار و یکی جدیدتر برداشت.

    اینا رو از دل زندگیهایی که اطرافم دیدم میگم. ازسالهایی که فکر میکردم “اگر نشد، یکی بهترش میاد”. از روزهایی که خیال میکردم زن زیبا، زن خندان، زن خوش صحبت، همه جا هست. بله، هست. اینو انکار نمیکنم. دنیا پره از آدمهای جذاب، پرانرژی، خوش اخلاق، حتی وفادار. آمار هم همینو میگه. طبق گزارشهای روانشناسی که فراوون هم هست ، روابط تو سالهای اخیر، بیشتر از 60٪ آدمها تو طول زندگی شون حداقل یه رابطه عاطفی جدی رو تجربه میکنن که از نظر ‘ظاهری و رفتاری’ ،،، “قابل جایگزین” بنظر میاد! یعنی ⇐اگه تمام معیارها رو روی کاغذ بنویسی، مشابهش پیدا میشه.

    ■ اما زندگی فقط کاغذ و معیارهای ذهن  و تجربه نیس.

    بذارین یه صحنه واقعی بسازم. نه رمانتیک. نه اغراق شده.

    تصور کن یه شب معمولیه. از اون شبهایی که هیچ اتفاق خاصی نیفتاده، اما ذهنت شلوغه. با خودت دعوا داری. از خودت خوشت نمیاد. احساس میکنی جا موندی. مقایسه میکنی. میبینی بقیه جلوترن. درآمدشون، موقعیتشون، آرامششون. یه جنگ تمام عیار تو سرت راه افتاده. نه حوصله حرف زدن داری، نه حوصله نصیحت شنیدن. حتی خودت هم از خودت خسته ای.

    《حالا دو نوع آدم ممکنه کنار تو باشه》

    نوع اول، کسیه که میگه: “باز شروع شد؟” میره تو لاک خودش. فاصله میگیره. قضاوت میکنه. احترامش رو پس میکشه. شاید مستقیم چیزی نگه، اما رفتارش داد میزنه: “الان حال و حوصله ت رو ندارم”.

    و نوع دوم…

    نوع دوم کسیه که شاید بلد نباشه درست حرف بزنه. شاید حتی اشتباه بگه. اما می مونه. کنارت میشینه. نه برای اینکه درستت کنه، نه برای اینکه ثابت کنه حق با کیه. فقط می مونه. بدون قضاوت. بدون تحقیر. بدون اینکه مردونگی ت رو زیر سوال ببره. حتی وقتی خودت داری با خودت بدرفتاری میکنی، اون احترامش رو ازت نمیگیره.

    《اینجاست که قصه عوض میشه.》

    من بعدها فهمیدم این “موندن” اتفاقی نیس. نتیجه یه کیفیت درونیه. روانشناسی بهش میگه “همدلی عمیق”؛ توانایی دیدن رنج دیگری بدون تلاش برای کنترل یا تغییر فوری اون.

    تو روابطی که یکی از طرفین توان همدلی فعال داره، احتمال عبور سالم از بحرانهای ذهنی تا 47٪ بیشتره. اما این عددها فقط یه سایه هستن. اصل ماجرا اون چیزیه که حس میکنی.

    الحمدلله رب العالمین و بواسطه باور فراوانی…

    ● زن زیبایی که فقط وقتی حالت خوبه کنارت میمونه، فراوونه.

    ● زن وفاداری که تا وقتی قوی ای دوستت داره، کم نیس.

    ●  زن خوش اخلاق و سرگرم کننده؟ تو هر شهر و هر کشوری پیدا میشه.

    اما زنی که وقتی ذهنت علیه خودش کودتا کرده، کنارت می‌ مونه…

    این انسان کمیابه… . پاراگراف آخر‌متن منظورم بهتر میفهمین.

    بیشتر مردها اینو یه جایی از مسیر میفهمن. نه لزوما همون موقع که همه چیز سر جاشه؛ معمولا وقتی فاصله افتاده. وقتی اون حضور آروم دیگه کنار آدم نیس. وقتی ذهن دوباره شلوغ میشه…

    وکسی نیس که بدون قضاوت کنارش بشینه.

    خیلی وقتها آدم فکر میکنه داره رشد میکنه. فکر میکنه حق داره سختگیر باشه. حق داره فاصله بگیره. حق داره بگه “الان خودم مهمترم”. امـــــــــــــــا مسئله اینجاست که بعضی آدما، مانع رشد نیستن؛ بخشی از خود رشدن. خودِ خود ِ  نعمتن.

    روانشناسی روابط یه نکته مهم رو بارها تاکید کرده: حضور امن تو رابطه، یعنی بودن کسی که بدون تلاش برای تغییرت، کنار آشفتگی ت می مونه. مقاله ای میخوندم که میگفت مردهایی که تو زندگیشون تجربه چنین همراهی ای رو داشتن، حتی بعد از پایان رابطه هم دیرتر وارد فرسودگی ذهنی و بی اعتمادی عاطفی میشن. چون یه بار طعم امنیت رو چشیدن.

    وقتی چنین زنی از زندگی کنار میره، خلأش با ظاهر پر نمیشه. با شوخی، با هیجان، با تنوع، با آدمهای جدید پر نمیشه. چون مسئله ظاهر یا رفتار نیس؛ مسئله کیفیته. کیفیت حضوری که فقط تو روزهای خوب فعال نمیشه.

    اینجاست که نگاه آدم عوض میشه. وقتی میفهمه بعضی اتفاقها، فقط برای درد کشیدن نیومدن؛

    ● برای فهمیدن اومدن.

    ● برای تغییر زاویه دید.

    ● برای اینکه آدم از فرکانس قضاوت و توجه به ناخواسته بیاد بیرون.

    🟣 هدایــــــــــت، وقتی فعال میشه که ذهن آروم میشه. وقتی آدم بتونه از دل یه تجربه سخت، معنا بکشه بیرون. تفکر “الخیر فی ما وقع” هم همینه. یعنی باور کنی حتی از دست دادن :'( ، میتونه حامل یه آگاهی عمیق باشه.

    🟢 اونوقت آدم میفهمه زن الماسی، تعریفش این نیس که همیشه لبخند بزنه یا همیشه حالش خوب باشه. زن الماسی اونی هست که وقتی ذهنت درگیر جنگ با خودشه، احترام رو کنار نمیذاره. قضاوت نمیکنه. عجله نداره درستت کنه. فقط حضور داره…

    | “حضور” …. “حاضر بودن”…. کلمات غریبی هستن ؟ مگه نه؟

    | ” غریب ” ؛ ” غیبت” ؛ این کلمات چی ؟؟؟

    و این رو باید صادقانه گفت: هر رابطه ای جایگزین داره، اما هر کیفیتی نه.

    [[ رابطه =>> میگما تناسب ِ کلمه “رابطه” با آیه الَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِالْغَیْبِ چیه ؟؟ بهش فکر‌کردین ؟

    اصلا ایمان داشتن بدون رابطه معنی میده ؟!؟! ]]

    روابط انسانی مثل پیچ و مهره نیس که اگه یکی گم شد، عینا همون رو دوباره بخری. بعضی اتصالها فقط یه بار ساخته میشن…. آیا عرضه داریم طبق آموزه های استاد عباسمنش مجدد خالق ش باشیم!؟؟!؟!

    پس اگه مردی و تو زندگیت زنی بوده که تو بدترین نسخه ذهنت هم کنارت مونده، بدون ِ  اینکه تو رو خرد کنه یا کوچیکت کنه، بدان که با یه انسان معمولی طرف نبودی. اون زن یه الماس بوده. خواه خودش بداند خواه نداند.

    و از دست دادن الماس، بهایی هست که نباید داد.

    این حرف از سر احساسات نیست  نتیجه مشاهده ست. نتیجه بررسی در مدتی طولانیست. نتیجه الهاماتی هست که نمیدانم دلیلش چیه که خداوند امرکرد باید امروز اینجا درج بشه‌ ‌.

    ( و هنوز نتوانستم خیلی هاش رو بنویسم… تا زمانیکه جانان الهام کنه )

    ~~~○~~

    🪶محسن ؛ کسی که دیده و فهمیده

    ~~~□~~

    🫂 🩵🩷️🩵

    این متن، تقدیم میشود به روح بانو ملیکا ؛ شاهزاده توحیدمدار و شجاع روم باستان. دختری از تبار قیصر، که راه دلش رو از تخت و تاج جدا کرد و خودش رو به جریان نور سپرد و به خداوند اجازه داد. بانویی که تاریخ، ایشون رو عروس حسن عسگری و مادر مهدی موعود میشناسه.

    همون که ما ایرانیها بهش میگیم نرگس خاتون.

    مادری که برای من، بعد از سالها سرگردونی ذهن، بعد از حدود سی سال موندن تو تاریکی و غرق بودن تو باورهای شرک آلودم، دوباره معنا شد. نه بعنوان یه روایت دور و دست نیافتنی، بلکه به عنوان حقیقتی زنده، منطبق با قرآن کریم،

    و همسایه ای در همین نزدیکی .

    هدایتی که از دل آموزش ها و نگاه توحیدی استاد عباسمنش جوانه زد، باعث شد انتظار، از یه مفهوم اسطوره ای، تبدیل بشه به حضور. تبدیل بشه به امید آگاهانه. به نوری که از درون شروع میشه، نه از خیال و توهم .

    این نوشته، ادای احترامه. نه از جنس تاریخ نگاری، که از جنس اتصال. از جنس یادآوری اینکه مسیر توحید، همیشه از دل زنانی گذشته که شجاعانه انتخاب کردن ، حتـــــی وقتی هزینه ش سنگین بوده.

    ⭕️ یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ / می خواهند نور خدا را با دهان هایشان خاموش کنند در حالی که خدا کامل کننده نور خود است، گرچه کافران خوش نداشته باشند

    نیمه شعبان 1447 ؛  4 فوریه 20206

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 72 رای:
    • -
      اعظم پورهدایتی گفته:
      مدت عضویت: 1803 روز

      سلام به آقای محسن عزیز

      به به عجب زندگینامه پراز معنی دار وچقدر متنهای دلنشین رویایی روحانی رو مطرح کردین

      یه لحظه داشتم دست‌نوشتهای جذاب شما رو می‌خوندم یاد زندگی گذشته ام افتادم

      خیلی وقتها آدم فکر میکنه داره رشد میکنه. فکر میکنه حق داره سختگیر باشه. حق داره فاصله بگیره. حق داره بگه “الان خودم مهمترم”. امـــــــــــــــا مسئله اینجاست که بعضی آدما، مانع رشد نیستن؛ بخشی از خود رشدن. خودِ خود ِ نعمتن

      این متن زیبا خیلی اثرگذار بود

      وچقدر درسها پاگانی به من داده

      چونکه بخشی از خود رشد ه خود نعمت واقعی اینجا بود این نعمت باعث رشد من تو این مسیر الهی شد تضادها مشکلات البته از دید ما مشکل ولی به خبر به تمام معناست

      سپاسگزارم داداش عزیزم که به

      یادم آوردی که چرا من اینجا هستم چه چیز ی باعث و لباس شد

      خدایا شکرت که این لحظه این ساعت مقدس از زبان نازنین دستت محسن جان عزیز با هم صحبت کردی و گفتی اعظم جان به یاد داشته باش اصلا چی شد من تو این مسیر هدایت شدم چه درخواست‌های باعث شد چه آدم‌هایی که نعمت‌هایی

      اعظم ره رو مسیر عشق زیبایی

      🩵🩷️🩵

      این زیباییهارو عاشقانه لمس میکنم که از طرف رب العامین به سمت من جریان دارند

      .

      🟣

      🟢

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 728 روز

        سلام به روی ماهه اعظم جانِ مسیر عشق .

        کامنتت رو که خوندم، انگار یکی داشت آینه میگرفت جلوی دل خودم… اونم برای دیدنِ معنا. برام جالب بود !

        آره… بعضی آدما نه مانعن، نه آزمون، نه حتی چالش؛

        خود ِ خودِ نعمتن. اصلااا اومدن که ما رو بزرگتر کنن، نه راحتتر.

        خـــــدارو شکر که تو اینو با دل فهمیدی، نه با ور رفتن باذهن و تحلیل.

        اینکه امروز به عقب نگاه میکنی وبجای حسرت، “تشکر” توی دلت میاد==>>> یعنی مسیر درست بوده.

        تضادهایی که اسمشون رومشکل گذاشته بودیم، همون درهایی بودن که ما رو آوردن اینجا؛ آوردن به این لحظه، به این فهم، به این نرم شدن دل.

        گفتی… اینکه خـــــدااز زبان من یادت آوردچرا راه افتادی…

        این زیباترین اتفاق ممکنه ؛؛؛ وقتی پیام میرسه، مهم فرستنده ست، نه واسطه.

        اعظم جان، تو داری درست لمس میکنی.

        نه باهیجان زودگذر،،، با آرامش عمیق.=>> آرامشی که نشونه وصله.

        در این مسیربمون، با همین قدردانی، با همین دیدن نعمتهای زیبا در جان و لباس و روان آدما.

        □ خدا بلده چطور از دلهایی مثل دل تو عبور کنه وعشق رو جاری تر کنه .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      رضا رضایی گفته:
      مدت عضویت: 1298 روز

      بنام یگانه دلبر عالم خدای جانانم

      سلام و هزاران درود نثار قلب زیبای محسن عزیزم

      امیدوارم در پناه عشق و ن‌ور الهی باشی همچنان با قدرت و پر انرژی

      محسن عزیزم قربونت برم قربون اون دل قشنگت برم قربون اون قدرت پشت ضربان قلبت برم که این آگاهی ها را در زمان درست برایت هدایت کرد

      محسن عزیزم باور میکنی همین آگاهی را خدای دلبر از طریق قلب تو فقط برای من نوشته باشد ؟؟

      محسن عزیزم داستان برات قصه کنم دیروز حسابی قربون صدقه اش رفته بودم و حسابی دیروز احساسم خوب بود

      باور نمیکنی لیست کردم ده تا اتفاق بسیار قشنگ برایم رقم خورد چون من هم جهت شده بودم

      از دستان اش برای روزی رسانی ام گرفته تا لبخند بی دلیل آدما و نعمت های که مثل باران دیروز برام میبارید

      و دستان که برام فرستاد تا کار های برادرم را درست کنم بیاد به این کشور زیبا

      خدا شاهده همه چی داشت دست بدست هم میداد اینکار مانده بودم و همچنان اشک …

      مثل این شده بودم به یک چیزی زیبا در یک گوشه یی نکاه میکنی فقط اشک میریزی ❤️

      و اینو نگاه کن سخت به این متن تو نیاز داشتم محسن جانم

      چون دیشب یک کنترول ذهن داشتم در رابطه عاطفی دچار چالش شده بودم

      دیشب مانده بودم که اگر بهش زنگ بزنم بفهمونم این کارش اشتباه بوده که توجه میکنم به نا زیبایی هاش و تمرکز ام میره روی نا زیبایی بیشتر و نا خواسته های بیشتر را جذب می‌کند

      و اگر زنگ نزنم صحبت نکنم که این اشتباه شاید خیلی بیشتر تکرار شوه که بیشتر مرا اذیت می‌کند

      از آنجای که استاد در دوره لیاقت میگه با شریک عاطفی تان بیشتر صحبت کنید

      ولی دیشب در یک جنگ درونی مانده بودم نمیدونستم چکار کنم

      فقط بهش پیام دادم و طرف گفت من اشتباه کردم معذرت مخام و اینکه ذهنم میخواست خیلی جولان بده و مرا بیشتر غرق کنه خداروشکر صحبت قطع کردم و شروع کردم به قربون صدقه خدا رفتن بخاطر کار های دیروز برام انجام داده بود و پناه بردم به خوابیدن …. صبح بیدار شدم ذهنم میخواست دوباره شریک عاطفی را محاکمه کنه ولی پناه بردم به سایت هعی بالا پایین کردم

      چشمم افتاد به این متن شما (الماس که نباید از دست رفت )

      الله اکبر محسن چطور و‌چی شد این متن نوشتی

      چطور این متن در دلت افتاد که بنویسی منی که نیاز داشته باشم مثل آب روی آتش برام کارایی داشت

      زد نجوای ذهن با این چکیده های قلبی ات نیک اوت کردی

      میدونم طرفم چیقدر انسان خوبی است چنان زیبایی داره که بی نظیره ولی ذهن من اینقدر تمرکز میکنه ببینه کجا ایراد داره

      نمی‌دونم این نشانه رشدم هست یانه اون روز های روی سایت امدم سعی میکنم کنترول ذهن داشته بیشتر ذهنم دنبال بهانه گیری میره هههههه یا قبلا چون نا آگاهانه اینکار انجام میشده من نمیفهمیدم

      ولی اینو میدونم به این نتیجه رسیدم که هر چیقدر در این سایت باشم بیشتر درگیری ذهنی ام این آگاهی ها باشه اتفاق خوبی را تجربه میکنم به محظ رها میکنم حالم بد بدتر میشه

      محسن عزیزم خیلی دوستت دارم وقت گذاشتی و به اون الهام دلت کوش کردی و برام نوشتی

      خیلی ازت تشکر میکنم ❤️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 728 روز

        سلام رضاجانِ دلبر … کامنتت رو با دل خوندم. معلومه که تو وسطِ یه رشد واقعی هستیی؛ از اون رشدها که اولش آدمو میبره توی درگیری ذهنی، بعد کم کم میفهمه داستان اصلاااا جنگ نیست، فهمیدنه. شکل رشد اینجوریه گاهی.

        اون چیزی که تجربه کردی، نه نشونه پس رفتته نه خراب شدن رابطه ==>>> نشونه بالا رفتن سطح آگاهیه.

        وقتی آگاهی زیادمیشه، ذهن قدیمی شروع میکنه تقلاکردن. گیر میده ، ایراد میگیره ، میخواد کنترل کنه. قبلاهم همین کارو میکرده، فقط تو نمیفهمیدی. ااالان میفهمی ، و همین فهمیدن یعنی رشـــــد.

        بنازم کاری که اونشب کردی خیلی درست بود:

        نه رفتی توی بحث، نه احساس روسرکوب کردی، نه خودتو قهرمان کنترل ذهن کردی.

        ■ دیدی، فهمیدی، فاصله گرفتی، برگشتی ب ِ خدا ==>> یعنی بلوغ احساسی.

        در مورد رابطه هم یه چیز رو خیلی شفاف بگم:

        صحبت کردن خوبه، ولی نه از جا و زمان ِ ذهنِ ملتهب.

        وقتی ذهنت آروم نیست، حتی درست ترین حرفا هم بذرِ بد میشن.

        تو اون لحظه کار درستوکردی؛ اول خودتو برگردوندی به مدار امن، بعدا اگه نیازباشه، کلام ازجای درست میاد.

        صبح دوباره ذهنت خواسته محاکمه کنه و توپناه آوردی ب ِ سایت ===>>> یعنی داری یاد میگیری کِی به ذهنت اعتبار بدی وکی ندی. این مهارت نیستااا ، این انتخابه.

        و بدون این آگاهی که نوشتم، مال “تو تنها” نبود، ولی چون تو آماده بودی، به دل تو نشست. کلام وقتی آماده شنیدن باشه، صاحب پیدا میکنه.

        یه جمله رو بسپار به دلت:

        ● عیب بینی کار ِ ذهنه ، دیدنِ زیبایی انتخاب قلبه.

        همینقدر که الان میبینی، میفهمی، و خودتو سرزنش نکردی، یعنی مسیرت درسته. ادامه بده، آروم، با اعتماد. خـــــدا بلده چطور رابطه، دل، و ذهنتو همزمان تربیت کنه .

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      فهیمه زارع گفته:
      مدت عضویت: 3287 روز

      بنام الله یکتا

      یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ لاَ تَتَّخِذُواْ الَّذِینَ اتَّخَذُواْ دِینَکُمْ هُزُواً وَلَعِباً مِّنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَالْکُفَّارَ أَوْلِیَاء وَاتَّقُواْ اللّهَ إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ

      اى کسانى که ایمان آورده اید! از کسانى که دین شما را به مسخره و بازى مى گیرند، آنان که پیش از شما کتاب (آسمانى) داده شده اند و(نیز) کفّار را ولىّ خود نگیرید و از خدا بپرهیزید، اگر ایمان دارید.

      سلام محسن جان ،رفیق بهشتی

      امیدوارم در پناه الله مهربان در بهترین حالات روحی وجسمی باشی

      محسن جان نمیدونم این دلنوشته رو در چه فرکانسی بودی که نوشتی ،وقتی به این قسمت

      پس اگه مردی و تو زندگیت زنی بوده که تو بدترین نسخه ذهنت هم کنارت مونده، بدون ِ اینکه تو رو خرد کنه یا کوچیکت کنه، بدان که با یه انسان معمولی طرف نبودی. اون زن یه الماس بوده. خواه خودش بداند خواه نداند تجارب زندگی خودم برام یادآوری شد، لحظاتی که در دل سخت ترین شرایط زندگی ام از دید دیگران ،وقتی مسئولیت اتفاقات زندگی ام رو پذیرفتم واعتماد کردم به خودش وازش خواستم که بهم صبر همراه با آرامش وامید بده ،در حالی که دریای زندگی ام طوفانی بود ،سکان کشتی زندگی ام رو بدست گرفت وبهترینها رو برام رقم زد

      میدونی محسن جان ،اون تضاد پراز درس وآگاهی بود ،در دل اون تضاد بود که درک کردم چقدر کیفیت یک رابطه عاطفی از کمیت آن مهمتره

      درک کردم مهم نیست اگر همسرم ،فقط روزی یکبار بهم بگه دوست دارم یا اصلا نگه ،ولی همینی که در سخت ترین لحظات با اینکه خودش هم درد داره ،کنارت می ایسته میگه تا آخرش باهاتم خیلی ارزشمنده وهمانطور که نوشتی اون مرد یه الماسِ

      واین دلنوشته ات ،دلیلی شد برای سپاسگزاری بخاطر نعمتهایی که خداوند از فضلش بهم بخشیده

      مرسی که هستی

      از صمیم قلبم ازت سپاسگزارم

      بهترینها نصیب قلب مهربانت

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 728 روز

        فهیمه جان سلام… . حال جسمی و روحیت چطوره؟

        چقدر “صبّارشکور”وار و البته عمیق نوشتی… وقتی خوندم، لذت بردم که داری از دل واقعی وتجربه واقعی میگی، نه صرفااز روی فکر یانقل قول.

        چه دقیق هم گفتی، همه چی درباره کیفیت رابطه است نه کمیت ش. بعضی حضورها، حتی سکوت هاشون، وقتی در سخت ترین لحظات کنار آدم می مونن، مثل نور هدایت می مونه. این حضور، آرامش، صبر وامیدی که به آدم میده، خودش نعمتی بزرگه که نمیشه باهیچ لفظی سنجید… و خیلیا ازش غافلن و حواسشون بهش نیس.

        همون چیزی که تو گفتی: وقتی مسئولیت زندگی خودتو میپذیری و اعتماد میکنی، خـــــداوند قادر ونعمتهاش وارد میشن و مسیرت روشن میشه.

        حضور یک “الماس” در زندگی، همون بازتاب لطف و حکمت الهی هست که در لحظه های بحرانی شکل میگیره.

        ~~~□~~

        سپاس از تو که این نگاه رو یادآوری کردی و این تجربه رو باهام به اشتراک گذاشتی. اینقدر ساده وصادق گفتی که خودم هم حسش کردم،،، و یکی ته دلم داره میگه همین خودش نوعی عبادت و سپاسگزاریه.

        رفیق بهشتی م ؛ بهترین ها همواره نصیب دل مهربون وآگاهت باشه.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      فیروزه گفته:
      مدت عضویت: 1381 روز

      سلام بر یگانه معبود عالم هستی

      سَلَامٌ عَلَىٰ إِلْ یَاسِینَ 

      سلام بر آل طه و آل یاسین.(130 صافات)

      🟡الـمـاسـی از نـــور🟡نگهبانان نــــور 🟡

      سلام‌ بر محسن همسفر نور……از سکو سلام‌‌‌….از پیام آخر در رقص و نور و باران سلام……..از آغاز سلام…‌‌‌‌‌….

      لبیک لبیک رب خودم.‌‌..لبیک رب العالمین….

      محسن جان این بار، قلم تو نه فقط برای تشریح یک پدیده، بلکه برای فریاد حقیقت در میان غبار روزمرگی به کار افتاده است. کلماتت سنگین، واقعی و سرشار از ارتعاشاتی هستند که از اعماق زندگی‌های مشاهده‌شده برمی‌خیزند. تو نه از عشق رمانتیک، که از سنگر ایمان در قلب یک رابطه سخن گفتی…..

      تو به درستی، رابطه را از سطح معامله‌گری خارج کردی و آن را به میدان شهادت ایمان تبدیل کردی.

      🟣وقتی می‌گویی: هر رابطه‌ای جایگزین دارد، اما هر کیفیتی نه در واقع داری می‌گویی: من به فراوانی دنیا ایمان دارم، اما به یگانگی این روح خاص در این لحظه ایمان عمیق‌تری دارم این کلام، نه تنها شیوا، که شیرین‌ترین معنای تعهد است..

      و اون بخش آخرت، که گفتی ایمان بدون رابطه معنی نداره… عالی بود، چون ایمان یه حس ارتباطه، با خدا، با خودمون، با جهان.

      🟢 شاید الماس بودن یعنی همین:

      در تلاطم ذهن دیگری، نوری باشی بی‌صدا.

      نه برای درست کردنش، بلکه برای یادآور شدن خدا هنوز اینجاست.

      🟡️ بانوی نگهبان نور ملیکا ( نرجس خاتون)

      تو با ادای احترام به بانو ملیکا (نرگس خاتون)، مرا به یاد والاترین نقش زن در تاریخ رستگاری انداختی این بانوان، قهرمانان صبر فعال هستند.

      1. نقش مادر امام زمان (نرجس خاتون):

      او تجسم مراقبتِ الهی در سخت‌ترین دوران بود. نقش او، نقشی بود که صبر کرد، ایمان آورد و نوری را در خفا پرورش داد تا جهان آماده شود. او نماد این حقیقت است که بزرگترین قدرت‌ها، گاهی در سکوت، حفظ و حمایت از یک حقیقتِ پنهان نهفته‌اند. او خود، آیهٔ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ بود که با استقامت خویش، اجازه نداد نور موعود در غربت خاموش شود.

      2. بانو ملیکا (نرگس خاتون) به عنوان الگوی زن امروز:

      بانو ملیکا نیز، در قامت همسر و شریک، الگوی همان زنی است که در دل طوفان شک و تردید مرد، با نگاهی سرشار از یقین به آینده، آرامش را فراهم می‌کند. او می‌داند که باید نور امید را زنده نگه دارد، حتی اگر دنیا (یا مرد درگیر بحران) بخواهد آن را با شک و تردید خاموش کند.

      دیدگاه تو محسن عزیز یک دعا است که در کلمه جاری شده است. قدردان این فهم ناب هستم که رابطه‌ها نیازمند ایمان عملی هستند، ایمانی که بانوان بزرگی چون ملیکا و نرجس خاتون، فاطمه زهرا….خدیجه ها…مریم..آسیه…الگوی جاودانهٔ آن بوده‌اند…..‌و مسیر توحید، همیشه از دل زنانی گذشته که شجاعانه انتخاب کردن ، حتـــــی وقتی هزینه ش سنگین بوده……..انتخاب کردن…..

      مثل آیه یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ : نور خدا را می‌خواهند خاموش کنند. آن‌هایی که در لحظات سخت کنارت می‌مانند، در واقع کمک می‌کنند نوری که خدا در تو قرار داده، خاموش نشود.

      🟡 ستاره درخشان

      این الهامات ادامه دارند……و هر روز روشن و روشن تر میشود…..همسایه ای در همین نزدیکی …. .محسن تو باغ نوشتم نزدیک سکو تمومش کردم ….ولی..چطوری من جمعه اینجام …..تولد نبودم ….میدونی چی میگم….نوشتم تموم شد سرما آوردم بالا برم سمت سکو و برم خونه……یهو……میشه مُرد…‌میشه….ربی ربی….تسلیمممم……از اینجا سلام.‌‌‌‌‌.‌….یهو اهنگ‌‌‌‌ گذاشتن و مراسم مهدویت…..گریه اجازه نمیده بنویسم….‌‌من از اینجا تکون نمیخورم…….باز باز چه کردی با من…چه خبره…..زیر رو کردی من را……برنامه چیه ربی؟!..بگو…آتش زدی جان را……من که آماده ام ربی‌…..آماده ام……شده نذرت جونم…….‌‌

      اهنگ سکو…….

      گوش به فرمانم فرمانده……..

      تپش تپش ضربانم فرمانده……

      ای ای فرمانده آماده ام آماده……..

      دیر شدا مهدی….

      ببین صدات میزنن از کجاها، کجایی مهدی؟

      خدایا باز اهنگ رقص باران و نور الهی عظم بلا…..اول کامنت نوشتم….دوباره.شنیدم … دیدم…برنامه چیه…..؟!ادامه….

      غروب جمعه از سکو با صدای اذان …..17 شعبان ……تولدت مبارک...‌‌…🩷🩵

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 728 روز

        فیروزه جان سلام…

        نورِ دلنوشته ت نشست به دل

        با این نوشته ت آینه گرفته بودی به دست . آیینه جهانِ هولوگرافیک . آینه ای که یادآوریم میکنه راه، از بیرون شروع نمیشه، ریشه ی همه چیا این درونه.

        خودباوری = همینکه آدم بفهمه خـــــدا وقتی بهش امانت داده، یعنـــــی بهش اعتـــــماد کرده. یعنی گفته “تو میتـــــونی” . شاید کمی دلهره آور باشه… اما سخت نیس .

        محسن عمیقا باور داره ما قرار نیس معمولی رد شیم ازاین جهان.

        قرارِ هرکدوممون بهترین نسخه خودمون باشیم، مقایسه نه، برا اثبات کردن هم نه ، فقط و فقط با رشد و برای رشد.

        خب این مرکز ثقل سوره واقعه ست ===> که آدم میتونه جزو “”وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ (10) ; أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ﴿11﴾”” باشه؛

        چون جلوتر از بقیه دویده،؟؟‌ نه والا ،،، چون زودتر بیدار شده و اقدام یک درصدی رو کرده.

        گُمپ گُلم “السابقون” ، آدمای بی نقص نیستنا ؛

        آدمایی هستن که مسئولیت نور درونشونو قبول کردن.تصمیم گرفتن وسط شلوغی، وسط تردید، وسط ترس، خود ِ خود ِ خودشون باشن…  پس باید بشن بهترینِ خودشون.

        دوس دارم الان بهت بگم : اون نوری که گفتی خاموش نمیشه، چون از بیرون نیومده.

        ریشه ش همون جایی ِ که خـــــداجون از روح خودش در مادمیده، برا همین خاموش نمیشه.

        و کسی که به این باور برسه، دیگه دنبال اجازه نمیگرده که؛ حرکت میکنه. دنبال تاییدیه نیس اصلا ، چون سوار بر شانه جانانه. از تاییدیه ها خنده ش میگیره !

        رفیق ؛ ممنونم از حضورت، از شهودت، از ایمانت ️

        🟩 راه از طرف خدا روشن شده. ما خالق نور نیستیم، ولی مسئول انتخاب، حرکت و پاک نگه داشتن مسیر گام برداشتن و دیدنمون هستیم => با عمل کردن به اونچه میفهمیم باکنار زدن ترس، طمع، عجله، خودفریبی …‌  .

        قرآنم میگه : “”وَالَّذِینَ اهْتَدَوْا زَادَهُمْ هُدًى”” /> اونی که در مسیر هدایت قدم برمیداره، هدایتش بیشتر میشه. نه اینکه هدایت رو خلق کنه ، که ظرفیت دریافتش بیشترمیشه.

        ~~~

        درپناه نوری که خودش ما رو صدا کرده.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          فیروزه گفته:
          مدت عضویت: 1381 روز

          سلام‌ بر یگانه معبود عالم‌ هستی

          بِسْمِ اللّٰهِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللّٰهِ نُورٌ عَلیٰ نُورٍ، بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِی هُوَ مُدَبِّرُ الْأُمُورِ،

          بِسْمِ اللّٰهِ الَّذِی خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ. الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَأَنْزَلَ النُّورَ عَلَی الطُّورِ،

          فِی کِتابٍ مَسْطُورٍ، فِی رَقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلیٰ نَبِیٍّ مَحْبُورٍ.

          الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِی هُوَ بِالْعِزِّ مَذْکُورٌ، وَبِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلَی السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْکُورٌ. وَصَلَّی اللّٰهُ عَلیٰ سَیِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِینَ

          الله نور سماوات و الارض‌‌‌‌‌‌‌.‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌…..لبیک نور علی نور…..لبیک سمیع ….لبیک بصیر من….لبیک رحیم من…..لبیک کافی من .‌…لبیک همیشه مهربانم…..لبیک…..آرامش بخش دل و جان…….تسلیم توام رب جهان……و من را خاشع خاشع خاشع کن… شهادت میدم معبودی جز تو نیست…..و من جز تو هیچ نمیدانم….

          سلام محسن جان ……سلام قلب دریایی مهربان………..

          نور قلبت؛ مهرت رسید ……از جنس أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ…….نزدیک نزدیک……دستان غیبی جان…..وعده شیرین عشق.‌‌‌‌‌‌‌.‌‌‌‌‌…امانت…. بازتاب درون به بیرون……….

           خودباوری = همینکه آدم بفهمه خـــــدا وقتی بهش امانت داده، یعنـــــی بهش اعتـــــماد کرده. یعنی گفته “تو میتـــــونی” . شاید کمی دلهره آور باشه… اما سخت نیس ….

          مثل ی دست نامرئی بود …..‌..سخت نیست مسیر..‌‌‌‌هدیه منه به تو.‌‌….خودم کنارتم با تمام قدرتم با تمام عشقم…‌‌‌‌.‌‌اصلا تو فقط بشین نگاه کن ببین ربت کیه…‌‌‌‌‌‌…من مشتاق ترم به تو….‌‌‌..اه اه اه ربی…..در تو ذوب شدن چه شکلیه..؟!!…ضربان قلبم…..من جز تو هیچ نمیدانم‌‌‌…..

          محسن عمیقا باور داره ما قرار نیس معمولی رد شیم ازاین جهان…محسن را لایک‌‌ میکنم…سینک ام باهاش ..فیروزه ام عمیقا باورش داره…….تبدیل بشیم به بهترین نسخه خود خود خودمون…..و.دیس لایک .به .مقایسه ، به اثبات کردن،به بلدی .‌‌..و قطع موج…….

          فقط و فقط برای رشد و برای رشد.. ..پیشتاز پیشتازان ..‌‌..برای سبقت گرفتن…برای رسیدن به أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ….مرکز مهر و محبت و عشق…..نزدیکی به خدا…….‌‌‌‌‌در بهشتی سرشار از خوبیها‌‌‌‌‌……..‌در معدن خوبیها……‌.اه چه چیزی یادم امد….معدن……..خدایا میشه نزدیک ترین حالت به خودت باشیم …..معدن نور و عشق …..فراوانی…

          🟢 اقدام ی درصدی …و تسلیم جانان

          محسن ‌جان صد در صدخودشون و جانشون را سپردن به رب و عاشق شدن.‌‌‌‌‌‌…ی درصد من …….ی درصد که فقط اعتماد بود ‌‌‌‌‌‌‌.99 درصد عشق…پای ما وایساده خدا …..ی درصد انتخاب با منه ……‌‌بقیش با رب……

          هاااااا میدونم گُل گُلابُ…..اون موقع رشد معنا نداشت دیگه…..عشق معنی نداشت که…….

          آدمایی هستن که مسئولیت نور درونشونو قبول کردن.تصمیم گرفتن وسط شلوغی، وسط تردید، وسط ترس، خود ِ خود ِ خودشون باشن…  پس باید بشن بهترینِ خودشون……اره اره مسئولیت نور درونشون را قبول کردن که هر جور شده .‌‌‌تو هر شرایطی تو تاریکی ها محکم نور درونشون را نگهش دارند …..وهدایت هام میرسه از جنس نور و الماس وهمدم های عمیق…..تا بشن بهترین خودشون……تا برسن به عشق وجودشون…..بزرگترین سرمایه زندگیشون و …..خودِ خود خود نعمت زندگیشون…

          تنها تو را میپرسم و تنها از تو یاری میجویم و بس.‌‌‌‌‌‌‌‌‌…‌‌‌‌‌

          🟨 ما خالق نور نیستیم………[…‌.نه نه نه ‌…..نیستیم …..ما نگهبانان نوریم… و عاشقان نوریم………فرستادن نور هدایت فقط فقط از طرف ربِ که ما هم‌ جهت بشیم‌ با جریان خدا….به هزاران طریق….. عشق و حضور جانان‌‌‌ کنارمون‌‌ بیشتر بشه‌….

          هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ ۚ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا ﴿4٣﴾

          اوست که با فرشتگان خود بر شما درود می فرستد تا شما را از تاریکی ها به سوی نور بیرون آورد، و او به مؤمنان مهربان است. (43)احزاب

          فرستادن هدایت های از جنس نور، الماس و همدل عمیق و فرشتگان و تو خواب …..‌برای روشن شدن راه و محافظت از نور ایمان.و

          تمرین ایمان و ایمان روی ایمان برای وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ…و سوار شدن بر شانه جانان……..برای عشق به رب…محسن منظورم نور ایمان درونمون خاموش نشه وقتی پشت به نور و تاریکی میریم…تا بیایم تو نور و بهترین نسخه خودمون بشیم….‌.تا رسیدن به ..أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ…..به عشق نهاییی…هدف نهایی..و چه زیباست در این مسیر نه تنها به دنبال رشد خود بلکه به دیگرانم کمک کنیم برای رسیدن به عشق نهایی….نزدیک نزدیک…‌‌وأُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ. ]

          .

          تَحِیَّتُهُمْ یَوْمَ یَلْقَوْنَهُ سَلَامٌ ۚ وَأَعَدَّ لَهُمْ أَجْرًا کَرِیمًا ﴿44﴾

          درود و تحیّت [خدا] بر آنان، روزی که با [پاداش و مقام قرب] او دیدار می کنند، سلام است، و [خدا] برای آنان پاداشی نیکو و با ارزش آماده کرده است. (44)

          وَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ وَکِیلًا 

          بر خدا توکل کن، و کافی است که خدا نگهبان و کارساز [انسان] باشد.

          هدایت بیشتر ظرفیت دریافت…..ایمان و ایمان.بیشتر..و بزرگ شدن ظرف وجود…..

          خداوند به اندازه ای که ایمان داریم و تسلیم هستیم کارمون را انجام میده و هدایت میکنه….(جلسه 13 دوره هم‌ جهت با خدا تایم 1:09:25)….

          بنظرم این شعر حافظ شیرازی از ظرف وجود گفته از جام……نشانه بود ….

          گفتم این جامِ جهان‌بین به تو کِی داد حکیم؟

          گفت آن روز که این گنبدِ مینا می‌کرد*

           محسن جان از صمیم قلب برایت میخواهم هر قدم جزو “”وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ ; أُولَئِکَ الْمُقَرَّبُونَ ”” باشی….امین رب العالمین….به دروس…2:22……

          رفیق بهشتیم ممنونم از حضورت ازایمانت و پیغام رسان عشق جانان….و شکر معبود را که عاشقانه حواسش بهمون هست…و عاشقانه جوابمون را میده ….دوستت دارم معبود سریع الجواب خودم..بسیار سمیع خودم….وفادار خودم….شنونده هر خواسته بازتاب نور درون.‌.‌.زرنگترین..دیوانه کننده از هماهنگی و نشانه ها…تا ابد عاشقم بهت ربی ..تو که باشی همچیز عالیه ..پرفکته..‌…

          در پناه نُورٌ عَلیٰ نُورٍ، …..در پناه نوری که وقتی صدامون کرد بلند بشیم و به عشقش بندگی کنیم....‌‌.🩵

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 728 روز

            فیروزه جان… معمار نور… سلام به تو و همه فیروزه ای ها.

            خوندم، حس کردم داری یه سازه میسازی… با آگاهی. بذار از زاویه خودم جواب بدم… از زاویه یه تریدر شهودی.

            ببین… تو معماری، قبل از اینکه ساختمون بالا بره، یه “فونداسیون” داره. تو ترید هم همینه. ما وارد بازار نمیشیم که نورخلق کنیم. بازار از قبل هست. جریان هست. نقدینگی هست. ما فقط باید همجهت موج اصلی بشیم.

            چیزایی مینویسم الان، که بزرگترین اساتید بازارهای جهانی هم یا نمیگن یانمیفهمن که بگن . داستان ، داستانِ سلیمان . که با قلبش معامله کرد و شد بهترین خودش ؛ ذهن به کارش‌ نمیومد.

            □ “ما خالق نور نیستیم… نگهبان نوریم” ==>> اینم همون چیزیه که یه معامله گر حرفه ای میفهمه. ما بازار روحرکت نمیدیم. ما فقط بایدتشخیص بدیم جریان اصلی کدوم طرفه.

            □ اون “1 درصد اقدام” که گفتی!! ==>> توی ترید یعنی : فقط دکمه ورود رو درست بزن. 99٪ ش مدیریت سرمایه، صبر، اعتماد به خداجون و به پلنی‌ که ازش گرفتی وتسلیم هست. تو معماری، اگه نقشه دقیق باشه، سازه می ایسته. تو بازار، اگه درونت دقیق باشه، سرمایه می مونه.

            معمار زودتر به رهــــــــــایی میرسه تا تریدر . بخاطر همینم ریزش توی معامله گری بازارهای فارکس خیلی زیادتره .

            □ “السابقون السابقون” تو زبان بازاریعنی کسایی که زودتر از بقیه “جهت اصلی” رو میفهمن. ربطی به هیجان یا فومو هم نداره . با سکوت. با دید باز . باتشخیص ساختاری که خدا قانونشو داده . با قلب بـــــاز

            □ نوشتی مسئولیت نور درون ==> تو ترید میگیم: مسئولیت سرمایه. کسی که مسئولیت سرمایه ش رو قبول کنه، دیگه با هر نمودار بالا پایین شون نمیلرزه. با هر سایه نمیترسه. با هر خبراقتصادی نمیپَره تو معامله… درعوضش میگه: زرشـــــک… میگه: زهی ذهن باطل… میگه : من رو دوش خـــــدا نشستم با این چیزا گول نمی‌ خورم … من بِ منبع وصلم .

            □ نورایمان خاموش نشه یعنی چی؟؟ یعنی وسط دراودان، پلن رو نشکن. یعنی وقتی تاریکی اومد، بدون اینم جزوساختاره. رشد بدون ریزش های جزیی اصلا معنی نداره. مارکت بدون پولبک وجود نداره.

            □ “بهترین نسخه خود خود خودمون بشیم” ==> در بازار، بهترین نسخه یه تریدر شهودی == نه بیش معامله کردنااا، نه انتقام گرفتن از بازارااا ، نه اثبات کردن به خودم یا کسی. تازه فقط اجرای درست ِ الهامی که ازخـــــدا تحویل گرفتی . فقط اعتماد به جانان .فقط همجهتی با روند.

            “هو الذی یصلی علیکم… لیخرجکم من الظلمات الی النور” تو زبان ترید یعنی: وقتی ساختارکلان رو بفهمی، خودش تو رو از نویزهای تایم فریم پایین میاره بیرون ==> خروج ازتاریکی سردرگمی بـــــه نور وضوح.

            فیروزه… یه آدمی معمار سازه هاست. یه نفر معمار پوزیشن های معاملاتی . ولــــــــــی گُمپ گُلم قانون یکی ِ :

            🟣 فونداسیون قوی = سازه پایدار || ایمان عمیق = رشد سرمایه پایدار وماندگار.

            “السّابقون ِ” سوره واقعه ؛ تو بازار، اونان که قبل ازشکست سقف قیمتی ، نشانه ش رو دیدن. “أولئک المقربون” تو زندگی، اونان که قبل از وقوع، به جریان اعتماد کردن. والا نه ذوب شدن، نه بی اراده شدن، نه موج سواری کور . بلکه: همجهتی آگاهانه.

            توکل در بازار یعنی: حدضرر بذاری… ولی از ترس معامله نکنی. “نور علی نور” یعنی: تحلیل یک درصدی+ شهود | منطق + ایمان | پلن + تسلیم.

            تو خوب فهمیدی. رشد یعنی بزرگ شدن ظرف وجود برای نعمت‌هایی که دائماً در حال ریزش هستند مثل باران بهار. توی بازار میگیم: افزایش ظرفیت ریسک کنترل شده. نه بیشتر پریدن، که بیشتر فهمیدن.

            و آره… اگه قرار باشه “السّابقون” باشیم، باید زودتر از هیجان جمعیت، ساختار رو ببینیم. آرام. متمرکز. مسئول.

            در پناه نوری که روند اصلیه، و ما فقط دنبال همجهتی با اونیم

            ■●■●■●■●■●■●■●

            🟥 و می ‌خوام چیزی که همیــــــــــن الان به قلبم الهام شد قبل از ارسال کردن این متن همینجا بنویسیمش :

            با نوشتن این متن کوتاه، تازه الان فهمیدم چرا بعضیا باور دارن و میگن که خوندن و تعمّق در “سوره واقعه” اونم هر شب “قبل از خواب” ، در دراز مدت ، باعث افزایش رزق و روزی میشه . تــــــــــازه الان دوزاریم افتــــــــــاد 🩵🩷️ .

            و همین الان

            دوباره قبل از ارسال متن ؛ سه چهار دقیقه بعد الهام قبلی…. مجدد بهم الهام شد که: این افتادن دوزاری میتونه حالا حالاها طول بکشه وعمق فهم می ‌تونه خیلی زیادتر ازچیزی که الان فکر می‌ کنی باشه! =>> پس افزایش رزق و روزی هم می ‌تونه بینهایت باشه برات :'( 🩵

            الله اکـــــبر !!!

            🪶شنبه چهاردهم فوریه 2026 / روی کوه‌ها و کنار درختانی که منتظر باران فردا هستند

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
            • -
              فیروزه گفته:
              مدت عضویت: 1381 روز

              سلام بر یگانه معبود عالم هستی

              أُولَٰئِکَ الْمُقَرَّبُونَ.

              اینان مقربان اند،

              فِی جَنَّاتِ النَّعِیمِ.

              در بهشت های پر نعمت اند.

              إِلَّا قِیلًا سَلَامًا سَلَامًا 

              مگر سخنی که سلام است و سلام

              بِأَکْوَابٍ وَأَبَارِیقَ وَکَأْسٍ مِنْ مَعِینٍ .

              با قدح ها و کوزه ها و جام هایی از باده ناب و پاک، سوره واقعه

              ساقی به نورِ باده برافروز جامِ ما

              مطرب بگو که کارِ جهان شُد به کامِ ما

              ما در پیاله عکس رخِ یار دیده‌ایم

              ای بی‌خبر ز لَذَّتِ شُربِ مُدامِ ما

              هرگز نمیرد آن که دلش زنده شد به عشق

              ثبت است بر جَریدهٔ عالم دوامِ ما....

              (حافظ شیرازی)

              □▪︎□▪︎□▪︎□▪︎

              سلام سلام سلام ربم……..لبیک ……‌لبیک………لبیک……

              ســــــــــــــــــــلام و هزاران سلام……

              سلام بر ســــــــلیـــــــــمان فـــــــــارکــــــــس آگاه…..

              سلام بر تو تریدر شهودی محسن جان…….

              محسن جان ……نوشتت نور داشت …نور علی نور.‌‌‌.‌‌.‌…حس کردم خدا کنارت نشسته و میگه محسن بارانم را الان بر تو میبارانم…فردا چرا…خندید……ظرفتا بیار جلو ..ایمانت را بیار …زمین و زمان ببارید …من رب سریع الجواب توام..‌..من رب عاشقم …….جانم….چیکار کنم …….اجازه بخواد…..خودش بیاد وسط کار..‌‌…..

              حرف‌هات مثل قدم زدن توی یه مسیر روشن بود. حس کردم داری بازار رو نه با چارت، که با دل می‌فهمی. ما خالق نور نیستیم، نگهبان نوریم تو معماری هم همین‌طوره، ما فقط راه عبور‌نور رو باز می‌کنیم، نه اینکه خود نور رو بسازیم.

              در بازار، در جهان، در سازه و در جان، هیچ‌چیز خلق نمی‌شود مگر از جنس هماهنگی با اصل. ما فقط زاویهٔ نگاه را تنظیم می‌کنیم تا نور عبور کند.ما با نمودارها یا مصالح کار نمی‌کنیم، با قوانین الهی جریان کار می‌کنیم.

              در زبان معماری، سازه‌ی آگاهی همان نمودار درونی است:

              فونداسیونش ایمان، اسکلتش صبر، شیشه‌هایش شفافیت دید، و نمایش نور عمل. ….

              محسن حس کردم تریدر را از دید نور داری یادم‌‌‌ میدی …. شاید ی روز تریدر شدم..(((:…….دقت کردی انگار با نوشتنت ی مومنتوم شکل گرفت بزرگ و بزرگ و هی ظرف وجود بزرگ تر ؛وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ تا رسید به أولئک المقربون و در آخر نور علی نور شد……

              و تمام نور نوشتت ی نقطه شد در ذربین و در ی جمله ….

              🟣 داستان ، داستانِ سلیمان . که با قلبش معامله کرد.

              و شد بهترین خودش ؛ ذهن به کارش‌ نمیومد….خدا خدا خدا…….با خدا معامله کرد‌……..ایمان یعنی عشق تو……..یعنی نزدیک نزدیک..یعنی با تو زندگی کردن…..ربی هدایت عجیبت این روزهایت در جانم هست…..

              باور و ایمان سلیمان همه کارها را کرد.‌..‌‌‌ایمان به وهابی رب…….وهابی رب را با جان با شوق با ذوق خواست‌‌……همونجایی که عشق شد……و لبیک آمد……1 درصد را سلیمان با قلبش انجام داد…با خدا یکی شد…و کن فیکون شد…….چقدر میتونم با قلبم بخوام؟؟؟؟؟ذهن را خاموش کنم یا بیارمش تو ی راستا….با فکت..با معجزهای قبلی…….قانعش کنم……

              اون دکمه‌ی ورود که گفتی —همون 1٪ کار— وقتی با ایمان و نظم درونی زده میشه، دیگه یه کلیک نیست، یه سجده‌ست…

              رهاییی…..توکل…..حسش کنی …شوق قبل دریافت و شکر بعد دریافت ..‌‌‌‌…….فقط با ایمان کلیک کنی……مطمن …مطمئن…..نه شک نه ترس نه تردید……اون لحظه که می‌فهمی، تو قیمت رو نمی‌سازی، فقط تشخیصش می‌دی… و اجازه میدی خدا معامله کنه نه تو…

              .

              وقتی نوشتی مارکت بدون پولبک وجود نداره لبخند زدم؛ در معماری هیچ خط راستی بدون انحنا معنا پیدا نمی‌کنه. شکست در سازه، یعنی فرصت برای بازتعادل. درست مثل تریدر که در دراودان می‌فهمه ایمان فقط وقتی واقعی میشه که نمودار بر خلافش حرکت کنه…

              . و اون تعبیر آخر… “نور علی نور” یعنی تجلی توازن: ذهن + شهود، تحلیل + توکل. شاید همین هماهنگی، رمز جاودانگی هر ساختاره — چه در بازار، چه در دل.

              بهترین نسخه خود خود خودمون بشیم=فقط اجرای درست ِ الهامی که ازخـــــدا تحویل گرفتی = فقط اعتماد به جانان .=فقط همجهتی با روند

              محسن ..گل گلابو..اره قانون یکیه ….هم برای تریدر ….هم برای معمار….حتی برای ی دستفروش……..قانون قانون ایمان و توکل هست…….چقدر اعتماد داریم؟؟؟؟

              السّابقون یعنی دیدن نقشه‌ای که در پس پرده شلوغی‌ها پنهان شده است؛ دیدن ساختار کلان* قبل از رسیدن جمعیتِ درگیر در نویز……همجهتی آگاهانه……

              🟡 توکل، بالاترین سطح ترید:

              همین که گفتی: حدضرر بذاری… ولی از ترس معامله نکنی. همه چیز روشن شد. این یعنی ما به وسیله(حدضرر) اعتماد داریم، اما قلبمان را به آن نسپرده‌ایم. قلب ما فقط به مُسَبِّب‌الاسباب وابسته است. اگر بازار خواست ما را آزمایش کند (دراوداون)، ما آن تاریکی را نه شکست، بلکه آزمایش برای عمق ایمان می‌بینیم؛ بخشی از ریتم الهی برای رشد ظرفیت ما برای دریافت نور بیشتر…..

              وقتی اون الهام اومد برات، که سوره واقعه رزق رو زیاد می‌کنه، من حس کردم تو رفتی تو لایه‌ی عمیق‌تر فهم.

              که ظرف درون رو بزرگ و بزرگ‌تر می‌کنه…

              و وقتی ظرف بزرگ شد، رزق بیشتر جا می‌شه…نور علی نور میشه…..نور روی نور ..ایمان روی ایمان…برای بیشتر فهمیدن ….‌تا أولئک المقربون رزق ظاهری، رزق درونی، رزق دیدن، رزق آرامش.

              محسن‌شاید با خوندن هر شب سوره واقعه داریم میگم…

              من هر شب، ظرف وجودم را از این جهان پرهیاهو خالی می‌کنم و آن را آماده‌ی پذیرش برکت بیشتر می‌کنم…….

              آخرش همه چی برمی‌گرده به یه جمله ساده :

              🟢 من رو دوش خدا نشستم.

              با همین جمله میشه هم بنا ساخت، هم معامله کرد، هم نفس کشید با طراوت یقین…..

              رشد، بیشتر معامله کردن نیست؛ بیشتر تسلیم شدن به نظم اوست.

              همون لحظه‌ای که می‌فهمی جریان از تو نمی‌گذره… بلکه تو از جریان رد می‌شی.

              منم حس میکنم سوره واقعه پر از عشق و رزق هست که باید حالا حالا خوندش و بهش فکر کنیم و به یک درک عمیق برسیم…..چند روزه با تفسیر میخونمش…..حسش عجیبه…..ی چیزی میخواد بگه……آشناست……

              محسن جان شهودی گفتی کنار درختان منتظر بارانی اونم چهاردهم فوریه روز عشق …🩷….انگار آیه های سوره واقعه بود‌‌‌‌‌ پر از عشق و فراوانی.‌‌‌..درخت سدر …..سایه…….باران ریزان…میوه ای فراوان…..پایان نپذیرد‌.‌.وتمام نشود..‌‌.

              ای دلبر جان…..تو کیستی؟!! دوست دارم ربی به تمام وعدهای قشنگت قسم…‌تا جان دوستت دارم…..بهشت توییی بهشت بودنته‌….

              بهشت لبخند توهه…..من دیگه چطوری بگم….با ی نگاه رکوردا را شکستی……..ای دلبر شیرین من.‌‌..هم نفسی هم قلب من…‌…تو قند شیرین منی….🩷🩵

              وَأَصْحَابُ الْیَمِینِ مَا أَصْحَابُ الْیَمِینِ ﴿٢٧﴾

              و سعادتمندان چه بلند مرتبه اند سعادتمندان! (27)

              فِی سِدْرٍ مَخْضُودٍ ﴿٢٨﴾

              در سایه درخت سدر بی خارند، (28)

              وَطَلْحٍ مَنْضُودٍ ﴿٢٩﴾

              و درختان موزی که میوه هایش خوشه خوشه روی هم چیده شده است، (29)

              وَظِلٍّ مَمْدُودٍ ﴿٣٠﴾

              و سایه ای گسترده و پایدار، (30)

              وَمَاءٍ مَسْکُوبٍ ﴿٣١﴾

              و آبی ریزان، (31)

              وَفَاکِهَهٍ کَثِیرَهٍ ﴿٣٢﴾

              و میوه ای فراوان، (32)

              لَا مَقْطُوعَهٍ وَلَا مَمْنُوعَهٍ ﴿٣٣﴾

              که پایان نپذیرد و ممنوع نشود، (33)

              سه شنبه هفده فوریه 2026/زیر درخت طوبی برگ هایش جوانه زدن…. بوی بهار می آید…و شکوفه ها.. و ی ستاره درست بالای سرم بین ریسه ها …..و بوی خدا میاد….یهو صدای اهنگ یارم‌ میایه، دلدارم‌میایه ِهوار هوار…

              خدایا شکرت شکرت شکرت …..

              در پناه خدایی که رزقش بی نهایته..نعمت‌هاش دائماً در حال ریزش هستند مثل باران بهاری..….🩵

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 728 روز

        فیروزه جان… سلام از

        https://abasmanesh.com/fa/conversation-with-friends-14/comment-page-2/#comment-1872186 بر دلی که اینطور آرام، عمیق و بیواسطه با خـــــدا حرف میزنه.

        • چند بارخوندم. برای مکث کردن. چون اولش دیدم که این دلبری توحیدمدار جواب نمیخواد، “حضور” میخواد‌‌ .

        آیه «وَمَا أَمْرُنَا إِلَّا وَاحِدَهٌ کَلَمْحٍ بِالْبَصَرِ» نوشتی و بهم مجدد یاداوری کردی که یه جاهایی هست که عقل آروم میشه و دل میفهمه.

        فرمان واحد… نه هزار راه، نه هزار شرط. نه هزارخدا. یک امر. یک جهت. یک لبیک. وقتی هم که لبیک گفته میشه، همهچیز خودش میچینه. اونم فقط با هماهنگی.

        نشستی همین بغل ومجدد بهم گفتی: “هدایت با خداست، اما قدم باماست. نه جبره، نه رهاشدگی.” یه میانه زنده است؛ همون جایی که انسان “مسئوله” و خـــــداجون “حاضره”.

        سکوت پرمعنایی که گفتی… که دیگه جنگ نمیکنی، نمیگریزی، فقط می مونی… آره ؛؛ همون شاهراهی هست که ایمان از مفهوم، تبدیل میشه به تجربه. کشی باورش نمیشه که ما تجربه ش کردیم! خب چه اصراری که بیان کنیم!؟ انگاری سکوت ش خیلی شیرین تر و رشد دهنده تر هست‌ .

        “إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ…” هاااا گُمپ گُلُم . اگه بخوایم به اتفاقات این روزا توجه کنیم که خلاف این آیه داریم صلاه میکنیم!! تغییر، از درون میجوشه. ازانتخاب. از زاویه دید. از اینکه انسان تصمیم بگیره دستش رو بذاره تو دست خدا، نه اینکه فقط اسمش رو بیاره. وضعیت هر مکانی هم آینه تمام نمایِ فرکانس های مردم همون مکانه =عدالت خدا .

        فیروزه جان، یواشکی رو… آره، بعضی چیزها واقعا یواشکیه. داستان ِ پنهانکاری نیس ، برای حرمت ِ . بعضی پرده ها وقتی میفته که آدم فقط شاهد میشه، نــــــــــه تحلیلگر. موسی در برابر خضر شاهد نبود و شد تحلیلگر… بخاطر همین خضر زد توی چشمش و گفت : گفته بودم طاقت نمیاری!! مثل سلیمان های فارکس ، که باید طاقت بیارن… تا هی برن بالا و رشد مستمر باشه. تا موقع ظهور و تجلّی برسه .

        نیمه شعبان، نزدیکی، حس همسایگی با حقیقت [ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ] … ==>> ⭕️ اینها با توضیح زیاد کوچیک میشن. همون “”دیدن”” کافیه =>> [وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ] …

        فیروزه ؛ بهمون داده شده… فقط باید از مسیرلذت ببریم .

        ~~~○~~

        و از دل نوشتی، پس باور کن از دل خودت هم خونده بودی. ما فقط وقتی وصل میشیم، آینه میشیم. نور مال ما نیس؛ بازتابه.

        ممنونم ازت… برا این همراهی شفاف. برااینکه به همه نشون دادی ایمان هنوز زنده است، ساده است، قرآنی است، و بینیاز از فلسفه بافی.

        درپناه خدای کافی… همونی که همیشه هست، نزدیک هم هست، و با هر نفس هست تر میشه ؛ نزد ما ، ان شاءالله.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
        • -
          فیروزه گفته:
          مدت عضویت: 1381 روز

          سلام بر یگانه معبود عالم هستی

          إِذَا جَاءَ نَصْرُ اللَّهِ وَالْفَتْحُ 

          هنگامی که یاری خدا و [آن] پیروزی فرا رسد، (1)

          وَرَأَیْتَ النَّاسَ یَدْخُلُونَ فِی دِینِ اللَّهِ أَفْوَاجًا 

          و مردم را ببینی که گروه گروه در دین خدا درآیند، (2)

          فَسَبِّـحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَاسْتَغْفِرْهُ ۚ إِنَّهُ کَانَ تَوَّابًا 

          پس پروردگارت را همراه با سپاس و ستایش تسبیح گوی، و از او آمرزش بخواه، که او همواره توبه پذیر است. (3)نصر

          خدا مرا بس است…..

          —–□—-

          سلام ‌محسن جان……..سلام به سلیمان فارکس………

          حرف‌هات مثل نسیمی بود از سمتی که همیشه امنه…مثل اذانی آرام رسید… از دل به دل، بی‌واسطه….اره دل خیلی زودتر میفهمه…….

          همون‌ طور که گفتی، فرمان یکی‌ست و حضور یکی، و ما فقط وقت لبیک گفتن ـ هماهنگ می‌شیم.‌.‌‌پس لبیک یگانه معبود…..

          وقتی دل زنده باشه، خودش می‌فهمه که فرمان یکی‌ست و حضور یکی…

          آره، نه جبر و نه رهاشدگی ؛ همون میانه‌ی زنده که گفتی، جایی‌ست که عبد از سایه‌ی خودش بیرون میاد و قدم به اذن نور برمی‌داره.

          همین ماندن بی‌جنگ، بی‌گریز… همون تمرین شیرین ایمان به زبان سکوتِ…اره …ما تجربش کردیم، در سکوت در زیبایی در آرامش بدون تقلا ….در سکوت جان گرفت رشد کردیم و رشد و رشد میوه اش طعم شیرین ایمان شد‌‌‌‌…. ایمان به ربی که قدم به قدم با ماست…..شکر معبود همیشه حاضرم…

          هاااااا….آ محسن..گل گلاب خوبو……این روزا کسی برنده ست که استراژی شخصی خودش رو داشته باشه…..صدا زدن ی خدا ی معبود………..نه هزار راه، نه هزار شرط. نه هزارخدا. یک امر. یک جهت. یک لبیک. وقتی هم که لبیک گفته میشه، همه چیز خودش میچینه. اونم فقط با هماهنگی…..خدا بخواد باهات کار کنه …. کار میکنه….کار کجا و کی هست نداره…..درسته؟؟!…..((:..تکیه بر خدا…نصرت میاد…….خدا پرفکته در وعدهاش….‌خدا هست و خدا هست…..عدالت خدا همیشه جاریست…..

          –□–

          نیمه‌ی شعبان برای من بوی همسایگی با حقیقت داره…..انگار وعده است،وعده‌ی اینکه حق همین حوالی‌ست، نه دوردست

          و وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِیعنی وقتی هنوز ندیده‌ایم، باز هم ایمانی باشد که ما را در مسیر نگه دارد.

          حق و صبر، دو بال یک پروازند…

          نیمه‌ی شعبان، فقط یه تاریخ نیست؛ یه حضور درونی‌ست.

          اره ،درسته‌…. توضیح‌ها هرچقدر زیاد شوند، اصل معنا کوچک می‌شود.گاهی فقط باید ایستاد و اجازه داد حضور، خودش را نشان بدهد.

          در سکوت، در نگاه، در یک آه بی‌نام.

          یواشکی بودن را درک می‌کنم. این پنهانکاری نیست، حرمت حضور است ،حرمت آن لحظه‌ای که دیگر تحلیلگر نیستی، فقط شاهدی. درست مثل موسی که وقتی شاهد شد، تازه فهمید طاقت آن پرده‌برداری را ندارد.

          همین است که بعضی تجربه‌ها باید در سکوت محض اتفاق بیفتد، تا وقتی پرده‌ها می‌افتند، ما فقط شاهد باشیم، نه تحلیلگر…..

          اینجاست که باید مثل سلیمان‌های فارکس عمل کرد؛ باید تاب بیاوری… باید صبر کنی…. باید اجازه دهی این رشد، مستمر باشد…ظرفت بزرگتر شود…. تا آن موقع ظهور و تجلی حقیقی برسد. صبر در سایه‌ی یقین، همان وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ است.

          و وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ نیز یادآوری این است که حق، همان تجلی‌ است که از درون می‌تابد…..

          و اما و اما…..

          محسن گفتی :_فیروزه ؛ بهمون داده شده… فقط باید از مسیرلذت ببریم ……انگار ی سبد پر از نور گرفتی جلوم گفتی فیروزه بردار….دعوت شدیم…آروم باش..دغدغه نداشته باش …..لذت ببر……… قول…‌.صبر کنم….تا هدایت بیاد.‌‌‌‌‌‌..خدایا ظرفما خیلی بزرگ کن خیلی خیلی ……..تو که کریمی …..

          منم ازت ممنونم‌….. برای بودن های پر از ایمانت و نوشته های پر از نور حضور….. باز هم ممنونم و کلی لذت بردم ،که با عمق درکت و حرمت و نگاه زیبات به مقام زن ، به همه نشون دادی که مردانی ‌ هستن از جنس الماس از جنس همدلی عمیق…از جنس ایمان.که خودِ خود ِ نعمتن…ممنونِ…اولین پاسخ …ساده …شیوا و قرآنی….

          راستی چقدر زیباست دیدن همراهان توحیدی و با ایمانی مثل سلیمان های فارکس که می‌دانند چگونه با صبر و استقامت، چونان الماس، تاب بیاورند تا روشنایی ابدی‌اشان تجلی یابد.

          برایت نور….نور ….‌‌‌نور…..

          برایت عشق…عشق…عشق‌‌‌‌….

          معبودم شکرت برای بودنت …..در هر نفس..‌..دوستت دارم …..

          در پناه او که همیشه هست، در دیدن. در بودن در تجلی …ان شاءالله.. 🩵….

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            محسن توحیدی گفته:
            مدت عضویت: 728 روز

            فیروزه جان سلام . خوندم، بیشتر ازاینکه بخوام جواب بدم، دلم خواست ساکت بشینم. بعضی حرفها رو نمیشه ادامه داد، فقط میشه کنارشون وایساد( البته اهالی بعضی شهرها میشینن )

            از اول که با سوره نصر شروع کردی، معلوم بود حال وهوا حال “اتمام یک دور و آغاز یک دور تازه” ست. نصر ک ِ فقط پیروزی بیرونی نیس گمپ گلم ؛ یجور رسیدن درونیه. یه جایی که آدم میفهمه تلاش کرده، صبر کرده، ایستاده… و حالا وقت تسبیح و استغفاره، نه غرور.

            ( من نمی‌ دونم اون لحظه توی چه مداری بودی چه فرکانسی رو داشتی… که خداجون به دلت انداخته این سوره رو بنویسی وبسپاری به نسیم برام ، ولی ته قلب من یه رابطه بین این سوره و سوره والعصر هست . یه مدت دارم خیلی بهشون فکر می ‌کنم ایده میگیرم و توی کارای روزانم ازشون میوه برداشت می‌ کنم)

            “فرمان یکی ست وحضور یکی” ==>> لُب کلام توحیده. وقتی اینو آدم میفهمه، هزار راه وهزار شرط جمع میشه توی یک جهت. دیس لایک به جبر ، دیس لایک به ول’شدگی.

            یه میانه زنده شکل میگیره؛ جایی که عبد، آگاهانه 🩵 انتخاب میکنه هماهنگ باشه. … … … :'( ⇐ فیروزه گریه م گرفت… این‌ جمله من نبود، خودش فرستاد… ولی این مَنِش،  شغل وکار هر دقیقه م هست. اگه اینو بلد نبودم هیچ ثروتی ‌نداشتم. نه مادی نه معنوی.

            ~~~□~~

            باز ازسکوتی که گفتی خوشم اومد. سکوتی که از سر ترس نیس، از سر حرمت حضوره . همه تجربه ها رو نباید فریاد زد که . مگه نه؟  بعضیاشون مثل بذرن؛ اگه زود در معرض باد تحلیل قراربگیرن، خشک میشن. صبر یعنی اجازه بدی ریشه شکل بگیره.

            …وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ 🩵 

            فیروزه اون جمله که بولد کردی از کجا آوردیش، خیای اشناست. استراتژی شخصی !!!

            تو بازار، کسی می مونه که استراتژی شخصی داشته باشه وهیجانی عمل نکنه. تو مسیر ایمان هم همینه؛ =>

            صبر درسایه یقین. همون “و تواصوا بالصبر”. و حـــــق ، نوریه که از درون میتابه، نه چیزی که از بیرون تحمیل بشه ==>> نور‌ حق که‌ میتابه یه چیزایی از درون و بیرون ما مشخص تر‌میشه… که به اونا میگیم “حقیقت” . باید بپذیرمشون… یا با باور صحیح تغییرشون بدیم .

            نیمه شعبان رو هم زیبا گفتی؛ حضور، نه فقط تاریخ. وقتی آدم باور کنه حق همین حوالیه، دیگه ناامیدی معنا نداره. انتظار، تبدیل میشه به آمادگی ==>> بزرگترکردن ظرف وجودی

            و… ظرف… ؛ ظرف با خواستن بزرگ نمیشه، با موندن بزرگ میشه. با صبر کردن ِ آگانه وعاشقانه بقیه بهش ‌میگن تاب آوردن /=> با همون “بی جنگی ، بی گریزی” که گفتی.

            ⭕️ خـــــداکریمه، آره ؛ ولی کریمانه رشد میده، نه عجولانه.

            ~~~□~~

            ممنونم از نگاهی که نوشتی، از مهری که گذاشتی .

            نور اگه هست، ازهمون منبع ِ که یکیه؛ ما فقط آینه هاییم.

            درپناه همون یگانه عاشقی که گفتی، آروم، استوار، وهماهنگ بمون.

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
            • -
              فیروزه گفته:
              مدت عضویت: 1381 روز

              سلام بر یگانه معبود عالم هستی

              بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

              وَالْعَصْرِ ﴿١﴾

              به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

              سوگند به عصر [ظهور پیامبر اسلام] (1)

              إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿٢﴾

              [که] بی تردید انسان در زیان کاری بزرگی است؛ (2)

              إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿٣﴾

              مگر کسانی که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند و یکدیگر را به حق توصیه نموده و به شکیبایی سفارش کرده اند. (3)والعصر

              ..

              مگر کسانی که ایمان آورده…

              –□▪︎□▪︎□▪︎

              سلام به سلیــــــمان فـــــارکس آگاه ……

              محسن جان نوشته‌ات را که خواندم، دلم خواست کمی بیشتر بمانم میان نصر و العصر(زمان)……

              دو سوره‌ای که به ظاهر کوتاه‌اند، اما عمقشان تمام مسیر ایمان را در خود دارند.نوشتت را از قلبت خواندم…..کنارش نشستم مثل اهالی شهر خودمون بعد ی نم‌نم بارون صبحگاهی ……(اهالی بعضی شهرها عاشق بارونن(((:

              سوره نصر=اتمام یک دور و آغاز یک دور تازه=یجور رسیدن درونیه=.آدم میفهمه تلاش کرده، صبر کرده، ایستاده= وقت تسبیح و استغفاره، نه غرور..تسبیح برای دیدن بزرگی مبدأ که هر چی بود از رب بود…..خاشع بودن

              انگار ی خوشامدی به مرحله بعدی……

              گُل گُلاب خوبو…..‌ اتمام ی دوره هست….و وارد شدن به ی دوره دیگه ….ظرفی که قرار بزرگترم بشه ……قرار با قلبی آگاه تر وارد دورازه بشه……بدون تقلا….. همونجایی که با سوت و حال عالی مسیر را بریم…….و فقط ناظر و شاهد …..بدون تقلا….و بهشت و بشهت ‌‌……لبیک …..لبیک دلبر جان…….تو چه کرده ای…….هدایتگرر ……خبرت هست …….که هم جانی هم جانانی ………ربی نور بتابان به تمام جان آتش بزن آماده ام…..پردها را کنار بزن …………پرده را بنداز …….جام وجودمون را پر کن از حضورت……

              محسن درکت از نصر به عنوان یک رسیدن درونی، پرده‌ای را کنار زد، پیروزی واقعی، جایی است که دیگر نیازی به فریاد زدن نیست و فقط تسبیح می‌ماند. این همان عشق بعد از ایستادگی است…..

              پیوند سوره نصر و والعصر(زمان) هر دو در نهایت به یک معنای ناب می‌رسند: ما در زیان نیستیم، به شرط آنکه با صبر آگاهانه بایستیم.

              صبر، هنر ماندن در حضور است، نه ایستادن از ترس.

              به گمانم نصر، رسیدن است….

              و العصر، ماندن در آن رسیدن.

              نصر، دروازه‌ی فتح است؛ و العصر، حفظ عهد‌ پس از فتح(اهل ایمان)

              در کنار هم، دو سوره‌اند اما یک حقیقت را می‌گویند:

              ای انسان، هر لحظه را بشناس، و اگر رسیدی، با فروتنی بمان.

              هر دو دعوت به حضورند…….

              شاید همین است که دلت ی رابطه‌ی میانشان برقرار کرده ،میان پایان‌مأموریت و مرور زمان، میان سکوت رسیدن و صبر ماندن…..

              نصر و العصر(زمان)

              والعصر، نگهبان نصر است

              راهنمای ماندن پس از رسیدن.

              نصر، فتح درون است

              و العصر، پایداری اهل فتح در مسیر ایمان.

              نصر می‌گوید: رسیدم….

              و العصر از پس آن می‌پرسد: حالا که رسیدی، چگونه می‌مانی؟

              —–

              محسن آن جمله،که از قلبت جاری شد قلب مرا لمس کرد، منم بغض کردم‌ از بودنش… توحید و قانون در یک جمله ‌ «عبد، آگاهانه🩵 انتخاب میکنه هماهنگ باشه». این همان نقطه اتصال ما با اوست؛ همان فرمان واحدی که هزاران راه را به یک مقصد می‌رساند. اینکه این مَنِش شغل و دل توست، بزرگترین شکر و نعمت است….که اگر نبود هیچ نداشتیم…

              فرمان یکی‌ست و حضور یکی… …

              و وقتی این را می‌فهمی، دیگر جبر رنگ می‌بازد،ودل، سمت اختیار عاشقانه می‌رود. …….

              .

              □▪︎□▪︎□▪︎□▪︎

              باز سکوت از سر حرمت حضور است….چه زیبا گفتی….. همان دانه‌ای که نباید زود در معرض باد قرار بگیرد. این همان صبر عاشقانه‌ای است که ظرف وجود را بزرگ می‌کند، نه با فریاد …مگه نه؟!….خدا هر لحظه داره ما را هدایت میکنه…..هر لحظه……. باعشق و آرامش و هماهنگی در مدار نور……هدایتشا میفرسته…..

              لایک به یک خدا…‌…لایک به کن فیکون……

              فیروزه اون جمله که بولد کردی از کجا آوردیش، خیلی اشناست. استراتژی شخصی !!!هشتک الهام….هشتک استراژی شخصی..هشتک خدا….هشتک هدایت…‌.هشتک اماده دریافتم……هشتک صبر درسایه یقین…

              استراتژی شخصی ایمان که از حق خواستیم، دقیقاً همین است: نور حق که از درون می‌تابد و مسیر را روشن می‌کند، نه هیاهوی بیرون. ما آینه هستیم و فقط باید مسیر تابش نور را هموار کنیم…….

              حق نوری‌ست که از درون می‌تابد….

              و هرچه به آن نزدیک‌تر می‌شویم، حقیقت روشن‌تر می‌شود، همه‌چیز با همان نور معنا می‌گیرد حتی سکوت….

              .

              نیمه شعبان ؛حق همین حوالیه، دیگه ناامیدی معنا نداره. انتظار، تبدیل میشه به آمادگی ==>> بزرگترکردن ظرف وجودی….آماده دریافت…..اصلا شروع متن الماست و امام زمان….زن و مادر….حرمت…..نور…مژده…….تعبیر خواب استاد بود، ساده و شیوا و قرآنی…. آغاز ی دوره تازه….

              مژده ای دل که مسیحانفسی می‌‏آید

              که ز انفاس خوشش بوی کسی می‌‏آید

              از غم هجر مکن ناله و فریاد که من

              زده‌‏ام فالی و فریادرسی می‌‏آی….

              طبق هدایت ،دوره هم جهت با خدا را با شروع ماه رمضان شروع میکنم……..به یاری الله…..

              زیبا گفتی….ظرف، با ماندن بزرگ می‌شود. آری، صبر یعنی ماندن کنار نور وقتی تاریکی نزدیک می‌شود :یعنی ایمان‌داشتن به رشد کریمانه، نه عجولانه…. یعنی رشد آرام، مثل شکوفه‌ای که عجله ندارد برای گل شدن……..مثل تکامل ماه……مرحله مرحله…..‌.

              با صدای اذان تموم شد..1.22…..

              محسن جان، از مهرت، از نگاهت، از حضورت از ایمانت…از ساده و شیوا و قرآنی نوشتنت ممنونم….که همه نور اوست ……… او با ماست هر کجا که باشیم…..

              در پناه‌ همان یگانه معبود عالم هستی آروم و هماهنگ بمون.……🩵

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      الهام حامد گفته:
      مدت عضویت: 3174 روز

      سلام آقا محسن توحیدی عزیز

      ممنونم از نوشته هاتون

      همشون نورن

      نوری که قلب ها رو روشن میکنه

      این جمله شما رو من زندگی کردم:

      “بعضی آدما، مانع رشد نیستن؛ بخشی از خود رشدن. خودِ خود ِ نعمتن.”

      یاد یکی از کامنتهای سعیده شهریاری عزیز افتادم که یه متن سپاسگزاری گذاشته بودن و یکی از جملاتش این بود:

      “خدایا سپاسگزارم به خاطر انسانهایی که معلم من بودن”

      من بزرگترین درسها رو از ناخواسته ها و تضادها توی زندگیم گرفتم

      اونجایی که قرآن رو باز کردم و تو دو راهی رفتن یا موندن بودم و خداوند بهم یه آیه ای رو گفت که منو حسااااابی به فکر فرو برد و اون استارت عمیق برگشت به درون خودم بود

      أَفَرَأَیْتَ الَّذِی کَفَرَ بِآیَاتِنَا وَقَالَ لَأُوتَیَنَّ مَالًا وَوَلَدًا

      آیا دیدى آن کسى را که به آیات ما کفر ورزید و گفت: «قطعاً به من مال و فرزند [بسیار] داده خواهد شد»؟

      أَطَّلَعَ الْغَیْبَ أَمِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمَٰنِ عَهْدًا

      آیا بر غیب آگاه شده یا از [خداى‌] رحمان عهدى گرفته است؟

      وقتی خدا این آیه رو برام آورد گفتم خدایااا با منی؟!!! من که اینهمه دارم روی خودم کار میکنم….. چرا به من میگی به نشانه هات کافر هستم و ایمان نمیارم؟؟….

      چون من اینجوری فکر میکردم که تو این زندگی نمیتونم پیشرفت کنم و اگه این زندگی تموم شه همه چی عالی میشه، اما واقعیت این بود که مشکل از باورهای شرک آلود من بود که همه قدرت داشتن توی زندگیم، مشکل از احساس قربانی بودن و احساس عدم لیاقتم و شرکهای خفی درونم بود….

      با خودم فکر کردم که اگه این آدمها توی زندگیم نباشن آیا من احساس خوشبختی میکنم؟؟!! و وقتی عمیق فکر کردم دیدم من با این شخصیت هرجا برم با هرکس دیگه ای معاشرت داشته باشم اوضاع همینه و یا بدتر از این…

      خدا هدایتم کرد یکی یکی شرکهای درونم رو بشناسم و هنوز هم این مسیر توحیدی ادامه داره، خدا رو بی نهایت بار شکرگزارم،

      الان خیلی خیلی بیشتر نسبت به قبل احساس قدرت میکنم، جایی که اجازه نمیدم احساسات منفیم رشد کنن و من خودم مسئول احساساتم هستم، جایی که توقعم رو از بقیه از بین بردم که حال من رو خوب کنن و من خودم مسئول حال خوبم هستم، جایی که تمرکزم رو از روی بقیه برداشتم و گذاشتم روی خودم.

      توی کامنت غزل عطایی عزیزم خوندم که همه انسانها عزیز دردانه خدا هستند و خداوند از نور خودش در اونها دمیده و خدا همونقدر که عاشق من هست عاشق اونها هم هست…

      اونجا بود که تلاش کردم تمرکز کنم روی نکات مثبت انسانهای اطرافم و تعهد دادم روی این موضوع و آرام تر شدم، فهمیدم که خوبیها بود اما من نمی دیدم چون نمیخواستم ببینم، چون پیش فرض ذهنیم این بود که با این آدمها نمیشه پیشرفت کرد پس نمیتونستم ببینم

      نتیجه چی شد؟ نتیجه این شد که اون آدمهایی که نباید توی زندگی باهاشون معاشرت میکردم فرسنگها دورن و اون آدمهایی که درکنارشون احساس آرامش و خوشبختی دارم درکنار هم هستیم

      تا وقتیکه من روی خودم متعهدانه کار میکنم این نتیجه ادامه داره…

      حرف برای گفتن زیاده ولی تا همینجا بسنده میکنم

      به نظرم خدا خیییلیییی ما دانشجویان این سایت الهی رو عاشقانه دوست داره که هدایتمون کرده به استاد عباس منش،

      آقای توحیدی عزیز

      از همه کامنتهای نورانی و توحیدی که مینویسین ممنون و سپاسگزارم.

      استاد عزیزم بی نهاااایت دوستون دارم و ازتون بینهاااااایت ممنون و سپاسگزارم، با شما دارم توحید رو قدم به قدم متوجه میشم

      استاد عزیزم حس میکنم شما تمرکز گذاشتین روی جنبه بین المللی نشر توحید و دارین با تمرکز بالا روش کار میکنید، انشاءالله به همین زودی خبر بین المللی شدن آگاهی های ناب و خالص و نورانی شما رو میشنویم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        محسن توحیدی گفته:
        مدت عضویت: 728 روز

        الهام عزیز سلام .  خیلی خوشحال شدم که جمله  “بعضی آدما مانع رشد نیستن…” رو با گوشت و پوستت لمس کردی، چون اینجور موقعها  توحیدعملی از شعارخشک و خالی میاد توی استخون آدم.

        جاییکه میفهمیم مسئله آدمها نیستن، مسئله چیزی هست که درون ما فعاله و… ازطریق آدمها خودش رو نشون میده.

        اون آیه ای که گفتی… خیلی آیه سنگینی ِ برا قلبم =>> چون وقتی آدم داره روی خودش کارمیکنه و یهو خــــــــــدا آینه میگیره جلوش، اولش شوکـــــه میشه.

        آدم فکرمیکنه “یعنی من؟! با اینهمه تلاش؟” =>> ولی همون شوک، شروع بیداریه. شروع برگشتن از بیرون به درون.

        صادقانه دیدی ریشه توی باورهای شرک آلود، احساس قربانی بودن و عدم لیاقت بوده، خب این خیلی ارزشمنده. اینو هرکسی نمیتونه ببینه. خیلیا ترجیح میدن تاآخر عمر مقصر بیرون پیدا کنن.

        از خودت پرسیدی، که ‘اگه این آدما نباشن من خوشبختم؟’ خب این سوال ِ آدم ِ بالغ روحیه ست =>> جوابی که گرفتی، نشون داد خـــــداواقعا دستت رو گرفته. خداروشکر… خدا رو شکر .

        از جایی که مسئول احساساتت شدی، توقع رو کنار گذاشتی، تمرکز رو آوردی روی خودت ==>> خیلی لذت بردم . درود خـــــدا بهت . اینایی که نوشتی همون نقطه هایی هستن که آرامش واقعی ازشون شروع میشه.

        دیدن خوبیهای آدمها ، خیلی کلیدیه… خیلی. آسون هم نیس. مخصوصا برای مردجماعت . اما تو خوب از پس ش براومدی . نگه داشتنش هم آسون نیست… بقول استاد عباسمنش باید شیارهای جدید ذهنی براشون حفاری کنیم.

        پیش فرض ذهنی وقتی عوض میشه، جهان هم عوض میشه  》البته نه به این معنی که همه خوب میشن،،،  که هرکس سر جای خودش میشینه… اول در ذهن ما =>>  بعد همون نتیجه ای که گفتی: بعضیا دور میشن، بعضی می مونن، بدون جنگ، بدون زور و تقلا .

        گفتی : “”هنوز ادامه داره””… به نظرم همین جمله ش خیلی قشنگه. چون توحید مقصد نیس که تموم شه، مسیره دائمی مون ِ .

        منم مثل تو باور دارم که هدایت به این فضا، به این آگاهیها، تصادفی نیس. اینکه آدم بتونه اینجورصادقانه با خودش روبه رو بشه، خودش نعمته.

        ازمحبتت، از نگاه عمیقت، و از نوری که توی کامنتت بود ممنونم. همین نوشته ها خودشون مصداق همون جمله هستن :

        بعضی آدما، خودشون “”نعمتن”” .

        برات آرامش عمیق، شفافیت بیشتر، و ادامه این مسیر رو با “دل ِ آروم” ، آرزو میکنم  خدا پشت وپناهت باشه که هست.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    مرضیه گفته:
    مدت عضویت: 2720 روز

    به نام خداوند رزاق، وهاب، شکور و بسیار مهربان.

    سلام به استاد عزیزم خانم شایسته مهربون و دوستای بینظیرم در این فضای معنوی. امیدوارم همگی در پناه خدا و هم جهت با جریانش، در آرامش کامل باشین و قلبتون باز باشه به دریافت هدایت هاش.

    چقدر دلم برای نوشتن تنگ شده بود، خدا رو هزار بار شکر که فرصتش فراهم شد. چجوری میشه شکر تو این فضا بودنو به جا آورد، چجوری میشه شکر دسترسی داشتن به منابعی که مثه کاتالیزور عمل میکنه و احساست و در لحظه تیون میکنه رو به جا آورد، خدایا شکرت، شکرت شکرت.

    استاد جانم مرسی که اینقدر پیگیر این هستین که چجوری میشه قانون احساس خوب = اتفاقات خوب رو بصورت عملی تو زندگی اعمالش کرد. مرسی که انتخاب کردین که استاد یادآوری اصول باشین نه حواشی. مرسی که اینقدر واضح و ساده و کاربردی توضیح میدین.

    تیون کردن احساس اون کاریه که هر روز باید تو اولویت لیست کارام باشه، به محض بیدار شدن از خواب.

    احساس باز شدن قلب، احساس در امنیت و آرامش بودن، احساس تحت حمایت خدا و دنیا بودن، احساس دسترسی به منابع نامحدود، احساس هم جهت بودن با جریان خدا، احساس احاطه شدن با فراوانی، احساس لیاقت برای تجربه این فراوانی، احساس توانستن، احساس قدرت، احساس تسلط که منشاش از اتصال به رب عرش عظیمه، احساس اینکه همه چیز به نفع من در حال انجام شدن هس، و احساس عمیق قلبی از اینکه هر آنچه برای زندگی خوب نیاز دارم به سمت من جریان دارد، لاجرم لاجرم لاجرم.

    و اینکه این احساسات رو چطوری ایجادشون کنم، با تغییر نگرشم نسبت به موضوعات مختلف، بخصوص اونایی که پاشنه آشیلم هستن و منو سریع از حالت نرمال خارج میکنن. و البته که همیشه قانون تکامل رو بخودم یادآوری کنم، من فقط هر دفعه میتونم یه ذره بهتر از قبل عمل کنم، یه ذره راه ها رو بیشتر باز کنم، فقط یه ذره، و همین یه ذره ها در دراز مدت کار خودشونو انجام میدن.

    من همیشه میتونم با یادآوری نعمت هایی که خدا از فضلش وارد زندگیم کرده، به حالتی برسم که قلبم پر از نور بشه، گرم بشه. با یادآوری لحظاتی که خدا از جان و مال و آبرو و امنیتم مثه یه تیم بادیگارد محافظت کرده به این احساس برسم که من همواره تحت حمایت و حفاظت خدا هستم. با یادآوری لحظاتی که در زمان درست در مکان درست بودم، به خودم بگم که خدا همواره داره اینکارو میکنه تو زندگیم و من هیچ نگرانی ای از آینده ندارم، چون میدونم زندگیم در دستان خداوند در امنیت کامل هس. با یادآوری اینکه خدا از فضلش همواره انسان های بینظیر رو وارد زندگیم کرده، بخصوص دوستان فصل جدید زندگیم، به خودم بگم که خدا همواره در حال ایجاد روابط بهتر و باکیفیت تر در زندگیم هس، و من هیچ نگرانی ای از آینده ندارم، من به خودش وصل میشم و اون آدمارو شرایط رو ایده ها رو میاره تو زندگیم. من نیاز ندارم که هزار و یک پارامتر ناشناخته رو پیشبینی کنم، کار من وصل شدن به اصله، به رحمت نامحدود خدا، و اون بقیه کارها رو برام انجام میده.

    استاد جان بی نهایت ازتون ممنونم که اینقدر پیوسته و ثابت قدم این اصل ریشه ای ( داشتن احساس خوب) رو تکرار میکنین. شما استاد بیرون کشیدن اصل از دل دریای حواشی هستین. از خدای بسیار بخشندم براتون تنی سالم، قلبی پر نور و باز، میخوام. خدا شمارو برای ما حفظ کنه.

    به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان، دوستون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 81 رای: