اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خدایی که هر لحظه هادی و حامی من هست و به شدت برای من کافی هست .
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش بی نظیر .
من با گوش دادن به این حرفهایی که در این لایو رد و بدل شده بوده بین شما و استاد عرشیانفر عزیز تا به اینجا ، به این نتیجه رسیدم که شما به دنبال قابل لمس تر کردن قانون های ثابت جهان هستی هستین به دنبال راحت تر کردن آموزشها هستین به دنبال قابل فهم تر کردن داستانهای قرآنی هستین و من عاشق این سبک آموزشی شما استاد شدم که هر چقدر استاد عرشیانفر عزیز به دنبال مثالهای خاص قران میره (منظورم افراد درجه یک قران مثل ابراهیم و اسماعیل و ….هست ) اما شما همون مبحث رو با مثالهای ساده از زندگی خودتون (که کم از همون افراد در جه یک قران ندارید و شما هم مثل همون افراد این جایگاهتون رو با تکامل به دستش آوردین) و زندگی اطراف ما انسانهای عادی (منظورم با خودم و امثال خودم هست )که هنوز خیلی کار داریم تا به اون درجه ی بالا از ایمان و توکل مثل پیامبران و امامان برسیم قابل لمس تر میکنید و با این کار به ما میگید باید ذره ذره تغییر کنید از اتفاقهای کوچیک شروع کنید در مسیر باشید کمکم به اون درجه های بالا میرسید و به ما میگید بچه ها اصلا کار سختی نیست تغییر کردن با استمرار به دستش میارید چون حقیقتا ذهن من بس که تحت تاثیر اطلاعات اطرافیان و جامعه و ….بوده در مقابل خیلی از افراد مثل حضرت فاطمه و حضرت ابراهیم و پیامبران و …مقاومت داره که بابا اونها کجا و من کجا ؟ من خیلی با اونها فرق دارم (هرچند که این باگ ذهنیم با بودن در مسیر خیلی کمتر شده و بارها میگم همه ی ما به یک اندازه پیش خدا ارزشمند هستیم ولی هنوزم دارمش )در حالی که باید بارها بگم که اونها هم افرادی عادی مثل ما هستن و تنها تفاوت ما با پیامبران و امامان در درجه ی ایمان ما و توکل ما هست و هیچ فرق دیگه ای با هم نداریم که این ایمان و توکل و کنترل ذهن ما هم به مراتب و کم کم اگر در این مسیر درست باشیم بیشتر و بیشتر میشه و اتفاقهای خوب و عالی برلی ما رقم میخوره .
ببخشید که میگم من با تمام احترامی که برای استاد عرشیانفر عزیز قایلم و عاشق فایلهای ایشون هستم اما میبینم در این فایلها ایشون حرف از کارهای خاص مثل سر بریدن حضرت اسماعیل میزنه و یا از کنترل ذهن حضرت فاطمه در روز عاشورا میزنه (که بارها گفته جز زیبایی چیزی ندیدم) ولی شما بارها بهشون در صحبتهای خودتون میگید که نه بزار مثالهای کوچکتر بزنم بزار مثالهای جزی تری بزنیم مثل همون شکستن قاب گوشی و یا ورشکستی در شغلمون و یا شکست عاطفی در روابط و … و میخواید به ما بگید که با با اگر دربرخورد با همین تضادهای به ظاهر ناخوشایند و کوچیک اگر درست فکر کنیم و کنترل ذهن داشته باشیم مهارت ما در این زمینه ی کنترل ذهن به مرور بالاتر میره و بلخره ما از پس همون تضادهای گنده و بزرگ هم در زندگیمون حالا نه به راحتی شاید هم سخت باشه اما میتونیم بر بیاییم و همون جا هست که پاداشت های عظیم به ما داده میشه .
پس همه چیز تکامل میخواد حتی کنترل ذهن و افزایش در جه ی ایمان و توکل هم تکامل میخواد پس پیامبران و امامان ما هم از همون اول در این حد از ایمان و توکل و تقوا که نبودن اونها هم کم کم پیشرفت کردن و به درجات بالا رسیدن پس اگر من همین موضوع رو درک کنم خیلی راحت تر خیلی زیبا تر زندگی میکنم .پس هنر من انسان این هست که هر کاری رو که نیاز و لازم هست انجام بدم فقط با عشق انحام بدم و زیباییهاش رو ببینم تا لاجرم به سمت زیبایی ها هدایت بشم .
مثال از خودم بخوام بگم اینه که خوب به خاطر همین بیماری به مدت دو هفته ای هست که مدارس حضوری شدن و من چون دو فرزند دارم برام سخت بود که هم به اونها در منزل رسیدگی کنم هم به کلاسهای آنلاین اونها رسیدگی کنم و هم به روزهایی که نیاز هست در هفته حضوری برن مدرسه خودم به تنهایی رسیدگی کنم و اونها رو در رفت و آمد کمک کنم و انجامش بدم برای همین سریع به همسرم گفتم براشون سرویس بگیر من که نمیتونم این مسولیت جدید رو هم قبول کنم چون خیلی کارهای دیگه دارم و خیلی در مقابل انجام این کار مقاومت داشتم ولی انگار بهم الهام شد که انجام بده مگه دوست نداشتی انسان بهتری باشی و دنیا رو به جای بهتر تبدیل کنی مگر دوست نداشتی صبح زود مثل استاد عباسمنش،و مریم جان که پا میشن و مناظر زیبای پرادیس رو میبینن تو هم ببینی مگه دوست نداشتی انسان مفید تری باشی و ….. خلاصه بر خلاف میلم قبول کردم و انصافا کارهام و برنامه ریزی هام سخت تر شده چون خیلی کارهای دیگه هم هست که باید در منزل انجام بدم ولی همینکه روز اول پشت فرمون نشستم و از خونه بیرون رفتم و چشمم به سبزه های لب جاده و درختان زیبا و آسمون زیبا و هوای تازه و خنک که به صورتم میخوره و به نور افتاب که از لابه لای درختها روی چمنها میخوره و به اونها توجه میکنم ذوق میکنم و خوشحال میشم و اون همه زیبایی خداوند رو تحسین میکنم و نمیزارم افکار منفی حال من رو بد کنه حتی اگر منفی باف بهم بگه ببین چقدر کارات سخت تر شده همین امروز صبح دخترم رو بردم مدرسه و ظهر هم باید پسرم رو ببرم همون منفی باف کلی میخواد حالم رو بدکنه که ببین چقدر وقتت کمه و شرایطت سخته و … ولی من همش به توانایی جسمی بالای خودم و به سالم بودن خودم توجه میکنم که قدرت انجام این همه کار رو با هم دارم و سپاسگزار خدای خودم هستم که من رو به این راه هدایت کرد تا با همین صبح زود پا شدن انگار یه فرصت دیگه برای من به وجود اورده تا زیباییهای اون رو بیشتر ببینم و به اونها توجه کنم چون یه مدت بود خیلی دلم میخواست منم صبح ها از خونه بزنم بیرون و مثل خیلیها حتی شما استاد و مریم جان در پرادایس آسمون زیبا و سرسبزی فضاهای اطرافم رو ببینم ولی جور نمیشد حالا میگم ببین این کارم خدا برای تو ردیف کرده که تو به خواسته ای که داشتی برسی و لذت ببری و انصافا ناشکری کردن خیلی کار نامردی هست (به قول استاد ) .
قربون خدای دوست داشتنی خودم برم که اینقدر عالی من رو به سمت خواسته هام هدایت میکنه من عاشق خدای خودم هستم .
سلام به استاد نازنینم و تمام دوستان عزیزم در این خانواده تحسین برانگیز که هر روز از شما چیزهای بیشتری یاد میگیرم ^^
استاد میخواستم بگم این فایل های اخیر جنسش از یک چیز دیگست! واقعا نمیدونم با چه کلمه یا جملهای بتونم توصیف کنم اما میتونم بفهمم که چه فرکانس قدرتمندی داره، چقدرر خالص هستند..
از اولین فایلی که گذاشتید، من درونم غلغله به پا شد!! انقدر که این آگاهی ها پر مغز هستند، هر فایلی که روی سایت قرار میگیره رو چندین و چند بار گوش میدم و با هربار گوش دادن احساس میکنم انقدر که این آگاهی ها ناب هستند که باز هم باید شنیده بشن. نمی تونم نشنوم! با شنیدن دوباره و دوباره، باز هم حس میکنم که نفهمیدم شون!! در این حد خالص هستند و مدار این گفتگو تا اینن حدد بالاست که من رو هردفعه به سمت خودش میکشه تا هربار گوشام رو تیز تر کنم برای شنیدن آگاهی هایی که انصافا رایگان نیستند! و صمیمانه سپاسگزارم ازتون که انقدر سخاوتمندانه با ما به اشتراک شون میگذارید✨💜
چیزی که من همیشه در وجود شما تحسین کردم و میکنم و بهت زدهام کرده استاد،
*این حد از درک و یکی شدن شما با قانون هست!
*این حدد از نگاه سیستمی که نسبت به جهان و اتفاقاتش دارید هست!
*این ذهنی که برنامه ریزی، و در اصطلاح تربیتش کردید که به کوچکترین اتفاق از دید قوانین نگاه کنید هست!
چقدرر برای من جای تحسین و درس داره که، شما به جای اینکه شخصیت های قرآنی رو فقط افرادی ببینید که در زمان خودشون غلبه کردن بر تضادهاشون و حالا به عنوان اسطوره ازشون یاد میشه، نه از دید فانتزی که چقدر فوقالعاده و خفن بودند بلکه از یک لول بالاتر بهشون نگاه میکنید تا ببینید
+ آبشخور این رفتارها از کجاست؟
+ چطور اون فرد تونسته از دید قانون در اون زمان به شرایط ناجالبش نگاه کنه؟
+ من چطور میتونم از اون فرد درس یاد بگیرم و به قول خودتون به صورت Practical در زندگی خودم به کار ببندم؟
+ من چطور ازش استفاده کنم؟
+ من چطور بهش عمل کنم؟
این تفاوت شما و ماست! این به من یاد میده که درسته حضرت زینب یا حضرت ابراهیم در زمان خودشون کارهای بزرگی انجام دادند اماا من چطور بیام از اون الگوها درس بگیرم که در زندگی خودم عمل کنم؟ و چقدر زیبا شما همه چیز رو از زیر فیلتر قوانین گذر دادید و بهش نگاه کردید.
این درسه برای من که هروقت از رفتارها و کارهای بزرگ افراد و شخصیت های برتر چیزی میشنوم، نگم اون افراد ماورا طبیعی بودند و چه کار خفنی انجام دادند و بعدم بگم خب من که نمیتونم مثل اونا باشم!! بلکه بیام به خودم بگم درواقع اون افراد کسانی بودند که تونستند در زمان های ناجالب، احساسات شون و ذهن شون رو کنترل کنند و از قوانین ثابت خداوند تبعیت کنند؛
و اگر اونها تونستند من هم میتونم چون تفاوتی بین من و اونها نیست! چون قوانین همواره برای همه ثابت و بدون تغییر بوده و هست. برد با کسیِ که بیشتر بتونه خودش رو عادت بده از دید قوانین به همه چیز نگاه کنه و طبق اون عمل کنه چون همگی ما سیستم عصبی یکسانی داریم..
اگر من میخوام شهود “به معنای هدایت خداوند” رو دریافت کنم، بااید بتونم احساسم رو خوب نگه دارم و ذهنم رو کنترل کنم تا به من گفته شود.
چون در احساس بد، فقط شیطان هست که نجوا به پا میکنه؛ و هدایت نیاز داره به یک قلب باز، به یک احساس آرامش، به یک احساس کمی بهتر در شرایط به ظاهر نامناسب که قدم های بعدی رو بهت بگه.
و فرقی هم نداره یعقوب پیامبر هستی یا هرکس دیگه، اگر در شرایط دریافت هدایت نباشی و قلبت بسته باشه یا که احساست بد باشه، نمیتونی چیزی دریافت کنی! چون دنیا یک دنیای فرکانسی هست و در فرکانسهای منفی هیچکس دسترسی به آگاهی های فرکانسهای بالاتر ندارد؛ و تنها زمانی که بتونیم خودمون رو آگاهانه از اون فرکانس بیرون ببریم، فقط در اون زمان هست که میتوانیم به هدایت ها دسترسی پیدا کنیم.
این همون دید تحسین برانگیزی هست که شما به دنیا دارید!
این همون چیزی هست که همیشه به خودم میگم، چطور میتونم از دید استاد عباس منش به مسائل و دنیا نگاه کنم؟ استاد چه دید متفاوتی به دنیا داره که این همه نتایج متفاوت گرفته و اون چی هست؟ این همون چیزیه که من رو وادار میکنه تحسین کنم همچین شخصیتی که شما برای خودتون ساختید که فقط و فقط از دید قانونی که شناختید سیستم عملکردی جهان رو ببینید و دیگر هیچ، و دیگر هیچ!
درباره مهاجرت تون به آمریکا گفتید استاد، من هنوز که هنوزه با شنیدن فایلهای ‘داستان هایی درباره هدایت الهی ۱ و ۲’، چشمام ناخودآگاه خیس میشن! انقدر که معجزه آسا بود و شما تونستید در شرایطی که به ظاهر ناجالب بود اما ذهن تون رو کنترل کنید، اینکه احساستون رو تونستید بهتر کنید و به آرامش برسید در زمانی که همه چیز به ظاهر دیگه تموم شده بود! اما شما قانون رو میدونستید و در زمان آرامش بود که شما هدایت رو دریافت کردید که تصمیم قطعی بگیرید و قدم های عملی به شما گفته شد فقط چون شما تونستید از دید الخیر فی ما وقع به موضوع نگاه کنید.
پس خورشید هدایت همیشه درحال تابیدن هست، فقط کافیه ما پنجره هامون رو باز کنیم تا بتونیم ببینیمش و فقط با نگه داشتن خودمون در احساس خوب در اون شرایط به ظاهر نامناسب هست که این اتفاق میفته؛ با پیش گرفتن این باور و تفکر که هر اتفاقی میفته حتما “الخیر فی ما وقع” هست.
ما انسان هستیم، بد شدن احساس مون در شرایط ناخواسته یک چیز کاملا طبیعیه اما بحث فقط سر یک ذره بهتر کردن احساس مون هست. اینکه بتونیم فقط کمی حسمون رو بهتر کنیم با به یادآوردن اینکه
* “من دارم قوی میشم با این اتفاق” ،
* “شرایط مشابه ناجالبی که برام اتفاق افتاد اما تهش همه چیز به نفع من تمام شد” رو به یاد بیارم.
و با این باور و این ایمان هست که ورق بر میگرده؛ اصلا مهم نیست در نظر بقیه شرایط فعلی من چطور باشه، این باوری که من دارم که همه چیز به نفع من پیش میره هست که باعث رشد من میشه.
این قانونی که من ازش آگاهم و میدونم که با هزار دلیل هم نباید دستم رو تو آتیش بکنم هست که باعث میشه احساسم رو کمی بهتر کنم چون من میدونم داخلش خیره چون من میدونم خداوند فقط برای من خیر مطلق میخواد.
و همه اینها باورهای قدرتمندکنندهای هستند که اگر بتونیم در مواقع روبرو شدن با تضادها، افسار کنترل ذهن مون رو به دست بگیریم باهاش و به احساس کمی بهتر برسیم لاااجرم اتفاقات خوب اتفاق می افتد چون این یک قانونه => احساس خوب=اتفاقات خوب.
استاد شما همیشه گفتید که هیچ ادعایی ندارید در به کار بستن این آگاهیها و قوانین، و همیشه سعی میکنید که بهشون عمل کنید. این حد از خلوص شما به ما یادآوری میکنه که همیشه باید روی خودمون کار کنیم و این یک پروسه است.
پروسهای که انتهایی براش وجود نداره و هرکس اندازه تلاشی که داره میکنه، نتیجه هم میگیره فرکانسش هم بالاتر میره و هردفعه بهتر و بهتر میشه در این کار شاید همیشه موفق نباشه اما خیلی بهتر از قبل میشه و ایمان فعال میسازه از مسیری که طی میکنه..
هرچقدر این گفتگو رو بشنوم بازم فکر میکنم چیزهای جدیدی میشنوم و واقعا باید جدی تر روشون فکر کنم و بمباران کنم ذهنم رو با همین آگاهیهای به ظاهر ساده. استاد عزیزم بیی نهایت سپاسگزارم ازتون💕 عاشقتونم و امیدوارم خداوند یار و هدایتگر همه ما به سمت به کار بستن و عملی کردن این آگاهیها در زندگی، و گرفتن نتایج شیرین باشه:)🦋
سلام به فاطمه جانم رفیق بهشتی و زیبای مننننن ، حال دلت رو خریدارم دختر … کامنتت پر از حس خوبه و مثل بوی خاک بارون خورده مثل عطر گل های بهاری به جان و دلم می نشینه و لبخند روی لبم میاره :) مثل همون بارون هایی که تجربه کردی کِف کردی منم از خوندن کلمه به کلمه کامنتت کِف کردم .
ترانه ها و هایکوهای قلبی قلبیت رو قربون ، بایدم با این قلب مهربون و عاشق شعر بگی … بس که لطیفی بس که رها و آزاد و وصله خداوندی.
جونم به هلیسا جان و کلمه های نورانی که یاد گرفته از طرف من صورت ماهش ببوس.
آخ جون عروسی منم چشام قلب قلبی شد فاطمه جونم :))) بهت خوش بگذره .
عاشقتم رفیق بهشتی
بمونی برام .. به نور آسمان ها و زمین خدای مهربانم می سپارمت .
➖اگرشهود رو به عنوان هدایت خداوند در مسیر بدونیم واینکه خداوند داره مارو هدایت میکنه همیشه احساسمون رو خوب نگه میداریم خیلی کار سختیه ولی می شود (من عاشق این می شود استادم)
➖اگر شهود رو اینجوری بهش عمل کنیم زمانی هدایت خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساس خوب داشته باشیم
➖اگر عصبانی باشیم شیطان داره با ما صحبت میکنه
➖در حالت غم وناراحتی و خشم شیطان داره با ما صحبت میکنه
➖وخداوندمیفرماید نبوده زمانی ما به پیامبری وحی کنیم وشیطان هم نجواهاشو نگه ولی ما پیام الله رو بالا بردیم
➖اگر بتونیم جز زیبایی چیزی نبینیم هدایت می آید
➖زمانی هدایت رو دریافت میکنیم که قلبمون بازه
➖ زمانیکه هدایت رو دریافت نمی کنیم قلبمون بسته است
➖وقتی اتفاق ناجالب برامون میوفته بگیم الخیر وفق ما وقع
➖من این باوررو خیلی خوب تو ذهنم پذیرفتم وقتی اتفاق ناجالب میوفته به خودم میگم حتما یه خیری توش هست خدایا شکرت
➖وقتی با این نگاه خودمو ن روآروم میکنیم خداوند میگه حالا قدم بعدی رو بردار
یعنی هدایت میگه یه کاری انجام بده
➖تو فرکانس منفی در طبقات پایین دسترسی به آگاهی های بالا نداریم موقعی دسترسی به آگاهی های بالا داریم که خودمون رو آگاهانه از احساس بد بیرون بیاریم وبعد هدایت میشویم وعمل میکنیم
➖مهم این موضوعه که هدایت گفته میشود ➖خورشید وجود دارد زمانیکه از غار بیرون بیاییم واز نور استفاده کنیم و در شرایط سخت بتونیم آروم باشیم
تا رنگ اتفاق ناجالب عوض بشه وآروم آروم حال خودمون رو خوب کنیم
تا به آرامش برسیم
➖هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد کرد
➖زمانی ما به این وضوح میرسیم که بدانیم قانون احساس خوب اتفاق خوب واحساس بد اتفاق بد واین کار راحتی نیست ولی (می شود)وباید بدانیم جایزه اش زندگی در بهشت است
➖من به خودم قول میدم که احساسم رو خوب نگه دارم واین قانون بدون تغییر خداوند است که (لاجرم)اتفاق خوب می افتد
➖استاد عزیزم بینهایت ازتون سپاسگزارم بخاطر این آگاهیهای خالص وناب
از لابلای صحبت های شما به یک دریافتی رسیدم و اون رابطه شهود و عزت نفس هست . یعنی ما خیلی وقتها بخاطر ضعیف بودن عزت نفس و ارزشمند ندونستن خودمون ، حتی اگر شهود را دریافت کنیم ، قادر به پذیرش و عمل کردن بهش نیستیم یه مثال در مورد خودم میزنم . یه موردی چند روز پیش اتفاق افتاد و من با استفاده از آموزش های شما در مورد احساس خوب اتفاقات خوب و اینکه اگر حالم را بتونم خوب کنم ورق برمی گرده ، تونستم به احساس خوب برسم و وقتی در اون فرکانس قرار گرفتم یک چیزهایی را یا بهتر بگم یک حقایقی را در مورد اون موضوع درک کردم یا بهم گفته شد . ولی جرأت نمی کردم از این حال خوبم استفاده کنم و شاد باشم چون ته ذهنم منتظر بودم که ذهن بقیه هم مثل ذهن من بشه . انگار دریافت های خودم را باور نمیکردم و منتظر بودم یکی بگه آره اینطورها هم که ما فکر میکردیم نبوده و اون بندگان خدا به این دلایل انسانهای خوبی هستند و …. حالا اون دلایل چی ها بودند؟ همون چیزهایی بودند که به من الهام شده بود . و من نمیتونستم بپذیرم که باباااا اون چیزها به تویی گفته شده که توی این مسیر هستی و به بقیه گفته نمیشه . چرا انقدر دیگران را لایق تر از خودت میدونی . چرا منتظری که الهاماتت را دیگران تأیید کنند . چقدر زشته واقعا و چقدر توحیدی نیست این طرز رفتار با خودم و الهاماتم . یعنی حالا که دارم اینها را مینویسم بهتر میفهمم که نقطه ضعفم در این مسیر چی هست . و چقدر میفهمم که این درس هایی که انقدر خوب از شما یاد گرفتم را برام سخته و میترسم که بهشون عمل کنم . یعنی عمل به الهامات نیازمند داشتن احساس لیاقت هست . یعنی اینجا اگر خودت را لایق دریافت الهامات ندونی ، حتی اگر الهامی بهت برسه اون عدم احساس لیاقته نمی ذاره به اون الهام مجال بروز و ابراز وجود بدی و در نطفه خفه ش میکنی . کاری که من بارها کردم و الان می فهمم که دلیل بسیاری از تحقق نیافتن های خواسته هام چی بوده . ما باید به ذهنی که به احساس خوب رسیدن را یاد گرفته ، مجال عمل کردن بدیم حالا شاید این وسط هیچکس به احساس خوب نرسه این اصلا به ما ربطی نداره ما باید به اون انرژی و فرکانسی که دست پیدا کردیم وارد بشیم و واقعا فیزیک ما تغییر میکنه اگر که خودمون به زور مجبور به عدم تحرکش نکنیم بخاطر نگاه و نظر دیگران . که مثلا بقیه بعدا نگند دیدی الکی خوشحال شدی دیدی الکی اعتماد کردی دیدی اونطور نبود که تو فکر کردی و ما عمل نمی کنیم که به جهالت و حماقت و ساده لوحی محکوم نشیم و این برای خود من بسیار بسیار درس و ترمز بزرگی بود که با همین 13 دقیقه فایل بهش پی بردم . مرسی استاد و مرسی خانم شایسته عزیز بخاطر انتخاب بی نظیر فایل ها
زمانی میتونیم شهود و هدایت رو دریافت کنیم که حالمون خوب باشه،احساس مون خوب باشه
حتی اگر پیامبر باشی نمیتونی هدایت رو دریافت کنی اگر که عصبانی باشی ،اگر که احساس بدی داشته باشی
پس موقعی که اتفاق ناجالبی می افته باید نگاه تون از زاویه ای باشه که احساس تون خوب باشه
بهترین باور برای رسیدن به احساس خوب باور الخیر فی ماوقع هستش
●یاد اوری کنید لحظه هایی از زندگی تون رو که شرایط به ظاهر سخت بود ولی چون احساس تون رو کنترل کردید همه چیز به نفع شما شد؟
سال 1403 تیر ماه بود رفته بودیم شمال شهرستان همسرم ،اونموقع همسرم ماشینش خیلی قراضه بود ،شب راه افتادیم به ترافیک نخوریم تا به ماشین فشار نیاد
از قضی ماشین خود به خود خاموش شد ولی خداروشکر یه جایی خاموش شد که چند نفر ادم بودن و یه زمین بزرگ با یه سری روشنایی
همسرم رفت دنبال کمک تا ماشین درست کنه و راه بیافتیم (ساعت 12 شب ،جاده چالوس ،تاریک و همسرم تنها و من و خواهرشوهر ودختر خواهر شوهرم سه تا زن بودیم)
واقعا شرایط ترسناک بود و ترسناک تر شد
یدک کش اومد ماشین برد به یک مکانیکی
اونجا 3 تا پسر جوون بودن ،3 تا سگ هار بود که حمله میکردن ،ما هم سه تا خانم بودیم و همسرم که ماشینش خراب بود.
شرایط واقعا ترسناک بود
اگر اون سگ ها بهمون حمله میکردن یا پسرا میخواستن بهمون دست درازی کنند هیچ کاری از دست همسرم و ما 3 تا خانوم بر نمی اومد
من همون موقع با یک فاصله ای از دخترا همسرم تنها وایسادم ،اومدم سایت تا ذهنم رو از موضوع منحرف کنم و احساسم رو کنترل کنم
خیلی برام جالب بود همون موقع یه کامنتی در مورد کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم دیدم
و جالب تر اینکه دیدم کیف پولم 100 هزار تومن شارژ هست
به قیمت کتاب نگاه کردم به کیف پولم نگاه کردم دیدم بله من به راحتی میتونم این کتاب رو داشته باشم و همون جا ساعت 12 شب توی جاده چالوس تو تاریکی و تنهایی این پاداش خداوند رو دریافت کردم و از همون جا شروع کردم به خوندن کتاب و کم کم شرایط مساعد شد و همسرم تونست یه ماشین با قیمت مناسب تر پیدا کنه و ماشین ببره شهر و خودمون هم رفتیم خونه خاله همسرم و جالب اینکه اون شهر خاله همسرم خیلی خیلی قشنگ بود و من از دیدن اون همه زیبایی واقعا به وجد اومدم و مدام در حال تحسین بودم و حتی 2 میلیون تومن به من و همسرم کادو داد خاله همسرم
و فرداش ماشین درست کردیم و راه افتادیم
و این 3 تا موضوع
●کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم
●دیدن شهر بسیار زیبای خاله همسرم(بند پی نوشهر)
●دریافت 2 میلیون تومن کادو
پاداش های کنترل ذهنم در شرایط خیلی سخت جاده چالوس بود
و خودم واقعا حیرت میکنم از اینکه خداوند کمکم کرد و این اتفاق افتاد و من تونستم ذهنم رو از شرایط خیلی بد بردارم و به سایت استاد که خیلی علاقه دارم توجه کنم.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
خدایا شکرت
سپاس از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
احساس خوب مساوی= با اتفاق خوب
جوری که من متوجه شدم این بیس و پایه ی همه ی آموزش های شماست ، اگر بتونم همین یه کارو درست انجام بدم احتمال خیلی زیاد بیشتر راهو رفتم ، باید بتونم به گرونی به اعتراضات کشوری به مسایل تو کارم و ارتباطاتم به نحوی بنگرم که احساسمو بهتر کنه ، و یادم باشه که من به مدار خیلی بالاتر دست رسی ندارم و باید هربار یکم احساسمو بهتر کنم و از ناخواسته ها اعراض کنم و توجهمو رو خواسته ها بزارم تا بتونم هربار مدارمو بالاتر ببرم و تو مدار بالاتر شرایط و اتفاقات و انسانهای کمی بهتری پیدا میشن که من بتونم لذت بیشتری از زندگی ببرم
جمله ای که بارها و بارها از شنیدنش سیر نمیشوم و در هر فایل و دوره ای که از استاد گوش میدهم نمونه و مثالی است برای این قانون معجزه ساز …
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
یکی از قوانین دیگه ای که واقعا زندگی من را تغییر داده است و مثل یک باتری در قلب و روح و جسمم کار میکند ، توجه به نعمت هایم و ایجاد احساس سپاسگزاری است.
خدایاشکرت برای این آگاهی هاو قوانینی که مارا به سمت رشد و احساس خوب هدایت میکند.
خدایاشکرت برای دستانی که میتوانند سپاسگزاری را بیان کنند و بنویسم .
خدایاشکرت از قلبی که با توجه به نعمت هایت باز میشود و سرشار از احساس عالی میشود.
خدایاشکرت برای هدایت هایت که به بهترین نحو حالمرا همیشه به بهترین شکل تغییر داده است.
باز مثل همیشه …
خدایا من تعهد داده ام که زندگی امرا در هر شرایطی که باشم به بهترین شکل تغییر دهم که قطعا همینطور میشود…
داشتم کامنت دوستان رو توی نظرات این پست میخوندم چقدر زیبا نوشته بودن و لذت بردم.
توی این سری فایل ها تاکید روی قانون:
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد بود
و استاد گفتن که الهاماتی زمانی گفته که ما حسمون رو خوب نگه داریم و این تلاش یه جهاد اکبر میخواد یعنی من آگاهانه باید در هرلحظه تلاش کنم با حس خوب زندگی کنم.
چیزی که درک کردم این هست که باورها درست افکار مثبت رو بوجود میارن و افکار مثبت احساسات مثبت و احساس مثبت عملکرد مثبت و سازنده
خداروشکر میکنم بابت این فایل آموزنده و بی نظیر
خدایا شکرت که هستی خیلی دوست دارم و میدونم که عاشقمی و خیلی دوسم داری میدونم که بهم افتخار میکنی و فوق العاده بهم توجه داری خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
ما از عطاى پروردگارت، اینان (فرصت طلبان) و آنان (دنیا طلبان) را کمک مىکنیم و عطاى پروردگارت از کسى منع نمىشود
چه زمانی ما میتونیم در عمل از این هدایت استفاده کنیم ؟ در زمانی که ما بتونیم در احساس خوب باشیم در زمان خشم ،غم ، ترس،عصبانیت و ناراحتی ما فقط نجوای شیطان رو می شنویم ما دسترسی به هدایت در احساس بد نداریم
این در مورد پیامبران هم کاملا صدق میکرده حتی در زمان وحی به پیامبر هم همزمان نجوای شیطان هم بوده اما پیامبر کلام خدا رو بالا میبرده
تو احساس بد هدایت نمیشی شهود نمیتونه بیاد وقتی تو احساس بد هستی در قلبت بسته هست چیزی دریافت نمیکنی هدایت زمانی اتفاق میافته که تو احساس خوب هستی تنها در اون زمانه که در قلبت بازه و هدایت رو دریافت میکنی
اگر تو شرایط ناجالب بتونی یه ذره خودتو آروم کنی با این نگاه که بگی الخیر فی ما وقع یه کم آروم بشی هدایت میشی به انجام یه کار عملی و قدم بعدی و اونجا هم با نگه داشتن احساس خوب میتونی به قدم بعدی هدایت بشی
تو این دنیای فرکانسی وقتی حالمون بد هست ما تو فرکانسی هستیم که فقط نجوای شیطان رو می شنویم دسترسی به آگاهی و هدایت خداوند رو نداریم تو شرایط ناجالب بیایم اگاهانه تلاش کنیم که به احساس خوب برسیم کمی آرامش داشته باشیم که بتونیم به فرکانسی برسیم که هدایت رو دریافت کنیم
میتونیم از اهرم رنج ولذت استفاده کنیم رنج : اگر آرامش واحساس خوب نداشته باشم من هدایت رو دریافت نمیکنم تو احساس بد فقط نجوای شیطان هست لذت: فقط تو احساس خوب من هدایت رو دریافت میکنم
استاد جان مثالی که در مورد مسائلی که برای سایت یه عده ایجاد کردند برای اینکه به شما ضربه بزنند و شما با کنترل ذهن و خوب نگه داشتن احساستون تونستید هدایتها رو دریافت کنید و اون اتفاقات عجیب و غریب و یه مهاجرت راحت و آسون به آمریکا و این نتایج عالی پاداش همون کنترل ذهن و خوب نگه داشتن احساستون رقم خورد و تهش اون اتفاق بد بهترین رشد و تجربه رو برای شما که احساستون رو خوب نگه داشتید داشت
نتیجه گیری که میکنیم ما باید در قلبمون رو با احساس خوب باز نگه داریم تا هدایت بشیم
چجوری تو شرایط ناجالب در احساس بد بتونیم احساسمون رو خوب کنیم ؟
«یکی از بهترین راهها گفتن «الخیر فی ما وقع»، یا «خیر در همان چیزی است که رخ داده(یا رخ میدهد) این باور رنگ اتفاق بد رو تو ذهن من عوض میکنه بار منفی اتفاق رو کم میکنه و یه ذره یه ذره میتونم به احساس بهتر برسم و هدایت رو دریافت کنم»
«به یاد آوردن اتفاقات ناجالبی که در گذشته برامون رخ داده ولی تهش با احساس خوب من اتفاق شرایط خوب شده »
«گفتن باور هر آنچه که من رو نکشد قویترم خواهد ساخت اگر نمردم پس قویتر میشم»
«اگر بتونم تو شرایط ناجالب احساسم رو خوب نگه دارم لاجرم اتفاقات خوب میافته این قانون خداوند هست»
اماااااا مشکل اینجاست که باور نمی کنیم که موندن تو احساس بد چقدر خطرناکه وگرنه حتما یه راهی برای بیرون اومدن از احساس بد پیدا میکنیم اگر بتونیم احساس بد رو مترادف کنیم با دست کردن تو آتیش و پیریز برق و یا خوردن سم احتمالا خود من تمام تلاشم رو میکنم که احساسم رو خوب نگه داریم
اگر من همیشه در احساس خوب بمونم انقدر اتفاقات خوب رو تجربه میکنم که دیگه اتفاقات بدی رو تجربه نمیکنم کار راحتی نیست ولی اگر بتونم انجامش بدم جاااااااایزش زندگی در بهشت هم در این دنیا و هم در اون دنیاست مثل زندگی استاد جانم که بهشت رو در این دنیا تجربه میکنند و در آخرت هم صددرصد تجربه میکنند چون تمام تلاششون رو کردند که به این حد از ایمان و عمل به این قانون بدون تغییر خداوند برسن عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی
به نام خدایی که هر لحظه هادی و حامی من هست و به شدت برای من کافی هست .
سلام و درود خدمت استاد عباسمنش بی نظیر .
من با گوش دادن به این حرفهایی که در این لایو رد و بدل شده بوده بین شما و استاد عرشیانفر عزیز تا به اینجا ، به این نتیجه رسیدم که شما به دنبال قابل لمس تر کردن قانون های ثابت جهان هستی هستین به دنبال راحت تر کردن آموزشها هستین به دنبال قابل فهم تر کردن داستانهای قرآنی هستین و من عاشق این سبک آموزشی شما استاد شدم که هر چقدر استاد عرشیانفر عزیز به دنبال مثالهای خاص قران میره (منظورم افراد درجه یک قران مثل ابراهیم و اسماعیل و ….هست ) اما شما همون مبحث رو با مثالهای ساده از زندگی خودتون (که کم از همون افراد در جه یک قران ندارید و شما هم مثل همون افراد این جایگاهتون رو با تکامل به دستش آوردین) و زندگی اطراف ما انسانهای عادی (منظورم با خودم و امثال خودم هست )که هنوز خیلی کار داریم تا به اون درجه ی بالا از ایمان و توکل مثل پیامبران و امامان برسیم قابل لمس تر میکنید و با این کار به ما میگید باید ذره ذره تغییر کنید از اتفاقهای کوچیک شروع کنید در مسیر باشید کمکم به اون درجه های بالا میرسید و به ما میگید بچه ها اصلا کار سختی نیست تغییر کردن با استمرار به دستش میارید چون حقیقتا ذهن من بس که تحت تاثیر اطلاعات اطرافیان و جامعه و ….بوده در مقابل خیلی از افراد مثل حضرت فاطمه و حضرت ابراهیم و پیامبران و …مقاومت داره که بابا اونها کجا و من کجا ؟ من خیلی با اونها فرق دارم (هرچند که این باگ ذهنیم با بودن در مسیر خیلی کمتر شده و بارها میگم همه ی ما به یک اندازه پیش خدا ارزشمند هستیم ولی هنوزم دارمش )در حالی که باید بارها بگم که اونها هم افرادی عادی مثل ما هستن و تنها تفاوت ما با پیامبران و امامان در درجه ی ایمان ما و توکل ما هست و هیچ فرق دیگه ای با هم نداریم که این ایمان و توکل و کنترل ذهن ما هم به مراتب و کم کم اگر در این مسیر درست باشیم بیشتر و بیشتر میشه و اتفاقهای خوب و عالی برلی ما رقم میخوره .
ببخشید که میگم من با تمام احترامی که برای استاد عرشیانفر عزیز قایلم و عاشق فایلهای ایشون هستم اما میبینم در این فایلها ایشون حرف از کارهای خاص مثل سر بریدن حضرت اسماعیل میزنه و یا از کنترل ذهن حضرت فاطمه در روز عاشورا میزنه (که بارها گفته جز زیبایی چیزی ندیدم) ولی شما بارها بهشون در صحبتهای خودتون میگید که نه بزار مثالهای کوچکتر بزنم بزار مثالهای جزی تری بزنیم مثل همون شکستن قاب گوشی و یا ورشکستی در شغلمون و یا شکست عاطفی در روابط و … و میخواید به ما بگید که با با اگر دربرخورد با همین تضادهای به ظاهر ناخوشایند و کوچیک اگر درست فکر کنیم و کنترل ذهن داشته باشیم مهارت ما در این زمینه ی کنترل ذهن به مرور بالاتر میره و بلخره ما از پس همون تضادهای گنده و بزرگ هم در زندگیمون حالا نه به راحتی شاید هم سخت باشه اما میتونیم بر بیاییم و همون جا هست که پاداشت های عظیم به ما داده میشه .
پس همه چیز تکامل میخواد حتی کنترل ذهن و افزایش در جه ی ایمان و توکل هم تکامل میخواد پس پیامبران و امامان ما هم از همون اول در این حد از ایمان و توکل و تقوا که نبودن اونها هم کم کم پیشرفت کردن و به درجات بالا رسیدن پس اگر من همین موضوع رو درک کنم خیلی راحت تر خیلی زیبا تر زندگی میکنم .پس هنر من انسان این هست که هر کاری رو که نیاز و لازم هست انجام بدم فقط با عشق انحام بدم و زیباییهاش رو ببینم تا لاجرم به سمت زیبایی ها هدایت بشم .
مثال از خودم بخوام بگم اینه که خوب به خاطر همین بیماری به مدت دو هفته ای هست که مدارس حضوری شدن و من چون دو فرزند دارم برام سخت بود که هم به اونها در منزل رسیدگی کنم هم به کلاسهای آنلاین اونها رسیدگی کنم و هم به روزهایی که نیاز هست در هفته حضوری برن مدرسه خودم به تنهایی رسیدگی کنم و اونها رو در رفت و آمد کمک کنم و انجامش بدم برای همین سریع به همسرم گفتم براشون سرویس بگیر من که نمیتونم این مسولیت جدید رو هم قبول کنم چون خیلی کارهای دیگه دارم و خیلی در مقابل انجام این کار مقاومت داشتم ولی انگار بهم الهام شد که انجام بده مگه دوست نداشتی انسان بهتری باشی و دنیا رو به جای بهتر تبدیل کنی مگر دوست نداشتی صبح زود مثل استاد عباسمنش،و مریم جان که پا میشن و مناظر زیبای پرادیس رو میبینن تو هم ببینی مگه دوست نداشتی انسان مفید تری باشی و ….. خلاصه بر خلاف میلم قبول کردم و انصافا کارهام و برنامه ریزی هام سخت تر شده چون خیلی کارهای دیگه هم هست که باید در منزل انجام بدم ولی همینکه روز اول پشت فرمون نشستم و از خونه بیرون رفتم و چشمم به سبزه های لب جاده و درختان زیبا و آسمون زیبا و هوای تازه و خنک که به صورتم میخوره و به نور افتاب که از لابه لای درختها روی چمنها میخوره و به اونها توجه میکنم ذوق میکنم و خوشحال میشم و اون همه زیبایی خداوند رو تحسین میکنم و نمیزارم افکار منفی حال من رو بد کنه حتی اگر منفی باف بهم بگه ببین چقدر کارات سخت تر شده همین امروز صبح دخترم رو بردم مدرسه و ظهر هم باید پسرم رو ببرم همون منفی باف کلی میخواد حالم رو بدکنه که ببین چقدر وقتت کمه و شرایطت سخته و … ولی من همش به توانایی جسمی بالای خودم و به سالم بودن خودم توجه میکنم که قدرت انجام این همه کار رو با هم دارم و سپاسگزار خدای خودم هستم که من رو به این راه هدایت کرد تا با همین صبح زود پا شدن انگار یه فرصت دیگه برای من به وجود اورده تا زیباییهای اون رو بیشتر ببینم و به اونها توجه کنم چون یه مدت بود خیلی دلم میخواست منم صبح ها از خونه بزنم بیرون و مثل خیلیها حتی شما استاد و مریم جان در پرادایس آسمون زیبا و سرسبزی فضاهای اطرافم رو ببینم ولی جور نمیشد حالا میگم ببین این کارم خدا برای تو ردیف کرده که تو به خواسته ای که داشتی برسی و لذت ببری و انصافا ناشکری کردن خیلی کار نامردی هست (به قول استاد ) .
قربون خدای دوست داشتنی خودم برم که اینقدر عالی من رو به سمت خواسته هام هدایت میکنه من عاشق خدای خودم هستم .
به نام ربّ، یگانه هدایتگر جهان هستی
سلام به استاد نازنینم و تمام دوستان عزیزم در این خانواده تحسین برانگیز که هر روز از شما چیزهای بیشتری یاد میگیرم ^^
استاد میخواستم بگم این فایل های اخیر جنسش از یک چیز دیگست! واقعا نمیدونم با چه کلمه یا جملهای بتونم توصیف کنم اما میتونم بفهمم که چه فرکانس قدرتمندی داره، چقدرر خالص هستند..
از اولین فایلی که گذاشتید، من درونم غلغله به پا شد!! انقدر که این آگاهی ها پر مغز هستند، هر فایلی که روی سایت قرار میگیره رو چندین و چند بار گوش میدم و با هربار گوش دادن احساس میکنم انقدر که این آگاهی ها ناب هستند که باز هم باید شنیده بشن. نمی تونم نشنوم! با شنیدن دوباره و دوباره، باز هم حس میکنم که نفهمیدم شون!! در این حد خالص هستند و مدار این گفتگو تا اینن حدد بالاست که من رو هردفعه به سمت خودش میکشه تا هربار گوشام رو تیز تر کنم برای شنیدن آگاهی هایی که انصافا رایگان نیستند! و صمیمانه سپاسگزارم ازتون که انقدر سخاوتمندانه با ما به اشتراک شون میگذارید✨💜
چیزی که من همیشه در وجود شما تحسین کردم و میکنم و بهت زدهام کرده استاد،
*این حد از درک و یکی شدن شما با قانون هست!
*این حدد از نگاه سیستمی که نسبت به جهان و اتفاقاتش دارید هست!
*این ذهنی که برنامه ریزی، و در اصطلاح تربیتش کردید که به کوچکترین اتفاق از دید قوانین نگاه کنید هست!
چقدرر برای من جای تحسین و درس داره که، شما به جای اینکه شخصیت های قرآنی رو فقط افرادی ببینید که در زمان خودشون غلبه کردن بر تضادهاشون و حالا به عنوان اسطوره ازشون یاد میشه، نه از دید فانتزی که چقدر فوقالعاده و خفن بودند بلکه از یک لول بالاتر بهشون نگاه میکنید تا ببینید
+ آبشخور این رفتارها از کجاست؟
+ چطور اون فرد تونسته از دید قانون در اون زمان به شرایط ناجالبش نگاه کنه؟
+ من چطور میتونم از اون فرد درس یاد بگیرم و به قول خودتون به صورت Practical در زندگی خودم به کار ببندم؟
+ من چطور ازش استفاده کنم؟
+ من چطور بهش عمل کنم؟
این تفاوت شما و ماست! این به من یاد میده که درسته حضرت زینب یا حضرت ابراهیم در زمان خودشون کارهای بزرگی انجام دادند اماا من چطور بیام از اون الگوها درس بگیرم که در زندگی خودم عمل کنم؟ و چقدر زیبا شما همه چیز رو از زیر فیلتر قوانین گذر دادید و بهش نگاه کردید.
این درسه برای من که هروقت از رفتارها و کارهای بزرگ افراد و شخصیت های برتر چیزی میشنوم، نگم اون افراد ماورا طبیعی بودند و چه کار خفنی انجام دادند و بعدم بگم خب من که نمیتونم مثل اونا باشم!! بلکه بیام به خودم بگم درواقع اون افراد کسانی بودند که تونستند در زمان های ناجالب، احساسات شون و ذهن شون رو کنترل کنند و از قوانین ثابت خداوند تبعیت کنند؛
و اگر اونها تونستند من هم میتونم چون تفاوتی بین من و اونها نیست! چون قوانین همواره برای همه ثابت و بدون تغییر بوده و هست. برد با کسیِ که بیشتر بتونه خودش رو عادت بده از دید قوانین به همه چیز نگاه کنه و طبق اون عمل کنه چون همگی ما سیستم عصبی یکسانی داریم..
اگر من میخوام شهود “به معنای هدایت خداوند” رو دریافت کنم، بااید بتونم احساسم رو خوب نگه دارم و ذهنم رو کنترل کنم تا به من گفته شود.
چون در احساس بد، فقط شیطان هست که نجوا به پا میکنه؛ و هدایت نیاز داره به یک قلب باز، به یک احساس آرامش، به یک احساس کمی بهتر در شرایط به ظاهر نامناسب که قدم های بعدی رو بهت بگه.
و فرقی هم نداره یعقوب پیامبر هستی یا هرکس دیگه، اگر در شرایط دریافت هدایت نباشی و قلبت بسته باشه یا که احساست بد باشه، نمیتونی چیزی دریافت کنی! چون دنیا یک دنیای فرکانسی هست و در فرکانسهای منفی هیچکس دسترسی به آگاهی های فرکانسهای بالاتر ندارد؛ و تنها زمانی که بتونیم خودمون رو آگاهانه از اون فرکانس بیرون ببریم، فقط در اون زمان هست که میتوانیم به هدایت ها دسترسی پیدا کنیم.
این همون دید تحسین برانگیزی هست که شما به دنیا دارید!
این همون چیزی هست که همیشه به خودم میگم، چطور میتونم از دید استاد عباس منش به مسائل و دنیا نگاه کنم؟ استاد چه دید متفاوتی به دنیا داره که این همه نتایج متفاوت گرفته و اون چی هست؟ این همون چیزیه که من رو وادار میکنه تحسین کنم همچین شخصیتی که شما برای خودتون ساختید که فقط و فقط از دید قانونی که شناختید سیستم عملکردی جهان رو ببینید و دیگر هیچ، و دیگر هیچ!
درباره مهاجرت تون به آمریکا گفتید استاد، من هنوز که هنوزه با شنیدن فایلهای ‘داستان هایی درباره هدایت الهی ۱ و ۲’، چشمام ناخودآگاه خیس میشن! انقدر که معجزه آسا بود و شما تونستید در شرایطی که به ظاهر ناجالب بود اما ذهن تون رو کنترل کنید، اینکه احساستون رو تونستید بهتر کنید و به آرامش برسید در زمانی که همه چیز به ظاهر دیگه تموم شده بود! اما شما قانون رو میدونستید و در زمان آرامش بود که شما هدایت رو دریافت کردید که تصمیم قطعی بگیرید و قدم های عملی به شما گفته شد فقط چون شما تونستید از دید الخیر فی ما وقع به موضوع نگاه کنید.
پس خورشید هدایت همیشه درحال تابیدن هست، فقط کافیه ما پنجره هامون رو باز کنیم تا بتونیم ببینیمش و فقط با نگه داشتن خودمون در احساس خوب در اون شرایط به ظاهر نامناسب هست که این اتفاق میفته؛ با پیش گرفتن این باور و تفکر که هر اتفاقی میفته حتما “الخیر فی ما وقع” هست.
ما انسان هستیم، بد شدن احساس مون در شرایط ناخواسته یک چیز کاملا طبیعیه اما بحث فقط سر یک ذره بهتر کردن احساس مون هست. اینکه بتونیم فقط کمی حسمون رو بهتر کنیم با به یادآوردن اینکه
* “من دارم قوی میشم با این اتفاق” ،
* “شرایط مشابه ناجالبی که برام اتفاق افتاد اما تهش همه چیز به نفع من تمام شد” رو به یاد بیارم.
و با این باور و این ایمان هست که ورق بر میگرده؛ اصلا مهم نیست در نظر بقیه شرایط فعلی من چطور باشه، این باوری که من دارم که همه چیز به نفع من پیش میره هست که باعث رشد من میشه.
این قانونی که من ازش آگاهم و میدونم که با هزار دلیل هم نباید دستم رو تو آتیش بکنم هست که باعث میشه احساسم رو کمی بهتر کنم چون من میدونم داخلش خیره چون من میدونم خداوند فقط برای من خیر مطلق میخواد.
و همه اینها باورهای قدرتمندکنندهای هستند که اگر بتونیم در مواقع روبرو شدن با تضادها، افسار کنترل ذهن مون رو به دست بگیریم باهاش و به احساس کمی بهتر برسیم لاااجرم اتفاقات خوب اتفاق می افتد چون این یک قانونه => احساس خوب=اتفاقات خوب.
استاد شما همیشه گفتید که هیچ ادعایی ندارید در به کار بستن این آگاهیها و قوانین، و همیشه سعی میکنید که بهشون عمل کنید. این حد از خلوص شما به ما یادآوری میکنه که همیشه باید روی خودمون کار کنیم و این یک پروسه است.
پروسهای که انتهایی براش وجود نداره و هرکس اندازه تلاشی که داره میکنه، نتیجه هم میگیره فرکانسش هم بالاتر میره و هردفعه بهتر و بهتر میشه در این کار شاید همیشه موفق نباشه اما خیلی بهتر از قبل میشه و ایمان فعال میسازه از مسیری که طی میکنه..
هرچقدر این گفتگو رو بشنوم بازم فکر میکنم چیزهای جدیدی میشنوم و واقعا باید جدی تر روشون فکر کنم و بمباران کنم ذهنم رو با همین آگاهیهای به ظاهر ساده. استاد عزیزم بیی نهایت سپاسگزارم ازتون💕 عاشقتونم و امیدوارم خداوند یار و هدایتگر همه ما به سمت به کار بستن و عملی کردن این آگاهیها در زندگی، و گرفتن نتایج شیرین باشه:)🦋
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
خدایا شکرت بی نهایت شکرت
برای این رزق پراز برکت و آگاهی و زیبایی
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم
و همه ی دوستای بهشتیم که عاشقتونم
قانون قشنگ جهان :
احساس خوب=اتفاق های خوب
بلههههههه همینه دیگه
استاد جان عزیزم به قول شما :
کار ما مدیریت احساس مونه
کار ما کنترل ذهن و جهت دهی افکارمونه
و حالا اگه منه فاطمه باورپایداری داشته باشم
که دارم با افکارم اتفاقات زندگیمو رقم میزنم
محکم تر وباتعهد وتمرکز بیشتر حواس جمع تر
از قبل روی خودم کار میکنم و
کانون توجهم خوب تر وبهتر میکنم چون
چقدر جهان دقیق کار میکنه وپاسخ میده
من سمت خودمو باید بهتر وبهتر کنم …
و دارم تموم تلاشمو میکنم که طبق قانون
پیش برم و به آموزه های ارزشمندتون عمل کنم
کامنتمو در حالی می نویسم که هوای کرج
از دیروز مدام درحال بارش باران جان
زمستانی پربرکت هست
و من بیش از سه بار رفتم زیر باران جان
قدم زدم و شکرگزاری ومراقبه گوش دادم
و سپاسگزار خداوند هستم بخاطربرکت وجود شما استاد عزیزم و استاد شایسته مهربونم که برای من درحکم فضل خداوند هستین
خدا میدونه که این مدت ، چه همزمانی هایی دریافت کردم وچه هدایت هایی نوش جان کردم
چقدر زیبایی های فوق العاده ای تماشا کردم
و کِف کردم …
مثلا دیروز رفتم خرید کنم که دیدم
فروشنده میوه فروشی به رفتگری که داشت محله رو تمیز میکرد چای ریخت و باعشق براش برد
من حظ کردم واقعا و تحسینش کردم
قلبم لبخند میزد به این حجم از مهربونی
بعد یه خانم با پسر بچه قشنگش که تو کالسکه گذاشته بود دیدم که اومد خرید کنه و منم رفتم نزدیک و دلم ضعف رفت اینقدر ناز بود
سه ماهش بود و اسمش آرمین بود و وااااااییی دیوانهههه شدم رفت از بوی نوزاد و خلاصه
قندک جان خوشمزه رو بوسیدم و
کلی سپاسگزاری کردم از خدا جانم
که دراین لحظه ی پربرکت این رزق زیبایی رو دیدم و کِف کردددم حسابی …
و تو این روزهای قشنگ توحیدی
هلیسا جانم نشانه های خ و ق یاد گرفته
دیگه دختر نازم دوتا کلمه مقدس یادگرفته
خدا _قرآن
و معلومه دیگه اشکام سرازیره
از هیجان وشوق و ذووووق
خدا میدونه چه حالی دارم
از این رزق خوشگل الفبایی قشنگگگگ
جالبتر که عروسی دعوت شدیم
هورااااا بزن وبرقصی که دلم میخواست
اینقدر ذوق داشتم که کارت عروسی فرستادم
واسه سعیده جان شهریاری
گفتم بببین آخهههه
خدا چه جوری رزق میفرسته …
آرامش قلبی م نشونه ی اینه که مسیر درسته
و باید ادامه بدم ….
آدم وقتی احساسش خوبه ، هدایتها بهتر دریافت میکنه و شاخک هاش تیزتر میشه
جنس هدایت با آرامش قلبی همراهه
و از هدایت مهمتر ، اقدام های عملی
هست که باید انجام بدیم
حالا هر اقدامی که گفته میشه
دیگه مرور داستان های هدایت قبلی ، یادمون میاره که هدایت با منطق ذهن مون سنجیده نمیشه
بلکه قلبی هست و احساسش میشه کرد فقط…
چون در راستای هماهنگی ذهن و روح مونه….
طبق برنامه وتعهدم سفرنامه بهشتی سفر به دورامریکا وزندگی دربهشت با عشق فراووون تماشا میکنم
و کامنتمو تو دفترم می نویسم
حتی دسترسی نداشتن به سایت نمیتونه
بهونه باشه که بی خیال تعهدوتمرکزم بشه ..
چقدر برکت زمانِ آزاد دارم و تنهایی هام بیشتره که
این خودش از لطف خداست
دوره ی معجزه گر روانشناسی ثروت یک دارم تکاملی پیش میرم و تمریناتش انجام میدم
و نتایج خوشگلم تو دفتر رزق وروزی م وارد میکنم لحظه ای و پرشتاب خداروشکر
دوتا ترانه جان قشنگ سرودم و هایکوهای قلبی قلبی نوشتم با حال قشنگگگگگم
خدایا شکرت بی نهایت شکر برای نعمت آگاهی و یادگیری
بی نهایت سپاسگزارم از شما استاد عزیزم
و استاد شایسته مهربونم بابت پروژه ی توحیدی
درک عمیق تر قوانین خداوند
خیلی دوستتون دارم وعاشقتونم
خدا حفظ تون کنه
سلام قند و نبات.
امروز، رزق قشنگ دومم از طرفت، خوندن کامنتت هست برام الان، بعد از شنیدنِ صدای نازنینت.
چقدر خوبه که تو توی زندگیمون هستی.
فاطمه ای که پیرامونش رو قشنگ میبینه.
نکات مثبت رو از تو دل هر چیزی بیرون میکشه.
سکوت آگاهانه رو تمرینِ مستمر میکنه.
آفرین بهت گل دختر.
ما هم دعوت به عروسی شدیم.
وقتی جملات شادت رو در مورد دعوت به عروسی و بزن و برقص خوندم، لذت بردم.
حس شادی و نشاط کردم از خوندن کلمات و جمله هات.
و گفتم الهی شکر که ما هم دعوت به مراسم شادی و نشاط شدیم.
چی بهتر از این که تو مدار جشن و شادی باشیم.
سواد دار شدن هلیسا جانم تو هر مرحله، مبارکتون باشه.
شعرهایی که سرودی، مبارک باشه.
نوش جانت باشه بارون ها و پیاده روی ها و عشق و عاشقی هات با خدا و آگاهی ها…
عاشقتم رفیقِ بهشتیِ پاک و خالص و در حالِ بهبودِ دایمی ام.
به امید دیدارت در بهترین زمان و شرایط و مکان.
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
الهی شکرت
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
خداااای من چه سورپرایز باحالیییی
چه نقطه ی آبی قشنگییییی
سلام به روی ماهت سمانه جان عزیزم
عااااااااشقتم من رفیق بهشتیم
سپاسگزارم از مهر ولطفت نازنینم
خداروشکربرای نعمت وجودارزشمندت تو زندگیم
شماها برکت ورزق خداوند هستین و بهتون افتخار میکنم و باتموم قلبم تحسین تون میکنم
چقدر دوووووسِت دارم که داری
با تعهد و تمرکز داری روی خودت کار میکنی
و نشونه اش هم آرامش قلبی هست که داری احساسش میکنی
من کِف میکنم از احساس های قشنگ و
لطیف مادرانه ت قشنگ جانم
از مادر کافی بودنت
از رهایی و تسلیم بودنت
خداروشکر برای نعمت اصل تمرکز بر زیبایی های زندگیت ،حافظ جانم که این روزها خوب داره دلبری میکنهه خداروشکر
من همچنان پراز ذوق وهیجانم
از پروانه های رنگارنگ خونه تون
بهم حس پرواز دست داد
چقدر خوش سلیقه و ناز درست شون کردی
خیلی بهشتن خیلییییی
خداروشکر برای دونه به دونه ی قشنگیای زندگیت
مبارکهههههه دعوت شدن به عروسی دلبر جان
خوش بگذره این بزن وبرقص ها..
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین و زندگی خوشگلتون در بهترین مدارها قراربگیره
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به فاطمه جانم رفیق بهشتی و زیبای مننننن ، حال دلت رو خریدارم دختر … کامنتت پر از حس خوبه و مثل بوی خاک بارون خورده مثل عطر گل های بهاری به جان و دلم می نشینه و لبخند روی لبم میاره :) مثل همون بارون هایی که تجربه کردی کِف کردی منم از خوندن کلمه به کلمه کامنتت کِف کردم .
ترانه ها و هایکوهای قلبی قلبیت رو قربون ، بایدم با این قلب مهربون و عاشق شعر بگی … بس که لطیفی بس که رها و آزاد و وصله خداوندی.
جونم به هلیسا جان و کلمه های نورانی که یاد گرفته از طرف من صورت ماهش ببوس.
آخ جون عروسی منم چشام قلب قلبی شد فاطمه جونم :))) بهت خوش بگذره .
عاشقتم رفیق بهشتی
بمونی برام .. به نور آسمان ها و زمین خدای مهربانم می سپارمت .
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است
و مهربانیاش همیشگی.
و اعتماد به خدا ،محکم ترین امید است..
سلام به روی ماهت
قشنگترین عاطفه ی زندگیم
عااااااااشقتم رفیق بهشتی نازنینم
دورت بگررردم قشنگ قلبِ خودم که این چنین
با تعهد وتمرکز داری روی خودت کار میکنی وتحسین برانگیزی…
قشنگتر وجذاب تر اینکه :
همین که دارم برات کامنت مینویسم باران جان درحال باریدن هست و بهترین موسیقی جهان
داره پخش میشه معرکه ترین
نشونه ی رزق وفراوانی خداست
نوش جان مون باشه این نشونه یِ خدا
خداروشکر برای احساس های قشنگت
از خوندن کامنت ،
خداروشکر که هر چی داریم از آنِ خداست ،
حتی این کامنت خوندن ونوشتن
دراین سایت بهشتی مون و رزق مقدسی هست.
خیلیییییی دوووست دارررم عزیزدلم
خداروشکر برای دونه به دونه ی
قشنگیای زندگیت دلبرجااانم
الهی که همیشه سرشار از نگاه خداوند باشین وزندگی خوشگلتون دربهترین مدارها قراربگیره
باسلام به استاد عزیزم
چقدرزیبا در مورد هدایت خداوند توضیح دادین
➖اگرشهود رو به عنوان هدایت خداوند در مسیر بدونیم واینکه خداوند داره مارو هدایت میکنه همیشه احساسمون رو خوب نگه میداریم خیلی کار سختیه ولی می شود (من عاشق این می شود استادم)
➖اگر شهود رو اینجوری بهش عمل کنیم زمانی هدایت خداوند رو دریافت میکنیم که بتونیم احساس خوب داشته باشیم
➖اگر عصبانی باشیم شیطان داره با ما صحبت میکنه
➖در حالت غم وناراحتی و خشم شیطان داره با ما صحبت میکنه
➖وخداوندمیفرماید نبوده زمانی ما به پیامبری وحی کنیم وشیطان هم نجواهاشو نگه ولی ما پیام الله رو بالا بردیم
➖اگر بتونیم جز زیبایی چیزی نبینیم هدایت می آید
➖زمانی هدایت رو دریافت میکنیم که قلبمون بازه
➖ زمانیکه هدایت رو دریافت نمی کنیم قلبمون بسته است
➖وقتی اتفاق ناجالب برامون میوفته بگیم الخیر وفق ما وقع
➖من این باوررو خیلی خوب تو ذهنم پذیرفتم وقتی اتفاق ناجالب میوفته به خودم میگم حتما یه خیری توش هست خدایا شکرت
➖وقتی با این نگاه خودمو ن روآروم میکنیم خداوند میگه حالا قدم بعدی رو بردار
یعنی هدایت میگه یه کاری انجام بده
➖تو فرکانس منفی در طبقات پایین دسترسی به آگاهی های بالا نداریم موقعی دسترسی به آگاهی های بالا داریم که خودمون رو آگاهانه از احساس بد بیرون بیاریم وبعد هدایت میشویم وعمل میکنیم
➖مهم این موضوعه که هدایت گفته میشود ➖خورشید وجود دارد زمانیکه از غار بیرون بیاییم واز نور استفاده کنیم و در شرایط سخت بتونیم آروم باشیم
تا رنگ اتفاق ناجالب عوض بشه وآروم آروم حال خودمون رو خوب کنیم
تا به آرامش برسیم
➖هر آنچه مرا نکشد قویترم خواهد کرد
➖زمانی ما به این وضوح میرسیم که بدانیم قانون احساس خوب اتفاق خوب واحساس بد اتفاق بد واین کار راحتی نیست ولی (می شود)وباید بدانیم جایزه اش زندگی در بهشت است
➖من به خودم قول میدم که احساسم رو خوب نگه دارم واین قانون بدون تغییر خداوند است که (لاجرم)اتفاق خوب می افتد
➖استاد عزیزم بینهایت ازتون سپاسگزارم بخاطر این آگاهیهای خالص وناب
در پناه خداوند شاد وسلامت باشید🙏🙏🙏
سلام استاد عزیزم
از لابلای صحبت های شما به یک دریافتی رسیدم و اون رابطه شهود و عزت نفس هست . یعنی ما خیلی وقتها بخاطر ضعیف بودن عزت نفس و ارزشمند ندونستن خودمون ، حتی اگر شهود را دریافت کنیم ، قادر به پذیرش و عمل کردن بهش نیستیم یه مثال در مورد خودم میزنم . یه موردی چند روز پیش اتفاق افتاد و من با استفاده از آموزش های شما در مورد احساس خوب اتفاقات خوب و اینکه اگر حالم را بتونم خوب کنم ورق برمی گرده ، تونستم به احساس خوب برسم و وقتی در اون فرکانس قرار گرفتم یک چیزهایی را یا بهتر بگم یک حقایقی را در مورد اون موضوع درک کردم یا بهم گفته شد . ولی جرأت نمی کردم از این حال خوبم استفاده کنم و شاد باشم چون ته ذهنم منتظر بودم که ذهن بقیه هم مثل ذهن من بشه . انگار دریافت های خودم را باور نمیکردم و منتظر بودم یکی بگه آره اینطورها هم که ما فکر میکردیم نبوده و اون بندگان خدا به این دلایل انسانهای خوبی هستند و …. حالا اون دلایل چی ها بودند؟ همون چیزهایی بودند که به من الهام شده بود . و من نمیتونستم بپذیرم که باباااا اون چیزها به تویی گفته شده که توی این مسیر هستی و به بقیه گفته نمیشه . چرا انقدر دیگران را لایق تر از خودت میدونی . چرا منتظری که الهاماتت را دیگران تأیید کنند . چقدر زشته واقعا و چقدر توحیدی نیست این طرز رفتار با خودم و الهاماتم . یعنی حالا که دارم اینها را مینویسم بهتر میفهمم که نقطه ضعفم در این مسیر چی هست . و چقدر میفهمم که این درس هایی که انقدر خوب از شما یاد گرفتم را برام سخته و میترسم که بهشون عمل کنم . یعنی عمل به الهامات نیازمند داشتن احساس لیاقت هست . یعنی اینجا اگر خودت را لایق دریافت الهامات ندونی ، حتی اگر الهامی بهت برسه اون عدم احساس لیاقته نمی ذاره به اون الهام مجال بروز و ابراز وجود بدی و در نطفه خفه ش میکنی . کاری که من بارها کردم و الان می فهمم که دلیل بسیاری از تحقق نیافتن های خواسته هام چی بوده . ما باید به ذهنی که به احساس خوب رسیدن را یاد گرفته ، مجال عمل کردن بدیم حالا شاید این وسط هیچکس به احساس خوب نرسه این اصلا به ما ربطی نداره ما باید به اون انرژی و فرکانسی که دست پیدا کردیم وارد بشیم و واقعا فیزیک ما تغییر میکنه اگر که خودمون به زور مجبور به عدم تحرکش نکنیم بخاطر نگاه و نظر دیگران . که مثلا بقیه بعدا نگند دیدی الکی خوشحال شدی دیدی الکی اعتماد کردی دیدی اونطور نبود که تو فکر کردی و ما عمل نمی کنیم که به جهالت و حماقت و ساده لوحی محکوم نشیم و این برای خود من بسیار بسیار درس و ترمز بزرگی بود که با همین 13 دقیقه فایل بهش پی بردم . مرسی استاد و مرسی خانم شایسته عزیز بخاطر انتخاب بی نظیر فایل ها
بنام خدای هدایتگرم به سمت زیبایها و نعمتهای فراوانش
درود به دوست عزیز اندیشه
کامنت باارزشی نوشتید مث وجود با ارزش تون
راجب شهود و عزت نفس گفتید
ما همواره در حال هدایت هستیم بوسیله شهودمون
حالا چرا یه وقتایی اونو باور نمیکنیم
یا عمل نمیکنیم چیزی ک من سالها باهاش کلنجار میرفتم
ک چرا و چه چیزی باعث میشه به ندای درونم گوش ندم
با وجود اینکه بارها نتیجه عمل رو دیدم
و گاهی انگار با خودم لج میکردم.
زمانی ک خدای هدایتگرم
منو به دوره لیاقت رسوند و من جواب سوالی ک پاشنه آشیل م بود رسیدم ،
و جواب نداشتن حس لیاقت بود
من خودمو لایق نمیدونستم
فک میکردم این هدایت برا از ما بهترون
برا پیامبران
حالا گاهی خدا بهم لطف میکنی ،حسم درست میگه
در صورتی ک همین ک منو خلق کرده ینی لایق بهترین ها در جهانش م
اون خدایی ک برگی بی اذن او رو زمین نمیفته
مگه میشه من عزیزدوردونه شو بدون هدایت رها کرده باشه
غیر اینکه من خودمو ارزشمند نمیدونم
دوست عزیزم
اگه میخواید دریافت های الهی رو به سادگی بپذیرید
وارد این کلاس بشید
اون وقت طمع هدایت از جنس ارزشمندی قبل دوره و پس از دوره را بچشید
مث همین حس ناب ک منو به نوشتن هدایت کرد
عاشقتم خدای من
عاشق خودمم
عاشق همه شما
درپناه الله یکتا سعادتمند و ثروتمند باشیم
عا
سلام به استادان عزیزم
زمانی میتونیم شهود و هدایت رو دریافت کنیم که حالمون خوب باشه،احساس مون خوب باشه
حتی اگر پیامبر باشی نمیتونی هدایت رو دریافت کنی اگر که عصبانی باشی ،اگر که احساس بدی داشته باشی
پس موقعی که اتفاق ناجالبی می افته باید نگاه تون از زاویه ای باشه که احساس تون خوب باشه
بهترین باور برای رسیدن به احساس خوب باور الخیر فی ماوقع هستش
●یاد اوری کنید لحظه هایی از زندگی تون رو که شرایط به ظاهر سخت بود ولی چون احساس تون رو کنترل کردید همه چیز به نفع شما شد؟
سال 1403 تیر ماه بود رفته بودیم شمال شهرستان همسرم ،اونموقع همسرم ماشینش خیلی قراضه بود ،شب راه افتادیم به ترافیک نخوریم تا به ماشین فشار نیاد
از قضی ماشین خود به خود خاموش شد ولی خداروشکر یه جایی خاموش شد که چند نفر ادم بودن و یه زمین بزرگ با یه سری روشنایی
همسرم رفت دنبال کمک تا ماشین درست کنه و راه بیافتیم (ساعت 12 شب ،جاده چالوس ،تاریک و همسرم تنها و من و خواهرشوهر ودختر خواهر شوهرم سه تا زن بودیم)
واقعا شرایط ترسناک بود و ترسناک تر شد
یدک کش اومد ماشین برد به یک مکانیکی
اونجا 3 تا پسر جوون بودن ،3 تا سگ هار بود که حمله میکردن ،ما هم سه تا خانم بودیم و همسرم که ماشینش خراب بود.
شرایط واقعا ترسناک بود
اگر اون سگ ها بهمون حمله میکردن یا پسرا میخواستن بهمون دست درازی کنند هیچ کاری از دست همسرم و ما 3 تا خانوم بر نمی اومد
من همون موقع با یک فاصله ای از دخترا همسرم تنها وایسادم ،اومدم سایت تا ذهنم رو از موضوع منحرف کنم و احساسم رو کنترل کنم
خیلی برام جالب بود همون موقع یه کامنتی در مورد کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم دیدم
و جالب تر اینکه دیدم کیف پولم 100 هزار تومن شارژ هست
به قیمت کتاب نگاه کردم به کیف پولم نگاه کردم دیدم بله من به راحتی میتونم این کتاب رو داشته باشم و همون جا ساعت 12 شب توی جاده چالوس تو تاریکی و تنهایی این پاداش خداوند رو دریافت کردم و از همون جا شروع کردم به خوندن کتاب و کم کم شرایط مساعد شد و همسرم تونست یه ماشین با قیمت مناسب تر پیدا کنه و ماشین ببره شهر و خودمون هم رفتیم خونه خاله همسرم و جالب اینکه اون شهر خاله همسرم خیلی خیلی قشنگ بود و من از دیدن اون همه زیبایی واقعا به وجد اومدم و مدام در حال تحسین بودم و حتی 2 میلیون تومن به من و همسرم کادو داد خاله همسرم
و فرداش ماشین درست کردیم و راه افتادیم
و این 3 تا موضوع
●کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم
●دیدن شهر بسیار زیبای خاله همسرم(بند پی نوشهر)
●دریافت 2 میلیون تومن کادو
پاداش های کنترل ذهنم در شرایط خیلی سخت جاده چالوس بود
و خودم واقعا حیرت میکنم از اینکه خداوند کمکم کرد و این اتفاق افتاد و من تونستم ذهنم رو از شرایط خیلی بد بردارم و به سایت استاد که خیلی علاقه دارم توجه کنم.
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهی ها
خدایا شکرت
سپاس از استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین
احساس خوب مساوی= با اتفاق خوب
جوری که من متوجه شدم این بیس و پایه ی همه ی آموزش های شماست ، اگر بتونم همین یه کارو درست انجام بدم احتمال خیلی زیاد بیشتر راهو رفتم ، باید بتونم به گرونی به اعتراضات کشوری به مسایل تو کارم و ارتباطاتم به نحوی بنگرم که احساسمو بهتر کنه ، و یادم باشه که من به مدار خیلی بالاتر دست رسی ندارم و باید هربار یکم احساسمو بهتر کنم و از ناخواسته ها اعراض کنم و توجهمو رو خواسته ها بزارم تا بتونم هربار مدارمو بالاتر ببرم و تو مدار بالاتر شرایط و اتفاقات و انسانهای کمی بهتری پیدا میشن که من بتونم لذت بیشتری از زندگی ببرم
به نام خداوند مهربانم
خداروشکر برای هدایت امروزم به این فایل ؛
جمله ای که بارها و بارها از شنیدنش سیر نمیشوم و در هر فایل و دوره ای که از استاد گوش میدهم نمونه و مثالی است برای این قانون معجزه ساز …
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد
یکی از قوانین دیگه ای که واقعا زندگی من را تغییر داده است و مثل یک باتری در قلب و روح و جسمم کار میکند ، توجه به نعمت هایم و ایجاد احساس سپاسگزاری است.
خدایاشکرت برای این آگاهی هاو قوانینی که مارا به سمت رشد و احساس خوب هدایت میکند.
خدایاشکرت برای دستانی که میتوانند سپاسگزاری را بیان کنند و بنویسم .
خدایاشکرت از قلبی که با توجه به نعمت هایت باز میشود و سرشار از احساس عالی میشود.
خدایاشکرت برای هدایت هایت که به بهترین نحو حالمرا همیشه به بهترین شکل تغییر داده است.
باز مثل همیشه …
خدایا من تعهد داده ام که زندگی امرا در هر شرایطی که باشم به بهترین شکل تغییر دهم که قطعا همینطور میشود…
خدایا شکرت برای لحظه لحظه ی حضورت در زندگی ام.
سلام به استاد و دوستای نازنینم
داشتم کامنت دوستان رو توی نظرات این پست میخوندم چقدر زیبا نوشته بودن و لذت بردم.
توی این سری فایل ها تاکید روی قانون:
احساس خوب = اتفاقات خوب
احساس بد = اتفاقات بد بود
و استاد گفتن که الهاماتی زمانی گفته که ما حسمون رو خوب نگه داریم و این تلاش یه جهاد اکبر میخواد یعنی من آگاهانه باید در هرلحظه تلاش کنم با حس خوب زندگی کنم.
چیزی که درک کردم این هست که باورها درست افکار مثبت رو بوجود میارن و افکار مثبت احساسات مثبت و احساس مثبت عملکرد مثبت و سازنده
خداروشکر میکنم بابت این فایل آموزنده و بی نظیر
خدایا شکرت که هستی خیلی دوست دارم و میدونم که عاشقمی و خیلی دوسم داری میدونم که بهم افتخار میکنی و فوق العاده بهم توجه داری خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
به نام خدای هدایتگرم به سمت خواسته هایم به سادگی و زیبایی و عزتمندانه وبه صورت کاملا طبیعی و بدیهی
سلام به استاد و مریم عزیزم و دوستان عزیزم
شهود: هدایت خداوند برای هرکسی که هدایت بطلبه به هر مسیری که ما بخوایم خوب یا بد خداوند قطعا هدایت میکنه إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَىٰ
بر ما واجب شده که شما رو هدایت کنیم
کُلًّا نُمِدُّ هَٰؤُلَاءِ وَهَٰؤُلَاءِ مِنْ عَطَاءِ رَبِّکَ ۚ وَمَا کَانَ عَطَاءُ رَبِّکَ مَحْظُورًا
ما از عطاى پروردگارت، اینان (فرصت طلبان) و آنان (دنیا طلبان) را کمک مىکنیم و عطاى پروردگارت از کسى منع نمىشود
چه زمانی ما میتونیم در عمل از این هدایت استفاده کنیم ؟ در زمانی که ما بتونیم در احساس خوب باشیم در زمان خشم ،غم ، ترس،عصبانیت و ناراحتی ما فقط نجوای شیطان رو می شنویم ما دسترسی به هدایت در احساس بد نداریم
این در مورد پیامبران هم کاملا صدق میکرده حتی در زمان وحی به پیامبر هم همزمان نجوای شیطان هم بوده اما پیامبر کلام خدا رو بالا میبرده
تو احساس بد هدایت نمیشی شهود نمیتونه بیاد وقتی تو احساس بد هستی در قلبت بسته هست چیزی دریافت نمیکنی هدایت زمانی اتفاق میافته که تو احساس خوب هستی تنها در اون زمانه که در قلبت بازه و هدایت رو دریافت میکنی
اگر تو شرایط ناجالب بتونی یه ذره خودتو آروم کنی با این نگاه که بگی الخیر فی ما وقع یه کم آروم بشی هدایت میشی به انجام یه کار عملی و قدم بعدی و اونجا هم با نگه داشتن احساس خوب میتونی به قدم بعدی هدایت بشی
تو این دنیای فرکانسی وقتی حالمون بد هست ما تو فرکانسی هستیم که فقط نجوای شیطان رو می شنویم دسترسی به آگاهی و هدایت خداوند رو نداریم تو شرایط ناجالب بیایم اگاهانه تلاش کنیم که به احساس خوب برسیم کمی آرامش داشته باشیم که بتونیم به فرکانسی برسیم که هدایت رو دریافت کنیم
میتونیم از اهرم رنج ولذت استفاده کنیم رنج : اگر آرامش واحساس خوب نداشته باشم من هدایت رو دریافت نمیکنم تو احساس بد فقط نجوای شیطان هست لذت: فقط تو احساس خوب من هدایت رو دریافت میکنم
استاد جان مثالی که در مورد مسائلی که برای سایت یه عده ایجاد کردند برای اینکه به شما ضربه بزنند و شما با کنترل ذهن و خوب نگه داشتن احساستون تونستید هدایتها رو دریافت کنید و اون اتفاقات عجیب و غریب و یه مهاجرت راحت و آسون به آمریکا و این نتایج عالی پاداش همون کنترل ذهن و خوب نگه داشتن احساستون رقم خورد و تهش اون اتفاق بد بهترین رشد و تجربه رو برای شما که احساستون رو خوب نگه داشتید داشت
نتیجه گیری که میکنیم ما باید در قلبمون رو با احساس خوب باز نگه داریم تا هدایت بشیم
چجوری تو شرایط ناجالب در احساس بد بتونیم احساسمون رو خوب کنیم ؟
«یکی از بهترین راهها گفتن «الخیر فی ما وقع»، یا «خیر در همان چیزی است که رخ داده(یا رخ میدهد) این باور رنگ اتفاق بد رو تو ذهن من عوض میکنه بار منفی اتفاق رو کم میکنه و یه ذره یه ذره میتونم به احساس بهتر برسم و هدایت رو دریافت کنم»
«به یاد آوردن اتفاقات ناجالبی که در گذشته برامون رخ داده ولی تهش با احساس خوب من اتفاق شرایط خوب شده »
«گفتن باور هر آنچه که من رو نکشد قویترم خواهد ساخت اگر نمردم پس قویتر میشم»
«اگر بتونم تو شرایط ناجالب احساسم رو خوب نگه دارم لاجرم اتفاقات خوب میافته این قانون خداوند هست»
اماااااا مشکل اینجاست که باور نمی کنیم که موندن تو احساس بد چقدر خطرناکه وگرنه حتما یه راهی برای بیرون اومدن از احساس بد پیدا میکنیم اگر بتونیم احساس بد رو مترادف کنیم با دست کردن تو آتیش و پیریز برق و یا خوردن سم احتمالا خود من تمام تلاشم رو میکنم که احساسم رو خوب نگه داریم
اگر من همیشه در احساس خوب بمونم انقدر اتفاقات خوب رو تجربه میکنم که دیگه اتفاقات بدی رو تجربه نمیکنم کار راحتی نیست ولی اگر بتونم انجامش بدم جاااااااایزش زندگی در بهشت هم در این دنیا و هم در اون دنیاست مثل زندگی استاد جانم که بهشت رو در این دنیا تجربه میکنند و در آخرت هم صددرصد تجربه میکنند چون تمام تلاششون رو کردند که به این حد از ایمان و عمل به این قانون بدون تغییر خداوند برسن عاااااشقتونم خدایا عاشقتم که عاشقمی