این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-2.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-29 10:20:442025-11-29 10:24:11تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۵
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من امروز که دارم این فایل رو گوش می کنم به باد میارم در عرض همین دو سه ماه ، من کلی پیشرفت کردم
تلاش شب و روزم ، و هدایت خواستن از ربم، چقققققدر نتایج به بار آورده.
پس بازم از این بهتر ، از این بیشتر ، از این زیباتر ، و از این لذت بخش تر و رهاتر می خوام.
در زمینه مالی چقققققدر پیشرفت کردم
نزدیک به چندین میلیون پول فقط نقدی وارد زندگیم شده
روابط م چقققققدر عالی تر شده
استارت و اقدام قدم های اولیه برای یه سری مشاغل خانگی که دوستشون دارم و به شرایط فعلی من می خوره
پیشرفت فرزندان م ، مهاجرت کوتاه به یه شهری دور از من، و کار کردن مستقل شدن، پول ساختن ، و خرید تک تک وسایلی که واسه ایجاد شغل شون نیاز دارند
روی پای خودشون ماندن و حرکت کردن و چقققققدر تجربه ، درس، و مهارت کسب کردن که خدا می دونه اگه بخوام در مورد یک روز زندگی خانوادگی م بنویسم باید طومارها بنویسم که من در یک روز به اندازه ی چندین سال زندگی کردم.
سلامتی همسرم ، ایجاد یک رابطه ی دوست داشتنی و سالم،
ایجاد مهر، محبت و عشق و احترام بین ما
رسیدن فرزند کوچک می به خواسته ای که داشت ، دوچرخه ، گوشی بازی های محلی روستایی ، دور دور کردن، فوتبال ، ساختن تفنگ چوبی برای خودش با خلاقیت خودش با چوپ همین درختان این روستا
خدای من اینققققققققدر رشد در زندگی من هست
اینققققققققدر پیشرفت هست
و من دوست دارم و ادامه میدم با هدایت های ربم
اینجا رابطه های عالی بین من ، دوستان ، آشنایان
چقققققدر بریز به پاس هایی که قبلاً تو زندگیم نبود اما حالا هست
چندین دوره ای که من خرید کردم از سایت به راحتی و پول فراوانی که هنوز هم هست و هر روز داره زیادتر میشه.
می خوام در آخر بگویم ،،،،،،
به خدا قسم من فقط مثل ملکه نشستم ، کار خاصی نمی کنم و تک تک این اتفاقات خودش داره به راحتی وارد زندگیم میشه
این دستاوردها فقط نتیجه یک تلاش همین دو سه ماهه ی منه.
من سپاسگزارم که چقققققدر دارم راحت این مسیر زیبا رو میام
تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه که بر آن استقرار یافتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید منزّه است آن که این مرکب را برای ما رام کرد و ما بر آن توانا نبودیم.
و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت
دیروز داشتم فایل ظلم به خود در قرآن رو گوش میدادم و استاد کاملا اذعان داستن که : اگر میخواید قرآن رو به درستی بفهمید و درک کنید ، باید آیات رو در مقایسه با هم ، هر آیه رو با توجه به داستان سوره ، آیات قبل و بعد و ….. بررسی کنید و صرف یک آیه برداشت ها درست نیستن
این سوره هم در مورد نعمت های الهی صحبت میکنه و در آیات قبل در مورد ویژگی های خداوند و نعمت هایی که به ما ارزانی داشته صحبت میکنه و بهد در آیه 13 صراحتا اعلام میکنه که اولا نعمت کشتی ها و چهارپایان که خداوند اونها رو به تسخیر تو در آورد رو به یاد بیاور و دوما تسبیح خداوندی رو بکنید که اونها رو به تسخیر شما درآورد
حقیقت این است و غیر از این نیست که اگر الله لطف خودش رو در حق ما کامل نکرده بود و جهان رو به تسخیر ما در نیاورده بود ، ما هییییییچ گونه قدرتی برای به تسخیر در آوردن اونها و رام کردن اونها نداشتیم
به نام هدایتگر توانا و عاشق و معشوق ما بنده ها خالق واقعی این خالقهای کوچک که واقعا با این قدرت شگفت انگیز ما را هیجانی و مشتاق میسازد و انگیزه میدهد که دوباره کوشش کنیم و دو باره به یاد بیاوریم .
همان خالقی که مشتاقتر ازماست به خاطر رشد و رسیدن ما به خواستهای ما و لذت بردن ما از این دنیایی زیبا و از این زندگی که اگر با تضادها و تعغیراتش نباشد رنگی بودنش را این لذت بخش بودنش را اگر تعغیر نکنیم نخواهیم چشید .
سلام به استاد مهربانم و شایسته جان و تمامی دوستان این سایت واستاد با شخصیت عالی واقعا خلاق که الگوی همه ما هست اگر مثل شما عمل کنیم و ایمان داشته باشیم و بتونیم هم به خواستها که داریم برسیم و هم اون شخصیت و زنده گی که میخواهیم را داشته باشیم.واقعا عاشق شما و خانم شایسته عزیز هستم.
استاد عزیزم من از افغانستان مدت 6 سال که با اگاهی ها از طرف شما کار میکنم این که در این مدت چند سال نتیجه گرفتن از قانون به خیلی خواستهای بزرگ و کوچک رسیدم اما به خاطر رفع نشدن یک ترمز ذهنی به خاطر یک خواسته که خیلی مهم ساخته بودم به ذهنم که اگر به این خواسته نرسم دیگه هیچی نمیخام اهسته اهسته نا امید شده دچار روزمرگی و فراموشی و دوری از این مسیر اگاهی شدم دو ماه اخیر چک ولغتها شروع شد از تمام جهات مالی روابط سلامتی واضح نشانهای تضادها رو داشتم حس میکردم که باید تعغیر کنم از خداوند دوباره خواستم هدایتم کنه درست همین زمان که به این اگاهیی ها نیاز داشتم که دوباره تعغیر در اغوش بگیرم این فایلهارو دیدم در سایت گذاشته شده شروع کردم دوباره به گوش دادن به یاد اوردن به این که چطور به اون همه خواستهام قبلا رسیدم همه رو در دفترم نوشتم دو باره.
استاد عزیزم سپاس از شما که این اگاهی های با ارزش در دستسرس قرار میدین .
دوباره اهسته اروم اروم سلامتی ام برگشت دو طفلم هم دو باره سلامت شدن یک پول خوبی وارد زندگیما شد که دو باره تونستیم سر پا بشیم رابطه من وشوهرم که چند وقت پیش که اصلا مثل بیگانها شده بود فقد زندگی رو میگذشتوندیم به خاطر دو طفلمون .
دوباره رابطه ما دوستانه شده خیلی سپاس گذار هستم از خالقم و شما .به خاطر کار کردن رو احساس لیاقت وقتی شروع کردم یک خدمتکار در دفتر کاریمون ضرورت داشتیم یک دو سالی بود در همین ماه استخدام شد خدارو شکر نتایج دو باره وارد زندگیم شد اما
باز دوباره یک دو هفته ای کم کم عادی شد این حالت و در گیر روزمره گی و ذهنم شدم دو بار کم کم متوجه احساس مریضی شدم در بدنم امروز باز با این فایل متوجه شدم که باید مستمر همیشه و هر روز مثل غذا خوردن که شما گفتین باید کار کنیم رو خودمون رو اون باورهای که ما رو قبلا به اون همه خواستهامون رسونده
استاد عزیزم انقد لذت اون تعغیر شیرین و لذت بخش بوده و هست که نمیشه دو باره تعغیر نکنیم اگر نخواهیم تعغیر کنیم انقدر این تضادها خواهند امد تا ما دو باره بیاد بیاوریم دو باره مومنی شویم که هر لحظه در حال ایمان اوردن هست نه یک بار که ایمان اورد دیگه بسه .
واقعا تعغیر در لحظه میتونه اتفاق به افته به گذشته من و اینده ربطی نداره اگر در لحظه من خواستار تعغیر باشم و دو باره به یاد بیاورم اصل را و فقد رو اگاهی و باورم کار کنم در لحظه همه چیز تعغیر میکنه میبینم درست درکش میکنم وقتی اصل رو بیاد میاورم رفتار مردم بیرون انقدر واضح و اشکار تعغیر میکنه سلامتی ام نیازهای مالی برطرف میشه تعغیر میکنه که مبهوت میشم از صادق بودن این قانون .
واقعا سپاسگذارم از پروردگاری که ما را ازاد افرید اینقدر عادلانه قانون گذاشته که وقتی اگاهتر میشوم از شوقش اشکهام سرازیر میشه سپاس از شما استاد عزیزم دوباره . این رد پای هست که به خاطر بیاد اوردنم باید همیشه تکرارش کنم
شما رو به الله یکتا میسپارم شاد موفق سلامت ثروتمند در پناه الله باشید.
همش میام سایت سر میزنم میگم انشاالله که امروز فایلی جدید از استاد باشه که چهره زیبای شما و مریم جان رو ببینم
واقعا از عمق جانم دوستتون دارم صداتون و چهره تون به من آرامش میده
هر روز صبح فایل 9 هم جهت با جریان خداوند شروع میکنم و سپاسگزارم بابت این دوره و این فایل مراقبه
واقعا دوستان واقعییت رو میگن که ما خدا رو با شما شناختیم
انشالله همیشه در مسیر خداوند و در مسیر آموزه های شما باشم
آرامشم رو مدیون شما هستم و باعث تغییرات زیادی در زندگیم شده
احساس آرامشی که دارم روی تمام زندگیم تاثیر گذاشته اصلا وقتی به خونه و گلهام و وسایل خونه نگاه میکنم انگار اوناهم آرامش دارن
گلهام شادابتر و سرحالتر شدن طوری که وقتی کسی میاد خونمون میگه چقدر خونتون پرانرژی هست
چقدر گلهاتون شادابه چکار میکنین
خلاصه انرژی من روی همه چیز تاثیر گذاشته
از وقتی قانون سلامتی رو رعایت کردم انرژیم زیاد شد و وزنم کم شد و باعث شد مرتب ورزش کنم
منی که از رفتن به باشگاه ورزشی متنفر بودم الان مرتب میرم باشگاه و هم وزنم ایده آل شده و هم اندامم خیلی خوب شده
و وقتی هدف کاهش وزنم رو زدم و موفق شدم دیگه به خودم قول دادم که سالم خوری و ورزش اولویت زندگیم باشه و این موفقییت روی بقیه چیزها تاثیر گذاشته و به خودم اجازه نمیدم کاری رو نیمه تمام رها کنم وهمه کارهام رو به سرانجام میرسونم
و همین باعث شده که خیلی از وقتم رو اضافه بیارم و بتونم مرتب فایل گوش کنم و مطالعه کنم
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوند رو بی نهایت سپاسگزارم برای فرصت زندگی و بندگی در یک روز رویایی و پر از خیر و برکت
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…
لطفاً در کامنتها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشتهتان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).
سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه میکنید، چطور میتوانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟
خدارو هزاران بار سپاسگزارم برای قوانین ثابت و دقیقش
اومدم پیاده روی و فایل رو زدم پخش بشه ، راه رفتم و گوش کردم تقریبا 5یا 6 بار پشت هم گوش کردم و هی به یادم آوردم موفقیت هامو و حرکت هایی که کردم و هدایت هایی که خداوند از فضلش بهم عطا کرده و کلی جاها حرف های استاد رو تصدیق میکردم که آره منم این کارا رو کردم اینجوری جواب گرفتم و خیلی جاها توجه کردم تا با شرایط الانم نکته برداری های لازم رو داشته باشم و کلا تو فاز و فضای یادآوری تجربیات خودم بودم و تصدیق قانون با حس رویایی و سوپر الترا خوب…
خلاصه
برای کامنت این قسمت چند تا تجربه هیولای الهی داشتم که نمیدونستم کدومشو بگم یکیشو همینجوری انتخاب کردم که در موردش بگم ولی حسم نمیومد بنویسم گفتم باشه فردا مینویسم 2 بار آخری که داشتم فایل رو گوش میکردم رو اسکله رویایی رو به دریاچه ای رویایی تر در کشور زیبای امارات نشسته بودم …
اون طرف تر از من یه آقایی یه صندلی مثل صندلی مسافرتیای استاد داشت و در حال ماهیگیری بود من عاشق تجربه ماهی گیری هستم اون آقا اهل کره بود فکر کنم… (این روزا دارم روی زبانمم کار میکنم ولی در حدی قاطی میکنم که جواب یه Hello رو میمونم چی بدم سر همین نشستم خودمو بستم به دوره عزت نفس و احساس لیاقت تا یکم مقاومت هام کم شد)
هی میگفتم برم نرم چی بگم خلاصه دلو زدم به دریا تمرین عملی عزت نفس رو گفتم وقتشه اینجا انجام بدم البته خیلی دلم میخواست که با یکی صحبت کنم ولی نمیدونم چرا همش میگفتم بقیه بیان با من حرف بزنن تا من درگیر بشم و صحبت کنم که شک ندارم اونم به خاطر عزت نفس پایین بوده خلاصه رفتم گفتم خدایا فقط یه کار کن بفهمه چی میگم من میرم جلو بقیش با تو خخخ…
گفتم :سلام آیا ماهی هم گرفتین ؟
دیدم با روی خوش سلام کرد و با لبخند گفت آره
منم شیر شدم گفتم میشه ببینم
گفت هیچی نیست همشو دوباره میندازم تو آب
گفتم آها
حالا هی میخواستم ادامه بدم نمیدونستم چی بگم خیلی دلم میخواست بگم میشه قلابتو بدی منم یه امتحان کنم ولی نگفتم چون نمیدونستم خخخ
فقط گفتم : ماهی هاش بزرگن یا کوچیک ؟
که گفت کوچیک
منم دیگه دیدم حرفی ندارم گفتم خوش بگذره و روز خوبی داشته باشین
حالا الان شبه( خخخخ) بنده خدا گفت همچنین و خداحافظی کردم …
رو ابرا بودم ک یه حرکت زدم…
اندازه 20 قدم اومدم جلو تر هنوز رو اسکله بودم دیدم دوتا دختر خانم زیبا دارن باهم صحبت میکنن و نشستن رو اسکله و یکم تاریک بود گفتم چی میشد یه حرفم با اینا میزدم ولی گفتم ولش کن قدم قدم حرکت اولو زدی بعدا دوباره باز انجام میدی
دختر خانوما دوتا اسکوتر خفنم داشتن که مثل یکی استادجان و مریم جان بود …
خدای من خدای من
از جواب دهی تو من حیرانم از آگاهی تو به خواسته های قلبی حیرانم و سپاسگزارم برای رحمت بی کرانت …
خدا شاهده وسط اسکله کنار اسکوتراشون یه 10 درهمی کاغذی نو نو افتاده بود اولش فکر کردم مال خودمه بعد گفتم مال من پشت گوشیمه معلومه که مال من نیست اولش گفتم این نشونه فراوانی خداونده میخواستم برش دارم برای خودم یه دفعه جرقه زد تو سرم
نههههه خدای من …
حسم گفت پول مال اون دختراس و خدا گذاشته جلوی پای من که برم پیششون
پولو برداشتم خداوند رو به بزرگی یاد کردم رفتم سمتشون با تعجب نگام کردن منم با اعتماد به نفس گفتم
سلام شما پول گم نکردین؟
یکیشون نگاه کرد جیباش گفت نه
اون یکی نگاه کرد گفت چرا فکر کنم مال منه
منم پولو دادم بهشون و کلی تشکر کردن و من هم باهاشون خدافظی کردم برگشتم به ادامه راهم و سپاسگزاری از همزمانی های خداوندم و داشتم با خدای خودم صحبت میکردم که دختر خانومه بلند داد زدم خیلی ممنونم منم یه دست تکون دادم ادامه دادم مسیرم رو …
واقعا جهان جهان قانون هاست
جهان فرکانس هاست
جهان ارتعاش هاست
این داره هر دفعه بیشتر بهم ثابت میشه کلی تجربه های این مدلی و خیلی بزرگتر دارم که دوست دارم بشینم جلوی استاد و فقط بگم و بگم اصلا نمیشه تو کامنت اونجوری که میخوام حسمو بگم خدایا شکرت….
یه چیز جالبی که فهمیدم این بود که هیجان زده نشدم نگفتم اووو چیشد، چقدر جالب ،…
یه جورایی باور داشتم که شرایط برام جفت و جور میشه خصوصا که قبلش هم تو فرکانس خوبی بودم و پله های قبلی رو مرور کرده بودم و این برام تصدیق کننده قانون و همراهی همیشگی خداوند بود البته که از اول تا همین الان ک دارم مینویسم سپاسگزار خداوندم بودم و هستم
منظورم اینه باورهام قوی تر شده
ظرف وجودم حس میکنم این روزا خیلی داره بزرگتر میشه…
آخه جنس تعهد این روزام خیلی متفاوته خیلی اصلا هیچ ربطی به قبلم ندارم، اصلا نمیدونم از چی بگم ،از کجا بگم
از بس که دارم الخیر فی ما وقع میبینم
از بس دارم هماهنگی میبینم
روغن کاری چرخ زندگیم رو دارم میبینم
سوت زدنم تو اون جاده معروف استاد رو میبینم
تیک خوردن های کامل لیست ستاره قطبی مو میبینم
نمیدونم نمیدونم خیلیه خداوند کمکم کنه تو این مسیر بمونم پرقدرت با ایمان و اراده …انشاالله
قدم اول
دوره حل مسائل
دوره همجهت با جریان خداوند
سریال سفر به دور آمریکا
پروژه پروانه شدن
پیش رفتن با این ها همزمان داره برام معجزه ها میکنه استاد میگن دوره ها رو باهم کار کنین مشکلی نداره اتفاقا خیلی هم خوبه چون یک مسئله رو از زاویه های مختلف میبینی همین باور فراوانی
تو دوره حل مسائل، دوره همجهت و قدم اول در هر سه توضیح داده شده از جنبه های متفاوت که جای هیچ سوالی نمیزاره عاشق این ترکیب فوقالعاده این روزامم همه چی عالیه و داره عالی تر میشه نه اینکه تضاد نباشه هست ولی من اینقدر بزرگتر شدم که نتونه منو تو مومنتوم منفی بندازه چقدر حس لذت بخشی هست باور به خالق بودن خودت در تمام تجربه های زندگیت
خیلی دارم یاد میگیرم جنس یادگیریم با تعهده با عمله بدون ذره ای مقاومت ..
این تازه اول راهه اگر من این مسیر رو با همین تعهد ادامه بدم خداوند آگاهه که چقدر شکوفا تر میشم چقدر آسون تر میشم برای آسونی ها چقدر فراوانی و نعمت وارد زندگیم میشه چقدر زندگی رو بهتر میفهمم و درک میکنم …
و امّا قوم عاد به وسیله بادی سرد و سوزنده و بنیان کن نابود شدند، که خداوند هفت شب و هشت روز پی در پی، آن را بر آنان مسلط کرد. پس میدیدی که در آن ایام، آن قوم از پا افتاده، گویا تنههای نخل تو خالی هستند. پس آیا هیچ بازماندهای برای آنان میبینی؟ حاقه
و این آیه درباره عذاب قوم عاد صحبت میکنه و قدرت نمائی خداوند به وسیله مسلط کردن باد بر اونها برا چند روز منوالی رو نشون میده
من عاشق این آیات سخَّرَ هستم ، أصلا میدونید داستان چیه؟
داستان اینه که وقتی من ایمان میارم که خداوند این جهان رو با تمااااام نعمت هاش به تسخیر من درآورده من باور میکنم که توانایی و قدرت بالایی دارم و همین باور داستان زندگی من و سرنوشت من رو تغییر میده
چون
باورهای من تغییر کرده
میدونید
جلسه ٧ راهنمای عملی , استاد درباره نوشتن مجدد سرنوشت و تغییر اون به سمتی که تو دوست داری صحبت میکنن و چقدررررر قانون ساده است ، و چقدرررر استمرار در مسیر میتونه نیاز به انرژی ذهنی خیلی بالایی احتیاج داشته باشه
1 یک موفقیت چه کوچک و چه بزرگ از گذشته ام بنویسم که ان را با تلاش و تغیر باور به دست اوردم،مثل(غلبه بر ترس،اموزش مهارت،موفقیت در روابط)
غلبه بر ترس
چند سال قبل قصد مهاجرت داشتم و یک سری ترسهایی در من بود که جلوی حرکتم رو میگرفتن و اجازه نمیدادن که من پیش برم چنتاشو میگم
کشور غریب هست و من تنهام چیکار کنم اونجا،سنم بالا رفته نمییتونم برم دیگه،اگه رفتم خانوادم تنها میشن،اگه برم چیکار کنم برای ادامه زندگی ام و…
و این ترسها با من بود تا داشتم به یکی از فایلهاتون گوش میکردم که میگفتید اینها همگی جزئیات هست
این چیزایی که من واسه خودم بزرگشون کردم و ترس دارم ازشون جزئیات هست و دارم به خودم برچسب میزنم
و کلی هم به خودم برچسب میزدم میگفتم
اونجا تنها نمیتونم،باید یکی باشه کمکم کنه،من بدرد اونجا نمیخورم اینجا از پس فلان کار بر نیومدم برم اونجا که دیگه هیچی و کلی خود تخریبی ذهنی و گفتگو های منفی ذهنی داشتم و باورهام هم بود این وسط که میگفت باید پول دار باشی اونجا اشنا داشته باشی و…
بعد گذشت و دیدم که واقعا نمیخوام اینجوری پیش برم و گفتم ای خدا بسه دیگه نمیخوام اینجوری باشه من الان 34سالمه و این حرفو 2سال قبل گفتم و هدایت خواستم گفتم خدایا تو کمکم کن تو هدایتم کن تو راهو نشونم بده من خواستم اینه من نمیدونم و تو میدونی و توهم به من میگی
و استاد خوردم به یک تضادهای شدید که باورم نمیشد و همون موقعها داشتم ثروت1 رو کار میکردم و فهمیدم کار تضاد چیه و اونجا بود که دیگه اروم شدم و جلو رفتم و با ترسهام روبرو شدم و اون ترسها رو از زیر پتک رد کردم و پودرشون کردم و باورهای جدید ساختم و میدیدم با چشمام و میشنیدم که فلانی رفته تنها و موفق شده و چقدر زندگیش عالیه و میگه باید زودتر حرکت میکردم و یکی از الگوهای من شما هستید استاد عزیزم که حدارشکر میکنم که دارمتون و ممنون ازتون بابت این همه اگاهی درست که اموزش میدید و خدارشکر میکنم که لطف اصلی از طرف خدای پاکم هست و اون همیشه در هر لحظه هدایتم میکنه در بهترین زمان و بهترین مکان بهترین موقعیت ها
2 سپس بنویسم که امروز که به ان دست اوردها نگاه میکنم چطور میتونم از #باور#و#اعتماد به نفس# که از ان موفقیت به دست اوردم به عنوان یک #سکو# برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارم استفاده کنم؟
دستاوردم توی این دوسال خیلی خوب بوده اما اون چیزی که میخوام نیست من خیلی بیشتر میخوام نه اینکه خدایی نکرده ناشکری کنم نه اصلا همش در هر لحظه دارم شکر همه داشته هامو میکنم اما من لایق بیشتر و بهتر هستم و میخوام که به درجات بالاتر برسم این حسو در خودم دارم که میتونم برسم و باید داشته باشم بهترین هارو
دست اوردهام گرفتن ماشین که همیشه دوستش داشتم و دوتاشو حتی خریدم و عوضشون کردم داشتن خانه بود که داره به لطف خدا خودش جلو میره و از طریق دستهای خدای پاکم پیش میره ارتباطات خوب و درست هدایتهای خدای پاکم به من در زمان مناسب و مکان مناسب و موقعیت مناسب و… خیلی اتفاقات در زمان و مکان مناسب که رخ داده واسم
و درسی که از این دستاوردهام گرفتم
این هست که ترسهامو پشت سر گذاشتم و میدونم که ترسیدن شرکه چون خدای صاحب اسمانها و زمینه خدای من صاحب قدرت و ثروت هست خدای من خدای حضرت موسی هست خدای حضرت یوسف هست خدای حضرت سلیمان هست و خدای من هست و منو هدایت میکنه به اسانی و راحتی و به من میگه مسیرمو باز میکنه و در زمان مناسب و مکان مناسب و شرایط مناسب قرارم میده و من هرجا هستم همونجا زمان مناسب هست و مکان مناسب و شرایط مناسب هست برام
این دستاورهام ترسهامو نابود کرد ایمانم رو قوی کرد باورهامو تغیر داد شرایطم رو عوض کرد تضادهایی برام به وجود اورد که خودم میرم توی دل اون تضادها و دیگه ترسی ندارم ازشون شور و شوق رو در من زنده کرده برای حرکت به سمت موفقیت و پیشرفت و ثروت و فراوانی و روابط خوب و زندگی عالی
سکوی پرش
با خودم اهد کردم که تا اخر دوره تصمیمی نگیرم و بعد از تمام جلسات تصمیم نهایی ام رو بگیرم و حرکت کنم به سمتش و میدونم که میتونم و خداهم هدایتم میکنه میدونی استاد چجوری میبینمش انگار خدا جلوتر از من وایساده و منتظر من هست داره میگه بیا عزیز من که خیلی زود باید حرکت کنیم و اون مسیر زیبا راحت پر از زیبایی و ثروت و برکتی که همیشه ازم میخوای رو برات اماده کردم دستمو بگیر که حرکت کنیم و من هم دستمو به خدای پاکم میدم و خودم رو در اغوش پرمهرش رها میکنم که منو هدایتم به سمت خواسته هام
اگاهی های جلسه
دچار روزمرگی نشم و هدف گذاری کنم و حرکت کنم و از خدای پاکم در هر لحظه هدایت بخوام و اون هم منو هدایت میکنه
استاد عزیزم دوستتون دارم و ممنونم ازتون مشتاقانه و بی صبرانه منتظرم که بیام و ببینمتون
سلام و سپاس فراوان از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه.
واقعاً خداوند به طریق مختلف بنده های خودش را به مسیر درست هدایت میکند و میهمانان این جلسه از داستان هدایت خودشان گفتند که چگونه در کوهستان با شنیدن صدای استاد عباسمنش آماده ای قرار گرفتن در مسیر درست شدن.
در مورد تجربه ای خودم در مورد گرفتن گواهینامه موتورسیکلت من قبل از خدمت سربازی یک بار اقدام کردم ولی نتوانستم که گواهینامه خودم را بگیرم و همیشه در آزمون های آیین نامه مردود میشدم و در کل بیخیال آن شدم،ولی چند وقت پیش با باورهای مناسب برای این کار اقدام کردم و با موفقیت و به صورت کاملاً راحت و آسان توانستم این گواهینامه را کسب کنم و چقدر اعتماد به نفسم از این موفقیت نه چندان بزرگ بالا رفت و به خاطر بالا رفتن اعتماد به نفس چقدر برکت و نعمت زیادی را وارد زندگی من شد.
با سلام و درود فراوان به استاد بزرگوارم و دوستان ارزشمندم…
بخوام از نتایج ام در این مسیر بگم به لطف خداوند بسیار بسبار زیاده،قبل از اینکه بنویسم توی ذهن خودم یادآوری میشه و دنبال دستاوردها میگردم و احساسم رو خوب میکنه…
به لطف خداوند مهربان،وقتی در مسیر تغییر قرار گرفتم آنقدر زیبایی برام رقم خورده و یه جورایی هم به قول سهراب(چشم ها را باید شست…جور دیگر باید دید…)
هر بار سعی کردم جور دیگه ببینم…
این روندیه که همیشگیه،چون هر بار با عبور از لایه های ذهنی و افکاری به مدار بالاتری میری که نعمتها و هدایتهای بیشتری به راحتی در دسترسه که این به زیبایی این مسیر میافزاید، مث یه صندوق بازیه که هر چی بازی رو جلو میری جوایز ارزشمندتر میشه و مث پیاز لایه لایه بر میداری…
برای من گاهی عبور از یه مرحله شاید سخته و باید برم مراحل پایینتر رو حل کنم،منطقی کنم ولی روندی روبه رشد بوده،خداروشکر
از روابط که خیلی پرچالش بود و البته سخت،(اول از همه مادرم که تونستم ازش عبور کنم و اونو مقصر ندونم راه باز شد برای چالشهای بعدی،همسرم و بعد دخترم،خواهرم و برادرم و اطرافیانم) و چقدر حل هر باره اینا،حالا هر بار یه موردی بود و هنوزم هست،ولی من آگاه شدم و میدونم باید اولا سعی کنم کنترل ذهن کنم،به اوضاع جور دیگه نگاه کنم و البته کسی رو مسؤل حال خوب و یا بدم ندونم هر چند سخته این پذیرش مسؤلیت، ولی سعی میکنم یادآوری کنم و هر بار بهتر،زودتر میتونم به حال استیبل روحی برسم و یویو نباشم…
دستاوردهای شناخت خودم و اینکه من سرمایه اصلی زندگیم هستم و این باور و هر بار کار کردن روی این اصل منو از چه منجلابهایی نجات داده و باری از دوشم زمین گذاشته…شناخت خودم باعث شده زندگی راحتی داشته باشم و البته بسیار ساده با دغدغههای کمتر،خواب راحت تر و کم شدن هزینه های اضافی که فشار رو از روی من برداشته و کمتر نگران آینده ام باشم،که این دستاورد بسیار بسیار ارزشمند برای منه و هر بار سعی میکنم از زاویه های متفاوتی خودم رو بررسی کنم،گوش دادن و عمل کردن، قدم برداشتن چنان اینان،شورو شوقی در من ایجاد میکنه که دیگه هیچ عامل بیرونی نمیتونه منو خوشحال کنه و تمرین قائم به ذات شدن خیلی برام زیبا و ارزشمنده و البته آماده سفر آخرت برای منه…
در مورد مالی تونستم در آمد خودم،مهارت و حرفه جدیدی رو یاد بگیرم و بسازم،هر بار سعی میکنم باورهای محدود مالیم رو بررسی کنم از کمالگرایی دوری کنم و بپذیرم من در مسیر درستم و روند خودسازی و بررسی خودم روتین هر روزه،مث غذا خوردن،نظافت خونه زندگی،حمام کردن…دقیقا ذهن و افکار رو نمیشه رها کرد،باید کنترلش کنی،هر چند کوچک به اندازه یه اپسیلون …همین کم کم ها داره یه رشته طناب محکم در هم تنیده رو شکل میده و کار من کار کردن هر روزه به دور از کمالگرایی و سرزنش خودمه…
رابطه با خودم،خداوند و روحم که انقدر لطیف شده که سعی میکنم تلاش میکنم هر بار خودم رو دوست بدارم،عشق بورزم و اینکه من ارزشمندترین فرد در زندگی خودم هستم،اول خودم باید به خودم عشق بورزم،خودم رو تحسین کنم و ببینم،نه اینکه منتظر باشم کسی بهم احسنت بگه و وابسته عوامل بیرونی بشم و خودم رو ارزشمند ببینم بی قید و شرط…اینتمرین تونسته منو آرام، صبور،باگذشت تر و حافظه ای کهنارحتی و خشم دیگران رو یادش میره و زود میگذرم،این تمرینات منو راضی و سپاسگزار تر کرده …به لطف خداوند دارم مینویسم باران زیبایی هم شروع شده و این جریان برکتیه که همیشه هست،خدایا کمکم کنبنده شاکر و قدر دان تو باشم،آمین
دغدغههایی که هر بار حل میشن،وقتی من اجازه میدم و از ته قلبم میخوام…
دستاوردهایی که آرامش منو،رضایت منو،دیدن خودم،طلای درونم رو قابل دسترسی کرده،برام مهم ترین،ارزشمندترین هدیه،ثروت و خوشبختیه…خدایا بی نهایت شکرت…
به نام خدایی که هر لحظه درخواست های من را می شنود واجابت می کند البته به شرط ایمان وباور
خدای بخشنده ی فراوانی
مهربان وعاشق وبنده نواز
غفور و رحیم
سلام به استاد جانم وخانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این سایت مقدس ونورانی.
● اهرم موفقیت: ساختن فردای تابناک از پیروزیهای دیروز
••••••• نقشی بر سنگ، نوری در ظلمت
روزی روزگاری، در سرزمین آموزش و دانایی، صد جوینده گرد آمده بودند. در میان آنان من با عزمی آهنین قدم نهادم. روزها و شبها، تلاش من نه فریادی بود و نه نمایشی، بلکه نجوای آرام قلمهایی بود که بر صفحهی کوشش میرقصیدند. من رفاقت با زمان را به جان خریدم، پشتکارم را چون سپری در برابر خستگیها گرفتم و در نهایت، آن قله فتح شد: نفر اول میان یکصد همکار. این تنها یک عنوان نبود؛ این تاجی بود که تلاش بر فرق من نشاند.
امروز، نگاهی از بلندای آن قله
حالا، سالها پس از آن پیروزی، من آن دستاورد را نه به عنوان نقطهی پایان، که به عنوان سکوی پرتابی به ابدیت میبینم. آن موفقیت، برای من چه چیزی ساخت؟
آن موفقیت به من ثابت کرد که قدرت تغییر سرنوشت در دستان من است. باوری که در آن روزها در دل من ریشه دواند، امروز تبدیل به یک «معیار درونی» شده است؛ معیاری که فریاد میزند: «من یک بار توانستم با اراده و برنامهریزی، بر شرایط غلبه کنم و در میان جمعی سربلند بیرون آیم. پس امروز هم میتوانم!»
این، همان «اهرم جادویی» است که استاد از آن سخن میگوید. من دیگر یک مبتدی نیستم. من یک قهرمان آزمایششده هستم. آن اعتماد به نفس بهدستآمده، کلید گنجینهای است که درون من نهفته است.
••••••• اکنون، پرش به سوی افقهای نو
حالا، امروز، در این لحظهی زیبای زندگی، من هدفهایی دارم. ممکن است یادگیری مهارتی جدید، ایجاد کسبوکاری نو، بهبود رابطهای عمیق، یا آرامش درونی باشد.
اینک زمان استفاده از آن سکوست. هر بار که تردید یا ترس، درگاه قلعهی ارادهام را میکوبد، به آن لحظهی اوج بازمی گردم. به خود یادآوری می کنم: «کسی که روزی با قدرتِ پشتکار، از میان صد نفر پیشتاز شد، امروز هم میتواند بر این مانع غلبه کند. فرمول موفقیت در خون من جاری است: خواستن، تلاش کردن و پایدار ماندن.»
آن موفقیت گذشته، چراغ راه امروز من است. از انرژی آن برای روشن کردن مسیر کنونیام استفاده می کنم. از اعتماد به نفس آن، برای برداشتن قدم اول امروز کمک می گیرم.
•••••••• تمرین زندگی: ثبت ردپای نورانی
موفقیت گذشته من: کسب رتبهی نخست در میان 100 همکار در یک محیط آموزشی، تنها با تکیه بر تلاش و پشتکار هدفمند.
باور ساختهشده: باور به این که «من با برنامهریزی و عمل پیوسته میتوانم سربلند بیرون آیم و استعدادم را به ظهور برسانم.»
استفاده به عنوان سکو برای هدف امروز: امروز، هدف من [هدف فعلی خودم را اینجا مینویسم، رشد وپیشرفت در موسیقی]
است.
هرگاه احساس میکنم مسیر دشوار است یا انگیزهام کم، به آن روزها بازمیگردم. به خود میگویم: «اگر توانستم در آن عرصه بدرخشم، با همان قانون طلایی تلاش و نظم، در این مسیر جدید نیز موفق خواهم شد. آن پیروزی، سند زندهی توانایی من است.» بنابراین، قدم ها را محکم برمیدارم، برنامه میریزم و مطمئن که قلهی دیگری فتح خواهد شد.
زندگی زیباست، زیرا به ما این فرصت را میدهد که هر پیروزی، آغازی باشد برای پیروزیهایی بزرگتر. من با ثبت این ردپا، نه تنها نور امید را در دل خود تابندهتر کردم، که مشعلی شدم برای دیگرانی که در جستوجوی سکوی پرتاب خویشند.
به نام خدای مهربان
خدایا من سپاسگزارم که اینجام
من امروز که دارم این فایل رو گوش می کنم به باد میارم در عرض همین دو سه ماه ، من کلی پیشرفت کردم
تلاش شب و روزم ، و هدایت خواستن از ربم، چقققققدر نتایج به بار آورده.
پس بازم از این بهتر ، از این بیشتر ، از این زیباتر ، و از این لذت بخش تر و رهاتر می خوام.
در زمینه مالی چقققققدر پیشرفت کردم
نزدیک به چندین میلیون پول فقط نقدی وارد زندگیم شده
روابط م چقققققدر عالی تر شده
استارت و اقدام قدم های اولیه برای یه سری مشاغل خانگی که دوستشون دارم و به شرایط فعلی من می خوره
پیشرفت فرزندان م ، مهاجرت کوتاه به یه شهری دور از من، و کار کردن مستقل شدن، پول ساختن ، و خرید تک تک وسایلی که واسه ایجاد شغل شون نیاز دارند
روی پای خودشون ماندن و حرکت کردن و چقققققدر تجربه ، درس، و مهارت کسب کردن که خدا می دونه اگه بخوام در مورد یک روز زندگی خانوادگی م بنویسم باید طومارها بنویسم که من در یک روز به اندازه ی چندین سال زندگی کردم.
سلامتی همسرم ، ایجاد یک رابطه ی دوست داشتنی و سالم،
ایجاد مهر، محبت و عشق و احترام بین ما
رسیدن فرزند کوچک می به خواسته ای که داشت ، دوچرخه ، گوشی بازی های محلی روستایی ، دور دور کردن، فوتبال ، ساختن تفنگ چوبی برای خودش با خلاقیت خودش با چوپ همین درختان این روستا
خدای من اینققققققققدر رشد در زندگی من هست
اینققققققققدر پیشرفت هست
و من دوست دارم و ادامه میدم با هدایت های ربم
اینجا رابطه های عالی بین من ، دوستان ، آشنایان
چقققققدر بریز به پاس هایی که قبلاً تو زندگیم نبود اما حالا هست
چندین دوره ای که من خرید کردم از سایت به راحتی و پول فراوانی که هنوز هم هست و هر روز داره زیادتر میشه.
می خوام در آخر بگویم ،،،،،،
به خدا قسم من فقط مثل ملکه نشستم ، کار خاصی نمی کنم و تک تک این اتفاقات خودش داره به راحتی وارد زندگیم میشه
این دستاوردها فقط نتیجه یک تلاش همین دو سه ماهه ی منه.
من سپاسگزارم که چقققققدر دارم راحت این مسیر زیبا رو میام
خدایا من سپاسگزارم که هر آنچه دارم
هر آنچه هستم از آن توست
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
گام نوزدهم آیات سَخَّرَ- آیه 13 زخرف
لِتَسْتَوُوا عَلی ظُهُورِهِ ثُمَّ تَذْکُرُوا نِعْمَهَ رَبِّکُمْ إِذَا اسْتَوَیْتُمْ عَلَیْهِ وَ تَقُولُوا سُبْحانَ الَّذِی سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما کُنَّا لَهُ مُقْرِنِینَ (13) وَ إِنَّا إِلی رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ (14) زخرف
تا بر پشت آنها قرار گیرید و آنگاه که بر آن استقرار یافتید نعمت پروردگارتان را یاد کنید و بگویید منزّه است آن که این مرکب را برای ما رام کرد و ما بر آن توانا نبودیم.
و همانا ما به سوی پروردگارمان باز خواهیم گشت
دیروز داشتم فایل ظلم به خود در قرآن رو گوش میدادم و استاد کاملا اذعان داستن که : اگر میخواید قرآن رو به درستی بفهمید و درک کنید ، باید آیات رو در مقایسه با هم ، هر آیه رو با توجه به داستان سوره ، آیات قبل و بعد و ….. بررسی کنید و صرف یک آیه برداشت ها درست نیستن
این سوره هم در مورد نعمت های الهی صحبت میکنه و در آیات قبل در مورد ویژگی های خداوند و نعمت هایی که به ما ارزانی داشته صحبت میکنه و بهد در آیه 13 صراحتا اعلام میکنه که اولا نعمت کشتی ها و چهارپایان که خداوند اونها رو به تسخیر تو در آورد رو به یاد بیاور و دوما تسبیح خداوندی رو بکنید که اونها رو به تسخیر شما درآورد
حقیقت این است و غیر از این نیست که اگر الله لطف خودش رو در حق ما کامل نکرده بود و جهان رو به تسخیر ما در نیاورده بود ، ما هییییییچ گونه قدرتی برای به تسخیر در آوردن اونها و رام کردن اونها نداشتیم
و همیشه شکرت
با عشق ، ادامه دارد…..
به نام هدایتگر توانا و عاشق و معشوق ما بنده ها خالق واقعی این خالقهای کوچک که واقعا با این قدرت شگفت انگیز ما را هیجانی و مشتاق میسازد و انگیزه میدهد که دوباره کوشش کنیم و دو باره به یاد بیاوریم .
همان خالقی که مشتاقتر ازماست به خاطر رشد و رسیدن ما به خواستهای ما و لذت بردن ما از این دنیایی زیبا و از این زندگی که اگر با تضادها و تعغیراتش نباشد رنگی بودنش را این لذت بخش بودنش را اگر تعغیر نکنیم نخواهیم چشید .
سلام به استاد مهربانم و شایسته جان و تمامی دوستان این سایت واستاد با شخصیت عالی واقعا خلاق که الگوی همه ما هست اگر مثل شما عمل کنیم و ایمان داشته باشیم و بتونیم هم به خواستها که داریم برسیم و هم اون شخصیت و زنده گی که میخواهیم را داشته باشیم.واقعا عاشق شما و خانم شایسته عزیز هستم.
استاد عزیزم من از افغانستان مدت 6 سال که با اگاهی ها از طرف شما کار میکنم این که در این مدت چند سال نتیجه گرفتن از قانون به خیلی خواستهای بزرگ و کوچک رسیدم اما به خاطر رفع نشدن یک ترمز ذهنی به خاطر یک خواسته که خیلی مهم ساخته بودم به ذهنم که اگر به این خواسته نرسم دیگه هیچی نمیخام اهسته اهسته نا امید شده دچار روزمرگی و فراموشی و دوری از این مسیر اگاهی شدم دو ماه اخیر چک ولغتها شروع شد از تمام جهات مالی روابط سلامتی واضح نشانهای تضادها رو داشتم حس میکردم که باید تعغیر کنم از خداوند دوباره خواستم هدایتم کنه درست همین زمان که به این اگاهیی ها نیاز داشتم که دوباره تعغیر در اغوش بگیرم این فایلهارو دیدم در سایت گذاشته شده شروع کردم دوباره به گوش دادن به یاد اوردن به این که چطور به اون همه خواستهام قبلا رسیدم همه رو در دفترم نوشتم دو باره.
استاد عزیزم سپاس از شما که این اگاهی های با ارزش در دستسرس قرار میدین .
دوباره اهسته اروم اروم سلامتی ام برگشت دو طفلم هم دو باره سلامت شدن یک پول خوبی وارد زندگیما شد که دو باره تونستیم سر پا بشیم رابطه من وشوهرم که چند وقت پیش که اصلا مثل بیگانها شده بود فقد زندگی رو میگذشتوندیم به خاطر دو طفلمون .
دوباره رابطه ما دوستانه شده خیلی سپاس گذار هستم از خالقم و شما .به خاطر کار کردن رو احساس لیاقت وقتی شروع کردم یک خدمتکار در دفتر کاریمون ضرورت داشتیم یک دو سالی بود در همین ماه استخدام شد خدارو شکر نتایج دو باره وارد زندگیم شد اما
باز دوباره یک دو هفته ای کم کم عادی شد این حالت و در گیر روزمره گی و ذهنم شدم دو بار کم کم متوجه احساس مریضی شدم در بدنم امروز باز با این فایل متوجه شدم که باید مستمر همیشه و هر روز مثل غذا خوردن که شما گفتین باید کار کنیم رو خودمون رو اون باورهای که ما رو قبلا به اون همه خواستهامون رسونده
استاد عزیزم انقد لذت اون تعغیر شیرین و لذت بخش بوده و هست که نمیشه دو باره تعغیر نکنیم اگر نخواهیم تعغیر کنیم انقدر این تضادها خواهند امد تا ما دو باره بیاد بیاوریم دو باره مومنی شویم که هر لحظه در حال ایمان اوردن هست نه یک بار که ایمان اورد دیگه بسه .
واقعا تعغیر در لحظه میتونه اتفاق به افته به گذشته من و اینده ربطی نداره اگر در لحظه من خواستار تعغیر باشم و دو باره به یاد بیاورم اصل را و فقد رو اگاهی و باورم کار کنم در لحظه همه چیز تعغیر میکنه میبینم درست درکش میکنم وقتی اصل رو بیاد میاورم رفتار مردم بیرون انقدر واضح و اشکار تعغیر میکنه سلامتی ام نیازهای مالی برطرف میشه تعغیر میکنه که مبهوت میشم از صادق بودن این قانون .
واقعا سپاسگذارم از پروردگاری که ما را ازاد افرید اینقدر عادلانه قانون گذاشته که وقتی اگاهتر میشوم از شوقش اشکهام سرازیر میشه سپاس از شما استاد عزیزم دوباره . این رد پای هست که به خاطر بیاد اوردنم باید همیشه تکرارش کنم
شما رو به الله یکتا میسپارم شاد موفق سلامت ثروتمند در پناه الله باشید.
سلام استاد عزیزم ومریم بانوی مهربان
استاد اول از همه بگم خیلی دلم براتون تنگ شده
از دیده ها پنهان شدین
همش میام سایت سر میزنم میگم انشاالله که امروز فایلی جدید از استاد باشه که چهره زیبای شما و مریم جان رو ببینم
واقعا از عمق جانم دوستتون دارم صداتون و چهره تون به من آرامش میده
هر روز صبح فایل 9 هم جهت با جریان خداوند شروع میکنم و سپاسگزارم بابت این دوره و این فایل مراقبه
واقعا دوستان واقعییت رو میگن که ما خدا رو با شما شناختیم
انشالله همیشه در مسیر خداوند و در مسیر آموزه های شما باشم
آرامشم رو مدیون شما هستم و باعث تغییرات زیادی در زندگیم شده
احساس آرامشی که دارم روی تمام زندگیم تاثیر گذاشته اصلا وقتی به خونه و گلهام و وسایل خونه نگاه میکنم انگار اوناهم آرامش دارن
گلهام شادابتر و سرحالتر شدن طوری که وقتی کسی میاد خونمون میگه چقدر خونتون پرانرژی هست
چقدر گلهاتون شادابه چکار میکنین
خلاصه انرژی من روی همه چیز تاثیر گذاشته
از وقتی قانون سلامتی رو رعایت کردم انرژیم زیاد شد و وزنم کم شد و باعث شد مرتب ورزش کنم
منی که از رفتن به باشگاه ورزشی متنفر بودم الان مرتب میرم باشگاه و هم وزنم ایده آل شده و هم اندامم خیلی خوب شده
و وقتی هدف کاهش وزنم رو زدم و موفق شدم دیگه به خودم قول دادم که سالم خوری و ورزش اولویت زندگیم باشه و این موفقییت روی بقیه چیزها تاثیر گذاشته و به خودم اجازه نمیدم کاری رو نیمه تمام رها کنم وهمه کارهام رو به سرانجام میرسونم
و همین باعث شده که خیلی از وقتم رو اضافه بیارم و بتونم مرتب فایل گوش کنم و مطالعه کنم
و همه این موفقییت رو مدیون شما هستم
استاد بینهایت از شما سپاسگزارم
خیلی دوستتون دارم
در پناه خداوند باشین
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استاد عزیزم مریم جانم و همه دوستان نازنینم در این محفل توحیدی
خداوند رو بی نهایت سپاسگزارم برای فرصت زندگی و بندگی در یک روز رویایی و پر از خیر و برکت
خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان…
لطفاً در کامنتها، یک موفقیت «کوچک» یا «بزرگ» از گذشتهتان را به اشتراک بگذارید که آن را با تلاش و تغییر باور به دست آوردید. (مثل کاهش وزن، قبولی در یک آزمون، یادگیری یک مهارت، غلبه بر یک ترس، یا حتی یک موفقیت در روابط).
سپس بنویسید: امروز که به آن دستاورد نگاه میکنید، چطور میتوانید از «باور» و «اعتماد به نفسی» که از آن موفقیت به دست آوردید، به عنوان یک «سکو» برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارید، استفاده کنید؟
خدارو هزاران بار سپاسگزارم برای قوانین ثابت و دقیقش
اومدم پیاده روی و فایل رو زدم پخش بشه ، راه رفتم و گوش کردم تقریبا 5یا 6 بار پشت هم گوش کردم و هی به یادم آوردم موفقیت هامو و حرکت هایی که کردم و هدایت هایی که خداوند از فضلش بهم عطا کرده و کلی جاها حرف های استاد رو تصدیق میکردم که آره منم این کارا رو کردم اینجوری جواب گرفتم و خیلی جاها توجه کردم تا با شرایط الانم نکته برداری های لازم رو داشته باشم و کلا تو فاز و فضای یادآوری تجربیات خودم بودم و تصدیق قانون با حس رویایی و سوپر الترا خوب…
خلاصه
برای کامنت این قسمت چند تا تجربه هیولای الهی داشتم که نمیدونستم کدومشو بگم یکیشو همینجوری انتخاب کردم که در موردش بگم ولی حسم نمیومد بنویسم گفتم باشه فردا مینویسم 2 بار آخری که داشتم فایل رو گوش میکردم رو اسکله رویایی رو به دریاچه ای رویایی تر در کشور زیبای امارات نشسته بودم …
اون طرف تر از من یه آقایی یه صندلی مثل صندلی مسافرتیای استاد داشت و در حال ماهیگیری بود من عاشق تجربه ماهی گیری هستم اون آقا اهل کره بود فکر کنم… (این روزا دارم روی زبانمم کار میکنم ولی در حدی قاطی میکنم که جواب یه Hello رو میمونم چی بدم سر همین نشستم خودمو بستم به دوره عزت نفس و احساس لیاقت تا یکم مقاومت هام کم شد)
هی میگفتم برم نرم چی بگم خلاصه دلو زدم به دریا تمرین عملی عزت نفس رو گفتم وقتشه اینجا انجام بدم البته خیلی دلم میخواست که با یکی صحبت کنم ولی نمیدونم چرا همش میگفتم بقیه بیان با من حرف بزنن تا من درگیر بشم و صحبت کنم که شک ندارم اونم به خاطر عزت نفس پایین بوده خلاصه رفتم گفتم خدایا فقط یه کار کن بفهمه چی میگم من میرم جلو بقیش با تو خخخ…
گفتم :سلام آیا ماهی هم گرفتین ؟
دیدم با روی خوش سلام کرد و با لبخند گفت آره
منم شیر شدم گفتم میشه ببینم
گفت هیچی نیست همشو دوباره میندازم تو آب
گفتم آها
حالا هی میخواستم ادامه بدم نمیدونستم چی بگم خیلی دلم میخواست بگم میشه قلابتو بدی منم یه امتحان کنم ولی نگفتم چون نمیدونستم خخخ
فقط گفتم : ماهی هاش بزرگن یا کوچیک ؟
که گفت کوچیک
منم دیگه دیدم حرفی ندارم گفتم خوش بگذره و روز خوبی داشته باشین
حالا الان شبه( خخخخ) بنده خدا گفت همچنین و خداحافظی کردم …
رو ابرا بودم ک یه حرکت زدم…
اندازه 20 قدم اومدم جلو تر هنوز رو اسکله بودم دیدم دوتا دختر خانم زیبا دارن باهم صحبت میکنن و نشستن رو اسکله و یکم تاریک بود گفتم چی میشد یه حرفم با اینا میزدم ولی گفتم ولش کن قدم قدم حرکت اولو زدی بعدا دوباره باز انجام میدی
دختر خانوما دوتا اسکوتر خفنم داشتن که مثل یکی استادجان و مریم جان بود …
خدای من خدای من
از جواب دهی تو من حیرانم از آگاهی تو به خواسته های قلبی حیرانم و سپاسگزارم برای رحمت بی کرانت …
خدا شاهده وسط اسکله کنار اسکوتراشون یه 10 درهمی کاغذی نو نو افتاده بود اولش فکر کردم مال خودمه بعد گفتم مال من پشت گوشیمه معلومه که مال من نیست اولش گفتم این نشونه فراوانی خداونده میخواستم برش دارم برای خودم یه دفعه جرقه زد تو سرم
نههههه خدای من …
حسم گفت پول مال اون دختراس و خدا گذاشته جلوی پای من که برم پیششون
پولو برداشتم خداوند رو به بزرگی یاد کردم رفتم سمتشون با تعجب نگام کردن منم با اعتماد به نفس گفتم
سلام شما پول گم نکردین؟
یکیشون نگاه کرد جیباش گفت نه
اون یکی نگاه کرد گفت چرا فکر کنم مال منه
منم پولو دادم بهشون و کلی تشکر کردن و من هم باهاشون خدافظی کردم برگشتم به ادامه راهم و سپاسگزاری از همزمانی های خداوندم و داشتم با خدای خودم صحبت میکردم که دختر خانومه بلند داد زدم خیلی ممنونم منم یه دست تکون دادم ادامه دادم مسیرم رو …
واقعا جهان جهان قانون هاست
جهان فرکانس هاست
جهان ارتعاش هاست
این داره هر دفعه بیشتر بهم ثابت میشه کلی تجربه های این مدلی و خیلی بزرگتر دارم که دوست دارم بشینم جلوی استاد و فقط بگم و بگم اصلا نمیشه تو کامنت اونجوری که میخوام حسمو بگم خدایا شکرت….
یه چیز جالبی که فهمیدم این بود که هیجان زده نشدم نگفتم اووو چیشد، چقدر جالب ،…
یه جورایی باور داشتم که شرایط برام جفت و جور میشه خصوصا که قبلش هم تو فرکانس خوبی بودم و پله های قبلی رو مرور کرده بودم و این برام تصدیق کننده قانون و همراهی همیشگی خداوند بود البته که از اول تا همین الان ک دارم مینویسم سپاسگزار خداوندم بودم و هستم
منظورم اینه باورهام قوی تر شده
ظرف وجودم حس میکنم این روزا خیلی داره بزرگتر میشه…
آخه جنس تعهد این روزام خیلی متفاوته خیلی اصلا هیچ ربطی به قبلم ندارم، اصلا نمیدونم از چی بگم ،از کجا بگم
از بس که دارم الخیر فی ما وقع میبینم
از بس دارم هماهنگی میبینم
روغن کاری چرخ زندگیم رو دارم میبینم
سوت زدنم تو اون جاده معروف استاد رو میبینم
تیک خوردن های کامل لیست ستاره قطبی مو میبینم
نمیدونم نمیدونم خیلیه خداوند کمکم کنه تو این مسیر بمونم پرقدرت با ایمان و اراده …انشاالله
قدم اول
دوره حل مسائل
دوره همجهت با جریان خداوند
سریال سفر به دور آمریکا
پروژه پروانه شدن
پیش رفتن با این ها همزمان داره برام معجزه ها میکنه استاد میگن دوره ها رو باهم کار کنین مشکلی نداره اتفاقا خیلی هم خوبه چون یک مسئله رو از زاویه های مختلف میبینی همین باور فراوانی
تو دوره حل مسائل، دوره همجهت و قدم اول در هر سه توضیح داده شده از جنبه های متفاوت که جای هیچ سوالی نمیزاره عاشق این ترکیب فوقالعاده این روزامم همه چی عالیه و داره عالی تر میشه نه اینکه تضاد نباشه هست ولی من اینقدر بزرگتر شدم که نتونه منو تو مومنتوم منفی بندازه چقدر حس لذت بخشی هست باور به خالق بودن خودت در تمام تجربه های زندگیت
خیلی دارم یاد میگیرم جنس یادگیریم با تعهده با عمله بدون ذره ای مقاومت ..
این تازه اول راهه اگر من این مسیر رو با همین تعهد ادامه بدم خداوند آگاهه که چقدر شکوفا تر میشم چقدر آسون تر میشم برای آسونی ها چقدر فراوانی و نعمت وارد زندگیم میشه چقدر زندگی رو بهتر میفهمم و درک میکنم …
خداوندم هزاران بار سپاسگزارم…
خداوندم من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتت
به نام نور آسمان ها و زمین
سلام به روی ماهتون
گام بیست و یکم ( آخر) آیات سَخَّرَ- آیه ٧ حلقه
وَ أَمَّا عادٌ فَأُهْلِکُوا بِرِیحٍ صَرْصَرٍ عاتِیَهٍ (6) سَخَّرَها عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیالٍ وَ ثَمانِیَهَ أَیَّامٍ حُسُوماً فَتَرَی الْقَوْمَ فِیها صَرْعی کَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ خاوِیَهٍ (7) فَهَلْ تَری لَهُمْ مِنْ باقِیَهٍ (8)حاقه
و امّا قوم عاد به وسیله بادی سرد و سوزنده و بنیان کن نابود شدند، که خداوند هفت شب و هشت روز پی در پی، آن را بر آنان مسلط کرد. پس میدیدی که در آن ایام، آن قوم از پا افتاده، گویا تنههای نخل تو خالی هستند. پس آیا هیچ بازماندهای برای آنان میبینی؟ حاقه
و این آیه درباره عذاب قوم عاد صحبت میکنه و قدرت نمائی خداوند به وسیله مسلط کردن باد بر اونها برا چند روز منوالی رو نشون میده
من عاشق این آیات سخَّرَ هستم ، أصلا میدونید داستان چیه؟
داستان اینه که وقتی من ایمان میارم که خداوند این جهان رو با تمااااام نعمت هاش به تسخیر من درآورده من باور میکنم که توانایی و قدرت بالایی دارم و همین باور داستان زندگی من و سرنوشت من رو تغییر میده
چون
باورهای من تغییر کرده
میدونید
جلسه ٧ راهنمای عملی , استاد درباره نوشتن مجدد سرنوشت و تغییر اون به سمتی که تو دوست داری صحبت میکنن و چقدررررر قانون ساده است ، و چقدرررر استمرار در مسیر میتونه نیاز به انرژی ذهنی خیلی بالایی احتیاج داشته باشه
و همیشه شکرت
با عشق ، ادامه دارد …،،
به نام خدای بخشنده و مهربانم
درود به استاد عزیزم و همه عزیزان
تمرین جلسه
1 یک موفقیت چه کوچک و چه بزرگ از گذشته ام بنویسم که ان را با تلاش و تغیر باور به دست اوردم،مثل(غلبه بر ترس،اموزش مهارت،موفقیت در روابط)
غلبه بر ترس
چند سال قبل قصد مهاجرت داشتم و یک سری ترسهایی در من بود که جلوی حرکتم رو میگرفتن و اجازه نمیدادن که من پیش برم چنتاشو میگم
کشور غریب هست و من تنهام چیکار کنم اونجا،سنم بالا رفته نمییتونم برم دیگه،اگه رفتم خانوادم تنها میشن،اگه برم چیکار کنم برای ادامه زندگی ام و…
و این ترسها با من بود تا داشتم به یکی از فایلهاتون گوش میکردم که میگفتید اینها همگی جزئیات هست
این چیزایی که من واسه خودم بزرگشون کردم و ترس دارم ازشون جزئیات هست و دارم به خودم برچسب میزنم
و کلی هم به خودم برچسب میزدم میگفتم
اونجا تنها نمیتونم،باید یکی باشه کمکم کنه،من بدرد اونجا نمیخورم اینجا از پس فلان کار بر نیومدم برم اونجا که دیگه هیچی و کلی خود تخریبی ذهنی و گفتگو های منفی ذهنی داشتم و باورهام هم بود این وسط که میگفت باید پول دار باشی اونجا اشنا داشته باشی و…
بعد گذشت و دیدم که واقعا نمیخوام اینجوری پیش برم و گفتم ای خدا بسه دیگه نمیخوام اینجوری باشه من الان 34سالمه و این حرفو 2سال قبل گفتم و هدایت خواستم گفتم خدایا تو کمکم کن تو هدایتم کن تو راهو نشونم بده من خواستم اینه من نمیدونم و تو میدونی و توهم به من میگی
و استاد خوردم به یک تضادهای شدید که باورم نمیشد و همون موقعها داشتم ثروت1 رو کار میکردم و فهمیدم کار تضاد چیه و اونجا بود که دیگه اروم شدم و جلو رفتم و با ترسهام روبرو شدم و اون ترسها رو از زیر پتک رد کردم و پودرشون کردم و باورهای جدید ساختم و میدیدم با چشمام و میشنیدم که فلانی رفته تنها و موفق شده و چقدر زندگیش عالیه و میگه باید زودتر حرکت میکردم و یکی از الگوهای من شما هستید استاد عزیزم که حدارشکر میکنم که دارمتون و ممنون ازتون بابت این همه اگاهی درست که اموزش میدید و خدارشکر میکنم که لطف اصلی از طرف خدای پاکم هست و اون همیشه در هر لحظه هدایتم میکنه در بهترین زمان و بهترین مکان بهترین موقعیت ها
2 سپس بنویسم که امروز که به ان دست اوردها نگاه میکنم چطور میتونم از #باور#و#اعتماد به نفس# که از ان موفقیت به دست اوردم به عنوان یک #سکو# برای پرش به سمت هدفی که همین امروز دارم استفاده کنم؟
دستاوردم توی این دوسال خیلی خوب بوده اما اون چیزی که میخوام نیست من خیلی بیشتر میخوام نه اینکه خدایی نکرده ناشکری کنم نه اصلا همش در هر لحظه دارم شکر همه داشته هامو میکنم اما من لایق بیشتر و بهتر هستم و میخوام که به درجات بالاتر برسم این حسو در خودم دارم که میتونم برسم و باید داشته باشم بهترین هارو
دست اوردهام گرفتن ماشین که همیشه دوستش داشتم و دوتاشو حتی خریدم و عوضشون کردم داشتن خانه بود که داره به لطف خدا خودش جلو میره و از طریق دستهای خدای پاکم پیش میره ارتباطات خوب و درست هدایتهای خدای پاکم به من در زمان مناسب و مکان مناسب و موقعیت مناسب و… خیلی اتفاقات در زمان و مکان مناسب که رخ داده واسم
و درسی که از این دستاوردهام گرفتم
این هست که ترسهامو پشت سر گذاشتم و میدونم که ترسیدن شرکه چون خدای صاحب اسمانها و زمینه خدای من صاحب قدرت و ثروت هست خدای من خدای حضرت موسی هست خدای حضرت یوسف هست خدای حضرت سلیمان هست و خدای من هست و منو هدایت میکنه به اسانی و راحتی و به من میگه مسیرمو باز میکنه و در زمان مناسب و مکان مناسب و شرایط مناسب قرارم میده و من هرجا هستم همونجا زمان مناسب هست و مکان مناسب و شرایط مناسب هست برام
این دستاورهام ترسهامو نابود کرد ایمانم رو قوی کرد باورهامو تغیر داد شرایطم رو عوض کرد تضادهایی برام به وجود اورد که خودم میرم توی دل اون تضادها و دیگه ترسی ندارم ازشون شور و شوق رو در من زنده کرده برای حرکت به سمت موفقیت و پیشرفت و ثروت و فراوانی و روابط خوب و زندگی عالی
سکوی پرش
با خودم اهد کردم که تا اخر دوره تصمیمی نگیرم و بعد از تمام جلسات تصمیم نهایی ام رو بگیرم و حرکت کنم به سمتش و میدونم که میتونم و خداهم هدایتم میکنه میدونی استاد چجوری میبینمش انگار خدا جلوتر از من وایساده و منتظر من هست داره میگه بیا عزیز من که خیلی زود باید حرکت کنیم و اون مسیر زیبا راحت پر از زیبایی و ثروت و برکتی که همیشه ازم میخوای رو برات اماده کردم دستمو بگیر که حرکت کنیم و من هم دستمو به خدای پاکم میدم و خودم رو در اغوش پرمهرش رها میکنم که منو هدایتم به سمت خواسته هام
اگاهی های جلسه
دچار روزمرگی نشم و هدف گذاری کنم و حرکت کنم و از خدای پاکم در هر لحظه هدایت بخوام و اون هم منو هدایت میکنه
استاد عزیزم دوستتون دارم و ممنونم ازتون مشتاقانه و بی صبرانه منتظرم که بیام و ببینمتون
ردپا
1404/9/8
به نام خدا
سلام و سپاس فراوان از گروه تحقیقاتی استاد عباسمنش به خاطر این فایل هدیه.
واقعاً خداوند به طریق مختلف بنده های خودش را به مسیر درست هدایت میکند و میهمانان این جلسه از داستان هدایت خودشان گفتند که چگونه در کوهستان با شنیدن صدای استاد عباسمنش آماده ای قرار گرفتن در مسیر درست شدن.
در مورد تجربه ای خودم در مورد گرفتن گواهینامه موتورسیکلت من قبل از خدمت سربازی یک بار اقدام کردم ولی نتوانستم که گواهینامه خودم را بگیرم و همیشه در آزمون های آیین نامه مردود میشدم و در کل بیخیال آن شدم،ولی چند وقت پیش با باورهای مناسب برای این کار اقدام کردم و با موفقیت و به صورت کاملاً راحت و آسان توانستم این گواهینامه را کسب کنم و چقدر اعتماد به نفسم از این موفقیت نه چندان بزرگ بالا رفت و به خاطر بالا رفتن اعتماد به نفس چقدر برکت و نعمت زیادی را وارد زندگی من شد.
موفق و پیروز باشید
خدانگهدار
با سلام و درود فراوان به استاد بزرگوارم و دوستان ارزشمندم…
بخوام از نتایج ام در این مسیر بگم به لطف خداوند بسیار بسبار زیاده،قبل از اینکه بنویسم توی ذهن خودم یادآوری میشه و دنبال دستاوردها میگردم و احساسم رو خوب میکنه…
به لطف خداوند مهربان،وقتی در مسیر تغییر قرار گرفتم آنقدر زیبایی برام رقم خورده و یه جورایی هم به قول سهراب(چشم ها را باید شست…جور دیگر باید دید…)
هر بار سعی کردم جور دیگه ببینم…
این روندیه که همیشگیه،چون هر بار با عبور از لایه های ذهنی و افکاری به مدار بالاتری میری که نعمتها و هدایتهای بیشتری به راحتی در دسترسه که این به زیبایی این مسیر میافزاید، مث یه صندوق بازیه که هر چی بازی رو جلو میری جوایز ارزشمندتر میشه و مث پیاز لایه لایه بر میداری…
برای من گاهی عبور از یه مرحله شاید سخته و باید برم مراحل پایینتر رو حل کنم،منطقی کنم ولی روندی روبه رشد بوده،خداروشکر
از روابط که خیلی پرچالش بود و البته سخت،(اول از همه مادرم که تونستم ازش عبور کنم و اونو مقصر ندونم راه باز شد برای چالشهای بعدی،همسرم و بعد دخترم،خواهرم و برادرم و اطرافیانم) و چقدر حل هر باره اینا،حالا هر بار یه موردی بود و هنوزم هست،ولی من آگاه شدم و میدونم باید اولا سعی کنم کنترل ذهن کنم،به اوضاع جور دیگه نگاه کنم و البته کسی رو مسؤل حال خوب و یا بدم ندونم هر چند سخته این پذیرش مسؤلیت، ولی سعی میکنم یادآوری کنم و هر بار بهتر،زودتر میتونم به حال استیبل روحی برسم و یویو نباشم…
دستاوردهای شناخت خودم و اینکه من سرمایه اصلی زندگیم هستم و این باور و هر بار کار کردن روی این اصل منو از چه منجلابهایی نجات داده و باری از دوشم زمین گذاشته…شناخت خودم باعث شده زندگی راحتی داشته باشم و البته بسیار ساده با دغدغههای کمتر،خواب راحت تر و کم شدن هزینه های اضافی که فشار رو از روی من برداشته و کمتر نگران آینده ام باشم،که این دستاورد بسیار بسیار ارزشمند برای منه و هر بار سعی میکنم از زاویه های متفاوتی خودم رو بررسی کنم،گوش دادن و عمل کردن، قدم برداشتن چنان اینان،شورو شوقی در من ایجاد میکنه که دیگه هیچ عامل بیرونی نمیتونه منو خوشحال کنه و تمرین قائم به ذات شدن خیلی برام زیبا و ارزشمنده و البته آماده سفر آخرت برای منه…
در مورد مالی تونستم در آمد خودم،مهارت و حرفه جدیدی رو یاد بگیرم و بسازم،هر بار سعی میکنم باورهای محدود مالیم رو بررسی کنم از کمالگرایی دوری کنم و بپذیرم من در مسیر درستم و روند خودسازی و بررسی خودم روتین هر روزه،مث غذا خوردن،نظافت خونه زندگی،حمام کردن…دقیقا ذهن و افکار رو نمیشه رها کرد،باید کنترلش کنی،هر چند کوچک به اندازه یه اپسیلون …همین کم کم ها داره یه رشته طناب محکم در هم تنیده رو شکل میده و کار من کار کردن هر روزه به دور از کمالگرایی و سرزنش خودمه…
رابطه با خودم،خداوند و روحم که انقدر لطیف شده که سعی میکنم تلاش میکنم هر بار خودم رو دوست بدارم،عشق بورزم و اینکه من ارزشمندترین فرد در زندگی خودم هستم،اول خودم باید به خودم عشق بورزم،خودم رو تحسین کنم و ببینم،نه اینکه منتظر باشم کسی بهم احسنت بگه و وابسته عوامل بیرونی بشم و خودم رو ارزشمند ببینم بی قید و شرط…اینتمرین تونسته منو آرام، صبور،باگذشت تر و حافظه ای کهنارحتی و خشم دیگران رو یادش میره و زود میگذرم،این تمرینات منو راضی و سپاسگزار تر کرده …به لطف خداوند دارم مینویسم باران زیبایی هم شروع شده و این جریان برکتیه که همیشه هست،خدایا کمکم کنبنده شاکر و قدر دان تو باشم،آمین
دغدغههایی که هر بار حل میشن،وقتی من اجازه میدم و از ته قلبم میخوام…
دستاوردهایی که آرامش منو،رضایت منو،دیدن خودم،طلای درونم رو قابل دسترسی کرده،برام مهم ترین،ارزشمندترین هدیه،ثروت و خوشبختیه…خدایا بی نهایت شکرت…
به نام خدایی که هر لحظه درخواست های من را می شنود واجابت می کند البته به شرط ایمان وباور
خدای بخشنده ی فراوانی
مهربان وعاشق وبنده نواز
غفور و رحیم
سلام به استاد جانم وخانم شایسته جانم وهمه ی عزیزانم در این سایت مقدس ونورانی.
● اهرم موفقیت: ساختن فردای تابناک از پیروزیهای دیروز
••••••• نقشی بر سنگ، نوری در ظلمت
روزی روزگاری، در سرزمین آموزش و دانایی، صد جوینده گرد آمده بودند. در میان آنان من با عزمی آهنین قدم نهادم. روزها و شبها، تلاش من نه فریادی بود و نه نمایشی، بلکه نجوای آرام قلمهایی بود که بر صفحهی کوشش میرقصیدند. من رفاقت با زمان را به جان خریدم، پشتکارم را چون سپری در برابر خستگیها گرفتم و در نهایت، آن قله فتح شد: نفر اول میان یکصد همکار. این تنها یک عنوان نبود؛ این تاجی بود که تلاش بر فرق من نشاند.
امروز، نگاهی از بلندای آن قله
حالا، سالها پس از آن پیروزی، من آن دستاورد را نه به عنوان نقطهی پایان، که به عنوان سکوی پرتابی به ابدیت میبینم. آن موفقیت، برای من چه چیزی ساخت؟
آن موفقیت به من ثابت کرد که قدرت تغییر سرنوشت در دستان من است. باوری که در آن روزها در دل من ریشه دواند، امروز تبدیل به یک «معیار درونی» شده است؛ معیاری که فریاد میزند: «من یک بار توانستم با اراده و برنامهریزی، بر شرایط غلبه کنم و در میان جمعی سربلند بیرون آیم. پس امروز هم میتوانم!»
این، همان «اهرم جادویی» است که استاد از آن سخن میگوید. من دیگر یک مبتدی نیستم. من یک قهرمان آزمایششده هستم. آن اعتماد به نفس بهدستآمده، کلید گنجینهای است که درون من نهفته است.
••••••• اکنون، پرش به سوی افقهای نو
حالا، امروز، در این لحظهی زیبای زندگی، من هدفهایی دارم. ممکن است یادگیری مهارتی جدید، ایجاد کسبوکاری نو، بهبود رابطهای عمیق، یا آرامش درونی باشد.
اینک زمان استفاده از آن سکوست. هر بار که تردید یا ترس، درگاه قلعهی ارادهام را میکوبد، به آن لحظهی اوج بازمی گردم. به خود یادآوری می کنم: «کسی که روزی با قدرتِ پشتکار، از میان صد نفر پیشتاز شد، امروز هم میتواند بر این مانع غلبه کند. فرمول موفقیت در خون من جاری است: خواستن، تلاش کردن و پایدار ماندن.»
آن موفقیت گذشته، چراغ راه امروز من است. از انرژی آن برای روشن کردن مسیر کنونیام استفاده می کنم. از اعتماد به نفس آن، برای برداشتن قدم اول امروز کمک می گیرم.
•••••••• تمرین زندگی: ثبت ردپای نورانی
موفقیت گذشته من: کسب رتبهی نخست در میان 100 همکار در یک محیط آموزشی، تنها با تکیه بر تلاش و پشتکار هدفمند.
باور ساختهشده: باور به این که «من با برنامهریزی و عمل پیوسته میتوانم سربلند بیرون آیم و استعدادم را به ظهور برسانم.»
استفاده به عنوان سکو برای هدف امروز: امروز، هدف من [هدف فعلی خودم را اینجا مینویسم، رشد وپیشرفت در موسیقی]
است.
هرگاه احساس میکنم مسیر دشوار است یا انگیزهام کم، به آن روزها بازمیگردم. به خود میگویم: «اگر توانستم در آن عرصه بدرخشم، با همان قانون طلایی تلاش و نظم، در این مسیر جدید نیز موفق خواهم شد. آن پیروزی، سند زندهی توانایی من است.» بنابراین، قدم ها را محکم برمیدارم، برنامه میریزم و مطمئن که قلهی دیگری فتح خواهد شد.
زندگی زیباست، زیرا به ما این فرصت را میدهد که هر پیروزی، آغازی باشد برای پیروزیهایی بزرگتر. من با ثبت این ردپا، نه تنها نور امید را در دل خود تابندهتر کردم، که مشعلی شدم برای دیگرانی که در جستوجوی سکوی پرتاب خویشند.
《《《《《《 خدایا شکرت》》》》》》