ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4 - صفحه 31 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4252MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 426MB27 دقیقه














سلام وقت به خیر
سپاس از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان
تغییر در زندگی گاهی اوقات خیلی سخته اما گاهی اوقات راحت تر باهاش کنار میایی
به هر حال نمیشه راکد بود چون به مرداب تبدیل میشی هر چه قدر هم سخت باشه باید با قدمهای کوچک اما پایدار شروع کنی و ادامه بدی و یه روتین برای خودت داشته باشی عجله کردن باعث میشه پیشرفت نکنی نباید فکر کنی قدمهات کوچیکه همون کارهای به ظاهر کوچک در مدت طولانی نتایج خارق العاده برات میاره
سوال اول :باید شکر گزارتر باشم احساسم را بیشتر مثبت نگه دارم و در مورد گذشته و موارد منفی کمتر غر بزنم
سوال دوم :برنامه روزانه شکر گزاری دارم کم کم دارم جلو میرم احساسم اول خیلی بد بود اما آرام آرام داره تغییر می کنه یه ذره کمتر در مورد گذشته حرف می زنم از خودم راضی ام اما باید ادامه بدم تا کامل قطع بشه تمرکزم روی موارد منفی زیاده که دارم کمش می کنم
برنامه روزانه دارم جملات تاکیدی فایلهایی با صدای خودم حرف زدن با خودم و خداوند بسیار زیاد مرتب شمردن نعمت های دور و برم
سوال سوم :من حتما مشتاق تغییر هستم و استقبال می کنم اما نباید خودم را گول بزنم و عجله کنم همین قدمهای آرام و پیوسته به من بیشتر کمک می کند یکی یکی مسایلم را با همین قدمهای پیوسته حل می کنم و هر روز هم در حال تغییر خودم و شرایطم و افکار و باورهایم هستم
برای همه ثروت سلامتی عشق آرامش خوشبختی پول فراوان مسافرت های زیاد زیبایی جذابیت و کلام گیرا را از خالق مهربان و قدرتمند و ثروتمند آرزومندم
بسم الله رب العالمین
سلام بر دوستان عزیز
سپاس فراوان از استاد عباسمنش عزیز که با انتشار آگاهیهای طلایی، موجب ارتقای ما در تمامی زمینهها میشوند.
سوال:
وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟
خواه تغییراتی سطحی مثل تغییر دکوراسیون، غذا و … باشد یا تغییرات جدی تری مثل تغییر در منبع درآمد، محل زندگی، رابطه عاطفی و …
آیا در برابر آن تغییر مقاومت می کنی یا با آغوش باز از آن تغییر استقبال می کنی؟!
آیا آن تغییر را فرصتی برای تجربه های جدید، ورود به دل ناشناخته ها و رشد و پیشرفت می دانی یا به چشم “اختلال در زندگی ات” به آن نگاه می کنی؟!
پاسخ:
وقتی تغییری در زندگیم پیش میاد، باهاش نمیجنگم. تلاش میکنم به بهترین نحو باهاش کنار بیام. این مسیر میتونه باعث رشد من بشه؛ هرچند من برای راحتی خودم در صدد کنار اومدن با اون تغییر هستم، نه لزوما برای کسب تجربه جدید.
در مورد اینکه خودم به عمد دنبال تغییرات قابل توجه در زندگیم هستم یا خیر، پاسخم منفیه. معمولا تغییرات با اثرات زیاد را دوست ندارم. در این زمینه باید بیشتر روی خودم کار کنم. خیلی از تغییرات میتونه منجر به اتفاقات و روزهای بهتر بشه.
یک مثال شاخص که در زندگی من هست اینه: من زمانی که برای آزمون کارشناسی ارشد میخوندم، تمام تلاشم برای قبولی در رشته مورد علاقهام در دانشگاه تهران بود. اما بهطرز عجیبی صفحه آخر دفترچه آزمون را ندیدم (در طول تحصیلم از اول تا آخر، یادم نمیاد پیش اومده باشه که حتی یک سوال را در برگه سوالات ندیده باشم)، و در یک دانشگاهی در شهرستان قبول شدم. اولش خیلی ناراحت شدم که چرا چنین اشتباه و نهایتا تغییری در مسیر تحصیلیم پیش اومد، مقاومت نکردم. تمام تلاشم را در مقطع ارشد انجام دادم. نتیجه این شد که دو سال فوقالعاده اونجا داشتم و بلافاصله آزمون دکتری دادم و دقیقا در همون سال، دانشگاه تهران پذیرش مقطع دکترای گرایش ما را داشت و من پذیرفته شدم. بعدش هم کلی اتفاقهای کاری عالی ناشی از همین تغییر مسیر داشتم. اینم بگم که اگر من اون سال در مقطع ارشد دانشگاه تهران پذیرفته میشدم، با توجه به طولانیتر بودن زمان اتمام ارشد اون دانشگاه و توالی در پذیرش مقطع دکتری، احتمالا نمیشد در مقطع دکتری پذیرفته بشم و در مسیر دیگری قرار میگرفتم.
بعدتر که برگشتم و به گذشته نگاه کردم، فقط تونستم بگم خدا این تغییر مسیر را برام رقم زد تا به بیشتر از چیزی که در ذهنم بود برسم. از خداوند مهربان و آگاه به همه چیز، بسیار سپاسگزارم که همواره هوای منو در زندگیم داشته.
آدم چون از آینده خبر نداره، میترسه از تغییرات. اما اگه فقط به خداوند توکل کنیم و مطمئن باشیم موهبتهای عالی از این تغییر به ما میرسه، با آرامش میتونیم مسیر را طی کنیم.
امیدوارم هر لحظه نور هدایت الهی در قلبمان روشنتر شود.
سلام و درود به استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی من.
سوال این قسمت:
پاسخ من:
من کلا مقاومت دارم حتی اگر بدونمم که این تغییر به نفعمه چون دوست ندارم از محیط امنم خارج شم و ترس و استرس زیادی از تغییر دارم خیلیییی زیاد.
من باید از خیلی قبل تر خودمو آماده کنم برای اون تغییر و اگر نتونم آماده بشم اصلا دوست ندارم اون تغییر رخ بده مثلا چند ماه پیش توی آکادمی بدون اینکه از قبل آمادگی داشته بشم منتور منو که 6-7 ماه باهم بودیمو توی یک شب عوض کردن و من اینقدر ناراحت بودم اینقدر معذب بودم که نگو حتی به خودم میگفتم ببین تو پیشرفت کردی که یک منتور بهتر بهت دادن اما نمیتونستم ذهنمو قانع کنم و من دربرابر همهی تغییرات مقاومت شدیدی دارم خیلی شدید چون میترسم ازش استرس میگیرم.
تمرین این قسمت:
1.
_شهریور ماه 1394 مهاجرت کردیم به کرمان محل زندگیم ، مدرسه ام ، دوستام،…همه عوض شدن اوایل خیلی سختم بوداز مدرسه و محیط جدیدش از بچه هاش و معلماش از میترسیدم ازینکه محله های شهر رو بلد نبودم میترسیدم اما یکی دو ماه گذشت مدرسه خیلیی واسم شیرین شد ، یک دوست صمیم پیدا کردم که شخصیتش خیلی با من اوکی بود، خیابونای شهر رو دوست داشتم یاد گرفته بودم خیلیاشو مهم تر از همه ما رفته بودیم به شهر خودمون با تمام فامیل هامون رفت آمد داشتیم چیزی که قبلا خیلیی کم تجربه اش کرده بودم و همه چیز خیلی خوب شده بود.
_من سه سال بود که توی یک رابطه ای بودکه شرایطش واقعا سمی بود اومدم بیرون کاری که خیلی سختم بود و اوایل واقعا سخت بود واسم روی خودم کار کردم توی اون چند ماه و دوباره شرایطی پیش اومد که دوباره با همون ادم وارد رابطه شدم با شرایطی که 180 درجه با اون سه سال چرخیده بود و فرق کرده بود و در نهایت ازدواج کردیم و خیلیییی ازون تغییری که با تمام سختی هاش ،آگاهانه ایجادش کردم .
_در مورد بچه دار شدنم که یک تغییری بود که واقعا زندگی مو ازین رو به اون رو کرد و من چون نمیخواستم بچه دار بشم خیلی واسم سخت و اذیت کننده و فوق العاده میترسیدم ازش اما بعد ازینکه تسلیم شدم به بدنبال راه حل هایی برای ترس هام بودم من واقعا پیشرفت کردم پسرم با اومدنش منو اینقدر مسئولیت پذیر کرد باعث شد تلاش و پشتکارمو برای بهتر شدن و انگیزه مو برای رشد و پیشرفت بیشتر و بیشتر بشه و اصلا اونجور که فکر میکرد شرایط که ترسناک نشد هیچ خیلی هم به رشد و پیشرفتم کمک کرد.
3.
_ من میتونم با هر شرایطی سازگار بشم و ازون شرایط به نفع خودم استفاده کنم.
_من قبلا هم تغییر کردم الانم میتونم از پسش بر میام.
_ خداوند منبع خیره و هر تغیری که برلی من بوجود میاره برای من قطعا خیره.
_ لازم نیست همه چیز تحت کنترل من باشه تا احساس امنیت کنم میسپارم به خداوند و اجازه میدم منو هدایت کنه.
_ تغییر برای من امن است و من در هر مرحله از آن حمایت و هدایت میشوم.
4.
مورد 1: کاری که الان چندوقته به تعویق انداختم شروع آموزش های برنامه نویسی و هوش مصنوعیه قبل ازین که مجبور بشم شروعش کنم خودم به دنبال تغییر باشم.
مورد 2:روزانه یک ساعت برای هرکدوم وقت بذارم و شروع کنم فقط تا روی روالش بیوفتم و تایمشو بالاتر ببرم مثل قبل ادامه بدم
مورد 3:من یک مثال راجع به خودم بزنم من دوست دارم همه چیز تحت کنترل من باشه و هرچی من میگم بشه و اگر نشه بشدت اذیت میشم مثلا اگر جایی داریم میریم از مسیری که من میگم شوهر نره اینقدر عصبی میشم که حد نداره و من اصلا از تغیر استقبال که نمیکنم هیچ مقاومت شدی هم دارم درمورد و خیلی اذیت میشم پس برنامه ام اینه که دقیقا از همین مسائل کوچیک شروع کنم که بتونم تکاملشو طی کنم و قدم های بزرگ تری بردارم دوست دارم همیشه آماده باشم برای تغییر و به خودم سخت نگیرم و خودمو بسپرم به خداوند و توکل کنم بهش .
سلام به شما استاد و خانم شایسته و بچه های خوب سایت که اگه کامنتهای خوبشون نبود من این همه خوب متوجه قانون نمیشدم
من بابت هر تغیری ذهن من مقاومت میکند چه کوچیک چه بزرگ و همیشه میگوید همین زندگی خوب هست تغیر کردن کارت را سخت میکند
ولی هر تغییری توی زندگی من اتفاق افتاده یا به اجبار بوده یا اختیار به نفع من شده الان که دارم فکر میکنم
من اعتیاد به مواد مخدر داشتم زندگیم مختل شده بود و خواستم زندگیم را تغییر بدم که با قانون جذب آشنا شدم و در همان حین با انجمن معتادان گمنام اشنا شدم که به من هر دو کمک بسیار زیادی کردند تا تغیرات بزرگ در زندگی من ایجاد بشود رویه کار کردنم قطع کردن یک سری دوستان که از بچگی با هم بودیم و این یکی خیلی سخت بود ولی خیلی به من کمک کرد جاهای که قبلا میرفتم عوض شد طرز بر خورد با خانواده ام تغییر کرد همه ی این تغییرات خیلی به من کمک کرد تا الان زندگی خیلی خوبی نثبت به گذشته دارم ولی ذهن من هنوز هم با بیشتر تغییرات مشکل دارد بهتر شده ولی هست
سوال با چه تغییراتی مشکل داشتی ولی با تغییرش شرایط بهتر شده
من بابت تغییر محل کارم از پیش دوستم به مکان شخصی خودم مشکل داشتم نکات مثبت الان باعث پیشرفت مالی خیلی زیادی برای من شده
من بابت تغییر دوستانم یعنی قطع ارتباط با آنها خیلی مشکل داشتم که ذهنم میگفت دیگه زندگی بهت لذت نمیده با قطع ارتباط ولی نکات مثبت باعث شده من وابستگیم به دیگران به شدت کم شده
جملات تاکیدی من با هر بار تغییر تجربهای جدیدی کسب میکنم
من با تغیر کردن میتوانم در روند تغییر کردن جهان شرکت داشته باشم
در حال حاضر چه چیر باید تغییر دهم
من باید نهوه کارم را تغییر بدهم
من باید حیواناتم را از هم جدا سازی بکنم و تاریخ زاد و ولد آنهارو بنویسم مهمتر از همه در دوره های آموزشی شرکت بکنم تا در شغلم حرفه ای تر بشوم
با تشکر از همه عوامل سایت
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام خدمت استادان گرانقدر و دوستان عزیزم
ذهنیت قدرتمند در مقابل ذهنیت محدود کننده 4
سوال:در مقابل تغییرات جدید و کلا تجربه های جدید چه واکنشی دارید؟آیا مقاومت میکنید یا این تغییر و فرصتی برای پیشرفت میدونید؟
انقدر که ذهن ما مقاومت میکنه و میترسه از تغییرات و میخواد که در نقطه امن خودش بمونه هیچ تغییری نمیکنه و متقابلاً هیچ پیشرفتی هم حاصل نمیشه.تو روابط هم خیلی خودشو نشون داده مثل روز برای ما روشن بوده که این رابطه عاطفی به درد ما نمیخوره ولی وابستگی ها اجازه تغییر در رابطه رو به ما نمیده
در گذشته پاشنه آشیل من تغییر نکردن بوده
در هر موضوعی بخاطر ترس هام بخاطر نداشتن اعتماد به نفس بخاطر آگاه نبودن به اتفاقات زندگیم و عدم شناخت از خودم از قبل خیلی بهتر شدم و هنوز خیلی خیلی کار دارم که کمتر مقاومت کنم برای تغییر
تمرین مرحله اول:من مخصوصا این یکی دو سالی که با استاد آشنا شدم تغییرات زیادی کردم از تغییر در رابطه عاطفی گرفته که مثل استاد همون شب اول بعد این تغییر بزرگ اتفاقات خوب افتاد و زندگی من چقدر راحت تر و لذت بخش تر شد یا تغییر در نوع پوششم بخاطر مذهبی بودنم که به واسطه باورهای مذهبی ایراد داری که داشتم فقط میخواستم گناه نکنم اونمدلی لباس میپوشیدم در حالیکه گناهی درکار نبود و فقط با اینکار ثروت و نعمت رو از خودم دور میکردم چون ضربه های مهلکی به احساس لیاقتم میزدم
مرحله دوم:بنظر من ما زمانی میتونیم تغییرات رو با آغوش باز بپذیریم که جای ترس و لذت رو که بخاطر باورهای اشتباه برعکس تنظیم شده رو عوض کنیم و اینکار خودش تکامل میخواد مثلا در مسیر رفتن خونه به محل کار یا برعکس بیایم از جاهایی بریم که نرفتیم و تو اون مسیر جدید آگاهانه توجه کنیم به زیبایی ها و قشنگی های جدیدی که تو مسیر جدید هست در واقع با اینکار که احساس خوبی در خودمون به وجود میاریم به ذهنمون اینو میفهمونیم که ببین تغییرات چقدر قشنگه چقدر لذت بخش تر فقط با این کار ساده ذهن ما کمتر مقاومت میکنه به تغییرات و کمتر میترسه از موقعیت های جدید این برنامه و راهکار من بوده که خیلی جواب داده
مرحله سوم:
1 تغییرات به کمک میکند تا من خودم را بهتر بشناسم و انتخاب های بهتری بکنم
2 من همیشه از تغییرات استقبال میکنم چون میدونم فقط با تغییرکردن پیشرفت میکنم و بهتر از قبل میشم
3 من با تغییر کردنم احساس زنده بودن میکنم و همگام با جهان رشد میکنم
مرحله چهارم:در حال حاضر من در دل تغییر شغلم هستم و میدونم که این تغییر نقطه عطف زندگی من خواهد بود برای پیشرفت کردنم
برنامه من کار کردن بیشتر روی باورهام هست چون هنوز هم در لایه لایه های ذهنم از این تغییر بزرگ میترسم ولی اجازه میدم خداوند بهم کمک کنه و راهم رو هموار کنه و ترسم کمتر بشه؛بیشتر روی باورهای توحیدی کار میکنم
از این به بعد تغییر کردن رو مساوی میدونم با لذت بیشتر درک بیشتر جهانم و شناخت بیشتر خودم و احساسمم این موضوع رو تایید میکنه
سلام به استاد عزیز و دوست داشتنی
سلام به همه دوستان محترم و گرامی
هر کجا هستم٬باشم
آسمان مال من است
پنجره٬فکر٬هوا٬عشق
زمین مال من است
چشمها را باید شست
جور دیگر باید دید
چترها را باید بست
زیر باران باید رفت
“سهراب سپهری“
دیدن و نوشتن از این فایل ناب همزمان شد با اومدن یه بارون خیلی خیلی زیبا ، یه هوای دل انگیز و عطر حضور خدا و حال خوب و بی وصفی که همه جا پراکنده شده و از خداوند برای همه این و میخوام ..
اومدم که قدم زنان خودم و پیدا کنم
که خلوت کنم و خودم و بشناسم
دیدم گفت خودشناسی که تنهایی لذتی نداره
تا به خودم اومدم ، جوابی بدم
دیدم نگاهش رنگ شد تو ابرهای بالای سرم و بارید
اومدم چیزی بگم
که گفت فقط در این لحظه باش و گوش کن
دلم خیس شد از عطر حضورش
و شر شر بارونش چتری شد از عشق بالای سرم
اومدم قدم بزنم و گوش کنم
که حضورش شد صدایی دلنشین از کلام استادم
و من این بار ، ساکت ، خیس شدم از کلماتش
مثل شر شر بارون
اما در گوشم ..
اومدم چتری بر سرش بگیرم ، که دیدم او خود باران است..
این روزها پر شده برام از حال خوب و اتفاقات خوب که بیشتر به معجزه شباهت دارن ..
به قدری نعمت و برکت و ثروت وارد زندگیم شده .. که حتما در یک کامنت دیگه با توضیح ، همرو میگم تا شاید کمکی کنم به خودم برای ثبت این اتفاقات و قوی تر شدن ایمانم ..
استاد جان از شما سپاسگزارم که با این دقت وقت میزارید و با فایل های الماس وارتون ، یک موضوع و برای ما باز می کنید ..
چقدر ردپای این ریشه تغییر نکردن و مقاومت داشتن و در همه جای زندگی میبینم ، در روابط ، در کار ، در عادت های شخصی ..
این موضوع و روبرو شدن با ترس ها برای تغییر ، چیزی بود که همیشه دوست داشتم در آن بهبود پیدا کنم ..
– تمرین :
+ مرحله اول:
چه تغییراتی در گذشته در زندگی شما رخ داده که در ابتدا در برابر آن تغییر به شدت مقاومت داشتی اما بعد از مدتی که آن شرایط تغییر یافته را تجربه کردی متوجه شدی نه تنها آن تغییر بد نیست بلکه چقدر به نفع شما بوده و چقدر به رشد شما کمک کرده است؟
1) یادم میاد دو سال پیش خیلی دوست داشتم سفر کنم به جنوب ایران و مناطقی که بکرتر باشه ، مثل پارسیان و وقتی کسی و پیدا نکردم تا با هم بریم ، بعد از نجواهای زیادی که برام پیش اومد که میگفت نرو ، سفر با آدم های غریبه ای که نمیشناسی و تا حالا ندیدیشون ، اصن لذتی ندارد و کلی از حرفهای دیگه ای که ذهن میزد تا منو مجبور کنه به نرفتن ، در نهایت من زیر بار نرفتم و گفتم اگه قرار باشه منی که همیشه می ترسیدم از ارتباط گرفتن با آدم های جدید و فکر می کردم یکی از سخت ترین کارای دنیا اینه که با آدم های جدید بخوام ارتباط بگیرم ، این کار و نکنم ، نمیتونم توقع اتفاقات خوب و در زندگیم داشته باشم ..
به خودم گفتم باید بری این سفر و با انجام اهرم رنج و لذت گفتم اگر میخوای زیبایی مناطقی از شهر پارسیان و جزیره های زیبای مارو و لاوان و ببینی ، باید بتونی بر این ترس تغییر غلبه کنی و بری ، در نهایت به این سفر رفتم با یه تور 25 نفره که هیچ کدوم و نمیشناختم ، اون سفر یه هفته طول کشید و
یک هفته سراسر لذت و حال خوب …
اونقدرا هم که فکر میکردم تو ارتباطات گیری با آدمای غریبه مشکل دار نبودم و ذهن من اون کار و برام تبدیل کرده بود به یه چیز بزرگ ، اون مسافرت با اختلاف جز یکی از بهترین سه مسافرت های زندگی من بود و دوست های عالی و با کیفیتی پیدا کردم که هنوز با هم در ارتباط هستیم ، من واقعا در اون سفر لذت و شادی و به شکل عمیقی تجربه کردم و واقعا در قسمت عزت نفس تونستم خودمو بهبود بدم و پاشنه های آشیل خودم و باورهای نادرستی که داشتم و بهتر بشناسم و در جهت بهبود اون ها با تمریناتی که استاد میدادن ، قدم بردارم و واقعا در حوزه ارتباطات من تغییر و بهبود بزرگی داشتم و خودم و باورهای خودمو بهتر شناختم ..
2) تغییر بعدی که در گذشته برای من اتفاق افتاده ، در حوزه کاری بوده که چندین سال قبل تصمیم گرفتم از حوزه مالی و شرایط کاری که بسیار هم در اون نتایج خوبی گرفته بودم ، بیرون بیام و برم در حوزه فروش و شناخت محصولات و بازار ، العا که تو این نقطه هستم ، واقعا خدارو شکر میکنم و از تصمیمی که گرفتم راضی ام ، بسیار بسیار تو اون مسیر خدا به من یاد داد داد و هدایتم کرد و رشد کردم ، ( داشتم فراموش میکردم که اعتبار همه چیز از آن خداست و دقیقا موضوع فایل قبلی استاد در مورد توحید عملی قسمت 10 همین بوده و چقدر ما زود فراموش میکنیم اینو ..)
روزهای سخت زیادی داشتم ، مجبور بودم برای یادگیری از پایه شروع کنم و برای من که قبل اون شرایط عالی از همه نظر و داشتم ، وارد شدن به این تغییر سخت بود و چون با این مباحث آشنا نبودم و اصن توانایی کنترل فکر و تمرکز بر نقاط مثبت و نمیدونستم چی هست ، گاها شرایط سخت تر هم می شد
ولی من العا میفهمم که تمام اون شرایط و سختی ها و یادگیری ها همگی قدم های بوده که من باید بر می داشتم تا به العا خودم و تا خدا به العا برسونتم و به این نتایج عالی در زندگیم برسم ..
+ مرحه دوم:
برنامه ای قابل اجرا برای ” استقبال از تغییر” بریز و آگاهانه شروع به ایجاد یک سری تغییرات در روند روتین زندگی خود کن.
تصمیم دارم توی موارد زیر در خودم تغییر ایجاد کنم :
1) تغییر دیزاین اتاقم و چیدمان آن
2) پارک کردن ماشین با فاصله از محل کار و کمی پیاده روی تا رسیدن به آنجا و در راه سعی کنم زیبایی ها رو بیشتر ببینم و تحسین کنم
3) گواهینامه موتور بگیرم و برای قدم اول کتاب آیین نامه بگیرم و با قوانین و مباحث تئوری اون آشنا بشم و این برای منی که همیشه ماشین داشتم و خواسته ام این بوده که موتور داشته باشم و همیشه به دلیل گواهینامه نداشتن ، نتونستم موتور داشته باشم ، میتونه شروع خوبی باشه
4) شروع کنم به مطالعه روزانه حدود 30 دقیقه زبان انگلیسی و تکمیل یادگیری زبان انگلیسی ، برای من که حدود 4 سال یادگیری مداوم داشتم ، میتونه شروع عالی باشه تا در نهایت بتونم به امید خدا IELTS بگیرم
5) شروع آموزش دوره مدیریت کسب و کار که بارها تصمیم داشتم انجامش بدم و به تعویق انداختمش
+ مرحله سوم:
یک یا چند عبارت تاکیدی مثبت بنویسید که کمک می کند ذهنیت شما در برابر تغییر بهتر شود و باورهای قدرتمند کننده ای در راستای استقبال از تغییرات، در ذهن شما ساخته شود.
1) با ورود من به تغییرات ، خداوند درهایی از نعمت و برکت و وارد زندگی من می کنه
2) خداوند همواره بهترین نعمت و ثروت ها رو برای من میخواد و چون با بودن در مسیر قبلی ، اون نعمت ها وارد زندگی من نمیشدن ، با ورود من به اون تغییرات ، میخواد از اون طریق نعمت ها رو به من بده
3) در دل تغییر ، فرصت های بیشماری است برای رسیدن من به خواسته هایم
+ مرحله چهارم:
به این 3 مورد فکر کن و با دقت پاسخ بده:
مورد 1: در حال حاضر چه تغییری است که می دانی باید در روند زندگی شما ایجاد شود اما به دلایل مختلف انجام آن را به تعویق انداخته ای؟
1) تغییر در رفتار در حوزه ارتباطات و با وجود بهبود خوبی که در اون داشتم ، تلاش برای عالی تر شدن داشته باشم
2) تغییر در مسائل مالی و کنترل ورودی و خروجی ها ، بعضی مواقع خریدهایی دارم که نیازی به اون ندارم و باید این مورد و کنترل کنم
3) تغییر با انجام ورزش روزانه و برگشت به روتین گذشته ام و خرید دوره قانون سلامتی استاد از سایت
4) ایجاد تغییر در عادت هایی که در مورد کمال گرایی دارم که برای شروع از خداوند هدایت خواستم که چه دوره یا مطلبی در این مورد بخرم و ببینم ، چون هیچی در این مورد نمیدونم
5) اتمام دوره روانشناسی ثروت 1 و تکمیل و جمع بندی اون و خرید دوره روانشناسی ثروت 2 و 3
6) کار کردن روی مباحث توحیدی و فایل های که ایمان و توکل و در من بهبود می ده و توانایی کنترل فکر و در من بالا میبره و کمکم میکنه از شرک علنی و خفی دوری کنم
مورد 2: مورد را یادداشت کن و سپس توضیح بده چه برنامه ای برای اجرایی کردن این تغییر به تعویق افتاده داری؟
1) برنامه برای مورد اول که یادداشت کردم :
مرور دوباره فایل آموزشی دوره عشق و مودت در روابط استاد و بهبود باورهای قدرتمند کننده ام
2) برنامه برای مورد دوم که یادداشت کردم :
اتمام دوره روانشناسی ثروت 1 و جمع بندی و خرید دوره روانشناسی ثروت 2 و کار کردن روی آن برای بهبود باورهام
3) برنامه برای مورد سوم که یادداشت کردم :
شروع ورزش روزانه با پیاده روی روزانه حداقل 30 دقیقه و بعد تهیه دوره سلامتی و کار کردن روی آن و شروع دوره ورزشی پیلاتس
4) برنامه برای مورد چهارم که یادداشت کردم :
در این مورد که فکر میکنم پاشنه آشیل دارم ، هدایت از خداوند خواستم و باور دارم که به من الهام می شود که چه موردی برام مفید هست
5) برنامه برای مورد پنجم که یادداشت کردم :
در حال حاضر در حال کار کردن روی دوره روانشناسی ثروت 1 جلسه 19 هستم و چون سعی میکنم با دقت زیاد و گوش کردن های چندین باره و نت برداری به جلسه بعدی بروم تا درک بهتری داشته باشم ، تصمیم دارم به لطف خدا به محض اتمام این دوره ، روانشناسی ثروت 2 را تهیه کنم و از سخنان و آگاهی های ناب استاد عزیزم استفاده کنم .
6) برنامه برای مورد ششم که یادداشت کردم :
استفاده از فایل های جلساتی قرآنی در دوره های 12 قدم و فایل های توحید عملی که شخصا عاشق اون فایل ها هستم ، توانایی کنترل فکر و تمرکز بر نقاط مثبت و همه و همه فایل های رایگان که در قسمت دانلودهای سایت هستند و یه منبع بی نهایت آگاهی هستند و واقعا قیمت ندارند و ارزش مالی نمیشه روی اون ها گذاشت ..
مورد 3: با توجه به آگاهی های این فایل، به صورت کلی از این به بعد چه برنامه ای برای ایجاد ذهنیت ” استقبال کننده از تغییرات” در زندگی ات داری؟
با توجه به اینکه آگاهی های این فایل های ناب به صورت عمل محور توسط استاد طراحی شده ، و از اونجایی که من در حال حاضر و دقیقا الان در دل یکی از بهترین تغییرات زندگی بودم و چون مقاومت کمتری داشتم و نتیجه این شد که درهایی از نعمت و برکت برام باز شده که دقیقا میتونم بگم معجزه رخ داده برام ، میبینم هر چقدر کمتر مقاومت کنم و بیشتر سعی کنم از تغییرات استقبال کنم و نقاط مثبت و ببینم ، قطعا نعمت و برکت و ثروت بیشتری برام به همراه داره ، میخوام سعی کنم به ترس هام غلبه میکنم ، ایمان و توکل و اعتقاد به رب به عنوان تنها فرمانروای جهان هستی در من بهبود پیدا میکنه و البته قانون رهایی و که یاد گرفتم چطور از اون استفاده کنم و ربط اون به موضوع ایمان و توکل برام دقیقا اینو تداعی کرد که در تغییرات فقط خیر و ثروت و نعمت هست به شرط پذیرا بودن من ..
العا که دقیق تر به این مثال نگاه میکنم ، هر کجا خودم سعی کردم به استقبال تغییرات برم ،درهایی از ثروت و نعمت وارد زندگیم شده ..
باور عادت دادن ذهن به اینکه تغییر خوبه و وقتی با آغوش باز به استقبال تغییر میریم ، قطعا اتفاقات خوبی برامون میفته و بیشتر یاد میگیریم و جهان اطرافمون و بهتر درک میکنیم ..
استاد شما برای من الگویی هستین که همونطور که حرفی میفرمایین ، عمل هم میکنین و من با عشق و لذت ، شمارو تحسین میکنم ..
هر چیزی که یاد گرفتم و باعث شده نتیجه بگیرم ، به خاطر صحبت های شما بوده که از صمیم قلبم از شما سپاسگزارم
بارون همچنان داره با زیبایی هر چه تمام تر میباره و پاکی و زلالی و پخش میکنه و به قدری هوا مطبوع و دوست داشتنی شده که این بوی خاک برام شده خوشبوترین عطر دنیا ..
سپاسگزارم از خداوند برای این لحظه و هدایت شدنم برای دیدن این فایل و اینکه انسان ماه و دوست داشتنی چون استاد جانم که ویژه ازشون سپاسگزارم و سر راه من قرار دادن
دوستون دارم
سلام خدمت استاد بزرگوار
ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده قسمت 4
وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟
استاد من خیلی به این سوال فک کردم و تغیراتی که در زندگیم داشتم را مرور کردم ، به این رسیدم که در این موارد خودم تصمیم به تغییر گرفتم و به استقبالش رفتم
مثل تغییر منزل و محل سکونتم
تغییر شهرم
تغییر پوششم
حتی آدم های زندگی ام
و در این موارد هیچ مقاومتی نداشتم و به خوبی و آگاهانه انجامش دادم
و باورهام این بوده که فرصتی پیش میاد برام که میتونم با آدمهای جدید ارتباط داشته باشم، تجربه های جدید کسب کنم ،به نعمت های جدید برخورد کنم ، جاهای جدید ببینم و خداروشکر با قدرت و صدرصد اطمینان انجامش دادم کلا تغییر را خیلی دوست دارم و بینهایت سپاسگزارخداوندم که این قدرت و توانایی را به من داده
چه تغییراتی در گذشته در زندگی شما رخ داده که در ابتدا در برابر آن تغییر به شدت مقاومت داشتی ؟
تغییر شغل که به خودم سخت میگیرم در این زمینه ضعیف عمل کردم همیشه، اما تجربه ای که در تغییر شغلم داشتم تغییر خوبی برام بوده، به اطلاعاتم افزوده شده، دوستان جدید پیدا کردم ، اعتماد به نفسم بیشتر شده و واقعا به نفعم بوده
عبارات تاکیدی:
تغییرات دنیای جدیدی را به من نشان میدهد
تغییرات من را دنیا دیده تر میکند
تغییرات احساسات خوبی به من میدهد
تغییرات چشمم را به نعمت های جدید باز و فرصت استفاده از نعمت ها را به من میدهد
تغییرات من را در مسیرهای دوست داشتنی قرار میدهد
تغییرات من را از کالبدی که دوست ندارم بیرون می آورد
در حال حاضر تغییری که باید در روند زندگی ام ایجاد کنم ، تغییرات درونی و ذهنی که در آنها ضعف دارم
و برنامه هایی که برای اجرای این تغییر دارم تمرکز و تعهدم به گوش دادن به فایل های روی سایت و انجام تمریناتم است که خودم را موظف دانستم هر روز انجام بدهم و خداروشکر با هدایت الله و وجود سایت بی نظیر استادم مشتاقانه تمریناتم را انجام میدهم
و از خداوندم سپاسگزارم همانطور که قدرت تغییر شرایط را به من داده قدرت تغییرات درونی نیز به من بدهد و هدایتم کند تا موفق بشوم
به امید پیروزی
با سپاس فراوان از استاد عباس منش که
صدای خداوند است برای راهنمایی ما
سلام به استاد عباسمنش عزیزم و دوستای گلم.
استاد من چون تنهایی زندگی میکنم موقع ناهار و شام و صبونه عادت داشتم یه چیزی ببینیم و یا گوش بدم حالا مثلا پادکست یا فیلم و سریال، تا اینکه یهو یه فایلای شمارو دیدم و گفتم بذار از این به بعد گاهی فیلم ببینم گاهی هم فایلای سایت عباسمنشو، خلاصه الان به وضعی رسیدم میخوام فقط موقع ناهار و شام بشه بیام فایلای سایت رو ببینم و اگه تمرین داره انحام بدم
تاثیرهم کم نداشته برام
دو روز پیش بام قرار بود لباسشویی جادویی که برام به صورت حادویی خریده بود دو طبقه و کلی پله و آسانسور بیاره بالا بعد برای اولین بار بعد از سه ماه که اینجا زندگی میکنم آقای ساکن در طبقه -1 رو دیدم و به طرز جادویی خوش برخورد و مهربون بود و گفت میخواید ببرید بالا لباسشویی رو؟ و توی این کار یه کمک اساسی به ما داد. خدایاشکرت
الان امتحان دارم و وقت غذا پختن ندارم و هر بار به طرز جادویی به دستم غذا میرسه، یه بار دوستم میاره، یه بار صابخونم میاره، اونم غذاهای خوشمزه هااا🫶،هر بار میرم بیرون میگردم ببینم راه حدید کجا هست از اون برگردم خونهاین دفه گشتم دنبال به سودرمارکت جدید و یه مغازه پیدا کردم که بغل گوشم بود و تاحالا ازش خرید نکرده بودم
خلاصه باید بگم که این فایلا واقعا خیلی خوبه و واقعا لذت میبرم ار حرفای استاد و از اینکه لحظه هایی که دارم غذا میخورم استاد میشنیه جلوم بام حرف میزنه و بعد بهم تمرین میده و انجام میدم
استاد عباسمنش عزیزم ممنونم ازت بابت این ایده های خفنت، ممنونم بابت این زندگی قشنگی که ساختی و اینکه شدی الگوی ما تا ما ببینیم که میشود🫶
به نام خداوند زیبا
استاد عزیزم سلام امیدوارم دنیا مث همیشه برکام شما باشه “دیروز که این فایل بارگزاری شد من توی اتاق دراز کشیده بودم و گوش میدادم روز جمعه بود و برنامه خاصی نداشتم وقتی به حرفای شما در انتهایفایل دقت کردم با خودم یه لحظه فکر کردم راست میگن استاد امروز تغییره هرچند کوچیک فایل رو تمام کردم و به دراور گوشه اتاق نگاه کردم و گفتم چرا من اینوگذاشتم اینجا ؟!بعد خودم جواب دادم بخاطره پنجره بعد سریع متر رو برداشتم و ارتفاع پنجره و دراور رو اندازه زدم بعد با تعجب دیدم دراور اصلا به پنجره نمیرسه که گیر کنه سریع دس به کار شدم اتاق رو جمع کردم و جای کمدها رو عوض کردم همین تغییر کوچیک کل صب منو گرفت و اینقدر اتاق دلباز شد که نگو گردگیری نزدیک عید اتاقم انجام دادم کلی هم فضا باز شد وپسرم کلی خوشحال شد همش در حال بدو بدو بود همسرم بهم کمک کرد وخلاصه کلی بهم حال داد و عصر هم یه بخش دیگه از خونه رو تغییر دادم بقدری دیروز برام خیرو برکت داشت که نگو و کلی خدا رو شکر کردم و دعا به جان استاد و چندبار به خودم افرین گفتم که فقط به فایل گوش ندادم و رد شم پاشدم و عمل کردم کلی انگیزه گرفتم و احساس خالق بودن بهم داد امیدوارم بتونم توی زمینه های دیگه هم خودم رو بهبود بدم از شما استاد سپاس گزارم که حتی توی فایل های رایگان هم به ما در راستای پیشرفت کمک میکنید امیدوارم خداوند انرژیش رو به خودتون برگردونه دوستون دارم ️
سلامم به استاد عزیز و خانم شایسته
این مقاومت در برابر تقییر چیزی بود که من داشتم خودمو به نابودی میکشیدم
دقیقا شهریور ماه 1401 بعد از یسری موضوعات از من خواسته شد تا واحد حسابداری شرکت و ترک کنم و تو یکی از شرکت های زیر مجموعه فعلا کار دیگه ای انجام بدم
خب من شغلم و دوسداشتم ولی اون مدیرمالی و محیط اصلا دوستنداشتم چند بار هم پیشنهاد بهم شده بود که بیام تواین شرکت زیر مجموعه .
سر یه جریانی با مدیر مالی به مشکل خوردیم و ایشون دیگه نخواست که من اونجا باشم
بجایی رسید که گفتم بیام بیرون از اون شرکت و دنبال کار باشم خب من دو تا فرزند دارم و کلی خرج
چقدر ناراحت این موضوع بودم حتی تا 6ماه که گذشته همچنان دوستداشتم برگردم سرجام درصورتی که درسته اینجا اون شغل حسابداری و کامل نداشتم ولی خیلی از کارهاش توسط خودم انجام میشد
تا اینکه چند جا رزومه فرستادم و برای مصاحبه که رفتم دیدم چقدر چیز هست که من بلد نیستم و رفتم دنبال اینکه اطلاعاتم و ببرم بالاتر و چقدر هم انصافا چیز یاد گرفتم که باعث شد اعتماد بنفسم بالاتر بره دیگه از بی احترامی هایی که تو مکان قبلی بهم میشد خبری نیست و اینجا چقدر راحت ترم .
تو کامنت قبلی نوشتم از خدا خواسته بودم یه حسابدار کار بلد باشم که بعد از این تغییرات و کلی فکر کردن متوجه شدم خدا داره منو هدایت میکنه
یادمه تو یه فایلی گفته بودین اگر تغییر نکنید جهان با چکو لگد مجبورتون میکنه تغییر کنید و من انقد چسبیده بودم به جایی که بودم دیگه کارمون به جایی رسید که جهان مجبورم کرد تغییر کنم و چقدر الان از این شرایط رازی هستم .
اگر تو مکان قبلی میموندم هیچوقت یه حسابدار خوب نمیشدم
من کلا ذهنم خیلی محتاط عمل میکنه و خیلی آسیب ها از همین شخصیتم میبینم
من اگر بتونم یخورده از تقییر نترسم خیلی بیشتر میتونم پیشرفت کنم
استاد از شما بی نهایت سپاسگذارم بابت این فایل هایی که کلی شما و خانم شایسته دارین زحمت میکشید
چقدر از توحید عملی قسمت 10 درس گرفتم
اینکه خدا چقدر میتونه نزدیک باشه به ما
بی نهایت از شما سپاسگذارم استاد
در پناه الله مهربان سالم خوشبخت سعادتمند در دنیا و آخرت باشید خدا نگهدار