ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4 - صفحه 29 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    252MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

528 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا آقچه لو گفته:
    مدت عضویت: 1049 روز

    به نام خداوند بخشنده و کریم

    سلام خدمت استاد عباس منش و همه عزیزان

    سوال:من در مقابل تغییر در بعضی مسائل خیلی مقاومت دارم و در بعضی مسائل کم مثلا در تغییر جای خوابم خیلی مقاومت دارم و به راحتی خوابم نمیبره یا در تغییر ساعت خوابم اما در بعضی مسائل مقاومت کمتری دارم کلا بیشتر مسئله من برای مقاومت در مقابل تغییر بحث خواب هست مکان و زمان و تاریکی سکوت و… سعی میکنم که مقاومت کمتر کنم و به دیدگاه رشد نگاه کنم.ولی در کل تغییرات را به عنوان رشد میبینم.

    تمرین:

    ما در مقابل اثاث کشی خیلی مقاومت داشتیم و اما هر کار کردیم در آن زمان صاحب خانه راضی نشد ما بشینیم و ما اثاث کشی کردیم و آمدیم به خانه جدید و کلی چیزهای جدید نصیبمون شد مثلا آشپزخانه بزرگتر شد صاحبخانه جدید عالی دستشویی نزدیک خانه و هزاران خوبی دیگر کوچه باز جای پارک راحت تر و…

    استاد همانطور که گفتم در مقابل خواب خیلی مقاومت دارم ولی الان سعی میکنم که تغییرش بدهم مثلاً جای خوابم باید تاریک مطلق میشد حتی چراغ تلویزیون که چشمک میزد را می‌کشیدم تاریک مطلق ولی الان خودم سعی میکنم چراغ چشمک زن را میزارم تا عادت کنم از تنها خوابیدن میترسیدم ولی به لطف خداوند و همکاری بچه های عقل کل این تغییر را در خودم ایجاد کردم و از این به بعد هم سعی میکنم خیلی تغییراتی که در مقابلش مقاومت دارم را کم کم عوض کنم

    استاد عزیز سپاسگزارم از فایل بی نظیرتون

    و سپاسگزارم از خداوند که فرصت شنیدن و فکر کردن به این فایل را به من داد خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    راستی از دیشب کلی بارون اومده در شهرمون بازم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    زهرا زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1417 روز

    به نام خدا

    سلام به همگی

    از دست دادن پدر و مادرم تلخ ترین و منفی ترین اتفاقی بود که برای من افتاد اما دقیقا شروع تغییراتم وپیشرفتم از همون نقطه شروع شد.

    من قبلا مدام از خونه قهر میکردم به خونه پدرم میرفتم ومدام همسرم رو مقصر همه اتفاقات بد میدونستم و حاضر نبودم اشتباهات خودمو بپذیرم و اوضاع روز به روز بدتر میشد احساس میکردم یه چیزی باید تغییر کنه ولی انگار از روبه رو شدن با ویژگی های بدم واهمه داشتم وبه آغوش پدرم و مادرم پناه میوردم اون بنده های خدا هم تا میخواستن چیزی بهم بگن یه بلبشه ای راه مینداختم بیا و ببین که آااااای من تو این رابطه مظلوم و قربانی هستم واونا هم چیزی نمیگفتن

    تا اینکه از دست دادمشون و باز هم مشاجرات من با همسرم تمومی نداشت و از اونجایی که من دیگه راهی برای فرار نداشتم مجبور شدم با دیو یا بهتره بگم دیوهای ویژگی های بدم روبه روبشم و اون هارو قبول کنم و روی خودم کار کنم و خدا رو شکر الان به اندازه ای که تغییر کردم جهان هم پاداش هاشو بهم داد(اوضاع من در حدی بود که دختربزرگم چند شب پیش موقع شام خوردن یه دفعه ای بهم گفت مامان تو قبلا خیلی وحشی بودی.خنده. ومن خدارو شکر کردم بابت این تغییرات.) ومطمئنم اگر بیشتر تغییر کنم اوضاع هر روز بهتر و بهتر میشه

    راستی امروز بچه هامو که به مدرسه رسوندم زمان برگشتم به خونه از یه مسیر جدید اومدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    زینب معرفی گفته:
    مدت عضویت: 1614 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان

    و همه ی دوستان عزیز

    وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

    من یه سری تغییراتی که رخ میده یا اگه قراره اتفاق بیفته کاملا با آغوش باز این تغییرات و می‌پذیرم اتفاقا هم خیلی برای من لذت بخشه چون هم حس و حال خوبی بدست میارم هم تجربه ی جدید کسب‌ میکنم

    به عنوان مثال اگه قراره محل زندگی من عوض بشه کلی هیجان دارم برای تجربه ی مکان جدید تر آشنایی با محیط جدید و مثال دیگه اگه تغییراتی در دکوراسیون خونه انجام میدم خیلی حس و حالم خوب میشه و انرژی خوبی میگیرم از این کارم

    حتی تغییر در شیوه ی درست کردن غذا هم برام لذت بخشه و بارها این کارو انجام دادم

    تغییر در مسیر رفت و آمد هم خیلی برام خوشاینده و کلا من از اینکه همیشه بخوام یه مسیر و برم و برگردم برام خسته کننده و کسل کننده ست

    همیشه دوست دارم جاهای جدید برم از مسیر های جدید برم چیزهای جدید کشف کنم خیلی برام دلچسبه

    اما در مورد یه سری تغییرات دیگه مقاومت نشون میدم

    برای مثال اگر بخوام باشگاه مو تغییر بدم هزار تا بهونه میارم که همون باشگاه باشم و نخوام باشگاه دیگه ای برم

    کاملا هم میدونم دلیل شو

    من خیلی دیر و خیلی سخت میتونم با آدما ارتباط بگیرم و همیشه ورود به یه جای جدید و ناشناخته برام مثل کابوس وحشتناک میمونه ترس و خجالت منو میکشه

    میدونم بخاطر پایین بودن عزت‌ نفس و اعتماد به نفسمه که دارم تو این زمینه روی خودم کار میکنم و خیلی دوست دارم که با دوره احساس لیاقت شروع کنم

    خلاصه برخورد با آدمای جدید و رفتن به جای جدید ی که هیچ آشنایی با آدمای اونجا ندارم بسیار برام کار سخت و طاقت فرساییه که حتی اگه بخوام انجامش بدم مدتی میگذره که بتونم خودمو با اون جو اداپته کنم

    و هر کسی منو از بیرون ببینه فکر میکنه آدم مغروری هستم در حالی که از درون بسیار آدم مهربان، خوش قلب و دوست داشتنی هستم

    چه تغییراتی در گذشته برای شما رخ داده که نتایج خوبی داشته؟؟

    بیشتر تغییرات مربوط به شخصیت و رفتارم با دیگران مخصوصا با همسرم که باعث شده رابطه ی بهتر و قشنگ تری داشته باشم

    به عنوان مثال اگر قبلآ زود از دست همسرم ناراحت میشدم یا در برخی مواقع که کار به جروبحث می‌کشید با کمک آموزش های شما استاد عزیزم تونستم که زیادی جدی نگیرم تونستم خیلی بهتر ذهنمو کنترل کنم و دنبال نکات مثبت همسر و دیگران باشم که تو این زمینه به نظرم خیلی خوب هم نتیجه گرفتم که البته دوست دارم باز بهتر و بهتر بشم

    یه تغییر خوب دیگه ای که برای من اتفاق افتاده که البته خودم آگاهانه انجامش دادم اونم در راستای کنترل ورودی های ذهنم بود اینکه همیشه در گذشته دوست داشتم حالا به هر طریقی تو جمع دوستان حالا چه جمع های خانوادگی چه دوستانه باشم و بگیم بخندیم وقت بگذرونیم باشه که اون زمان ها برام خیلی هم لذت بخش بود

    اما از موقعی که خداوند هدایتم کرد به این مسیر کلا از این دور همی ها و رفت و آمد های پوچ و تو خالی فاصله گرفتم و الان با تنهایی خودم خیلی لذت میبرم چون برام مهم شده که مواظب ورودی های ذهنم باشم

    و این تغییراتی که بوجود اومده رو خیلی دوست دارم

    چون زندگی در حال حاضر من یه زندگی هدفمنده و باری به هر جهت نیست و این بی نظیره برای من

    عبارات تاکیدی درباره‌ی تغییر:

    از اونجایی که جهانی که درش زندگی میکنم جهان پویا و دائما در حال تغییره منم با هر تغییری پیشرفت میکنم

    چون جهان هر لحظه در حال پیشرفت و گسترشه

    از اونجایی که خداوند فقط برای من خیر و خوبی میخواد پس هر تغییری مسلما برای من خیر و برکت خواهد داشت

    ثابت بودن و بی تحرکی =با فاسد شدن و از بین رفتن

    تغییر و حرکت=با پیشرفت و گسترشه

    تو دل هر تغییری پیشرفت و بهبود هایی هست که حتما بهشون میرسم هرچند اگه اول شاید برای ذهن من مبهم باشه

    چه برنامه ای دارید که خودتون آگاهانه تغییراتی در زندگی تون ایجاد کنید؟

    تغییراتی که دوست دارم در رفتارم ایجاد کنم اینه که بتونم

    به هر کسی که میبینم یا روبرو میشم با لبخند سلام کنم

    چون من همیشه وقتی جایی میرم مثلأ باشگاه فقط به کسانی که قبلا یه شناختی ازشون دارم سلام و احوالپرسی میکنم در حالی که قلبا دوست دارم به همه‌ی افرادی که اونجا میبینم سلام کنم همیشه تو همچین مواقعی یاد مریم جان میفتم که هر کجا میرفتن با لبخند سلام میکردن

    و دیگه خیلی دوست دارم خودمو به چالش بکشم و باشگاه جدیدی ثبت نام کنم

    اینها تغییراتی که میدونم باید انجام شون بدم ولی هر بار مقاومت کردم

    خدایا خودت کمکم کن همیشه در راستای پیشرفت خودم تغییر به جا و به موقعی در خودم رفتارم شخصیتم کارم روابطم انجام بدم.

    سپاسگزارم استاد عزیزم بخاطر این فایل ارزشمندتون

    خداوند به شما سلامتی بیشتر و عمری طولانی بدهد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    فیروزه محسنی گفته:
    مدت عضویت: 1482 روز

    به نام خداوند آفریننده زیبایی ها

    سلام ودرود فراوان براستادعزیز ومریم جان نازنین وهمه خانواده صمیمی والهی عباسمنش

    خداراسپاسگزارم فایل جدید استاد رادیدم ودرمورد واکنش به تغییرات درزندگی است

    این موضوع یکی ازپاشنه اشیلهای من است

    وبابیشتر تغییرات مقاومت دارم

    ومدتی طول می‌کشه هرتغییری راوارد زندگی کنم

    بیشتر کارهای روتین راانجام میدهم ولی بعد آشنایی باسایت محبوبم وشنیدن آگاهی های عالی که استاد ارائه می‌دهند دارم بهتر میشم

    من ماشین دارم ورانندگی هم بلدم وسالهاست رانندگی کردم ولی به شکلهای مختلف خیلی کم ازماشین استفاده میکنم و بیشتر بااسنپ رفت وآمد میکنم واکثر اوقات ازمسیرهای مشخص که همیشه می‌روم بازم میروم

    استاد شما درست می‌فرمائید که تغییرات باعث بهبود ورشد شخصیت وکار وزندگی ما میشه ولی دل وجرات زیادی هم میخواد

    قدم اول رابرای تغییر برداشتن خیلی مهم است وبعدش دیگه آدم روی روال می افتد

    برای پیاده روی ازمسیرهای مختلف رفتن را امتحان کردم وخوب بوده وجاهای جدید وزیبا دیدم ورستورانهای مختلف راامتحان میکنم وبرای خرید سعی میکنم همیشه یکجا خرید نروم وازفروشگاههای مختلف خرید کنم

    برای تغییر محل کار ومهاجرت ازشهرستان به تهران سه سال قبل اقدام کردم که اولش دلهره داشتم ولی بعد عادی شد برام واز نتیجه راضی هستم ودرامدم بیشترشد وشرایط کاری عالی شد

    استاد عزیز غلبه بر مقاومت‌ها برای تغییر کارراحتی نیست وباید خیلی روی خودم بیشتر کارکنم انشالا به کمک خدا وراهنمایی های شما موفق می‌شوم

    درپناه خدا سلامت وشاد وسرفراز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    پریسا شعبانی گفته:
    مدت عضویت: 2974 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    خداوند زیبایی ها و خوبی ها ،

    سلام استاد عزیز و دوستان عزیزم

    من پریسا شعبانی هستم از شهر زیبا و ثروتمند آمل

    تغییر برای من خیلی لذت بخشه از همون زمانهای کودکی

    حالا زیاد با این بحثهای رشد و پیشرفت اشنا نبودم اما دوست داشتم و دارم

    چند مثال میزنم براش من از بچه های دوره سلامتی هستم

    من بدون هیچ مقاومتی پذیرفتم حرف شمارو

    هی ذهنم میخاست شما رو نفی کنه اما خوب من با تغییر مسئله ای‌نداشتم

    شما سایت رو ب انگلیسی گذاشتید و‌من از اون تایم تا حالا هر روز ب مدت 45 دقیقه زبان میخونم

    خوب خیلی ارزش داره برام

    کلا بازم‌ میگم یه چیزی که تغییر نکنه و ی روند ثابتی و طی کنه من ازش فراری هستم

    تو‌تغییر دکور منزل همیشه فعال هستم

    من عاشق چیزهای جدیدم ،البته نه اینکه برم سیگار بکشم یا مشروب بخورم بگم‌جدیده ،ببینیم حسش چجوریه ،خیر ،

    ارزش خودم و تغییرهای که دور نمای خوبی داره و تجسم میکنم و‌میبینم ک خوبه و بسم الله حرکت

    راجب تغییر دکور که استاد باز هم برای من صدق میکنه ،بسیار تنوع طلب ،همون امکانات و هی تغییر میدم

    حتی تشت بزرگ حمام و صندلی ها رو‌ تغییر میدم (یه گوشه دیگه میزارم)دوست دارم

    در زمان‌ نامزدی رفتار پرخاشگری داشتم که اگه همون رفتار ادامه داشت من تجربه زندگی عالی رو حس نمیکردم

    و تغییر دادمش (البته در این زمان دیگ شما راهنما ما بودید)

    من در زمان پندمیک بازار آنلاین لباس زدم (درسته باورهام مسئله داشت و فکر میکردم این دیگه نهایت فرصته ،اما خوب شوق و ذوق بود و باعث شد من انگیزه بگیرم برای استارت کار )

    اما خوب من خودم‌ و تغییر دادم

    اتفاقا یه برنامه کودکی بود به نام‌شگفت‌انگیزان و بچه ها رو دعوت میکردن خیلی برام جالب بود 99٪بچه ها میگفتن کرونا بود ما حوصله امون سر رفت و شروع ب اینکار کردیم با‌کمک مادرمون

    خیلی رویایی هستن این بچه ها ،بدون هیچ مقاومتی میپذیرن

    راجب بحث جمله تاکیدی

    قبل اینکه شما عرض کنید جمله خودتون و من فایل و استوپ‌دادم و‌گفتم پریسا تو‌چی میخای بنویسی ؟؟

    گفتم من در جهت‌مثبت و مسیر درست هستم و هر تغییری ب نفع منه و باعث رشد منه ،مثل یه تیرکمون من و حل میده به سمت جلو

    و گوش دادن این فایل پربرکت برام هماهنگ شده با نشانه امروزم گفتگو‌ با استاد‌جلسه 5

    و جلسه 6 کسب و‌کار شخصی

    نمیدونم چه تغییری باید تو‌خودم ایجاد‌کنم

    همش شک و تردیده،ک این‌ شک‌و‌ تردید قدرت تصمیم گیری و از انسان میگیره

    خداوندا من تیکه ای گوشت و استخوانم تو‌من را حمایت کن ،تو من و هدایت مستقیم‌و‌واضح بکن ،الهی آمین

    اگه بخای یه تغییری ایجاد‌کنی در حال حاضر اون‌ چیه پریسا جان؟؟؟؟؟؟؟

    من همیشه در حال تغییر هستم ،همیشه

    اما در حال حاضر روح ام تشنه کسب و‌کار شخصی هست و فعلا دارم 2/3 تا میکنم برای اینکه ببینم‌ تو‌چه فیلدی دوست دارم استارت بزنم

    ورزش،همون لباس،نمیدونم ،

    در کل تمام این فایلها نشانه ای محکم و واضح هستن برام که داره ضربه های آخر میخ ام خورده میشه

    و احساس برکت عجیبی دارم به این دسته بندی فایلها

    سپاسگذارم از شما استاد عزیز ،شما جزو سپاسگذاری های هر روزه من هستید

    ب‌امید دیدار شما در آمریکای کالیفرنیا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    سمیر گفته:
    مدت عضویت: 2143 روز

    سلام خدمت همه استاد وقتی راجع به تغییرات ک در زندگی ایجا کنیم داشت حرف میزد من واقعا مقاومت خاصی نداشتم منم از اینکه کار ها تکرار شود یا اینکه بخایم یک جای ثابت باشیم اصلا خوش نمیاد و اذیت میشم و همیشه اگاهانه دنبال تغییرات بودم و به نظرم بهترین کار شروع کردن از کار های کوچیک است

    اره اویل شاید سختتر به نظر برسد ک چگونه برخورد کنیم با اون شرایط جدید.

    بعد میفهمی ک همین شرایط جدید چی قدر لذت بخش است وقتی کمی تغییر میکنیم تغیر در احساس مان اعتماد به نفس و شخصیت انسان رخ میده .

    قرار نیست جای ثابت باشیم و همه چیز همونجوری ک بوده باشه ما باید اگاهانه دست به تغییرات بزنیم

    گاهی هم دنیا به با زبان اشاره و علامت هایش نشان میدهد ک وقتی تغییر است و باید سریع بفعمی و عمل کنی ک تا جای ک دیگه اوضاع بدتر نشده و رنجش بیشتر نشده

    ما با تغییرات احساس سر زندگی و لذت بردن و مفید بودن میکنیم اساس دنیا بر تغییر کردن است همه روز همه چیز به روز میشه امکانات ادما شرایط زندگی همه چیز تا الان در حال تغییر است و بهبود پیدا کرده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    سعید رضا رادمنش گفته:
    مدت عضویت: 2730 روز

    سلام به استاد عزیزم

    شاید باورت نشه استاد هر روز صدها بار این فایل رو گوش دادم حتی

    توی حمام هم می رفتم صدای شما با من بود این اهمیت مطالب

    شما رو می رسونه چشام باز میشه و روشنایی روز که توسط خداوند بهم

    هدیه میشه اولین کار شنیدن فایلهای بسیار بسیار مهم شماست و درک

    اونا و آهسته آهسته تبدیل شدن به شخصیتم و رفتارم در عمل که این

    زمانبر هست .

    اما تغییر در زندگی روزمره چیزی است که توی خیلیا ممکنه با ترس و

    دلهره همراه باشه

    تغییر در کسب و کار مهارتهای لازم خودش رو می خواد و کسب مهارت

    هم ساده نیست چون در ابتدا باید بدونی عاشق چه کاری هستی پس

    از اون مهارتهای لازم رو بیاموزی و باز زمانبر هست

    و از همه مهمتر تغییر در نوع روش رفتارهای ما که به عادتهای ما تبدیل

    شده حاصل سالهای سال تکرار آنهاست و جزو سخت ترین کارهای ممکن

    هست و هر شخص مقاومتهای خاص خودش رو داره که آیا این کار به

    صلاحش هست یا خیر و با کلی سخت گیری شاید تغییر کنه یا منصرف

    بشه از تغییر . و اکثرا منصرف میشن

    و حتی بعضی وقتها بارها سرمون به سنگ می خوره از تغییر نکردن اما

    حاضر نیستیم تغییر کنیم .

    استاد برای خودم همینطوره اما خیلی نادره

    به خودم میگم این یک کار و خوب فهمیدم اما چون وارد جزییات نشدم

    و اکثرا با یک تغییر جزءی کار رو خیلی راحت تر آدم میتونه در زمان کمتری انجام

    بده اما چون انسان مقاومت میکنه هم کار طولانی تر به نتیجه میرسه و هم هزینه

    بیشتری براش در بر داره و من خودم باید بارها خودم رو دلداری بدم که اگر می خوام

    آسون بشم برای آسونی ها باید اول تغییر رو با آغوش باز بپذیرم .

    و این در تمام ضمینه ها و در پهنای زندگی صادق هست .

    و استاد هر شخص چون تجربه های متفاوتی داره و نسبت به تلاش خودمون نتایج

    متفاوتی هم قطعا داریم این کاری که شما میفرمایید چه تغییری رو انجام دادم

    که به نفع من بوده خودم همیشه و همیشه تغییرات بنفعم بوده چون اولا با تنها

    و تنها و بیشتر مواقع از خداوند هدایت خواستم و صد در صد تمامی موارد در بهترین

    شرایط ممکن انجام شده بطرز شگفت انگیزی و غیر قابل باور بوده برای خودم و حتی

    به خاطر اینکه باور پذیرتر بشه برای خودم برای نزدیکترین اشخاص زندگیم تعریف

    کردم و تحسین کردم احسن الخالقین رو هزاران بار .

    و خودم قبول کردم که در دو مسأله مشکل دارم اینکه انسان فراموش کاره دوم خطا

    کاره پس اصلاح میسر یا به قول شما تغییر در اکثر مواقع ضروری است .

    استاد اون تمرینی که خودت آگاهانه از تغییرات کوچک هم شروع کنی بسیار بسیار لذت بخش

    بود برای من و ازتون سپاسگزارم بابت این تمرین بسیار زیبا .

    و ساختن باورهای قدرتمند کننده که توی زندگی من جادو میکنه استاد . یکیش اینه که

    خداوند همیشه با زیر ورو کردن هر قسمتی که اراده میکنه اون موضوع رو بطرز شگفت

    انگیزی به بهترین وجه خودش کاملا متفاوت از گذشته خلق میکنه .

    استاد این دوره شگفت انگیزی که شروع کردین برای من مثل کلکسیون جواهر آلات

    میمونه و این گنج رو با تمامی حس های بدنم لمس میکنم می بویم مزه مزه میکنم

    گوش میدم و میبینم نتیجه این رو در گوشه گوشه زندگیم و از خدای خودم با تک

    تک سلولهای بدنم شاکرم بخاطر داشتن وجود بی نظیر شما استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    ملیحه کشمیری گفته:
    مدت عضویت: 1522 روز

    بنام خداوند هدایتگر و وهابم.

    سلام ب استاد عزیزم و همراهان گرامی در این سایت الهی.

    پاسخ ب سوال اول فایل:

    در کل زیاد با این مورد مشکلی نداشتم.شاید کمی مقاومت داشتم ولی حاد نبوده.

    مثلا از تغییر محل زندگی استقبال میکنم.راحت دکور خونه و جای وسایل و تغییر میدم در صورتیکه میبینم بعضیا حاضر نیستن سالهای سال جای ی صندلی رو تو خونه یا محل کارشون تغییر بدن.

    از تغییر تیپ و ظاهرم ب شکل نرمالش استقبال میکنم.

    مثلا هر 4،5 سال کلا فرم لباس پوشیدنم،ارایش مو و رنگ و …..عوض میشه.

    از همه رنگی لباس دارم.

    بعضیا رو میبینم سالهای سال فقط ی رنگ و ی مدل لباس میپوشن و موهاشون و ارایش میکنن و حاضر نیستن حتی برای ی بار امتحان کنن ی مدل دیگه رو.

    خداروشکر مقاومتی ندارم تو تغییر.

    قبل از زندگی ب شیوه ی قانون سلامتی،رستوران های جدید و غذاهای جدید و حتما تست میکردم.

    باورم این بود ک ارزششو داره ی بار امتحان کنم تا اینکه اصلا ندونم چی ب چیه.

    گیر نمیدادم ب ی رستوران یا ی مدل غذای خاص.

    از مغازه های مختلف خرید میکنم،گیر نمیدم ب ی جای خاص و ی برند خاص.

    الان ک یادم میاد فقط تو ی مورد برام تغییر خیلی سخت بود.اونم تغییر باشگاه و مربی ورزشی.

    سالهای سال با ی مربی و باشگاه کار کردم.این در صورتی بود ک اصلا محیط باشگاه و دوست نداشتم.

    تا چند سال پیش از همه مدل تیپ و شخصیت و اخلاقی،دوست و رفیق داشتم.ولی ی جایی رسید ک خسته شدم و دایره ی ارتباطیم و خیلی کوچیک کردم.

    تغییر بزرگی بود چون من معروف بودم ب رفیق بازی و دوست متنوع زیاد داشتن.

    الان فقط ی تعداد خیلی کم،و کنترل شده با همونا هم رفت و امد دارم.

    (البته از وقتی ب طور جدی شروع کردم روی خودم کار کردن،دیگه فرصتی نمونه برای رفت امدهای بیخودی و زیادی).

    ==================================

    تمرین های این جلسه:

    1-یکی از مهم ترین تغییراتی ک الان یادم میاد،تغییر در سبک زندگی کردن و شخصیتم بود.

    متوجه شده بودم، دلیل اینکه زندگی بر وقف مراد نیس و هر چی تلاش میکنم نتیجه ی مطلوبی حاصل نمیشه،برمیگرده ب سبک و شیوه ی زندگی کردن خودم.

    باید تغییرش میدادم تا نتایج هم تغییر کنه.

    سال 99 با ی استاد تلگرامی اموزش و شروع کردم و اسفند ماه سال 400 هدایت شدم ب این سایت الهی و شما استاد عزیزم.

    بدون هیچ مقاومتی یکی یکی فایل های دانلودی رو نگاه کردم و گوش دادم.حرف های استاد و وحی منزل دونستم.

    همه رو تو زندگیم اجرا کردم.

    تمام فایل ها رو گوش دادم و بعدش هدایت شدم ب 12 قدم و احساس لیاقت.

    با برخورد ب ی تضاد در سلامتیم متوجه شدم ک باید سبک و روش خورد و خوراکم هم تغییر بدم.

    وارد دوره ی قانون سلامتی شدم و بدون ذره ای مقاومت و بوجود اومدن سوالی ،تک ب تک گفته های استاد و بهش عمل کردم.چون کاملا ب استاد و اموزش هاش ایمان پیدا کرده بودم.

    الان ک 3 ماه از زندگی ب این شیوه میگذره نتایج فوق العاده ای گرفتم.نه تنها این تغییر سخت نبوده خیلی هم راحت بوده.الان دیگه این سبک زندگی برام خیلی راحت و روتین شده.

    این دوتا تغییر مهم و اساسی بوده برای من ک تو این مدت رخ داده و باید انجام میشد وگرنه معلوم نبود ب کجاها کشیده میشد وضع زندگیم.

    عبارت های تاکیدی:تغییرات منو رشد میدن مثل همه ی اون تغییراتی ک کردم و رشد کردم و نتیجه ی خوبی گرفتم.

    جهان در حال تغییره اگر من تغییر نکنم حذف میشم.

    آب ک ی جا بمونه،مرداب میشه پس منم نباید ایستا باشم و هر روز باید تغییر کنم.

    در حال حاضر تغییری ک باید بکنم افزایش درامدم هست و حتما حتما یادگیری یک زبان جدید ک خیلی علاقه دارم ب زبان ترکی استانبولی.

    برنامه ای ک برای اجرای این تغییرات دارم اینه ک:با توکل ب خدا و بستن کمر همت،کنار گذاشتن کمالگرایی و درست کردن اهرم رنج و لذت باید شروع کنم.خداوند هم هدایتم میکنه.

    برنامه ای ک برای ذهنم دارم اینه ک:ذهن عزیزم اصلا تغییر ترس نداره،خیلی راحته.هر تغییری انجام شده ب نفع من بوده پس از این ببعد هم همینه.

    جهان در حال تغییره.

    نمونه اش هم تغییر فصول.

    پس تغییر و جزوی از روند زندگی بدون…..

    سپاس گزارم استاد عزیزم بابت این فایل بینظیر.

    در پناه الله مهربان باشید/

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    منصوره گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیزم، مریم بانوی مهربان و همه دوستانم در این سایت الهی

    اول از همه از استاد عزیزم تشکر می کنم بابت این فایلهای پر از آگاهی که به اندازه محصولات ارزشمندند.

    حالا پاسخم به سوال:

    وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

    من در مقابل برخی تغییرات، واکنشم خیلی خوب بوده مثلا وقتی اوایل ازدواجمون همسرم گفت که میخواد شغلشو عوض کنه، نه تنها مانعش نشدم بلکه تشویقش هم کردم. دلیل این واکنشم این بود که پیشرفت و رشد همیشه برای من خیلی مهم بوده یادمه قبل از ازدواجم همیشه دنبال شخصی بودم که دنبال پیشرفت باشه. حتی وقتی برای بار دومم همسرم تغییر شغل داد من مشوقش بودم.

    شغل جدیدش در شهری بود که 30 کیلومتر با شهر خودمون اختلاف داشت و بعد از مدتی تصمیم گرفتیم که به اون شهر نقل مکان کنیم. در مورد این تغییر هم من کوچکترین مقاومتی نداشتم با وجود اینکه باید از خونه مادرشوهرم که رایگان در اختیارمون بود به خانه اجاره ای نقل مکان می کردم.

    ولی در بعضی موارد من در مقابل تغییر مقاومت کردم و اون موقع که باید دست به تغییر می زدم نزدم مثلا چند سال پیش توی شرکتی کار می کردم که خیلی تحت فشار روانی بودم و اذیت می شدم ولی بخاطر عزت نفس پایین و این فکر  که اونچنان کارم خوب نیست که جای بهتر بتونم کار پیدا کنم و باور شرک آلود که بهتر از این همکارها پیدا نمی کنم در اون محیط موندم و زمانی که به ناچار اونجا رو ترک کردم به جایی رفتم که از همه جهت از جای قبلی بهتر بود و همکارانی به مراتب بهتر هم داشتم. این اتفاق باعث شد که بفهمم آدم خوب همه جا هست و نباید به آدمها وابسته شد. البته اون موقع اصلا با قوانین آگاه نبودم.

    کلا خیلی جاهایی که احساس کردم تغییری برای پیشرفتم خوبه مقاومت زیادی نداشتم ولی بعضی جاها هم بخاطر کمبود عزت نفس مقاومت داشتم. 

    تمرین اول: تغییراتی که مقاومت داشتم اما به نفعم شده

    همون تغییر در محل کارم که بهش اشاره کردم جزو این موارد بوده است. یه مورد دیگه در زمان تحصیلم بود که برای پایان نامه فوق لیسانسم، استادی که می خواستم استاد راهنمام باشه گفت بخاطر تعداد زیاد دانشجوهاش نمی تونه منو قبول کنه و بهم پیشنهاد کرد که استاد دیگه ای رو انتخاب کنم و خودش استاد راهنمای دومم میشه. من اول خیلی ناراحت شدم ولی بعدا به نفعم شد. چون استاد دوم خیلی وقت می گذاشت و رابطه خوبی هم با من داشت.

    تمرین دوم: برداشتن قدمهای کوچک برای تغییر:

    در مورد امتحان غذاهای جدید یا مسیرهای جدید مقاومتی ندارم و الانم انجامش می دم ولی معمولا خیلی به تغییر دکوراسیون علاقه ندارم که الان می خوام در این زمینه هم انعطاف پذیرتر باشم.

    تمرین سوم: جملات تاکیدی در مورد تغییر:

    خدا در این مرحله جدید همراه منه و در حل مسائل بهم کمک می کنه.

    رشد و پیشرفت با تغییر ممکنه.

    تمرین چهارم: تغییراتی که می خوام در زندگیم اعمال کنم:

    الان در دو قسمت از زندگیم می خوام تغییر کنم و در واقع شروع کردم: یکی مدیریت بهتر زمانم در طول روزه که می خوام با تغییر برخی از رفتارهام از وقتم بهتر استفاده کنم و به آرامش بیشتری برسم‌.

    مورد دوم هم شروع کردن ورزش و پیاده رویه. قبلا تقریبا هر روز پیاده روی می کردم ولی الان مدتیه که رها کردم و می خوام دوباره از نو شروع کنم.

    خیلی نیاز دارم که در مورد ارتباط با آدمهای جدید روی خودم کار کنم و خودمو تغییر بدم چون از بچگی از ارتباط با آدمهای جدید طفره می رم.

    کلا از این فایل یاد گرفتم که از تغییر فرار نکنم و به ذهنم باج ندهم و اگه هم باورهای نامناسبی دارم که مانع تغییرم می شن اونها رو رفع کنم. مثلا در ارتباط با آدمهای جدید باورهای منفی دارم که مربوط به عزت نفسمه مثلا کسی دوست نداره با من دوست بشه یا من آدم جذابی نیستم و آدم کسالت آوریم و خلاصه از اینجور چیزها که مسلما باید باورهامو تغییر بدم تا منجر به عمل متفاوت و تغییر بشه.

    بازم ازتون ممنونم استاد عزیزم

    خدا رو شاکرم بابت بهترین و بزرگترین تغییر زندگیم که تغییر افکارم و پا گذاشتن در این مسیر هست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مرضیه رحیم زاده گفته:
    مدت عضویت: 724 روز

    سلام خدمت استاد عزیز

    من همیشه نبست به تغییر مقاومت داشتم هنوز هم دارم بخاطر دهنت و افکار منفی بینی که داشتم همیشه از تغییر و اتفاق جدید یا انتخاب جدید می ترسیدم و مقاومت داشتم الان که چند وقته که روی خودشناسی خودم کار میکنم و متوجه شدم بیشتر دهنت من منفی بوده و بیشترش هم حاصل دوران کودکی و محیط اون موقع بوده . الان متوجهش هستم و دارم روش کار میکنم ولی لین همون پاشنه آشیل من هست منفی بینی

    تو هررر اتفاقی سریع دهن من براش تصویرسازی منفی میکنه و ی سناریو منفی میسازه همش بخاطر این دهنت من هست که عادت کرده به منفی دیدن

    الان سعی میکنم تغییر بدم از زاویه مثبت ببینم بعضی موقع که سناریو منفی شروع به کار میکنه به خودم میگم آها باز این شروع کرد الان دیگه روش زوم نمیکنم و قطعش میکنم میگم چیزی نیست این فقط عادت ذهنی توجه

    الان بیشتر از تغییر استقبال میکنم پیشنهاد جدید میاد میگم اوکی نباید بترسم حتی بترسم میگم باید برم تو دلش و رفتم دیدم هیچی نشد همچی بخوبی گذشته الان شجاع تر و جسورتر شدم حتی طبق گفته شما سعی دارم تغیرات کوچک خودم ایجاد کنم

    بعصی جاها میدونم باید تغییر کنم لی هن ز تنبلی میکنم ولی اینجا قول میدم زود شروع کنم حتی این تغییرات کوچک و شجاعانه باعث اعتماد به نفس و حس خوب در من شدهمیشع بخاطر دید ضعفیم میترسیدم و خجالت میکشیدم برم باشگاه الان میرم یوگا و حس خیلی خوبی دارم و از اینکه دهنم تغییر کرده و شجاعت بیشتر شده خیلی خوشحالم و این دید بهم داده که ببین شد ببین تونستی پس تو کارای دیگه هم میتونی پس تلاش کن و حرکت کن

    خدایا شکرت

    ممنون استا از بودنتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: