ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4 - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    252MB
    27 دقیقه
  • فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4
    26MB
    27 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

528 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1218 روز

    درودبه استادبی نظیرم ومریم نازنینم

    وهمه دوستان عالیم

    وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

    خدایاشکرت بابت دریافت آگاهی های ناب که توسط استادعزیزم دریافت کرده وچقدرزندگی به کام مان شیرین ودلچسب شده است وهمه چیزدرحال تغییرات به سمت رشدوپیشرفت درتمام زمینه ها است واستادجانم، آنقدر باالگوقراردادنتان وعمل به راهکارهای طلایی که درفایل هادربافت کرده وهرروزبرایم ادامه دارد،بازسازی عمیقی ابتدادرشخصیت وبعدزندگیم صورت گرفته وبه تنظیمات عالی کارخانه برگشته ومجددمثل کودکی شدم که بی خیال ازهرگونه اتفاقی ،آغوش خودرابرای هرتغییرآگاهانه بازگذاشته ام .

    وقتی درمسیررشدوپیشرفت ناامیدنمی شوی وفارغ ازهراتفاقی ایمان وتوکلت رابااحساس عالی حفظ می کنی خداوندهم سربلندت می گرداندونتایج عالی رقم می خورد.

    استادم ماشاگردشماهستیم واگرشاگردواقعی خودرابدانیم بایددراقیانوس این حجم ازکلام شمادرموردتغییرات ونحوه برخوردشماردرموردآنها آموخته باشیم وغرق باشیم دراین همه آگاهی وخودرابه چالش بکشیم.

    اصلا شک نکنیم ،،خداوندمارابه این مسیرزیبا هدایت کردوماهم جززیبایی ورشدوپیشرفت چیزی ندیدیم ویک الگویی عالی برای لذت بردن وتجربه یک زندگی سراسربهشتی راعطاکردومن هرروزسعی کرده ام دراین مدت جادویی کناراستادم وعمل کردن به راهکارهای ایشان به لطف خداوند ازهرلحاظ این زندگی راتجربه کنم .

    امروزدرموردکسب وکاری که عاشقش بودیم در کارکرددوباره باعشق قدم اول فایل چهارم آن، تجربه خودرانوشتم ،خداوندوقتی توراعاشق تغییرات به سمت رشدوپیشرفت درهرزمینه ای ببیندشاهکارمی کند.

    من همیشه عاشق تغییرات هستم.

    دستان من برای تغییرات دردستان پرقدرت خداونداست.

    درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید، عاشقتونم.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    فهیمه زارع گفته:
    مدت عضویت: 3287 روز

    بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست

    إِذْ قَالَ اللّهُ یَا عِیسی ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَعَلَی وَالِدَتِکَ إِذْ أَیَّدتُّکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَالتَّوْرَاهَ وَالإِنجِیلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْراً بِإِذْنِی وَتُبْرِئُ الأَکْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِی وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَی بِإِذْنِی وَإِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَنکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَـذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِینٌ

    زمانى که خداوند فرمود: اى عیسى پسر مریم! نعمتم را بر تو و بر مادرت یاد کن. آنگاه که تورا با »روح القدس« (جبرئیل) تأیید کردم. در گهواره (به اعجاز) و در بزرگسالى (به وحى) با مردم سخن گفتى، و آنگاه که کتاب و حکمت و تورات و انجیل به تو آموختم، و (فراموش مکن زمانى را که) به اذن من از گِل (چیزى) به صورت پرنده ساختى و در آن دمیدى، پس با اذن من پرنده اى شد، و با اذن من کور مادرزاد و پیسى گرفته را شفا مى دادى، و آنگاه که به اذن من، مردگان را (زنده) از گور بیرون مى آوردى، و (به یاد آور) زمانى که (دست ظلم) بنى اسرائیل را از تو کوتاه کردم، آنگاه که تو دلایل روشن برایشان آوردى، پس کافران از ایشان (درباره ى معجزات تو) گفتند: این، چیزى جز سحر آشکار نیست.

    خدایا…

    پاییز داره آرام‌آرام از شاخه‌ها می‌ریزد،مثل واژه‌هایی که از لبان دلم فرو می‌چکند تا به گوش تو برسند.

    باد، پیام‌آور سکوت توست، و من هر بار که صدای خش‌خش برگ‌ها را می‌شنوم،احساس می‌کنم داری آرام در گوشم می‌گویی:

    «من هنوز اینجایم.»

    خدایا…

    سپاس که در روزهای زردِ این فصل،دل مرا سبز نگه داشتی.

    سپاس از تو که حتی وقتی اشک شد، لبخند ساختی،و از خستگی‌هایم، شکوفه‌ی باور آفریدی.

    تو می‌دانی،

    من در این پاییز، یاد گرفتم رها کنم،هم آن‌که باید می‌رفت، و هم خیالی که نمی‌مانْد.

    و هر بار که برگی افتاد، دانستم که افتادن هم گاهی نوعی زیستن است.

    خدایا،

    من به برگ‌هایی که ریختند می‌گویم «سپاس»،

    چون به من یاد دادند وابسته نباشم.

    و به آسمان گرفته‌ی غروب‌ها می‌گویم «شکر»،چون یادم انداخت پس از هر ابری، نوری هست…نوری که از توست.

    ای مهربانِ همیشه حاضر،اگر دستانم خالی است،اما دلم پر از نام توست؛و این برایم کافی‌ست،

    در آخرین روزهای پاییز،در آستانه‌ی لبخندِ زمستانی که تو وعده داده‌ای.

    مرسی که هنوز دوستم داری،بی‌قید،بی‌حَد،مثل آغوشِ بی‌منّتت،

    که خانه‌ی خسته‌ی دلم است.

    سلام به استاد توحیدیم

    سلام به استاد شایسته مهربانم

    سلام به دوستان بهشتی ام

    خدارو سپاسگزارم به خاطر نشانه پربرکت امروزم

    تنها چیزی که هیچ وقت تغییر نمیکند ،این است یکسری چیزها تغییر میکند ،یعنی تغییر تنها چیزی است نمیشه جلوش رو گرفت

    ذهنیت قدرتمند کننده : اینکه باور کنیم تغییرات فرصتی است برای رشد وپیشرفت وتغییرات به گسترش جهان هستی کمک‌می‌کند

    سوال این قسمت:

    وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

    خواه تغییراتی سطحی مثل تغییر دکوراسیون، غذا و … باشد یا تغییرات جدی تری مثل تغییر در منبع درآمد، محل زندگی، رابطه عاطفی و …

    آیا در برابر آن تغییر مقاومت می کنی یا با آغوش باز از آن تغییر استقبال می کنی؟!

    آیا آن تغییر را فرصتی برای تجربه های جدید، ورود به دل ناشناخته ها و رشد و پیشرفت می دانی یا به چشم “اختلال در زندگی ات” به آن نگاه می کنی؟!

    من چون عاشق تنوعم به طبع تغییرات رو دوست دارم ،دوست دارم هرچند وقت یکبار دکوراسیون خونه رو تغییر بدم ،از مسیرهای مختلف برم مقصدی که مورد نظرم هست

    دوست دارم غذاهای جدید ،میوه های جدید رو تست کنم شاید بعد از خوردن آن اون غذا یا میوه رو دوست نداشته باشم ،ولی حداقل یکبار اون رو تست کرده باشم

    تا قبل از این آگاهیهابا اینکه در بعضی از زمینه ها مثل ،غذای جدید ،تغییر دکوراسیون خونه ،تغییری مسیر، آگاهانه دنبال این تغییرات بودم ولی از این زاویه که تغییرات فرصتی است برای رشد وپیشرفت وگسترش جهان نگاه نکرده بودم فقط چون حس خوبی بهم می‌داد، یه حس سرزندگی وهیجان ،اینکارها رو با عشق انجام می‌دادم ولی در مورد روابط عاطفی ویا منبع درآمدم بشدت ذهنم به دلیل باورهای محدود کننده ،مقاومت داشت

    چه تغییراتی در گذشته در زندگی شما رخ داده که در ابتدا در برابر آن تغییر به شدت مقاومت داشتی اما بعد از مدتی که آن شرایط تغییر یافته را تجربه کردی متوجه شدی نه تنها آن تغییر بد نیست بلکه چقدر به نفع شما بوده و چقدر به رشد شما کمک کرده است؟

    مورد اول برمیگرده به زمانی که برای یادگیری زبان انگلیسی به کانون زبان می رفتم ،طی چهار ترم استاد زبان ما یه آقای بسیار خوش برخورد ،با تسلط کامل به زبان انگلیسی بود ومن خیلی از آموزش‌های ایشون راضی بودم وزبان رو خیلی خوب کار میکردم ،وقتی برای ترم پنج رفتم ثبت نام گفتند استاد این دوره برای پایه شما عوض شده ،من همان جا اعتراض کردم ،حتی جلسه اول قبل از اینکه استاد بیاد سرکلاس من وتعدادی از همکلاسی ها رفتیم پیش مدیریت کانون جهت اعتراض به این تغییر استاد ،که مدیر گفت شما یه جلسه با استاد جدید بگذرونید راضی نبودید بعد یه فکری میکنیم همه ما با اکراه به کلاس برگشتیم وقتی استاد جدید آمد ،بعد از تدریس متوجه شدیم سطح آگاهی ایشون وطرز برخورد ورفتارش از استاد قبلی خیلی خیلی بهتره وحتی در زمینه مکالمه زبان انگلیسی هم با ما کار میکرد وبعد از چند جلسه یه گروه تشکیل داد واژه های رایج جهت مکالمه رو با ما به اشتراک میذاشت

    تجربه بعدی برمیگرده به جدایی از همسر سابقم ،که بخاطر شرک وباور های اشتباه که باید بسوزی وبسازی ،این سرنوشت توئه،وبخاطر باور کمبود بشدت ذهنم مقاومت داشت که از اون زندگی بیام بیرون ولی وقتی در برابر خداوند اقرار به عجز کردم وپای روی ترسام گذاشتم وبدون اقدام قانونی از اون زندگی آمدم بیرون خداوند درهایی به روم باز کرد که اصلا خودم فکرش هم نمیکردم وبعد به این مسیر هدایت شدم وبا کار کردن روی دوره عزت نفس وقانون آفرینش ،هم قانونی برای جدایی از همسرم اقدام کردم وهم با ساختن باورهای مناسب جهان بصورت معجزه وار ، مرا با همسرم آشنا کرد وبعداز آن متوجه شدم ترس‌های من توهمی بیش نبوده ،وزندگی ام در دست خودم هست وهیچ سرنوشت از قبل نوشته شده ای وجود ندارد،من می‌تونم در هرلحظه با تغییر افکارم زندگی ام را آنطور که میخوام خلق کنم

    مورد بعدی به زمانی برمیگرده که تازه به این مسیر هدایت شده وعضو سایت شدم ،اون اوایل ذهنم بشدت به فایل‌های سریال زندگی در بهشت وسفر به دور آمریکا مقاومت داشت ،ولی با بودنم‌در این مسیر وادامه دادن وتغییر مدار من از لحاظ فرکانسی کم کم مقاومت ذهنم نسبت به اون آگاهیها از بین رفت ،وبه لطف خدای مهربان دنبال کردن این فایلها شده برنامه روتین زندگی ام والان متوجه میشم چقدر اون آگاهیها به رشد من در این مسیر کمک کرده ومحدودیتهای ذهنی من رو از بین برده وزوایه نگاه من رو به مسائل زندگی ومحیط اطرافم تغییر داده وسبب شد ساعات بیشتری رو در احساس خوب بمونم وبیشتر سپاسگزار باشم

    مرحله دوم

    تعهد بیشتر برای کار کردن روی خودم

    با استفاده از اهرم رنج ولذت

    سعی کردم گام‌های کوچیک ولی آگاهانه بردارم ،اولین قدم کنترل واکنشهام نسبت به رفتار وحرفهای دیگران بود که به لطف آگاهی‌های دوره احساس لیاقت خیلی پیشرفت کردم

    برای کنترل ورودی‌های ذهنم ،سعی میکنم هرروز حداقل یه قسمت از سریال زندگی در بهشت یا سفر به دور آمریکا رو ببینم وآگاهیهای آن رو گوش بدم وکامنت بنویسم تا تعهد بالاتر بره

    شروع مجدد دوره هایی که تهیه کردم چون به این درک رسیدم که برای اینکه رشد کنم باید هرروز روی خودم کار کنم

    مرحله سوم

    جملات تاکیدی :

    من با آرامش و اعتماد به نفس به استقبال هر تغییر جدید در زندگی‌ام می‌روم.

    تغییر فرصتی است برای رشد، یادگیری و کشف توانایی‌های پنهانم.

    هر تحول جدید، مرا به نسخه‌ای بهتر از خودم تبدیل می‌کند.

    من با انعطاف، هوشمندی و امید در مسیر تغییر حرکت می‌کنم.

    ذهن من باز و آماده پذیرش تجربه‌های تازه است.

    من از تغییر نمی‌ترسم؛ آن را نشانه‌ی پیشرفت و تکامل می‌دانم.

    هر تغییر، هماهنگ با خیر و مسیر درست زندگی من اتفاق می‌افتد.

    با هر تغییر، قدرت و آگاهی من بیشتر می‌شود.

    من انتخاب می‌کنم با اشتیاق، نه با مقاومت، به تغییر پاسخ دهم.

    تغییر دوست من است؛ با آن رشد می‌کنم و شکوفا می‌شوم.

    مرحله چهارم

    یکی از تغییراتی که میدونم برای رسیدن به خواسته ام باید ایجاد کنم ساخت باورهای قدرتمند کننده در مورد سلامتی هست

    من باورهایی که بهم احساس خوبی بده رو ساختم واونا رو با واقعیت‌هایی که در زندگی ام باهاش روبرو شدم برا ذهنم منطقی کردم وحتی با صدای خودم ضبط کردم ولی هردفعه تنبلی میکنم که به این باور ها گوش بدم وتکرار کنم

    همین دیشب وقتی از خدا سوال کردم ،صبح حسی از درونم گفت شروع کن به تکراراین باورها واین نشانه مهر تاییدی بود بر اون الهام ،خدارو شکر صبح من اون باورها رو با احساس عالی تکرار کردم وبا به یاد آوردن نعمتهای وموقعیتهای قبلی به احساس خیلی خوبی رسیدم وبه خودم تعهد دادم هرشب وهر صبح این باورها رو تکرار کنم وروی خودم کار کنم

    خدایا شکرت…. شکرت ….شکرت

    عاشقتونم …..

    در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
    • -
      رویا مهاجرسلطانی گفته:
      مدت عضویت: 2511 روز

      درود و وقت بخیر خدمت دوست عزیز و نازنینم فهمیده ی زارع گرامی

      فهیمه جان چقدر از کامنتت لذت بردم ..

      چقدر با نظم و ترتیب و روان و شیوا و پر محتوا نوشتی

      چقدر آن برگ هایی که از زندگیت ریختن و گفتی سلام قلبم به شور و شوق افتاد!!!مرسی مرسی عزیزم که اینقدر با احساس نوشتی

      تغییرات گذشته آت خیلی به دلم نشست . آن کلاس زبان انگلیسی که استاد تون عوض شده بود اعتراض کردید و بعدش تونستی ذهنتتو کنترل کنی و با گذشت زمان به تدریس استاد جدیدتون علاقه مند شدید واقعا تحسینت میکنم آفرین دختر چقدر افکار قدرتمندی داری آفرین !!!

      همچنین زندگی گذشته آت رو رها کردی و با ورود همسر جدیدت دوباره امید و انگیزه و عشق و مهر و محبت و شور و شوق زندگی رو تجربه کردی واقعا تحسینت میکنم می‌دونم که از زندگی جدیدت راضی و خشنود هستی همیشه کامنت هاتو دنبال میکنم و از نگارشت لذت میبرم مرسی مرسی که میایی و برامون می نویسی فهیمه جان به امید خدا همیشه و همیشه در کنار عزیز دلت لذت عشق رو بیشتر از همیشه تجربه کنی و همیشه از نعمت های خداوند احاطه باشید به امید خدا همیشه شاد و سلامت و ثروتمند باشید

      و همچنین از کلمات تاکیدی در مورد تغییرات نوشتی خیلی لذت بردم با اجازه آت سیووش کردم و منم می‌خوام از این جملات زیبای تو استفاده کنم تا تبدیل به باورهای عمیق درونیم بشه !!!

      من هم همیشه تغییراتی در زندگیم پیش آمد که الخیر و فی ما وقع رو خیلی خوب درک کردم مثل تغییر مکانی که داشتم توی پروفایلم و در کامنت هام بارها و بارها نوشتم که در آن دوران قطعی اینترنت و مسایل خانم مهسا امینی برام به زیبایی اتفاق افتاد و خداوند آنقدر قشنگ برنامه ها را چیدمان و برنامه ریزی و هماهنگ کرده بود که هر روز از خداوند سپاسگذاری میکردم خانه ای که خیلی بهش وابسته شده بودم همسایه ها و دوستان فوق العاده ای رو آنجا پیدا کرده بودم ولی وقتی شرایط تغییر کرد مثل باد و طوفان عمل کرده بود و مثل برق و باد شرایط برام به زیبایی تغییر کرد و اومدم توی این خانه ی بزرگتر و بهتر و قشنگتر و نوساز!!! واقعا چقدر آن لحظات برام نگران کننده و دلهره آور بود ولی با کنترل ذهن و بلطف و فضل و کرم الهی خداوند منو روی شانه هایش نشاند و آورد به جای بهتر و امن تر و زیبا تر.. خدایااا ممنون و سپاسگذارم که بیش از سه ساله که در این خونه ی زیبا زندگی میکنم با یک مالک فوق العاده خوب خدا رو شکر …

      و الان دوباره یک احساس دیگری برام بوجود آمد و با تضادهایی فهمیدم که دوباره زمان تغییرات جدیدم فرا رسیده ولی ایندفعه بدون هیچ شکی و تردیدی به خداوند اعتماد دارم و می‌دونم که پلن های خوبی برام چیده و خودمو و تمام کارهامو به خودش سپاردم و هیچ مقاومت ذهنی برای تغییرات جدیدم ندارم و بقول استاد حتی خودم استقبال میکنم از این تغییرات . هر چند نمی‌دونم چه تغییراتی در راهه ولی می‌دونم الخیر و فی ماوقع در راهه خدایااا شکرت

      فهیمه جان ممنون و سپاسگذارم برای این کامنت با کیفیت تون که سبب خیر و برکت برام شد و همچنین نشانه ها و هدایتی برام شد تا این جملات تاکیدی رو بطور مداوم تکرار کنم اون هم با صدای بلند !!! الان در همین غروب خورشید اینا رو با خودم تکرار کردم و الان بازم می‌خوام دوباره تکرارشون کنم و بنویسم

      مرسی مرسی !!! فهمیه جان برات آرزوی موفقیت در تمام جنبه های زندگی رو دارم

      بهترینها رو از خدای قدرتمندم برای تو دوست عزیزم و همسر گرامی و برای همه مون خواستارم در هر شرایطی پر انرژی باشید و در مدار مومنتوم مثبت وصل باشی به انرژی منبع الهی

      IN GOD WE TRUST

      ما به خداوند اعتماد داریم

      یعنی بازم دارم روی مومنتوم مثبت حرکت میکنم و خدا می‌دونه که چه نشانه ها و هدایت هاو نتایج و پاداش های دیگری در انتظارم هست.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
      • -
        فهیمه زارع گفته:
        مدت عضویت: 3287 روز

        بنام خدایِ مهربانِ مهربان

        هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ لَهُ الْأَسْمَاء الْحُسْنَی یُسَبِّحُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ

        اوست خداوندِ آفریننده، پدیدآورنده و صورت بخش، بهترین نام ها و صفات براى اوست. آنچه در آسمان ها و زمین است، تسبیح گوى اویند و اوست تواناى بى همتا و با حکمت.

        سلام رویا جان رفیق بهشتی

        سپاسگزارم که با این نقطه آبی پربرکت واین آگاهی‌های نورانی قلبم را روشن کردی

        عزیزم از صمیم قلبم تحسینت میکنم وبه افتخارت ایستاده کف میزنم

        رویا جان شاهد رشد وپیشرفت درونی وبیرونی ات در این مسیر توحیدی بوده وهستم وخوشحالم وسپاسگزار خداوندی هستم که من رو با عزیزانی چون شما هم مسیر وهمقدم کرده است

        رویایِ عزیز باور کن وعده خداوند حقه وخداوند هیچ وقت دیر نمیکند وهراتفاقی که در مسیر درست با آن روبرو بشی همان اتفاقِ خوبِ هست

        خوشحالم که جملات تاکیدی برات مفید بودند

        «رویا جان، برایت آرزوی سلامتی پایدار، دلی آرام و روزهایی سرشار از نور و شادی دارم. امیدوارم همیشه در پناه مهربانی خداوند باشی.»

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    محمد آسوده گفته:
    مدت عضویت: 2912 روز

    درود به استاد عزیز و خانواده صمیمی عباس منش..

    واقعا با طرح این سوال ها درهایی از آگاهی به روی همه باز میشه ….

    خود من وقتی توی فرکانس خوب هستم تغییرات رو خیلی راحت می پذیرم و نتیجه فوق العاده می شه و وقتی توی فرکانس خوبی نیستم انگار یادم می ره و گاهی به شدت واکنش نشون می دم و بعدش از خودم تعجب می کنم که چرا اینجوریی رفتار کردم و البته که نتیجه هم رضایت بخش نیست…

    چند سال پیش به یکباره صاحب خونه اومد و گفت باید سریع تخلیه کنید و مادرم به شدت به هم ریخت ولی اون موقع چون با استاد آشنا شده بودم به مادرم گفتم حتما توش خیرتی هست و با اینکه واقعا شرایط خوب نبود و خونه هم گیر نمی یومد ولی احساسم خوب بود و متوکل بودم که دقیقا دو یا سه روز بعد همسایمون خونش رو تخلیه کرد و ما اولین گزینه برای اجاره کردنش بودیم و فقط اساسیه رو از این خونه به خونه انتقال دادیم و خونش هم از خونه قبلی و صاحب خونه قبلی بهتر بود…..

    یه بارم رفته بودیم شمال و روی قله کوه منتظر بودیم تا خونه ی رویایی که اجاره کرده بودیم رو تحویل بگیریم که متوجه شدیم اصلا رزرو نشده و ما بدون هیچ و جا و مکان بعد از ساعت ها رانندگی رو قله کوه مونده بودیم و همه حالشون گرفته شده بود و من بازم چون توی فرکانس خوبی بودم به بقیه گفتم حتما آخرش به نفع ماست که در عرض چند دقیقه یه نفر پیدا شد که چند تا خونه داشت و یکیش رو با نصف قیمت خونه ای که می خواستیم بگیریم با یه منظره عالی بهمون کرایه داد و ما چون ارزون تر گرفتیم یه شب اضافه هم وایستادیم و کلی خوش گذشت….

    البته قبل از آشنایی با استاد معمولا به شدت با تغییرات حالم گرفته می شد ولی الان خیلی وضعیت بهتر شده …

    بعد از فکر کردن به این فایل به یه موضوع جالب رسیدم و اون اینکه تغییراتی که به صورت اجتناب ناپذیر توی زندگی رخ می دن بااعتماد به خداوند و گفتن اینکه حتما توش خیرتی هست باعث میشه اون موضوع حتی اگه ظاهرش بد باشه بازم به نفعمون تموم بشه مثل این همه مثال که استاد گفتن توی زندگی خودشون و توی زندگی هممون هم وجود داره که قطعا و صدرصد اگه بعد از به وجود اومدنش ذهن کنترل بشه نتیجه به نفع شخصی که خودشو کنترل کرده تموم میشه ولی نه برای بقیه افراد…

    ولی در رابطه با تغییرات خود خواسته به نظرم موضوع یکم متفاوته واین رو به وضوح توی خیلی از موضوعات زندگی خودم و بقیه دیدم… وقتی من از شرایطی راضی نیستم اگر در مسیر و فرکانس درست نباشم هر تغییری هم که خود خواسته بدم احتمالا فایده نداره ولی اگر توی مسیر درست باشم اون تغییر به صورت هدایتی به سمتم میاد و به صورت واضح فرقش رو می فهمم که کدوم با ذهن خودم هست و کدوم رو خداوند بهم گفته مثلا من یه روز به شدت به پول احتیاج داشتم و از خداوند خواستم که یه راهی بهم نشون بده و چون در فرکانس احساس خوب بودم یه پیشنهاد کاری در عرض چند ساعت بهم شدو من با کله رفتم سراغش و با خوشحالی انجامش دادم و اوضاع درست شد …ولی زمانی بوده که به پول احتیاج داشتم و با خودم گفتم خوب حالا چیکار کنم چیزی که ذهنم می رسه اینکه که باید تغییر بدم اوضاع رو و برم یه کاری انجام بدم و در به در دنبال کار رفتم و هر جا مشغول شدم انگار جهنم بوده و یا اصلا مشکلم حل نشده چون توی فرکانس درست نبودم و می خواستم هر جور شده اوضاع رو تغییر بدم با ذهن محدودم تصمیم به تغییر گرفتم و چون خبری از هدایت نبوده نتیجه هم افتضاح بوده…

    مثل کسی که به خاطر فرار از شرایط کشور به هر قیمتی تن به مهاجرت می ده و بعد از مهاجرت هم نه تنها وضعش خوب نمی شه که بدتر می شه در صورتی که اگر در فرکانس مناسب بود خداوند بهترین تصمیم رو برای تغییر بهش نشون می داد …

    نمونه ی کاملا واضح این مثال داستان بنی اسرائیل هست که با اینکه موسی می تونست همه ی شب ها اونها رو مخفیانه فراری بده و به اصطلاح شرایط ناخواسته رو با ذهنش عوض کنه تا زمانی که هدایت نیومد این کار رو نکرد و بعد از هدایت بدون هیچ نشونه ای از نتیجه به الهام عمل کرد و نتیجش رو هم گرفت در صورتی که به گفته قرآن بنی اسرائیل بارها به موسی شکایت کردن که چرا برای تغییر کاری نمی کنی چون ما قبل از تو هم توی همین وضعیت بودیم وموسی فقط می گه الان باید صبر کنیم تا هدایت بیاد…

    هر چقدر مثال توی زندگیم نگاه می کنم می بینم که تغییرات خود خواسته ی من برای زندگیم تنها وقتی به نتیجه دلخواه رسیده که در مسیر هدایت بوده و گرنه نتیجه که می خواستم نبوده و فقط وقتی با پذیرش شرایط و تسلیم شدن دوباره به مسیر هدایت اومدم وضعیت درست شده…

    مثل یونس که چون دید قومش تغییر نمی کنن گفت باید از اینجا برم و بدون هدایت شروع به تغییر شرایط داد و به اصطلاح از ذهن خودش کمک گرفت و بعد توی دهن ماهی افتاد و وقتی دوباره تسلیم شد خداوند اون رو هدایتش کرد به سمت درست…

    بنابراین هرجا توی زندگی تغییر غیر قابل پیش بینی رخ داد جوابش اعتمادبه خداوند و احساس خوب هست تا هدایت شدن…و اگر شرایطی نادلخواه هست فقط زمانی تغییر درست خواهد بود که با احساس خوب همراه باشه وگرنه نتیجه احتمالا برعکس میشه…

    مثل کسی که به پول احتیاج داره و برای تغییر شرایط به هرکاری حاضره تن بده و عزت نفسش رو از بین ببره…در صورتی که ممکنه ما هنوز برای تغییر آماده نباشیم و با ذهن منطقی تصمیم بگیریم و نتیجه درست نشه…

    مثل آدمی که فکر می کنه سن ازدواجش رسیده و باید به هر قیمتی ازدواج کنه و بدون در نظر گرفتن خواسته های قلبش به هر رابطه ای تن بده و بعدش پشیمون بشه در صورتی که کار درست این بوده که درخواستش رو به خداوند بگه و از اون بخواد بهترین زمان و مکان شرایط و آدم ها رو سر راهش بزاره و بعد دیگه اعتماد کنه و تسلیم باشه….که اساس آموزه های استاد هم همین هست….

    در کل فکر می کنم تغییر شرایط نادلخواه براساس نجوای ذهن در بهترین حالت مسیر رو دور می کنه و تغییر براساس احساس خوب و هدایت بهترین شرایط رو ایجاد می کنه که نتیجه ی تسلیم و عمل به هدایت هست…

    به نظرم باید برای تغییر شرایط اول از خداوند درخواست کنیم و بعد با احساس اعتماد و تسلیم به هدایت خداوند عمل کنیم

    هر چقدر فکر می کنم می بینم وقتی تغییر برام سخت بوده که با ذهن منطقیم تصمیم گرفتم و وقتی تغییر آسون بوده که با تسلیم و اعتماد به خداوند و هدایت همراه بوده ….به قول خداوند فسنیسره للیسری …آماده برای آسونی ها…

    به عنوان جمله ی تاکیدی فکر می کنم این دعای معروف خیلی درست و به جا هست..

    خداوندا

    آرامشی عطا فرما تا بپذیرم آنچه را که

    نمی توانم تغییر دهم

    و شهامتی که تغییر دهم آنچه را که می توانم

    ودانشی…

    تا بدانم تفاوت آن دو را.

    در پناه الله مهربان….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      لیانا گفته:
      مدت عضویت: 1841 روز

      سلام محمد عزیز

      به نکات خیلی خوبی اشاره کردی و ذهن من رو درباره ی خیلی از مشکلات زندگیم باز کردی اتفاقا ابهامی درباره ی همین تغییرات خود خواسته برای بهبود شرایط داشتم که با توضیح خوب تو رشته کار تا حدودی دستم اومد . چند وقتی است که تغییرات خیلی زیادی در زندگی ام بوجود اومده و با این تغییرات اوضاع مالی ام در آینده یک مقدار نامعلومه من هم با آموزه های استاد فقط تلاشم این هست که احساسم رو خوب نگه دارم ولی نجواهای ذهنم برای کسب درآمد بیشتر رهام نمیکنه و اینکه شما در متنتون به این موضوع اشاره کردید که بخاطر تغییر در اوضاع مالی بدون درخواست از خداوند و بدون دریافت الهامات میخوایم خودمون تغییر ایجاد کنیم و تن به هر کاری میدیم و عزت نفس خودمون رو میاریم پایین ، این حرفتون یه راهنمای بزرگ بود برای من که دقیقا داشتم به همین سمت میرفتم و تمرکزم بسیار کم شده بود و اتفاقا ذهنم با یه سری از سخن های استاد که من درست متوجه نشده بودم داشت گمراهم میکرد ولی تصمیم گرفتم اول از خداوند درخواست درآمد بیشتر بکنم و بعد منتظر الهامات خداوند بشم .

      .

      خداوند رو هزاران مرتبه شکر میکنم بخاطر این هدایت عالی و بموقع اش و شکر بخاطر وجود استاد عزیز و دوستان همفرکانسی سایت ️️️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه تقی زاده گفته:
    مدت عضویت: 2626 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم

    سلام استاد عزیزم وخانم شایسته نازنینم وتمام دوستان توحیدیم انشاالله هرکجا هستین شاد وپیروز باشین

    وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

    استاد تقریبا در تمام مراحل زندگیم آمادگی هرگونه تغییر داشتم ودارم.البته در گذشته آمادگیم گاهن همراه با استرس وترس ونگرانی بود اما الآن نه با تمام انرژی آماده تغییرم

    تمرین مرحله اول:

    تغییراتی که در گذشته در زندگیم اتفاق افتاد ودر حال حاضر متوجه شدم که چقدر به نفعم شده

    1-زود ازدواج کردنم:اول ناراضی بودم وبا اسرار پدر ومادرم ازدواج کردم اما الآن وقتی کانون گرم زندگیم وهمسر وبچهام ونتیجه های بدست اومده رو میبینم هزاران بار خداروشکر میکنم وسپاسگزار خداوندم هستم به خاطر این اتفاق زیبای زندگیم.

    مرحله دوم:

    تغییری که در حال حاضر در زندگیم ایجاد کردم اینکه علاوه بر خانه داری ورسیدن به امور خانه بیرون از خانه هم همراه همسرم همکاری داشته باشم وفعالیت کنم ویه چند ساعتی در روز از کار خونه وبچها که همیشه کنار شون بودم دور باشم که این دور بودن باعث شده وابستگی بچها نسبت بهم کم بشه وزهرام در انجام تکالیفش یکم خودساخته بشه،درآمد داشته باشم،تو جامعه باشم،اعتماد به نفسم بره بالا تر وقدرت بگیرم برا تجربه های بزرگتر،سحر خیز باشم،هر روز شاهد طلوع وغروب خورشیدباشم،معجزات خداوندم رو در زندگیم بهتر درک کنم وایمانم بیشتر بشه برای حرکت کردن وادامه دادن به مسیر توحیدی که هستم.

    مرحله سوم:

    عبارت تاکیدی که بهم کمک میکنه تا در برابر تغییرات زندگیم مقاومت نداشته باشم اینکه:هر اتفاق وهر تغییر در زندگیم باعث رشد وپیشرفتم میشه وبا این باور که خداوندم خیر وصلاح منو میخاد وهراتفاق چه ظاهر خوب داشته باشه چه بد،در آخربنفع منه ومنو به خواسته هام میرسونه.

    مرحله چهار:

    مورد1-تغییری که باید در روند زندگیم ایجاد کنم

    قدرت نه گفتن داشته باشم در مقابل درخواست اطرافیان،نسبت به قبلم خیلی بهتر شدم ولی هنوز جای کار دارم.

    مورد2-برای خودم وکارم ارزش قائل باشم ودر برابرکاری که برا طرف مقابل انجام میدم (حالا خیاطی ،نونوایی ویا هر کار دیه…) هزینه کاری که انجام دادم رو بگیرم حتی از همسرم.

    مورد3-وابستگیم رو نسبت به اطرافیانم مخصوصا همسر کم کنم تا اعتماد بنفسم بره بالا وبه توانایی های درونم باورم داشته باشم تا بتوانم در زندگیم قدمهای بزرگتر بردارم وبه نتیجه های بزرگتربرسم.

    انشاالله

    درپناه الله مهربان شاد وسالم وثروتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  5. -
    علیرضا طاهرزاده اصفهانی گفته:
    مدت عضویت: 2033 روز

    سلام استاد عزیزم.

    خداروشکر میکنم بخاطر اینکه تو این سایت هستم.

    هر روز با این معجزه روبرو میشم که ببین این فایل واسه دقیقا الان من هست.

    تغییر چیزیه که من خیلی جاها در برابرش مقاومت میکنم و بعضی اوقات به راحتی اون کار را انجام میدهم.

    دروغ چرا. خیلی جاها کارد به استخوان رسیده و بعد من تغییر کردم. دقیقا مصداق همین روزهای من هست. که میدونم باید یه چیزی یه جایی تغییر کنه، ولی مقاومت میکنم.

    اولین کامنتی که روی این فایل بینظیر خوندم کامنت آقا حمید امیری یا maverick بود.

    چقدر مشابه الان من هستند ایشان. خود من چند وقتی هست مثل یویو بالا و پایین میرم. خیلی کار میکنم روی باورهام ولی اکثر روزها داره مثل یه آدم خنثی میگذره.

    نمیدونم باید اون چیزی که باعث ایجاد الگوی تکرار شونده می شود را درست کنم، یا باید از ریشه رابطه ام را تمام کنم.

    خیلی این چند روز درگیر بودم. ولی دیگه از یکجایی به بعد از خدا هدایت طلبیدم که هدایتم کنه به جواب درست. که در مسیر این فایل بینظیر قرار گرفتم.

    همسر عزیزم چند روزی هست هرچه سعی میکنم تمرکز بذارم روی زیبایی ها، با تمرکز و توجه و سرکوفت احساس مرا نازیبا میکنه. خیلی تلاش می‌کنم احساس خوبی داشته باشم ولی هر روز همون آش و همون کاسه است.

    ————————-

    استاد عزیزم این قسمت از کامنت را فردای قسمت قبلی دارم مینویسم.

    خداروشکر یهو موقع نوشتن کامنت یادم افتاد ایلیا عزیز به قانون برآشفتگی در روابط صحبت کرد و من اومدم متنی که قبلا در مورد نکات مثبت همسرم بود را خوندم و احساس من در اون لحظه رو به زیبایی رفت.

    خداروشکر میکنم که در این مسیر قرار گرفتم. همین که بتونم به راحتی احساسمو خوب کنم و بمونم توی اون احساس واقعا برام زیباست، خوبه و عالیه و تایید میکنم که این یکی از بزرگترین نعمات رب العالمین هست که در این مسیر بهم هدیه داد.

    همین امروز یه سرخ کن بدون روغن بدستم رسید و چقدر لذت بردم از این دستگاه. دستگاهی که چند وقتی بود میخواستم بخرم ولی نمیخریدم، به راحتی هدیه گرفتم. خداروشکر. بینهایت خداروشکر.

    استاد عزیزم. چقدر عالیِ این مسیر زیبا.

    استاد بعد از اون گفتم خدایا شکرت من این همه دنبال خرید این دستگاه بودم و تو بهترین دستگاه را برام جور کردی.

    موضوع بعدی استاد خیلی مهمه.

    من همیشه اولش میگم آقا تو فلانی و بهمانی.

    بعد میشینم با خودم یه دودوتا چهارتایی میکنم میگم آقا زیادی داری سخت میگیری به خودت.

    کی گفته تو اهل تغییر نیستی؟

    سال 95 تا 96 من حدود 4 الی 5 شغل عوض کردم.

    بعد از اون تا الان 2 تا شغل عوض کردم.

    هیچ وقت یه جا ثابت نبودم. و تازه الان که قوانین را میدونم خیلی شوق و اشتیاق بهتری دارم برای رشد.

    فقط یکم باید روی احساس خود ارزشمندی ام بیشتر کار کنم، چون واقعا من فوق العاده دارم عمل میکنم.تو مدت کوتاهی حدود 2 سال بیشتر از 3 میلیارد درآمد داشته ایم.

    خیلی خوب به هدایت ها عمل کردم.

    خیلی بدنبال رشد بوده ام.

    از تغییر نترسیدم.

    فقط جاهایی عزت نفس پایینی داشتم. بعضی اوقات متاسفانه کفر ورزیدم ولی به محض فهمیدن اینکه مسیرم درست نیست خودمو اصلاح کردم.

    ایمان دارم که در هر لحظه خداوند هدایتم میکنه.

    حتی استاد این دستگاه سرخ کن بدون روغن یه المنت داره و موقع تست پلاستیک چسبیده بود به المنت خلاصه بو‌میداد.

    من داشتم پلاستیک ها را میکردم که یه لحظه شیطان ذهن میخواست احساس منو نازیبا کنه که این دوستان چرا دقت نکردند.

    سریعا بهش گفتم اشکالی نداره، ان مع العسر یسری. از خدا هدایت بطلب.

    به راحتی همه اش را پاک کردم. وقتی روشنش کردم یذره بو داد و بعد دیگه خوب شد.

    خداروشکر استاد جاتون خالی غذای بسیار خوشمزه ای خوردم.

    عالیه برای پختن استیک.

    مرغ و ماهی بدون روغن.

    بارها این فایل را گوش دادم و هرچی گذشت بیشتر سپاسگزار تر شدم. چون خیلی عالی آگاهی ها و آموزش های شما را یاد گرفتم و تقریبا میتونم بگم راهمو میشناسم. خوب دارم پیش میرم. خدا خوب داره کمکم میکنه. خداروشکر.

    عاشقتونم استاد.

    دوست دارم بیام و از نتیجه واستون بنویسم.

    ان شاءالله هرکجا هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1162 روز

    به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته نازنین ودوستان بزرگوار

    استاد عزیز در مورد تعقیر محل زندگی هیچ مقاومتی ندارم در این چند سال زندگی دو سه بار محل زندگیمون عوض شده و همیشه جای جدید بهتر از قبلی بوده خدا را شکر در مورد مسافرت رفتن خدا را شکر خیلی جاهای ایران را مسافرت رفتم و خیلی جاهای نا شناخته را دیدم و سعی کردم این مسافرت ها را با ماشین شخصی و یا با تور ویا قطار و هواپیما تجربه کنم و سعی کردم با انسان های مختلف ارتباط برقرار کنم حتی در سفر قشم تمام جاهای دیدنی در این جزیره را باز دید کردم واز غذا های محلی اون مناطق استفاده کردم

    خدا را شکر در سفر به ترکیه کلی تجربه های جدید یاد گرفتم و با فرهنگ آنها آشنا شدم

    از وقتی که با این سایت الهی آشنا شدم کلی شرک هایی که در وجودم بود تقریبا رو به نابودی است

    کلی ترس ها لز وجودم کنده شده ترس از مرگ ترس از تاریکی ترس از تنهایی ترس از بی پولی

    همه‌ی این به لطف خدای مهربانم به این سایت الهی بوده و کلی آموزش های شما استاد عزیزم ویه تعقیر اساسی که من بوجود آمده تعقیر سبک زندگی خودم سبک تعذیه و شخصیت وجودی خودم که از این به بعد برای دل خودم زندگی کنم نه‌ با سلیقه و نظر مردم برای خودم بیشتر از دیگران ارزش قائل باشم برای سلامتی روح و روان خودم ارزش قائل باشم ی ساعتی را برای پیاده رویی خودم تعیین کنم و یه وقتایی با خودم خلوت کنم‌ و با خدای خودم صحبت کنم برای پیشرفت دائمی خودم وقت بگذارم این ها تعقیراتی بود که در این دوسال کار کردن روی خودم بدست آوردم

    کلا در این دو سال من هیچ ربطی به چند سال پیش خودم ندارم منی که هیچ وقت جایی تنهایی نمی رفتم الان با خیال راحت وبا فراغ بال به هر کجای این دنیا پر می‌کشم بدون وابستگی به مال دنیا ویه نکته جالبی که در سایت الهی آموختم این است که‌ فقط برای امروزم زندگی کنم و کارهام را با خدا تقسیم کردم صبح که از خواب بیدار میشم بعد از انجام ستاره قطبی به خدا میگم که امروز من فقط میخوام لذت ببرم و شادی کنم‌ تو باید بقیه‌ی کارها را انجام بدهی عجیب اون روز بهترین روزه روز من میشه

    با کار کردن روی احساس لیاقت احساس گناهی که همیشه در وجودم بود خیلی کمتر شده و همیشه برای خودم ارزش قائل هستم وبا خودم مهربان رفتار می‌کنم و خودم را به بهترین رستوران دعوت می کنم برای خواب خودم ارزش قائل هستم

    هر وقت خسته میشم یه تایمی برای استراحت خودم می‌گذارم

    خیلی عالی از قضاوت کردن دیگران دست کشیدم خیلی عالی از غیبت کردن دور شدم خیلی عالی کمتر حرف میزنم و سعی می کنم با نتیجه صحبت کنم خیلی عالی با خدا خودم دوست شدم ویه خدای جدیدی برای خودم ساختم خدایی مهربان خدایی که با من دوسته منو دوست داره عاشق منه من هدایت و حمایت می‌کند خدایی که از رگ گردن به من نزدیکتره خدایی که وهابه خدایی که فتاحه خدایی بخشنده خدایی که ثروت مطلق خدایی که خیر مطلقه و من تنها او را می پرستم وتنها از او کمک می خواهم

    من همیشه دوست داشتم در جامعه باشم و باید همیشه رفت و آمد می‌کردم تا بهم خوش بگذره ولی الان فقط دوست دارم که تنها باشم و از این تنهایی هم کلی لذت می‌برم وبا خدای خودم خلوت می کنم

    عبارت‌های تاکیدی که استفاده می کنم این است که خداوند همراه منه منو دوست داره منو هدایت می‌کنه منو حفاظت می‌کنه عاشق منه ما با هم رفیقیم خداوند از من بیشتر میخواد که ثروتمند بشم خدای من خدای ثروته خدای فراوانی خدای عشقه خدای رحمان و رحیمه خدای توابه

    تعقیرات در زندگیم باعث پیشرفت جهان اطراف من میشه باعث گسترش جهان هستی میشه هر چقدر من ثروتمند شوم به خداوند نزدیکتر میشم معنوی ترین کار جهان ثروتمند شدن من با خودم مهربان رفتار می‌کنم عاشق خودم هستم خودم دوست دارم برای خودم ارزش قائل هستم

    این تعقیراتی است که در مدت دو سالی که با شما وسایت الهی آشنا شدم بدست آوردم

    به امید استمرار و پیشرفت هر روزه خودم

    خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  7. -
    حسینی اصل گفته:
    مدت عضویت: 2153 روز

    سلام و درود خدمت استاد آگاهی بخش و همه سروران گرامی

    مرحله اول

    من به شخصه از تنوع و تغییر استقبال می کنم و به هیچ عنوان به فرهنگ و رسوم گذشتگانم تعصب ندارم و از دنبالرو بودن بیزارم و میخام به روشی که دوست دارم عمل کنم و حتی پیش اومده که مدیر مجموعه ای که درش کار می کردم برچسب آزاد اندیشی به من زده اند هر چند وقتی این برچسب رو زدن خوشم آمد و گفتم عه از نظر دیگران اینگونه به نظر می رسم و انرژی گرفتم و ورودی ذهنم رو باز گذاشتم برا دیدگاه هایی که منو به خود درونم نزدیک کند کلا در مقابل تکرار و روزمرگی گارد دارم اما بریم گذشتمو ورق بزنیم که تغییرات درش مشهود است بعنوان مثال :

    1. تغییر پست به هنگام کارمندی که به مرات اتفاق می افتاد ( کلا پست هایی که درش قرار می گرفتم منو راضی نمی کرد و هی درخواست تغییر می دادم )

    2. تغییر شغل از کارمندی به آزاد

    3. تغییر صنف مغازه از عطاری به سوپر مارکت( جالبه شروع کسب و کار من مصادف شد با شروع پندمیک و اقتضای اونموقع محصولات عطاری بود ولی هر چه فاصله افتاد من به این نتیجه می رسیدم که باید به سمت صنف سوپر مارکت برم که برام مفید واقع شد )

    4. تغییر دیدگاه موفقیتی سنتی و استقبال از دیدگاه جدید و مدرن ( کلا من از دیدگاه هایی که منو به پیروی بدون تعقل وادار کنن مقاومت دارم )

    5. تغییر یخچال مغازه

    6. تغییر کارکنان مغازه

    7. تغییر ماشین

    8. تغییر نوع لباس پوشیدن از گشاد به اندامی

    9. تغییر نامزدم ( وقتی آزمایش خونی نامزد اولم با من جور در نیومد هر چند راه داشت که این مشکل با دوا و درمون حل بشه خودم با این باور که الخیر فی ما وقع کنار کشیدم

    10 . تغییر استا گچ کار وقتی به بهترش هدایت شدم

    11. تغییر کارتخون مغازه از ثابت ( که سیم تلفنش از مغازه بغلی می گرفتم و چندین بار پیش اومد که ایشون فیش تلفنشون رو پرداخت نمی کردند و کارتخون من قطع میشد ) به سیار

    12. تغییر رفتارهام (همین که من اینجام و در این سایتم دال بر این هست که من از شخصیت قبلیم راضی نبوده ام و درخواست تغییر رو به خداوند داده ام و گرنه من الانم با 10 سال قبلم یکی بود و اینجا نبودم )

    مرحله سوم:

    یک یا چند عبارت تاکیدی مثبت بنویسید که کمک می کند ذهنیت شما در برابر تغییر بهتر شود و باورهای قدرتمند کننده ای در راستای استقبال از تغییرات، در ذهن شما ساخته شود

    1. اگر تغییری رخ دهد که من درش دخالتی ندارم به این معناست که خداوند از این طریق میخاد که من قدم بزرگی به سوی پیشرفت و موفقیت بذارم و ظرفم بزرگتر بشه که در نتیجه به نعمتهای بیشتری دسترسی پیدا کنم

    2. اگر من تغییر کنم هم حالم بهتر می شود و هم با ورود به دل ترسهام اعتماد به نفسم بالاتر می رود

    3. من با تغییر و حرکتم به سوی پیشرفت از قوانین هستی پیروی می کنم و از جانب خداوند پاداشم رو دریافت کرده و رشد می کنم

    4. من با تغییرم خودمو از روزمرگی بیرون می کشم و همیشه با نشاط و با انگیزه می مونم

    5. اگر من خودم تغییرات رو ایجاد نکنم جهان هستی منو وادار به تغییر می کند که اونموقع هزینه هام بیشتر میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  8. -
    بهروز مروی گفته:
    مدت عضویت: 3484 روز

    سلام به استاد زیبایی ها و خانم شایسته عزیز و تمامی دوستان عزیز در این دوره بی نظی و عالی

    پاسخ به سوالات این جلسه:

    وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد، چه واکنشی نشان می دهید؟

    خواه تغییراتی سطحی مثل تغییر دکوراسیون، غذا و … باشد یا تغییرات جدی تری مثل تغییر در منبع درآمد، محل زندگی، رابطه عاطفی و …

    آیا در برابر آن تغییر مقاومت می کنی یا با آغوش باز از آن تغییر استقبال می کنی؟!

    آیا آن تغییر را فرصتی برای تجربه های جدید، ورود به دل ناشناخته ها و رشد و پیشرفت می دانی یا به چشم “اختلال در زندگی ات” به آن نگاه می کنی؟!

    در جواب این سوالات خودشناسی اگر بخوام جواب بدم قبل آشنایی با استاد زیبایی ها خیلی به‌زور تغییرات رو قبول میکردم ولی در طول این 7 سال آموزش مستمر دیدن از استاد خیلی از تغییرات برای من دلچسب و عالی بودن و بعد منطقی شدن اینکه جهان رو به پیشرفت است و من باید در هر لحظه بدنبال بهتر شدن باشم بیشتر بدنبال استقبال از تغییرات هستم.

    اگر بخوام از تغییراتی که در زندگی من اتفاق افتاد و سرنوشتم رو بهتر و بهتر ساخت بگم باید بگم که:

    – در مقوله ازدواج:

    چسبیده بودم به یه نفر خاص و با تمامی امید و ایمان میگفتم ایشون برای من ساخته شدن و بعد چندین سال پیگیری متمادی ایشون با یه نفر دیگه ازدواج کردن و من بیخیال شدم و با یه نفر دیگه که کاملا الهامی و شهودی بوجود اومدن ازدواج کردم و الان که نتیجه ازدواجمون رو کمی مقایسه میکنم میبینم که چقدر خدای کریم و رحیم هوای بندشو داشت که در بهترین زمان و مکان مرا هدایت کرد یه شخصی که بیشترین همخوانی رو با من داشت و چقدر الان خوشبختیم.

    – در مقوله کار:

    از زمانیکه با واژه توحید و شرک از استاد زیبایی ها آشنا شدم از شراکت چندین ساله معدنداری اومدم بیرون و پروسه بیرون اومدنم چند سال طول کشید و حسابی چک و لگد های جهان رو خوردم ولی از زمانی که برا خودم کار کردم و موحدانه تک و تنها کار کردم خداوند بهم معدن داد و پیشرفتم داد و اوضام روز به روز بهتر و بهتر شد.

    – در مقوله تغییر محل زندگی:

    سالها بود که احساس میکردم کم کم باید محل زندگیمو تغییر بدم و یرم جایی که تنها باشم واز تنهاییم لذت ببرم و با خدای خودم عشق بازی کنم و سرم تو کار خودم باشه ولی بعلت یکسری ترس ها و البته وابستگی های عاطفی نمیرفتم از شهرم بیرون تا زمانیکه تضادها بیشتر و بیشتر شد و با کنترل ذهن تونستم اون مقطع رو طی کنم و بسلامتی به مرکز استانم مهاجرت کردم و الان در شهر زیبای بیرجند در کنار همسر مهربانم بدور از هیاهوی اجتماع در حال زندگی هستم و لذت میبرم از خلوت خودمون.

    – در مقوله توحید و فقط روی خدا حساب باز کردن:

    این مورد بعنوان مهمترین مورد زندگی همه مون هست بنظرم و هر لحظه باید حواسمون بهش باشه و متواضع تر باشیم پیش ربمون و هر لحظه از اون بدونیم قدرت و جاه و جلال رو و مبادا که به وعده و وعید کسی یا نیرویی غیر از او دلخوش کنیم که بدجور به زمین میخورم.

    از زمانیکه بیشتر روی ندای قلبم متمرکز هستم و کمتر بدنبال کس خاصی برای انجام امورم هستم و یا روی فرد خاصی حساب باز میکنم خداوند شاهده خودش همه کس رو میاره و شرایط و مکان و زمان رو جوری برام ست میکنه که بهتر از اون چیزی میشه که خودم برنامه ریزی میکردم‌.

    قبلا اینطوری نبود و من با هر وعده افراد کلی دلخوش میکردم و امیدم به اون فرد بود و به بدترین شکل چک و لگد دنیا رو میخوردم تا اینکه تغییر از اونجایی شروع شد که با فایل های توحید عملی استاد اشنا شدمو معجزات زندگی من شروع شد و باران وار بر زندگی من باریدن گرفت.

    معادن عالی،همسر عالی،اندام عالی،سلامتی عالی،محل زندگی عالی،خلوت عالی و احساس غالبا عالی و هزاران مورد که تا دو روز میتونم ازشون بنویسم فقط نتیجه توحید در عمل و تواضع در برابر ربم به میزانی که تونستم بهش عمل کنم هست و ناخوادآگاه ذکر لبم به محض بیدار شدن سر صبح الحمدالله گفتن و حمد و ثنای رب العالمین هست و این تغییر بزرگ ترین و بهترین و نتیجه بخش ترین تغییر زندگی من بود که با سرعت نور منو از جماعت شهرم فاصله داد اونم شهری دورافتاده در خراسان جنوبی که تمامی مردم یا یهتره بگم 99 درصد مردمش دنبال پارتی و رابطه هستن که یه جایی دست بند شن و از گشنگی نمیرن و بتونن زندگی شونو هر جوری شده بگذرونن…

    خیلی خیلی بدنبال تغییرات هستم…عاشق تغییر کردن هستم از کچل کردن سر گرفته تا تغییر محل زندگی و …

    یعنی اومدم یه سری خواسته برا خودم تعیین کردم و هر اتفاقی که بیفته و بهم گفته شه باید تغییر کنم ربطش میدم به اینکه حتما این تغییر اومده که منو برسونه به اون خواستم.

    خواسته هایی چون:

    – آرامش و امنیت پایدار مالی

    – آزادی مالی

    – آزادی مکانی

    – آزادی زمانی و ‌….

    و هر روز و ساعت این خواسته ها تو ذهنم میچرخه و با کوجک ترین تغییرات هم مواجه بشم انجامش میدم و بمیزانی که ببینم منو به سمت خواستم میبره ادامش میدم.

    منطقم برای تغییر هم اینه که تو ذهنم تغییر رو مساوی با حرکت میدونم و اگه حرکتی نباشه در این جهانی که همه چیزش در حال حرکت هست از سلول ها و اتم ها گرفته تا کهکشان ها پس منم در حال بهبودم و هر روز میبایست بهتر و بهتر شد و همسو شد با پیشرفت جهات هستی.

    سپاس رب باری تعالی وسپاس از استاد زیبایی ها و مطالب باارزششون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    حسین دانش خواه گفته:
    مدت عضویت: 1062 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    الحمدلله رب العالمین

    سلام عرض ادب احترام به استاد عزیزم و مریم خانم عزیزم و تمامی دوستااان عزیزممم

    سوال:چه تغییراتی در گذشته در زندگی شما رخ داده که در ابتدا در برابر آن تغییر به شدت مقاومت داشتی اما بعد از مدتی که آن شرایط تغییر یافته را تجربه کردی متوجه شدی نه تنها آن تغییر بد نیست بلکه چقدر به نفع شما بوده و چقدر به رشد شما کمک کرده است؟

    خب من به یاد میارم که 7سال داشتم و پدر و مادرم از هم جدا شدن و من از هفت سالگی تا به الان مادرم رو ندیدم از نزدیک بعد تقریباً 3سال گذشت شد 10سالم و پدرم ازدواج کرد و الان 14ساله زن بابا دارم به خاطر میارم یه الهی رو دریافت کردم همون اوایل که زن بابات از خونه بیرونت میکنه یعنی من کاملا این الهام رو به وضوح دریافت کردم و بچه بودم و الان شرایط هم جوری پیش رفت که همین اتفاق افتاد بعد من اولش فکر میکردم که چقدر بدبختم و از این صحبت‌ها…

    اما الان که چندین سال میگذره از اون زمان ها پیش خودم میگم چقدر خوب شد که در سن هفت سالگی پدر و مادرم از هم جدا شدن و چقدر خوب شد که پدرم ازدواج کرد و کلا همه این افراد به خدمت کردن درسته ظاهرش خوب نبود اما اونا در خدمت من بودن همیشه از بچگی رویا پرداز بودم و دوستداشتم کارهای بسیار بزرگ انجام بدم دوستان الان که گذر کردم دارم میفهمم برنامه خداوند رو بعد من از خانواده و کلا همه جدا شدم و مهاجرت کردم به تهران منی که واقعا شلوار خودمو نمیتونستم بکشم بالا الان تبدیل شدم به یه انسان بسیارررر قوی و بسیاررر با عزت نفس بسیاار اعتماد به نفس و کلا برای خودم زندگی میکنم و این هم به دلیل تجربیاتی بوده که من کسب کردم خب من استانبول بودم یزد بودم خوزستان بودم البرز بودم فارس بودم تهران بودم و…والان مهم تر از همه هدف دارم و همون الهامی که قبلا بهم شد که زن بابات باعث میشه که تو تنها شی و کلا آینده رو بهم اصلا نشان داد شاید من این صحبت هارو واسه کسای دیگه بکنم مسخرم کنن اما اینا عین حقیقت هست و خداوند شاهده الان همون الهام 2سال پیش که با استاد عباس منش آشنا شدم یه چیز دیگری به من گفت به وضوح که حسین قراره خیلی ثروتمند بشی و قراره کارهای بزرگی انجام بدی و بازم از این الهام تجربه دارم یکی دیگه از تجربیاتم این بود که مادربزرگم قبل از این که به رحمت خدا بره یه خونه داشت و اون خونه رو فروخت گفت تقریباً سال 88فکر کنم فروخت به مبلغ 20میلیون بعد هیچ وقت خدا شاهده یادم نمیره من و مادربزرگم نشسته بودیم توی آشپزخانه این الهام امد و بهم گفت که پول خونه رو کامل میدنش به تو و شاید باوررر نکنید من مهاجرت کرده بودم به تهران و بسیار پول لازم بودم و وقتی من امدم به تهران مادربزرگم فوت کرد و من دیگه نرفتم شهرمون حتی برای مراسم خاکسپاریش بعدش یه روز عموم زنگ زد یا من بهش زنگ زدم فکر کنم من زنگ زدم و گفت که پول خونه مامان بزرگ رو اخر ماه کلا میزنم حسابت و 20میلیون هست خداوند شاهده من اصلا کلامی صحبت نکردم و پولی که سرش دعوااا بودااا بین همه بین بچه هاشون …

    خاستم بگم هر وعده ایی خداوند به قلبمون انداخته اون بدون شک به ما داده میشه فقط باید تسلیم باشیم باید خودمون رو با این انرژی هماهنگ کنیم

    و من تجربه دارم از این موضوع و خیلی خوشحالم

    اصلا از همون بچگی با همه فرق داشتم رویااااااا داشتم همه بهم میگفتن خیال پرداززززز

    حسین رویایی

    پدر خودممممم اینو بهم میگفت

    ولی من رویا داشتم کافی بود یه موزیک پخش بشه و من میرفتم توی عالم خودممممم

    الان به این نتیجه رسیدم که من خیلی انگیزه و شورشوق دارمممم خیلی زیاااااااااااااااد اما تا به الان باورهای مناسبی نداشتم و چون باور مناسب نداشتم قدم نامناسب بر میداشتم و دلسرد میشدم اما چون انگیزه بالایی داشتم باز هم ادامه میدادم

    ولی خداوند هدایت کرد من رو با آموزه های استاد عباس منش و با من صحبت کرد که باورهاتو درست کن تا قدم های درست رو برداری اون وقت نتیجه میاد و این نتیجه بهت ایمان بیشتر میده و باورتو قوی تر میکنه نسبت به توانایی هات و باعث میشه انگیزت بیشتر بشه و به خاسته ها یکی پس از دیگری میرسی با رعایت قانون تکامل …

    سپاس گذارم جای من اینجاست توی سایت

    عاشقتونم

    در پناه خدا شاد باشید بخندید پیروز باشید موفق باشید دردنیا و در آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    حسین نظری گفته:
    مدت عضویت: 3398 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد محترمم ومریم جان شایسته عزیزم و دوستان گلم

    الهه ام

    استاد تغییر بزرگ زندگی من از طلاق پدرو مادرم شروع شد من 6سالم بود وازهمون سن پذیرفتم که طلاق بهتر بود تا شرایط بدی که هرروز میبایست شاهد اون ها می بودم و زندگی با مادرم وپدربزرگ و مادربزرگم که دستی از دستان خدا شدند برای بهتر زندگی کردن خدارو سپاسگزارم واقعا بعضی از شرایط که فکر میکنیم خیلی بده ولی از دل اون ها میرسی به خدای یگانه که همتایی نداره به شرایطی که خدا همه چی رو به نفعت می‌کنه بعضی وقت ها خودمو با کسایی که پدر داشتن مقایسه میکردم مخصوصا در مدرسه ولی الان متوجه شدم هیچ چیز و هیچکس هیچ سهمی در خوشبخت یا بدبخت بودن من ندارد منم که انتخاب میکنم زندگیمو چطور بسازم و دومین تغیر بزرگ زندگی من بچه دار شدنم بود واقعا چالش های زیادی بودن که در هرزمانش باید حل میشدن که به تعویق می انداختم اما بعد که فکر میکردم میگفتم تاکی میخوای اینجوری پیش بری مثلاً ختنه کردن پسرم رو به خاطر گریه هاش هی به تعویق انداختم و نمیذاشتم کسی دخالت کنه اما بعدش که گفتم از این که بدتر که نمیشه و رفتیم تو دلش و گریه هاش بعد از ختنه خیلی کم شد و به نفعم شد من الان یادم میاد زمان هایی که همه چی رو سپردم به خدا خیلی به نفعم تموم شدولی به غیر اون میسپردم به ضررم تموم میشد

    تغییر بزرگی که الان در حال حاضر باید انجام بدم رفتن به دل ترس هام هست یکی از بزرگ ترین اون ها ترس از ارتفاع که مدتی هست دارم از رفتن بالای اپن شروع میکنم تا ترسم بریزه بعضی وقتها که روی پل هوایی رفتم بالا رفتنم خوبه اما امان از وقتی که قراره بیام پایین با جیغ و لرزیدن بدنم و چارچنگولی چسبیدن به همسرم میارنم پایین و ترس های دیگه مثل لمس هرگونه پرنده وگربه و هر جانور زنده ای واقعا هم چندشم میشه از پاهاشون هم میترسم نوکم بزنن یا چنگ بندازن ولی می‌دونم که باید یه روز بر ترس هام غلبه کنم و ترس های دیگه هم دارم که انشالله کم کم میرم تو دلشون در مورد تغیرات دکوراسیون خانه و بقیه چیز ها اوکی هستم و راحت میرم تو دلش واقعا احساس خوبی بهم میده و لذت میبرم حتی جابه جایی کوچک هم بهم حس عالی میده

    خیلی دوست دارم که محل زندگیم تغیر کنه ولی از خدای خودم خواستم در زمان مناسبش بهمون بگه چکار کنیم چون نشانه های رو دیدم به امید الله انشالله در زمان مناسبش اتفاق میوفته

    تغییر جزعی از زندگیه که باید برای ادامه زندگی واردش بشی و نترسی که خدا با شجاعان است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: