ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5 - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 5211MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 526MB27 دقیقه














بسم الله الرحمن الرحیم
وَسَخَّرَ لَکُم مَّا فِی ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِی ٱلۡأَرۡضِ جَمِیعٗا مِّنۡهُۚ إِنَّ فِی ذَٰلِکَ لَأٓیَٰتٖ لِّقَوۡمٖ یَتَفَکَّرُونَ
و آنچه را که در آسمانها و آنچه را که در زمین است همگى را برایتان از[لطف و آفرینش خود]مسخّر گرداند بى گمان در این[امر]براى گروهى که اندیشه مى کنند،نشانه هایى است
سلام و احترام خدمت استاد عزیزم و
همه دوستان گلم
من فکر میکنم انسان توانایی هر کاری رو داره،
غیر ممکنی وجود نداره، اگه هست محدودیت ذهنمونه
من تو یه خونواده بزرگ شدم که شدیدا پدر سالاری بود وما حق نداشتیم بدون اجازه حرف بزنیم ،حق نداشتیم دست ب چیزی بزنیم .
بابای من آدمی بود که هیچ کار فنی بلد نبود، بخاطر این ب ما اجازه نمی داد تو این حوزه حتی حرف بزنیم.
و من تا جوانی هیچ تجربه فنی نداشتم وپیش هیچ کس شاگردی نکردم تا شغلی یا حرفهای یاد بگیرم
بابام دوست نداشت ما پیش کسی بریم میگفت هیچ آدم خوبی وجود نداره و همه دشمن هستن.
با اینکه من خیلی علاقه داشتم شغل آزاد داشته باشم اما این امکان پذیر نبود، چون بابام اجازه نمی داد 10 سالم بود
چند بار یواشکی رفتم تعمیرات رادیو وتلویزیون و تعمیرات یخچال وآخرین بار تعمیرات ماشین
اما هر بار که فهمید با یه دست کتک من رو سرکوب میکرد که اولا تو توانایی این کارارو نداری و دوم اینکه همه ی شهر آدمای بدی هستن.
چند وقتی گذشت و یه ایده به من الهام شد که برو آش دوغ بفروش چون دیگه مستقل هستی و شاگردی کسی رو نمی کنی بابام اجازه نمی داد شاگرد کسی باشم
رفتم از همسایگانی که گوسفند داشتن دوغ گرفتم ویه کیلو نخود از مغازه
خلاصه به مادرم التماس کردم که بابامو راضی کنه من آش دوغ بفروشم وبه مادرم گفتم درست کردنش باتو فروختنش با من سودش نصفش برا من ونصفش برا تو.
خداروشکر بابام راضی شد ومن این کارو انجامش دادم.
من تا بحال پیش کسی شاگردی نکردم اما استعداد همه کارارو دارم و شغلم هم هیچ کدوم از اینا نیست
آشپزی میکنم هم تو خونه هم تو میهمانی های بزرگ،
سیم کشی
لوله کشی ،نقاشی
کناف کاری ،کاشی کاری
تعمیرات آب گرم کن، بخاری،واکثر لوازم برقی
کاغذ دیواری
نصب کولر ، شیشه بری، تعمیر تصفیه آب ،نصب انواع پرده ها و در های اتمات
و خیلی کارای دیگه ک تو هیچ کدومشون شاگردی نکردم واینا همش باور من بودکه می توانم ماشینو می برم تعمیرگاه فقط کافیه یه بار ببینم دفعه دوم بهتر از اون اوستا انجامش میدم الان غیابی دیپلم گرفتم اما
من نتونستم بیشتر از پنج کلاس درس بخونم .چون علاقه ی به درس خوندن نداشتم
با این همه محدودیت، همه منو بعنوان یه شخص فنی وبا هوش میشناسن
وخودم هم این رو میدونم.
همه ما استعداد داریم اما جسارت نداریم ترس ها ما رو محدود کردن، حتی من خودم
بنابراین من فکر میکنم اشخاص توانایی همه کارارو دارن، و در حوزه ی که علاقه داشته باشن موفق تر وتوامندترن، البته که خودشونوباور داشته باشن وجسارت
هر فکر و ایده ی به سراغتون اومد قابلیت اجرایی داره حتی خونه ساختن در کهکشان های دور اگه امکان پذیر نبود فکر و ایده هم نمی اومد به سراغتون
مهم ترین و سختترین کار حرکت و اقدامه .تداوم و پشت کار ،توکل، ایمان و امیدو جسارت نیرو محرکه استعداده
چون خداوند گفته اسمانها و زمین رو مسخره ما کرده
به قول استاد سجده مخصوص خداونده، اگه به همه گفته که به ما سجده کنن این یعنی ما خالق زندگی خود هستیم و توامند ،نمونش هم خیلی از آدمای موفق مثل استاد عباس منش، مثل ایلان ماسک وخیلیای دیگه که به گسترش جهان کمک می کنن چون جسارت بخرج میدن
همه ی جهان در انسان جا میگیره، اما انسان در این جهان جا نمی گیره
نصیمی
یه چند وقتی هست دوست دارم تولید محتوا داشته باشم والان هم به صورت هدایتی یه کانال پیدا کردم که همش تولید محتواست از خونه ساختن تا رانندگی در بیابان ومن می بینم چقدر فرصت هست میشه از هر راهی که دوست داشته باشی موفق شد
البته که من در این مورد با هیچ کس صحبت نکردم واز نزدیکان خودم هم کسی رو سراغ ندارم که در این حوزه فعالیت کنه این کارو دوست دارم چون آزادی داره و هیچ محدودیت زمانی و مکانی نداره
به امید پروردگارام هر روز الهامات و نشانههای خوبی دریافت می کنم و ایمان دارم که میشود.
ان شاءالله در زمان و مکان مناسب اون ایده ناب وخالص رودریافت واستارت خواهم زد
خداروشکر استاد پیشمون هست و هر روز آگاهی بیشتری می گیرم .
استاد عزیزم
ازتون ممنونم که هر روز کنارمی ومن رو کمک میکنی تا زندگی رو خوب زندگی کنم
از خداوند سپاسگزارم از استاد عباس منش سپاسگزارم
از همه بابت کامنتهای خوبشون سپاسگزارم
چه عالی در کنار هم رشد میکنیم
الهی شکرت
ای مهربان دوست ازت سپاسگزارم که چه زیبا ست اینجا.
سلام به استادعزیزم ومریم نازنینم
وهمه دوستان عالیم
خدایاشکرت بابت روزعالی دیگرکه می توانم ازخوان گسترده آگاهی هادربیانات زیبای استادم بهره برده وازاین بودن کنارایشان که افتخارآن رانصیب من هم تابه امروزکرده ای نهایت استفاده وبهره راببرم وبه خودم افتخارکنم که اینطورگوش کردن وعمل کردن به راهکارهای استادباعث شودعشق به هرچیزی رادرخودشکوفاکرده وامروزبه چشم هدف وانگیزه به آن نگاه کردودراین دنیای جدیدمان زیبابه آن نقش دادتابه شودامیدواری وایمان بیشتربه اینکه خداوندمی بردجایی که بایدومی شودآن استعدادی که روزی عاشقش بودی درمرحله ای که وقتی آزادی رابه تمام معنی تجربه می کنی درمسیردرست وخدایی که هرروزوهرلحظه ازاستادم یادگرفته ام وتمام سعی ام این بودکه عمل کنم به آنها، چون خروجی آن فقط ایمان وتوکل،احساس وآرامش درونی بیشتر بودکه امروزمی توانم به خودم واستعدادهایم نگاه کنم ،هدف گذاری کرده وخودرابرنده واقعی بدانم ،دیگرعزت نفس واطمینان به نفس عجیبی درخوداحساس می کنم شبیه همان کودکی که هرکاری باقدرت ذهن پاک وبازش می تواندانجام دهدوقلبی که ذره ای خدشه دارنشده ومی توانددیواری رافروریزد.
دنیایمان دنیای زیبایی شده است درهرسنی وجایگاهی، فرصت هازیادوفقط کافیست باهمان قدرت ایمان وتوکل واحساس عالی به پیش رفت ،هدف فقط هدف است اماادامه آن بااین حجم ازآگاهی درکنارحال عالی دروجودمان سازندگی عجیبی ایجادمی کندکه دربیرون نظاره گرنتایج عالی آن می شویم آرام وپیوسته بدون عجله فقط صبوری وهرروزکارکردن روی باورهایمان ،چنان انگیزه ای درما ایجادکرده که تازه می فهمیم زندگی یعنی چه،خدایاشکرت.
به لطف خداوندوانرژی های مثبتی که هرلحظه ازاستاددریافت کردم، مدتی است شروع به یادگیری زبان انگلیسی نموده وآنقدرلذت می برم وذوق وشوق دارم که نگوونپرس فقط خداروشکرمی کنم که درطول مدت تحصیلم هم نمره زبانم عالی بودوامروزمی دانم که باخودم چه کارکرده ام که خداوندزیباوشیک زمانی مرابه سمت عشق وعلاقه ام هدایتم می کندکه اول حال درونم عالی باشدوحسابی روی خودم عملیات بارمزیامریم راانجام داده وهرروزادامه دهم تاوقتی که اسم یادگیری زبان می آیدبرای تمرین 5روزدرهفته ذوق کنم وازدرون شادباشم به یژه که استادت هم دراین فایل درموردزبان صحبت کنندوانگیزه من عالی ترشود،خدایاشکرت.
واقعابایدازکاری که انجام می دهم لذت ببرم ،چه بچه هایی که مجبورشدندبرای حرف خانواده، رشته تحصیلی یاکاریادرکل مسیری راانتخاب کنندکه اصلا ازته دل راضی نبوده که متنفربوده اندو باناآگاهی چه خسارت هارامتحمل شده اند.
خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم وسجده شکرمی گذارم که امروزباتغییربنیادی درآن چیزهایی که موردخواست مان نبود،آنهاراجهت دهی دهیم به سمت مسیرخواسته هاوباآگاهی برای رشدوپیشرفت خودهرروزتمرکزکرده وهرلحظه ازخداوندهدایت بطلبیم .
آزادی ورهایی ودراین مسیرسرسبزولبریزازتجارب عالی گشت وگذارکردن وآموختن وعمل کردن درکنارچنین الگویی ناب ،مارابه مسیرهایی هدایت می کندکه وقتی به روندزندگیمان نگاه می کنیم نامش رافقط بایدمعجزه گذاشت وهرلحظه شاکربودکه درزمان ومکان مناسب مارادجایی قراردادکه اینطورهرروزدرتمام زمینه هااول عاشق خودمان باشیم وباتوکل به خودش هراستعدادی راکه درشرایطش قرارمی گیریم باعشق ولذت شکوفاکنیم.
استادجانم عجب فایل بی نظیری ،صوتی آن راهم به لطف خداوندواین گوشی عالیم ،دانلودکردم که درپیاده روی هایم گوش کنم ولذت ببرم وچه استعدادهایی که ازخودم درنکنم ،واااای چقدرانگیزه وهدف دارم که درآینده نزدیک برایتان باعشق می نویسم ،عاشقتونم وبوس به کله همه عزیزان دلم.
درپناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت وعالی بدرخشید.
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
متشکرم متشکرم متشکرم
سلام به استادخوش تیپ عزیزم ومریم جون عزیز.
قطعنا در گذشته فک میکردم که باید در زمینه ای استعداد داشته باشی تا بتونی اون کارو درست انجام بدی واگر استعداد وتوانایی خاصی تو خودم نمیدیدم کاملا بیخیالش میشدم.
اکثر آدما الآنم با همین باور پیش میرن .
نگاه به استعدادطرف میکنن و وقتی استعدادی تو اون زمینه میبینن بیشتر به اون شخص اعتماد میکنن .
داشتن استعداد یه باوری شده که همه روی اون حساب میکنن.
خیلیا هم استعداد تو زمینه ای دارن اما به اون علاقه ندارن.
البته علاقه نداشتن اونا به افکار وباور های غلطشون بر میگرده.
یا میگن در آمدش خیلی کمه .
یا میگن سرمایه ی اولیه زیاد میخاد که ما نداریم .
یا میگن سخته .خیلی خسته میشیم.
یا میگن زمان بره وقت زیادی میبره.
خلاصه به یه دلیلی از اون استعداد خودشون استفاده نمیکنن وترجیح میدن مشغول به کار دیگه ای باشن.
ولی همیشه پس ذهنشون این هست که کاش از این استعدادمون استفاده میکردیم .چون انسانها از استعداد و مهارتهایی که دارن دوس دارن استفاده کنن .چون میدونن یه جورایی اعتماد به نفسشونو بالا میبره.
حالا یا ب خاطر تنبلی یا به هر دلیل دیگه ای که خودشون رو قانع کردن، دست از ادامه دادن میکشن ولی حسرتشم با خودشون دارن.
واین خیلی بد .هرجا که موفق نشن حتمن به این فکر میکنن که ای کاش دنبال هدف اصلی خودشون که درش استعداد داشتن رو دنبال میکردن .
انتخابها وهدفگذاری های ما در زندگی خیلی بهمون کمک میکنه که بتونیم استعدادوتوانمندیهایی رو در خودمون شکوفا کنیم .
بنابراین همه ی موفقیتها و عدم موفقیت هامون بستگی به اراده وافکار وباورهای خودمون داره.
اگه موفق نیستیم دنبال توجیه وبهانه نباشیم .که میتونستیم موفق باشیم ولی موفقیت تو انتخاب ما نبوده !!!!
من به شخصه خودم قبول میکنم که هرجا که موفق شدم خودم عاملش بودم .هرجا هم که دلم خواسته ونشدم بازم خودم عاملش هستم .حتی این جمله ی استاد را هم قبول دارم که اگه هیچ استعدادی تو اون زمینه نداشتم ولی اگر تلاش میکردم وادامه میدادم ،حتمن بدسش میووردم .
خیلی از غبطه و حسرت خوردنهای ما سر همین داستانه .که چرا فلانی تونسته ولی من نتونستم ؟
چرا برای فلانی شد برای ما نشد؟
فلانی شانس میاره ولی ما بد شانسیم .
خیلی راحت انگ خیلی چیزا رو به خودمون زدیم که ما نمیتونیم .
وبا همین کلمه ی ما نمیتونیم، هدفها وخواسته ها رو تو ذهنمون رها کردیم بدون اینکه تلاشی برای بدست اووردنش بکنیم.
خیلیامون میخاییم ولی حاضر وآماده ! شسته وروفته !
خود،من تجربه هایی تو این زمینه داشتم .
یادم میاد وقتی دخترمو کلاس ژیمیناستیک میبردم همون جا دلم خاست منم یاد بگیرم.
چون هیچ استعدادی تو این زمینه نداشتم میدونستم دوران سختی رو باید بگذرونم و باید تلاش زیادی بکنم .با همین باور ولی اینکه به خودم قول دادم باید یاد بگیرم واینکه خودمو متعهد به یادگیری بکنم تا خسته نشم وخودمو نبازم.
به همین جهت از مربی اجازه گرفتم وتو کلاس دخترم شرکت کردم.
قشنگ یادمه مادرایی که میومدن بچه هاشونو نگاه کنن .وقتی منو و تمریناتم رو، تو کلاس میدیدن کاملا مشخص بود تو دلشون دارن یا قضاوتم میکنن یا مسخرم میکنن .
بارها از این و اون شنیدمکه میگفتن آخه بابا ! کی تو 40سالگی ژیمیناستیک کار میکنه ؟!
حتی ازم میپرسیدن، ب نظرت یادمیگیری ؟
هر باری که دیگران از این سوال وپرسشها ازم میکردن من بیشتر مصمم میشدم ادامه بدم تا بهشون ثابت کنم که میشود .
با وجود اینکه هیچ استعدادی تو این رشته ورزشی نداشتم .بدنم کاملا خشک طوری که هیچ انعطافی نداشت.انقد تالاپ تولوپ زمین خوردم .سرم کوبیده شده به دیوار وزمین . اما از اونجایی که به شدت علاقه داشتم هر بار با ذوق بیشترتو کلاس شرکت میکردم.
نمیدونید چ هیجانی داشتم .3سال تمام کار کردم تا بالاخره تازه بالانس وبالانس قلت، بالانس پل وچرخ وفلک را یاد گرفتم.
منی که حتی تو دوران کودکیم قلت زدن را هم بلد نبودم .واقعن از قلت زدن میترسیدم .
به غیر از یادگیری این حرکات ،نمیدونید این 3سال چقد به من خوش گذشت .تو کلاس بچه کوچولو ها بودم .اونا هم ذوق میکردن که من تو کلاسشونم، منم ذوق میکردم که با دخترم وپیش بچه های زیر 10سال بودم .
حتی اگه یادم نمیگرفتم بازم پشیمون نبودم که وقتمو برای اینکار گذاشتم چون دوران بسیار عالی ای بود.
مثل بچه ها شده بودم واین برام خیلی لذتبخش بود.
تازه وقتی از کلاس برمیگشتم وروزایی که کلاس نداشتیم ،بساطی تو خونه داشتیم .
همسرم میگفت نمیخای تو خونه بیخالش بشی.
انقد علاقمند شده بودم که پتو وتشک تو خونه پهن میکردم .مبل ها رو کنار میکشیدم که یه قسمت دیوار خالی باشه برای تمریناتم .
انقدی که من تلاش میکردم دخترم نمیکرد.
همسرم مسخرم میکرد میگفت جایزه که نمیخان بت بدن .کسی هم که اینکارتو رو نمیبینن، برای چی انقد تلاش میکنی ؟!
راست میگفت من پیش کسی نمیتونستم حرکتی انجام بدم اما خودم برای خودم میخاستم.
تعهدی که با خودم بسته بودم همیشه تو ذهنم بود.
میدیدم که چقدر با اینکار حالم خوبه همین برام از هرچیزی ارزشش بیشتر بود.
دخترم رشته ورزشیشو عوض کرد . الان بسکتبال میره .منم دیگه کلاس ژیمیناستیک نمیرم.
ولی هنوزم که هنوزه بعد از گذشت 5سال ،قبل از اینکه ورزش خودمو تو باشگاه شروع کنم نیم ساعت نرمشها وحرکات ژیمناستیک رو انجام میدم بعد میرم سر ورزش خودم .
انجام میدم چون میدونم اگه انجامندم باز ترسها سراغم میاد وشاید دیگه نتونم .البته طبیعیه که اگه کاریو ادامه ندی ،فراموشش کنی یا از روی ترس نتونی انجامش بدی .
همه ی دوستامم میدونن چرا من قبل از ورزش خودم وقت برای اینکار میزارم.
استاد جان من عاشق یادگیری زبان هستم .بارها رفتم سمتش اما بعد از مدت کوتاهی به این نتیجه رسیدم که ولش کن .یادگیری زبان واقعن استعداد میخاد که من ندارم .
اینم از علایقمه اما وقت زیادی براش نمیزارم چون حس میکنم یاد نمیگیرم .
در مورد کارای کامپیوتری هم همین طور.
همیشه همه ی کارامو، داداشم انجاممیده .و همیشه به خودم میگم کاش خودت بلد بودی به داداشت نمیگفتی برات انجامبده .
خیلی غبطه ی کسانی رو که تو این زمینه ها استعداد وتوانمندی دارن ، میخورم .
با توجه به صحبتهای شما ویاد آوری کار قبلی خودم که تونستم باید باورهامو نسبت به خودم تغییر بدم و اقدام کنم .
البته بیشترین بهونم اینه که وقت نمیکنم .وقت آزاد ندارم.
چون من تو این زمینه استعدادی ندارم باید بیشتر از کسانی که استعداد دارن وقت بزارم وچون اینو میدونم بیخیالش میشم.
چن تا عبارت تاکیدی الان تو سررسیدم دیدم که با شما عزیزان به اشتراک میزارم.
«هیچ گاه برای آغاز دیر نیست .همین بس که به خود بگوییم این بار کار ناتمام را،پایان میدهم..»
«فکر کردن به تغییر ،بدون انرژی برای تغییر ،تنها افراد را دلسرد میکند ».
«کسی که دارای عزمی راسخ است،جهان رو مطابق میل خویش عوض میکند».
«به توانایی خود ایمان داشتن نیمی از کامیابی است».
«بدترین وخطرناکترین کلمه این است که(همه اینجورین) ».
«99درصدهمه شکستها از آن کسانی است که به آوردن عذر و بهانه خو گرفته اند».
«همیشه شعله های بزرگ ناشی ازجرقه های کوچک است».
«راز موفقیت این است که هدف رو بی وقفه دنبال کنید».
«سختکوشی هرگز کسی رو نکشته است ،بلکه نگرانی از آن ،انسان را از بین میبرد».
ممنون از استاد که در مورد فرزندانمون هم این یادآوری روکردن که حواسمون به این موضوع باشه که فقط دنبال کشف استعداد نباشیم.
تو زمینه های دیگه هم اگه تمایل به یادگیری دارن ،بهشون اعتماد به نفس اینو بدیم که میتونن وراحت از این قضیه نگذریم.
این نه تنها برای سن الانشون خوبه بلکه برای آیندشونم خیلی خوبه چون خیلی بهشون کمک میکنه وباورهای خوبی تو ذهنشون ایجاد میکنه که با تمرین وتکرار ومدت زمان حالا کمی بیشتر ولی امکان پذیر و شدنیه .
ابن نیست که نشه .نشد نداریم .
فقط کافیه انتخاب کنن ،تلاش کنن ،وقت وزمان بزارن بعد نتیجه حاصل میشه .
وچقد بعد از بدست اووردن اون چه که میخاستن اعتماد به نفسشون بالا میره.
انجامهمین موضوع ینی به چالش انداختن خودت .
سرگرم شدن و استفاده از وقت وزمان خودت .از اینکه وقت و زمانت به بطالت نگذره .
مثلا دختر من از بچگیش کاملا مشخص بود رقص فوقالعاده ای داره.
از سه سالگی میرقصید.اونم چ رقصایی .عربی ،ترکی ،هیپاپ،شافل ،ایرانی .همه رو با یه نگاه به یه کلیپ یاد میگرفت ومیرقصید .از یه جایی به بعد دیگه خودش طراحی میکرد.
الانم زومش رو رقص کره ایهاس.
البته دخترم خیلی زرنگه .به خودم کشیده همت وارادش خوبه اما تفاوتی که اون با من داره اینه که من از بچگی حواسم به استعدادوچیزایی که علاقه داره هست ولی دوره ی ما هیچکس هیچ توجهی به هیچ کاری از ما نداشت حداقل برای من که اینطور بود.
هرچی بود خودمون تو سن نای بیشتر کشفش کردیم.
الان به آشپزی علاقه داره ،خیاطی وآرایشگری دوس داره ،ورزش که الویتشه .به هنر پیشه شدن علاقه داره .درسشم عالیه بدون اینکه تو خونه وقتی برای درس خوندن بزاره.
من تو هر زمینه ای که خودش پیشنهاد بده ،ازش حمایت میکنم و همراهش میشم تا موفق بشه .
پسرم تو زمینه ی فوتبال عجوبه نیست اما از 5سالگی کلاس فوتبال گذاشتیم وادامه داده تا الان که 20سالشه.
پسرم اگه موفقیتی کسب کنه ب نظرم به خاطرعلاقه و تلاش و استمرارش تو این رشته ورزشی بوده نه استعداد.
ولی تو رشته روانشناسی میدونم خیلی با استعداد چون خیلی خوب ومنطقی وبه جا صحبت میکنه .
شاگرد استاد عزیزم که هست دیگه با توجه به حک کردن قوانین عباس منش وانجامشون ونتیجه گرفتنش ،مطمئنم پیشرفت میکنه وموفق میشه .
رشته دانشگاهی شم همینو بر داشته .
خداروشکر استاد عزیز هستن که مدام بهمون یاد آوری بشه که باورهای قدرتمند کننده برای هدفهای خودمون وهم برای بچه هامون داشته باشیم .
فرزندانمون وقتی میبینن بزرگترهاشون کنارشون باورهای قدرتمند کننده دارن ، اونا هم باورشون میشه که میشود.
نباید با باورهای محدود کننده ،هدفها وخواسته هایی که در درون داریم رو کنار بزرایم .من نمیگم باید برن حتمن موفق بشن اما میتونن تجربه کنن .
حداقل وقت برای تجربه کردن بزارن تا بعدن مثل ما دلشون نسوزه که چه کارا میتونستن انجام بدن ولی با بی خیالی و بی تفاوتی ازش رد شدن .
ممنون استاد عزیز که همیشه حرفات طلاس.
استاد جونم از خدا سپاسگزارم که هستید.
بِســـــــــــــمِ اللهِ الرحمنِ الرحیم
وَاللَّیْلِ إِذَا یَغْشَى ﴿1﴾
سوگند به شب چون پرده افکند (1)
وَالنَّهَارِ إِذَا تَجَلَّى ﴿2﴾
سوگند به روز چون جلوه گرى آغازد (2)
وَمَا خَلَقَ الذَّکَرَ وَالْأُنْثَى ﴿3﴾
و سوگند به آنکه نر و ماده را آفرید (3)
إِنَّ سَعْیَکُمْ لَشَتَّى ﴿4﴾
که همانا تلاش شما پراکنده است (4)
فَأَمَّا مَنْ أَعْطَى وَاتَّقَى ﴿5﴾
اما آنکه عطا کرد و ذهنش را کنترل کرد (5)
وَصَدَّقَ بِالْحُسْنَى ﴿6﴾
و نیکی و نکات مثبت را تصدیق کرد (6)
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرَى ﴿7﴾
پس بزودى آسانش کردیم برای آسانی ها (7)
وَأَمَّا مَنْ بَخِلَ وَاسْتَغْنَى ﴿8﴾
و اما آنکه بخل ورزید و خود را بى نیاز دید (8)
وَکَذَّبَ بِالْحُسْنَى ﴿9﴾
و نکات مثبت را به دروغ گرفت و قبول نکرد (9)
فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْعُسْرَى ﴿10﴾
پس بزودى آسانش کردیم برای سختی ها (10)
وَمَا یُغْنِی عَنْهُ مَالُهُ إِذَا تَرَدَّى ﴿11﴾
و چون هلاک شد مال او به کارش نمى آید (11)
إِنَّ عَلَیْنَا لَلْهُدَى ﴿12﴾
همانا هدایت بر ماست (12)
وَإِنَّ لَنَا لَلْآخِرَهَ وَالْأُولَى ﴿13﴾
و در حقیقت دنیا و آخرت از آن ماست (13)
فَأَنْذَرْتُکُمْ نَارًا تَلَظَّى ﴿14﴾
پس شما را به آتشى که زبانه مى کشد هشدار دادم (14)
لَا یَصْلَاهَا إِلَّا الْأَشْقَى ﴿15﴾
جز نگونبخت تر در آن درنیاید (15)
الَّذِی کَذَّبَ وَتَوَلَّى ﴿16﴾
همان که تکذیب کرد و رخ برتافت (16)
وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى ﴿17﴾
و پاکرفتارتر از آن دور داشته خواهد شد (17)
الَّذِی یُؤْتِی مَالَهُ یَتَزَکَّى ﴿18﴾
همان که مال خود را مى دهد پاک شود (18)
وَمَا لِأَحَدٍ عِنْدَهُ مِنْ نِعْمَهٍ تُجْزَى ﴿19﴾
و هیچ کس را به قصد پاداشیافتن نعمت نمى بخشد (19)
إِلَّا ابْتِغَاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى ﴿20﴾
جز خواستن رضاى پروردگارش که بسى برتر است (20)
وَلَسَوْفَ یَرْضَى ﴿21﴾
و قطعا بزودى خشنود خواهد شد (21)
=======================================================================================
سلام استاد عزیزم.
بینهایت ازتون سپاسگزارم به خاطر این فایل های عالی.
استاد چقدر این موضوعاتی که صحبت کردید را من از زبان شما شنیدم. اما اینجا انگار دارم دوباره و به شیوه ی دیگه ای می شنوم. خداروشکر. بینهایت خداروشکر.
آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟
بله قطعا استاد عزیزم. یه روزی بود من فکر میکردم سایت ساختن خیلی کار سختی هست.
ولی من شخصا با تمرکز و بهبود گرایی و علاقه ای توصیف نشدنی به راحتی سایت خودم را ساختم و راه اندازی کردم.
این نشون میده چقدر راحت هست یادگرفتن و ساختن و عمل کردن. توی مسیر من به راحتی هر آنچه میخواهم را یادمیگیرم. خدایی نبوده چیزی برنامه ای یا مواردی که نیاز داشته باشم یاد بگیرم و من نرم سمتش. به راحتی یاد گرفتم.
یادمه یه دوست عزیزی یبار رفتم سمتش برای یه کاری، بعد با یه ادعای عجیبی گفت این کار را فقط من بلدم و چند نفر دیگه تو اصفهان. خدا میدونه وقتی اینجوری گفت استادهمون کارا به راحتی با گوشی و لپ تاپم انجام دادم.
یا یباری یه بنده خدایی اومد بهم گفت من 400 میلیون میگیرم بدون مصالح برات اتاق برق می سازم.
خودم همونو با 240 تومن ساختم. تازه با مصالح و کارگر و همه چیز.
میخواهم بگم من اصلا از آموختن و یادگرفتن نمی ترسم. اصلا. خداروشکر. خیلی خوب پیش رفتم این چند وقت وخداروشکر کاری به کار کسی نداشتم. تا اونجایی که تونستم.
خداروشکر بینهایت خداروشکر.
در حقیقت اینوو میخواهم بگم که من معتقدم و باور دارم چیزی نیست که من بخواهم یادبگیرم و نتونم. اما اولویت من اینه که تمرکز کنم روی مواردی که دوست دارم و علاقه بیشتری بهش دارم بذارم. یعنی اون چیزی که همه بهش میگند استعداد برای من این معنی را میدهد:
استعداد به این معناست که توی یکسری از موارد من توانایی یادگیری بهتری دارم و سریعتر رشد میکنم. بنابراین تمرکزم را میگذارم روی کاری که بیشتر بهش علاقمند هستم.
در طول روز خیلی وقت ندارم. ولی سعی میکنم از بهبود گرایی استفاده کنم برای رشد. رخداروشکر هنوز در حال رشد هستم و هر روز دارم در تمام زمینه ها بهتر رشد میکنم. خداروشکر.
عاشقتونم استاد عزیزم. بینهایت ازتون سپاسگزارم به خاطر ین فایل بینظیر.
استاد یه خبر خوبی امروز شنیدم که باعث شد من امروز ان شالله اگر پولش بیاد تو حسابم دو یا 3 تا دوره بخرم.
خداروشکر. بینهایت خداروشکر.
ان شالله هرکجا که هستید در پناه رب العالمین شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.
درود و سلام فراوان براستاد عزیز وخانم شایسته عزیز وهمه دوستان عزیزم
چند صباحی است که از نوشتن دیدگاه دور بودم اما همیشه دیدگاه ها ی شما دوستان عزیزم را مطالعه کرده ام
خدایا سپاس خدایا مچکرم
استاد چقدر زیبا این فایل برای من امروز با تامل فراوان گوش دادم ولذت بردم
خیلی سوال درست و کاملی
من در سال 81گواهینا مه گرفتم ولی چون تمرین و ادامه ندادم تا پنج سال پیش اصلا پشت فرمان ماشین نمی نشستم وفکر نمیکردم که با تمرین و تلاش میتونم موفق شوم
اما اوایل آشنایی با شما بود که در یکی از فایل های عزت نفس فهمیدم که باید وارد ترس های خودم بشوم ویادم که یک روز از مقابل یک مرکز آموزش رانندگی عبور میکردم یه چیزی در وجودم من را به آموزش گاه هدایت کرد و جالب اینکه با یک مربی بسیار موفق چند کلمه صحبت کردم وایشون به من پیشنهاد داد یک جلسه برای تمرین بروم ومن فردای اون روز رفتم وکامل رانندگی کردم آخر تایم ایشون به من گفتند من اصلا نه ترمز گرفتم ونه شما ایرادی داشتید شما با تمرین بهترین هستید یادم من یه ماشین 206دوروز بعد مدل 83رنگ بژ خریدم و دوباره گزاشتم داخل پارک کینگ و چند رو ز گذشت ویک روز شروع کردم تایم ظهر هرروز یک مسیر را رفتم و بعد از دو هفته متو جه شدم که کامل مسیر های زیادی را رانندگی کردم واقعا تمرین باعث شد الان 4سال رانندگی میکنم وعالی واین فقط با تمرین و تلاش
سخنان شما دقیق و درست در صورتی که من همیشه می گفتم من استعداد رانندگی ندارم
ولی با این باور توانستم موفق شوم من به سخنان شما ایمان دارم
از شما متشکرم
استاد یه معجزه در زندگی من رخ داد
دوست داشتم این را برای دوستان وشما عزیز دل بنویسم
من دختری دارم به نام منا ایشون پنج سال پیش درست همان زمان که من با شما ومباحث و فایل های شما آشنا شده بودم با پسر عموی خود قرار شد ازدواج کنند چون رابطه فامیلی بود خانواده پسر عمویش بدلایل بیماری که من نمی دانستم خودشون خیلی به این بیماری باور داشتند مخالفت می کردند اما پسر شان اصرار بر ازدواج داشت ولی گفت من عقیده ندارم خلاصه استاد با از مایش های فراوان باز هم دکتر ها گفتند احتمال خطر هست اما پسرشان قبول دار نبود
گذشت و دخترم با پسر عمو ش ازدواج کرد
الان چهار سال است که گذشته و افکار خانواده دامادم بر همان منوال بود من با توجه به فایل های که از شما شنیده بودم در مورد اینکه ما میتوانیم ذهن خودمان را تغییر دهیم و ژنتیک هم یه موضع است که ذهن بیشتر به اون باور کرده من هم دیدگاهم عوض شده بود
استاد بگذریم دیدگاه من عوض شده بود وتوکلم بر خدا بود استاد اردیبهشت امسال دخترم به من تماس گرفت و گفت مادر من باردارم ومن بسیار خوش حال وایشون نگران وناراحت من بهش گفتم اگر به خدا باور داری خداوند بین هزاران این جنین انتخاب شده و قرار به این دنیا بیاد و زندگی کند دخترم دیدگاه خوبی داری ولی کمی نگران بود استاد ما دراین مدت ده ماهی که گذشت آزمایش وهر کاری که بود انجام دادیم و دقیقا 1402/10/24خداوند دست گلی صحیح و سالم با وزن عالی وچقدر زیبا و دوست داشتنی به ما هدیه داد
زودتر از اینا میخواستم بنویسم اما مجال نبود ولی استاد من به تک تک کلام شما ایمان آوردم و میخوام بگم وقتی همه چیز را میسپاری دست خدا نیازی به هیچ کس نیست و خداوند کار نمی کنه شاهکار میکنه نمی دونستم چطور ولی خیلی دلم میخواست عکس دنیز به معنی دریا نوه قشنگم را بفرستم تا به همه بگم به عظمت خداوند من به گفته های شما عمل کردم ولحظه به لحظه معجزه ها را دیدم استاد اون فایل توحید عملی که درباره حضرت موسی بود را من در این نه ماه بارداری دخترم کامل هرروز گوش میدادم و فایل خدا به بزرگی خداوند سوگند زبان شما وکلامتان حق من با تمام وجود به کلام شما ایمان دارم
از سر شوق نوشتم برای دوستانم که بدانند کلام استاد عباس منش حق ومن پنج سال زندگی به مفهوم واقعی زندگی را درک کردم و زندگی میکنم
استاد با تمام وجود از شما سپاس گزارم دراین شادی شمارا هم سهیم میدانم
نوشتم تا دوستانه که تازه وارد هستند بدانند که ما خالق زندگی هودمون هستیم ومن با این معجزه به قانون سلامتی شما صدر صد ایمان آوردم وحتما برای خودم خریداری میکنم
استاد با تمام وجود از شما سپاس گزارم
برای دوستانم روزهای زیبا لحظه های ناب وبرای استاد عزیزم عمر طولانی وعزت و سربلندی آرزو دارم
به نام خدواند جان خرد
کز این برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند نام و خداوند جای
خداوند روزی ده رهنمای
سلام وصدسلام ودرودفراوان براساتید نازنین وهمه سروران گرامی خانواده صمیمی والهی عباسمنش
امیدورام که حال همگی عالی عالی عالی باشد
وایام به کام .
سوال این قسمت:
آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
جواب:
قطعا بله نظرمن این است که هرکاری باتلاش مستمروحرکت کردن درمسیردرست وصحیح نتیجه بخش خواهد بود وبه موفقیت ختم خواهدشد.
اماشروطی هم دارد اولا بایدعاشق وشیفته آن کاریاان حرفه بود وباعشق وباتوکل به خدای رحمان وباورهای درست درمسیرموردعلاقه مون گام برداریم
دراین زمینه من دومثال ازخودم می اورم
مثال اول:
ازانجایکه من کارمند بودم بیشرسالهای کاری ام روباکارکارشناسی سپری کردم وهمیشه فکرمیکردم که مدیران ومسئولین استعدادخاصی دارند وبقیه نمی تونن مدیرباشند واین تابوهمیشه همراه من بود وبه همین دلیل هیچ تلاشی برای ارتقا وقبول پستهای مدیریتی نداشتم ویکی ازپاشنه اشیل های من برای عدم پذیرش پست مدیریتی این بود که ازسخنرانی درجمع خیلی هراس داشتم وفکر میکردم به هیچ عنوان آدم سخنرانی نیستم وازعهده اداره جلسات برنمی ایم
تااینکه سرانجام درسال 94 برترسهام غلبه کردم وباپذیرش پست مدیریتی واردتجربه وچالش جدیدی شدم
همانطور که عرض کردم مسله سخنرانی پاشنیه اشیل من بود ومن برای غلبه براین ترس ونقطه ضعفم برای جلسه معارفه متن سخنرانی آماده کردم وشاید باورش براتون سخت باشه من حدود یکهفته این متن رابارهاباصدی بلنددریک اطاق دربسته میخوندم وخودم روبه عنوان سخنران درجمع تجسم میکردم تااینکه روزموعودفرارسید من باتوکل برخدای مهربان پشت تریبون قرارگرفتم و متن آماده شده روباخودم بردم
سخنرانی شروع شد ومن خیلی راحت وروان صحبت میکردم بدون اینکه به متن توجهی کنم و بارها درحین سخنرانی موردتشویق حضارقرارگرفتم بعدازمراسم که فیلم مراسم راتماشا کردم متوجه شدم شایدکمتراز20درصد مطالبی که آماده کرده بودم گفته شد انگارکه خدا انجا بود وداشت همه چیزو مدیریت میکرد البته من آن زمان باقوانین جهان هستی هیچ آشنایی نداشتم اما نصفه ونیمه ونااگاهانه ازقانون استفاده میکردم.
مثال دوم:
من بعداز پایان دوران کاراداری واغاز دوران بازنشستگی درسال 99 که مصادف شده بود بااشنایی من باقانون و سایت استادعباسمنش و باتوجه به علاقه ای که به هنر،شعروموسیقی داشتم وهمیشه کارهای هنری وصنایع دستی رودنبال میکردم خیلی دوست داشتم یک حرفه هنری رافراگیرم امابازهم ترس داشتم وفکرمیکردم که افرادهنرمند ازیک استعدادذاتی برخوردارند که اینقدرموفق هستن مثل نقاشان بزرگ موسیقی دانان وغیره
امامن تصمیم داشتم که خودم رامحک بزنم وتوانایی خودم درهنرراتجربه کنم ودرهمین راستا هدایت شدم به سمت رشته هنری مسگرتزیینی/ هنربرجسته کاری روی مس واین درشرایطی بود که من هیچ آشنایی بااین حرفه وهنرنداشتم حتی ابزارش رو هم نمی شناختم آماچون عاشق هنر بودم فراگرفتن آموزش هنربرجسته کاری روی مس رادریکی ازآموزشگاههای برتر وبامدیریت مجرب واستاد خوشنام این رشته درشهرمون ثبت نام کردم وطی مدت 3ماه به یکی ازهنرجویان ممتاز آموزشگاه تبدیل شدم ودر24 ساعت نزدیک به 10الی12ساعت کاروتمرین میکردم ودهها تابلو کارکردم واولین هنرجوی بودم که دردوران 3ماه آموزش موفق شدم چهره استادشجریان بزرگ راکارکنم که یکی ازبهترین کارهای من شد وحتی شبکه تلویزیونی مستند درقالب برنامه همسفر از کارهای هنرجویان اموزشگاه ازجمله باحضور بنده فیلم مستند زیبایی تهیه کرد وبارها ازشبکه مستند پخش شد.
این یک تجربه بسیارعالییییی برای من بود که هرکاری شدنی است بشرط اینکه اولا عاشق باشی وبه قول استادعباسمنش نسبت به آن هدفت اشتیاق سوزان داشته باشی هرچه هدف بزرگترباشد وما نسبت به ان اشتیاق داشته باشیم وعلاقه مند باشیم موفق خواهیم شد برعکس این اگر هدف کوچک داشته باشیم اما عاشقش نباشیم وبابی علاقگی وبابی میلی کارکنیم قطعا موفق نخواهیم شد
” اشتیاق سوزان” کلیدواژه موفقیت درهرکاری است دقیقا مصداق ضرب المثل معروف است ” خواستن توانستن است”
نکات مهم وکلیدی صحبتهای استاد:
* استعداد عامل موفقیت نیست
بلکه تلاش،باورمناسب ،توکل به خدا ،ایمان ودرمسیردرست بودن است که باعث موفقیت میشود.
افرادی زیادی رابه یادداریم که یک استعداد ذاتی دریکی حرفه وهنرخاصی داشته اند اما بدلیل عدم پشتکار وتلاش وتمرین شکست خورده اند
برعکس افرادی راداشته ایم که شایددرنگاه اول هیچ استعدادخاصی نداشته وحرفه وهنرموردعلاقه اش روخیلی دیرشروع کرده اماباتلاش، کوشش، تمرین وپیگیری موفق شده اند نمونه بارزش علی دایی میباشد ایشان ازاول اصلا فوتبالیست نبوده بسکتبال بازی میکرده باتوجه به اینکه مثل اکثرفوتبالی های کشورمان مثل بچه های جنوب که ذاتا استعداد فوتبالی دارند ایشان نداشته اماباتلاش فراوان علاقه وافروحرکت کردن وبهبود بخشیدن خود به موفقیتهای بزرگی رسیده است مثل بیشترین بازی ملی وآقای گلی جهان دربازیهای ملی درحوزه مالی هم درحال حاضریکی ازثروتمندان بزرگ میباشد
پس درنتیجه اگرمادرهرزمینه وحوزه ای واقعا باعشق وارد شویم ، حرکت کنیم ،تلاش کنیم وخودمون رابهبود دهیم بدون درنظرگرفتن استعداد قطعا موفق خواهیم شد.
* تحت هیچ شرایطی نباید بچه هامون را بواسطه استعدادی که دارند تحسین کنیم
مابایدیادبگیریم که بچه هامون رابه این دلیل که دارند درحوزه ای یاکاری حرکت میکنند وپیشرفت میکنند تشویق کنیم وتحسین کنیم
بازهم دراینجا من مثال پسرگلم ارمین جان رابرایتان بازگومیکنم
ارمین گلم درسال اخردبیرستان یعنی سال تحصیلی 1400_1401تصمیم گرفت برای کنکور درس بخونه ( ارمین جان بامن وهمسرنازنینم دراین مسیربود وازبرنامه ها ومطالب سایت مرتب استفاده میکرد ) وقبل ازآن بارها به ما گفته بود که علاقه ای به درس خوندن ودانشگاه نداره امابه یکباره تصمیمش عوض شد وشروع به درس خوندن کرد وگفت من باید همین امسال درکنکورموفق شوم وبایددررشته ریاضی ودردانشگاه شریف یاامیرکبیرتهران قبول شوم وماشاهدپشتکار وتلاشش بودیم وبارها اورابخاطر تلاش وجدیتی که داشت تحسین میکردیم وتشویقش میکردیم وبارها هم براش غذاهای خوشمزه وخوراکی های مقوی وباکیفیت به عنوان پاداش وتشویقی براش تهیه میکردیم
حتی بکبارهم نگفتیم که تواستعدادش رانداری وخودش هم اصلا به این موضوع استعداد باور نداشت ونتیجه چی شد؟
دقیقا همونی که میخواست به لطف خدای مهربان براش اتفاق افتاد دراولین کنکوربارتبه عالی دررشته فیزیک روزانه دانشگاه امیرکبیر تهران قبول شد والان هم ترم دوم دانشگاه است
خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
تمرین این قسمت:
مرحله اول:
مهارتی که فکر می کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده ای که به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.
کلید: ترجیحاً موضوعی را انتخاب کن که کسب مهارت در آن، به شما کمک می کند. خواه در شغل و درآمد شما، خواه در زندگی شما به هر شکل دیگری.
من بسیارزیاد به کارساخت وساز ساختمان علاقه دارم وقصددارم به لطف خدای رحمان بزودی کارم راشروع کنم اما ازانجایکه این کارنیاز به تا مین بودجه مالی وهمچنین زمین میباشد درحال مطالعه وبررسی بیشتری هستم البته قدم اول راباموفقیت دربخش تامین منابع مالی برداشتم وبه یاری خدواند رحمان خانه قدیمی سازداشتم که برام حاشیه هم داشت اخیرا باقیمت مناسبی به فروش رفت وتبدیل به احسن شد و ملک مناسبی هم دارم اماازانجایکه قصددارم ساخت وساز رادرمرکز استان شروع کنم دنبال این هستم تا به لطف خدای بزرگ ملکم رابایک زمین مناسب درکرمان معاوضه کنم.
هرچند ساخت وساز مسکن حرفه اصلی من نیست ودراین کارتجربه لازم وکافی ندارم اما باتوجه به علاقه واشتیاقی که دارم باور وایمان دارم که به درد این کارمیخورم وموفق خواهم شد وبه خواسته ام خواهم رسید
وباتوکل به خدای خوبم بزودی ازموفقیتهایم دراین حوزه خواهم نوشت .
عاشقتونم دوستتون دارم خیلی زیاد
درپناه حق
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا من هر آنچه دارم از آن توست
سلام خدمت استاد عباس منش عزیزم و مریم شایسته عزیزم و تمام دوستانم در سایت عباس منش
قبل از اینکه ادامه فایل را گوش کنید جواب سوال اول را بدین و بعد ادامه دهید
سوال این قسمت
آیا فکر می کنی با تمرین، تلاش و مداومت می توانی در مواردی پیشرفت کنی که اکنون درباره آن مهارت خاصی نداری یا به اصطلاح با استعداد نیستی؟
یا اینکه معتقدی اگر در زمینه ای استعداد نداشته باشی، تلاش و تمرین نمی تواند باعث پیشرفت و مهارت در آن موضوع شود؟
من فکر میکنم با تمرین و مداومت و تلاش میتوان مهارت کسب کرد و می توان یاد گرفت و پیشرفت کرد مثلا من خودم چند ماه پیش تولید محتوا شروع کردم یاد گرفتم با اینکه نه کلاس خاصی رفته بودم با خواهرم از همین ویدئوهای شبکه مجازی یاد گرفتیم و تا اندازه ای که تمرین کردیم یاد گرفتیم ولی چون بیشتر از اون نیاز نداشتیم ادامه ندادیم اگر بیشتر هم میخواستم با تمرین و تکرار بهتر و بهتر هم بلدش میشدیم
من از اول هم معتقد به استعداد داشتن نبودم معتقدم ما میتوانیم با تمرین و ممارست هر کاری را یاد بگیریم.
مرحله اول:
مهارتی که فکر می کنی در آن استعدادی نداری یا متقاعد شده ای که به درد انجام آن کار نمیخوری را انتخاب کن.
من از کودکی نقاشی ام خوب نبود و همیشه فکر میکردم نمیتوانم انجامش دهم
حالا من به عنوان تمرین نقاشی را انتخاب میکنم
من در مرحله اول یک دفتری برمیدارم و اون دفتر را میزارم برای کشیدن نقاشی و شروع میکنم به نقاشی کشیدن حالا هر آنچه که دلم میخواد میکشم البته میخواهم با مداد رنگی شروع کنم
در شروع کار میتوانم از یک خواهرم هم کمک بگیرم چون این خواهرم خیلی نقاشی اش خوب بود و علاقه داشت و حتی تابلو میکشید الان سالهاست که تابلو هایش را نگهداری میکند
من میتوانم در کشیدن نقاشی از خواهرم کمک بگیرم
مرحله دوم:
در طی برداشتن هر قدم در راستای این هدف، بهبودهایی که در این روند ایجاد می کنی را ببین و در یک دفترچه یاد داشت کن. خیلی سخاوتمندانه این کار را انجام بده و حتی کوچکترین بهبودها را ببین و یادداشت کن. حتی بهبودهایی که ذهن شما می خواهد آنها را بی ارزش جلوه دهد را نیز جدی بگیر
در این مرحله حتما از بهبود و هایم یاد داشت برمیدارم
میدانید من این تمرین را برای خودم انجام میدهم برای اینکه همین به چالش کشیدن خودم و کسب یک مهارتی که از بچه گی باش مشکل داشتم میتواند در روند بهبود خودم و خودشناسی به من کمک کند
مرحله سوم
در طی روند پیشرفت، لیست بهبودهای خود را مرور کن و با استفاده از این شواهد، مرتباً این نکته را به ذهن خود یادآوری کن که : حتی در مواردی که فکر می کردی به درد انجام آن کار نمی خوری و استعداد نداری، ببین چقدر پیشرفت داشته ای!
بله من وقتی نقاشی میکشم مطمئنا نقاشی سوم من با اولی یا نقاشی دهم با نقاشی سوم تغییراتی داشته و من باید روند رشد و بهبود را یادداشت کنم
البته اینجا یک نکته بگم من پارسال یه دفتری داشتم که باید رنگ آمیزی میکردم و شروع کرده بودم به رنگ آمیزی و خیلی خوب بود
حالا الانم این نقاشی کشیدن را باید انجام دهم
و حتما نتایج را باید کامنت بنویسم تا متعهد تر باشم
به امید خدا
در پناه الله یکتا شاد و سلامت باشید
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیزم
وقتی ک به زندگی خودم نگاه میکنم میبینم تمام مهارت هایی ک دارم فقط به یه دلیله و اونم ناامید نشدن و ادامه دادنه ک البته لازمش علاقه داشتنه.
یادم میاد اوایل ک رانندگی یاد گرفته بودم هنوز پارک و بلد نبودم هنوز مربی بهم یاد نداده بود و منم بلد نبودم :)
یه بار ک ماشین و بردم بیرون موقع پارک سپر جلو خورد به جدول یادمه اون روز خیلی خودمو سرزنش کردم ک البته اصلا کار درستی نکردم ولی بعد یه هفته که گذشت و پارک و ک یاد گرفتم ماشینو برداشتم رفتم بیرون الان ک به اون روزا فکر میکنم یادم میاد به حدی سر اون جدول خوردن ماشین ناراحت بودم ک میخواستم ماشینمو بفروشم و بی خیال رانندگی بشم ولی تنها چیزی ک باعث شد من ادامه بدم علاقم به رانندگی بود خب من رانندگی رو خیلی دوست دارم مخصوصا اهنگ های مورد علاقم و بزارم و بزنم تو دل جاده:) والانم با اینکه شش ماهه پشت ماشین میشینم ولی رانندگیم خیلی خوبه کلا با رانندگی کردن کیف میکنم.
و الانم ک کلاس گیتار میرم دقیقا همین طوره اونایی ک کلاس رفتن میدونن ک نوک انگشت ها موقع گرفتن فرت ها خیلی درد میگیره، حتما باید ناخن دست راست از ته گرفته بشه و خب شرایط و سختی های خاص خودشو داره کلا ساز زدن یکمی سخته ولی من واقعا عاااااشق گیتار زدنم و از اینک بشینم و ساعت ها تمرین کنم لذت میبرم. ولی بابت استعداد مثلا باید بگم ک مربیم بهم میگه خیلی صدای شفافی برای خوندن داری و میتونی کنار گیتار زدن بخونی خب این درسته ک من صدام شفافه ولی برای اوایل کار خوبه بعد حتی اگه روی صدام کار نکنم از جایی به بعد استپ میکنم پس استعداد شاید در اول راه خوب باشه ولی کافی نیست و حرکت و ناامید نشدنه ک نتیجه های بزرگ و خلق میکنه.
به نظرم آدم تو هر حوزه ای ک علاقه داره ورود کنه و ناامید نشه و خداوند هم پاداشش رو میده.
من فکر میکنم استعداد یه باور محدود کنندس اینک اطرافیان بهمون بگن تو استعداد نداری یه جور قدرت دادن به عوامل بیرونی حساب میشه ک اونا ما رو ناتوان میکنن.
اگه ما تو چیزی ک بقیه میگن استعداد نداری ورود کنیم و ادامه بدیم هم به خودمون و هم به اطرافیان ثابت میشه ک انسان به هر چیزی ک بخواد میرسه و استعداد چیزی جز یه باور محدود کننده نیست.
اگر این طور بود وقتی ک نجواهای ذهنم بهم میگفتن تو استعداد رانندگی نداری فقط به خاطر به یه جدول زدن( در صورتی ک مربی بهم میگفت ک خیلی خوب رانندگیو یاد گرفتم و عالیم حتی من امتحان ایین نامه و شهری رو بار اول قبول شدم)ولی اگر من تسلیم میشدم و میپذیرفتم ک استعداد ندارم قطعا لذت رانندگی رو برای همیشه از دست میدادم ولی من نجواهای ذهنم و قبول نکردم و گفتم من جلو میرم و میدونم ک از پسش بر میام که دقیقا همین طور شد.
امیدوارم ک هممون تو زندگی هیچ وقت تسلیم نشیم و ادامه بدیم قطعا خداوند پاداش خواهد داد.
در پناه الله باشید.
بنام خداونده بخشنده و مهربانم
سلام به استاد عزیزیزم ومریم بانو قشنگ
کامنت اولم رو قبل از دیدن فایل گذاشتم و بعد از دیدن فایل این کامنت دوم رو گذاشتم
من از کلاس اول راهنمایی دو سال میشدم .
یعنی اول دو ساله دوم دوساله سوم دوساله اول دبیرستان دوساله….و…….
یادم بابام گفت حسین نیا خونه اگر رفتی شبانه (قبلادوره ماها مدرسه شبانه فقد بزرگسالان میرفتن که بعد از چندین سال برگشت بودن به درس و مش)
آقا ما نمی دونستیم بایدچکار کنیم…که بابامون از خونه نندازمون بیرون گفت نیااااا خونه بدونه کارنامه قبولی..؟ آقا ما چکار باید میکردیم هیچچچ رفتیم که بریمممممم ایجور شد…
رفتم بنایی کار کردم پول در آوردم و کلاس خصوصی گرفتم و به لطف خداااا و همه درسامو قبول شدممم و رفتم برم دوممم دبیرستان الهی شکر
خلاصه…
تمام اون بچه هایی که با من بودن همه بهم میخندیدن میگفتن حسین میمونه که پایش قوی بشه و اوناااا میرفتن کلاسهای بالترررر…
و لطف خدا شامل حالم شد دیپلم گرفتم و رفتم خدمت بعد از خدمت اومدم شروع کردم به درس خوندن و فوق دیپلم گرفتم گفتم باید لیسانسم بگیرم و رفتم لیسانسم به لطف رب گرفتم الان من مهندس برق هستم به لطف الله و اونهایی که به من میخندیدن دیپلم هم نگرفتن….
و آدم اگر تلاش کن و بخواد میرسسسه تماممممممممم مرسه هیچ استعدادی وجود نداره جز تلاش توکل به الله ایمان و قدم برداشتن و رفتن و رفتن
خدایا بینهایتتتت شکرت برای تمام قشنگیهاتتتتتت دوستت دارم رب من الهی شکرررررت شکرتتتتتتت
پس من به لطف رب به هر چیزی که میخوام میرسم الهی شکرررت رب من دوستت دارم خدا جوننننن الهی شکرت رب من شکرررت
در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند باشید
سلام به استاد عزیز و مهربانم که عاشقانه این فایلها را اماده میکنند …
در مورد سوال ..من تجربه این مورد رو بارها داشتم .مثل زمانی که میخاستم رانندگی یاد بگیرم .من گواهینامم رو 12 سال پیش گرفتم هنوز خیلی اون موقعها خانمها مثل الان با اعتماد ب نفس رانندگی نمیکردند ولی یادمه وقتی ثبت نام کردم با خودم گفتم همه باید برن کلاس تا یاد بگیرن و منم مطمینم یاد میگیرم ک خداروشکر همین مسیر هم بود .و واقعا این باور از زمانهای دور در من بوده ک اگر هرکار حدیدی را بخام شروع کنم این باور را دارم ک باید براش زمان بزارم و قطعا یاد میگیرم .استعداد نیست بلکه علاقه است ک گاهی افراد در بعضی کارها پیشرفت میکنند علاقه ب اون کار در واقع سختی رو کمرنگ و یا اصلا سختی نمیبینن و ادامه میدن و در نتیجه موفق میشن ..البته موفق شدن هم برای هرکسی اون چیزی ک در ذهن اون طرف هستش ..
مثال بعدی کار خیاطی که یاد گرفتم با اینکه مامانم دایم میگفت تو بی هنری و اصلا استعداد نداری ولی من دوست داشتم همیشه خودم رو به چالش بکشم و رفتم و یاد گرفتم ا ن قدر ک در زمان یادگیری مربی دوخت لباسهای مشتری رو به من میسپرد و از من خواست که کنارش بمونم برای کمک کردن …و فک میکنم فقط زمان تقریبی 5 یا 6 ماه بود ک من ب این نتیجه رسیدم ..
و یک زمانی هم در حالی در خیاطی موفق بودم و درامد خوبی داشتم ب خاطر اینکه از بچگی عاشق کوتاهی مو و صدای قیچی بودم اون کار رو رها کردم و رفتم اموزش .اوایل یادمه با خودم میگقتم خدایا میتونم یاد بگیرم فقط سر بشورم ولی خوب مسیرهای گذشته اومد جلوی نظرم و گفتم لیلی در هر کاری ک بمونی و ادامه بدی قطعا اون کار رو یاد میگیری و تمرکزت رو بزار روی این کار فقط ..و الان خداروشکر 5 سال هستش ک در این حوزه هستم و به لطف الله بسیار توانمند و عالی از زمانی ک شروع کردم برای مشتری کار انجام دادم تا ب الان ب لطف خدای مهربان همه راضی بودن از پیشن رفتن ..میخام بگم ک واقعا وقتی بری در دل کار و البته دوست داشته باشی که یاد بگیری قطعا نتیجه خواهی گرفت و در اون حرفه پیشرفت خواهی کرد …
سپاسگزارم استاد عزیز بابت توضیحاتتون و کلام دلنشین و زیباتون که بسیار صداتون به دل میشینه ..