هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
    361MB
    34 دقیقه
  • فایل صوتی هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی
    22MB
    22 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

649 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ناهید رحیمی تبار گفته:
    مدت عضویت: 1463 روز

    هدف‌گذاری وتاثیرآن برزندگی.

    به به سلام به استادعزیز خوش تیپ وخوش هیکلمون .

    ماشاالله .

    لاحول ولاقوه الابالله العلی العظیم .

    در پناه خداباشی استادجان .

    افتخار میکنم که استاد بااراده ای مثل شما دارم .

    وازاینکه شمااستادم هستید به خودم میبالم .

    واقعن تلاش وهمتتون تحسین برانگیزه .

    احسنت به شماوکسانی که برای رسیدن به اهدافشون ،گام برمیدارن واین مسیرقشنگ روادامه میدن.

    منم دوره ی سلامتی روکارکردم وتجربه های قشنگی ازش دریافت کردم .باوجودنرمال بودن وزنم اماپایین اومدن وزنم، اندامم رو زیباتر کردوباعث شدوزنم سبک تربشه .به قول استاد چقدآدم احساس چابک بودن می‌کنه.

    خیلی ازحرکات ورزشیم به خاطر کم شدن وزنم ،قشنگ تروبازمان بیشتری انجام میشه مثل حرکت بالانس توژیمیناستیک.

    یاخیلی ازحرکات دیگه تو شنا، حرکت دست وپازدن کرال ،قورباغه یاپروانه.

    استادمنم دوره ی 12قدم روبه این نیت کارکردم که یکی از اهداف بزرگم ،تغییرات خودم توروابط عاطفی با همسرم باشه.شایدب نظرتون دوره ی عشق و مودت برای رسیدن به خواستم ،مناسب تربود.ولی باکارکرداون دوره متاسفانه نتونستم تغییرزیادی بکنم شایدهنوزدرمسیرهدایت نبودم ولی چکاب فرکانسی این دوره 12قدم خیلی منومتعهدترکردتاهمه ی تلاش خودموبکنم .فک میکنم بیشتربه خاطراین بودکه قدم به قدم جلومیرفتیم انگاربه خودم فرصت میدادم .خلاصه اینکه برام عالی بودوخیلی ازاتفاقات وتغییرات خوب خودم و همسرم تواین دوره رخ داد.

    ازکارکرداین قدمهابسیارلذت بردم .

    استاد هدف بزرگی که من انتخاب کرده بودم روابط عالی با همسرم بودوخداروشکرهم ازش نتیجه های خوبی دیدم وازاونجایی که متعهد به این هدفم هستم ،دارم این مسیرروادامه میدم .امسال خیلی بهترازسال قبل دارم عمل میکنم .

    خداروشکرکه فعلن ازخودم خیلی راضیم ،همسرمم مشخصه که راضیه .

    استادسه نکته ی مهمی که گفتید خیلی خوب بود.

    فرداشب پیش خانواده ی خودم هستم .پس فرداشب هم پیش خانواده ی همسرم.

    میخام باشهامت این موضوع رواعلام کنم وبگم من روابطی باهمسرم ایجادمیکنم که نظیرشو ندیده باشید.

    ارع اعلام میکنم .اعلام میکنم تامتعهدترباشم وب خاطرگفتن هدفم توجمع ،مصرانه ترادامه بدم .

    من دنبال ایجادروابط عالی با همسرم هستم .پس باکی ندارم که دیگران اینوبدونن.

    نه به خاطر دیگران ،نه ب خاطرهمسرم ،به خاطرخودم که دوست دارم ازروابطم لذت کافی روببرم .

    وهمانطورکه استادگفتن ،مطمئن هستم که به این هدفم میرسم واین اعلام کردن باعث میشه همیشه یادآوراین باشم که توبایدبتونی .

    حالاکه اتفاقات قشنگی بین خودم و همسرم رخ داده ،به خودم میگم واقعن چراوقتی نعمتهای به این خوبی ازجانب همسرت بهت داده شده بود،توقدرشونمیدونستی ؟!

    حالا که لذتشوچشیدم دیگه دوست دارم ادامه بدم .

    اشتباه من این بود که بیرون اززندگیم دنبال روابط خوب می‌گشتم .افکارسمی توذهن خودم میپروروندم.

    خداروشکرکه زنی متعدبه زندگیم بودم ولی همین افکارمزخرف همیشه توذهنم اذیتم میکردواجازه نمیداداززندگی خوبی که خودم دارم ،لذت ببرم .

    چرا؟!چون دنبال خواسته ی بیجابودم .

    خداروسپاسگزارم که درک وشعورمنوبالابرد.واگرنه بعدهاچقدربه خاطراشتباهاتم بایدزجرمیکشیدم .

    بله بیان هدفم ،باعث میشه هروقت سمت اشتباهی رفتم یابازدوباره ناامیدشدم یانجواهاسراغم اومدن ،به خودم بگم ناهید خانوم یادت نرفته که چ قولی دادی .

    پس برگردوبه مسیرت ادامه بده .

    داشتن روابط عالی ازپاشنه های آشیل من بودوخیلی به خاطرش مقاومت داشتم .بازم ازخداوعباس منش عزیزم سپاسگزارم که منوتومسیردرست بردن.

    خیلی بانکته ی دوم استادموافقم که وقتی مسیری روانتخاب میکنی ،خودتورهاکنی ومدام نگی من به این شکل یامن ازاین طریق فقط باید به خواستم برسم .

    ازوقتی که ازاستادیادگرفتم ،منم معتقدم که اگه همه چیوبسپاری به خدا،خداوندخیلی خیلی بهترازخودت ،هدایتت می‌کنه به بهترین مسیرها.

    پس چکاریه که بخام دخالت کنم .

    تاحالاهمه ی تجربه های خودموکردم وبه هیچی نرسیدم ازاین جابه بعدمیخام خودموبسپارم به دستان خداوند.وایمان دارم که پروردگارمن برای من بهترین هارقم میزنه .

    همه ی این قوت قلب هاروازاستادیادگرفتیم .

    خیلی جاها ادای استادرودراووردم تاکم کم شدن باورهام.

    توهمه ی زمینه هابه چیزی نمیچسبم .

    نه توروابط ،نه ثروت ،ونه سلامتی ونه تومسائل مربوط به فرزندانم .

    دیگه انقدبزرگ شدیم که به خدای خودمون اعتمادکنیم .وچقدرآسوده خاطرهستیم .من که اینجوری خیالم راحتره.

    چون دیگه به عقل خودم اعتمادندارم .

    آرامش بیشتری برخورداریم .دیگه سرموضوعی حرص و جوش الکی نمی‌خوریم .

    بیخودوبی جهت هم استرس واضطراب نمیگیرتمون .

    واااای قسمت قشنگش ،رسیدن ودیدن نتیجه ها.

    بله استادوقتی به نکته ی سومتون برسیم که نتایج روببینیم ،دیگه سرازپانمیشناسیم .

    چقدرخوشحال میشیم وچقدرانرژی وحس خوب میگیریم .

    به چ لذتهای قشنگی میرسیم که ازخودمون دریغ کرده بودیم .

    به خاطریه مشت باوروافکارغلط، مونده بودیم برسردوراهی .

    بایه انتخاب درست و بارفتن تومسیردرست ،همه چیمون درست میشه .

    خدایاکمکمون کن تاهمیشه این حال خوبو داشته باشیم .

    دیگه وقتی این حال خوبی ونتیجه های قشنگ دیده بشم ،مگه میشه به راحتی ازشون بگذری وولشون کنی .

    من که دلم نمیاد.

    تاعمردارم تواین مسیرمیمونم .مگرمرگ منوازاین مسیرجداکنه .

    ارع تبدیل میشه به عادت اونم عادتهای خوب .

    هیچ وقت دلم نمیخادبه قبل برگردم .اتفاقادلم میخادانقدتواین مسیربمونم که یادم نیاد،قبلن چطوربودم .ینی انقدزمان ازش بگذره که همه چیه گذشته روفراموش کنم .

    منم دنبال موفقیت همیشگی ودائمی هستم .

    انشالله اگه ثابت بمونه که خیلی عالیه.

    ماهرروز روی خودمون وتغییراتمون کارمیکنیم تابه عقب برنگردیم و همیشه به سمت جلو حرکت کنیم .

    منم نتایج های کوچیک زیاددیدم تاباورم شده که میتونم به خواسته های بزرگم برسم .

    انشالله که پایدارمیمونیم .

    والگوی مناسبی برای عزیزان دورونزدیکمون میشیم .

    استادجونم دمت گرم ،چ انرژی توپی ازاین فایل گرفتم .

    من همین جاپیش شماودوستان عزیزم اعلام میکنم ،که بایدبه روابط عالی عاطفی برسم .

    الان هم عالیه .این مدت خیلی تغییرات خوبی کردم که باتغییرات خوب خودم ،همسرم هم تغییرات مثبتی کرده. ولی به خاطراین اعلام میکنم که دنبال این هدفم باشم درتمام لحظات زندگیم .منم همون پایداری رومیخام .

    استاد عزیزم ممنونم ازخداکه شماهستید .

    عاشقتونم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    یگانه ثروت گفته:
    مدت عضویت: 2077 روز

    به نام خدای وهاب

    سلام می‌کنم به استاد عباس‌منش عزیزم و مریم جانم و همه دوستان نازنین سایت

    اول از همه باید بگم که چقدر لذت بردم از دیدن فایل و این همه تعهد و انگیزه شما استاد عزیزم که واقعاً‌ تحسین‌برانگیزه. خیلی تحسینتون می کنم استاد. و ازتون سپاسگزارم که اینطور عالی برای ما الگوسازی می کنید.

    استاد هر فایلی که روی سایت میاد انگار پاسخیه به درخواست‌های قبلی من.‌ امروز نیاز داشتم به شنیدن این حرف ها، به این یادآوری، تا ازتون انرژی بگیرم، تا حرفاتون تأییدی باشه بر اینکه دارم درست می رم، مسیرم درسته، فقط باید متمرکزتر باشم، فوکوسم بیشتر باشه.

    دقیقاً امروز به دوره 12 قدم و‌ هدفی که مشخص کرده بودم، فکر می کردم. داشتم می‌گفتم باید برم ببینم اون موقع در دفترم چی نوشته بودم و چه وضعیتی داشتم. و ببینم چقدر تونستم برای هدفی که تعیبن کرده بودم قدم بردارم.

    حالا سعی می کنم به سوالات متن فایل جواب بدم:

    چند هدف که در زندگی خود به آن‌ها رسیده‌ای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟

    استاد، در کمال تأسف، انگار قبل از آشنایی با شما من هدف خیلی خاصی نداشتم.

    در گذشته، مهم ترین هدف من در زندگی این بوده که از خونه پدری – با اون شرایط و اوضاع نابسامانی که حاکم بود – بیام بیرون و‌ با آرامش و به‌سلامت بیام بیرون. که خوشبختانه این هدف محقق شد.

    چطور انگیزه‌هایت را حفظ می‌کردی؟

    در دوره‌ای که در خونه پدری بودم و مشکلات خیلی شدید بود، به مصداقِ «ادب از که آموختی؟ از بی‌ادبان»، فهمیده بودم که نباید راهی رو که بقیه رفتن، برم. به طرز عجیبی می تونستم روی اونها تمرکز نکنم. در واقع لطف خدا بود. هدایت خداوند بود. خودم رو غرق درس خوندن، یا مطالعه کتاب های مختلف یا قران خوندن می کردم. بعدها که دانشگاه و سر کار رفتم، خدا رو شکر، فقط غروب تا صبح خونه بودم و کنترل ذهن کمی راحت تر بود.‌ و فقط به درس و دانشگاه و کار فکر می کردم و منتظر بودم که صبح بشه و از خونه فرار کنم!یعنی اینطوری انگیزه هام رو‌ حفظ می کردم. به امید قرار گرفتن در محیط دانشگاه، پیش دوستام، و محیط کار، پیش همکارهام. دیوانه‌وار خودم رو در درس و کار غرق می کردم. در دانشگاه معمولاً رتبه برتر می شدم.

    الان که فکر می کنم، می بینم‌ شاید به خاطر همینه که الان بعد از این همه سال، دیگه اون کارم رو دوست ندارم و یه کار جدید شروع کردم. چون احساس می کنم اون کار کاری نبوده که من با عشق و علاقه انجام بدم. کاری بوده که من فقط خودم رو در اون گم می کردم تا ذهنم آزاد نباشه. یعنی از سر اجبار و به خاطر شرایطم شروعش کرده بودم و دیگه همینطوری در اون کار متبحر شده بودم و ادامه داده بودمش.

    * بعد هدفم این بوده که یه زندگی خوب و آروم و مثلاً عاشقانه داشته باشم که اینم اوکی بود. بعد بچه اومد و هدفم این شد که بچه سالم باشه و خوب بزرگ بشه و فلان و بهمان، و بعد با موفقیت کنکور بده و رشته خوب قبول بشه و… که اینم محقق شد.‌ یه رشته خوب در دانشگاه تهران.

    * اما خودم چی؟

    خودم تا پیش از این اصلاً‌ هدفی نداشتم. فکر می‌کردم هدف یعنی همینا. و تمام انرژی و وجودم رو می ذاشتم واسه محقق شدن این شرایط.

    * ولی بعد با گوش کردن فایل ها، مخصوصاً از دوره عزت نفس به بعد فهمیدم که من تا حالا اصلاً خودم رو به حساب نمیاوردم و آدم نمی‌دونستم که بخوام هدفی هم داشته باشم!

    الان یه مدته به لطف آگاهی ها و آموزش های شما بیدار شدم.

    هدف هام رو نوشتم که اولین و مهم ترینش استقلال مالی خودمه که این هدف خودش چندین زیرشاخه و هدف کوچیک تر در درونش داره.

    هدفم اینه که اول درآمد شخصی داشته باشم و بعد اون رو سه برابر و‌ چند برابر کنم. یعنی استقلال مالی تمام و‌ کمال در همه زمینه ها، بدون وابستگی به همسرم داشته باشم، که طبعاً‌ باید تکاملم رو در این مورد طی کنم.

    برای رسیدن به این هدف چی کار می کنم؟

    دو ماهه کاری رو شروع کردم که ازش هیچی بلد نبودم، یعنی هیچی! ولی در شروع کار بهم گفته شد که انجامش بده. منم شروعش کردم. از هیچی شروع کردم، با شرایط و امکانات محدودی که داشتم. و الان خیلی توش پیشرفت کردم. البته هنوز به موفقیت مالی و درآمد نرسیدم ولی متعهد شدم که خودم رو به درآمد برسونم و کار رو ادامه بدم تا هدفم محقق بشه.

    برای این مورد اهرم رنج و لذت قدرتمندی هم نوشتم و هر روز دارم انجامش می دم و تکرار می کنم.

    در عین حال دست خدا رو باز گذاشتم و هر روز ازش هدایت می خوام برای کارم. هر کاری که بگه انجام می‌دم. فعلاً این کار رو شروع کردم و چون اوایل کارمه خیلی وقت ازم می گیره. باید تکاملم رو طی کنم. شاید بعدها بتونم این کار رو در یک‌دهم زمان الان انجام بدم. شاید هم کلاً هدایت بشم به یه کار دیگه. هر وقت بهم گفته بشه، هر کاری باشه انجام می‌دم.

    دومین هدفم بهبود و درمان بیماری کمال‌گراییمه. همین جا بگم که از شما استاد عزیزم و مریم نازنینم برای آگاهی‌های این دوره نجات‌بخش سپاسگزارم.

    برای رسیدن به این هدفم چی کار می کنم؟

    من همون طور که گفتید، از بهبودهای ریز ریز در این زمینه شروع کردم.

    شروع کردم به انجام دادن یکی یکیِ کارهای ناتموم و نیمه‌کاره، شروع کردم به سامان دادن به همه آشفتگی‌ها. البته نه به یکباره، بلکه ریز ریز، کم‌کم.

    مثلاً از نظم دادن اساسی به کمد لباسم گرفته تا تعیین تکلیف کردن برای لباس های بدون استفاده و تلنبارشده، تا انجام بعضی کارهای کوچیک که منتظر می موندم تا نیروی کمکی خونه فلان موقع بیاد و انجامش بده.‌ و گاهی کلافه‌کننده می شد. دیگه خودم انجام می دم، حالا هر چقدر که تونستم. بعد هم ایشون میاد کامل انجام می ده.

    یا مثلاً تموم کردن کتابی که مدت ها نیمه‌کاره مونده بود و می گفتم باید دوباره از اول بخونمش. توی این روزها تمومش کردم و از اول هم نخوندم، از ادامه خوندم، چون نیاز نبود و داستان یادم بود.

    یعنی می خوام بگم سختگیری رو کم کردم و سعی می کنم بهبودهای ریز ریز به زندگیم بدم. از این بابت هم خیلی راضی و‌ خوشحالم. و هر چند در نوشتن تمرین ها تنبلی می کنم (که خود این هم به خاطر کمال‌گراییه، چون می گم تمرینم باید خیلی خوب باشه و یه چیز کوچیک ارزش نداره که برم بنویسم)، ولی دارم انجامشون می‌دم. و‌ اهرم رنج و‌ لذت هم نوشتم که هر روز اجرا و تکرارش می‌کنم.

    این دوتا هدف من تا پایان امسال هستند. یکی اینکه کسب و کار خودم رو داشته باشم و مستقل از همسرم باشم و دیگه اینکه یه فرد بهبودگرا باشم که همین لحظه شروع کنم به عمل کردن، و بین حرف و عملم فاصله نباشه.

    قطعاً انتظار ندارم یکی دو ماهه به نتیجه و هدف برسم و تا پایان امسال به خودم فرصت دادم. ولی هدف های کوچیک تری هم دارم که در دل این دو تا هدف بزرگم هستند.

    اونها رو در دفتر خصوصیم نوشتم و به امید خدا وقتی محقق شدند، میام ازشون می نویسم.

    در پناه خداوند وهاب شاد و سلامت و ثروتمند باشید همگی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    امیرانی گفته:
    مدت عضویت: 3367 روز

    هدف گذاری و تاثیرآن درزندگی

    نامه ای به دوست ورفیق خوبم خدا

    سلام رفیق همیشگی من

    اومدم برات بنویسم چون هرچی که بازبان میگفتم یک احساس کمیودی داشتم ودوست داشتم که بیام مکتوبش کنم تاشاید ازگمراهی نجات یابم

    قَدْ جاءَکُمْ بَصائِرُ مِنْ رَبِّکُمْ فَمَنْ أَبْصَرَ فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَمِیَ فَعَلَیْها وَ ما أَنَا عَلَیْکُمْ بِحَفِیظٍ «104،انعام»

    از سوی پروردگارت به تو بینشی رسیده است، پس هر که ببیند برای خوداوست واگرکوری کند به زیان خویش عمل کرده ومن نگهبان و ضامن (ایمان شما به اجبار) نیستم

    خدای مهربونم که این قدر آشکار وقابل فهم برام نشونه آوردی ازت بینهایت سپاسگزارم  این آیه رو موقعی ازت خواستم که بامن صحبت کنی ، وگفتی بعداز قرآن خوندنت برو توی مکتبی که برات فراهم کردم ونشانه های واضحی از زبان بنده ی توحیدی وارزشمندم (استادعباسمنش) بشنو و دنبال کن وعمل کن که بصیرت یابی از عملکرد این جهان وقوانین وضع شده و بدون نقص این جهان که ازاول بوده وتاآخر خواهدبود (هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ)،واین همان قوانین بدون تغییر الهی یامشیت الهی است ،که توبارها وبارها گفتی ومن خواندم وخواندم…

    اما خواندنی که عاجزباشی ازدرک آن چه بی ثمر خواندنی است

    ومنِ در راه مانده هنگامی که خواستم وازته دل هدایت خواستم منو به مکتب خداشناسی وخداشناختی، راهنمایی کردی که مسیر زندگی سعادتمند روبرام واضح وروشن میکنه وازدهان کسی گفته میشه که خودش مث من بوده وتوی این مسیر هست وخواهدبود

    مسیری که اگر ثابت قدم باشی به خوشبختی میرسی وگفتی :((و هرکس با ایمان نزد من آید، و اعمال صالح انجام داده باشد، چنین کسانى درجات عالى دارندو

    باغهایی بهشتی جاودان که نهرهااز زیر درختانش جاری است وآن پاداش کسی است که خودرا پاک نماید،76-75طه))

    ومن مطمئن ترشدم

    ودرک کردم که باایمان نزد تو آمدن یعنی از ت هدایت بخوام وبه درستی مسیرم ایمان وتعهدداشته باشم واعمال صالح  یعنی دائم درحال کنترل ذهن باشی توی مسیردرست بمونی،وبتونی کنترول کنی نفس وذهنتو، غیرازاینکه ما بهشتو جهنم رو توی همین دنیا تجربه میکنیم وادامه شو درجهان دیگت،

    مثل استادم که  بهشتوداره توی این دنیا  تجربه میکنه، یعنی اینقدر آرامش داره وایمان وتوکلش به تو قوی هست که در هرجا وهرشرایطی که خواسته یا ناخواسته قراربگیره چنان میتونه ثابت قدم به مسیرش ادامه بده وجلو نجواهای ذهنشو بگیره که حتی ازتضادهاش بهشتی روئایی بسازه

    ومن از توپرسیدم چطور ثابت قدم بمونم ،سخته،خیلی سخته،نجواهای شیطان از چپ وراست ،بالا وپایین بهم فشار میاره وسست میشم، تواین جهانی که هرکس به فکرخودشه وپرازتضاد وناسپاسی وشکایت ،چطور ادامه بدم و ثابت قدم درمسیر باشم؟

    ،وتوگفتی:( قدرت ازآنِ من هست وتو درهرلحظه از من هدایت بخواه که من شنوای داناهستم) 

    ومثل مادری مهربان دستمو گرفتی وگذاشتی توی مکتب عباسمنشی،وگفتی هر جاکه جاپایی  هست توهم پاتو بزارتوی همون جاپا ومطمئن باش مسیر خوشبختی ومسیر درستی بهت نشون دادم

    خدای عزیز من؛ قبل از این که مسیرو انتخاب کنم، زندگی ام از همه جهت مسئله داشت  وپرازتضاد بود  الان توی این مسیر ومکتب،(سایت وفایلهای استاد) رو به بهبودی و عالی شدن، شده

    ،روابطی که برام حل کردنش سخت بود واز اطرافیانم گله داشتم ،رو ازجهان درونم دانستم وتلاش برای  بهبود وعالی کردنش کردم

    اضافه وزن ومسائل دررابطه با سلامتی پیدا کرده بودمو به کمک استادم حل کردم

    وضعیت مالیم خوب شده واگه هنوز به حد عالی نرسیده ازکوتاهی توی تمریناتم هست

    وهزاران هزار مسئله دیگه ای که استادم اززبان تو، به روشی قابل فهم برایم بیان کرده،

    محبوبِ من ،امروز چهارشنبه 27 اردیبهشت 

    درجواب سئوالم که ازثابت قدم بودن ازت پرسیدم ، فایل جدیدی دررابطه با موفقیت وثابت قدم بودن در مسیر،استادم فرستادبرام….

    بیاد آوردم  روزی که فاصله گرفته بودم از مکتب توحیدیت (سایت استادعباسمنش) وکمتر کارکردم روی خودم دچار کج راهی شدم

    یعنی زمانی که مسیر قانون سلامتی  استاد ،منو نجات دادو کلی ازمسائلموحل کرد وبه اهداف زیادی رسیدم ولی با مواجه شدن به تضاد، مسیرقانون سلامتی رو کمی کج کردم واین هم ازناتوانی خودم بودکه نتونستم ازتضادم به خواستهام برسم وسیلی کوچکی خوردم از جهان ودوباره تصمیم گرفتم قوانین سلامتی که ازاستادم یادگرفتم جزو سبک زندگیم وشخصیتم باشه

    این مسیر درست وعالی، وچقدر این آیه که روزقبل برام فرستادی وگفتی( اگر بصیرت یافتی وبیناشدی به سود خودتوست)(من راهو بهت نشون دادم)،اما اجباری نیست،واز زبون بنده خوبت استادم واضح ترگفتی  که قابل درک ترباشه برام

    وتوگفتی وبرزبان او (استادعباسمنش)سخنانت جاری کردی

    گفت: وقتی هدفی داری ومسیری رو شروع کردی حتی اگر ایده ای نداشتی اما ازمن هدایت بخواه وایمان داشته باش، مسیرهای مختلفی برات روشن میکنم وتوبایدعمل کنی  و نتایج کوچکی خواهی دیدامابازم  مسیرو ادامه بده وعمل کن تانتایج بزرگتر بشه رفتارها واعمالت دراین مسیرجزو زندگیت وشخصیتت قراربده  واگر این طور بشه توشخصیت موفق والگویی برای دیگران خواهی بود وبه پیشرفت جهانم کمک خواهی کرد

    استادت  کسی هست که توحیدیه وعملکرد وثابت قدمی او باعث پیشرفت جهانم شده وخواهدشد ومن به فرشتگانم میگم این اون آدمیه که خودموتحسین کردم برای خلقتش(تبارک الله احسن الخالقین)وبکوش تا توهم همین طور شوی ومن به وجود توهم افتخارکنم

    مهربان من، ازت سپاسگزارم تا با آیه های زیبایت وسخنان روشن ودلنشین استادعزیزم منو به این مسیر هدایت کردی( مسیر ومکتب عباسمنشی) وکمکم کن تا در این مکتب عباسمنشی ،با نتایجم روسفید تو واستاد عزیزم باشم وبمونم

    وهزاران هزاربار ازت برای وجود استاد عزیزترازجانم سپاسگزارم که آگاهی هایی که ازتودریافت میکنه رو بازبان شیرین وساده تری برای درکِ من وافرادی که مثل من هستن از فاصله هزاران کیلومتر دورتر بیان میکنه ودراختیارم قرارمیده،

    خداجونم من که نمیتونم یعنی زبانم قاصره وعاجزم از سپاسگزاری به استادم خودت همونطور که لایقش هست وهرچیو که دوست داره برای این زندگی زیبا وجهان زیبایی که بهم نشون داده،بهش بده، من زندگیمو مدیون استادم هست

    بازم برای بودن خودت که یکی دوساله بوسیله  استادم پیدات کردم  وبعدوجود نازنین  استادعزیزم که این جهان رو برای من وافراد دیگه زیباتر کرده ،سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سید عظیم بساطیان گفته:
    مدت عضویت: 1132 روز

    سلام بر استاد عزیز و دوست داشتنی ام و سلام بر خانم شایسته بی نظیر و سلام دارم خدمت دوستان گل وفوق‌العععععاده ام ، که واقعا اگه کامنت های شما رو نخونم دیونه میشم شدید ، شما قسمتی از وجودم …شدید

    استاد دیروز منم داشتم روی یک هدف که تازه جز اهدافم شده بود کار میکردم،یه حسی به من گفت برو توی سایت، تا سایت تو باز کردم .الله اکبر… الله اکبر

    انگار برای من بود و داشتید برای من حرف میزدید… استاد اراده ی شما کو ؟ اراده ی ما کو ؟استاد شما استاد همه ی ما هستید ، انسان بی هدف ، مثل مسافر بی مقصد میمونه و نمیدونه کجا میره ، هدف ما باید واضح و مشخص باشه و براش قدم برداریم و از خدا هدایت بخوایم تا ما رو به بهترین مسیر هدایت کنه ، من هر موقع نجوایی بیاد و خسته بشم میام سراغ این فایل ، ما به هر هدفی برسیم هم به خودمون کمک کردیم و همه به جهان ، وقتی ما مسیر درست رو میریم جهان به کمک ما میاد و ما رو زودتر به مقصد می رسونه، چون اساس دنیا رو به بهترشدن هستش و خدا وند دوست داره ما رو هدایت کنه و هر روز بهتر و بهتر بشیم … استادمن قبلا به چند تا از دوستانم گفتم (که تو مدارش هستن ) گفتم من میخام به این هدفم برسم یه لحظه با خودم گفتم چرا پیش دیگران گفتم و …. ولی این فایل رو که گوش دادم مطمئن شدم کارم درسته وخوشحال شدم، انگار یه قولی دادی و یک عهدی بستی ، که باید اجرا ش کنی ، خیلی فایل ارزش مندی بود استاد خوشتیپ و خوش فرم من بارها و بارها گوش میدم و هر بار قدمم رو محکم تر بر میدارم و با اراده تر حرکت میکنم …

    ان شالله که همگی به اهدافشون برسن (البته باید بخوای )

    بهترینها رو براتون آرزومندم

    در پناه خداوند متعال باشید.

    استاد عزیز دوستتون دارم و عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    زهرا حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2651 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عباسمنش عزیزم، مریم شایسته نازنین و دوستان همراهم

    باید بارها و بارها خداوند رو شکرگذار باشم که امروز هم فرصت و لیاقت این رو داشتم که بیام در این سایت الهی و فایلی ببینم و حس فوق العاده مثبتی ازش بگبرم و براش بنویسم با هدایت خداوندم که همراه همیشگی همه ماست در هر لحظه و در هر حال

    الهی شکرت بابت وجود استاد عباسمنش که همواره وجودش مملو از خیر و برکت هست و واقعا اشاعه میده راه و روش خوب بودن، خوب فکر کردن و خوب زندگی کردن و با کلامی ساده و آسان با نتایج عالی و واقعی به ما یاد میده که مسیر درست کدومه، مسیر نتایج عالی و اتفاقات عالی کدومه و دیگه این ما هستیم که بخوایم گوش بدیم و اون راه رو بریم یا نه

    اول باید یه تحسین جانانه کنم این باشگاه فوق العاده حرفه ای که واقعا سفر چند مدت پیش شما باعث شد که شما بهش هدایت بشید و چقدر که من ذوق میکنم از دیدن این باشگاه

    اون پیام JUDGEMENT FREE ZONE چقدر به من حال خوبی میده که: آقا، تو هر وزن و شیپ و اندامی که هستی بیا اینجا و استرس و ناراحتی و عذاب وجدان و از این حرفا نداشته باش، اینجا هیچ کسی، دیگری رو قضاوت نمیکنه و اینجا همون جایی هست که همیشه دنبالش بودی

    چقدر لذت میبرم از اون رنگ بنفش خوشکلی که همه دستگاهها دارن

    چقدر حس مثبتی رو ایجاد میکنه

    اصلا به آدم انگیزه میده که هی ورزش کنه

    یعنی اگه برای توی این باشگاه و این همه دستگاه حرفه ای با این رنگ و هارمونی زیبا رو ببینی و حوصله نداشته باشی و تنبلیت بیاد، کلا اونقدر انگیزه میگیری که دیگه کسی نیست جلو شما رو بگیره برای ورزش نکردن…. ههههههههه

    الهی شکر که این همه نعمت و فراوانی میبینم

    از هر دستگاهی شاید تا 30 تا اونجا هست که کسی نخواد توی صف بمونه و همه میتونن از هر دستگاهی هر تایمی که بخوان استفاده کنند و البته بقیه امکاناتش روهم که شما و مریم جون توی مستند سفر به دور آمریکا بهمون نشون دادید و من کلی تحسین کردم و اون همه ثروت و امکانات عالی رو با حال خوب دیدم و واقعا دلم میخواد به چنین باشگاهی هدایت بشم و آهنگ های دلخواهم رو بذارم توی گوشم و تمرکزی فقط روی خودم کار کنم…. به به چه حس خوبی داره حتی تجسم کردنش……

    ای جانم به این اندام زیبای شما

    استاد من شما رو همیشه بابت تک تک نتایج فوق العادتون تحسین کردم و میکنم و حتی توی دوره 12 قدم هم دقیقا اون تعهدی کهدادید و لباستون رو بیرون آوردید رو هم دقیقا یادمه که با چه تمرکزی نگاه کردم و چقدر توجه میکردم که شما در هر قدمی چه نتیجه ای میگیرید و از لحاظ اندامی چطور تغییر میکنید

    حقیقتا این اندامی که حالا دارید رو هیچ زمان تصور نمیکردم چون میدیدم شما خیلی اهل خوردن غذاهای خوشمزه و کربوهیدراتی هستید و این هدف رو حقیقتا کمی دور از تصور میدیدم اما شما باز هم، باز هم مثل همیشه گل کاشتید و کاری کردیدو نتیجه ای رو گرفتید که شاید هر نشدنی ای رو در ذهن همه ما ، ممکن کرد

    یعنی واقعا وقنی فایلای قبلی شما رو میبینم و با حالا مقایسه میکنم واقعا بارها تحسینتون میکنم و لذت میبرم از اینکه اینقدر متعهد هستید

    اینقدر عاشق مسیرتون هستید

    اینقدر انگیزه دارید و تا بهش نرسید کوتاه نمیاد

    و مهمتر اینکه برای اون هدفتون، اقدامات لازم رو انجام میدید اما واقعا زجری نمیکشید

    آخه من خودمم الان در همین مسیر هستم

    امروز 1 سال و 2 ماه و 7 روزه که من در مسیر قانون سلامتی هستم

    استاد حالا که من هم در این دوره هستم میبینم و درک میکنم که این لاغر شدن و این وزن کم کردنه اصلا عجیب نیست چون من خودمم خیلی نتایج عالی گرفتم

    من از وزن 66 کیلو به حدود 51 رسیدم اما در حال حاضر 55 هستم و بسیار خوش اندام و سبک و سرحال هستم

    اصلا فکر نمیکنم زمانی وجود داشته که من مدل دیگه ای زندگی میکردم

    استاد من روز اول دوره، به خودم تعهد دادم، در دفترم نوشتم و به خدای خودم تعهد دادم که میخوام این دوره رو 1 سال ادامه بدم

    شما گفتید یه تعهد 6 ماهه اما من تعهد 1 ساله دادم و چقدر شادم از این تعهد

    من در مورد این مسیر با جاریم صحبت کردم و برادرم چون این دو نفر هم کاملا با شما اشنا هستن و هم خودشون دنبال یه مسیر این مدلی بودن و هستن

    یعنی تعهد من هم نوشتنی بود و هم گفتنی، هم به خودم، هم به خدا و هم به افرادی که در این مسیر بودن و من رو قضاوتی نمیکردن که من رو سرخورده کنن و البته این رو بگم که وقتی یه نفر شروع به تغییر میکنه ، خیلیا حتی نزدیکترین افراد زندگی انسان، امکان داره قضاوتش کنه اما مهم اینه که تو، چقدر اون هدف و رسیدن بهش برات اهمیت داشته باشه

    خیلی جالبه، من پارسال چند روز قبل از این دوره، اسم سالم رو گذاشتم سال ” ثروت و سلامتی” و جالب ترش اینکه چند روز بعدش دوره قانون سلامتی اومد و من تهیش کردم و چقدر برام نتایج عالی در هر جنبه سلامتی درونی و بیرونی داشت و پارسال از لحاظ مالی هم من بسیار موفق بودم و خیلی تجربه های مثبت و جدیدی توی کارم بدست آوردم و میتونم بگم من نام درستی رو برای سالم انتخاب کردم و باید بگم که امسال رو هم ادامه همون سال قبلم، دارم کار میکنم و پیش میرم، چون تکامل در هر زمینه ای میتونه ما رو به نتایج قطعی تر و دائمی تری برسونه و من برای هر لحظه این مسیر ثروت و سلامتی، انگیزه و شوق بسیار زیادی دارم

    الهی هزاران بار شکرت

    و چه زیبا گفتید که موفقیت انسان، بهمون یاد میده و می فهمونه که از کدام مسیر رفتی که به این موفقیت رسیدیم و اون رو عادت زندگیمون کنیم

    مثلا همه به من میگن تا کی میخوای این مدلی غذا بخوری و من میگه تا همیشه…

    یعنی تصورشون بر اینه خب تو که خیلی سالمی، لاغر و خوش اندام که هستی پس دیگه چرا داری این مدلی غذا میخوری؟؟

    و البته باید بگم که من جواب خاصی بهشون نمیدم چون خودم میدونم چرا توی این مسیرم

    جون میدونم که نتایج واقعی، با تکرار و ادامه دادن بدست میاد و اگر بخوای به مسیر قبلت برنگردی با ید این مسیر درست رو ادامه بدی

    مگه میشه بگی خب من ماه پیش برای فلان درسممطالعه ردم و نمده خوب گرفتم و دیگه الان نیاز ندارم….

    نتایج، به اقدامات ما ربط دارن

    هر چی بخوایم خوب تر باشیم باید خوب تر عمل هم کنیم … حالا در هر زمینه ای…. در هر هدفی و برای هر موفقیتی…. من اینو از شما یاد گرفتم و سعی میکنم واقعا سعی میکنم همیشه انجامش بدم

    و وقتی ما نتیجه میگیریم، واقعا برای بقیه الگو میشیم

    خود من برای سبک غذا خوردنم چقدر الگو شدم

    اصلا یه عده ای سبک غذا خوردنشون تغییر کرد که من باور نمیکردم، حالا نه 100% ولی تا حد زیادی و خیلی هم سعی میکنن از من مشاوره بگیرن و انگار من رو باور دارن که من با مسیر درست هدایتشون میکنم اما قطعا تا کسی هدفش واقعی و قلبی نباشه، نتایجش هم خیلی قوی و پایدار نخواهد بود

    و خداوند و نقش همیشه پررنگش رو نباید فراموش کنیم

    وقتی من پارسال نوشتم ثروت و سلامتی اهداف اصلی سال 1401 من هستند، واقعا برای سلامتی هیچ ایده خاصی نداشتم اما برای ثروت تا حتی ایده و برنامه داشتم و خداوند برای سلامتی، من در دوره قانون سلامتی قرار داد و برای ثروت هم راهها و مسیرهای متفاوتی ایجاد شد و امسال که دیگه خیلی بیشتر دارم هدایت میشم و داره نتایج خیلی خوبی برام اتفاق میفته که ان شاالله قطعا بعدا بیشتر ازشون مینویسم

    و استاد خود شما هم مسیرتون خیلی تکاملی بود و خیلی هم پرانگیزه بودید و الان در وضعیتی هستید که اینقدر بدن سالمی دارید

    اینقدر پرانرژی هستید

    اینقدر با حال عالی وزنه میزنید و میشه درک کرد که چقدر قلبا این کار رو دوست دارید و حالا که اندام خودتون و سلامتی درونیتون رو هم میبینید، شوق و ذوقتون خیلی هم بیشتر میشه

    یعنی واقعا نتایج، ما رو هدایت میکنن به سمت ادامه دادن و تکرار و تمرین و بعد نتایج بیشتر و بعد ایمان و تعهد قوی تر و بعد اعتماد به نفس بیشتر و سپاسگذاری بیشتر و دوباره ادامه دادن و نتایج بیشتر و این سیکل، هی ادامه پیدا میکنه و این میشه دقیقا همون لایف استایل ما، که سبک درست زندگیمون هست ، همون پکیج عالی خوشبختی که شما همیشه و در هر فایلی در موردش صحبت میکنید و بهش اشاره میکنید

    سپاس بی نهایت از شما

    سپاس فراوان از علی آقا استاد عزیز فیتنس ما در دوره قانون سلامتی که من ایشون رو هم خیلی تحسین میکنم و چقدر زیبا خداوند افرادی که هم مدار هستن رو در کنار هم قرار میده و باعث میشه که اونا رشد کنند و باعث رشد همدیگه و پیشرفت و بهبود اطرافشون بشن

    با عشق فایلاتون رو میبینم

    با حال عالی و ایمان و تعهد، مسیر درست رو در زندگیم ادامه میدم دنیا دنیا عشق و سلامتی و آرامش و حال خوبو ثروت های بی انتها رو برای هممون آرزو دارم

    تا بعد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    جمشید انوری گفته:
    مدت عضویت: 2617 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همه دوستان عزیزم

    این پاره متن ها را از متن خانم شایسته عزیز در قسمت راهکار برای مسائل شما دوره جهان بینی توحیدی پیش خودم اسکرین شات گرفتم و نوشتمشون دوباره.

    ️بین شما و خواسته تان همیشه یک فاصله است اما این فاصله زمانی و مکانی نیست بلکه یک فاصله فرکانسی است و این فاصله با کنترل ذهن و رسیدن به احساس خوب پر می شود.

    ️این تنها بهایی است که باید برای خواست بپردازیم و اگر میخوای بدانی به خواسته ات میرسی یا نه به این سوال جواب بده که آیا این بها یعنی لذت بردن از مسیر را میتوانی بپردازی.

    ️و تکامل با زمان سنجیده نمی‌شود بلکه با فرکانس سنجیده می شود.

    ️زمان هایی که گول دانسته های مان را میخوریم در ظاهر فکر میکنیم در حال اجرای قوانین هستیم در حالی که اگر خوب نگاه کنیم متوجه می شویم که شیوه قبلی یعنی باورهای قبلی و عادات قبلی در این معادله ثابت مانده است.

    توانایی شما در رسیدن به احساس خوب رابطه مستقیمی با توانایی شما برای کنترل ذهن به منظور توجه به زیبایی و نکات مثبت هر موضوعی دارد توانایی شما در رسیدن به احساس خوب رابطه مستقیم دارد با زندگی در لحظه حال و رها کردن گذشته و نگران نبودن درباره آینده .

    اگر تلاش برای جهت دادن به ذهن برای توجه به نکات مثبت هر مسئله ای نمی تواند شما را به احساس خوب برساند یعنی در حال توجه به نکات منفی هستی و نه مثبت.

    اگر وقتی به خواسته هات فکر می کنی به جای امید آرامش و شور و شوق،احساس ناامیدی داری یعنی به جای توجه به خواسته در حال توجه به موانعی هستی که بر سر راه خواسته هایت هست و فکر می کنی نمی توانی از عهده اش برایی. و هیچ راه حلی برایش نداری.

    شما هنوز نتوانسته ای به احساس خوب برسی چون به شدت به خواسه هایت چسبیده ای و فراموش کرده ایم احساس خوب داشتن کلید کنار رفتن موانع و جاری شدن نعمات زندگیت است.

    شما احساس خوبی نداری،زیرا به جای شاکر بودن به خاطر امکاناتی که همین حالا می توانید برای آنها سپاسگزار باشی،نگران بدست نیاوردن خواسته هایی هستی که الان آنها را نداری حال آنکه فاصله بین تو و آن خواسته فقط با احساس خوب پر میشود.

    مدام در حال تمرکز بر ناتوانی از ساختن باورهای قدرتمند کننده هستی که لازمه رسیدن به خواسته است و متمرکز بر ناتوانی در باره حل مسائل پیش رویت شده ای و مدام در حال حساب و کتاب کردن و چرتکه انداختن درباره مسائلی هست که به نظر غیرقابل حل است و موانعی که عبور ناپذیر است و اقداماتی که غیرممکن به نظر می رسد و مسیری طولانی و دراز که بیش از حد توان است.

    شما با فکر کردن به خواسته به ناامیدی میرسی زیرا مهمترین موضوع برای شما داشتن خواسته ات است و نه لذت بردن از مسیر ساختن باورهای قدرتمند کننده و طی کردن مرحله به مرحله این مسیر با لذت.

    به همین دلیل لذت بردن از زندگی و احساس خوب داشتن را به زمانی موکول نموده ای که خواسته را داشته باشی. یعنی نمیخوای در لحظه اکنون زندگی کنی و داشته هایی که همین حالا داری را ببینی و به خاطر شان سپاسگزار باشی.

    فراموش کرده ای که خداوند در لحظه اکنون است خداوند نه در گذشته است و نه در آینده خداوند در همین لحظه است الهامات او و راهکارهایش برای مسائل همین لحظه و برای برداشتن همین قدم است قدمهای بعدی فقط پس از برداشتن این قدم از راه می رسد.

    اگر لذت همین لحظه را از خودت دریغ نکنی و به جای نگرانی از آینده و امکانات و موهبت های این لحظه متمرکز شوید و باور کنی خداوند و برکاتش فقط در لحظه اکنون وجود دارد آن وقت دیگر برکت هیچ لحظه‌ای را از دست نمیدهید. آن وقت درک می کنی که اگر هدف از داشتن هر خواسته‌ای تجربی لذت بیشتر است پس همین حالا لذت بردن را از مسیر این خواسته شروع می کنم. دوست عزیز یادت باشد باور ساختن هماهنگ شدن با خواسته یک مسیر لذت بخش است که باید با ایمان و توکل قدم به قدم طی شود. هیچ مسابقه ای در کار نیست وقتی از مسیر لذت میبری عجله داشتن برای رسیدن به مقصد مفهومی ندارد.

    بقول انیشتین که می‌گوید من هرگز به فکر آینده نیستم چون خودش به زودی خواهد آمد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      نوشین گفته:
      مدت عضویت: 1501 روز

      سلام سپاسگزارم از کامنت بسیارتاثیرگذارتان.من اتفاقی دستم خوردوکامنت شما اومد روی صفحه گوشیم اما جمله به جمله حرفایی که زدین برای این لحظه من صدق میکرد و چقدر احتیاج داشتم این حرفهارو بشنوم منم برای خواسته ام همونطوری که گفتین چرتکه انداختم دیروز و میگفتم چرا 30 روزه عبارت تاکیدی میگم ولی هنوزباورهام شکل نگرفته.طبق فرمایشات شما متوجه شدم تواین یه ماه هرروز به یه بهانه ای احساسم خراب شده و …

      کامنتتون رو دوبار ازاول تاآخر خوندم و آخراش اشکم دراومد چون احساس میکردم خدا داره اززبان شما این حرفارو بهم میزنه و هدایتم میکنه که ناامید نشم بلکه احساسمو خوب نگه دارم تا نتیجه نهایی رو ببینم.

      من اسکرین شات گرفتم از کامنتتون تا توی دفتر یادداشتم که نکات مهم کامنت دوستان رو مینویسم یادداشت کنم.سپاس ازشما ⭐⭐

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زهرا حسینی گفته:
      مدت عضویت: 2651 روز

      به نام الله مهربانم

      سلام به شما دوست عزیز

      چه متن خوبی رو انتخاب کردید که برامون بذارید

      چقدر این بخشش حال من رو عالی کرد

      « بین شما و خواسته تان همیشه یک فاصله است اما این فاصله زمانی و مکانی نیست بلکه یک فاصله فرکانسی است و این فاصله با کنترل ذهن و رسیدن به احساس خوب پر می شود»

      دقیقا همین اصل قانونه

      اینکه فاصله من تا خواستم، با حال خوبم، با آرامشم، با ایمانم و با کنترل ذهنم پر میشه

      و رییدن به خواسته باعث بذت بیشتر میشه، پس همین حالا لذت ببرم از داسته هام

      سپاسگذاری کنم بابتشون تا لایق دریافت خواسته ها و رسیدن به اهداف بزرگتر و بیشتر بشم

      تا قدر حالم رو ندونم، ارزش و لیاقت رسیدن به خوشبختی بیشتر رو پیدا نمیکنم

      این باید سراوحه هر اقدام و عمل و بتوری برای ما باشه

      متاسفانه گاهی فقط این موارد رو میخونبم اما عمل نکرده، فراموش میکنیم و دچار ناامیدی و دوری از مسیر درست میشیم

      میتونم یکساعت در این مورد بنویسم

      اما همین رو بگم که از کامنت شما خیلی لذت بردم و نکات ایاسی توی ذهنم جرقه زد

      سپاس بابت نوشتتون

      برای هممون سلامتی عشق آرامش و بودن و لذت بردن از حال رو آرزو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    مهدیه گفته:
    مدت عضویت: 1373 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم خانم شایسته

    این فایل نشانه امروز من هست امروز به تضادی برخوردم و وقتی داشتم از خونه میومدم بیرون توی راه به خودم گفتم زندگی تو رو باورهای قالب تو و فرکانس های تو می‌سازه ،وظیفه تو و تنها کاره تو دوتا چیزه ،اول اون چیزیو که میخوای اون خواسته ای که داری رو واضح و دقیق به خدا بگی ،بگی خدایا من میخوام فلان شرایط داشته باشم ،به آنقدر درآمد برسم یه رابطه رویایی و فوق العاده داشته باشم ،و دیکه بقیشو بسپری به خدا و دوم باورهات درست کنی که خودت درهارو باز کنی که خواسته هات بهت داده بشن ،که خودت جلوی ورود نعمت هارو به زندگیت نگیری پس وظیفه تو فقط همین دوتا کاره تو باید همین دوتا کارو انجام بدی و بقیش و چطوریش نه ربطی به تو داره نه ربطی به بقیه و اطرافیان

    مهم نیست کسی میخواد من به فلان خواستم برسم یا نه مهم فقط باورهای منه من باورام تغییر میدم و اون خواسته هام خود به خود وارد زندگیم میشن

    امروز به خودم گفتم من باید به اون خواستم برسم من حتما باید اونجوری که میخوام زندگی کنم بعد یه دفعه یکی از حرفای استاد اومد توی ذهنم انگار توی سرم باید صدای بلند تکرار شد و اونم این بود

    که اگر میخوای نتیجه متفاوت از بقیه بگیری باید متفاوت از بقیه عمل کنی

    نمیشه که مثل بقیه عملی کنی مثل بقیه زندگی کنی مثل بقیه فکر کنی بعد نتیجه متفاوت بگیری که

    بلافاصله بعد از این الهامات و این احساساتی که درونم به وجود اومد تعهدم خیلی بیشتر شد نسبت به اینکه روی خودم کار کنم تا باورهام عوض بشه و به خواسته هام اجازه ورود به زندگیم بدم چون من خودم با باورهای مخرب با عدم احساس لیاقت جلوی ورود اون نعمت هارو به زندگیم گرفتم

    همون موقع توی راه بودم ،اومدم توی سایت و زدم روی مرا به سوی نشانم هدایت کن و این فایل اومد و بعد از گوش دادن این فایل باز تعهدم خیلی خیلی بیشتر شد نسبت به اینکه متفاوت از بقیه عمل کنم تا متفاوت نتیجه بگیرم

    بعد از گوش دادن این فایل انگار یه جسارتی اومد توی وجودم و یه تعهد محکم تری نسبت به قبل که اگر میخوای زندگیت ،ازدواجت ،درامدت، سلامتیت ،حتی لباسی که میخری و میپوشی ،غذایی که میخوری با اطرافیانت فرق داشته باشه خیلی باکیفیت تر باشه خیلی درجه یک تر باشه و اونجوری باشه که تو دوست داری بایدددددد الان متفاوت زندگی کنی که شرایطت عوض بشه باید الان این شجاعت و این شهامت داشته باشی بمب باران کنی اون باورهای اشتباهتو تا نتایج زندگیت عوض بشه

    در اکثر مواقع فایل های دانلودی روکه میدیدم متن و هرچقدر از کامنت بچه ها که میتونستم میخوندم اما راجب اون متنی که درباره توضیحات فایل نوشته شد بود فکر نمیکردم و کامنت نمیزاشتم خداروشکر هرچقدر داره میگذره تعهدم و آگاهیم و عمل کردنم داره بیشتر میشه امروز این فایل دیدم و میخواستم برم سراغ نت برداری جلسه سوم دوره عزت نفس و کامنت گذاشتن روی سایت اما یه حسی گفت متن این فایل بخون و ببین استاد چی خواسته و انجامش بده بخوام صادقانه بگم برام سخت بود همین الانم همش به ساعت نگاه میکنم و نگرانم بابت اینکه زمان داره میره و من میخواستم نت برداری جلسه سوم دوره عزت نفس انجام بدم (شور و اشتیاق زیادی دارم برای اینکه تغییر کنم دوست دارم هی فایل هارو گوش بدم بشینه تو وجودم و باورهام عوض کنه) اما گفتم گوش میدم هرچی که هدایت بشم بهش انجام میدم هی ذهنم میگفت حالا ولش کن دوره عزت نفس واجب تره اما گفتم نه من همین امروز متعهد تر شدم من مگه همش نمیگم خدایا هرلحظه هدایتم کن هر لحظه بگو چیکار کنم خب الان داره میگه اینکارو بکن پس میکنم . و الانم دیگه به دوره عزت نفس فکر نمی‌کنم و هرچیزی که اینجا بهم گفته بشه رو مینوسم چون اینم یعنی کارکردن روی خودم دیگه

    یه چیزی دیگه که همین الان یعنی دقیقا همین الان بهم گفته شد اینکه تو بخاطر این نگرانی و به ساعت نگاه میکنی که فکر میکنی فایل دوره تاثیر گذار تر و مهم تر از فایل دانلودی و این یه باور مخربه و من به محض اینکه این موضوع بهم الهام شد خودم سریع بدون کوچک ترین مقاومتی تایید کردم و گفتم درسته آره درست میگی من خودم خوب میدونم که ارزش هر یه فایل رایگانی که توی این سایت هست نه یک میلیون نه ده میلیون بلکه میلیارد ها میلیارد ارزش داره و میشه روش قیمت گذاشت من خودم بارها و بارها شده یکی از فایل های رایگان روی سایت گوش میدم و میگم خدایا استاد توی این فایل چه حرفایی زد یعنی شاید باورتون نشه اما بعصی وقتا میگم بخدا همین یه فایل همین یه فایل که روی سایته و دانلودی هست ارزش اینو داشت که یک دوره مجزا باشه آنقدر که میشه دربارش فکر کرد حرف زد توصیح داد بازش کرد تمرین درآورد و نتیجه گرفت

    من خودم بالاتر گفتم که وقتی این فایل گوش دادم چقدر متعهد تر شدم یه جسارتی اومد توی وجودم که تا قبل اون نبود و واقعا تکونم داد حرفای استاد ،بارها شده با یه فایل دانلودی روی سایت مواجه میشم به این فکر میکنم که بخدا میشه ساعت ها و ساعت ها به این حرفا فکر کرد و کلی تمرین از دله حرفای استاد بیرون کشید و انجام داد و نتیجه گرفت یعنی خیلی وقتا خیلییی وقتا دلم میسوزه از اینکه نمیتونم تک تک ثانیه هامو به اون فایل گوش بدم و براش وقت بزارم چون میدونم اگر بشینم پاش کلی تمرین ازش درمیارم . دلم میخواد ببلعم حرفای استاد

    و البته خوده استادو

    درس اولی که توی متن این فایل نوشته شده اینکه راجب اون هدفمون با یه فرد مناسب صحبت کنیم

    خب من ترجیح میدم همین جا هدفم بنویسم پیش بچه های سایت که اعضای خانوادمن

    استاد توی اول این فایل یه حرفی زدن رفت توی عمق وجودم و دقیقا انگار ذره بین این حرف استاد رفت بالاسر اون هدفی که الان واجب بهش برسم و بهم نشون داد که اون هدف اصلی چیه ،استاد گفتن یه هدفی رو انتخاب کن که اگر بهش برسی ابعاد مختلف زندگیت تغییر میده با رسیدن به اون هدف کلی چیزای دیگه درست میشه با رسیدن به اون هدف کلی اعتماد به نفست زیاد میشه و ..

    هدفی که میخوام الان اینجا جلوی شما بنویسم اینه که به یه درآمد خوب (آنقدر…..)برسم

    اینو باید بگم که من تازه کارمو شروع کردم اما با یه چیزایی بصورت واضح مواجه شدم که فهمیدم من باورهای بسیار بسیار مخرب و داغونی راجب ثروت و خودم دارم و تا اون باورها درست نشه و من تعییر نکنم هرچقدرم مهارت کسب کنم نمیتونم به درآمد برسم

    و میخوام اون تضادها رو اینجا بنویسم ، سه بار سه تا ادم مختلف بهم پیشنهاد کاری دادن وقتی کارمو دیدن کلی از کارم تعریف کردن ،حتی شمارمو گرفتن اما هر سه تاشون به طرز عجیبی ناپدید شدن یعنی واقعا ناپدید شدن چون من در هفته اون آدم هارو توی دانشگاه میدیدم اما بعد از اون پیشنهاد کاریه هر سه تاشون محو شدن و اون پیشنهادات به ثمر نشست

    یا چندتا پروژه برای یه شخصی انجام دادم که اون شخص تا قبل از اینکه کارشو انجام بدم همیشه در دسترس بود و زنگ میزد اما تا کارش تموم شد اون طرفم محو شد و سه هفته طول کشید تا حسابشو تسویه کرد که آخرم بهای اصلی کارو نپرداخت و بهایی که پرداخت خیلی کمتر از کاری بود که من براش انجام دادم یعنی من چهار تا پروژه انجام دادم براش و اون طرف فقط پول یک پروژه رو پرداخت کرد و اون موقعیتم بهم بخورد یعنی خودم بهمش زدم و گفتم من دیکه اینجوری نمیخوام کار کنم

    یا یه مورد دیگه اینکه قرار بود برای سه نفر دیگه پروژه دور کاری انجام بدم یعنی پروزه رو آماده کنم و براشون بفرستم اما اون سه نفرم محو شدن منظورم از اینکه میگم‌محو شدن اینکه یه جوری غیبشون میزنه انگار اصلا این آدما دربه در دنبال یه شخصی نبودن که براشون پروژه انجام بده

    یعنی الان شرایطم اینجوریه و خودم یکی دوماه دست برداشتم از فکر کردن و تقلا کردن برای اینکه کار کنم وقتی به این موارد برخوردم مطمعن شدم که من یه مشکلی دارم که این ادما میان و محو میشن و الان دیکه هیچ اقدامی برای کارم نکردم و فقط تمرکزی روی دوره عزت نفس کار میکنم

    واقعا هم نمیدونم چه باوری دارم یا ایراد کارم کجاست که اصلا نمیتونم پول بسازم

    پس هدفم اینه (دوست ندارم بگم هدف امسالم چون احساس بدی بهم دست میدی وقتی اسم سال میاد روش من خیلی زودتر باید بتونم به درآمد برسم به یه درآمد خوب و ادامه دار که هی بیشتر بشه نه یه دفعه باشه یه دفعه نباشه )

    من برای شرکت در دوره عزت نفس انگیزه های زیادی داشتم و دارم اما اصلی ترین دلیلی که الان همه چیز ول کردم و چسبیدم به دوره عزت نفس اینکه باورهام تغییر کنه و این روند سینوسی و این چرخه معیوب تموم بشه که هم به درآمد برسم هم بیشتر برای پیشرفت توی کارم آموزش ببینم

    یکمم نگران هستم بخاطر اینکه همه چیز ول کردم چون قبل از اینکه همه چیو ول کنم هر روز برای پیشرفت توی کارم آموزش میدیدم اما الان حدود دوماه که تمام ویدئو های آموزشیم ندیدم و هم میترسم یادم بره (چون نرم افزاره و من تازه شروع کردم )هم اینکه میگم چه فایده من هی مهارتم بیشتر بشه وقتی نتونم باهاش پول بسازم به چه دردم میخوره (صادقانه بخوام بگم ناامید شدم از پول ساختن و خسته شدم از تقلا کردن ،بخاطر همین فعلا ندای درونم منو روی دوره عزت نفس نگه داشته و فقط میگه دوره

    اینم بگم اینکه تمرکزی دارم روی دوره کار میکنم بخاطر اینکه احساس میکنم این اتفاقات به دودلیله اولیش بخاطر باورهای مخربی که راجب ثروت دارم و دومیش و مهم ترینش که احساس میکنم جلوی ورود ثروت و پول به زندگیم گرفته باورهایی که راجب خودم دارم ،عدم احساس لیاقت ،باور نداشتن به اینکه میتونم و لیاقتشو دارم قشنگ زندگی کنم و خودم زندگیمو بسازم ،باورهایی از قبیل دختر عرضه هیچ کاری رو نداره و….اینا دستو پام و بسته

    حالا میخوام جواب سوالاتی که توی متن نوشته شده بود بنویسم .

    سوال: چند هدف که در زندگی خود به آن‌ها رسیده‌ای را به یاد بیاور. چه الگوها یا رفتارهایی را می توانی شناسایی کنی که باعث دستیابی شما به آن اهداف شد؟

    جواب : در جواب این سوال میخوام راجب مهارتی که برای کارم یادگرفتم بنویسم

    من خیلی از خدا میخواستم که هدایتم کنه که بفهمم واقعا عاشق چی هستم و چه کاری رو دوست دارم و واقعا خدا هدایتم کرد و قدم به قدم آروم آروم جلو رفتم توی زمینه نرم افزار های گرافیکی ،من واقعا اصلا اولش نمیدونستم که راهم قراره بیاد به این سمت چون هیچی از کامپیوتر نمیدونستم چه برسه به نرم افزار توی دوره عزت نفس راجب این موضوع کامنت گزاشتم ،من از کامپیوتر به اندازه پلی کردن یه آهنگ و باز کردن یه عکس می‌دونستم فقط همین

    از جزئیاتش که چیشد اصلا فهمیدم من به طراحی و نرم افزار های گرافیکی علاقه دارم الان نمیگم فقط درهمین مینویسم که انگار خدا منو برد به این سمت و این انید در دل من قرار داد که من میتونم توی این زمینه پیشرفت کنم و از پسش برمیام بعد که هی اومدم جلو کم کم شروع کردم از ویدئو های رایگان توی اینترنت به یادگرفتم ،لبتاپم نداشتم لب تاپ خواهرم گرفتم و واقعا اینم یه معجزه بود چون خواهرم اصلا سراغ لبتابش از من نمیگیره بعد جلو رفتم یادگرفتم با ویدئو های رایگان توی اینترنت بعد پولامو جمع کردم دوره آموزش حرفه ای خریدم و الان به جایی رسیدم که طراحی های عالی انجام میدم طوری که اکثر کارام واقعا عالی تر از کارهای استادم هست

    در طول مسیر با کانال یه استادی آشنا شدم که درآمد بالای 400میلیون از این زمینه داشت و سنشم کم بود یعنی اون استاد دوسال از منم کوچیک تره و 18 سالشه فقط انا انقدر تو کارش خوبه که بهش میگن استاد و هی که بیشتر با خودش و با شاگرادش آشنا شدم دیدم چقدر از زمینه ثروت های باورنکردنی میسازن جوری که یه بچه 13 ساله که شاگردش بود میگفت ماهی 30 درامدشه و اینا باعث شد برام باور پذیر بشه که پس میشه و منم میتونم یادبگیرم و ادامه دادم

    چطور انگیزه هایت راحفظ کردی ؟

    اگر بخوام جواب کامل به این سوال بدم خیلی باید بنویسم اما اصلی ترین هارو که یادم میاد مینویسم .اول اینکه من بخاطر اینکه درطول زندگیم از بچگی تا الان با این تضاد روبه رو بودم که مادرم به سختی از پدرم پول میگرفت و همیشه سره مسائل مالی باهم دعوا میکردن از بچگی از وقتی که خیلی کوچیک بودم این خواسته در من شکل گرفت که من بزرگ شدم خودم میخوام کار کنم و درامد داشته باشم و دستم توی جیب خودم باشه و این خواسته در من بینهایت شدید وقوی بود و هست و این موضوع اصلی ترین محرک من بود که باعث میشد بی‌هیچ عنوان پا پس نکشم یعنی خیلی جاها سخت بود برام یادگیری نرم افزار،یادمه یه بار خواهرم گفت چجوری میتونی اینارو بخونی و بفهمی (نه اینکه بگم خیلی سخت بودا نه مثل هرکاری سختی های خودش داره ) اما یه لحظه هم به این فکر نکردم که بیخیال بشم و دیکه ادامه ندم حتی یک لحظه این فکر به ذهنم خطور هم نکرد چون من یه اهرم رنج لذت توی این سال ها توی ذهنم ساخته شد بود که اگر خودت مهارت کسب نکنی و درامد نداشته باشی هم باید قید خواسته ها ت آرزوهای کوچیک و بزرگتو بزنی هم اینکه باید متکی به یه مرد باشی و به اون التماس کنی تا بهت پول بده (شاید این باور آخر باور بد و اشتباهی باشه شاید که نه حتما هست چون همه مردا که مثل پدر من نیستن و اکثرا با عشق بدون منت هوای همسرشون دارن اما من دائم مامانم جلوی چشمام بود و این اهرم رنج و لذت توی ذهنم ساخته شد بوده که اگر تو همینجوری ضعیف بمونی توهم میشی مثل مادرت و مسئله بعدی که بهم انگیزه میداد کسایی بودن که به درآمد های خیلی عالی رسیده بودن و این کار ویژگی های فوق العاده که من دوست داشتم داشت مثلا اصلا نیازی نیست حتما جای خاصی بری شرکت خاصی بری میتونی از این ور دنیا برای یه شخصی که اون سر دنیا زندگی میکنه کار انجام بدی و درامد های خیلی عالی داشته باشی یعنی آزادی زمانی و آزادی مکانی رو کامل داره و ….

    چطور ذهنت را برای ایده های بهتر باز میگذاشتی :

    من توی این مسیر از اول هیچی نمیدونستم هیچی و خودم اینو باور داشتم که من هیچی نمیدونم اصلا هیچ استادی نمیشناسم هیچ اطلاعاتی ندارم و انگار این که اینو باور داشتم که من هیچ علمی ندارم هیچ توانایی ندارم و هیچ اطلاعاتی ندارم باعث شده بود گوشام تیز بشه و همش منتطر باشم ببینم ندای درونم بهم میگه چیکار کن یعنی من هیچ کسم نداشتم که بهم بگه فلان کار بکن آموزش های فلان استاد ببین هیچ کس تمام قدم هایی که رفتم هدایتم شدم هدایت شدن به یه استاد خوب به آموزش خوب و کامل و جامع یعنی ایجوری بود تست میکردم آموزش های رایگان چند تا استاد دیدم بعد فهمیدن کدومشون به درد من میخوره و هدایت شدم به سایتش و خرید دوره آموزش نرم افزاری که میخواستم

    شاید باورتون نشه اما من وقتی برای اولین بار میخواستم یه پوستر طراحی کنم سره لب‌تاپ که بودم هی تو دلم‌میگفتم خدایا بگو چیکار کنم بگو چجوری طراحی کنم تو قدم به قدم بگو تو طرح که عالی میشه رو به ذهنم بیار بعد شروع میکردم هر چی که حسم میگفت برو اینجارو اینجوری طراحی کن اونجارو اونجوری طراحی کن انجام می‌دادم خیلی جاها مثل یه جاش خوب نمیشد هی پاک میکردم هی ایده های مختلفی که بهم الهام میشد انجام می‌دادم خوب میشد از نظرم نگه می‌داشتم خوب نمیشد میرفتم سراغ یه تکنیک دیکه و آنقدر ادامه می‌دادم تا طراحی تموم بشه و اولین پوستری که طراحی کردم فوق العاده شد یعنی به یه نفر نشون دادم طرف فکر می‌کرد من چندین سال توی این زمینه تجربه دارم و دارم کار میکنم

    یادمه یه بار داشتم یه پوستر طراحی میکردم طرحش اون جیزی که میخواستم نمیشد بعد شروع کردم به خدا با لحن طلبکارانه گفتم ،گفتم خدایا دیدی اگر توی بخوای میشه دیدی تو اگر کمکم کنی میشه اگر تو جواب بدی میشه اگر تو ایده به ذهنم بیاری میشه دیدی دفعه قبلی تو شدی انرژی دستام و اون پوستر چقدر خفن شد الان چرا نمیگی چیکار کنم الانم بگو دیگه الانم بهم بگو چجوری طراحی کنم

    اینو الان اینجا گفتم که بگم باورتون نمیشه خودم چقدر ذوق کردم ذوق میکنم و خداروشاکرم که دیدم من اینجوری به خدا امید دارم من اینجوری به خدا ایمان دارم که باهاش حرف میزنم میگم خدایا بگو دیکه بگو چیکار کنم بگو چجوری طراحی کنم و آنقدر خداروشاکرم آنقدر خوشحالم که من کِرِدیت و اعتبار اون طراحی هام به خودم نمی‌دادم نمیگفتم ووو من چه آدم خاص و با استعدادی هستم که چنین طرح های خفنی میزنم من‌چقدر خارق العاده چقدر با استعدادم من اعتبار و کِرِدیت اون طرح هارو میدادم به خدا و بهش میگفتم دیدی تو به دستام نیرو دادی شد پس بازم بده بازم بگو چیکار کنم و واقعا بخدا خدا جواب میده وقتی اینجوری بهش امید داری اینجوری ازش میپرسی و منتظری که جواب بدی خدا جوابتو میده

    اینم باز لطف و عنایت خداس نسبت به من که همچین رابطه ای باهاش دارم که انگار یه آدم زنده جلوم وایسته و من بهش میگم اینکارو برام بکن اون کارو برام بکن و اونم میگه چشم و واقعا انجام میده

    چه نگاهی کمک کرد تا بتوانی هدایت ها و نشانه ها را بهتر ببینی و دنبال کنی ؟

    جواب این سوال توی مطالب بالا نوشتم

    چطور نجواهای ذهن را کنترل می‌کردی و در مسیر می ماندی ؟

    جواب این سوالم در مطالب بالا نوشتم فقط اینو اضافه میکنم که دائم این جلوی چشمام بود که اگر من این مهارت یادبگیرم و توی این زمینه عالی بشم و به درآمد برسم باعث میشه چه اتفاق هایی بیوفته چقدر اعتماد به نفس و عزت نفسم میره بالا چقدر میتونی آزادانه هر چیزی که میخوام داشته باشم و به خواسته هام برسم و قدرت کسب کنم و ….

    دیدن چه الگو هایی ایمان شمارو درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت می‌کرد؟

    جواب این سوالم تا حدودی توی مطالب بالا گفتم اما دیدن افرادی که نتیجه گرفته بودن خیلی و به درآمد های خیلی خوب رسیده بودن خیلی بهم انگیزه میداد و دوم چیزی که باعث میشد جا نزنم این بود که انگار یه باوری نسبت به خودم داشتم که من میتونم چون من خیلی وقتا خیلی چیزارو سعی کردم یادبگیرم که هیچ پیش زمینه توی اونا نداشتم اما خیلی توشون موفق عمل کردم منظورم هرکار کوچیک بزرگی هست از درست کردن غذا که هیچ پیش زمینه و تجربه ای از قبل توش نداشتم اما خیلی عالی میکنم تا موفق عمل کردن در رشته دبیرستانم که اونم هیچ پیش زمینه درش نداشتم و اولش خیلی هم برام سخت بود اما ادامه دادم و توش عالی عمل می‌میکردم

    من بالاتر گفتم که یکم ناامید و خسته شدم اما نه به این معنی که جا میزنم نه به هیچ عنوان من همین الان که اینجام و همین الان که دارم تمام جلسات دوره عزت نفس شخم میزنم و هی از دل حرف های استاد تمرین بیرون میکشم بخاطر اینکه میخوام اون باورهای مخربی که راجب خودم و ثروت دارم پیدا کنم و از بین ببرم تا خودم اجازه ورود نعمت به زندگیم بدم

    من میخوام خیلی خوب زندگی کنم میخوام غرق در نعمت و خوشبختی باشم

    چون من لایق بهترینام

    استاد دوست دارم خیلی زیاد بدنتون که میبینم کیف میکنم

    از خدا خواستم منو در زمان مناسب در شرایط کاملا مناسب و راحت هدایت کنه به دوره قانون سلامتی که این دوره یه معجزس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مصطفی ابوطالبی گفته:
      مدت عضویت: 851 روز

      سلام مهدیه عزیز

      چقدر لذت بردم از کامنتت بخدا همش تو دلم دارم بهت افتخار میکنم و میگم احسنت افرین و دارم تحسینت میکنم

      چقدر تو قشنگ با خدا حرف میزنی دختر

      چقدر از درون عالی هستی و با خودت در صلحی که تونستی این کامنت بینظیر رو به اشتراک بزاری

      راستش منم به خداوند میدم کردیک کارهامو

      همین دیشب بود من پیک موتوری یک الوو سخاری!هستم دیشب به خدا میگفتم تو جاده خدایا تو از من مراقبت کن تو این خیابون و اون همه ماشین و موتورها و اصلا خدایا تو خودت داری این موتورو میرونی که من در سلامت کامل باشم و واقعا هم همینطوره هر جا کریدیک کارهامو دادم به خداوند اونجا بوده که موفق بودم و اصلا متوجه نشدم چجور شد من پول ساختم

      من یک خواننده هم هستم هر جا به یاد خدا بودم اصلا خودم هم نمیدونم چطور خوندم و تمومش کردم بدون اینکه خسته بشم

      خیلی خوشحالم کرد کامنتت امروز عصر دلم خیلی بهونه میگرفت که برم بیرون با اینکه امشب باید برم سر کار میخواستم عصری برم خونه خواهرم که زنگش زدم گوشی برنداشت که اونم حکمتی از جانب خداوند بود اومدم کامنت شما رو خوندم و از درون اروم شدم چقدر با خودت در صلحی و منو جلوی خودت دستی از دستان خداوند ببین که با لحجه یزدی بهت میگم الهی ناز این بندم برم من که انقدر عالیه با خودش و انقدر خودشو دوس داره که میخواد ثروتمند بشه افرین بهت مهدیه عزیز

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ندا گلی گفته:
    مدت عضویت: 2131 روز

    سلام بر همه عزیزان

    روزشمار 182 فصل هفتم

    چه اندامی چه فایلی چه آهنگی به به اصلا انگیزشی ازش میریخت

    من چنتا نکته رو وسط فایل یادم میفتاد بگم اما گفتم اول کامل گوش کنم بعد

    اول نکات مهم فایل و مینویسم بعد نکات خودمو میگم

    * وقتی به موفقیتی میرسی راهش دیگه برات راحت میشه و رسیدن به همه موفقیت ها و هر خواسته ای مسیرهمشون یکیه

    * وقتی روی هدفی مطمئنی با افرادی که ذهنیت مثبت دارن مطرحش کن تا روزایی که ناامید میشی و بی انگیزه یاد این مورد بیفتی تا حرکت و ادامه بدی

    * خود نتیجه هم از یه جا به بعد بهت انگیزه و حرکت میده و میتونی تاییدش کنی و ازش استفاده کنی برای نتایج بزرگتر

    * موفقیت و نتایج کوتاه مدت و بیخیال شو و دنبال نتایج پایدار باش

    * اینقدر خوب روی خودت کار کن که اصلا حتی وسوسه هم نشی برگردی به مسیر قبلت باید روش درست و تبدیل کنی به عادت

    من واقعا زندگیم با دوره قدم اول زیر و رو شد تازه داشتم میفهمیدم نتایج پایدار یعنی چی خواسته و هدف یعنی چی یادمه وقتی قدم اول و تموم کردم هدفمو انتخاب کردم و تو دفترم نوشتم هدف داشتن رابطه عاطفی دلخواهم و رسیدن به درآمد بیشتر استاد گفتن چنتا هدف هم انتخاب نکن که تمرکزت پخش بشه و من اون موقع ته دلم مطمئن بودم به رابطه میرسم اما ثروت و نه راستش اما برای جفتش اقدام انجام میدادم اما از یه جا به بعد بیشتر هدف و تمرکزم رفت سمت روابطم و تو مسیر رسیدن به خواسته و هدفم هدایت شدم به خرید دوره عشق و مودت و خب همه جا هم اعلام کردم به لطف خدا و اموزش های استاد و موندن تو مسیرم تقریبا6ماهم نشد که رسیدم به هدفم استاد اول جلسه هاشون میگن 6ماه با من باش بعد خودت تصمیم بگیر واقعا حتی 6ماهم نشد هرچند در طول مسیر کار رکدن روی خودم کلی نتایج میدیدم و تاییدشون میکردم اما هدفم رابطه عاطفی دلخواهم بود که اون و در طی همون 6ماه بدست آوردم حالا چه کارهایی انجام میدادم؟

    * چطور انگیزه‌هایت را حفظ می‌کردی؟

    * اینقدر با عشق اون دوره رو گوش میکردم و مدام با خودم میگفتم وقتی تصمیم گرفتم توی قدم هدفمو انتخاب کردم تونستم این دوره رو بخرم پس این خودش یه نکنه خیلی مهم و مثبت هست چون هفتگی حقوق میگرفتم و معمولا پولام جمع نمیشد اینقدر که خرج میکردم و قدم دوم هم بخاطر تخفیف یک ماهش و مبلغ کمترش و کیف پولم هدیه استاد نازنینم خریدمش و خب در طول گوش دادن به جلسات باورتون نمیشه همه دنیا الگو میشدن تا بهم نشون میدن مسیرم درسته مثلا روابط عاشقانه زیاد میدم دورم اون زمان سلبریتی ها ازدواج های فرکانسی عجیبی که شاید دور از منطق بود میدیدم و میشندیم دوستانی که خیلی سال بود سینگل بودن وارد روابط عاشقانه میشدن دختر پسرهایی که تا اون زمان همه میگفتن اینا احساس ندارن ازشون جلوی جمع ابراز علاقه میدیدم و….. اینا بهم انگیزه میداد

    * چطور ذهنت را برای ایده‌های بهتر باز می‌گذاشتی؟

    * من فقط گوش میکردم و عمل میکردم تمرینات استاد و مو به مو انجام میدادم مثلا اگه برانگیختگی بود میرفتم فرداش محل کارم رفتار مدیرم و با قانون برانگیختگی تست میکردم و خب بار اول دوم جواب نمیداد اما ادامه میدادم چون استاد هم میگفت ممکنه اوایل کار سختی باشه یا نشه اما نگران نباشید بمرور صد در صد نتیجه میده و واقعا هم همین میشد اصلا قانون برانگیختگی برای من عملی ترین تمرین عمرم بود و هی بخودم یادآوری میکردم ببین چه جواب میده و ذوق میکردم و خب ایده ها میومد و من اجرا میکردم چون نشونه دیدم و نگران نبودم ترمز نداشتم نچسبیده بودم بعنوان قانون بهش نگاه میکردم و منتظر نبودم همون فرداش برسم به روابط دلخواهم فکر میکردم دوره تمووم بشه بعدا

    * چه نگاهی کمک می‌کرد تا بتوانی هدایت‌ها و نشانه‌ها را بهتر ببینی و دنبال کنی؟

    * اینم جواب دادم و بیشتر دلیلش این بود که هر جلسه ای تموم میشد تا تمریناتش و انجام نمیدادم و نشانه و الگوهاش و نمیدیدم وارد جلسه بعدی نمیشدم یه زمان هایی هم دو تا جلسه رو گوش میدادم بعد یهو نشانه ها بعدش میومد الگوها سرازیر میشد

    *چطور نجواهای ذهن را کنترل می‌کردی و در مسیر می‌ماندی؟

    * با این نگاه که اگه حتی فعلا هم نرسم به خواسته ام (میگم چون مطمئن بودم یچزی در درونم ایمان داشت که میرسم حالا دیر یا زود) اشکالی نداره عوضش دارم قوانین خداوند و به راحت ترین شکل ممکن از زبون استاد میشنوم و هرچی جلوتر میرفتیم انگار بیشتر با خدای خودم و ندای درونم آشتی میکردم برای همین نمیزاشتم نجواهها ترمزی پیش روم بزارن و چون روابط با آدمها برام در طول سالیان زندگیم لذت بخش بود خیلی دقیق به جز به جز حرفهای استاد گوش میدادم و مقاومتی نداشتم

    *دیدن چه الگوهایی ایمان شما را درباره امکان پذیر بودن آن هدف تقویت می‌کرد؟

    * این سوالم بالاتر جواب دادم و خب میگم هر جلسه ای که گوش میدادم انگار خدا بعدش امتحان میان ترم ازم میگرفت در رابطه با همون جلسه یادمه جلسه هفتم که استاد راجع به روابط سطحی گفتن دقیق یادم نیست چند روز یا چند هفته بعدش باهاش مواجه شدم اما یادمه هنوز تو اون جلسه بودم و روش کار میکردم برای همین انگیزم بیشتر و بیشتر و میشد و از الهامات قلبم پیروی میکردم

    حالا همین ها رو ریز به ریز برای اهداف مالی خودم استفاده کنم و خب اینبار خیلی جدی تر پیش رفتم و هرچیزی در راستای اون بهم الهام میشه و رو گوش میدم حتی اینکه خدا میگه خب الان نمیتونی تا فلان جلسه ثروت و پیش بری الان برو قدم دوم یا الان برو فایل های مربوط به کانون توجه رو کنترل کن چون چند وقتی بود ذهن منفی نگر اومده بود سراغم و تا اینجا کلی اتفاق های عالی برام افتاده که بزودی میام از نتایج ش میگم بهتون دوستتون دارم استاد جذ اب من و تحسین میکنم اندام زیبای شما رو خدا رو شکر که شما رو وارد زندگی من کرد بیشترین و بهترین نتایج و بگیرید و پایدار هر لحظه و همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2515 روز

    ردپای 182

    از سری فایل های دانلودی روزشمار تحول زندگی من

    هدفگذاری و تأثیر آن در زندگی

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به خانم شایسته ی نازنینم

    و سلام به دوستان عزیزی که با اون چشمان خوشکل شون این کامنت منو می خوانند… بهترین ها هدیه ی راه تان باد..

     درود و وقت بخیر خدمت همه ی نوری چشمی های خداوند در این سایت بهشتی

    استادمیگن همیشه یک هدفی رو تعیین کنید حالا در هر جنبه ای از ندگی مون می تونه باشه یکی در تناسب اندام و یا در سلامتی و تندرستی و یا در مورد روابط عاطفی و ازدواج و یا در مورد روابط با افراد و یا در مورد پول و ثروت و یا در مورد احساس لیاقت و یا در مورد کسب و کار و شغل و حرفه و غیرهههه اینکه استاد میگن .. درمورد اهدافتون همیشه باخودتون صحبت کنید و حتی با افرادی که مورداعتماد هستند . البته مورد اعتماد ترین دوستان من فقط در همین سایت هستند چون تنها کسانی که برای موفقیت هامون خوشحال میشن و سر تایید تکون میدن و تحسین مون میکنند دوستان و عزیزانی که در این بهشت حضور دارند هستند. واین کارو هدف گذاری باعث میشه که در مدار اون خواسته و یا اون هدف قراربگیریم .‌ و به احساس بهتری برسیم وقتی به احساس خوب برسیم طبق قانون

    خداوند مارو به ایده هاوفرصت ها موقعیت ها و شرایط درست و مناسب بهتری هدایت میکنه و این یعنی قدم برداشتن اولیه .. یعنی یک تصمیم و یا یک هدف رو برای خودمون مشخص کردیم وقتی که ماقدم اول رو برمیداریم راههای بعدی بهمون گفته میشه و با تکرار و تکرار و تمرین و کنترل ورودی ها ی ذهن و توجه و تمرکز به خواسته مون به مسیر دریافت اون خواسته مون هدایت می شویم و ما با رسیدن به خواسته هامون به رشدوگسترش جهان کمک میکنیم وقتی ثروتمندمیشیم الگویی برای عزیزان و اطرافیان مون و همچنین برای دیگران میشیم….

    که اگه من تونستم بقیه هم میتونن برسند به اون جایگاه و یا اون موفقیت و موقعیت….

    من هدف های زیادی دارم که همه شون رو لیست کردم و بلطف خدای هدایتگرم در این مسیر از خداوند خواستم که مسیرمو هموار و راحت و آسان و کوتاهتر کنه ..

    در حال حاضر یکی از اهدافم کار کردن روی تمام فایل های دانلودی سایت هستش یعنی در واقع دارم روی این پروژه کار می کنم .. چون بعد از چند سال تازه فهمیدم که باید یک برنامه ریزی و روندی برای دیدن این فایل ها و این آگاهی ها داشته باشم و روی خودم بطور تمرکزی و عمیق کار کنم تا لایق دریافت محصولات بینظیر این محصولات شوم و برای رسیدن به این هدف خریدن محصولات سایت تصمیم گرفتم قدم های اولیه رو بردارم و هر دفعه بلطف خدای هدایتگرم به یک سری از فایل های دانلودی هدایت شدم … از وقتی این تصمیم رو گرفتم خیلی خیلی آرامش بیشتری رو احساس می کنم و احساس میکنم قدم‌های بعدی من داره روانتر میشه .. دارم به درک و آگاهب بیشتری هدایت میشم و اینکه ثابت قدم شدن رو دارم یاد می گیرم در راه رسیدن به هدفم .. و فهمیدم که باید هر روز با تمرین و تکرار و توجه کردن و نت برداری از همین فایل ها روی خودم بخوبی کار کنم

    و شروع کردم به قدم برداشتن عملی .. از سری فایل های دانلودی مصاحبه با استاد عباسمنش شروع کردم و بلطف خداوند بعدش هدایت شدم به سری فایل های دانلودی روز شمار تحول من و بعدش سری فایل های دانلودی توانایی کنترل ذهن که در این قسمت خیلی خیلی خوب تمرین کردم که ذهن مو بسمت زیبایی ها و خوبی ها و نکات مثبت و کامنت های زیبای دوستان خوب و عالی و موفق جلب کردم و بعدش سری فایل های دانلودی باورهای ثروت ساز و خدا رو شکر نشانه ها و هدایت های خداوند هر روز در زندگیم بیشتر از همیشه خودنمایی می‌کنه و خدا رو شکر اتفاقات خوب و عالی رو جذب کردم و اینها نشان دهنده ی موفقیت های من هست که در این مسیری که برای خودم هدف گذاری کردم دارم آماده میشم برای خرید محصولات پر محتوای استاد عزیزم و از خداوند خواستم آنقدر آماده باشم که سه سوته در مدار خرید این محصولات ارزشمند هدایت شوم

    مثل استاد که می خواستند در تناسب اندام و افزایش سطح انرژی جسمانی شون به یک اندام ایده آل زیبا برسند و آمدند اعلام کردند که می خوان به این موفقیت برسند و با تلاش و کوشش و پشتکار و مطالعه و تحقیق و پژوهش به این سطح از آگاهی رسیدند که سبک زندگی جدید و درست و مناسب شون رو انتخاب کردن تا شیوه ی جدید زندگی شون رو با نتایج شون پایدارتر کنند ..

    به استاد عزیزم و خانم شایسته ی عزیزم تبریک می گم و تحسین تون می کنم که به شیوه ی قانون سلامتی زندگی می کنید و این سبک درست و مناسب رو برای زندگی درست و مناسب و برای افزایش سطح انرژی جسمانی انتخاب کردید

    سپاسگزار خداوندی هستم که هر لحظه با هدایت و حمایتش مرا از طریق این فایل های گرانبها و ارزشمند و استاد عزیزم در مسیر مستقیم خودش ثابت قدم نگه می دارد.

    و من باید همیشه استادم رو الگو قرار بدم و این سوال رو از خودم بپرسم

    خدایا چگونه میتوانم از این بهتر و بهتر شوم. و خودم را متعهد به نتیجه کنم و همانند استادانم با نتایجم صحبت کنم ؟؟ خدایا خودت هدایتم کن

    خدایاااا از اینکه منو به سمت این سایت گوهر نشان و چنین استاد توحیدی هدایت کردی ممنون و سپاسگذارم

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    سونیا نوری گفته:
    مدت عضویت: 797 روز

    بنام خدایی مهربان

    سلام به همه دوستان خوبم و استاد خوش هیکلم

    روز دوم از تحول زنده‌گی من

    اول باید بگم ماشالله به این تغییر مثبت که در بدنتان رخ داده و این نشان‌دهنده تمرکز بالایتان است که بدن شما هیچ ربطی به گذشته فاجعه بار ندارد . خداره صدهزار مرتبه شکر

    ماشالله به این باشگاه زیبا ، با این وسایل مدرن و عالی .

    چند نکته ای مهم در مورد رسیدن به هدف

    1 . اگر که خیلی مطمئن هستی ، بیا و جلو دیگران بگو البته به اشخاص مثبت و اهل پیشرفت .

    و این کمک می‌کند که روزهایکه بی انگیزه شدیم باعث می‌شود که یادمان بیایید که من این را اعلام کردم قبلا باید ادامه بدهم .

    2 . از خداوند هدایت بخواهیم و باور داشته باشیم که هدایتمان می‌کند، شاید الهاماتیکه به ما می‌شود به ذهنمان منطقی نباشد اما نباید مقاومت کنیم ، باید در ذهنمان را باز نگهداریم ، نه اینکه به یک شیوه خاص بچسپیم، باید بگیم من می‌خواهم به هدفم برسم حالا از هر مسیریکه خداوند میگه .

    باید قدم اول را بردارم و ایمان داریم به خداوند و بعدا خداوند هدایتمان می‌کند و من هزاران مثال ازین هدایت های خداوند دارم .

    وقتیکه مسیر هدف مارا میریم در اول نتایج بشکل کوچک میباشد باید این مقدار نتایج را ببینیم و شکر گذار باشیم ، و این نتایج اولیه باید انگیزه باشدبه راستی و درستی مسیر .

    و باز هم باید ادامه بدهیم تا اینکه تبدیل شود به یک لایف استایل ، باید تبدیل شود به عادت و بعدا نتایج بزرگتر می‌شود.

    یکی از موارد نا خوشایند اینست که بالا برید و پایین بیایین ، اگر به فکر بهبود خود باشیم و فکر کنیم که از روز گذشته ما یک قدم جلوتر ، این کمک می‌کند که همیشه ثابت قدم بمانیم در مسیری درست .

    وقتیکه به اهدافت میرسی ، کمک میکنی به هزاران نفر دگه . مثلا اگر موتر میخری کمک میکنی که هزاران کارگر ، به شرکت که از آن موتر خریده ای، به ده ها عمده فروش و پرچون فروش و …… و در عین حال باور میسازی به فامیلت و اعضای فامیلت که می‌شود به اهداف و آرزوهای مان رسید .

    خداره صدهزار مرتبه شکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: