پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    امیر حسین ترابی گفته:
    مدت عضویت: 2437 روز

    سلام بسیار عالی ممنونم

    تاکید مریم جان بروی تکه ی (( بدون استثنا بدون استثناء)) در جمله ی همیشگی استاد که

    تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا حاصل توجهات ما دکانون تمرکز ماست

    میتونه یاداوری باشه چرا ایشون اونجا در کنار استاد هستن در بهترین ازادی مالی ومکانی و این همه برخورداری هستن در حالی که رسیدن به ارزوها درخواست همممون هست اما دقیقا نتقطه ی تفاوت ما با ایشون در توجه ورعایت همین نکته هست در کنار همه اموزشهایی که دارن میبینن که متوجه هست که بدون استثا همه چیز به کانون توجه خودمون برمیگرده

    و نکته دیگه ای که یادم اومد اینه که فقط جریان خیر تنها جریان موجود هست والخیر فی ما وقع وهر چی پیش میاد فقط خیر هست وتو فقط بخواه ورها کن ومطمین باشی هیچ عجله ای نیست هر وقت زمانش باشه خداوند انجامش میده و منطق رو خاموش کنیم وبا قلبمون در ارتباط باشیم

    واین دو موصوع در کنار هم میشه حال خوب زندگی خوب وبرخورداری های عالی

    تشکر از این فایل عالی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    نیلوفر مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1193 روز

    به نام خداوند مهربان

    درود بر استاد و خانم شایسته‌ی عزیز

    خدایا شکرت برای هدایت امروزم

    امروز به خدا گفتم چه فایلی خوبه برام، چی گوش بدم

    معرفی بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم، واسم اومد و نشانه من شد.

    واقعا واقعا توحید همه چیزه

    کسی که قدرت رو به خدا میده، خدا واسش شاهکار میکنه، سنگ تموم میزاره.

    من باید روی 12 قدم کار کنم و قدرش رو بدونم

    نباید از این شاخه به اون شاخه بپرم

    خیلی از دوستان با استفاده از این محصول زندگیشون متحول شده

    منم باید بیشتر وقت بزارم، تمرکزی و لیزری روی این محصول به ویژه چگونه فکر خدا را بخوانیم، کار کنم و تمریناتش رو انجام بدم و کلی کامنت بخونم تا ایمانم قوی تر بشه.

    و بیشتر قرآن بخوانم

    این بار بیشتر به معنی قرآن توجه کنم و خوب درکش کنم.

    قبلا فقط عربی میخوندم ، خیلی کم، شاید در کل سه بار معنی قرآن رو ختم کردم‌.

    من دیگه هر چیزی که دوست دارم داشته باشم رو فقط از خدا میخوام

    دیگه روی کسی حساب نمیکنم

    دیگه به دیگران و عوامل بیرونی قدرت نمیدم

    خداوند من را اشرف مخلوقات قرار داده

    من خالق زندگی خودم هستم

    هر شرایطی که در زندگی برام پیش بیاد، مسؤل صد در صد اون خود من هستم، با فرکانسی که ارسال کردم.

    خدایا شکرت واسه‌ی این همه آگاهی

    شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی،

    ممنونم استاد و خانم شایسته‌ی عزیز

    در پناه الله همیشه بدرخشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    آینا راداکبری گفته:
    مدت عضویت: 3669 روز

    سلام

    خدایا کمکم کن که بتوانم باورهای توحیدی بیشتری را در تمام لحظات زندگیم به کار ببرم .

    خدایا کمکم کن که همیشه بتوانم با تو باشم و لحظه ای از تو دور نشوم.

    خدایا کمکم کن که ابراهیم وار همیشه تسلیم تو باشم

    خدایا کمکم کن که همیشه مراد دلم فقط تو باشی.

    خدایاکمکم کن که با شجاعت همیشه؛ از عقل منطقی ام دور باشم و رها و آزاد تسلیم تو باشم.

    خدایا کمکم کن که بیشتر و بیشتر از هدایتهای تو بهره مند شوم.

    خدایا کمکم کن که بتوانم ظرفیت وجودی خود را برای هدایتهای تو بیشتر و بیشتر کنم.

    خدایا کمکم کن که بتوانم باورهای توحیدی بیشتری و بهتری را هر روز در خودم پایه ریزی کنم

    خدایا کمکم کن که بیشتر و بیشتر باورهای توحیدی هر روز در من تقویت شود و آنها را بیشتر تکرار کنم

    خدایا کمکم کن که جاودانه و همیشه به باورهای توحیدی اعتقادم راسخ تر شود

    خدایا کمکم کن که هر روز ایمان و معرفت بیشتری به تو داشته باشم

    خدایا کمکم کن که بهای زندگیم در شناخت بیشتر تو باشدو عمل کردن به سخنان قرانیت

    خدایا کمکم کن که چشم بسته تمام قوانیت را رعایت کنم و جزئی از وجودم باشد

    خدایا کمکم کن که همیشه در مقام بندگی و شرک نورزیدن به تو باشم

    خدایا کمکم کن که همیشه فقط روی تو حساب کنم وهمیشه یاری گرم باشی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  4. -
    مهدیه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 1897 روز

    باسلام خدمت شما استاد عزیز و خانوم شایسته عزیز که انقد با عشق این فایل هارو برای ما آماده میکنن و تدوین میکنند و استاد گرامی

    اول ازهمه وقتی این عکس رودیدم گفتم چقد جالب همه جاسفیده حدس میزنم شن باشه وقتی شما گفتید برف ؛گفتم وای خدای من چقد باحال برف اومده و همه جا سفیدع ولی بعد گفتید کویر شن سفید هست چقد لذت بردم ازاین که ی جایی هست که همه جاش سفید مثل برف ولی از سرما هم اذیت نمیشی ولذت میبری و چقد حال میده بشینی روی این شن ها و باهاشون بازی کنی وقتی که شما بازی میکردید حین صحبت هاتون گفتم چقد عالی وکلی لذت میبردم

    و چقد این صحبت ها لذت بخش بود

    چقد خوبه که ما توی این فضا هستیم که میتونیم فارغ از هر اتفاقی که توی ایران می افته و این اخبار بد که ما داریم واقعا اعراض میکنیم ازشون ینی واقعا سعی ام بر این هست که اخبار را دنبال نکنم واینم بگم که مااصلا تلویزیون نداریم نه به معنای نداشتن تلویزیون ینی آنتن نداریم و فقط از تلویزیون برای دیدن فایل های شما و سریال های سفر به دور آمریکا استفاده میکنیم

    و توی اینستاگرام هم واقعا پیگیر اخبار نیستم

    و خداروشکر میکنم من و همسرم هدایت شدیم به جایی که کاملا ایزوله هست از اخبار بد دورو برمون هیچ تلویزیونی نیست که بخوایم بش توجه کنیم کسی اخبار رو برامون نمیگه که خب این هدایت هم بخاطر کارکردن رو خودمون بوده خداروشکر که انقد خوب کار کردیم ما از خانواده تقریبا حدود یکساعت فاصله داریم و در هفته یبار بیشتر نمیبینیمشون و توی اون تایم هم سعی میکنیم اعراض کنیم و توی خونه فقط این آگاهی ها ناب و صحنه های زیبارو به خورد ذهنمون میدیم

    و خدارو شکر میکنم که توی این مسیر هستم و این جمله استاد توی همین فسمت های قبلی سریال سفر به دور امریکا که اگر توی این قسمت از برهه زمانی ما سعی کنیم توجهمون رو برداریم و بذاریم روی زیبایی ها از بدنه جامعه جدامیشیم خیلی واسم الهام بخش بود

    و البته برسیم بع تمرینی که استاد گفتن توی این قسمت من چند سالی هست که فقط دارم هدایت میشم ینی هرجا میبینم ی اتفاقی افتاده واسم میبینم خداوند هدایتم کرده و خیلی شیرین هست این پدیده همزمانی اتفاقا وقتی داشتم قسمت های قبل را میدیدم گفتم چقد استاد و خانوم شایسته در مدار مناسبی هستند هرجا میرن توی سفرشون توی زمان مناسب در مکان مناسب قرار میگیرن وواقعا لذت بخشه خیلی حالم خوبه خداروشکر بخاطر این حس ناب واین اگاهی ها و این مسیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2518 روز

    روز 106

    روز شمار تحول زندگی من فصل 4

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    الا بذکرالله تطمعن الغلوب در هر لحظه با یاد خداوند دلها آرام می گیرد

    یا مُقلبَ القُلوب وَ الاَبصارای تغییر دهنده ی دلها و دیده ها

    یا مُدَبِرُ الَیَیل وَ النَهار ای مدبر شب و روز

    یا مُحولُ الَحوال و الاحَوال ای گرداننده ی سال و حالت ها فصل ها

    حَول حالِنا اِلی اَحسَنِ الحال بگردان حال ما را به نیکوترین و بهترین طبیعت ها

    خدایا شکرت خدایا عاشقتم

    خدایااا شکرت .. سلام به نور و عشق و آگاهی الهی ام

    خدایااا شکرت سلام به خداوند وهاب و غفور و بخشنده و مهربان، به نام خداوندی که خالق است و من رو هم خالق آفرید تا با افکارم و باورهام خلق کنم دنیامو در تمام جنبه های زندگیم

    سلام به استادان عزیزم

    و سلام به همگی دوستان عزیزم که با خواندن کامنت های زیباشون به درک و آگاهی بیشتری هدایت شدم

    خدا رو شکر میکنم برای بودن خانم مریم شایسته ی عزیزم در کنار استاد عباسمنش گوهربارم که (بقول این دوست عزیزمون امین عزیز ) این موج هایی که از دریای وجود استاد عزیزمون میاد رو ثبت میکنند و ما لذتش رو میبریم خدایااا شکرت

    از خانم شایسته ی عزیز واقعا ممنون و سپاسگذارم برای سوالات و متن های بسیار ارزنده ای که در این فایل و تمام فایل ها نوشتند واقعا ممنون و سپاسگذارم .. همیشه قبل از اینکه فایل رو نگاه کنم اول متن فایل رو می خونم تا ذهنم آماده ی دریافت اون آگاهی ها بشه تا در مدار آگاهی های اون فایل قرار بگیره و این نوشته های متن خانم شایسته بسیار بسیار ذهن منو بارورتر می کنه و یک پیش زمینه ای است که توجه و تمرکز من نسبت به اون فایل ریزبینانه تر و زیباتر بشود .. از دوستان عزیزم هم خواهش می کنم حتما حتما این متن های فایل ها و کامنت های انتخابی دوستان رو کاملا با دقت بیشتر بخوانند بخدا خانم شایسته بهترین الگویی است که تمام کلام استاد رو داغ داغ دریافت می کنند و برداشت دقیق کلام استاد رو برامون کامل توضیح میدهند .. بازم از صمیم قلبم از خانم شایسته ی عزیزم برای تمام این فایل ها و تدوین و تنظیم و ثبت و ضبط و موسیقی های انتخابی و نوشتن متن های فایل و بخصوص این فایل چگونه فکر خدا رو بخوانیم در این فایل بینظیر تشکر. و قدردانی می کنم وقتی متن ها رو می خونم میبینم که خانم شایسته با چه دقتی اصل رو از فرع تشخیص دادند .

    از وقتی بلطف خدای مهربانم با استاد عزیزم و این سایت گوهر بار آشنا شدم کلا شخصیتم تغییر کرده بخصوص باورهای مخرب مذهبی من که از خانواده و جامعه و مدرسه و فرهنگ و غیره به منه نوعی رسیده بود .. البته کلا آدم مذهبی خاصی نبودم ولی خوب آداب و رسوم هایی رو در زندگی داشتم که نشآت از همان باورهای مخربی بود که همیشه فکر می کردم باید برای رسیدن به خداوند دست به دامان اینو و اون بشم و واسطه ای داشته باشم که حرف های منو به خداوند برسونه.. انگار خداوند وکیل و وصی می خواهد .. چون بهمون گفته بودند ماها لایق هم‌صحبتی و اتصال به خداوند نیستیم و اینکارها فقط و فقط از امام زاده ها و روحانی ها و یا آنهایی که نماز و روزه می خوانند و به شیوه ی مرسوم و عرف جامعه یک شکل دولا و راست نماز می خوانند بر میاد .. چون بهمون گفته بودند که فقط نماز خون ها به خدا متصل هستند و فقط قلب اونها پاک هستش و بقیه ی آدم ها توانایی این قلب پاک رو ندارند.. و درجه بندی این اتصال ها رو خودشون تعیین می کنند.. یعنی یک احساس بی لیاقت بودن رو بهمون القا کردند که حد نداشت .. و من فکر می کنم این احساس پایین بودن عزت نفس از همین باورهای مخرب مذهبی ریشه در ما دوانده..‌ و یا احساس کمبود داشتن .. باورهای فراوانی نعمت های بیکران خداوند رو در پیش چشمان ما ضعیف و ضعیف تر کردن و ما هم باور کردیم و رفت توی مغزمون که دست به دامان اینو اون بشیم و فکر کنیم قدرت در دست عوامل بیرونی است … واقعا وقتی به این باورهای مخرب مذهبی فکر می کنم مغزم سوت می کشه که تا کجاها مغزهامون شستشو داده شده بود که اصلا بخودمون اجازه نمی‌دادیم که حتی یک سوال کوچولو از خداوند بکنیم و یا بخواهیم بفهمییم که این خدایی که نزد ما بزرگش کردند و میگند مهربان و بخشنده است پس چرا نباید باهاش رفیق باشیم .. چرا نباید بدون واسطه باهاش صحبت کنیم و باید پول بریزیم توی این کُنبد و بارگاها و امامزاده ها همش باید پول به واسطه ها بدیم که بتونیم با خداوند صحبت کنیم .. پول به این روضه خون ها بدیم تا برامون قرآن بدون معنی کردن بخوانند و اشکمون رو در بیاورند و غم و اندوه داشته باشیم و و تا می تونیم زجه موره کنیم و توی سر و کله خودمون بزنیم و چنگ به سر و صورت نازنیمون بکشیم ..‌ غیره .. پس چرا نباید خواسته مون رو مستقیم از خودش بخواهیم .. خلاصه هزاران سوال که اگه بخوام اینجا بنویسم روزها و شب ها طول می کشه و همین اندازه هم کامنتم طولانی شده….

    یا اینکه هر چه گریه و زاری و شیون کنی نزد خدا محبوب تری

    اگه یک تا موی سرت بیرون باشه توی آتش جهنم می سوزی و یا ..نمی‌دونم زنجیرت می کنند و تو رو به صُلابه می کشونند … خلاصه باید از زجر و سختی بمیری و صدات هم در نیاد..

    یا اینکه دست به قرآن بزنی و اشتباه بخونی و یا به زبان عربی نخونی گناه و معصیت داره منم که هر وقت قرآن رو باز می کردم فقط آن قسمت هاشو می دیدم که داره با آدم های بی ایمان صحبت می کنه و خط و نشون براشون می کشه . منم می گفتم قرآن داره به من میگه هاااااا چون من آدم خوبی نیستم. خلاصه یک وحشت خاصی از قرآن داشتم . از طرفی می گفتند خداوند بخشنده و مهربان است .. و بین این حرف ها همیشه یک تناقض و تضادی داشتم و می گفتم .. آخه این چه خدای مهربان و بخشنده و مهربانی است که همش وعده ی عذاب و سختی و بدبختی رو بهمون میده ؟؟؟ بخصوص اینکه تمام معانی قرآن رو به ما وارونه آموزش داده بودند . همیشه از زبان عربی بدم نیومد . اینم از اون باورهای مخرب مذهبی نشات گرفته بود وگرنه خوده ی زبان عربی که اشکالی نداشت..

    آخه این چه خدایی هستش که ما رو آورده توی این دنیا و همش می خواد با عذاب و سختی ها امتحان مون کنه و نتیجه ی امتحان هامون هم همش بدبختی و فلاکت است ..

    آخه این چه خدای بخشنده و مهربانی است که هر چه بهش می خوام نزدیک بشم فوری یک امتحان سخت رو می خواد ازم بگیره که منو از خودش دور تر می کنه آنقدر دورتر میشدم که می گفتم .‌ بابا جان ما لوایت رو به لقایت بخشیدیم . . بابا جان من اصلا می خوام از دین و اسلام استعفاء بدم .. اصلا می خوام برم مسیحیی و یا یهودی بشم . و یا بودایی بشم و یا برم آیین زرتشت و یا هر دین دیگری رو رو قبول کنم بجز دین اسلام …

    آخه چرا من توی کشوری بدنیا آمدم که باید حتما بچه مسلمون باشم که ملزم به این شرایط نادلخواه باشم ؟؟؟ همش زور و جبر و اجبار و کشت و کشتار و تبعیض و جدا کننده زن از مرد و غیره….

    خلاصه همش میخواستم فرار کنم و یک جوری از شر دین و اسلام و این بگیر و ببرها خلاص بشم. . ولی راهشو نمی‌دونستم

    ولی خداوند در همین جایی که هستم راهمو نشونم داد و احتیاجی به فرار کردن هم نبود

    خدا رو شکرت با فایل های دانلودی سایت فقط روی خدا حساب کنید و حزن در قرآن و فایل های دانلودی توحیدی و کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم استاد افکار منو روشن و نورانی کرد و بدون هیچ مقاومتی از قید و بندهای دینی و البته هر نوع دین و مذهب رها و آزاد شدم و بلطف اینترنت تحقیقاتی که از دین و موارد تاریخی انجام دادم دیگر حجت بر من تمام شد بخصوص وقتی که فهمیدم که اصلا در دوران افشاریه چگونه دین و مذهب بزور وارد ایران شد و چگونه بخاطر مذهب جنگ و خون ریزی های وحشتناکی شده تا بزور و کشت و کشتارهای وحشیانه مردم رو بزور وادار کردند که مذهب شیعه رو پذیرفتن … در صورتی که مردم ما قبلنا یکتا پرست بودند و فقط آیین خداپرستی داشتند و هیچ احتیاجی هم نبود که شخص دیگه ای بخواد بیاد با دین و مذهب و خرافه ..خداوند رو به ما بشناسونه .

    این کته بووریهای دینی و مذهب زاییده ی فکر بشر بوده برای منافع خودشون .. در هر صورت فهمیدم برای خلاص شدن از این کته بوری های جدا کننده انسان ها که بخاطر دین و مذهب و شیوه ی زندگی خاصی بنام دین بوده فقط و فقط با تحقیق و بررسی های موارد تاریخی بیشتر امکان پذیر است.. البته اگر تعصبات مذهبی رو کنار بگذاریم ..

    کتاب چگونه فکر خدا رو بخوانیم استاد رو چندین بار خواندم و خدا رو شکر گذارم که به چنین استاد خردمندی هدایت شدم تا بتوانم باورهای توحیدی رو در خودم تقویت کنم و هر آنچه را باید فقط و فقط مستقیم از خداوند یکتا و خودش بخواهم .. چون من یک انسان یکتا پرست هستم و فقط این سیستم و انرژی که ما به آن خدا می گوییم رو می پرستم

    اگر آگاهی خداوند در وجود من جاری شود دیگر هیچ محدودیتی در دریافت نعمت های خداوند ندارم چون منبع این وفور نعمت ها خودش نامحدود است

    خداوند یک انرژی است و این انرژی قابل تبدیل شدن به هر آنچه که در ذهنم بسازم شکل میدهد و تبدیل به واقعیت زندگی ام می شود

    خلاصه خدا رو شکر گذارم که دستمو گرفت و صاف آورد گذاشت توی دانشگاه توحیدی این مسیر الهی و از استاد عزیزم هم تشکر و قدردانی می کنم که دستان منو به دستان قدرتمند خداوند محکم گره زد ممنون و سپاسگذارم خدایااا شکرت

    ای معبود الهی من

    ای نور الهی من

    مییبخشم اون انرژی که دلمو باعث ناراحتی و دل شکستگی ایم شده .. و رها و آزاد می کنم

    قلبا می بخشم و رها و آزاد می کنم

    بخشیدم و من رها کردم من در مدار نور قرار گرفتم و باور دارم که بزودی تجربه می کنم آنچه را که لایقش هستم رو

    خدایا شکرت که وارد تجربه ی زندگیم شد آنچه که باید میشد

    من در مدار عشق هستم

    من در مدار نور هستم

    من لبریز از ارتعاش عشق هستم

    من خزانه ی بیکران پول و ثروت الهی هستم

     وایمان به خدا.

    خدایااآاا شکرت

    در هر لحظه برای انجام هر کاری از خدا کمک بگیر.

    بهش اعتماد کن .

    هر اتفاقی افتاد بی شکوه وشکایت بپذیرش.

    در کنارش، کانون توجهت به مثبت‌ها وزیبایی ها باشه.

    سپاسگزارش باش در هر لحظه برای هر پیشامدی وهر چیزی.

    برای رفتن به مسیر درست در هر لحظه از خودش هدایت بطلب.

    صبوری کن واز متوکلین باش. ( الخیر و فی ما وقع)

    خدا که کنارت باشه هم آرامش داری وهم از لحظاتت استفاده های بهتری میکنی.

    هماهنگی بین تو وخدا باعث میشه به همه ی خواسته هات زودتر برسی.

    نزدیکترین ومیانبرترین راه برای رسیدن به خواسته ها ،خدا رو تو آغوش گرفتنه.

    تنها مسیری که تو رو تو جاده ی صاف وراحت میندازه ،هم همینه.

    هیچ تکیه گاه وهیچ‌محل امنی پیدا نمیکنی که جای خدا رو بگیره.

    بدون دعوتت نمیاد باید دعوتش کنی.

    خدا رو که داشته باشی یعنی همه چی داری..

    وظیفه ی ما در مورد خداوند این است که فقط بندگی اونو بکنیم و اگر باور کنیم که وظیفه ی خداوند اینه که هر چی رو بخواهیم بهمون میده یعنی ما بعنوان دستان خداوندی هستیم که با رسیدن به خواسته هامون باعث رشد و پیشرفت خودمون و جهان مون می شویم

    خداوند توانایی اینو داره از جایی که به عقل من نمیرسه بهم بده

    بهترین دعای همیشگی استاد : “از خدا میخوام توحید رو در دل ما و در وجود ما جاری کنه ” . آمین :)

    خدایاااا تنها ترا می پرستم و تنها از تو یاری می جوییم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      حسن صاحبی گفته:
      مدت عضویت: 1232 روز

      به نام خالق یکتا

      سلام رویا خانوم خواهر معنوی ام

      کامنت شما رو خوندم و بسیار زیبا بود کامنت شما ، من هم مثل شما یه مدت از مذهب شیعه ودین زده شده بودم و میگفتم کشور امارات و عربستان سنی هستند و هیچ عزاداری و زیارتی هم ندارند چقدر وضعیت مردم وکشورشون خوب هست وما این همه عزاداری می‌کنیم و به زیارت امام ها و امامزاده ها میریم چقدر بد زندگی می کنیم وبعد تحقیق کردم و فهمیدم که چیزی به نام شیعه اصلأ وجود نداشته و شاه اسماعیل برای این که بتونه حکومت ایران و حفظ کنه این مذهب و ایجاد می‌کنه و باعث حفظ ایران میشه وما بدون تحقیق پیرو مذهب شیعه شدیم وحتی دسته های عزاداری و فهمیدم که روس‌ها یا انگلیسی ها درست کردن وما بدون تحقیق داریم راه اونها رو میریم من هیچ مشکلی با امامان ندارم وامامها همه نوادگان پیامبر اسلام هستند فقط با گریه وزیارت رفتن که باعث میشه امام‌ها رو بپرستیم واز اونها به جای خدا حاجت بخوایم مشکل دارم امیدوارم که به لطف خدا بتونیم اصل ها رو از فرعیات تشخیص بدیم و اصل ها رو در زندگی اجرا کنیم

      در پناه الله یکتا شاد و سلامت و خوشبخت وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 1016 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق

    امروز 236 امین روز از عضویتم در این سایت پر از آگاهی هست

    106. روز شمار تحول زندگی من از این جعبه شگفتی خدا

    این فایل رو تو این 6 ماهی که بودم و تو سایت دانلود میکردم ندیده بودم

    14 فروردین یعنی دیروز رو دارم رد پامو مینویسم

    برام سوال بود ،افطاری رفتیم خونه خاله ام ، پسر داییم بعد افطار یه جریانی رو تعریف کرد از کفش نایک

    گفت که چجوری شد یهویی فروشش افزایش پیدا کرد با یه کفش

    اولش فقط گوش کردم به حرفش توجهم به این بود که

    گفتم تلاش کردن و باورهایی داشتن و وقتی اون باور تثبیت شده به قول استاد مولفه ها کنار هم قرار گرفته و بوووووم و تحسینشون میکنم که الان ثروتمندن و تکاملشون رو طی کردن

    یهویی دقتم برای جزئیات تعریفش رفت

    گفت کفش نایک باید سفید مشکی میبود برای یه سفارش ولی مشکی و قرمز ساخته بودن

    و همین تضاد رنگ سبب ثروتمند شدن برند نایک شد

    قرمز و سیاه

    یه لحظه پرسیدم خدایا سفید ؟سیاه؟قرمز ؟

    چی میخوای بهم بگی ؟؟

    چی قراره یاد بگیرم ؟؟

    اصلا حواسم به چیز خاصی نبود اون لحظه فقط سفید و سیاه و قرمزش توجهمو جلب کرد

    یهویی یاد تابلوم افتادم

    تابلوی نقاشی که شب 21 رمضان شب قدر کشیدم

    و هدایتی از آیه 27 سوره فاطر سفید و سیاه و قرمز

    پرسیدم دوباره خدایا تکرار دوباره سفید و سیاه و قرمز چیه اونم تو شب سوم و آخرین شب قدر ؟؟؟؟؟

    من مهر ماه سال 1401 بود که تو فایلای اوایل ورودم به سایت نوشتم ، تازه شروع کردم برای اولین بار تو عمرم به کتاب خوندن و طبق تضادی که برام پیش اومد میخواستم تغییر کنم

    و با گریه از خدا خواستم حالمو خوب کنه

    من از اون روز تا 7 مهر 1402 با کتابا و فایلای استادای دیگه و فایلای کسانی که تدریس اعتماد بنفس میکردن پیش رفتم و خداروشکر میکنم که منو با این سایت آشنا کرد و هدایتم کرد به اینجا که یهویی تو این 6 ماه به کل خیلی چیزا تغییر کرد

    درسته نتیجه مالی هنوز نگرفتم ولی از مسیر تکاملم دارم لذت میبرم و هر روز آروم تر میشم و هر روز پیشرفتم نسبت به دیروزم خیلی بیشتر شده

    و به قول استاد آروم باشم و ادامه بدم نتایج با تثبیت باورام رخ میدن ،من باید سعی کنم عمل کنم و قدم بردارم

    بریم سراغ جریان شرکت نایک

    همینجوری تو راه برگشت به خونه فکر میکردم که چه نشونه ای داره برام این تکرار و این تعریف از شرکت نایک که یهویی با یه تضاد رنگی ثروتمند ترین و پر فروش ترین شده بود

    یه درک هایی کردم ،ولی گفتم خدا من دیگه عجله ای ندارم فقط میخوام از مسیر لذت ببرم و با نشونه هات و با حرف زدن باهات کیف کنم به قول استاد تو با خدا به آرامش برس و توحیدی عمل کن قدم بردار ثروت خودش میاد

    دقیق نمیدونم از کی من آروم شدم که هر روز عجله داشتم برای فروش تابلوهام و داشتن پول تو حسابم

    ولی بخوام حدودی بگم جریان از روزی شروع شد که من فایل هدف گذاری استاد برای سال جدید رو که تغییر شخصیت و احساس ارزشمندی و لیاقت بود رو گوش دادم و بعد اون از گالری که تابلومو پاره کردن ، به تعهدی که دادن عمل نکردن و من اون روز متوجه شدم که دیگه اون حرصی که میخوردم رو ندارم و انگشتم رو به سمت خودم نشونه گرفته بودم که من مسئول همه این اتفاق هستم و رفتاری که باهام شده

    و انگار اون روز بود که تغییرات رو حس کردم که دیگه عجله ای برای فروش نقاشیام به قیمت بالا به هر قیمتی ندارم و حتی این رو یاد گرفتم که من ارزشمندم و هر وقت میگم یه لبخند عمیق میاد به لبم و میگم خدایا شکرت عاشقتم

    و البته یکی هم الان یادم اومد

    از روزی هم که قرضامو پس دادم و دیگه از هیچ کس تصمیم گرفتم قرض نگیرم و مصادف شد با هدایتم‌به فایل های از کجا شروع کنم که انگار یه ورق جدید تر شروع شد برام

    و بعد من تو دلم گفتم خدایا چقدر من آروم شدم و انگار دیگه خبری از عجله نبود

    و اون آیه شیرین : و لسوف یعتیک ربک فترضی

    رو چند باری خوندم و عمیقا خندیدم و سپاسگزاری کردم از خدا گفتم خدا تو به من آیه ای رو الهام کردی که الان هر وقت میخواد ذهنم به چیزای دیگه بیاد سوال طرح کنه و …

    زود یادم میاد میگم ببین ذهن من ،خدا آیه ای بهم‌گفته که دلمو قرص کرده که خدا جوری بهم عطا میکنه که راضیم میکنه

    این آیه بهم امیدی داد که قلبمو آروم کرد

    و گفتم میخوام تکاملمو طی بکنم هر موقع وقتش برسه ثروت ،عشق ،سلامتی و آرامش و شادی بیشتر خودشون خود به خود میان

    لازم نیست من کاری بکنم تنها کارایی که باید بکنم

    توجه به نکات مثبت

    تغییر شخصیتم و عمل کردن مستمر و ادامه دار بودنشه که نتایجم پایدار میشه

    همین چشم گفتنام به خدارو سعی کنم بیشتر کنم

    و هر روز یادآور بشم این هدایتایی که بهم میشه رو

    و سپاسگزار تر باشم و رفتارم رو خدا گونه بکنم با تلاش های کوچیک و مستمر

    و خیلی قدم های دیگه که باید بردارم

    من الان دارم با خدام عشق میکنم تو بهشتی که الان هستم و با دیدن زیبایی هاش کیف میکنم و ازش درس یاد میگیرم

    دقیقا وقتی داشتم به اینا فکر میکردم و به حرفای آرامش بخش خانم شایسته گوش میدادم

    که میگفتن :

    و به اندازه ای که این باور رو اصلاح میکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه

    به آرامش واقعی میرسیم و نعمت ها خود به خود وارد زندگیمون میشه

    یه لحظه فکر کردم به این حرف مریم خانم که تو فایل گفتن

    و به حرفایی که تو دلم با خدا میزدم که داشتم تعریف پسر داییم از کفش نایک رو تحلیل میکردم و از خدا میپرسیدم که دلیل تکرار این سه رنگ چیه

    و وقتی به یه درکی رسیدم

    درکم این بود : که از طریق این نقاشیم که شب 21 قدر خدا بهم الهام کرد که بفروش میرسه ،نقاشی های دیگه ام هم پشت سرش بفروش میرسن

    و اسم نایک برای من یه نشونه بود، که بین من و خداست

    و من وقتی این درک رو کردم گفتم خدا من دیگه مثل قبل عجله ای برای بفروش رسیدن نقاشیام به بالاترین قیمت رو ندارم

    چون از جریان پاره شدن تابلوم از نمایشگاهی که شرکت کردم و الان شکایت کردم تا خسارت بگیرم

    کلی بهم درس یاد دادی و الان متوجهش شدم که این اتفاق به ظاهر بد (برای من موهبتی بود که رشد کنم ) پاره شدن تابلوم که اولین تابلوی ذهنی من بود که خدا بهم الهام کرده بوددرس گرفتم

    از 8 دی ماه تا الان برای رشد و تکامل من لازم و ضروری بود که ظرفم رشد کنه و این همه آروم بشم و مهم تر از همه با تو رابطه ام بهتر از قبل بشه خدا

    که یکی از درساشم این بود که من دیگه یاد گرفتم عجله ای برای فروش نقاشیام به قیمت اصلی و بالا و با ارزشش نیستم و با دونستن ارزشمندی نقاشیم آرومم و اینکه خدا خودش به وقتش همه چیو میچینه مثل همین نقاشیم که شب 21 قدر کشیدم

    کاملا مرحله به مرحله و تکاملی گفته شد

    چون دیگه میدونم تابلوهام با ارزشن و خودم انقدر با ارزشم که خدا به من الهام کرده

    من درسای بزرگ تری یاد گرفتم تو این بازه زمانی 6 ماه

    7 مهر 1402 تا 14 فروردین 1403

    خوشحالم از اینکه با تعریف پسر داییم از این جریان ثروتمند شدن نایک من پی به صبر کردنم بردم که آروم تر شدم و باز هم از خدا میخوام که هر روز بهم هر لحظه درس یاد بده و درکشو بهم بده و اینکه در راه تکاملم آروم بودن و تسلیم بودنو ازش یاد بگیرم

    و چقدر بی نهایت سپاسگزارشم که عشق دلم رب من هر لخظه هدایتگرم هست و حامی من هست

    خیلی دوستش دارم خیلی ،بهش میگم ماچ ماچی من

    رفیق باحال من هست خدا

    خوشحالم که دارمش

    خوشحالم که تو این سایت پر از آگاهی و در کنار خانواده خوب و آگاهم هستم

    بعدش شب رفتیم خونه یه فامیل دیگه مون ، یهویی بهم هدیه تولد آورد تولدم 27 اسفند بود ، آوردم خونه بازش کردم یه لباس خوشگل و پاییزه بود

    یه لحظه ذهنم گفت چرا لباس وسایل نقاشی کاش بود زود گفتم هر هدیه ای بگیری تشکر کن از درونت از باطنت

    بعد گفتم ببین خدا توجهش بهت بوده که توسط یکی از فامیلای نزدیک هدیه تولد گرفتی پس سپاسگزار باش از درونت

    مهم این هست که به یادت بوده و برات هدیه گرفته و این ارزشمنده و از خدا سپاسگزاری کردم

    خوشحالم از اینکه مراقب رفتارام و حرفای ذهنم هستم تا مچشو بگیرم و قانعش کنم و باهاش حرف بزنم

    در این شب سوم قدر برای تک تکتون از خدا بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و بهترین هرچه که خدا براتون خیر هست رو میخوام و سعادت در دنیا و آخرت باشه برای همه مون و استاد و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه رستاخیز گفته:
      مدت عضویت: 1695 روز

      سلام طیبه جان

      داستان هدایت شما که از زبان خداوند جاری میشه برام بسیار لذت بخشه و مشتاقم ادامه هاشو ببینم و بخونم

      چقدر قشنگ زبان نشانه هارو درک میکنید

      خیلی ازتون سپاسگزارم که در کامنت قبلتون من رو تشویق کردید تا علاقه ام رو دنبال کنم و ادامه بدم

      چه زیبا از داستان کفش نایک هدایت خداوند رو دریافت کردید و متوجه خیریت هر اتفاق میشید

      جریان پاره شدن تابلوی شما حتما خیریتی درش وجود داره و چقدر خوب که این دیدگاه رو دارید و آیاتی که میخونید رو درک میکنید

      هدیه اتون واقعا مبارکتون باشه

      و چقدر قشنگ که کوچکترین نکات و توصیفات روهم مینویسید تا باعث بشه منم با خوندن کامنتتون جریان هدایتتون رو بهتر درک کنم

      منتظر داستان های هدایت قشنگتون هستم

      درپناه خالقی باشید که قدرت خلق زندگی رو به ما داد

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        طیبه گفته:
        مدت عضویت: 1016 روز

        به نام ربّ

        سلام فاطمه جان

        همین که شروع کردم براتون بنویسم سلام رو نوشتم زود گفتم به نام ربّ

        به قول استاد وقتی با خدا حرف میزنید یا نجواهای شیطان میان در کمتر از ثانیه رخ میده

        وقتی سلام نوشتم تو دلم صدایی شنیدم گفت به نام ربّ یادت رفت

        منم گفتم تو دلم و گفتم که اول دیدگاهای خودم مینویسم اینجا پاسخ به نظر هست

        باز جواب شنیدم که بنویس تو باید اول به نام ربّ رو بنویسی

        و من چشم گفتم و نوشتم برام جالب بود که گفتم اینجا بنویسم

        خیلی ممنونم از توجه و نگاه زیباتون

        وقتی جمله اولتونو خوندم اشک تو چشمام جمع شد گفتم ببین طیبه این یادآوریه که یادت باشه این تو نیستی که داره مینویسه همه کاراتو خدا انجام میده تمام این نوشته هارو خدا برات به کلامت میاره تا تو بنویسی

        وقتی این جمله تونم خوندم:

        چقدر قشنگ زبان نشانه هارو درک میکنید

        یاد این افتادم که امروز میخواستم تو یکی از فایلای سایت درمورد موضوعی بنویسم به یک باره یادم رفت از خدا پرسیدم ولی نشد و گفته نشد که بنویسمش

        میخواستم درمورد همین درکی که نوشتین بنویسم الان که با متن شما خوندم یهویی یادم اومد

        انگار الان وقتشه که برم و بنویسم

        چون من قبل اینکه بیام پاسخ شمارو بخونم اومده بودم تا برم قسمت امکانات سایت گروه تحقیقاتی عباس منش قسمت 5 بنویسم که هدایت شدم اول به پیام شما تا این بهم یادآوری بشه تا بنویسمش اونجا

        خیلی ممنونم بابت نگاهتون

        و همچنین تبریکتون سپاسگزارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
        • -
          فاطمه رستاخیز گفته:
          مدت عضویت: 1695 روز

          به نام خدایی که مارا به آسان ترین شکل ممکن به مسیر خواسته هایمان هدایت میکند

          چقدر جریان هر هدایتی دوست داشتنی هست برام واقعا جالب بود که دقیقا زمانی کامنت شمارو خوندم که گوشیم فلش شده بود و رمز عبور رو چون هدایتی نوشته بودم همیشه راحت می‌تونستم وارد بشم و خودمم اشک تو چشمام جمع شد که شما دقیقا در مورد هدایت نوشتید

          برای خودم هم بارها پیش اومده که خداوند مسئله یا حرفی رو فراموشم کرده و در زمانی که مناسب تر بوده به من یادآوریش کرده و همه چیز رو واقعا به زیباترین شکل ممکن میچینه

          اگر براتون امکانش هست حتما لینک دیدگاه های ارزشمندتون رو برام بزارید که بتونم حتماکامنت های زیباتون رو مطالعه کنم چون دیدگاه جدیدتون رو متاسفانه پیداش نکردم

          منم از شما سپاسگزارم بخاطر درس های هدایتی که از کامنت هاتون یاد میگیرم

          در پناه خداوندی باشید که قدرت خلق زندگی رو به ما داد

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
          • -
            طیبه گفته:
            مدت عضویت: 1016 روز

            به نام ربّ

            سلام با بی نهایت عشق برای ددست و خواهر خوبم فاطمه جان

            آره واقعا من اون روز هرچی فکر کردم یادم نیومد تا بنویسمش

            بعد گفتم خدا خودت به وقتش بهم بگو که با دیدگاه شما بهم گفت

            فکر کنم اگر روی اسمم بزنید میره تو صفحه پروفایل شخصیم و از اونجا که نوشته دیدگاه های من که نظرامو نوشتم روش بزنید نشون میده رد پاهایی که هر روز میذارم

            بالای عکس پروفایل هم نوشته با ایمیل میشه اطلاع داد اگر روی اسم بزنین اگر درست گفته باشم

            منم برای شما عشق و شادی و سلامتی و آرامش بی نهایت و سعادت در دنیا و آخرت میخوام

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 1124 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم

    سلام خدا جونم سپاسگزارم

    سلام استاد عزیزم ومریم نازنینم

    سلام دوستان معنوی و همسفرم

    روز106

    سفرنامه ای از هدایت خداونددر تمام جنبه های زندگی حکم گنجی بزرگ است که کلید را بدستم داده تا خودم خالق بهترین زندگی برای خودم باشم

    خدایا شکرت که حتی راهکار ها وسیله کلیدهایی دادی تا فکر تو را هم بخوانیم چه قدرتی به من انسان داده ای تا خودمو بهت وصل کنم

    به اصل خودم برگردم خدای من سپاسسسسسگزارم جان جانانم مرا هر روز و هر لحظه واضح تر کن که من چی ام من کی ام طرح الهی من چی هست برای چه آمده ام آمدنم بهره چه بود

    خدایا تو حلال تمام مسائل در درونم هستی

    پس من فقط روی تو حساب باز کرده ام

    تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان

    خدایا شکرت که استمرار م را بیشتر و قدمهایم را استوار تر و محکم تر در این مسیر زیبا و الهی گذاشتی و همه جوره هوامو داری

    خدایا شکرت که هرروز از هر نظر بهتر و بهتر هستم

    خدایا شکرت که یاد گرفتم از طریق احساسم میتونم درک کنم که الان به خدا نزدیکم یا دور

    از طریق احساس درونم فهمیدم که الان وصل هستم به منبع خیر و شادی یا نه دورم و در شر هستم

    و از طریق همین احساس بهم میگی چی رو میخوام

    وقتی متوجه احساس درونم هستم اگر خوب است که سعی کنم پایدارتر ش کنم اگر نه که بد است بگم من الان تضاد اینو می‌خوام چه چیزی باعث این احساس بد در درونم شده و داره منو میترسونه و نگرانم می‌کنه این چه ترمزی هست که پاشنه آشیل منه

    خدای من مرا ببخش شرک های وجودم را حذف کن

    من مدتی هست متوجه یک شرک در وجودم هستم وقتی یکی از افراد نزدیکم را ببینم یا بهش توجه کنم

    تمام بدنم بی حس میشود و لرزش میگیرم و از هر دری میرم که با این شخص مواجه نشوم . خدایا مرا ببخش نمیدانم هیچی نمیدانم هیچ ایده ای هم برای رفع این موضوع ندارم تو بهم بگو باید چکار کنم تو دانای کل هستی

    ازت ممنونم خدا جونم که این پاشنه آشیل یا همون شرک خفی را بهم نشان دادی

    این یعنی موهبت خداوند در زندگی ام

    خدایا حالا که متوجه این موضوع ام کردی پس خودت هم راه حل ها را بهم بده من هیچی نمیدانم تو علمت بر تمام عالم محیط است بهم بگو سخت بهت نیازمندم خداجونم

    من چه باوری داشتم که این شخص را در ذهنم بزرگ کرده ام

    خدایا همینکه این جسارت و شجاعت را بهم دادی که بیام و دراین سایت الهی بنویسمش بینهایت سپاسگزارم

    همین که جاری شده ایمان دارم که در زمان مناسب و مکان مناسب هم راه حلشو بهم میگی

    خدایا ازت ممنونم که همراه و یار همیشگی من هستی

    خدایا شکرت که همه جوره هوامو داری

    خدایا شکرت که جهان سرشار از انسان های فوق‌العاده عالی و بینظیر و ثروتمند و نازنین و شریفی است که از هر نظر به من کمک میکنند

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت قرار دارم

    خدایا شکرت که هر لحظه در معرض هدایت تو هستم

    خدایا شکرت که من برای خودم و کارهایم و زندگی ام همه جوره ارزش قائل هستم

    خدایا شکرت که برای تمام اطرافم ارزش و احترام قائل هستم

    خدایا شکرت که من همینکه الان هستم و نفس میکشم ارزشمندم وسلاااام

    خدایا شکرت بخاطر اجازه ورودم به این جهان مادی تا بندگی کنم خدا را و به اصل خودم برگردم

    خدایا شکرت که هر روز در حال بازگشت بسوی تو هستم

    خدایا شکرت که معنی آیه ی انا لله وأنا إلیه راجعون را الان دارم بهتر درک میکنم

    خدایا شکرت که در بازگشتم بسوی خودت هدایتم کردی

    خدایا شکرت که مرا به مسیر الهی هدایت کردی

    خدایا شکرت که با شروع بازگشت به مسیر و در طی این چند سال برکت زندگی ام دور زدن فقط بدور خودم در قعر چاه آمدی و دستم را گرفتی و هر لحظه حامی و چراغ راهم بودی

    خدایا شکرت که مسیر بازگشتم همان مسیر نور هدایت و الهی توست

    خدایا شکرت که باعشق به تو بازگشتم و دارم دست در دست اون بچه باارزش سوت زنان به اصل خودم و ارزشمندی بی قید و شرطم باز می‌گردم

    خدایا شکرت که در دنیا و آخرت مرا سعادتمند کردی

    خدایا شکرت که خلأ های وجودم را پاک کردی و خالی گذاشتی برای ورود یگانه معبودم .

    سرزمین وجودم را فرا گرفته ای و مرا آرام و شاد و خوشحال کرده ای

    خدایا شکرت که عشق پاک الهی ات را در وجودم رشد دادی تا به هر مخلوقی عشق بورزم

    خدایا شکرت بخاطر وجود ارزشمندم در این جهان مادی

    خدایا شکرت که دارمت

    خدایا شکرت که درهای بسته وجودم را بروی خودت باز کردی

    خدایا شکرت که نگاه مهربانت را به سمت وجود مقدسم گرفته‌ای یا الله

    خدایا شکرت که ایمان و اعتماد و باور و توکلم تویی

    خدایا شکرت که همه کاره ام تویی بخداوندی ات قسم که همه کاره تویی ومن هییییچ

    خدایا تو اوایل سال جدید بهم گفتی برو چندتا ظرف طراحی بگیر منم تسلیم بودن و گفتم چشم و گرفتم

    دیشب که مربی بهم پیام داده بود و گفت که قیمت جنس رفته بالا

    گفتم خدایا شکرت که دارم تکاملم را طی میکنم درسته ظرفهای زیادی نبودند ولی برای رشد و تکامل من و درستی مسیرم بسیییار به من کمک کننده بوده

    گفتم خدایا شکرت که تو همه کاره ام هستی هر چی خودت بگی فقط منو در راستا و هماهنگی با خودت استوار کن

    وقتی مربی همه جوره بهم اعتماد داره اعتبارشو دادم به خدا گفتم جان جانانم کاره خودته

    تویی که داری منو رشد و گسترش میدی

    وقتی راه رفتم گفتم خدایا انرژی بدنم پاهام تمام وجودم نفسهایم همه تویی ضربان قلبم تویی

    خدایا منو ببخش اگر فراموش کارم و گاهی سرکشی و طغیان میکنم من انسانم و فراموش کار و نا سپاس مرا ببخش جان جانانم سپاسسسسسگزارم

    وقتی در بهترین زمان و بهترین مکان هستم میگم خدایا می‌دونم کاره توست که هر لحظه داری منو هدایت میکنی

    خدایا شکرت که هر لحظه مرا بیشتر به منبع خیر و نیکی خودت وصل میکنیم و سیل بزرگی از نعمت و فراوانی و ثروت را بزندگی ام جاری کرده ای

    خدایا شکرت که اعتبار درآمدم تویی هر چقدر مسمم تر و بهتر و عالیتر و آسانتر و رهاتر خودم‌ را به جریان هدایت وصل کنم و همه جوره خودمو بسپارم به آغوش گرفت منو رشد و گسترش میدهی جهانی هم بواسطه بنده ارزشمند ت رسد و پیشرفت میکند

    خدایا شکرت که من مسئولیت تمام اتفاقات و شرایط و انسانها و اوضاع و تمام زندگی ام را خودم میدانم

    چون من دارم با افکار و کانون توجه و فرکانس های خودم تمام اتفاقات را بوجود میاورم

    من خالق تمام اتفاقات زندگی ام هستم

    خدایا میخواهم برای تغییر اوضاع ام جهادی اکبر به راه اندازم

    میخواهم متوجه نشتی های انرژی ام سوم

    خدایا اینا رو هم خودت داری بهم میگی جان جانانم سپاسسسسسگزارم من هیچ ایده ای ندارم برای حذف نشتی های انرژی وجودم که گاهی دست و پامو انگار قفل و زنجیر می‌کنه و نمی اره حرکت کنم

    تو میدانی تو آگاه و باخبری از اسرار درون

    کمکم کن یاری ام کن یالا بهم بگو چه ترمزهای مخفی در وجودم قرار دارد که جلوی رشد و پیشرفتم را گرفته بهم مستقیم بگو خدایا من کج فهمم خیلی ساده و راحت و آسان و بازیابی و عزت مندانه بهم بگو من نمیدانم چطور

    تو میدانی یالا بهم بگو

    خدایا من بنده ارزشمند تو پذیرفتم که هیچ عاملی بیرون از من نیست که قدرتی در زندگی من داشته باشد ن همسر ن فرزند ن افراد نزدیک دیگه ام و نه هیچ کس و هیچ چیز دیگری

    فقط خود خودم هستم که قدرت داده ام به عوامل بیرونی

    خدایا این شرکت را بگیر و توحید را در وجودم رشد بده

    خدایا شکرت من آماده ام برای دریافت الهامات و نشانه های واضح ات

    خدایا شکرت که اجازه دادم تو مرا هدایت کنی به آسانترین و لذت بخش ترین راهت

    خدایا ذمن اجاره داده ام که هر لحظه در معرض هدایت تو باشم

    خدایا شکرت که مرا لایق دریافت الهامات الهی ات قرار دادی

    خدایا شکرت که هر خیری بهم برسه از طرف خداوند است و هر شری از طرف خودمه

    خدایا شکرت که جهان را بر پایه خیر ونیکی خلق کرده ای

    خدایا شکرت که من بنده ارزشمند و تسلیم و رها و آزاد تو هستم

    خودم را سپردم بهت و رها هستم

    خدایا شکرت که من تکه ای ارزشمند از وجود پاک خودت هستم

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      میترا رضایی گفته:
      مدت عضویت: 1983 روز

      سلام دوست عزیزم کامنت تو کلام خداونده بسیار روشن وشفاف بمن میگه چگونه وحتی خیلی بهتر باخداصحبت کنم وسپاسگزارباشم من باخوندن هرکامنت باتمام وجودم بوی خوش خداوند رو درکلام این کامنت حس میکنم ووسپاسگزارخداوندهستم که باکامنتهای شماعزیزان بامن حرف می‌زند

      خداوندا سپاسگزارم بابت تمام هدایتهایت که چقدر شیرین وآرامش بخش است

      سپاسگزارخداوندم هستم که منو هدایت کرد به این کامنت زیباوپرازآگاهی الهی

      خیلی دوست دارم دوست عزیزم الهام جان برات بهترینهاروازخداوند میخواهم

      دعامیکنم خدادرک قوانین قرآنش رابرامون آسون کنه وعمل کردن به قوانینش رابرامون ابدی کنه

      دوست عزیزم ممنون قربونت برم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      • -
        الهام سیاوشی فرد گفته:
        مدت عضویت: 1124 روز

        به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسسسسسگزارم

        سلام به شما دوست عزیز و مقدسم

        میترا جان واقعا ازتون سپاسگزارم که کامنت مرا باعشق خوانده ای و با عشق هم جواب داده ای

        الان که دارم می‌نویسم با اشک شوق دارم براتون می‌نویسم

        سپاسگزارم که مرا به کامنت خودم بردی و بخدا که همه این نوشته ها را خدا گفتن و من فقط نوشتم

        الان که داشتم کامنتم رو میخوندم انگار هر لحظه ایمان و اعتماد به خدا را در وجودم بیشتر میبینم

        خودم را بنده تر و تسلیم تر میبینم

        انگار قلبم داره باز تر میشه برای هدایت های الهی

        خدا که همیشه هست منم که باید به منبع اصلی وصل بشم

        هر لحظه درک بیشتری را در وجودم رشد میدهد

        بخدا که همه کاره خداست جان جانانم سپاسسسسسگزارم

        هر بار که بیاد بیاوریم و متواضع تر و فروتن تر در برابر عظمت پروردگار مان باشیم لاجرم به بهترینهای جهان هستی شرایط عالی و انسان های فوق‌العاده و شرایط بهتر هدایت میشویم

        بخدا که این روزها حس میکنم قلبم باز تر شده روحم لطیف تر و آسانتر و واضح تر شده ام

        چرخ زندگی ام روانتر شده

        آرامتر هستم

        دیگه اون حس عجله کم رنگ تر شده بلطف خداوند متعال

        در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت وسعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    صدف گفته:
    مدت عضویت: 852 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    روز 132 ام

    پدیده همزمانی واقعا بینظره وقتی با روحت هماهنگ باشی توی فرکانس خوبی باشی خداوند یه کارایی رو برات انجام میده که شگفت زده ت میکنه این همزمانی ها و اتفاقات جالبی که برای شما میوفته دلیل بر فرکانس خالص و عالی که ارسال میکنین من لذت میبرم از این فایلا بیشتر بزارین و همزمانی هایی که اتفاق میوفته رو تعریف کنین برای خودم منم بارها پیش اومده وقتی فرکانسم خوب بوده همزمانی های جالبی اتفاق افتاده و خداوند کاری میکنه که همه جهان انگار منتظرن کار تو رو انجام بدن به همه فرمان میده سریع کارت رو راه بندازن بدون کوچکترین تلاشی کسی روی حرف فرمانروا که نمیتونه حرف بزنه

    یادمه یه سال نوبت دکتر چشم پزشک داشتم توی بیمارستان تهران به من گفت دوشنبه بیا وقتی صبح زود رفتم بیمارستان گفت امروز فقط مریضای عمل شدن رو دکتر ویزیت میکنه شما فردا برین مطبش همون موقعا بود که تازه با شما آشنا شده بودم و داشتم فایلاتون رو گوش میدادم با خودم گفتم من چند روز دیگه بلیط دارم باید برگردم عمه م و پسر عمه م هم نوبت داشتن منتظر بودم اونا کارشون تموم شه باهم برگردیم خونه بعد یه روز من الکی توی بیمارستان میگذره بعد فردام دوباره

    برم مطب من نمیدونم خدایا خودت امروز درستش کن همین امروز دکتر منو ببینه بعد حسم خوب بود نشستم روی صندلی عمه م رفتن که با منشی یه دکتر دیگه صحبت کنن شاید راضی بشن که منم دکتر ببینه همینطور داشتم به فایل شما گوش میدادم یه آقایی با لباس بلند سفید اومد کنار من نشست داشت با تلفن حرف میزد راجع به همون دکتری که من نوبت داشتم بعد گفتم شما کی نوبت گرفتین به من گفتن امروز دکتر نمیتونه شما رو ویزیت کنه گفت دکتر دوست منه صبر کن بیاد بهش میگم همراه من بیا بعد دکتر از اتاق عمل اومد بیرون با این آقا سلام و احوال پرسی کردن و گفت یه همراهم دارم گفت مشکلی نیست بعد گفتم برم ویزیت رو پرداخت کنم صندوق گفتن نمیخواد بعد من نفر اول رایگان دکتر منو ویزیت کرد کار خوبه خدا درست کنه خدایا شکرت اون روز ایقدر از این کارش ذوق کردم و خداروشکر کردم

    ما نیازی به پارتی نداریم پارتی اصلی خودشه

    فقط کافیه حالتو خوب کنی سپاسگزار باشی ببین جان جانان چه کارها که نمیکنه

    الهی شکر بابت وجودت که هستی هرلحظه هدایتمون میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    طیبه مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3314 روز

    به نام تنها خدا

    سلام استاد عزیز خانم پس شایسته جان و تمامی دوستان ارزشمندم

    خدارو صد هزار مرتبه شکر میکنم که فرصت نوشتن دیگه درک آگاهی های دیگه ای بهم داد که همواره تو بهترین زمان و مکان بیام و رد پاهای خودم رو درایت سایت ارزشمند و الهی به جا بیارم .

    بیشترین پاشنه آشیل من با صداقت که هنوزم خوب روش کار نکردم همین چگونه فکر خداوند را بخوانیم هست .

    روزگاری نه چندان دور و نزدیک پر ذهنم از خرافه های در مورد خدا پر شده بود که باعث شده بود اون احساس لیاقت و شایستگی برای داشتن همه نعمت های خدام رو نبینم وبشم مثل همه آره همینه تقدیره سرنوشته قسمت الهی بود ??

    باعث شده بود بشدت عصبی و ناراحت وگوشه گیر بشم و خودم رو تو ندارم فرکانسی می‌بردم که همش آدمها و شرایط نادلخواه رو می‌دیدم وتجربه میکردم .

    فقط و فقط تمام اون همه مشکلات ریز و درشتم بخاطر باورهای اشتباه من در مورد رابطه خودم با این نیرو وشناخت این نیرو بعنوان هدایتگرم وبعنوان خالقی که تمام نعمت های خویش رو در اختیار همه بندگانش از هر ملیت و جنسیت و مذهب بوده .

    من خیلی باید روی این باور کنم و نگاهم رو به خدای خودم اصلاح کنم چون خیلی جاها باورهای محدود قبلی م باز به شکل عوامل بیرونی و صد نوع تفکر شیطانی وارد میشه که بهم القا کنه تو خدات نیستی دست های دیگه برای خلق زندگیت در کارن.

    خدا قوت خانم شایسته عزیز الحق دست شایسته ترحم الراحمین هستی که جهاد اکبر رو اول از خودت شروع کردی و حالا داری به خیلی از آدم ها دیگه که دنبال تغییرات پایدار و شناخت خداوند حقیقی کسی که نیروی مطلق جهان هست کمک میکنید .سپاسکزارم از خدای توانا و قدرتمند شما و شما عزیز دل ما ?

    تمام خط به خط این آگاهی ها همون شمشیر قدرتمندیه که باعث میشه تو یه مسیر جنگلی که پیچک های سر راهم رو گرفتن پاره کنم باهاش و مسیر رو برای خودم هموار تر کنم .همه رو نوشتم و بهشون فکر کردم و دیدم ظالم خودم هستم از کی فهمیدم وقتی فهمیدم من داشتم با باورهای اشتباهم به خودم و خدام و ماهیت جهان اتفاقاتی رو جدی میکردم که با توحید با نظام الهی همخوانی نداشت و قدرت رو از من می‌گرفت میداد دست عواملی غیر من .

    وقتی فهمیدم من به خودم ظلم میکنم دیگه تصمیم گرفتم به خودم ظلم نکنم و دست از این شرک های وجودی م بردارم و خداوند رو بعنوان سیستم که انرژی هست و تمام اتفاقات کیهان رو شکل میده و هماهنگ می‌کنه بپذیرم و خودم رو جزئی از این نیرو بدانم و هر چه اتصال مو‌بهش قویتر کنم به مسیر های هدایت میشم که به معنای حقیقی بهشت زمین رو تجربه کنم .

    هنوز من حتی کار دارم خیلی جای کار دارم که فقط به نیروی حاکم بر جهان قدرت بدم و زندگیم رو اونجوری که دلم میخواد بسازم .اعتراف کردند سخته اما از وقتی پا تو مسیر گذاشتم سختی های کار من شد به جون باورهام افتادن و کنترل ذهنم و دیگه اعتراف به اشتباهاتی برام سخت نیست بگم مقصرم .خدارو شکر که شجاعتم رو هر بار بالا می‌بره تا سرم رو بالا نگه دارم و عزت نفسم رو رشد بدم

    وقتی ما سوء برداشت هامون رو از خداوند اصلاح کنیم به آرامش میرسیم به شادی میرسیم به باور های عالی می سیم برای تغییر خودمون و زندگی مون .

    از وقتی شروع کردم به تغییر به نگاهم به این نیرو و اتصالم بهش زندگیم از هر جهان رنگین تر از همیشه شده من دوباره تازه خودم رو لمس میکنم زندگی رو میفهمم و این خدای رقیق و شفیق رو .

    تازه میفهمم هرچه بیشتر بشناسم روش حساب کنم با قوانینش همراه شم همه کار برام می‌کنه فقط کافیه قلبم رو پاک کنم وبهش ایمان بیارم وهدایت هر لحظه اش رو بپذیرم

    این روزها آرامشی دارم که برام خیلی عجیب تر از همیشه اس.بقول خانم شایسته تو قسمت ۹۰با اون آدم روزهای سفرنامه کلی فرق کردم و من بیشتر دلم میخواد خودم باشم و از مسابقه تموم نشدن بین آدمها فاصله بگیرم و بیشتر خودم رو تجربه کنم .

    این روزها معجزات و هدایت های الهی همواره در این مدت برمن بیشتر شده .

    وقتی اتصال به خدا رو مهم کنی باور کنید همه چیز برات راحت تر میشه چهره زمان با ذهنم خواستم پیش برم نتیجه جالبی برام نداشته .اکه خدا رو باور کنیم خداوند یه نقطه می‌ذاره زیر باورها مون و یارو همیشگی ما میشه .

    مونده تا قدرت تو ببینم تو زندگیم ای همه زندگیم ???

    همتون رو به خدای عزیز میسپارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
    • -
      محمدرضا احمدی گفته:
      مدت عضویت: 3408 روز

      به نام خدای مهربون

      سلام خدمت آبجی طیبه ی عزیز دلم

      آبجی عزیزم متنت رو خوندم و خیلی لذت بردم خیلی…

      خدای مهربونم گفت که این رو بهت بگم و دلم میخواد تجربه ی خودم رو بهت بگم.

      برای شناخت خیلی عالی و راحت خدای مهربون و قوانینش بهترین و راحت ترین راه و خوشگل ترین راه اینه که روی باور فراوانی و بی نهایت بودن ثروت ها و نعمت های خدای مهربون تو تمام جنبه های زندگیت، خیلی خیلی عالی کار کنی تا ابدهااا !!

      من خودم قبلنا خیلی می رفتم و تحقیق میکردم و کلی کارهای سخت که خدا رو بشناسمش و جنس جهان رو درک کنم و الکی خودم رو توی سختی انداختم اما وقتی که ثروت ۳ رو شروع کردم انگار که خدای مهربون داشت از طریق استاد توی اون فایل آماده سازی ثروت۳۳ به من میگفت که همه چیزت رو پاک کن و فقط و فقط با من باش، ذهنم میگفت که این مال اون کسیه که تازه وارد این مسیر شده و مال اون افکار جامعست حتی استاد هم به این اشاره کرد، اما تو وجودم میگفت نه، تو باید هر آنچه که تا الان از همین مسیر و قران درک کردی و فهمیدی رو پاک کنی و بریزی دور ، باید ذهنت رو از حرفایی که تا بحال از این مسیر شنیدی رو پاک کنی( حرفای جامعه که هیچی اصلاً) منم تو همون هفته ی اول بصورت تکاملی و الهامی، همه ی اون آگاهی ها و مقاله هایی که از قران و تحقیقات خودم نوشته بودم رو که توش فیزیک کوانتوم و همه چی با هم بود پاره کردم و کتاب گفتگو با خدا رو هم پاره کردم قشنگ هم پاره کردم که کسی از توی آشغالی نخونه و هدایت بشه_ تمام اون آگاهی هایی که به دیوار اتاقم زده بودم رو پاره کردم و دیوارم سفید سفید شده بود، تمام اون پاور پوینت های خواسته هام رو که کلی کلی کلی زمان ازم گرفته بود رو پاک کردم…

      همه چیز رو پاک کردم، حتی اون اگاهی هایی که از بچه هایی که نتیجه گرفته بودند و من متن شون رو WORD کرده بودم رو پاک کردم. هیچی نموند، کامپیوترم رو خالی کردم از هر چی آگاهی و ایده و خواسته ست، تمام اون تعهد هایی که به خودم داده بودم که توی این مسیر بمونم همه رو پاره کردم و گفتم صفر صفر. چون میدونستم که اون تعهده مال اون مسیری بود که خودم رفته بودم و گفتم که به درد نمیخوره از اول..خیلی ترس هم داشت چون تمام پل های پشت سرم رو کامل کامل خراب کرده بودم و گفته بودم فقط اون مسیر، اما حالا دوباره دارم این مسیر رو هم منکر میشم، اما به اون الهام درونم اعتماد داشتم و می گفتم داره منو درست هدایتم میکنه… میدونی چی میگم؟!! به لطف خودش و قدرت خودش، حسش کرده بودم و درکش کرده بودم که کتاب قرآن و اون چهار خطی که نوشته شده توی اون کتاب ۶۰۰ صفحه ای، حقیقت نیست، حقیقت و اون خدایی که توی اونجا گفته، توی درون منه و اون عشق تغییر و اون قدرت درونم خیلی بیشتر بود و سریع اون نجواها ساکت میشدن برای همین اون آگاهی هایی که حتی از قرآن درک کرده بودم که اصلا تمام وجودم رو دگرگون کرده بودند و برای هر کدومشون بارها گریه کردم رو پاره کردم و ریختمشون دور ، چون واقعا به بن بست رسیده بودم و نتیجه ای نمی گرفتم از این درک خودم از قانون، حتی تمام اون مطالب و متن دوره های استاد که ساعت ها و ساعت ها و روزها با عشق نوشته بودم رو هم پاره کردم و ریختم دور، همه ی اون مطالبی که درک کرده بودم از ثروت۱ از عزت نفس که چندین و چند صفحه میشدند، همه رو پاره کردم و ریختم دور، چون اون خدای مهربون درونم میگفت، همه چیز رو پاره کن و بریز دور و هیچی نباید باشه و فقط همین رو میگفت، بعدش رو نمیگفت…

      خلاصه گذشت…

      الان با این همه اتفاقی که توی زندگیم افتاده از ۱۸ مهر به بعد به اندازه ی چند سال گذشته واسم و این دگردیسی هایی که بارها توی وجودم توی این مدت افتاده ، الان با افتخار میگم که خدای مهربونم الان استاد و معلم و مربی و هادی تمام و کمال من شده و از روی رحمت و لطف و فضل بی نهایت خودش، شاگرد تخصصی خدای مهربون شدم و استادم اوونه. استادی که با اتفاقات و شرایط و شهود بهت قانون رو میگه و بهت درس میده نه با آگاهی های تئوری.. الان می فهمم که چرا استاد قانون رو با مثال ها و اتفاقات واضح زندگی خودشون توضیح میدند و نمیان مثل بقیه کلی حرفای تئوری قشنگ قشنگ بزنند، مثل گذشته ی خودم…

      فقط و فقط روی فراوانی کار کن. این فراوانی همه چیز رو برات میاره، پول میخوای درک عملی درست و ساده از خدا میخوای درک عملی درست و ساده از قانون میخوای، عشق میخوای، چی میخوای؟ کار مورد علاقت رو میخوای، جذابیت بی نهایت میخوای، شهرت و معروفیت میخوای، ثروت بی نهایت میخوای، میخوای سرنوشتت شادی بی نهایت و سلامتی بی نهایت و ثروت بی نهایت و عشق بی قید و شرط بی نهایت باشه که هر لحظه هم داره یبشتر وبیشتر و بیشتر میشه، فقط روی فراوانی کار کن، فراوانی روز افزون و بی نهایت بودن ثروت و نعمت توی تمام جنبه های زندگیت..

      اینو به خودم میگم که خدای مهربون همین امروز صبح بهم گفت در مورد فایل پرواز استاد، که اگه میخوای طرز نگرشت خداگونه بشه( از بالا بشه) و دقیقا از دیدگاه خدای مهربون به همه چیز نگاه کنی، باید روی فراوانی کار کنی تا ابد و در هر لحظه ، چون فراوانی زاویه ی دید خدای مهربون هست، فقط همین یه کار رو انجام بده، بخدا خیلی سادست کار کردن روی باورها، بقیه ی کارها رو خدا انجام میده برات. باور فراوانی=ایمان به خدای مهربون و قدرت بی نهایتش. اگه ایمان نداریم یا کمه چون باور فراوانی توی وجودمون نیست یا کمه. هر کسی به هر جایی رسیده دقیقا به مقداری رسیده که فراوانی رو باور داشته. اگه توی مسیر علائقت نمیتونی حرکت کنی و یه چیزی میشه که فاصله میگیری و میای بیرون از مسیرش، چون فراوانی خیلی ضعیفه تو وجودت و باید کار کنی روش

      اینکه ثروت ها و نعمتهای خدای مهربون در تمام جنبه ها بی نهایته و با ایکنه بی نهایت هست اما کار خدای مهربون از ازل تا ابد، فقط و فقط اینه که داره ثروت ها و نعمت هاش در تمام جنبه ها، رو باشدت و هدت نامحدود و در هر لحظه و در وسعت و حجم وحشتناک نامحدود و بزرگی، بیشتر و بیشتر و بیشتر و گسترده تر و زیباتر و با کیفیت تر و پایدارتر میکنه، نامحدوده نامحدوده تا ابد چه من باشم چه من نباشم اون کارش فقط همینه. همین الان فقط، بی نهایت بی نهایت بیشتر از نیاز تمام تاریخ تمدن بشریت از ازل تا ابد، همه چیز هست…فقط همین الان، با این حال ، خدای مهربون در هر لحظه با شدت و هدت نامحدود و در وسعت و حجم وحشتناک نامحدود وبزرگی فقط و فقط داره بیشتر و بیشتر و بیشتر و گسترده تر و باکیفیت تر میکنه تا ابد.

      دلار و یورو و پوند و ین و دینار و ریال و تومن و هر واحد پول دیگه ای از گذشته تا آینده ،تا ابد بی نهایته و خدای مهربون فقط داره بیشتر و بیشتر شون میکنه.

      من میخواستم و به ذهنم رسید و به دلم افتاد که فقط همون خط اول رو بهت بگم چون خیلی مهمه، اما نمیدونم بقیه اش هم اومد و شاید بی ربط باشه گفتن این حرفا چون اتفاقات شخصی زندگی خودم بود، میخواستم ننویسم اما دستام خودش داشت میرفت و تایپ میکرد… میدونی چی میگم عزیز دلم… واقعا دست خودم نبود، دوست داشتم بهت بگم عزیز دلم.

      آبجی طیبه خیــــــــلی دوستت دارم عزیـــــــــزم خوشــــــــــــگلم نازنینم جذذذذذذذذذذذابم، خیـــــــــلی خیـــــــلی خیـــــــلی خیـــــــلی زیــــــــــاد…

      هر کجا هستی در پناه خدای مهربون هستی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        طیبه مرادی گفته:
        مدت عضویت: 3314 روز

        به نام خدای عزیز

        سلام داداشی خوشگلم محمدرضایی عزیزم

        خیلی خیلی از خدای بزرگم سپاسکزارم که از طریق شما نوشت که باید چیکار کنم .

        باید فقط دل به دل خدا بدم و آگاهیی هدایت خداوندم .

        دقیقا به این حرفها امروز نیاز داشتم واز خدا فقط میخوام با کار روی باورهای قدرتمندکننده حرکت کنم و پشتوانه من همون فرکانس و باورهای عالی و خدایم باشه .امروز از دست نازنینش محمد رضا عزیزم عشق الهی خدای مهربونم بهم حرفهاشو رسوند .

        خدایا صد هزار مرتبه شکر برای هدایتی که از من می‌کنی و از جهان هستی .

        دقیقا همین باور فراوانی من در اون مسئله دارم .

        سپاسگزارم از خدای درونت از خودت عشق زیبای الهی .دوستت دارم عزیزم

        همواره در پناه خدای عشق شاد و سالم و ثروتمند تر از همیشه باشید .لبخندت زیباست حال خوبت مستدام

        بدرخشید ستاره ی خدا ?

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    لیلا رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 1483 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته مهربون

    چقدر از این فایل مسافرت به دور امریکا لذت بردم و به مطالب عالی و نقطه های عمیق اشاره کردین. خدارو سپاسگزارم که منو هم در این مسیر هدایت کرد تا شمارو بشناسم. به چیزی که همیشه ته ذهنم می اندیشدم ولی واقعا نمیدونستم چیه چجوری بخوام چی بخوام تا به اون هدفم برسم.

    پروردگارم هزاران بار شکر میکنم که به اون آرامش خوب رسیدم و هر بار که این فایلهارو می بینم ایمانم بیشتر و بیشتر می شود.

    از خدا میخوام منو هم به بهترین مسیر هدایت کنه.

    باز هم از خدایی که به فکر ماست و مارو دوست داره سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: