چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2 - صفحه 17 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 2510MB68 دقیقه
- فایل صوتی چرا با وجود تلاش فراوان، به خواستههایم نرسیده ام؟ | قسمت 230MB68 دقیقه






در خرابات مغان نور خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای ملک الحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
سلام برعزیزان عاشق اساتید گرانقدرمون وهمه دوستان همسفردراین سفرسرتاسرالهی ونورانی
خدایا صدهاهزاربارشکرت بابت حال خوبم بابت احساس فوق العاده خوبم بابت فرکانسهای عالی که میفرستم بابت ارامش درونم بابت شادیهای روزافزونم بابت اگاهی های نابی که هرروز دارم بیشتردریافتشون میکنم بابت توحیدی ترشدنم بابت رسیدن به درک بهترم ازقانون بابت سپاسگزارترشدنم بابت شورشوقی که دارم بابت ارام ترشدنم بابت رهاترشدنم بابت تسلیم ترشدنم بابت صبورترشدنم بابت زیبابین ترشدنم بابت شجاع ترشدنم بابت باایمان ترشدنم وبابت …………………………………………………………………….
استادعزیزم زبان قاصره نمیدونم با چه زبان وادبیاتی بایدازشماتشکرکنم شما باروح وروان من چه کردین؟
بعداز60سال زندگی تازه دارم طعم لذت طعم ارامش طعم شادبودن درونی وواقعی رو میچشم واززندگی ام لذت میبرم
خدایا شکرت خدایاشکرت خدایاشکرت
استادعزیزم اینقدراین روزها حالم خوبه سرذوق وسرشارازانرژی هستم وشورشوق دارم که حدنداره واین حال خوبم رو ابتدا ازلطف خداوند وهابم میدونم ودرثانی مدیون شمااساتیدنازنینم هستم
استادعزیم هرچه ازخدامیخواهین به شماعطاکنه
و من ازانجایکه متعهد شدم وبه خودم قول داده ام هرزمان احساسم عالیییییییی بود واتفاق زیبایی رو تجربه کنم به جای اینکه دردفترزیبای سپاسگزاریم بنویسم بیام درسایت بادوستانم به اشتراک بگذارم وامروز دیگه نتونستم بیش ازاین صبرکنم و خودموکنترل کنم وبدون مقدمه و بدون رعایت اصول نگارشی باشماعزیزان به زبان خودمونی درددل کنم باشدکه نوشته هام تشکری باشدازشماعزیزان دل
واما استادگلم میخوام بازم ازیک تجربه واتفاق عالیییی براتون بگم
وقتی رهاباشیم وخودمون رو به جریان” هدایت “میسپاریم خداوند وجهان باما چه ها که نمیکند
پسرارشدم عزیزدلم اول خرداد به خدمت مقدس سربازی اعزام شده ودرحال گذراندن دوران اموزشی است ویه کم نگران تقسیم بعدازدوران اموزشی است که درچه شهری یاواحدی بایدخدمت کنه وازمن خواسته دراین راستابراش کاری انجام دهم
خوب دیگه بچه است ازپدرانتظار حمابت داره
ومن اززمانی که درابن مسیر زیبا والهی هستم باعنایت به اموزه های شمااستاد عزیزسعی میکنم تمام امورزندگی ام روبسپارم دست خدا وروی بندگان خداحساب نکنم وفقط روی خداحساب کنم ودرتمرین ستاره فطبی ام ازخداوند درخواست کرده ام که خودش این موضوع رومدیریت کنه وپسرگلم رودرزمان مناسب مکان مناسب شرایط وموقعیت مناسب وبه ادمای مناسب هدایت کنه تا ازدوران خدمت سربازی اش لذت ببره
ومن صرفا سمت خودم روانجام میدم و اصل موضوع رو به خدای وهابم میسپارم وایمان وباوردارم که همه چیزبالطف بیکران خداوند مهربانم عالییییی پیش خواهدرفت
بااین اوصاف روزگذشته فرماندارمحترم شهرمون بافرمانده محترم انتظامی شهرستانمون هماهنگ کردن تا من نزدایشون برم وموضوع رومطرح کنم و همان لحظه رفتم محل کارایشان وهنگام ورود به دفتر جناب سرهنگ یکی ازدوستان اصناف که قبلا ارتباط کاری باهم داشتیم که اتفاقا ایشان هم باسرهنگ کاراداری داشتن همراه واردشدیم وابتدا من موضوع پسرم رومطرح کردم وجناب سرهنگ توضیحاتی دادند وگفتن بحث تقسیم نیروها توسط مراکز اموزشی ودر درتهران انجام خواهد شد وبااین اوصاف اطلاعات پسرم روگرفتن وگفتن هرکاری ازدستشون بربیاد انجام خواهندداد ومن هنگام خداحافظی وترک محل همان دوست اصناف به من گفتن بیرون باشم بامن کاردارن ومنتظرماندم تاامدند
به من گفت که موضوع روشنیده ودرکمال ناباوری وتعجب گفت دوست بسیارصمیمی درمرکز اموزشی که درحال حاضرپسرم انجاست داره وخیلی راحت مبتونه این موضوع رومطرح کنه وباتوکل بر خدا هرکاری ازش ساخته باشه انجام خواهدداد ومن دراون لحظه فارغ ازهرنتیجه واقعااچمز شدم اخه چطوری ممکنه این هماهنگی اینقدردقیق و به صورت معجزه اسا انجام بشه
ایاغیرازاین است که من خودم روسپردم به جریان هدایت وازخداند مهربانم درخواست کردم که خودش موضوع رومدیریت کنه
الله اکبر به بزرگی خدا الله اکبر الله اکبر الله اکبر
به لطف الله مهربان دراینده ارنتیجه خوام نوشت
تادرودی دیگر بدرود
سلام استاد عزیزم
خداروشاکر هستم که منو در مسیر این آگاهی های گرانبها قرار داد
استاد عزیزم چندروزی هست که میخوام در مورد مسیر رسیدن به یکی از خواسته هام بنویسم که هی فرصت نمیشد والان به خودم گفتم فاطمه همین الان کارت رو متوقف کن و این کامنت رو بنویس تا هم به فرموده استاد (نوشتن کامنت تو این سایت باعث افزایش فرکانس و آگاهی میشه ) عمل کنم و هم اینکه تجربه خودم رو به اشتراک بزارم که موجب پیشرفت جهان باشه.
استاد عزیز من پارسال در آزمون استخدامی شرکت کردم و به راحتی به لطف نگاه خدا قبول شدم و این چند وقت که دارم این سری فایل های شما رو میبینم متوجه میشم که این قبولی ریشه ش از کجا آب میخوره .
من زمانی که تصمیم گرفتم آزمون رو شرکت کنم قبلش تمرکزی روی هیچ موضوعی این قدر کار نکرده بودم و اینقدر جدی نبودم و این حد از تلاش به خاطر این بود که دیدم یکی از دوستان نزدیکم در این آزمون قبول شده و این قبول شدن برام باور پذیر شده بود که منم می تونم و این دوستم زمانی که باهم صحبت میکردیم بهم میگفت (مطمئن باش تو قبولی )در عوضی که قبلا من شنیده بودم هرکی که پارتی داشته باشه قبوله و این باعث شده بود که حتی برای رسیدن به این خواسته کوچک ترین تلاشی نداشته باشم واینکه استاد عزیز تو این مدت که داشتم تلاش میکردم تمام نکاتی رو سعی میکردم بشنوم که در مورد آسان قبول شدن در آزمون باشه تا سختی ها و چاله هاش ویا ودر مورد افرادی که مصاحبه میکنند من پای صحبت کسانی مینشستم که مصاحبه خوبی داشتن و از خوبی مصاحبه کننده ها صحبت میکردن و یا گوشه ی جزوه هام مینوشتم که خدایا شکرت که قبول شدم .
حالا زمانی که رفتم من امتحان بدم خانومی بود که میگفت من فلان منبع رو خوندم و اینا و این آزمون خیلی سخته من 5 سال هست دارم این آزمون رو میدم و اگه قبول نشم بازم تلاش میکنم و خیلی مشکل میشه قبول بشه ولی من که برای اولین بار بود که شرکت میکردم با اینکه تنها 70 سوال از فک منم 250 سوال پاسخ دادم و ماه آخر که مشکلی پیش اومده بود و من نتونسته بودم خوب درس بخونم جز رتبه های برتر منطقه مون به لطف خدامهربان شدم .
این قبولی بهم یاد داد که تو هر زمینه ای میتونم پیروز و رتبه برتر باشم و اینکه هم نشینان خوبی که باعث پیشرفتم میشن برای خودم انتخاب کنم نه اونایی که ترس به دلم وارد میکنند.
استاد عزیزخدارو شاکرم بابت آشنایی با شما
به نام خداوندِ هدایتگر و مهربانم
سلام به 4 فرشته ی سایت: استاد عباس منش عزیزم، مریم جانم، خانم فرهادی جان و آقا ابراهیم عزیز.
سلام به همه ی دوستان عزیز و همراه و همسفر در این مسیرِ زیبا.
استاد جانم خیلی ازتون سپاس گزارم برای این فایلِ عالی و پر نکته.
برای بهبودگرایی در مورد خودم، الان به عمد اومدم کامنت بذارم و از احساسم نسبت به این فایل بنویسم.
اینکه سرِ فرصت (هدایتی) بیام یه کامنتِ مفصل بنویسم درباره این فایل سرِ جای خودش، چیزی که الان حس میکنم رو باید همین الان بنویسمش تا تقویتش کنم…
نمیخوام درنگ کنم واسه یادآوری احساسِ خوبِ الانم…
نکات جذابی که برداشت کردم از این فایل:
از جایی متوجه میشم باورهام محکم و تاثیر گذار شدن، یعنی خوب روشون کار کردم که حس ام خوب باشه.
یعنی اگه حسم خوبه یعنی باورها درونِ من دارن جا میوفتن، نشست میکنن، درونی میشن ….
عجب آگاهیِ خفنی رو گفتین، خیلی ممنونم استاد جانم.
دقیقا عینِ راهنما میمونه نکاتی که تو فایلها میگین.
میبرمشون تو زندگی شخصیم که ببینم درست دارم عمل میکنم یا نه.
بله، بعضی موارد که سختم بودن، الان در موردشون قشنگتر صحبت میکنم با خودم، حس ام بهتر و آروم تر هست، پس یعنی باورهای جدیدم در رابطه با اون مسائل دارن درست شکل میگیرن.
2- تاکید بر عزت نفس، احساسِ لیاقت
وقتی عزت نفس دارم:
خودمو همینطوری که هستم، با همه ی ویژگی های ظاهری و اخلاقی و شخصیتی قبول کردم، پذیرفتم، با خودم راحتم، سرزنش نمیکنم خودمو، دوست دارم خودمو با همین ظاهر و فیزیکِ بدنی و روی بهبود خودم کار میکنم.
و از اونجایی که خودمو دوست دارم، احساسِ لیاقت می کنم که برسم به خواسته هام و داشته باشمشون، به دست بیارمشون.
حس میکنم خدا ازم میخواد که خودمو دوست داشته باشم، به خودم محبت کنم، به خودم توجه کنم، با خودم خوب رفتار کنم.
از چیزهایی که دارم خوشحالم و لذت میبرم.
چهره ی من هر چی که هست قشنگه.
اندامِ من هر چی که هست قشنگه.
اینکه باید یه طوری باشم از لحاظِ فیزیکی یا ظاهر، که مورد پسند دیگران باشه، که بعد بتونم برچسبِ زیبا رو روی خودم بذارم، اصلاً و ابداً وجود نداره.
در موردِ خودم: صورتِ لاغر شده ام، پوستم بعد از کاهش وزن، دنده ها و استخوان های بدنم و …. به همه تون افتخار میکنم…
فارغ از نظر دیگران…
من عاشقِ بدنم هستم، چون رسیدم به این مرحله از کاهش وزن تو زندگیم که تا حالا تجربه نکرده بودم، افتخار میکنم به خودم و مسیری که طی کردم…
حالا بقیه میگن سمانه بسه دیگه لاغرتر نشو یا هر چی…
منم میگم بله، باشه، لبخند میزنم و رد میشم.
من تو مسیرِ دوره قانون سلامتی هستم و حسابی کیف میکنم…
خطاهایی هم دارم تو دوره، اما جذابش اینه که بر میگردم…
این خیلی جذاب و مهمه که بر میگردم توی مسیر …
به خودم سخت نمیگیرم الان، من تلاش کردم این اندام و سلامتی رو به لطف خدا و استاد، ساختم برای خودم…
اگه قرار باشه تحت حرف دیگران استپ کنم در مسیرم، دیگه من، من نیستم، یه رباتم که اراده ی ساختنِ وجود و زندگیشو نداره…
من میخوام خودم باشم.
سبک خودم زندگی کنم.
با همه ی ابعاد، زندگی کنم.
اشتباه هم دارم و خواهم داشت.
درست هم دارم و خواهم داشت.
اما قشنگی اش اینه که ربات نباشم، صاحبِ زندگیم با تمامِ ابعادش باشم.
نکته ی جالب دیگه: اینکه حس لیاقت در مورد خودم، بشه بالاترین و برترین حسی که نسبت به خودم دارم.
اینطوری خودمو بیشتر دوست دارم، برای خودم، آرامشم، حس خوبم، کارهای بیشتر و بیشتری انجام میدم که منجر به رشد بیشترم میشه.
چون همه ی اینا منم، اینا من رو اینی که هستم ساخته.
خدایا، تو دقیقا داری با من چه میکنی؟
فایل امروز تو مسیرم بیشتر و بهتر راهنماییم میکنه.
صبح که دیدم فایل جدید اومده، و قسمت دوم فایل قبلی هست خوشحال شدم و به خودم گفتم پیش به سوی فایل جدید استاد و شنیدن آگاهی هایی که استاد میگن و مطمئنم برای مسیرِ من، عالی هستن و کاربردی و چراغِ راهنما.
همین هم شد.
من باور دارم فایلهای استاد دقیقا نیازهای اون لحظه از زندگیِ منو پوشش میدن، همین هم اتفاق میوفته.
از بس که هر چی استاد میگن:
میگم دمتون گرم
عجب چیزی گفتین
عجب اگاهیِ نابی
و …
یعنی پازل ها دقیق، درست کنار هم چیده میشن، تا مسیر رسیدن، بسیار هوشمندانه جلو بره و خروجی عالی به دست بیاد.
دیگه نگران این نیستم، چیزی یادم بره.
چون باور کردم خدا خودش هدایتم میکنه، به یادم میندازه.
الان که دارم مینویسم هم، ممکنه یادم بره نکاتی که برام بولد شدن، اما نگران نیستم، هر چی که باید بنویسم، رو خواهم نوشت…
باور دارم که خدا یادم میندازه.
یادآوری میکنه بهم.
هدایتم میکنه در کسری از ثانیه.
متحیرم میکنه هر ثانیه، هر روز بیشتر از قبل…
باورهای کمبودی که صحبت کردین بسیار عالی بود، باعث میشن دقیق شم تو زندگی خودم.
تاکید به باورِ فراوانی و اینکه هر لحظه باید روش کار کنم بدونِ توقف، نان استپ…
خدایا دوستت دارم *
خدا رو شکر برای همه چیز
خدا رو شکر برای همیشه
سلام استاد عزیز مریم عزیز و دوستان گلم
من دوره کشف قوانین رو گرفتم و چقدر سنگین و قوی آگاهی هاش و من رو کلا درگیر کرده و من جلسه دو رو یک بار تمرین شو انجام دادم چقدر تغییر و تحول در لحظه توی زندگیم رقم خورد من رو واقعا استاد از حال هوای اما اگر و بی توکلی در زمینه روابط که کلا تمرکزی حدود یک سال دارم روش کار میکنم و چقدر توی این یک سال اصلا من یک آدم دیگه شدم ،چون عشق و مودت رو دارم کار میکنم و میفهمیدم که مشکل از سمت خودم ولی دقیق نمیتونستم پیداش کنم مثلاً نیو مدم میگفتم تمرکزی تر باید عشق و مودت رو کار کنم ولی خب ترمزها بودن والعان که دارم روشن کار میکنم چقدر حالم خوب شده،یه روند هم بخوام بگم از پارسال تا العانم من به نیت برگشت به رابطه ای که وابستگی شدید داشتم عشق و مودت رو شروع کردم و معجزه ها شروع شد اون شخص رفت سمت زندگی خودش و تکلیف من روشن شد بعد آمدم به درست کردن احساس لیاقت اون هم در عمل حالا چطور یکی یکی پیداشون کردم با دوره حل مسائل و چقدر جهان برخوردش با من در تمام جنبه های روابط عالی شد و در مورد تمام ترمزهای که استاد گفتن تقریبا برای خیلی هاشون جواب های خوبی داشتم و حالم خوب بود و یه درصد از رشد بخوان بگم روی 80درصد هستش
سلام به استاد عزیزم و همگی دوستان
اوه استاد چقدر به این فایل نیاز داشتم
من کسی هستم که هرچقدرررر تلاش کردم نتونستم رابطه عاطفیم رو درستش کنم
اولین جرقه ای که رابطه عاطفیه منو به نابودی کشوند همین عدم لیاقت بود
من میدیدم ک چقدر طرف مقابلم بهم عشق میورزع و با خودم میگفتم ن اون خیلیییی بهتر منه من لیاقت اینهمه عشق رو دارم واقعن؟
یهو به خودم اومدم دیدم هرکاری میکنم نمیشه
نکات مثبتشو توجه کردم بازم نشد ک نشد
چرا؟
چون عتماد به نفسم پایین بود باور به فراوانی نداشتم
باور به توانایی ها و زیبایی ها و جذابیت هام نداشتم
و چی شد؟
کات!
تصمیم داشتم دیگ هیچوقت به رابطه عاطفی فکر نکنم حدااقل تازمانی ک به موفقیت های بزرگ برسم
اما امروز بعد از گوش دادن به این فایل و فکر کردن به ی رابطه قشنگ و عاشقانه چیشد؟
ی دختر و پسر باعشق و علاقه اومدن تو و با کلی شوخی و خنده باهم کلیی خوراکی خریدند و رفتن !
این نشونست!
من خیلی خوب میدونم ک من براحتی میتونم افراد رو جذب خودم کنم چون من بینهایت زیبا هستم
اما رابطه ادامه دار نمیتونم داشته باشم و بخاطر وابستگی و ترسها و صدالبته کمبود عزت نفسمه
من از وقتی که خودم رو دوباره سپردم به دستهای مهربان پروردگارم اتفاقات بینهایت عالیی دراطرافم میوفته
من شخصی هستم ک در رابطه عاطفی به خودم بسیار ضربه زدم
اما به خودم دادم ک دیگه دست از ظلم به خودم بردارم و اجازه بدم ک افرادی ک وارد زندگی من میشن رو خداوند بیاره
چون بارها دیدم ک وقتی میسپرم و رها مبکنم خودمو چقدر همه چی عالی پیش میره مثل الان
اره من اجازه میدم انسانهای دور و ور من رو خداوند بیاره و من تسلیمم
.
من اینقدد از ادمهای اطراف و اونایی ک خودم انتخابشون کرده بودم ضربه خوردم که نگاه میکنم میبینم هیچکدوم ارزش نداره ک بخام بزور نگهشون دارم
اگر بمونن بیشتر اسیب میبینم
من اجازه میدم ک خداوند انسانهای جدید رو وارد زندگی من بکنه و این خیلی بهتره برای من
.
حتی اینم میخام ک از لحاظ فیزیکی از ادمهای اطرافم دور بشم و خداروشکر دارم رو خودم کارمیکنم و از خداوند درخاست کردم ک منو به جایی هدایت کنه ک دوستای عباسمنشی داشته باشم
و اینم بگم ک من یکی از مهمترین ویژگیی هایی ک میخام همسر اینده ام داشته باشه اینه ک یکی از شاگرد زرنگای استاد باشه و از بچهای سایت باشه
من میخام همه عمرم رو تواین سایت فوقالعاده به نتایج عالیی بگذرونم
و میخام دور ورم پر بشه از انسانهایی با فرکانس های مثبت
استاد جانم ازت سپاسگزارم
من الان فقد رو عزت نفسم دارم کار میکنم و خیلیی دلم میخاد از لحاظ شعلی و مالی پیشرفت کنم
ولی اگه این ما بین کسی ک خداوند درمدار من است رو بیاره تو زندگیم هیچ مشکلی ندارم
ولی اگه بهر دلیلی الان نیومد مشکلی نیست
من اروم اروم هرچی بیشتر میگذره قانون رو بهتر درک میکنم ک بیشتر عمل میکنم
مطمعنم خداوند پاسخ میده .
رابطه عاطفی واقن بینهایت تجربه زیبا و لذتبخشیه ک من باید روی این جنبه از زندگیم کارکنم چون بسیار دوستدارم ک یک رابطه عالیی رو تجربه کنم با یک انسان دوستداشتنی و قوی
عاشقتم استاد عزیزم
درپناه الله یکتا شاد و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرتمون باشیم
سلام استاد عزیزم
مطلبی مینویسم شاید مفید باشد برای اپدیت دوره
من دختری بودم که از مامانم بدم میومد
کاملا ناخوداگاه،
از بچگی خیلی رفتار خوبی نداشت با اینکه خیلی برام کارهای زیادی میکرد ولی همیشه جیغ میزد سرم
و میگفت من پسر میخواستم
بزرگ شدم و تمام رابطه هام به طرد شدن انجامید
با اینکه بهم میگفتن ما لنگه ی تورو جایی ندیدیم
ولی هیچ وقت پا پیش نمیگذاشتن و من خودم میرفتم از اون رابطه و افتخار هم میکردم که من اونو ول کردم ولی دلیلش چیز دیگری بود در ناخواداگاه
تا اینکه با یک روان شناس کاملا متفاوت اشنا شدم که
همین درس های استاد را بهش باور داشت ولی با روان شناسی یونگ تلفیق کرده بود
و وقتی من از ته دل خواستم از خدا که چرا اینجوری میشه اون خانم سر راهم قرار گرفت (اگر نباید اسمی ببرم اسمش را پاک کنین، خانم سوده هروی، موسسه زندگی سالم، دوره جدایی تا تعالی)
و بهم گفت ما به این جور ادم ها که مادرشون در کودکی این حرف ها بهش زدن را میگیم کودکانی که طرد شدن را درونی کردن
و بلا استثنا یا در روابط طرد و ترک میشن یا
خودشون اون رابطه را ترک میکنن(اصطلاح چمدون به دستی را بکار برد)
که با کوچک ترین نشانه از اینکه طرف دوستشون نداره (که اونم خودشون به خاطر اون حرفهای کودکی تفسیر میکنن)
چمدونشون که امادس فقط برمیدارن که برن
و نمیدونین من خیلی روی دوست داشتن کودکم کار کردم به واسطه اون خانم و الان عاشق مادرم شدم و رابطم باهاش عالی شده (وقتی بقیه اینجوری مینویسن ناخوداگاه ذهن فکر میکنه کار 2ماه بوده و خودش را با بقیه مقایسه میکنه نه این نتیجه کار 2سال هست)
در صورتی که قبلا چند بار در هفته با مادرم دعوا میکردم (اتفاقی که استاد میگه تکرار شونده خبر از چیزهایی از اون زیر میده)
و الان دیگه دعوا نمیکینم و حتی اگه بحث کوچکی شود سریع اشتی میشود
و یک شب که داشتم روی عزت نفس دوره استاد کار میکردم و احساسم به خودم خیلی خوب بود(قبلا احساس بی ارزشی داشتم فکر میکردم پسرها خوبن و ما سربار)
مامانم اومد توی اتاقم گریه افتاد و گفت تو خیلی خوب هستی من دختر مثل تو ندیدیم و این سالها من تورا ندیدم و همیشه ازت بدم میومد
و کلی گریه کرد
و اون مشاور گفت که اگر رابطت با مادرت خوب شد بدان ازدواجتم بعدش درست میشه چون یعنی اون کودک طرد شده شفا پیدا
…..
یک مورد دیگه که بود
من خیلی دوست داشتم ازدواج کنم و فکر میکردم اکی هستم و میگفتم مشکلی نیست چرا نمیشه؟
بعد من هر کس به صورت سنتی برای من خواستگار میومد
به شدت عصبانی میشدم( اون مشاور به من گفت عصبانیت نشانه سایه است از چی اون بدت میاد؟)
گفتم چون ترسو است
حالم از ازدواج سنتی بهم میخوره اینقد میترسه که مامانش و میفرسته و جلو واسش یکی رو بپسنده
و بعد یکدفعه یک اگاهی مثل پتک خورد توی سرم
که این منم که میترسم
این منم که میترسم طرد بشم و منو دوست نداشته باشه(کودک طرد شده ای که مادرش بهش گفته)من ترسو هستم
در صورتی که در خوداگاهم همه بخاطر شجاعت و بی باکی ام تحسین شدم و اصلا قبول نمیکردم من ترسو باشم
و اصلا از تعجب شاخ در اوردم که من یک درصدم فکر نمیکردم میترسم (کتاب نیمه تاریک وجود)
البته که اون کار کردن ها با اون خانم به تنهایی اصلا نتیجه نمی داد و با دوره های استاد خیلی خیلی کامل تر شد و با شناخت قانون ترس هام کمتر شد
و گرنه هیج جوره قانع نمیشدم
عالی هستی ، بدرخشی
سلام و عشق فراوان به شما خانم حیات عزیز
آفرین به شجاعتت دختر. صد آفرین به پیگیریت در مورد اصلاح اون جنبه از وجودت که سالها آزارت می داد.
همه ما از پدر یا مادرمون گاهی انرژی منفی دریافت کردیم که باعث کدوزت خاطر و ایجاد باورهای اشتباه در مورد خودمون شده ولی معمولا به حد از اونها نفرت نمی رسه. شما حتما خیلی ضربه های پی در پی و سنگین خورده بودی که چنین حسی به مادرت داشتی. و صد البته که برگردوندن این ورق سنگین حتما کار دشوار و زمان بری بوده که از عهده هرکسی برنمیاد. مگر کسی که اونقدر با کتاب خوب خوندن و دوره خوب گوش دادن و کمک از اساتید سطح بالا روی خودش متعهدانه و با حوصله کار کنه که به این حد از خودشناسی برسه که عمق مطلب رو کشف و ضبط کنه. سر مچ ذهنشو بگیره مثل شما و اونجاست که درهای رحمت باز میشه و نتایج شگفت انگیز رقم می خورن.
بسیار بسیار تحت تاثیر اتفاقی که در مورد مادرت تعریف کردی قرار گرفتم و اشکم سرازیر شد. دقیقا طبق کتاب نیمه تاریک وجود پدر و مادر ما هم کودکی ترسیده و ناآگاه در درونشون دارن که در اون برهه از زمان نمی دونستن چه کاری درسته و چه تصمیم و حرفی حالشون رو خوب می کنه. بهترین کاری که در مورد خودشون و ما بلد بودند رو انجام دادند. که اون هم ناشی از رفتار پدر ومادر خودشون باهاشون بوده.
من هم گاهی که یادم میاد مادرم به خاطر کند بودنم در انجام کارها سرم داد می کشید و بهم می گفت سوزن یه کاره، الان که حرفهای استاد رو با دقت گوش میدم و کتابهای بیشتری خوندم از مادرم چیزی به دل نمی گیرم. میگم اون آدم فرز و سریعی بود و اعصابش خراب میشد منو می دید که خیلی پرحوصله ام.هزارتا کار داشته و نمی تونسته معطل من بمونه. نگران آینده من بوده که از زندگیم عقب نمونم. هی برای خودم تعبیرهای مثبت می سازم. و آخرش هم میگم منو در هر شرایطی دوست داشته ولی ظرفیتش در این حد بوده.
کار خیلی بزرگی کردی و حتما با همین روش و این استمراری که در پیدا کردن ریشه ترمزهات داری حتما و حتما در همه جنبه های زندگیت رشد چشمگیری می کنی از جمله در جذب یک عشق دوطرفه عالی و تعالی بخش.
محکم و شادمانه به مسیرت ادامه بده دختر گل.
سلام اقای سعید
سپاسگزارم از کامنت بسیار زیباتون و این هما انرژی مثبت
بله دقیقا همین است اونها مشکلات و تاثیرات باورهای مخرب والدین خودشون را داشتند و نا اگاهانه به ما انتقال دادن و چه بسا ماهم اگاه نمیشدیم همین کارو میکردیم
امیدوارم عالی باشید و بدرخشید
و در هر جنبه از زندگیتون پیشرفت های عالی کنید
ببخشید خانم سعیده عزیز
من بیرون بودم درست اسمتون نخوندم
بازم عذرخواهی میکنم
ووممنونم بابت کامنت زیباتون
…
…
.
.Sorry, dear Saeeda
I was outside and didn’t read your name correctly
I apologize again
Thank you for your nice comment
…
…
.
.
..
.
..
..
.
..
آسف عزیزتی سعیده
کنت بالخارج ولم أقرأ اسمک بشکل صحیح
أعتذر مره أخرى
شکرا لتعلیقک الجمیل
…
…
.
.
..
.
..
با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته عزیز و همه دوستان خوب و هم فرکانسم
من قبلاها یک جمله ای رو به شوخی گاهی میگفتم
“مردها مثل جای پارک میمونن، خوبهاشون قبلا پر شده- هرچی مونده یا کوچیکه یا جلوی درِ خونه مَردم”
به شوخی و خنده
اما ضمیر ناخوداگاهم اینو باور کرده بود و همینو نشونم میداد
تا اینکه از یک جایی به بعد این باور رو در خودم تغییر دادم
طبق گفته استاد الگوهای خوب رو پیدا میکردم و روابط عاشقانه اشون رو با همسرانشون تحسین میکردم و حتی اگر میشد به خودشون هم میگفتم
هی با خودم تکرار میکردم و خدا رو شکر میکردم
“خدایا شکرت که اینهمه مرد نازنین آفریدی و بهترینش رو وارد زندگی من کردی …”
و از اونجا که جهان به خواست ها و سپاسگزاریهای شما جواب میده، در کمال ناباوری یک مرد نازنین که خیلی از خصوصیاتش اونی بود که میخواستم از کیلومترها دورتر، وارد زندگی من شد و طی مدت کوتاهی آشنایی، ازدواج کردیم
باور کنیم که ما خوب وکافی و عالی هستیم و از خدا بهترین ها رو بخواهیم و خودمون رو لایق بهترینها بدونیم
با ضمیر ناخوداگاهمون منفی و نادلخواه صحبت نکنیم- حتی به شوخی!!
استاد همیشه میگن از هرچی که حرف بزنی و تمرکزت رو رویش بذاری، جهان از همون بهت میده
حتی اگر بگی اونو نمیخوام
فقط به چیزهایی که میخوای فکر کن و راجع بهش حرف بزن
حالا وقتی میبینم هوا آلوده است و بینی ام داره از دود میسوزه، میگم:
” خدایا شکرت برای این هوای عالی و اینهمه سرسبزی و زیبایی …”
ما عالی هستیم و کافی و لایق بهترینهاییم و مدام باید روی خودمون کار کنیم.
استاد عزیز، سپاس بابت آموزه های عالیتون و خودتون که الگویید
سلام به استاد خوبم سلام بر مریم خانم شایسته
و سلام بر آقاابراهیم محترم و خانم فرهادی گرانقدر
و سلامی به عطر گل خوشبوی نرگس به همه دوستانم در سایت
وقتی استاد فرمودن که کامنت هایی که شما می نویسید من رو ترغیب می کنه تا مجددا فایل بزارم . من هم ترغیب شدم کامنت بنویسم اما قبلش لازم بود به قول دوست عزیزی …بندها از دستانم باز بشن …
مصداق این شعر :
شستشویی کن و آنگه به خرابات خرام
تا نگردد ز تو این دیر خراب آلوده
بگذریم که در دو روز اخیر وقایعی پیش آمد تا اندکی از اجرای دوره قانون سلامتی خارج بشم و امروز لطف الله شامل حالم شد تا مجدد برگردم و باخوردن چند لیوان آب جوشیده ولرم شده پاکسازی جسمم رو آغاز کنم تا عشق بار دیگه
راهش رو به سمت قلبم پیدا کنه عشقی که باید لایق شد تا درکش کرد
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
و اما از جایی که هیچ اتفاقی اتفاقی نیست
خروج از صراط مستقیم اجرای دوره سلامتی
مرتبط بود با کشف یک ترمز مهم در من
خداروشکر میکنم که لایق هستم تا خدا
بمن بفهماند و رشدم دهد
اگر با دیگرانش بود میلی
چرا جام مرا بشکست لیلی ؟
چه زیبا این عزیزان شعرهایی سروده اند
که مناسب انواع احوالات ماست خدایاشکرت
بله اگر خدا دوستمان نداشته باشد اصلا به تضادی هم برنمیخوریم …
البته ممکنه بدون تضادهم رشد کنیم اما اینبار پیغام زیبای رب من در دل این تضاد آموختن این درس بود که وقتی اطلاع داری فردی با تو تفاوتهایی در عقیده در طرز فکر یا هرچیز دیگری دارد پس لب فرو ببند از بیان تفاوتها و دیگری را با بیان تفاوت ها آزار مده
وقتی هم فرکانس شدم باشرایطی که دیدم
فردی دیگری را با به رو آوردن تفاوت در عقیده
و پوشش آزار داد ….درسش چند روز بعد داده شد
تنها نقاط اشتراک را بیان کن …با تفاوتها دیگران را آزار نده
و یاد این روایت افتادم که پیامبر ص به قلب خود اشاره میفرمودند و میگفتند :جایگاه ایمان اینجاست
و بیشتر برایم تاییدیه می آمد که بله مگر ما نباید توجهمون رو بر زیبایی ها بزاریم و از نازیبایی ها اعراض کنیم
پس اگر می خواهی روابط تو بادیگران همیشه زیبا باشد نقاط اشتراک را پیدا کن و از تفاوت ها درگذر و بپوشان
هن لباس لکم و انتم لباس لهن …
مانند لباسی باش که می پوشانی…
در جهانی زندگی می کنیم که تفاوت در آراء و عقاید و سبک های زندگی فراوان هست
اگر بخواهیم با همه از تفاوتها سخن بگوییم
میشود میدانی برای رنجاندن همدیگر …
و روابطی که اینگونه متزلزل و سرد میشود
و اما انسان عاقل در کنار هر فرد چه در فضای مجازی چه در محیط حقیقی …دست بر نقاط اشتراک گذاشته و بااین روش صمیمیت را تقویت می کند
و اما انسان ناپخته مدام در پی عیب جویی
و بیان تفاوتها و یا پندآموزی به دیگران
و درس یاد دادن است آن هم در جایی
که نه کسی از او خواسته و نه اصلا جایی
برای این صحبتها است .
اگر برفرض من دکترای ریاضیات دارم قطعا
در جمع خانوادگی کسی علاقه مند نیست
که از من درباره دیفرانسیل و انتگرال و ریاضیات گسسته و مشتق و جبر و لگاریتم بشنود
پس چرا ناآگاهانه با بیان عقایدم و شیوه ام و سبک شخصی ام و ریز به ریز کارهایم
دیگران را از خود دلزده می کنم
چرا توقع دارم خدا دست به آفرینش بزند
انسانی کاملا شبیه من بیافریند تا آن موقع
احساس خوشبختی کنم
چرا کمال گرا هستم چرا توقع دارم همه چیز
آنگونه که من میخواهم بشود
تا اجازه ورود عشق
ورود سلامتی ورود ثروت و ورود هر نعمتی را
بعد از رسیدن به تاییدیه های سختگیرانه
و کمال گرایانه ام بدهم ؟
تنها در این حالات خودم هستم که متضرر هستم
بله استاد خوبم بله دوستان باارزشم
درس های این چند روز من این ها بودند
که باید می آموختم و نوش جان به رنج هایی
که در قبالش کشیدم و بها هایی که پرداختم
ارزش داشت تا بفهمم …
ارزش داشت تا بفهمم
عشق من بایدبه همه انسان ها و موجودات کامل و بی قید و شرط باشد
مهم نیست او چه رفتاری بامن کرده و می کند
مهم نیست او به من خوبی کرده یا می کند
من از درون باید به تمامیت برسم
عشق من باید از درون کامل و واقعی باشد
درست است که گاهی از برخی افراد
دوری می کنم اما دلیل آن نفرت و کینه نیست
دلیلش در امان ماندن خودم است از ناپختگی های او یا شاید حتی از ناپختگی های خودم
چرا که من هم کامل نیستم
دوری می کنم تا بیشتر بر روی خودم کار کنم
اما میدانم که باز باید به یاد قلبم بیاورم
که عشق بورز تو با عشق شفا میابی
روح و جسم و ذهن تو تنها با عشق شفا میابد و آرام می گیرد
عشقت را کامل کن بدون آنکه توجه کنی طرف مقابل چه کرده یا می کند
تو باید درونت را راضی کنی
خدای درون تو باید از حد عشق ورزی تو راضی شود
این فایل درباره رابطه عاشقانه صحبت کردید استاد خوبم
از صمیم قلبم خداروشکر میکنم یازده ساله که در یک رابطه عاشقانه هستم و به قدری در این رابطه درس آموختم و رشد کردم که صحبت شما رو واقعا درک می کنم
قرار نیست همیشه همه چیز عالی باشه هرچند که وقتی ما به حدی از رشدیافتگی و آگاهی که میرسیم واقعا همیشه هم همه چیز عالی خواهد شد
اما اون حال ناخوبم درش رشد و درس فراوان هست
پس سخت نگیریم کمال گرا نباشیم
و به خودمون اجازه تجربه نعمتهایی
که در حد تکامل خودمون هستند
رو بدهیم و بدونیم که ما باهمین
روزها و ماه ها با تکامل رشد می کنیم
سپاسگزارم بخاطر تمام درس هایی از شما عزیزانم آموخته ام و می آموزم
برکتش هزاران بار روانه ی زندگی تان
عاشقانه دوستتون دارم
سلام بر دوست عزیزم ، چند روزی هر وقت سرم خلوت میشه بجای اینستا و تلگرام تک تک نظرات دوستان میخونم چقدر زیبا و دلنشین به نکات اشاره کردید و به فهم و درک درست از رابطه گفتید که نقاط اشتراک بیشتر ببینیم و از تفاوتها بگذریم ، مرسی کامنتتون برام پر از مطلب جدید بود خدا رو شکر میکنم به پست شما برخوردم
سلام دوست عزیزم
اول از همه تحسین میکنم این کار ارزشمندتون رو که از زمان های آزادتون به شکل احسن بهره میبرید
سپاسگزارم به خاطر اینکه برای من کامنت نوشتید
بله واقعا هرچقدر در این مسیر الهی پیش میرم میبینم فقط و فقط عشق و زیبایی هست که بر روح و قلبم نازل میشه
و کامنتی که نوشتم اثرات این عشق الهی بود که به قلبم اومد
وقتی نگاه می کنم به خود الانم و به فردی که ده سال قبل بودم انگار بااون خود قبلی غریبه ام
چقدر روابط من با آدم ها زیباتر شده و افرادی که در فرکانس عشق هستن در زمان مناسب در کنارشون قرار میگیرم
واقعا در جهانی جادویی زندگی می کنیم و این جادویی شدنش زیباشدنش رو مدیون خدای بزرگی هستم که منت نهاد و هدایتم نمود
الان از ته دلم عاشق همه هستم حتی اونی که بامن متفاوته
الان دارم از تک تک لحظاتم لذت میبرم
تو دلم و بر زبانم عاشقتم و عزیزم هست
و روی ابرها دارم زندگی میکنم انگار
باوردارم اگر تک تک انسان هااز مسیر درست عبور کنند به همه زیبایی ها خواهند رسید
دوست مهربونم دوستت دارم برات آرزوی بهترین روزها بهترین هدایت ها و بالاترین نعمتها و ارزش ها رو دارم
به نام خدایی که مارا به آسان ترین شکل ممکن به مسیرخواسته هایمان هدایت میکند
خدارا سپاسگزارم که با هدایت دوست عزیزم به این فایل هدایت شدم چقدر حرف های شماآگاهی های ارزشمندی داره و به چه درک و خودشناسی دراین مسیر رسیدید واقعا خداروشکر میکنم که استاد بسیار خوبی مثل شما دارم
من خودم به شخصه ذهنم خیلی مقاومت داشت ولی بعداز اینکه خوب فکر کردم دیدم این ها افکاری هستند که در ذهن من می چرخند و من باید بتونم با کنترل افکارم به خواسته هام برسم
من هم همزمان پام روی ترمز و گاز بود و انگار با شنیدن این فایل تازه داشتم متوجه میشدم چرا من هرچی بیشتر تلاش میکنم کمتر به خواسته هام میرسم
وچقدر از شما استاد عزیزم سپاسگزارم که فقط دراین فایل ارزشمند در مورد 14باور نامناسب و راه حل های اونها توضیح دادید
باورهایی که ریشه اکثر اونها به احساس عدم لیاقت، عدم ارزشمندی، عدم عزت نفس، باور پذیری خودمون و خواسته هامون و شک و تردید و ترس هایی برمیگرده که در طی مسیر داریم
چقدر حرفتون درسته که ما باید درک کنیم هرچیزی یک روند تکاملی از پیشرفت هست و ما باید این روند رو درک کنیم و بدونیم فقط خداوند قادر مطلقه
و چقدر این طوری زندگی ساده و راحت میشه اما به جهاد اکبر و تعهد نیاز داره تا نتایج خودشونو با نشان دادن ایمان و جسارت ما نشون بدن
باور زیبادیدن خودمون با همون ویژگی هایی که هستیم و زیبایی رو به درون خودمون و مهارت ها و توانایی هامون ارتباط بدیم نه ظاهرمون
استانداردها و اولویت های دیگران رو اولویت زندگی خودمون قرار ندیم و توانایی و باورهای خودمون رو باور داشته باشیم
یک جمله از شما در کتاب رویاهایی که رویا نیستند بخش ششم کتاب خیلی درس بزرگی برای من داشت
اونجا اشاره کردید:
*تنها فردی که موفقیت را برای من تعریف میکند خودم هستم نه نگاه جامعه
*علاقه ات را تغییر نده، آنچه باید تغییر کند باورهایی است که مانع پرداختن به علاقه ات میشود
و چقدر این حرف درسته من قبل از دوره عزت نفس آدمی بودم که به شدت وابسته دیگران بودم، میخواستم هرطوری شده اعتماد و تائید دیگران رو جلب کنم اما الان به خودم افتخار میکنم و میبالم که استادی چون شما دارم و انقدر دارم دراین مسیر خودم رو بهبود میدم که دوست دارم بیام و از نتایج بزرگتری که از تغییر شخصیتم و زندگیم داشتم براتون بگم
باور اینکه بدونیم درجهان میلیاردها آدم وجود داره و هیچ گونه کمبودی نیست
هرکس ویژگی های منحصربفرد خودش رو داره و ما اگر مقاومت هامونو بشکنیم خداوند هدایتمون میکنه به مسیر زیبایی ها
چقدر باور لیاقت مهمه و واقعا پاشنه آشیل منم هست بخاطر ورودی هایی که داشتم
باید یاد بگیریم تا برای خودمون ارزش قائل باشیم تا جهان هم برای ما ارزش قائل باشه
*اینکه من چه چیزی میگویم مهم نیست، احساس و فرکانس من مهم است
باید الگوها و باورهای نامناسب قبل را بشکنیم و بگوییم اگر من آدم دیگری شوم و احساس لیاقت بیشتری داشته باشم
باور فراوانی را بیشتر کنم در ذهنم
آدم هایی که وارد زندگی من میشوند تغییر میکنند
هیچ کس در زندگی به جز خداوند کمال مطلق نیست و ما نقص داریم چون باید پیشرفت کنیم
*انسانی که فکر میکند کامل است پیشرفتی در زندگی خود نمیکند
چقدر من برای کمبودها و نقص هایم خودم را نپذیرفتم و خودم را سرزنش کردم درصورتی که مسیر چقدر ساده بود و کافی بود خودم را با همه نقص هایم بپذیرم
کافی است فقط ورودی های خودرا کنترل کنیم
من چقدر خوشحالم که انسان های نامناسب را از زندگیم حذف کردم
چقدر خوشحالم که از شبکه های اجتماعی فاصله گرفتم
چقدر خوشحالم که باورهایم را سعی کردم در حد توان در رفتارم عمل کنم و عملگرا باشم و فقط حرف های قشنگ نزنم
انتخاب تنهایی یا ترس از تنهایی بخاطر تلاش های بی جواب به دلیل باورهای نامناسب بسیار متفاوت است
هیچ چیزی برای ما مقدر نشده است
ما انسان هایی هستیم که با افکار و باورهای خود شرایط خودرا خلق میکنیم و هیچ خواسته ای از طرف خداوند برای ما نوشته نشده است
کافی است بپذیریم خودمان خالق زندگی خود هستیم
هیچ کس هیچ چیز را در شکم مادرش نیاموخته
انسان قابلیت و توانایی یادگیری دارد و همه چیز را میتواند یاد بگیرد
یک مهارت با تکرار و تمرین بسیار میتواند به راحتی جزو شخصیت و رفتار ما بشود
سپاسگزار خداوندی هستم که من را به این مسیر زیبا هدایت کرد
عاشقتونم
درپناه الله باشید
بنام خدای مهربان
سلام ب استاد عزیزم و مریم جان
استاد چند روزی بود ب خواهرم ک هردو عضو این سایت فوق العاده هستیم میگفتم ک من چرا باوجود تلاشم ب خواسته خودم ک رسیدن ب یه رابطه عاشقانه و خوب هست نمیرسم ،و خواهرم ک همیشه با گفتن حرفهای شما منو ب احساس خوب و صبر تشویق میکنه ،تا اینکه دقیقا فردا شما این فایل و گزاشتید استاد واقعا من جواب سوالامو از طریق شما گرفتم ،خدای مهربونم منو هدایت کرد و انگاری ک باید از زبان شما من راه درست را پیش بگیرم ،استاد من ب خیلی از خواسته هام ب راحتی رسیدم ،مثل شغلم ،روابط دوستانه ،مهارت کسب کردن تو زمینه های ک دوست داشتم
استاد با وجود این که خواستگارای مختلفی داشتم ودارم ولی ب خاطر ترس از اینکه آیا رابطه ام خوب میشه آیا ب جدایی نمیرسه،هنوز ب اون رابطه دلخواهم نرسیدم
استاد فایلتون چندین بار گوش دادم و کلمه ب کلمه اون و جزوه برداشتم و میخوام واقعا واقعا خودمو تغییر بدم و باورهامو درست کنم تا ب این خواستم ب زودی برسم و برای شما استاد عزیزم از نتایج فوق العاده ام تو این زمینه بگم
از خدای مهربونم ممنون و سپاسگزارم ک همیشه حواسش ب ما هست
از شما استاد هم کمال تشکر رادارم