پروژه خانه تکانی ذهن | گام به گام - صفحه 36 (به ترتیب امتیاز)

552 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 536 روز

    سلام استاد جونم

    امروز 1404/9/18

    دلم میخواد با استمرار خیلی زیاد این فایل هارو گوش بدم

    من همیشه یه اتفاقی میوفتاد یا یه جایی میرفتم میگفتم حالا امروز بمونه فردا انجام میدم

    یعنی استمرار نداشتم ولی الان دوست دارم فارغ از هرچیزی عادت کنم به سایت، عادت کنم به انجام فایل ها، به تمارین ها

    یادمه قبلا که تو این مسیر نبودم، همیشه عادت داشتم برم روبیکا

    یعنی وقتی گوشی روشن میکردم حتی اگه کاری نداشتم، دستم ناخوداگاه میرفت روی اپلیکیشن روبیکا

    و واسم بالا میومد و من داخلش تا یه ساعت میموندم

    اما الان دوست دارم این سایت،جای روبیکا باشه

    هر وقت گوشی رو باز کردم دستم ناخوداگاه به سایت بخوره، ناخوداگاه بیام دنبال خوندن کامنت ها، ناخوداگاه بیام و فایل گوش بدمـــ

    و الان هم فارغ از هر شرایط میخوام این گام هارو بردارم و برم جلو

    استاد جونم ممنونم که اینقدر قشنگ توضیح دادی و اینقدر قشنگ فایل هارو قدم به قدم درست کردین

    روزی دو ساعت تمرکز میکنم رو این فایل ها، رو این تمارین

    و تا حد ممکن تلاش میکنم با تمرکز بالا اینارو انحام بدم

    تازه متن تعهدم رو نوشتم

    توی متن تعهدم نوشتم که تا « 12٠ روز » متعهد میشم و قدم به قدم میرم جلو

    بعدش میخوام واقعا تصمیم بگیرم که این مسیر چطور مسیریه « البته الانم میدونم بهترین مسیره، چون حتی 15 روز تمرکز کنم نتایج میاد »

    میخوام هر قدم به قدمم رو بشمرم، هر روز تو اینجا باشم

    خدایا به امیدت….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    علیرضا قلیزاده گفته:
    مدت عضویت: 2755 روز

    الهی به امید تو…

    گام 11

    سلام به همه اعضای خونواده صمیمی عباسمنش، سلام به استاد و مریم عزیز، امیدوارم حالتون خوب لبتون خندون باشه، سپاس گذار خداوند بخاطر این فرصت دوباره،

    نکته ها:

    ️تضاد ها باعث سپاس گذارتر شدن ما در آینده میشود،

    ️با به یاد آرودن تضادها در گذشته در ما شور و اشتیاق و ذوق برای تجربه نعمت های بیشتر زنده میمونه،

    ️تضاد ها دوستان ما هستند،

    ️تضادها جرئی از این جهان مادی هستند،

    ️نبود هرچیزی به بودنش در وجود ما معنا میده، با تجربه سرما گرمارو میشه درک کرد، با مریضی میشه سلامتی درک کرد،

    ️به خودم تعهد میدم هر آنچه برای خودم میپسندم برای بقیه بپسندم،

    ️شرایط نامناسب ما در هر زمینه ای می‌تونه سکوی پرتاب ما باشه،

    ️اوضاع سخت گذراست هیچ چیز دائمی نیست،

    ️من خیلی خوشحالم که از شرایط سخت به اینجا رسیدم،

    ️طبق قانون بدون تغییر خداوند هرچی قدردان نعمت هام باشم نعمت های بیشتری رو تجربه میکنم،

    ️به هرچی توجه کنم از اصل و اساس اون موضع وارد زندگی من میشه،

    ️باید به تضادهام در گذشته فکر کنم و به یاد بیارمشون که از کجا به کجا رسیدم،

    ️باید بتونم در شرایط نادلخواه توجهم رو بزارم روی موارد دلخواهی که قبلاً اتفاق افتاده،

    ️افراد با انگیزه و هدفمند وقتی برای پرسه زدن توی فضای مجازی ندارن،

    ️پذیرش افراد حتی اگه موافق من فکر نکنن،

    ️بخاطر ترس از بقیه کاری رو انجام ندم که منو از خوشبختی دور کنه،

    ️دیدن زیبایی ها جهان اطرافم بدون قضاوت،

    ️در هر جایگاهی هستم کارم رو درست انجام بدم کاری نداشته باشم که بقیه چجوری کارشون انجام میدن،

    ️به صورت تکاملی به قوانین اجتماعی و فردی کشورم احترام بزارم،

    ️به تجربیات نادلخواه دیگران واکنش نشون چون من در جایگاهی که اونا بوده نبودم،

    ️تفاوت دیدگاه افراد که نتایجشون رو متفاوت از بقیه میکنه،

    ️زاویه دید ماست که به اتفاقات معنا میدن، اتفاقات به خودی خود هیچ معنایی ندارن،

    ️جهان با برخورد به تضاد ها پیشرفت میکنه،

    ️نخوام جزء اون دسته از افرادی باشم که با اعتراض می‌خوان زندگیشون بهتر کنن،

    ️دنیا هیچ وقت برای همه خوب نمیشه،

    ️من مسئول هیچ کسی جز خودم نیستم،

    ️تمام خواسته های ما تحقق پذیرن، جهان به درخواست های ما واکنش نشون میده،

    یاد سوره بلد افتادم که میگه آقا تصدیق کننده خوبی ها باشید، تا آسان شوید برای آسانی ها، هرچی بیشتر تایید کنیم نعمت های خداوند رو بیشتر اونها رو تجربه میکنیم، حتی نبود نعمتها هم برای این اومدن تا مارو سپاس گذارتر کنن در مقابل خداوند،

    نوع نگاه ماست که به مسائل معنا میده، ما اختیار کامل دارین تا هرچی رو بخوایم به تسخیر خودمون در بیاریم، چه سفید و چه سیاهی، چه نور و چه ظلمت، چه سلامتی و چه بیماری،

    در جهانی هستیم که مکمل هرچیزی آفریده شده، زن در مقابل مرد، زشت و زیبا، بالا و پایین اصلا امکان نداره روزی فرا برسه که همچی زیبا بشه چون دیگه نمیشه درکش کرد،

    خداوند در قرآن میگه بادها پیشاپیش رحمتش می‌فرسته تا ابرهای باران زا رو حمل کنند،

    ویژگی های باد به یاد بیارید…

    یا میگه به یقین با هر سختی آسانی هست، اگه شرایط سختی برامون پیش میاد اگه نوع نگاهمون متفاوت باشه حتما میتونیم از دل اون تضاد خواسته ای رو متولد کنیم و بهش برسیم،

    انگار این موضع داره این نگاه تصدیق می‌کنه که همچیز از هیچ چیز پدید اومده، وقتی ما کمبود هارو تجربه می‌کنیم باعث بوجود اومدن خواسته هامون میشه، و این سیکل ادامه داره،

    انگار وقتی فوتون ها وجود یک ناظر بیرونی رو حس میکنن تغییر رویه میدم و جور دیگه ای رفتار میکنن، تبدیل میشن و شکل میگیرن، کمبود ها تبدیل میشن به آرزوها، ولی ناظر می‌خوان ناظری که از نیستی به هستی از موج به ذره تبدلشون کنه…

    انگار این نظارت این اختیار به جهان جهت یا سمت و سو میده، انگار ابعاد همینجوری شکل میگیرن، انگار ما هفت جهان رو شکل دادیم…

    و در انتها توسط یک سیاه چاله بلعیده میشه و به شعور کیهان افزوده میشه و همچی از نوع آغاز میشه…

    سپس شما را زنده میکند و بار دیگر میمیراند…

    امیدوارم مفید بوده باشه برای دوستانم، عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    مریم محمدی آبقله گفته:
    مدت عضویت: 1214 روز

    سلام ودرود خداجون به پیامبر زمانه سیدحسین عزیز ومریم جون دوست داشتنی وهمه ی دوستان باارزشم :*)))

    مریم جانم خیلی ازت سپاسگزارم بخاطر این چندروز توقف بین گام های بهشتی. چون دقیقا چندگام عقب بودم وباهمین چندروز مکث بهتون رسیدم

    امیدوارم استاد یه جایی پاسخ این سوالمو بده:

    استاد جانم من میدونم چندین بار توی محصولات الهامات وعمل به الهامات وتشخیص دادن الهامات رو توضیح دادین.امیدوارم خیلی خیلی سریع درکش کنم که دقیقا چه چیزی الهامه وچه چیزی منطق عقلم.فقط هنوز نمیتونم الهاماتم و منطقم رو ازهم تشخیص بدم چون بعضی وقتا خیلی نزدیک به همه.لطفا دقیق تر بگین چطور؟

    من دیشب یه اتفاق ناجوری برام افتاد وکمتر از 5دقیقه ی بعدش سریع توذهنم اومد که توجه بزارم روی زیبایی ها(من انقد آگاهانه توجه گذاشتم روی زیبایی ها که اینجور مواقع ذهنم کمکم میکنه). توی خیابان راه میرفتم وهرچقدر شیطان تلاش میکرد اون اتفاق رو بزرگتر وپررنگ تر کنه من فقط آگاهانه وباصدایی که خودم میشنیدم (با بی اعتنایی به ذهنم وحرفاش) زیبایی هارو تحسین میکردم (دقیقا صحبت خودتون که گفتین آگاهانه باگفتگوی مثبت برید تو گفتگوهای ذهنی) دقیقا همین کارو انجام دادم ومن کمتر از نیم ساعت اون مسئله رو برای خودم حل کردم وفهمیدم مشکلم عمل نکردن به الهاماتم بود و اون طرف رو بخشیدم. وتنها توجیه قشنگی که منو آروم کرد وحقیقت بود این بود که (اون یک آدم نبود که اون کارو درحق من کرد؛ بلکه اون جهان بود که سیلی زد توگوشم که دفه ی بعد به الهاماتم گوش کنم) من بارها این سیلی رو ازجهان خوردم که به الهاماتم عمل کنم

    (اینم بگم این اتفاق اصلا چیز ساده ای نبود ومن خیلی خوشحالم که فقط نیم ساعت منو درگیر کرد که اگه اون مریم قبل میبودم حداقل دوسه هفته یایک ماه درگیر میکرد واین لطف خداونده که از طریق دستهاش که استاد هستن اینطور من به آرامش میرسم)

    یکی دوبار توی فایل های گام به گام گفتین 99درصد شماها گوش نمیکنین. این حرفو نزنین استاد. به خدا ماهم گوش میکنیم وهم داریم خیلی تلاش میکنیم که عمل کنیم. این مثال اتفاق بد بالا رو نوشتم که بدونین ما داریم به آگاهی های شما عمل میکنیم وسپاسگزارم بخاطر حضورتون وسپاسگزارم از خودم بخاطر عمل کردن به آگاهی هام

    همه منو ببخشید که مثال منفی زدم ولی فقط ظاهرش منفی بود با دوتا درس مهم برای خودم

    خوشحال وسعادتمند باشین هرجاکه هستین :)))

    دوستای قشنگم.هرکس که تشخیص الهام ومنطق رو زیباتر درک کرده از استاد راهنماییم کنه.سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    محدثه عاطفی گفته:
    مدت عضویت: 212 روز

    بسیار عالی بود من همین بر همین باور هستم که ما مسئول زندگی خودمان هستیم ولی گاهی خیلی کم شاید سالی یکبار قر میزنم به مادرم که این چه زندگی بود و … با اینکه میدونم نباید اینکار رو بکنم ولی امروز شروع کردم به یک تغییر واقعی نه فقط به حرف نه فقط 50 درصد بلکه 100 درصد چون زندگیمو خیلی دوست دارم و 50 درصد راهم رفتم رو خودم کار کردم از نتایجم‌میفهمم ولی هنوز بعضی جاها نیاز به تغییر و باور های سازنده دارم من با اینکه دوره 12 قدم رو داییم بهم داده ولی میخوام از دوره های رایگان شروع کنم اول . امروز 23 شهریور 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    ماهی حسن‌زاده گفته:
    مدت عضویت: 1659 روز

    به نام رب

    سلام به همگی

    روز جدید و کلی معجزه ها و فرصت های جدید،

    روز سومه و نشونه‌ها ترکوندن، خدایا شکرت

    تصمیم گرفتم همزمان خونه تکونی اتاقمو شروع کنم چیزایی که همینجور الکی جا گرفتن و رها کردم تا اون حس وابستگیه رو از بین ببرم، از کشوهای لباس شروع کردم، خدای من، نمی‌دونید چقدر چیز میز پیدا کردم که در به در دنبال دنبالشون بودم،

    یچیز خیلییی خیلییییی مهم و یاد گرفتم، اونم اینکه:

    تو اوجِ خواستنْ رها کردن، ینی با تک تک سلولات بی نیازی از خواسته رو حس کنی،

    قبلا فک میکردم چه حرف کلیشه‌ای هست ولی نیست، بارها برام اتفاق افتاده همینکه رهاش کردم خودش اومد پیشم،

    این یه اصله و میتونم توی همه موارد به کار بگیرم

    این یه کلیده،

    بچه‌ها داره خونه تکونی معجزه هاشو نشون میده، استمرار توی این مسیر و جدی بگیرید از همون روز اول اثرات خودشو نشون داد داره بیشتر و بیشتر میشه، حس و حالم عالیهههه

    احساس خوبم، آرامش وجودیم، خود ارزشمندیم و احساس لیاقتم اینکه من لایق بهترینام داره بیشتر میشه نه که ب حرف باشه، نه، داره عملی خودشو نشون میده، بیشتر خودمو دوست دارم و عشق میدم به خودم و کمتر خودمو سرزنش میکنم،

    مثال بزنم، در حال حاضر من سرکاری نمیرم، اما امروز صبح 50میلیون به حسابم واریز شد (پول پدر هست و امانت دستمه)، این اگه نشونه نیس پس چیه؟؟؟

    ازش کلی نشونه دریافت کردم،

    (گام دوم خونه تکونی که مربوط به درآمد از صفر بود)

    نشونه: شاید برای خیلیا این عدد خیلییی ناچیزه، ولی برای منی که تاحالا کار نکردم و درآمدی نداشتم خیلیییه، و ظرف وجودیم رو نشون میده، میدونین خدا به من با توجه به این شرایط مقداری رو نشون داده که برام قابل باور پذیرتر باشه و من با جون و دل پذیرفتم،

    نشونه: اینکه من ارزشمندم همینجوری بدون اینکه کاری کنم و جایگاهی داشته باشم، اینکه من لایق هستم، لایق دریافت نعمات خدا،

    نشونه: با پول دارم رفیق میشم، قبلا خیلییی مقاومت داشتم اینکه نکنه تموم بشه، و وقتی تموم میشد اصلا متوجه نمیشدم خرج چه چیزایی کردم و اصلا لذت نمیبردم ازش،

    اما الان نشون میده باور های جدید مالی و پول درستی رو انتخاب کردم و باید بیشتر روشون کار کنم تا مستحکمتر بشن،

    نشونه: آینده فوق‌العاده معجزه واری رو بهم نوید میده، اینکه چرا نتونم همین مبلغ رو خودم خلق نکنم ( البته که خدا تنها خالقه) و توی حسابم نیاد، حتی بیشتر از این،

    چون لایقم و هر کس به همون میزان که خودشو لایق می‌دونه و توی عمل نشون میده دریافت میکنه،

    جهان نگاه نمیکنه تو چی میگی، نگاه می‌کنه توی چه مدار دریافتی هستی، از همون جنس به فراوانی وارد زندگیت میکنه،

    و چقدر من نوشتم راجع به این موضوع، چقدر سپاسگزاری کردم از خدا، اینا رو می‌نویسم به عنوان رد پا که تا چند ماه آینده زندگیم از این رو به اون رو شد بدونم دقیقا کجا بودم، آخه ذهن آدم فراموش کاره، تغییرات و در نظر نمیگیره و همش میخاد بگه که تو که کاری نکردی و این یکی مسئله سختتره از پسش برنمیایی،

    حدود دو ساعت پیش برقامون رفت، تفاوت من با خانوادم:

    خانوادم غر میزدن که اره مسئولین بدن و کم کاری من میکنن ولی من اولین چیزی که گفتم این بود : آخجون میرم شمع روشن میکنم و از معجزه های امروزم مینویسم،

    و چقدر لذت بردم ازش، عاشق بوی پارافینم، از نورش که دیگه نگم،

    این روزا صبح بلافاصله فایلای استاد رو پلی میکنم و تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم، و شب ها هم هندزفری به گوش خابم میبره، کلام استاد اینقدر آرامش داره که مثل لالایی میمونه،

    قبلا اینقدر درگیر اینستا بودم، با اینکه اصلا پست و استوری نمیزارم، بیشتر درگیر اکسپلور میشدم، اما الان دیگه بیشتر وقتا یادم میره همچین اپی هم هست،

    خیلی خوشحالم که با منطقای قوی میتونم نجواهای دهنمو ساکت کنم،

    یه منطقش و مثال میزنم:

    من تا پارسال به مدت دو سه سالی میشد که اصلا مریض نشده بودم، کلا آدمی هستم که مریض نمیشم، توی اون مدتم حتی اصلا صدامم نگرفت، ولی با ورودم به خوابگاه دیگه ذهنمو کنترل نکردم و وارد داستانای مختلف شدم، داستانا و آدمای کاملا سمی،

    اونقدر جمع شد و جمع شد تا کمتر از سه ماه مریض شدم، مریضی که اصلا تا مبتلا نشده بودم، تنگی نفس اصلا نزاشته بود بخابم و فرداشم امتحان داشتم، خلاصه که وارد جزئیات نمیخام بشم فقط میخام یادآوری کنم اون روزو به خودم که دیگه وارد هر موضوعی نشم، با هر کسی نشست و برخاست نکنم، برای خودم ارزش قائل باشم و آدمای درستی رو انتخاب کنم، آدمایی که تو مسیر توحید باشن و اگه از مسیر منحرف شدم دستمو بگیرن، (دیگه خودتون بدونین وقتی اینجوری میگم منظورم تنها قدرت خداست و همه کاره خودشه:) )

    دارم بیشتر خودمو میشناسم، چیزایی رو توی وجودم پیدا کردم که اصلا نمیدونستم دارمشون، چیزای خوب، میبینی خونه تکونی داره آروم آروم خودشو نشون میده:)

    مریم جون عاشقتم، بازم از شما خیلی خیلی سپاسگزارم که این فرصت رو با ما به اشترک گذاشتید،

    استاد جون عاشقتم، بازم از شما خیلی خیلی سپاسگزارم که با کلامتون باعث شدید خدامو ببینم و باهاش یکی بشم،

    خدایا شکرت قد بزرگیت…

    دوستون دارم گشنگا:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    سید مصطفی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2006 روز

    بنام خدای مهربان

    در گام چهارم امروز باید بگم که من این فایل رو قبلاهم دیده بودم صحبت ها همون صحبت ها هست اما درک من بیشتر شده انگار ظرف وجودم کش اومده خدارو شکر

    در مورد سپاسگذاری بگم،یکی از دوستان یه ماشین پراید داشت وناراضی بود که با ماشین باید دیگران رو برسونه وچون ماشین داره از ماشینش استفاده میکنند وبعد از مدتی که دیدمش اتفاقا ناراضی بود چون ماشینش رو فروخته ومیگفت با همون ماشین کلی کارهام رو انجام میدادم کاش نمیفروختم واقعا ناسپاسی وغرزدن اوضاع رو بدتر می‌کنه

    خود من هم از اون افرادی بودم که که ناراضی بودم از همه چیز از کارم از زندگی ام از خانواده کشور و…

    وقتی سعی کردم توجه ام رو بزارم روی نکات مثبت خودم ویژگی های خوب خانوادگی ،امکانات ومحصولاتی که توکشورم خوب هست حال واحساسم بهترهست

    یکی از ورودی های خوب نگاه کردن به فایل های هست که شما می‌زارید و معمولا هر روز من صوتی یا تصویری گوش میدهم ولذت میبرم

    از ویژگی های خوب شما اینه حرف درست رو میگید حالا ما در مداردریافت هستیم ومیفهمیم وعمل میکنیم یا نه عمل نمی‌کنیم

    تو دوره دوازده قدم که یک دوره بی نظیر هست که انسان متحول میشه برای من اینطور بود چون از قرآن میگید وبرای ما منطقی میشد خود من خیلی مطالعه میکردم یادمه یه دوره تند خوانی گرفتم و کتاب ها رو سرعتی می‌خوندم چقدر مطالب مربوط به دین وراه خدا و…خوندم وهرچی بیشتر می‌خوندم زندگی سخت تر میشد یعنی به یقین رسیده بودم یه نقصی هست مطالبی که می‌خوندم اون احادیث که هیچ سنخیتی با قرآن نداشت وداشتم در خودم عقایدی رو می‌ساختم باورهایی رو درست میکردم که نتایج ضعیف به ثمر میدادند خدارو شکر که خدا هدایت ام کرد به مسیر عباسمنشی

    واقعا باید خودمون مولد ثروت باشیم وقتی باور های درست بسازیم میتونیم مولد باشیم اینکه پولمون رو بدیم به کسی برامون کار کنه یا بزاریم بورس یا بانک یک دام هست ارزش پول میاد پایین

    بااین دیدگاه پول میزاریم بانک که سود دریافت کنیم ولی ارزش پولمون میاد پایین

    خدارو شکر که در مدار دریافت آگاهی ها هستم

    بهترین ها رو براتون آرزو میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    فریبا گفته:
    مدت عضویت: 1552 روز

    به نام خدا

    سلام به اساتید عزیزم و دوستانم

    گام سیزدهم

    – باید باور فراوانی را در خودم تقویت کنم. وقتی به فراوانی باور داشته باشم، تمرکزم روی خودمه و می دونم که اگر از مسیر درست برم به ثروت و نعمت می رسم و هیچ کمبودی برای من نیست.

    – سوال. دلیل اصلی موفقیت یک کسب و کار چیست؟

    وقتی دنبال کاری برم که عاشقشم، شور و شوق زیادی دارم و این شور و شوق باعث استمرار و دریافت هدایت ها میشه، باعث پیشرفت میشه، باعث میشه مسیر آسون بشه. وقتی دنبال کاری برم که عاشقشم، عزت نفسم هم بیشتر میشه. و این باعث جسارت و پیشرفتم میشه.

    وقتی باورهای درستی راجع به کارم، راجع به ثروت، راجع به خدا و راجع به خودم داشته باشم، توی کارم پیشرفت می کنم.

    وقتی میخاستم راجع به حوزه مورد علاقم باورهای مناسبی بسازم، فکر کردم که چه باورهایی بهم کمک میکنه و هدایت شدم بهش.

    در مورد خودم هم باید باورهامو بهبود بدم. این که مخربترین باور من توی زندگیم احساس گناه بوده. وقتی در دوره ی عزت نفس روی این باور مخرب کار کردم، کارهایی رو کردم که به خاطر احساس گناه به تعویق انداخته بودم. خودم رو لایق دریافتشون دونستم و باید روی این احساس مخرب همیشه کار کنم.

    باید روی باور عدم تواناییم کار کنم، باور کنم من به هر کاری قادرم، چون هر کاری که بهش کشش داشته باشم رو می تونم یاد بگیرم و توش حرفه ای بشم.

    باید باور کنم که حرفهایی که بقیه میزنن به خاطر باورهاشونه و من اگه می خام موفق شم، باید فقط و فقط هدایت ها رو برم. یک مسیر آسون و لذت بخش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    احمد رضا عزیزی گفته:
    مدت عضویت: 2255 روز

    سلام بر استاد جان خانم‌ شایسته و هم پروژه های عزیزم

    گام یازدهم پروژه

    نکته های فایل مینویسم که برای خودم رد پا بگذارم

    نکته اول اگر در شرایط سخت هستی و بتوانی با تغییر باور هایت دید خود را تغییر بدهی این شرایط سخت تبدیل به یک موهبت برای تو میشود چون دیگر دلت نمیخاهد به آن شرایط برگردی و سپاس گذار نعمت ها و حال خوب الانت هزار برابر بقیه هستی و طبق قانون بیشتر به تو داده میشود.

    و یه جورایی قانون توجه به نکات مثبت رو هم داری اجرا میکنی برای خودت

    مثال خودم که دندون هام خیلی جالب نبود و عقب و جلو بود ولی رفتم ارتودنسی کردم و یه چند سالی گذشت تا انجام بشه و همین هفته رفتم بر داشتم از روی دندونام و دیدم چقدر خوب شده و چقدر من سپاس گذار هستم برای دندون های جدیدم چون قبل خودم دیدم و الان خیلی سپاس گذاری میکنم چون خیلی حس خوبی میده و خودم هم حالم بهتره.

    نکته دوم

    کسانی که هدف و انگیزه دارند اصلا تایم خالی ندارند که بیکار باشند و داخل شرایط اعتراضی بروند یا اخبار دنبال کنند چون خیلی برنامه برای خود و هدف دارند و حاضر نیستند که خرج کنند این فکر و تمرکز خودشون رو و تعدادشون هم کمه مثل مثالی که استاد زدند و جالبه این افراد اغلب کسانی هستند که از قانون هم استفاده میکنند و زندگیشون تو ابعاد های زیادی خوبه چرا چون دارند به قانون عمل میکنند و نتیجه میگیرند و تمرکز روی نکات مثبت هست.

    نکته سوم

    باز هم قانون سپاس گذاری که اگر برای هر چیزی سپاس گذار باشی بیشتر وارد زندگیت میشود و این قانون در آدم ها هم صدق میکنه مثل اینکه وقتی از دسپخت خانومت تعریف کنی یا بابت کمکی که دوستت به تو داده تشکر و قدردان باشی اونها هم بیشتر دوست دارند این کار تکرار کنند چون تو آدم قدردان هستی و حس خوب به آنها میدهی.

    نکته مهم و چهارم

    وقتی جهان به یک تضاد برخورد میکند خود به خود ساختار را بهتر میکند چون این قانونه اما یکسری افراد بر این باورند که باید برای بهتر شدن اعتراض کرد و داد و بیداد کرد که زندگی من بهتر شود که اغلب این افراد زندگی های خوبی ندارند و حال دل و خودشون هم خوب نیست و چون این رفتار جنگیدن است و حس قربانی شدن دارد و احساس تو را بد میکند طبق قانون احساس بد اتفاقات بد را رقم میزند و حس قربانی بودن قربانی بودن بیشتری را به تو هدیه میدهد.

    من اگر میخواهم نتیجه بگیرم باید طبق قانون عمل کنم و هر روز یه قدم به خواسته هایم نزدیک میشوم اما زمانی که نگم نه من میخام با این روش و حتما اینجا خوب شود شاید برای رسیدن به خواسته من هدایت بشوم به مکان دیگر و نباید مقاومت ایجاد کنم تا به خواسته هایم برسم.

    سپاس بابت این پروژه و این سایت خوب.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    فریبا آرام گفته:
    مدت عضویت: 288 روز

    سلام دوستان

    امیدوارم عالی باشین

    من امروز گام 6گوش دادم

    دو موضوع فکر منو مشغول کرده:

    اول من فایل ها بصورت صوتی گوش میدم

    چون تصویری، تمرکز منو از اصل حرفای استاد دور می‌کنه

    حالا نمیدونم چقدر ممکنه دیدن اون مناظری که استاد درش لایو میذارن، تاثیر گذار باشه

    تو درک فراوانی و زیبایی دنیا

    دوم نمیدونم تو گام چندم بودش

    استاد تاکید داشتن حتما اهداف مکتوب شه با جزییات و باور شوق ذوق

    و من تا این لحظه هیچ هدفی رو مکتوب نکردم

    گاهی اهدافی میاد تو ذهنم اما….

    بیشتر دوست دارم صدای قلب شهودم رو به وضوح بشنوم

    که این نیاز به سکوت ذهن داره

    و من این هدف با جوون دل با سور شوق میخوام

    و منطقم اینه کسی که صدای شهودش رو به وضوح بشنوه متوجه نشانه ها شه

    خب انجامشون میده و در مسیر انجامش به ثروث عشق سلامت و ارامش عمیق درونی میرسه دیگه

    دیگه چه نیازه به مکتوب کردن اهداف…

    کسی اگه این مسائل داشته، لطفا نتایج به اشتراک بذاره

    استفاده کنیم

    دوستتووون دارم

    مراقب افکار خودمون باشیم

    قطعا جهان هستی، مراقب ماست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مونا گفته:
      مدت عضویت: 309 روز

      سلام دوست عزیزم

      منم مثل شما بودم و میگفتم که دیگه نیازی به نوشتن نیست

      اما وقتی نوشتم اهدافم رو یک آرامش عجیبی من رو فرا گرفت انگار که با نوشتن ،هدفم رو به دست یک نیروی عظیم سپردم و کلی خیالم راحت شد تازه وقتی که نوشتم، موقع نوشتن کلی ایده به ذهنم اومد که مکتوب کردم و اینکه رها شدم از افکار و اهدافم

      تا زمانی که ننوشته بودم مدام تو ذهنم بهشون فکر میکردم و ذهنم درگیر بود اما وقتی که نوشتم دیدم که خیلی آروم شدم، هم قلبم به یک اطمینان و اعتمادی رسید که اهدافم رو گوشه ای دارم هم اینکه ذهنم آروم شد و رها شدم ازشون

      یکی از قوانین رسیدن به هدف رهایی هست که من بهشون چسبیده بودم و وقتی نوشتم رها شدم

      نکته بعدی که میخوام به شما بگم این هست که خدا تو قرآن به قلم سوگند خورده

      قطعا چیزی هست که خدا به قلم سوگند خورده وگرنه اگر چیزی نبود خدا در قرآن به قلم اشاره نمی‌کرد

      خلاصه که نوشتن خیلی آرامش و اطمینان قلبی به شما میده و تکلیف رو برای جهان هستی مشخص می‌کنه که شما دقیقا چه چیزی رو میخواید تا همون رو بهتون بده

      موفق باشید دوست عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فریبا آرام گفته:
        مدت عضویت: 288 روز

        سلام دوست خوبم

        ممنونم بابت وقتی که گذاشتی و منو دلسوزانه راهنمایی کردی….

        راستش من شروع به نوشتن اهداف کردم

        اما جزییاتشو حوصله ام نمیکشه

        یه خونه مستقل

        بعد میپریم خب کدوم شهر؟

        در اون شهر چه منطقه ای؟

        معماری اون خونه چطور باسه

        دکوراسیون داخلیش چی؟

        اصلا چند متر باشه

        چند اتاق داشته باشه؟

        بعد میگم

        یه خونه باشه تو یه منطقه خوب یک شهر ارام

        هنوز با نوشتن راحت نیستم

        اما بسیار گوش میدم با دقت

        وقت گوش دادن فایل ها تمام هوش حواسم به محتوای فایله

        خب اصلا شاید یکی با گوش دادن به اهداف برسه

        این یه قانونه حتما باید ریز به ریز اهداف رو نوشت؟

        با با کلیات مشکلی ندارم مینویسم

        تو جزییات سختمه….

        حتی تو تجسم بصورت فکر هم جزییات رو تجسم نمیکنم

        سختمه

        باز همون کلیاتی از یه خونه دنج دلباز اروم ساکت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
        • -
          مونا گفته:
          مدت عضویت: 309 روز

          سلام عزیز دلم

          شما یک فرد کل نگر هستین و جزیی نگر نیستین

          منم مثل شما هستم

          برای مثال نوشتم که یک خونه چند صد متری یک جای خوب فلان شهر

          در همین حد نوشتم

          اما نوشتم

          چون این هدفی هست که هنوز جز هدف اصلیم نیست اما دوست دارم تا چند سال آینده بهش برسم

          ولی یک هدفی که جز هدف های اصلیم هست رو خیلی با جرئیات نوشتم

          شما میتونید اهدافتون رو به چند دسته تقسیم کنید.مثلا هدفی که دوست دارید تا سال آینده براتون رخ بده رو با جزییات بنویسید و هدفی که در اولویت شما نیست و کلی بنویسید

          اما اونی که براتون مهم هست رو با جزییات یادداشت کنید

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            فریبا آرام گفته:
            مدت عضویت: 288 روز

            دوست من سلام

            ممنونم بابت وقتیکه گذاشتی

            الان گفتی یه هدف که تا سال دیگه محقق بشه رو جزیی نویس کنم

            یهو ذهنم گفت ینی تو تا سال دیگه به فلان هدف می‌رسی؟

            بیخیال بابا نمی‌رسی

            این دوست ما دلش خیلی خوشه ها…

            اولین فایده ای که عضویت در این سایت ارزشمند واسم داشت اینه که:

            ترمز ذهنی یا باور هام مدام دارن قلقلک میشن و به تبع اون احساس حسرت غم حسادت سردرگمی رو به وضوح و مدام تجربه میکنم.

            بنظرم این احساستو اهمیت ندم یا تو کامنت ها بازگو نکنم

            یا نه صادق باشم و رو به رو شم با احساستم هر طور که هست تا از من رد بشن؟

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              مونا گفته:
              مدت عضویت: 309 روز

              سلام دوست عزیزم

              امیدوارم که عالی باشید

              فریبا جانم اول از اینکه خداروشکر که به این مسیر پر خیر و برکت هدایت شدید

              تا جایی که میتونید برنامه ریزی کنید و روزی چند ساعت برای فایل ها زمان بگذارید و گوش بدید

              به قول استاد ما سال ها با افکار منفی و باورهای محدود کننده بمباران شدیم و تغییر افکار یک شبه اتفاق نمی افته. این موضوع برای همه وجود داره و تغییر به جهاد اکبر نیاز داره

              من خودم انقدرررررر تو زندگی سختی کشیدم و سیلی خوردم که وقتی هدایت شدم به این سایت تصمیم گرفتم که خیلی سفت و محکم بچسبم به فایل ها و تصمیم به تغییر و جهاد اکبر رو گرفتم

              هر چقدر که فایل ها رو گوش میکنم احساس میکنم که بازم باید جلوتر برم و درونم اونقدری تشنه است که روزی چندین ساعت گوش کردن به فایل ها هنوز نتونسته من رو سیراب کنه چون خیلی باور های محدود کننده دارم

              این باور ها برای همه هست چون ما در جامعه ای زندگی کردیم که سراسر باور محدود کننده بوده و با اومدن به این سایت تازه داریم میفهمیم که اطرافمون چخبره

              این افکار و باورها مثل یک سیمان بتنی دور ما رو گرفتن که باید شکسته بشن

              من کامنت دوستان رو مطالعه میکنم میبینم افرادی هستن که دو سه ساله عضو سایت هستن و باز هم میگن که جلوتر که میریم یک باور محدود کننده دیگه پیدا میکنیم که تا الان متوجهش نبودیم

              فریبا جانم از اینکه اینجا هستید خوشحال باشید که به چنین مکانی هدایت شدید و همچنین خودتون رو ببندید به گوش دادن فایل ها و نکته برداری تا آرام آرام اون سیمان ها از دور ذهنتون جدا بشه

              اصلا هم نگران چیزی نباشید این افکار در شروع مسیر خیلی قدرت دارن و آدم رو به زانو درمیارن و نا امید میکنن به مرور که بگذره و مدار فرد که بالاتر بره ما سوار بر این افکار خواهیم شد و میتونیم افسارش رو به دستمون بگیریم

              پیشنهادی که الان میتونم به شما کنم این هست که پروژه مهاجرت به مدار بالا تر رو حتما گوش بدین و تمرین ها رو انجام بدین ( من خودم به محض ورود به سایت به این پروژه هدایت شدم و نتایج کوچولوی زیادی رو هم کسب کردم ) که فهمیدم این مسیر درست هست و باید ادامه اش بدم.

              سعی کنید از مسیر لذت ببرید. فایل ها رو آروم آروم و روزی چند ساعت گوش بدید خودش به فایل ها و قدم های بعدی هدایتتون میکنه و برای اینکه دهنتون عادت کنه خواسته های کوچولو برای خودتون طراحی کنید و بهشون برسید و این خواسته های کوچک یک عزت نفس و اعتماد به نفسی در شما برای رسیدن به خواسته های بزرگ تر ایجاد می‌کنه و می‌تونه راه رو برای رسیدن به خواسته های بزرگ تر باز کنه

              تنها چیزی که یک فرد رو در این مسیر نگه میداره امید و انگیزه و شور و شوق هست که باید در لحظات سخت حفظش کنیم

              در این صورت بقیه مسیر هم خودش باز میشه

              امیدوارم که صحبت های من برای شما مفید واقع شده باشه عزیزم

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      نسترن نیشابوری گفته:
      مدت عضویت: 1530 روز

      سلام فریبا جان خداقوت

      امیدوارم اوقات خوشی داشته باشید

      من کاملا شمارو درک میکنم چون خودم هم دقیقا مثل شما بود نظرم

      اما وقتی بیشتر به صحبت های استاد جان گوش دادم و حتی هی نشستم خوندم و مرور کردم دیدم همه متفقا تاکید بر نوشتن دارن

      چون نوشتن به شدت موثر تر

      و از نظر علمی نوشتن چون ذهن و مغز رو درگیر میکنه باعث افزایش تمرکز و خوب به طبع افزایش اثر بخشی میشه

      و خیلی جالب که که بدونید که همین که ما فکر میکنیم منکه کاملا تو ذهنم تصور میکنم پس چه نیاز به نوشتن هم کار شیطون درونمون و همون ذهن بازیگوش راحت طلبمون

      به زبان خودمانی میخواد هرچیزی که وادار به کار و فعالیت میکنه خودش رو با انواع دلایل و بهونه ها کم اهمیت نشون بده تا ما انجامش ندیم

      ولی به نظرم قدم اول در جهت تغییر ذهنیت و تلاش برای تغییر روندمون همین‌که با نجواهایی که میاد سمتمون مبارزه کنیم و محض به آموزه هایی که درسایت جان بهمون داده میشه عمل‌کنیم

      به امید رشد و بهبود همگی مون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        فریبا آرام گفته:
        مدت عضویت: 288 روز

        سلام دوستم

        ممنونم بابت وقتی که گذاشتی

        من نوشتن رو تا حدی شروع کردم

        منتها با کلیات…

        سعی میکنم اهدافم رو حداقلش به صورت کلی مکتوب کنم

        کم کم بهش شاخ پر بدم

        امیدوارم به مرور جزیی نویس هم بشم

        با شوق و اشتیاق امید….

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  10. -
    محدثه جوون گفته:
    مدت عضویت: 1977 روز

    با سلام و عرض ادب به همه دوستان عزیزم

    بریم سر اصل مطلب و نکته برداری فایل ارزشمند

    تعهد بدیم ورژن بهتری از خودمان بسازیم

    شور و شوق خواسته باید همیشه در درونمان زنده باشه تا حرکت کنیم برای رسیدن بهش

    اگر اهمیت کنترل ذهن را بدانیم بیشتر رعایت میکنیم

    اول واضح هدفت رو مشخص کن

    بعد کارهای روتین رو در مورد رسیدن به اون خواسته انجام بده

    یکی از کارهای روتین میتونه تجسم کردن خواسته ات باشه

    یکی دیگه میتونه بالا بردن عزت نفست باشه

    یکی دیگه میتونه پا گذاشتن روی ترس هات باشه

    اهدافمان را جوری بنویسیم که انگار خدا میخواد تیک همش بزنه برامون

    چرا باور نداریم که به آرزوهایمان نمیرسیم چون اطرافیانمان همه داغون هستن و زندگی خوبی در تمام ابعاد ندارن

    آنچه من بهش توجه کنم وارد زندگیم میشه

    از حاشیه دوری کن

    برای وقتت ارزش قائل شو

    زندگی باید آرام آرام درست بشه مثل طرز تفکر و باورهای ما

    ما با بشکن زدن تغییر نمی‌کنیم

    هدف ما توالی در مسیر درست هست

    نمیشه قانون تکامل رو دور زد

    ادامه دادن با استمرار میشه نتیجه

    تکرا یه کار نتیجه دو باور قدرتمند هست یکیش ناامید نشدن دومیش ایمان و تعهد

    تلاش ذهنی یه کار همیشگی در زندگی هست

    انگیزه دائمی برای هدف مهمه

    در مورد عمل به قانون ملانقطه ای نباشیم

    دنبال اصل باشیم

    برای یه عده ای همیشه داره اوضاع بدتر میشه

    آدم های ناسپاس همیشه دنبال ایراد گرفتن هستن حتی اگه توی بهشت باشن

    اگر نگاه سپاس گزاران داشته باشیم و ممارست کنیم هدایت میشیم به چیزها یا جاهایی که بیشتر احساس سپاسگزاری به ما می‌دهد

    سپاسگزاری یعنی توجه به چیزهای خوب زندگی بدنمان روابطمان وووووو

    خدایا شکرت گفتن لفظی نیست چون قانون به احساس ما پاسخ می‌دهد

    نعمت های زیاد در جایی هست که من در مدارش قرار بگیرم با توجه به نکات مثبت خودم و اطرافم

    کار کردن هیچ ظلمی نیست

    زندگی با حرکت کردن جریان میگیره

    موفقیت نردبان هست آسانسور نیست

    قرآن یه کتاب با منطق بالا هست

    روی توانایی و علاقتون سرمایه گذاری کنید نه روی بورس و سود بانکی وووو

    تو باید مولد باشی نه بانک

    کسی که مولد نباشه چیزی بهش نمیرسه

    مهم ترین سرمایه گذاری روی خودمان هست

    خدایا شکرت تونستم گوش بدم و درکم رو از مطالب بنویسم

    خدا یار و نگهدار هممون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: