گفتگو با دوستان 7 | رابطه "امیدواری" با "قانون فرکانس" - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)

135 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نجمه فیض بخش گفته:
    مدت عضویت: 1410 روز

    سلام استاد عزیزم عاشقتونم

    این فایل برای من فوق العاده بود

    دقیقا همونی بود که تو این لحظه میخواستم و باید هر موقع که نا امید میشم گوشش کنم .

    هر موقع که حس کردم نمیشه این شرایط رو بهبود داد یا برای این کار خیلی دیر شده گوش کنم .

    واقعا فوق العاده است.

    اینکه بدونی هر جا که باشی تو هر شرایطی میتونی تغییر کنی کافیه کانون توجه و فرکانس ات تغییر کنه .

    تو هر شرایطی تاکیید استاد فوق‌العاده قلب آدم رو مطمئن تر میکنه و دیدن مثال هاش هم همین طور.

    چقدر آدم هایی بودن که از نظر سلامتی خیلی اوضاع شون خطرناک بوده و توی دوره قانون سلامتی مثال هاش رو دیدیم که با تغییر ورودی هاشون و تصمیمشون به تغییر بهبود پیدا کردن.

    چقدر آدم هایی هستند که با وجود سن بالا شروع به بیزینسشون کردن و به دلیل باور هاشون موفق شدند .

    چقدر آدم هایی بودن از فقر مطلق شروع کردن و مولتی میلیاردر شدن .

    چقدر آدم هایی بودن در خانواده های نامناسب و موفق شدن .

    پس میشه فهمید همش ذهنه ماست .

    ماییم که خودمون رو محدود میکنیم و با نا امیدی که بزرگ ترین گناهه خودمون رو متوقف میکنیم .

    در حالی که همیشه راه حل هایی هست .باید تکامل رو در نظر بگیریم در کنارش تا با انگیزه بمونیم مثلا اگه طرف قرض داره همین که میبینه قرض هاش تموم شدن خودش پیشرفته و پله پله به مسیر های بعدی برای پیشرفت هدایت میشه اما اگه نا امید بشیم یادم به مثال فیلم راز افتاد که می‌گفت جوانه ای که کاشتیم با آبیاری هامون یکمی دیگه مونده سبز شه اما نامیدی و ادامه ندادن مسیر مثل قطع کردن آبش میمونه و گیاه میخشکه .

    یه جمله قشنگی بود خوندم که قانون تکامل رسیدن به خواسته رو میگه :

    Many of life’s failures are people who didn’t realize how close they were to success when they gave up.

    حالا اگه فراموش کردیم و شکست خوردیم و دچار روز مرگی شدیم اشکال نداره دوباره شروع کن درس اون تجربه رو بگیر و بدون دنیا تموم نشده تا وقتی زنده ای میتونی فرکانس ات رو عوض کنی و موفق شی .و باور این موضوع چقدر آدم رو شاد تر و امید وار تر میکنه برای شروع کار و تجربه های جدید.

    نگران نیستی و میگی اوضاع خوب شد خوبترش میکنم بد شد فرکانسم بهبود میدم درسش رو میگیرم و دوباره خوبش میکنم .

    باور این موضوع باعث میشه رها باشی و همیشه حرکت کنی و از مسیر لذت ببری و متوجه شی زندگی یعنی همیشه سعی کنی اوضاع رو بهتر کنی حتی یه کم. و این جوری واقعا زندگیت برات همیشه لذت بخشه .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    رویا مهاجرسلطانی گفته:
    مدت عضویت: 2197 روز

    گفتگو با دوستان 7 | رابطه “امیدواری” با “قانون فرکانس”

    سلام و درود خدمت شما استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته ی نازنینم

    و درود به دوستان عزیزم

    دوست عزیزمون در کلاب هاووس آقای شهزاد دهقان عزیز توضیح دادند اینکه .. بواسطه ی یک اتفاق بد مالی به قهر دره های مالی افتاده بودند و نامید شده بودند .. ولی بعد از آشنایی با استاد و بواسطه ی آموزهای استاد از اصطلاح (پنیرشون رو جابجا کردن) استفاده کردند . یعنی بلطف خداوند به مسیر درست هدایت شدند و با تغییر باورهاشون و با دنبال کردن نشانه ها و بلطف خداوند توانستند تضادهای مالی شون رو برطرف کنند و در مسایل مالی رشد کنند خدا رو شکر

    کافیه باور کنی ک این تویی ک میتونی از همین لحظه ذهنتو کنترل کنی و با احساس بهتری زندگی کنی و از همین لحظه جواب فرکانسهای جدیدت رو بگیری

    بقول استاد عزیز ما تلاش می‌کنیم قبل از اینکه بیوفتیم تههههه دره پرواز کنیم

    ولی اگر نتونستیم پرواز کنیم و افتادیم تههه دره ولی باز هم میتونیم بگیم . آقا ما تههه دره رو هم دیدم ولی تونستیم بازم بلند بشیم …

    استاد جان دقیقا این داستان و تجربه ی تهههه دره رو منم دیدم .. دقیقاااا آن تههههه تههههههه دره رو دیدم … ولی نور نجات من توسط استاد عباسمنش به من تابیده شده و تونستم بیام بالا که داستانشو توی پروفایلم بطور مفصل نوشتم … البته هنوز به هیچ قله ای نرسیدم ولی میتونم بگم با سعی و تلاش و کوشش و امید به الطاف خداوند توسط دستان قدرتمند فرشته ی نجاتم استاد عباسمنش عزیزم توانستم تا حدی از اون تههههه دره ها بالا بیام و به مسیر همواری رسیدم که احساس آرامش فوق العاده خوبی رو دارم تجربه میکنم و شکر خدا دارم تلاش میکنم که به قله ی خواسته ها و آرزوهام برسم

    واقعا همیشه یک راه نجاتی هست

    و واقعا آنقدر اوضاع بد نیست که نجات پیدا نکنیم و نشه اوضاع رو عوض کنیم

    واقعا اینطور نیست که کاملا نامید بشیم و بگیم : دیگه کارمون تمومه … و یا اینکه آب به سر رسید چه یک وجب چه صد وجب.. و فکر بکنیم دیگه نمیشه چیزی رو تغییر داد … یا اینکه بگیممممم دیگه از من گذشت و هر چه رشته کرده بودم پنبه شد!!! میتونیم بخودمون بگیم عیبی نداره . دوباره شروع میکنم ولی ایندفعه با فونداسیون و پایه های محکم‌تر و دقیق تر و خردمندانه و با همکاری و لطف خداوند بصورت اصولی زیر بنای زندگیمو می‌سازم . که دیگه با یک باد ویران نشه !!! و الان بعد از چند سال بصورت تکاملی دارم بسمت مومنتوم مثبت پیش میرم هر چند تضادهایی داشتم ولی دیگه مثل گذشته به تضادهایی بعنوان دشمن نگاه نمیکنم بلکه من عاشق تضاهایم هستم چون اونها فرشتگان و تابلوی راهنمای من هستن و دارن به من میگن این مسیر اشتباهه .. این مسیر تو رو می‌بره به تههه دره !!! مسیرتون تغییر بده !!! اگر قبلنا بود سماجت میکردم و میخواستم حتما از همین مسیر برم … ولی الان بمحض اینکه تضادی پیش میاد از خداوند هدایت می‌طلبم . و از خداوند نشانه های واضحترین رو می‌خوام تا منو بسمت مسیر درست و مناسب هدایت کنه

    البته در آن شرایط سخت گذشته اصلا هیچ امیدی نداشتم چون هیچ آموزه و درک و آگاهی نداشتم … ولی با ترس و لرز از خداوند کمک خواستم هر چند به هیچ عنوان هیچ نور و روشنایی و هیچ کورسویی هم وجود نداشت . و همه جا تاریکه تاریک و ظلمات بود ولی بلطف قدرت فرکانس ضعیفم در آن زمان گذشته باز هم از خداوند کمک طلب کردم و الطاف خداوند نور و روشنایی استاد عباسمنش راهنمای خردمند عزیزم رو بر من تاباند و قوت قلبی گرفتم و سینه خیز حرکت کردم و به ریسمان نجات الهی ام توسط استاد عباسمنش عزیزم چنگ انداختم و از اون تهههههههه تههههههه قهقرا خارج شدم خدایاااا شکرت

    الان که این مطالب رو دارم مینوشتم باز هم احساساتی شدم و اشک از چشمانم روان شد .. ولی این اشک برای اینه که لحظه ی دیدارم با نور الهی رو بیاد آوردم و الان روی رختخوابم با آرامش نشستم و دارم با لذت دقایق و لحظات صبحگاهی رو سپری میکنم و از پنجره ی قدی اتاقم آسمان زیبای صبحگاهی رو میبینم و صدای آواز پرندگان بهاری رو می شنوم و از روی بالکن زیباییم لحظات شگفت انگیز طلعه های پرتو افشانی طلوع خورشید را میدیدم . با شلنگ کولری روی بالکن به گلدان‌های زیبایم آب دادم و از وجودشون لذت بردم و الان با آرامش روز افزون و در سلامتی و تندرستی کامل نشستم با عشق به دفترها و خودکارهای رنگاوارنگم و کتاب معجزه ی شکرگذاری خانم راندابرن که در اطرافم روی تختخوابم هست نگاه میکنم و کامنت می‌نویسم و بعد از نوشتن کامنتم میرم سراغ نوشتن های دفترهای سپاسگذاریم و ستاره ی قطبی و خواندن کامنت ها و دیدن دریم بُوردم که روبروم هست نگاه میکنم به دفترچه ای که شبیه کیف پول هست و درونش انواع و اقسام پول های جورواجور رو گذاشتم تا هر لحظه به این پول ها نگاه کنم و فراوانی پول رو جلوی چشمانم ببینم و لذت ببرم خدایاااااا شکرت ..الهی به امید تو

    در مبحث روابط

    در این قسمت استاد عزیزم باز هم قانون رو در تمام مباحث بما یادآوری کرد اینکه :

    ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی به جهان هستیم که فرکانس های ما رو دریافت می‌کنه

    تمام اتفاقات و شرایط و موقعیت ها ایده ها و افرادی رو که همسنگ با فرکانس های فعلی ما باشه رو وارد زندگی مون میکنه و برامون رقم میزنه

    حالا در تمام مباحث زندگی مون می‌تونه باشه

    مبحث روابط

    مبحث مالی

    مبحث کاری و شغلی

    در مبحث سلامتی

    مبحث باور سازی

    مبحث نشانه ها

    مبحث کانون توجه و اشتیاق برای یک خواسته

    ما چیزی به جز لحظه حال نیستیم. ما گذشتمون نیستیم

    ما در هر لحظه داریم اتفاقات آیندمون رو خلق میکنیم .

    ما در این لحظه داریم اتفاقات لحظه ی بعدمون رو خلق میکنیم

    ما چیزی جز لحظه ی حال مون نیستیم اگر به هر دلیلی در گذشته به مسیر اشتباه رفتیم بمحض اینکه در همین لحظه شروع کنیم به تغییر خودمون و شروع کنیم به تغییر زاویه ی نگامون .. شروع کنیم به کنترل کانون توجه مون . . و شروع کنیم به کنترل ذهن مون .. شروع کنیم به نکات مثبت توجه کنیم … و ایجاد توجه به نکات مثبت و زیبایی ها .. یعنی از همینجا تغییرات آغاز میشه..

    همینطوری که داشتم کلمات استاد رو می‌نوشتم همزمان هم داشتم سر تایید تکان میدادم و میگفتم .. دقیقا همینه .. دقیقا یادم میاد که همین اتفاق برام افتاده بود .. یعنی وقتی من شروع کردم به گوش دادن حرفای استاد و سر تایید تکان دادم دقیقا در درجه ی اول متوجه ی تغیئرات درونی ام شدم و بعد از مدت خیلی کوتاهی تغییرات بیرونی ام شروع شده بود . تغییرات کم بود ولی قابل لمس بود قشنگ احساسش میکردم … از آن موقع تا به الان آنقدر تغییرات و معجزات در زندگیم داشتم و دارم که دیگه متوجه ی تغییرات کوچکی نمیشم بلکه توقع ام آنقدر از خداوند زیاد شده که انگار فقط تغییرات بزرگتر رو میبینم ولی باید یادم باشه که تغییرات بصورت تکاملی رشد می‌کنه پس باید بخودم مدام یاوری کنم . و تکرار و تکرار کنم که رویا جان کوچکترین نشانه ها و هدایت ها و تغییرات رو ببین و توجه کن و ثبت شون کن تا بفهمی که مومنتوم حرکت تو به کدام سمت داره حرکت می‌کنه و هرگز آین تغییرات کوچولو موچولو رو دست کم نگیر که همین تغییرات کوچک می‌تونه سرعت حرکت های منو بیشتر و بیشتر و قشنگتر کنه

    آقا سعید عزیز

    در مبحث روابط صحبت هایی کردند و در ادامه استاد نکاتی را در مبحث روابط توضیح دادن که خیلی خیلی عزت نفس و احساس لیاقت و باورهای درست و مناسب خوبی رو در ما ایجاد می‌کنه

    اینکه خانمهایی در یک رابطه بودند و مورد سوء استفاده قرار گرفتن و وابسته به اون روابط نامناسب شدن..

    دقیقا این محتاج بودن در روابط و این شرک و باج دادن و قربانی شدن داشتن .. چقدرررر می‌تونه آدمها رو به بدبختی بکشونه

    و چقدررر می‌تونه ما رو نابود بکنه

    این که گفتید توی مبحث رابطه

    اونقدررر طرف نمیفهمه و آنقدر محتاج میشه و بدبخت میشه

    تا آخر سر هم حتی طرف مقابل با بدترین شکل  رهاش می‌کنه و ترکش میکنه

    سخنان طلایی و کلیدی ااستاد گفتند :

    خیلی نکته ی مهمی هست اینکه ..

    اگر برای تغییرات بیدار نشیم این سیکل دور باطل همینطوری ادامه پیدا میکنه . و اگر درس مون رو از اون اشتباهات نگیریم . وارد یک سیکل و یا یک ارتباط دیگه ای میشیم که دوباره و دوباره و دوباره همون شرایط تکرار میشه..

    یعنی کسانی که فرکانس ها شون ، کانون توجهشون، باورهاشون، افرادی ک باهاشون در ارتباط هستند و یا ، طرز فکرشون، رفتارشون مثل گذشتشون هست! و هنوز تغییر نکرده اند هیچ نتیجه ی متفاوتی رو دریافت نمی‌کنند..

    برای اینکه تغییر کنیم خداوند و جهان به ما نشانه میدهد

    و اگر آگاهانه تغییر نکنیم . اوضاع فقط میتواند بدتر بشود.. فکر نکنیم با همین روش ادامه بدیم ضربه ها به همین روال پیش می‌ره هااا ?!!! نه نه نه … تنها اوضاع به همین روال پیش نمیره بلکه اوضاع فقط بد و بدتر و بدترررررر میشود ..

    در واقع باید از اهرم رنج و لذت استفاده کنیم. یعنی..

    اگر نشانه ها رو میبینیم و تغییر نمی‌کنیم جهان هر بار ضربه های بیشتر و شدیدتر و محکم تری را بما وارد میکند و ضربه ها ویران و ویرانگرتر میشود. تاکید شدید و محکم استاد این بود که این جمله رو هزار بار بخودمون بگیم تا بهمون کمک کنه تا تغییر کنیم

    خدایااا شکرت که امروز با کلیک روی نشانه ی امروزم این کلاب هاووس و این فایل بینظیر گفتگو با دوستان 7 | رابطه “امیدواری” با “قانون فرکانس” به من گفت مواظب افکارم باشم و حواسم به تغییرات کوچیک کوچیک خودم باشه . مواظب باورهام باشم . مواظب قدرت فرکانس ام باشم . حواسم به قانون باشه که آگاهانه کانون توجه ام رو کنترل کنم و امید و پایداری داشته باشم که مبادا ایمانم ضعیف بشه و از مسیر دور بشم.. آخه ما انسانها فراموشکار هستیم .. یادمون می‌ره کجا بودیم . و چطوری سینه خیز حرکت کردیم و رشد کردیم و به مسیرهای خوب و عالی و هموار رسیدیم و باید با همین قدرت و ایمان به مسیر مون ادامه بدیم تا به قله ی فتح و پیروزی خواسته هامون برسیم

    پس باید همیشه قانون رو بخودمون یادآوری کنیم . اینکه مدام مواظب کانون توجه مون باشیم . مواظب افکارمون باشیم و در لحظه زندگی کنیم . چون با افکارمون لحظات آینده مون رو خلق میکنیم .. یادمان باشد که ما خلاق و خالق هستیم

    خدایاااا تنها فقط و فقط ترا می پرستم

    و تنها فقط و فقط از تو یاری و هدایت و آگاهی و قدرت و انرژی و روابط درست و مناسب و سلامتی و پول و ثروت و تداوم و پایداری و تمرکز. و نعمت و خیر و برکت می خواهم

    IN GOD WE TRUST

    ما به خداوند اعتماد داریم

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    علیرضا چملی یا گفته:
    مدت عضویت: 157 روز

    سلام و وقت بخیر خدمت تمامی عزیزانم

    خداوند را سپاسگذارم بابت این که امروز من را به این فایل هدایت نمود

    هدایت من:

    چند سال پیش من از طریق یکی از دوستان عزیزم با استاد عباس منش عزیزم آشنا شدم،اوایل آشنایی با استاد عزیزم و استفاده از فایل ها به شدت در زندگی من تاثیر زیادی داشته ولی بعد از مدتی من از این مسیر فاصله گرفتم و روز به روز فاصله ام زیادتر میشد ،چون من بر این باور بودم که هروقت که هدفی داشتم میتوانم با استفاده از قوانین آن را جذب کنم و لازم نیست که همیشه روی اهدافم متمرکز باشم و تکامل را طی کنم ،

    همه چیز گذشت تا تقریبا 83 روز پیش ساعت های نیمه شب بود در ذهنم یهو به این فکر کردم چی شد که من از مسیری که داشتم میرفتم منحرف شدم؟؟

    درگیر جواب این سوال بودم که سایت عباسمنش دات کام رو باز کردم و در قسمت (روزشمار تحول زندگی) من اولین فایل را از روز اول پلی کردم و از اون روز تا به امروز 83 روز است که من پیوسته و با اراده و امید بیشتر از قبل قوانین رو دنبال میکنم تا دنیا رو برای خودم و عزیزانم به بهشت تبدیل کنم

    سپاسگزارم خداوندم که امروز هم این فرصت رو داشتم که بیام در قسمت یکی از فایل هایی که هدایت شده ام به سمتش دیدگاهم رو ثبت کنم

    بی شک لطف پروردگار همیشه شامل حال من بوده و هست که من دوباره تونستم مسیر درست رو پیدا کنم و با اراده و امید بیشتری این مسیر رو ادامه بدم

    سپاسگزارم از سایت بینظیر استاد عزیزم عباسمنش و تمام عزیزانی که زحمت میکشند و محتوایی برای بهتر درک شدن و هدایت به سمت مسیر درست را برای ما فراهم میکنند

    بابت این فایل زیبا که امروز هدایت شدم سپاسگزارم

    بابت تمام فایل هایی که بصورت رایگان در اختیار من و تمامی دوستان من در سایت عباسمنش دات کام قرار گرفته سپاسگزارم

    هدایت امروزم:

    امیدوار بودن خیلی تاثیر بزرگی در رسیدن به خواسته ها داره میتونم یک مثال بزنم :امید برای انسان می‌تونه مثل آب برای ماهی باشه

    انسان بدون امید نمیتونه موفق بشه ،لازمه موفقیت امیدواریه

    باز هم سپاسگزارم خداوندم بابت لطفی که شامل حالم شد و من را دوباره به این مسیر زیبا دعوت کرد

    سپاسگزارم استاد عباسمنش عزیز

    سپاسگزارم از عوامل سایت عباسمنش دات کام

    (البته تا امروز من 67روز هست که در سایت عباسمنش دات کام ثبت نام کردم و عضو شدم ولی من از 5سال پیش فایل های استاد عزیزم رو دنبال میکردم و از آن ها استفاده میکردم)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    زهرا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1007 روز

    به نام خداوند زیباییها

    سلام به بهترین استاد کره ی زمین.

    آخ آخ چی بگم استاد از نشانه های روزانه که جوابهایی محکم با احوالم جواب می دهد این یعنی اینکه دارم راهم رو درست میرم استاد نازنینم

    این یعنی اینکه با خدای درونم تونستم ارتباط بگیرم ، هر چند هنوز هم در خیلی مواقع در جهت کنترل ذهن ناتوان و بیچاره میشم .

    اما در مراقبت از ذهنم تمام سعی و تلاشم را خواهم داشت هر چند بعضی اوقات شرایط عذاب آور است.

    باز از شما و از هدایت خداوند بزرگ بسیار بسیار سپاسگزارم.️️️️

    خوشحالم خیلی خیلی خوشحالم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 743 روز

    1403/12/16روز243

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد و مریم عزیز و دوستان گل

    خدایا شکرت که امروز هدایت شدم به این فایل فوق العاده

    در نا امیدی بسی امید است

    واقعا من توی زندگیم اینو به شدت لمس کردم دقیقا اونجایی که همه میگفتن تمومه دیگه ولی من چون خدا توی قلبم بود و امید داشتم از همونجا جونه زدم

    توی داستان هدایتم هم زندگی 2سال اخیرمو نوشتم و قشنگ مشخصه که در سخت ترین شرایط باز ته دلم یه نوری بود و امید داشتم

    الانم همینه الانم ته قلبم یه امید و‌نور خوشگلی روشنه و هیچوقت نزاشتم خاموش بشه خدایا شکرت

    هزاران بار اینو جمله رو توی فایلها و دوره ها گفتید ولی انگار امروز درکش کردم

    اینکه مادرهرلحظه داریم یک لحظه بعد رو خلق می‌کنیم با فرکانسمون و اگر افسار ذهنمون از دستمون در رفت اشکالی نداره ازهمون لحظه که فهمیدی دوباره ذهنتو کنترل کن و به نکات مثبت توجه کن و احساس و فرکانس خوب ارسال کن

    اگر بتونم همینو درک کنم دیگه ترس و نگرانی و نا امیدی معنایی نداره

    چون اینو درک نمیکنم شرک میورزم دیگه فکر می‌کنم کس دیگه ایی قدرت داره توی زندگیم

    خدایا هدایتم کن به راه آنانی که نعمت دادی الهی امین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    محمد دِرخشان گفته:
    مدت عضویت: 1921 روز

    به نام خدا

    سلام

    خداوند نشانه می دهد برای تغییر کردن

    باید این نشانه را ببینی و تغییر کنی اگه نشانه را نمی بینی و تغییر نمیکنی شرایط با گذشت زمان بدتر و بدتر می‌شود

    یا تو تصمیم میگیری تغییر کنی یا له میشی یعنی جهان خُردت میکنه

    امید

    تا زمانی که زنده هستیم می‌شود تغییر کرد

    پس در هر شرایط مالی و عاطفی هستیم میتونیم برگردیم،بشینیم فکر کنیم آقا من تا اینجا اشتباه کردم و مسیرم غلط بوده از اینجا به بعد سعی کنم مسیر درست را پیدا کنم و حرکت کنم

    با هر مقدار بدهی و شرایط بد مالی و با هر مدت زمان رابطه و بچه

    ناامیدی اصلا ابزار و اسحله شیطان هست که ما مشرک بشیم و خدا را فراموش کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    مهدی حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2031 روز

    بنام نامی حضرت دوست

    درود و مهر بر

    سید بزرگوار و بانوی بسی شایسته و

    یاران توحیدی همکلاسی ام!

    ❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️❤️

    من بهار صفاری هستم

    و خواستم عرض کنم

    چه ایده ی جالبی ه این Club House !👌👌🌟

    در حد برگزاری کارگاه آموزشی در پارادایس هیجان

    انگیز و جذذذابه!🌈🌄⛅

    خدایااا شکرت بابت این ایده ی عالی!!!🙏🙏

    و جالبه هرکسی نوبتش میشه برای گفتگو با سید

    مهربان و با صفا؛

    مدارش بالاست و جذبش عالیه!

    و موضوع قابل توجه برای من اینه که تقریبا همه ی دوستانی که میان روی خط و بااستاد مکالمه دارن

    اول از « خدا »تشکر میکنن و بعد از استاد بابت حضور عاشقانه و موثرش در زندگی شون !

    و میگن

    استاد ممنون که دست خوب خدا شدی و

    «ابراهیم وار» کمک کردی بت های ذهن مونو بشکنیم و

    فقط خدای یکتا رو پرستش کنیم!

    و این یعنی واحد توحید رو خوب توی دانشگاه

    توحیدی عباسمنش گذروندن!!!💖

    و من تبریک میگم هم به معلم خوب و الهی مون

    هم به همکلاسی های باایمان و بااخلاصم!💐👌

    و چقدر کلام دوستان و تجربه هاشون بی نظیر و تاثیرگذاره👌👌🌈

    و همینطور صحبت های تکمیل کننده ی استاد عزیز!!👌👌👌🌟💖

    و نکته ی جالب دیگه اینکه چقدر صدای دوستان

    محکم و مطمئن و پرانرژی ه

    این خاصیت دوستی با خداونده

    آدم قلبش و کلامش محکم و مطمئنه ….

    اضطراب نداره

    امییدواره

    شاده

    حالش خوبه

    عزت نفس و اعتماد به نفسش هر روز عالی تره

    مثل خود استاد

    مثل مریم جان

    مثل همه ی مایی که عاشق خدا شدیم بیشتر و بهتر از قبل

    و داریم به سمت خورشید در کنار هم راه رو ادامه میدیم

    و یقین داریم روزهای بهتری در پیش ه

    و داریم مراحل تکامل مونو طی میکنیم و انشالله

    میرسیم به مرحله تصاعدی بالا رفتن و هر لحظه معجزه دیدن!!👌👌🌟🌟🌟🌟🌟❤️💜💛💚💙♥️🧡

    و در آخر باز هم از خدای قادر و سمیع و بصیر

    تشکر ویژه دارم که ما رو دور هم در این فضای

    عاشقانه جمع کرده و ممنونم از معلم خوبمون و همراه شایسته و بزرگوارش بابت تمام مهربونی های خلصانه شون!

    به امید ایده های عالی بعدی و دیدار همه ی عزیزای دل

    در بهترین مکان و بهترین زمان

    !😊🙏♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    مرضیه پنهانه مفرد گفته:
    مدت عضویت: 1755 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان خوبم واقعا نمی دونم چجوری این حالمو بهتون توصیف کنم من چند روز بیشتر نیست که با جدیت شروع کردم روی خودم و قوانین کار کنم ولی نمیدونید چجوری دارم نتیجه هاشو میبینم وقتی این نشونه هارو میبینم بیشتر دلم قرص میشه که این مطمعن ترین راهه خداروشکر میکنم که منو هدایت کرد به سمت این حال خووووب واقعا نمیدونم چی بگم من سه ماهه ک منتظر بودم گواهینامم برسه و چند بار پیگیری کردم و نشد امروز خیلی اتفاقی گواهینامم رسید دم در خونمون بدون اینکه حتی من بهش توجهی کرده باشم و بی خیالش شده بودم. با خودم گفتم قطعا این یه نشونس یه هدایته برای نزدیک شدن بیشتر و بیشتر من به خدای خودم و درک بیشتر قوانین و مصمم شدن من برای ادامه راهم

    خیلی دوستون دارم و خوشحالم که تواین راه اومدم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2570 روز

    سلام استاد عزیزم.

    استادم من فاطمه هستم که بدنبال سلامتی با شما و اموزه‌هاتون اشنا شدم، همون شاگرد تنبل کلاستون.

    خواسته اصلی سلامتی ولی همیشه درگیر رابطه بودم تو این چن سال و دنبال این بودم که ارتباطم رو با همسرم بهتر کنم تا بتونم ارامش بیشتری داشته باشم برا تمرکز رو جسمم، و الان همونطور که در کامنت قبلم نوشتم همسرم منو ول کرده و رفته و خیانت هم کرده.

    همیشه دنبال نقش و تقصیر خودم در اتفاقات زندگیم هستم حتی همین الان، وقتی شما تو این قسمت راجع به نشانه‌ها میگین و میگین با وجود سوء استفاده‌هایی که شده باز در نهایت طرف ول کرده رفته بازم تو درس نمیگیری، من همیشه گیجم واقعا همش نمیدونم که کجا اشتباه دارم ایا من مقصرم یا طرف خودش فرد نامناسبیِ ، نمیدونم مورد سوءاستفاده واقع شدم یا برعکس، الان که رفته با وجود حضور نصفه و نیمه‌ایی که داشت شرایط برام خیلی سخت شده به دلیل بیماری که دارم و اطرافیان همش میگفتن عیب نداره تو سعی کن حتی شده به چشم یه همخونه بهش نگاه کنی و همین که شبا میاد یا بالاخر

    ه یکی هست که گاهی کمکت میکنه خوبه ولی من به این حد راضی نبودم دوست داشتم زندگی خوب و با محبت و عشق رو داشته باشم ولی رفتارم هم خوب نبود، یعنی زبان خوبی نداشتم و عصبی بودم و زود از کوره در میرفتم و دادوبیداد راه مینداختم، توقع داشتم و هیچوقت راضی نبودم. البته که بی‌خودی نبود ولی به هرحال این رفتار بود نمیتونم منکر باشم.

    تو قسمت ۵ این سری گفتگو در این برنامه شما گفتید وقتی نشانه‌ها رو میبینی باید به خودت بیای مثال هم زدین گفتین مثلا می‌بینید که دارید رابطه که توش هستید رو هر روز خراب‌تر می‌کنید داره هر روز بدتر میشه، ما باید یکاری بکنیم، حالا شخصیتمون رو تغییر بدیم، نوع برخوردمون با اون طرف مقابل رو بهتر کنیم، قضاوتمون رو کمتر کنیم، دنبال نکات مثبت طرفمون بیشتر باشیم و موضوعات مختلف دیگه…. و من وقتی اینارو شنیدم باز بیشتر خودم رو مقصر دونستم و گفتم من کوتاهی کردم، حالا با وجود اینکه طرف خیییییلی کوتاهی داشت، هر روز میومد تنبل‌تر میشد دیگه کرونا بهانه کرده بود حدود ۲سال میشد که نگفته بود یکی ببرمت بیرون از خونه یه هوایی بخوری یا تو حیاط حتی، بهانه‌اش هم این بود که تو به همه چی گیر میدی منم اعصاب ندارم، حالا اون همه‌چی، چیا بود؟ چشم چرونی، دادوبیداد و فحش با راننده‌ها ، سیگار، و … خلاصه روزبروز دورتر شدیم از هم منم سعی کردم با فایل‌ها و برنامه‌ها سرمو گرم کنم ولی از درون ناراحت بودم چون منو از زندگیش یه جورایی گذاشته بود کنار و این دراور بود برام. الانم که تو این فایل از سوءاستفاده گفتین بازم گیج‌ترو گیج‌ترم، همیشه فک میکردم مورد سوءاستفاده دارم واقع میشم چون یسری باورها و برداشت‌های نامناسب از کودکی هم در من بود که هیچ‌وقت باور نکردم این ادم منو دوست داره، اما بازهم یه جاهایی میگم اگه منو دوست نداشت این همه سال در کنترم نمیموند.

    حالا بازم نمیدونم من بلد نبودم یا اون به هرحال ادم زندگی من نبود و میرفت، همیشه گیج هستم و گمراه که نمیدونم.

    الان تو این مرحله فقط سعی دارم ناامید نشم و بگم خدابزرگه و مدام عبارات سلامتی میگم و فقط و فقط و فقط دلم سلامتی میخواد که مجبور نباشم انقدر نگران نیازهای اولیه‌ام باشم. یه روزایی خیلی ناامید شدم گفتم خدایا من دیگه ته دره و جهنمم چرا کاری برام نمیکنی؟ واقعا فک نمیکنم ینفر انقد به بمبست رسیده باشه، یعنی من یجا نشستم تو یه اتاق بی پنجره و تنها فقط سعی دارم مثبت باشم و ناامید نباشم. بازم با این اوضاع نصف در نصف حالم خوبه نصفی هم نه .

    فقط نمیدونم چی درسته چی غلط چکاری باید بکنم چکاری نباید، همش سعی دارم بسپرم به خدا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    یگانه ثروت گفته:
    مدت عضویت: 1759 روز

    خدایا شکرت.

    الله اکبر. این فایل رو قبلاً بارها شنیده بودم و در گوشیم ذخیره دارم.

    اما امشب به عنوان نشانه امروزم اومد. و دوباره گوش کردمش. و الله اکبر 💚 که وقتی استاد می‌گه اگه هزار بار هم فایلی رو گوش کنی، تکراری نمی‌شه و باز یه نکته تازه‌ای ازش دریافت می‌کنی، کاملاً درست می‌گه. و من این رو بارها و بارها تجربه کرده بودم و باز امشب هم به عینه برام تجربه شد. استاد خوبم عاشقتونم.

    راستی سلام. 😍 سلام به استاد عباسمنش عزیزم. سلام به مریم جانم و دوستان عزیز سایت. ممنون از دوستان عزیزی که در لایو شرکت کردند و توضیحاتی دادند و از تجربیاتشون گفتند. شنیدن این تجربیات به ما در واضح شدن مسیر هدایت کمک می‌کنه. 💕🙏

    ما چیزی جز لحظه حال نیستیم. ما در هر لحظه داریم لحظات آینده‌مون رو خلق می‌کنیم. حتی اگه مسیر رو گم کردیم باز هم راه هست. می‌شود اوضاع رو تغییر داد. جهان در هر لحظه داره اتفاقات و شرایط و ایده‌هایی هم‌سنگ با فرکانس‌هامون ایجاد می‌کنه.

    اگه ما تغییر کنیم، به نکات مثبت توجه کنیم، در احساس خوب باشیم، سپاسگزاری کنیم، از همین لحظه اوضاع شروع می‌کنه به تغییر و بهتر شدن.‌

    جهان در هر لحظه داره فرکانس‌های ما رو دریافت می‌کنه.

    اگه ذهن رو کنترل کنیم و باورهامون رو تغییر بدیم اوضاع بهتر می‌شه.

    استاد چقدر درست می‌گن. ما گاه تغییر نمی‌کنیم تا حدی که جهان با چک و لگد حالی‌مون کنه‌!

    استاد عزیز و نازنینم چقدر سپاسگزارم از وجود ارزشمندتون. ❤️ با این حرف‌تون الان یاد تجربه خودم افتادم:

    سال‌ها پیش در رابطه با پسری بودم که مشکلات عجیب و غریب روحی زیادی داشت. پارانویا بود، به دلیل اضطراب زیاد مدام می‌خواست بهش پیام بدم و لحظه لحظه در جریان کارها و زندگیم قرارش بدم.

    بیکار و بی‌پول بود. من براش شارژ تلفن می‌خریدم. یک بار قبض برق خونه‌اش رو هم من پرداخت کردم. چون گفت پول توجیبی‌ش تموم شده و پدرش پول نمی‌ده.

    در دیدارهامون پول رفت و آمد و خرج و مخارج و کافه رفتن‌ها و غذا خوردن‌ها و همه چیز رو من می‌دادم.

    حتی گاهی می‌گفت می‌خوام برم بیرون یا فلان کتاب رو بخرم ولی بابام بهم پول نمی‌ده. و من به دلیل عشقی که بهش داشتم براش پول واریز می‌کردم.

    هدیه‌های گرون براش می‌خریدم. عطر و ساعت و دستبند و…

    و در مقابل هیچ چیز مادی ازش دریافت نمی‌کردم. شاید باورپذیر نباشه، ولی هیچ چیز به جز سه چهار کتاب و سی‌دی فیلم و دو گوشواره بدلی از او هدیه نگرفتم. حتی در تمام مدت رابطه‌مون یک شاخه گل نداد بهم. باورتون می‌شه؟!

    عشق خشک و خالی بهم داشت. 😂

    و من…

    من در این رابطه خیلی متحمل سختی و عذاب و دردسر و رنج شدم. اعتبار و کار و روابط و سلامت و پول و همه چیزم ضربه خورد. خیلی چیزها رو از دست دادم.

    عاشق بودم، عاشق بودم. و او هم اوایل عاشق من بود. ولی از جایی به بعد دیگه عشقی به من نداشت و امروز فکر می‌کنم حتی خیانت هم می‌کرد.

    خلاصه، نتیجه همینی شد که الان استاد عباسمنش نازنین و بزرگوار من گفت.

    من نمی‌تونستم احساساتم رو کنترل کنم و جدایی‌مون رو بپذیرم. نمی تونستم این روند نادرست رو تغییر بدم. نمی تونستم بفهمم که این مسیر نادرسته. 😥

    نهایتاً اون پسر من رو ول کرد. من رو رها کرد. و من باز نفهمیدم. بهش التماس کردم که جدا نشیم. گریه و زاری کردم. و اون محل نگذاشت و گفت نمی‌تونه. ترکم کرد. رهام کرد. من تحقیر شدم.‌ له شدم.

    بعد از نظر روحی و جسمی مریض شدم. دکتر و مشاور و روان‌پزشک و قرص آرام‌بخش و…

    آه و اشک و نفرت و نفرین و…

    دو سال طول کشید تا حالم بهتر شد.‌

    استاد جانم در این فایل می‌‌گه:

    وقتی من بعضی داستان ها رو می‌شنیدم که بعضاً دختری گذاشته ازش سوءاستفاده بشه و انقدر ادامه داده که آخرش هم پسره اون رو ول کرده، می‌خواستم بزنم اون دختر رو لهش کنم که باز هم بعد از این همه ضربه خوردن، خودش اون یارو رو ول نکرده. اون پسر این دختر رو ول کرده. یعنی بعد از این همه ضربه خوردن بازم بیدار نشده.

    استاد خوب و نازنینم، کاش در مورد من هم، شما اون موقع بودین و من می‌شناختم‌تون و صداتون رو می‌شنیدم و بیدار می‌شدم.

    کاش اون موقع با شما و فایل‌ها و سایت شما آشنا بودم و شما به قول خودتون می‌زدید لهم می‌کردید تا بیدار بشم و این همه اجازه ندم ازم سوءاستفاده بشه و تازه آخرش هم اون پسر من رو ول کنه. 😔😔

    اما استاد عباسمنش یگانه‌ام، استاد عزتمند و سعادتمند من، خدا رو هزاران بار شکر، هر چند دیر و سخت، هر چند به قول شما با چک و لگد جهان، هر چند با چکش و پتک جهان به سرم، هرچند بعد از کوبیده شدن هزار تن بار سنگین به سرم، بالاخره بیدار شدم. تغییر کردم. و امروز بی‌نهایت از شما ممنونم.

    در برابر این همه ارزشمندی شما، این همه خداگونگی شما، این همه آگاهی‌بخشی شما، سر تعظیم فرود می‌آرم. عاجزم از سپاسگزاری. ❤️❤️❤️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: