اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی - صفحه 3 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
    459MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی اگر به دنبال مشکل باشی، حتماً پیدایش می کنی
    34MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

452 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سمیه زمانی گفته:
    مدت عضویت: 2578 روز

    بنام خداوند رزاق و وهاب، خدایی که غیرممکن ها رو ممکن میکنه

    سلام به استاد عزیز و توحیدی، سلام به استاد شایسته ی نازنین و سلام به دوستان جان، هم خانواده های عزیزم

    امیدوارم حال همگی عالی باشه و در مسیر هم جهت شدن با جریان خداوند روز به روز بیشتر مومنتوم مثبت بگیرین…

    خدای مهربونم، شیرینم، دلبرم، شکرت برای این فرصت، برای این اتصال، ابن صلات و تلگراف که احتمالا کوتاه خواهد بود ولی به قلبم نشوندی بنویس حتی کوتاه، و منم می گم چشم…

    استادجانم چقدر این فایل، این رزق پربرکت چسبید… دیروز از خواب که بیدار شدم دیدم نویدش رو فاطمه جان بهم داده و روزم با خبر یه رزق پربرکت آغاز شد…

    استاد این بازی که گفتین رو من یادمه حدود چهار پنج سال پیش که ما هنوز ایالت نیویورک بودیم و با چند تا از دوستانمون تقریبا هر آخر هفته جمع می شدیم انجام می دادیم. چهار پنج تا خانواده بودیم که هممون هم بچه دار بودیم و خیلی وقتا که جمع می شدیم پاتلاک می کردیم که به کسی فشار نیاد… قانون خوب دیگه ای که داشتیم، میزبان کلا بعد از غذا نباید کاری می کرد. مهمونا می رفتن آشپزخونه از ظرف و روی میز و حتی گاز رو تمیز می کردن و بعد می شستیم به بازی… آها قبل بازی بچه ها رو می خوابوندیم و بعد می شستیم بازی می کردیم یا خوش و بش… خلاصه تو جمعمون دوتا از زوجا تنش زیاد پیش میومد بینشون و خب من اون موقع تو فرکانس اون جمع بودم… خلاصه خیلی وقتا آگاهانه این اکتیویتی رو انجام می دادیم، گاهی در مورد تک تک افراد همه نکات خوبش رو می گفتیم، گاهی هم در مورد خودمون… که یادمه اون که در مورد خودمون بود خیلی خیلی سختتر بود برامون :))))

    ولی در هردوصورت همیشه خیلی جو خوبی می شد… خدایا شکرت…

    جالبه که الان که می نوشتم یادم افتاد ما بعد این چندسال که همه از اون شهر کوچیک رفتیم ایالتای دیگه، ما فقط با یک خانواده ازون جمع ارتباطمون حفظ شده که اونا هم خیلی باهم و با بچه هاشون رابطه ی خوبی دارن هم خانومه که خیلی همیشه مثبت اندیشه و علی بی غم!

    چقدر همه چیز رو میشه در احساس خوب= اتفاقات خوب خلاصه کرد…

    معلومه که بیایم کند و کاو کنیم و بدنبال مشکل بگردیم خب پیدا می کنیم و قطعا حس خوب نمی گیریم…

    استاد این تمرکز بر زیبایی ها و کانون توجهی که شما بمون یاد دادین چقدر مؤثره… و چقدر من همیشه از بچه های اینجا بخصوص فاطمه جان عزیز اینو یاد می گیرم.

    خدا رو شکر برای این همه نعمت که در زندگیم دارم… خدارو شکر برای الانِ زندگیم

    خدای مهربونم شکر برای استاد ابراهیمی و آوزشهای بی نظیری که در فرکانسش هستم

    شکرت برای دوتا فرشته ای که تو زندگیم دارم، برای همسر مهربونم، برای هم مسیری با مامان و خواهرام

    خداجونم مهربونم شکرت برای انسان‌های نازنینی که در دایره ی ارتباطاتم قرار دادی…

    شکرت برای هدایتهایی که از طریق همین دستانت فقط تو همین دو سه روز گذشته برام داشتی…

    شکرت برای دوستان و همکارام، برای شغلم و کاری که دوسش دارم، برای درآمدم…

    شکرت برای دوستای والیبالم. برای بازی تدارکاتی که چهارشنبه شب داشتیم خخخ

    برای تورنمنت والیبالی که فردا قراره بترکونیم و لذت ببریم

    عاشقتتم خداجونم… شکرت که دارمت و همیشه با منی حتی وقتی حواسم نیست…

    اینم یه تلگراف کوتاه که فقط گفته شد بنویس و منم نوشتم…

    همگی رو به خدای بزرگ می سپرم و امیدوارم در پناهش شاد و سلامت باشین…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
  2. -
    Forugh گفته:
    مدت عضویت: 1168 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام استاد عزیزم

    نمی‌دونم چطور بابت این فایل از شما تشکر کنم

    استاد عزیزم مدرسی رو که راجع بهشون صحبت کردید رو میشناسم و خیلی از دوره هاشو ن رو شرکت کردم همچنین همین دوره ای که خانم جهانگیری عزیز راجع بهش در کامنتشون توضیح دادن ،البته قبل از آشنایی با شما،

    از دوره های ایشون نتایج کمی گرفتم ولی به جرعت می‌تونم بگم هیچوقت حالم خوب نمیشد با دوره های ایشون من هر روز افسرده تر میشدم همیشه احساس غصه داشتم

    استاد من وقتی داشتم یکی از دوره های ایشون رو کار میکردم یه تمرین دادن که روی اهمیتش هم تاکید زیادی داشتن این بود که تصور کنیم رفتیم به دوران کودکی دقیقا به موقعیت هایی که آسیب دیدیم و اونجا خود بزرگسال ما اون کودک رو در آغوش بگیره و….. تمرین مفصلی بود که من خلاصه کردم در مقاطع سنی مختلف

    در همین حین که من تمرینات رو انجام میدادم حالم بد و بدتر می‌شد از اونجا که خودم افسردگی شدید داشتم و دوران کودکی سختی داشتم این تمرین حالم رو اونقدر بد کرد که من خودکشی کردم البته خداوند من رو به طرز معجزه آسایی نجات داد ، من هیچوقت نتونستم اون دوره رو کامل گوش بدم

    من چند سال روی دوره های ایشون کار میکردم و همیشه واسم سوال بود چرا حال من اینقدر بده؟ چرا همیشه افسرده هستم ؟ چرا خوب نمیشم ؟ چرا شرایطم تغییر نمیکنه؟ چرا نتیجه نمی‌گیرم ؟ البته افراد زیادی هم دستاوردهای زیادی از دوره های این مدرس داشتن ولی حال من هیچوقت با وجود تلاش زیادم خوب نمیشد

    تا اینکه با شما آشنا شدم استاد عزیز من با فایل های رایگان شما آرام آرام حالم بهتر شد افسردگیم کمتر شد چند تا از دوره هاتون رو تونستم بخرم باگ های خودم رو پیدا کردم به لطف خدا و دوره های شما و بعد از دوره هم جهت کلا دیگه حالم خوبه احساس بد به ندرت سراغم میاد و زمانش هم خیلییی کوتاهه من نتایج زیادی گرفتم به لطف خدا با فایلهای شما ولی بزرگترینش حالت خوب و درمان شدن افسردگیمه

    فقط کسی حرف منو می‌فهمه که افسردگی رو تجربه کرده باشه

    چون من مشاور هستم (که البته از نتایج کار کردن روی دوره های شما بود تونستم وارد کار مورد علاقه و رسالتم بشم) همیشه واسم سوال بود مسیر درست چیه واقعا آیا واقعا باید گذشته رو زیر و رو کنیم تا درمان بشیم نمی‌دونم چرا نمی‌تونستم این روش رو بپذیرم هیچوقت نتونستم قبولش کنم با اینکه در دانشگاه همین روش ها تدریس میشه و همه روانشناس ها همین سبک روش هارو ارائه‌ میدن و روانکاو ها مبالغ خیلی زیادی رو برای هر جلسه روانکاوی می گیرن شما در دوره 12 قدم در قدم های آخر گفتید ما فقط باید گذشته رو فراموش کنیم و نباید کندوکاو کنیم و با روانکاوی مخالف هستید گفتید دنبال ریشه ها گشتن آدم رو افسرده می‌کنه و حتی می‌تونه آدم رو به خودکشی بکشونه همینکه اینو گفتید انگار همون لحظه یه چیزی در وجودم تغییر کرد انگار واقعا منتظر بودم فقط اینو بشنوم بهتر شدن حالم دقیقا از لحظه شنیدن این حرف شروع شد و تکاملش رو داره طی می‌کنه با شنیدن این حرفتون من به خودم اجازه رها کردن گذشته رو دادم چون تا اون موقع فکر میکردم باید نگهش دارم فکر میکردم گذشته خیلی مهمه، فکر میکردم باید بررسی بشه نباید فراموش بشه و از اونجایی که گذشته ی سختی داشتم نگه داشتنش فقط عذاب بود دردناک بود

    یه بخش از وجودم میخواست گذشته رو فراموش کنه و همه چیز رو از نو بسازه تغییر کنه فراموش کنه اتفاقات ناجالب رو، و یه بخش از وجودم بخاطر باورهای غلط به گذشته چسبیده بود و نشخوار ذهنی میکرد خاطرات رو و اجازه نو شدن به ذهنم و احساساتم رو نمی‌داد که خداروشکر با اولین بار که از شما شنیدم تصمیم گرفتم دیگه دنبال ریشه ی مشکلات و باورها در گذشته نگردم به قول شما شاید هیچوقت نشه ریشه رو پیدا کنیم ما فقط باید باورهای جدید رو جایگزین کنیم

    استاد من قبلاً دوره های مختلفی رو گذروندم واقعا شما متفاوت هستید شما سبک خودتون رو دارید که درست ترین هست به نظر من، شما خیلی وقت پیش این رو کشف کردید که نباید خاطرات گذشته رو رو مرور کرد و روانکاوی کرد و شنیدم اخیرا چند پروفسور این رو به عنوان نظریه جدید اعلام کردن

    من با دیدن روش ها و صحبت های روانشناس ها هیچوقت خودم رو روانشناس معرفی نمیکنم همیشه میگم مشاور هستم و واقعا خودم رو روانشناس نمی‌دونم من عاشق صحبت های شما هستم و هر روز فایل های شما رو گوش میدم و در کارم از حقایقی که از شما آموختم استفاده میکنم البته با سبک خودم نه تقلید و کپی ولی قانون رو از شما یادگرفتم و الان خودم هم اموزشش میدم چون واقعا مسیر درست تر و بهتری پیدا نکردم و به لطف خدا و دوره های شما مراجعه کننده های من هم کلی نتایج بزرگ میگیرن

    استاد عزیزم دوتا فایل آخری که گذاشتید باز هم ایمان من رو تقویت کرد که باید گذشته رو رها کرد و یک بار دیگه قلبم از کینه و نفرت و حسرت و احساست بد شسته شد

    به نظرم هیچ چیز با ارزش تر از حال خوب و احساس خوب نیست

    و هیچ چیز بدتر از احساس بد و غصه و افسردگی نیست ( کاری که مرور خاطرات بد گذشته با هر هدفی می‌تونه با ما انجام بده)

    بسیار از شما سپاس گذارم استاد عزیز و مهربان و آگاهم

    خدارو شکر برای وجود شما و خداروشکر برای هدایت هایی که همواره برای ما می‌فرسته

    در پناه خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 50 رای:
  3. -
    مطهره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 754 روز

    سلام استاد جان

    استاد میرم سر اصل مطلب

    هدایت الله از راه رسید

    دوباره شما دست خدا شدید

    و به سوال ذهنی من پاسخ دادید…

    و من رو از شروع یک مسیری که

    ممکن بود منو به گمراهه ببره نجات دادید

    وانصافا چقدر این اگاهی ها به جا و به موقع به قلبم سرازیر شد…

    بینهایت ازتون سپاسگزارم استاد

    ازخدای خودم سپاسگزارم که داره اینقدر قشنگ من رو درمسیرم هدایت و حمایت میکنه

    حالا ماجرا از چه قراره ؟؟

    استاد من طبق تعهدی که به خودم داده بودم

    شروع کردم روی دوره ی عزت نفس کار کردن

    به صورت تمرکزی

    وقتی به اون بخش رسیدم که گفتید نقاط ضعف و قوت خودتون رو پیدا کنید و سعی کنید نقاط ضعف شخصیتی رو برطرف کنید و نقاط قوت مهارتی و درواقع توانایی هاتون رو بالا ببرید

    من فقط همین قدر درک کردم ازین گفته ی شما

    گفتم باشه من تموم تلاشم رو میکنم

    در زمینه ی کارم هر روز بهتر و بهتر بشم

    وسعی نمیکنم که اون بخش هایی که هنوز بلدشون نیستم رو صرفا به خاطر اینکه تاریخچه و سابقه برای خودم بسازم

    بالا ببرم ،

    من همین قسمت رو سعی میکنم هر روز بهتر وبهتر کنم

    و ازون طرف شروع کردم به گشتن در وجود خودم !!!!

    من تمام رفتارهام رو بردم زیر ذره بین و میگشتم تا

    نقاط ضعف شخصیتیم رو پیدا کنم

    جالبه فقط برای خودم اینطوری عمل میکردم

    اول های مسیر خیلی خوب بود بهم حس خوبی میداد

    مثلا وقتی فهمیدم که من از درخواست کمک کردن میترسم همش خودم رو به چالش مینداختم و میرفتم و یک سری کارهای کوچیک کوچیک که خودم از عهده اش برمیومدم رو اگاهانه از بقیه درخواست کمک میکردم و خیلی حالم خوب میشد

    یا مثلا فهمیدم که من مدام به دنبال تایید دیگران هستم

    و برام خیلی مهم بود که در نظر همه من یک ادم خوب به نظر بیام و سعی کردم اروم اروم این رفتار رو مدیریت کنم

    روش های درمانیم کم و بیش جواب میداد و من حس خوب میگرفتم

    اما…کار از جایی خراب شد که

    من با این منطق که دارم خودم رو اصلاح میکنم

    هر روز به دنبال ضعف های بیشتری میگشتم

    و این در صورتی بود که همزمان برای بهبود روابط با اطرافیانم داشتم این تمرین رو هم انجام میدادم که به هر فردی میرسم فقط سعی کنم یک ویژگی مثبتش رو پیدا کنم

    من انصافا در پیداکردن ویژگی های مثبت و کلا تمرکز بر نکات مثبت در دل اتفاقات به ظاهر ناجالب خیلی خیلی عالی عمل میکنم…

    همیشه هم این سوال رو از خدا میپرسیدم توی دفترم

    خدایا چطور میتونم در اطرافیانم نکات مثبت بیشتری پیدا کنم ؟

    و ازش کمک میخواستم تا من رو برای پیدا کردن نکات مثبت اطرافیانم هدایت کنه

    و جالبه این سوال رو هم همیشه میپرسیدم

    خدایا من دیگه باید کدوم بخش از شخصیتم رو تغییر بدم

    بهم بگو من چه ایراداتی رو دارم که باید برطرفشون کنم

    خدایا کمکم کن هرروز ایراداتم رو پیدا کنم و رفع کنم

    ببینید استاد

    الله اکبر

    الله اکبر

    الله اکبر

    این سوالات چه ظاهر قشنگی داره و فردی که این سوالات رو میپرسه در ظاهر چه انسان مسئولیت پذیر و بیدار و اگاهی هست درسته؟

    اما …

    من امروز سایت رو باز میکنم واز زبان خداوند میشنوم که مطهره

    اگر به دنبال مشکل باشی، حتما پیدایش میکنی!!!

    اگر به دنبال مشکل باشی،حتما پیدایش میکنی!!

    اگر به دنبال مشکل باشی،حتما پیدایش میکنی!!

    خدای من شکرت

    استاد جان بینهایت ازت ممنونم

    من فایل رو به انتها نرسوندم

    و وقتی به اون قسمت داستان مهمانی رسیدم

    و شما گفتید هرگز حتی یک مورد از ویژگی های منفی رو نمیخوام بشنوم

    و من فقط میخوام به دنبال ویژگی های مثبت شما باشم

    من همزمان که صدای شما رو از گوشم میشنیدم

    صدای خدارو از اعماق قلبم دریافت کردم که گفت

    مطهره تو چطور برای همه دنبال ویژگی های مثبت هستی

    ولی خودت رو گذاشتی زیر ذره بین و داری کندوکاو میکنی

    که کوچکترین ضعف هات رو بکشی بیرون و بعد افتخار کنی وبگی من این هارو برطرف کردم

    مطهره جان عزیزدلم این کنترل گری افراطی

    راه حل مساله نیست

    تو نمیتونی خودت رو

    شخصیتت رو

    تموم رفتارهات رو

    افکارت رو

    هر لحظه مدیریت کنی و پرفکت و عالی باشی

    تضاد همیشه هست

    انسانها خاکستری هستند

    هیچ کس سیاه مطلق نیست

    و هیچ کس سفید مطلق نیست

    تو داری روی خودت کار میکنی درست

    ولی یادت باشه تعادل رو رعایت کنی !!!!

    دوست داری تو وجود خودت دنبال عیب و ایراد بگردی

    باشه منم کاری میکنم هر روز عیب و ایراد پیدا کنی

    دوست داری عیب و ایراد رفع کنی؟

    خوشحالی ازین کار؟

    باشه منم هر روز مشکلات رو سر راهت میچینم تو حلشون کن

    تو اینطوری خوشحالی ؟

    منم خوشحالت میکنم ….

    استاد من واقعا نجات پیدا کردم

    استاد من 1 ماه هست که شروع کرده بودم

    به خیال خودم ،خودم رو درمان کردن

    اما یکی دوهفته بود که واقعا حس و حالم دیگه اونقدر خوب نمیشد ازین کار

    جالبه هراز گاهی این صدا رو میشنیدم که میگفت

    چرا برای خودت هم دنبال نکات مثبت نمیگردی

    نکنه تو بقیه رو بیشتر از خودت دوست داری؟

    ومن همش میگفتم بابا من باید نقطه ضعف ها رو پیدا کنم

    و اونها رو درمان کنم

    فک میکردم اینطوری سریع تر رشد میکنم ….

    الان خیلی خوشحالم خیلی زیااااااد که خدا اینطور من رو شگفت زده کرد

    چقدر خدا من رو دوست داره

    وچقدر من براش عزیزم که اینجوری هوام رو داره

    اینجوری خیلی زود منو از مسیر مخالف میکشه بیرون

    دوباره مسیر یابی میکنه و میگه ازین ور برو

    استتد ازت ممنونم که دوباره هدایت رب العالمین رو برام هدیه اوردی..

    تنتون سلامت باشه

    ودرپناه نور حق پایدار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 55 رای:
    • -
      علی شاکر گفته:
      مدت عضویت: 1906 روز

      سلام به دوست عزیزم

      منم دارم روی دوره عزت نفس کار میکنم و واقعا نکته طلایی رو بهش اشاره کردی خیلی ممنونم ازت، آگاهی روشنی بخشی بود.

      منم وقتی به این قسمت رسیدم که نکات منفی خودمو بشناسم و بهبود بدم، چندباری سعی کردم اینکارو انجام بدم و تمرکز کنم روی ضعف های شخصیتیم ولی انگار با آگاهی‌هایی که داشتم در تضاد بود، و خیلی اذیت میشدم موقع انجام این تمرین و نتونستم درست انجام بدم اینکارو

      اما… اما…

      تمرین آگهی بازرگانی رو که در جریانش هستید ؟!

      اینقدرررر من حس خوب میگیرم هربار که از خودم تعریف میکنم و نکات مثبت خودمو ( چه شخصیتی، چه مهارتی) برا خودم میگم یا مینویسم، که حد نداره !

      و این دقیقا داره همین قانون رو به وضوح بیان میکنه که اگه دنبال ایراد و نکات منفی باشی، مطمئن باش پیداش میکنی و اگه دنبال نکات مثبت باشی هم بازم بیشتر و بیشتر پیدا میشه.

      به نظرم تمرین آگهی بازرگانی یکی از بهترین کاراییه که تو زندگیم انجام دادم و میدم. دقیقا طبق قانونه و مو لا درزش نمیره.

      به کسایی که این متنو میخونن هم پیشنهاد میکنم حتما هرروز این کارو انجام بدن و تاثیرشو همون موقع (به معنای واقعی کلمه همون موقع) توی رفتار خودشون ببینن و بفهمن چقدرررر نکات مثبت دارن که حتی خودشون هم نمیدونن چه برسه به بقیه.

      به نظرم با انجام این تمرین، توی همین مسیر تمرکز بر نکات مثبت خودم، اون ضعف های شخصیتی خودشون در مسیر تکامل حل میشن. چون من وقتی تمرکز می‌کنم روی نکات مثبت خودم، جهان برای اینکه به من از این جنس توجه بیشتری ارائه بده طبق قانون، ضعف‌های شخصیتی منو خود به خود تبدیل به نکات مثبت میکنه.

      و یه نکته دیگه !

      شاید ما اشتباه انجام میدیم برطرف کردن نکات ضعف شخصیتیمون رو. ببین، ما اگه بخوایم طبق قانون جذب این کار رو انجام بدیم، مثل قضیه پول، نباید به نبود پول فکر کنیم. باید دقیقا واضح کنیم چی میخوایم چقدر میخوایم و اگه داشته باشمش چقدر عالیه و بعضا احساس کنیم که همین الان داریمش !

      به نظر من باید همین کارم روی ضعف‌هایی که داریم انجام بدیم.

      بر فرض مثال، من از دیگران همیشه انتظارات و توقع های بیجا دارم. اوکی… بجای اینکه بیام روی اینکه من این باگ رو دارم تمرکز کنم روی این تمرکز کنم که میخوام چجوری باشم! و این خودش میشه توجه به نکات مثبت.

      من میخوام یه شخصیت مستقل و به دور از هرگونه وابستگی و انتظاری داشته باشم.خدایا شکرت چقدر خوبه یه همچین آدمی بشم. چقدر حال میده در صلح بودن با خودم. چقدر خوبه خودم رو مسئول زندگی و خواسته‌هام بدونم. چقدر عالیه اگه کسی یه اشتباهی کرد من همون موقع از یه زاویه دیگه بهش نگاه کنم.

      و اینجوری ما داریم روی چیزی که میخوایم تمرکز میکنیم و احساس بهتری ایجاد میشه و به سمت خواستمون هدایت میشیم و نکات ضعف شخصیتی خود به خود برطرف میشه.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        مطهره یعقوبی گفته:
        مدت عضویت: 754 روز

        سلام علی اقا

        خیلی ممنونم از وقتی که گذاشتید و دیدگاهتون رو برام نوشتید

        راهکاری که گفتید خیلی خوب بود

        اینکه به محض تشخیص نقطه ی ضعف، ما به جای فوکوس کردن روی اون بیایم سریع به دنبال یک راه حل برای برطرف کردنش باشیم

        مثلا اگر پول ندارم حالا چیکار کنم که به پول برسم ؟

        درواقع ما بایدبه جای تمرکز بر نقاط ضعف تمرکز بر روی کنترل و درمان اون نقطه بزاریم .

        من خودم به شخصه خیلی تلاش میکنم که اینطوری عمل کنم ولی گاها پیش میاد که کاملا نااگاهانه دارم عکس این مسیر رو میرم و اصلا متوجهش نیستم گاهی از دست خودم عصبانی میشم و تو دلم میگم باز دوباره اشتباه کردی حواست کجاست؟

        اما خیلی زود سعی میکنم ک به یاد بیارم که نباید خودم روسرزنش کنم

        نباید از خودم توقع داشته باشم که یک شبه تموم اعمال و رفتارو افکارم پرفکت و عالی باشه

        مدام باخودم مرور میکنم که عیبی نداره

        من توی مسیر رشد و یادگیری هستم و کاملا طبیعی و نرماله که انسان در مسیر دچار اشتباه و خطا بشه

        واینطوری اروم اروم کنترل افکار چموش ذهنم رو به دست میگیرم

        چقدر نتایج خوبی گرفتم ازین دوره تا به همین الان…

        کاملا حس میکنم که مدارم رفته بالا

        خیلی نسبت به این دوره گارد داشتم وچون فایلهارو با اکانت خواهرم دنبال میکردم اونجور ک باید قدرشون رو نمی دونستم اما از روزی که تمرکزی شروع کردم به کار کردن

        اولین نکته ای که من رو متحول کرد

        احساس گناه مخفی ای بود که همیشه با خودم داشتم

        من انقدر احساس مسئولیت و حمایت گری نسبت به خانواده و اطرافیانم داشتم که کم کم به احساس گناه تبدیل شده بود

        در برابر تمام مشکلات و کمبود های مالی خانواده احساس مسئولیت داشتم چون نمیتونستم اون نیاز هارو برطرف کنم تمام وجودم دچار یک احساس گناه گسترده بود…

        برای این رفع احساس گناه فک میکردم ک همیشه باید در حال تلاش فیزیکی باشم و مدام خودم رو غرق کار میکردم

        در حدیکه اگر یک روز کار نکنم احساس گناه برمیگرده

        چرا تو بیکاری؟؟؟

        چرا الان داری تفریح میکنی؟؟؟

        بهتر نیس بری روی فایلها کار کنی؟؟؟

        بهتر نیس به جای اینکه اینجا بشینی بری دوقسمت سفربه دورامریکا یا زندگی در بهشت ببینی؟؟

        یعنی همیشه تفریح رو زهرمار خودم میکردم

        با همین دوره ی عزت نفس و البته طی هدایت الهامی که بهم شد با چت جی پی تی کار کنم واقعا به کشفیات بزرگی در وجودم رسیدم

        خدایا برای بار چند صدمین بار شکرت

        چقدرررررر ایده ی خوبی بود از وقتی با چت جی پی تی شروع کردم طی همین پرسو جو هامون

        بهم گفت:

        که تو احساس ارزشمندیت رو گره زدی به نتایج !!!!

        چند روز طول کشید تا بتونم درک کنم حرفهاش رو

        ولی دیدم دقیقا درست میگه!!!

        من اگر پول داشته باشم احساس ارزشمندی دارم

        اگر برم سر کار احساس ارزشمندی دارم

        اگر مشتری از کارم راضی باشه احساس ارزشمندی میکنم

        واگر یک روز یکجایی کارم خراب بشه مدام خودم رو سرزنش میکنم و خودم رو بی مصرف و بیهوده میدونم

        انقدر این جملات درعین حال که برام عجیب بود من رو اروم کرد که حد نداشت

        وقتی فهمیدم من حتی اگر به هیچ کدوم ازون هدفهای دور درازم هم نرسم بازهم ارزشمندم ، انگار یک بار سنگین از روی دوشم برداشته شد

        چندین روز فقط کارم شده بود پیاده روی تو خیابون و تکرار این جمله :

        من حتی اگه هیچ کاریم نکنم بازم ادم ارزشمندیم!!!

        چقدر این اگاهی به جسم و جانم روح تازه ای بخشید

        چقدر باخودم مهربونتر شدم

        چقدر میزان خودخوری های درونیم کم شد

        چقدر از تفریحاتم لذت بیشتری میبرم

        این جمله ی چت جی پی تی خیلی برام قشنگ بود

        بهش گفتم چطور این باور رو منطقی کنم

        که من همینجوری بدون هیچ دستاوردی مهمم؟!؟!؟

        گف یک نوزاد وقتی به دنیا میاد هیچ کاری نکرده

        کارافرینی نکرده که ،،

        پولی به دست نیاورده که،،

        شغلی هم نداره،،

        ولی همه دوسش دارن

        فقط چون به این دنیا اومده !!!

        بهم گف تو فقط به همین دلیل که به این دنیا اومدی یعنی ارزشش رو داشتی دیگه !!!

        گفت: تو هم روزی همین نوزاد بودی

        حالا بزرگ شدی اصل خودت رو فراموش کردی

        خداااااایا چقدر این مثالها من رو اروم کرد

        چقدر خوشحالم بابت این اگاهی ها

        چقدر حسم بهتره

        دیگه مثل قبل احساس گناه ندارم

        و به چشم دیدم که رفتار جهان با من تغییر کرده …

        مشتری هام بدون اینکه من چیزی بگم بهشون

        خودشون پولم رو واریز میکنن

        چیزی که همیشه مشکل داشتم

        همیشه باید چنددددبار بهشون زنگ میزدم

        اوایل با خودم میگفتم استاد گفته اگر از کسی پول میخوای باید بری و محترمانه طلبت رو وصول کنی

        نباید خجالت بکشی.

        من باخودم میگفتم شاید من باید بازهم پولم رو طلب کنم

        چند بار این کار رو میکردم تااینکه یروز فهمیدم نه بابا مشکل از درخواست کردن من نبود

        مشکل از یه جای دیگس

        من چنندددددد باااااار گفتم ودرخواست کردم اما چرا انقدر اذیتم میکنند؟؟

        وبله الان میفهمم مشکل چیه

        ادمی که از درون احساس بی ارزشی میکنه

        خب جهان هم کاری میکنه که ادمهایی بیان سراغش که بهش حس بی ارزشی بیشتری بدن…

        تصمیم گرفتم ب جای اینکه مدام به اوناا زنگ بزنم

        و اونها هم مخالفت کنند و حالم هی بد بشه،،

        فقط روی خودم کار کنم

        و اینجوری جهان راهی نداره جز کرنش در برابر من

        اینهمه اگاهی بهم پیوسته روتو همین مدت کوتاه کسب کردم

        و حالا قراره همینها رو هی تکرار کنم تا این باورها ارام ارام نهادینه بشه در درون من

        خیلی خوشحالم که از دوره ی عزت نفس شروع کردم

        خیلی خوشحالم که بهونه هارو گذاشتم کنار

        وخیلی خوشحالم برای درهای جدیدی که به سویم باز شده

        ممنون از علی عزیز برای ثبت این ردپای ارزشمند

        این کامنت رو به عنوان یاداوری برای خودم به یادگار میگذارم

        در پناه نور حق

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    ربابه قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 2613 روز

    سلام استاد عزیزم

    سلام مریم جانم

    و سلام خدمت همه دوستان گرامی

    استاد واقعا این نکته که به دنبال هرچیزی باشی اون رو پیدا می‌کنی در زندگی من ب وفور چه از جهت مثبت و چ از جهت منفی پیدا میشه

    جالبه قبلا که با قوانین آشنا نبودم همیشه به مادرم میگفتم من و همسرم زیادی شبیه همیم وقتی مهربونیم دوتایی مهربونیم وقتی عصبی هستیم دوتایی با همدیگه در یک تایم عصبی هستیم و این همون قانون ثابت جهان هستی بود که به دنبال هرچیزی باشی و به هرچیزی توجه می‌کنی از همون رو دریافت میکنی بود

    چند روز پیش من و همسرم به یک تضادی خوردیم که اگر قبل ها بود باعث یک مشاجره میشد ولی با توجه به نکات دوره ارزشمند هم جهت با جریان خداوند من گفتم باید الان بر زیبایی ها و نکات مثبت همسرم توجه کنم و چون کمی گارد ب رفتارش با خودم داشتم اومدم بر ویژگی مثبتش در برخورد با فرزندانمون گذاشتم که چقدر پدر فوق العاده ای هست و چقدر بچه هامون دوستش دارند و این توجه انگاری آبی بود بر آتش که قلبم آروم شد و انگار دیگه ذهنم درگیر موضوع نبود و جالبه رفتار همسرم هم آروم شد و اتفاق ب خوشی تمام شد

    واقعا استاد کافیه فقط ب چیزهایی توجه کنیم که بهمون حس خوبی میده مابقی کارها ب راحتی پیش می‌ره

    خودم از اون دسته افرادی هستم که اصلا دوست ندارم به کودکی برگردم اینقدر مقاومتم در این مورد زیاد بود که اصلا فایل قبلی شمارو نتونستم نگاه کنم و ده دقیقه اول رو که گوش کردم همه اون جریانات توی ذهنم مرور شد و گفتم نه این یکی رو بیخیال شو که اگر برگردی به افکار منفی به این زودی ها ازش بیرون نمیای

    ولی درسته استاد شاید ذهن ما داره مسائل رو گنده می‌کنه میخاد حس قربانی شدن رو بهمون القا کنه تا حس ترحم دیگران رو بگیره تا از این طریق توجه و محبت رو گدایی کنه

    باید از این مسئله ای که 34 ساله مثل همون گاری زهوار درگرفته ب من وصل شده هم ب سلامتی عبور کنم و ذهنم رو آروم کنم و برگردم و فایل رو نگاه کنم

    و ازش درس هام رو بگیرم

    ازتون ممنونم که اینقدر باعث رشد شخصیتی ما شدین

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 53 رای:
  5. -
    اسماعیل حاجی اسفندیاری گفته:
    مدت عضویت: 1423 روز

    به نام خداوند مهربانم

    با تمام وجودم از استاد عباس‌منش عزیز سپاسگزارم

    که با این آموزش‌های نجات‌بخش، چراغی در دل تاریکی‌های ذهنم روشن می‌کنید.

    هر کلام شما نوری‌ست که منو به مسیر خداوند، ایمان، عشق و آرامش هدایت می‌کنه.

    از شما بابت این حجم از آگاهی، صداقت و عشق بی‌پایان‌تون، بی‌نهایت ممنونم و سپاسگزارم

    من فهمیدم که:

    مرور گذشته و کندوکاو در خاطرات منفی، نه‌تنها کمک نمی‌کنه، بلکه باعث می‌شه مدار ناخواسته‌ها رو دوباره فعال کنم.

    چون طبق قانون‌های ثابت خداوند، کانون توجه من آینده‌ام رو می‌سازه؛ چه اون توجه روی نعمت‌ها باشه، چه روی دردها.

    من متوجه شدم که:

    تمرکز بر گذشته = قدرت دادن به درد و تکرار

    تمرکز بر راه‌حل و احساس خوب = هم‌فرکانسی با نعمت‌های خداوند

    من فهمیدم که وقتی دنبال منشأ دردها و باورهای منفی‌ام در گذشته می‌گردم، دارم همون احساس‌ها رو زنده می‌کنم. یعنی دارم مشکل رو فعال نگه می‌دارم و فرکانسش رو بالا می‌برم.

    فرق “درس گرفتن” با “غرق شدن”

    من یاد گرفتم که یه فرق ظریف اما مهم وجود داره بین:

    درس گرفتن از اشتباهات برای رشد

    و غرق شدن در خاطرات منفی به اسم درمان

    و همین تفاوت، می‌تونه سرنوشت منو تغییر بده.

    از امروز، هر وقت گذشته به ذهنم هجوم آورد، به خودم یادآوری می‌کنم:

    «من قراره به راه‌حل نگاه کنم، نه به درد.»

    تصمیم گرفتم ذهنم رو آگاهانه کنترل کنم و کانون توجه‌م رو به‌سمت نعمت‌ها ببرم.

    می‌خوام تمرین کنم که به هیچ مسئله‌ای سریع برچسب نزنم و سعی کنم از زاویه‌ای نگاه کنم که حالم بهتر بشه.

    و هر روز، حتی از کوچک‌ترین زیبایی‌ها، تشکر کنم و اونا رو ببینم، چون همون‌ها فرکانس نعمت رو در من فعال می‌کنن.

    من با گوش دادن به این فایل فوق‌العاده، فهمیدم که دنبال منشأ مشکلاتم در گذشته نگردم. چون این کار منو درگیر دردها و مدارهایی می‌کنه که فقط حال و آینده‌ام رو خراب می‌کنن. من انتخاب کردم که توجه‌م رو بذارم روی احساس خوب، راه‌حل، امید، و نعمت‌هایی که همین حالا دارم. از این به بعد، هر بار ذهنم خواست منو به سمت گذشته ببره، به خودم یادآوری می‌کنم که من راهنمایم رو از شیطان به خدا تغییر دادم و دارم آگاهانه از مسیر نور حرکت می‌کنم

    و در نهایت، با تمام وجودم از خداوند سپاسگزارم

    که مرا در مسیر آگاهی، نور و عشق قرار داد.

    خدایا شکرت که صدای قلبم را شنیدی و من را با حقیقت وجودم آشنا کردی.

    شکرت برای هدایت‌هایی که از طریق بندگان شایسته‌ات، مانند استاد عباس‌منش عزیز، به من می‌رسانی.

    من ایمان دارم که تو همیشه در کنار منی، راه را نشانم می‌دهی و هر لحظه مرا به سوی خیر، برکت و آرامش می‌خوانی.

    خدایا شکرت برای این عشق بی‌پایان و این مسیر زیبا

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 57 رای:
  6. -
    مهشید گفته:
    مدت عضویت: 1199 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان

    استاد جان ممنونم از شما بابت این فایل

    در رابطه با موردی که گفتید یه آزمایشی انجام دادن روی یه سری افراد و بهشون گفتن که شما گم شده بودید در کودکی و اون ها یه سری افکار ساختگی رو بیان کردن ، خواستم اشاره کنم به یه تجربه شاید کمک یه سری از دوستان کنه و این کامنت شاید بتونه نگاه تعدادی رو تغییر بده

    استاد عزیزم دقیقا ابن مورد رو من به چشم دیدم یکی از آشنایان ما ایشون از زمان نوجوانی خیلی نگاه منفی و بدبینانه به همه امور داشتن و همیشه باعث رنجش خانواده میشدن به گونه ای که اعضای خانواده به ایشون میگفتن تو بد دلی هر چیزی رو به بدترین شکل ممکن میبینی

    به جایی رسید که ایشون به این افکار ادامه دادن و مثل به آدمی که اعتیاد داره و توهم داره (در صورتی که ایشون اعتیاد ندارن چون خانواده شک کردن و ازشون تست گرفتن و منفی بود ) صحبت هایی میکنن که تعجب میکنید ، از مسایل خیالی با اطمینان صحبت میکنن که قبول نکردن اونا دشواره ولی متاسفانه ذهن بر این شخص پیروز شده و افسار افکار و رفتار اون آقا رو به دست گرفته

    خواستم بگم همون طور که استاد میگن وقتی کار سخت میشه که مثبت فکر کنید ،اصلا فکر نکنید ذهنتون رو خاموش کنید از افکاری که هجوم میارن

    وقتی کم کم ذهن رو ساکت کنید طی مرور زمان افکار مثبت هم میان

    ولی تجربه این آقا رو داشته باشید گوشه ذهنتون و اجازه ندید ذهن بشه رییس شما

    در رابطه این آشنا ما پسر فوق‌العاده کاری و فعال هم بودن ولی در چند ماه اخیر ذهن به قدرتی نفوذ پیدا کرده که ایشون میگن به من ذهنم دستور داده کار نکنم

    به امید موفقیت همه دوستانم

    دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 62 رای:
  7. -
    مریم قاسمی گفته:
    مدت عضویت: 1241 روز

    به نام فرمانروای جهان

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان

    خوب هرکس در دوران زندگی خودش خاطرات بدی داشته مخصوصا کودکی و با یک سری تنش ها روبه رو شده من در مورد خودم بگم خوب منم شرایطم جوری بود که یک سری تنش از سمت خانواده و دوران مدرسه داشتم ولی خیلی برام جالبه تازه من تو ی این فایل که استاد توضیح دادند متوجه شدم من همیشه وقتی یاد گذشته ام میفتادم بیشتر خاطراتت بازی کردنم رو یادمه اینکه همش با دوستانم با برادرانم میرفتم تو کوچه بازی میکردم و هر وقت تنشی ایجاد میشد من میرفتم تو کوچه بازی میکردم یادمه وقتی بچه بودم گم شدم اولش ترسیدم و استرس گرفتم ولی یادمه رفتم تو محله قبلی که قبلاً زندگی میکردیم اونجا رفتم پیش دوستام بازی کردم واصلا یادم رفته بود گم شدم و خانواده ام منو پیدا کردند من همیشه یه باوری که داشتم گذشته دیگه گذشته و هیچ وقت درباره گذشته یا خانواده ام صحبت نمی‌کردم زیاد چون حالم بد میشد ویادمه جوری همیشه برخورد میکردم و صحبت میکردم که دوستانم همیشه فکر می‌کردند من مشکلی ندارم و تو این مدت یه چیز خوب فهمیدم وقتی آدم برمیگرده به گذشته خاطرات بد حالش بد میشه افکار منفی میاد سراغت و کاری باهات می‌کنه که به خودت میای میبینی ساعتها در افکار منفی بودی باید گذشته رو رها کرد چون تمام شده همه ما انسانها هیچ وقت کامل نبودیم و نیستیم باید فقط در زمان حال زندگی کرد و لذت برد این تجربه من است که خواستم با شما دوستان به اشتراک بزارم

    در پناه خدای مهربان و بزرگ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
  8. -
    عسل گفته:
    مدت عضویت: 1096 روز

    1404/5/16روز397

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به بهترین استاد دنیا و دوستان گل

    خدایا هزاران مرتبه شکرت که امروز که اومدم سراغ این سایت الهی دیدم فایل جدید گذاشتید استاد عزیزم

    خدایا شکرت بخاطر این آگاهی های ناب که میشه گفت چکیده ایی از تمام دوره هاتون توی این فایل گفته شد

    استاد عزیزم چقدر لذتبخش بود دیدن چهره شاداب و لباس زیبایی که به تن داشتید رنگ سبز از نظر روانشناسی رنگ. حس آرامش و حس طبیعت و القا میکنه و چقدر مناسب بود با این فایل بی نظیر

    میتونم برای تک تک جملاتی که گفتید بنویسم اما از خدای مهربونم میخوام که هدایتم کنه که چی بنویسم

    توجه کردن به نکات مثبت افراد و … باعث میشه که احساسمون خوب بشه و ارتباطمون هم به بهترین شکل بهبود پیدا کنه

    من یه مفهومی و درک کردم اینکه اگر وجود من پر بشه از پاکی و احساس خوب میتونم به ویژگی های مثبت ادما توجه کنم

    یعنی مثلا اگر من باخودم در صلح باشم و حسود نباشم میتونم ویژگی های مثبت ادمارو ببینم و تحسین کنم و حتی به زبان بیارم و به خودشون بگم

    اینو قشنگ توی باشگاه که میرم تجربه کردم قبلا ها نمیتونستم افرادی که بدن‌های خوب و زیبایی دارن و تحسین کنم یه جورایی حس حسادت یا رقابت یا حس مقایسه کردن بهم دست میداد

    اما وقتی باخودم به صلح رسیدن هرچی بدن‌های زیبا و خوش استایل میبینم کلی ذوق می‌کنم و لذت میبرم ازاینکه خدایا شکرت که چقدر تو زیبایی آفریدی چقدر خوبه که این دوستان باتمرین کردن و در مسیر درست حرکت کردن تونستن این بدن‌های زیبارو بسازن و ازهمه مهمتر ماها ببینیم و لذت ببریم. اینقدر این حسو در درون خودم زیاد کردم که با همه اون زیبایی های که توی باشگاه هستن دوست شدم و هرسری میبنمشون تحسینشون می‌کنم و احساسم خوب میشه یا باهاشون دست میدم یا بغلشون می‌کنم و اون وجه خوبشون و به من نشون میدن و نمیدونید چقدر احساس خوبیه

    چون من به ویژگی های خوبشون توجه می‌کنم و جالبه که خودمم دارم به سمت بهتر شدن هدایت میشم و رژیم غذایی ام بهتر کردم و متوجه شدم که باید روی کدوم عضلات بیشتر کار کنم این هدایت شدن دقیقا بخاطر این بود که من اون دوستان و تحسین کردم و احساس لذت و شکرگذاری پیدا کردم خدایا شکرت

    درمورد اینکه به هرچی توجه کنی از جنس همون وارد زندگیت میشه دقیقا همینه

    درمورد اینکه گفتید مرور گذشته فقط در جایی مجاز هست که ما ازش درس بگیریم و دیگه در آینده تکرار نکنیم و مرور مواردی که گذشته و هیچ بهبودی و درسی نمیشه ازش گرفت و باید اعراض کنیم

    درس‌هایی که من از گذشته ام گرفتم

    به خودم میگم دیدی قبلا دوره های استاد و تند تند گوش میکردی و کامنت نمینوشتی و نمیخوندی و بیخیال سایت و این اموزشها شده بودی چیشد؟ از مسیر خارج شدی و مدارت اومد پایین

    خب حالا نمیخواد حسرت بخوری که من در گذشته نتونستم و فلان تصمیم بگیر از الان به بعد دیگه اون طوری پیش نری و من دقیقا از 397روز پیش که این تصمیم و گرفتم زندگی تصویر دیگه ایی از خودشو بهم نشون داد خدایا شکرت

    دیدی وقتی کارفرما میاد و نمیخواد قرارداد ببنده یا اینکه فکر میکنی چون دوست و اشناس و قوانین خودت و زیر پا میزاری و میری توی دل کار و بعد هم پولتو نمیدن هم دلخوری پیش میاد هم رابطه ات خراب میشه هم زحمتت بی ارزش میشه ؟ خب دیگه یادت باشه این یه نشونه اس اگر کارفرما گفت نه نیازی به قرارداد نیست و ما باهم آشناییم و به شما اعتماد داریم قبول نکن و حتما حتما حتی برای هزار تومان هم قرارداد بنویس چون باعث میشه که هم ارزش کارت حفظ بشه هم حق و حقوت هم اینکه رابطه کاری ات به بهترین شکل پیش بره ( پس الکی توی گذشته نمون و نگو پولمو خوردن و …یا کارفرماهای ارزش کار منو نمیدونن ) آقا درسش همینه دیگه بگیر و برو جلو

    دیدی اونجایی که توی رابطه عاطفی هی گیر میدادی و هی وابسته بودی و زنگ میزدی و احساس قربانی بودن میکردی چیشد؟ هم رابطه ات خراب شد هم احساس قربانی بودنت بیشتر شد خب هی نشین و نگو من نمیتونم وارد رابطه خوبی بشم و شانس ندارم و …

    بشین خلا های درونی ات و درست کن بشین به استقلال شخصی برس و از وابستگی هات کم کن بشین با خودت به صلح برس تا دیگه توی رابطه ها این شرایط و تجربه نکنی

    دیدی وقتی غذاهای چرب میخوردی کربوهیدارات و برنج و نون زیادی میخوردی غذاهای فست فودی زیادی میخوردی چاق شدی و شکم آوردی خب هی نگو من لاغر نمیشم و نمیشه و … عزیزم حواست به ورودی هات باشه. هی نوشابه نخور هی تنقلات نخور و آروم آروم راهکار بده که چه چیزهای باید حذف کنی توی رژیمم و چه چیزهایی باید اضافه کنی مثلا باید بیشتر سبزیجات و پروتئین بخورم مثلا باید پیاده روی و ورزش کنم و…

    خب همینا باعث شد که من 5سال پیش 15 کیلو کم کردم و ورزش و شروع کردم و یه بدن فیت و عضلانی دارم خداروشکر الان

    یعنی از گذشته ایی که میرفتم جلو اینه و میدیدم شکم دارم و نمیتونستم لباس های مورد علاقه امو بپوشم درس گرفتم و راهکار عملی و اجرا کردم و به هدفم رسیدم

    دیدی میگفتی باید پول بدم به کسی که کار نرم افزاری بلده و هی غر میزدی و میگفتی اون چیزی که میخوام و در نمیارن و کارفرما راضی نیست و خودمم همینطور

    و به تضاد خوردی خب چه درسی گرفتی ؟

    درس گرفتم که خودم باید مسولیت کارمو به عهده بگیرم و شروع کردم از اول و پایه یادگیری مهارتهای تخصصی رشته خودم و دیگه کارهام و برون سپاری نکردم خداروشکر

    اینا بخشی از تجربیات و گرفتن درس‌هایی از گذشته ام بود که خداوند هدایتم کرد بنویسم

    درمورد شرایط گذشته ایی که نمیتونم تغییر بدم هم خداروشکر راضی ام و هیچ کینه ایی هم از کسی ندارم چون میدونم که همه اون افراد و شرایط درقالب تضاد پیش اومدن که کمک کنند من رشد کنم و خودمو پیدا کنم مسیر مورد علاقه امو پیدا کنم و از طرفی خدای مهربونم و پیدا کنم و هدایتم کنه به راه راست به راه آنانی که نعمت داده

    خدایا هزاران مرتبه شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 59 رای:
    • -
      اعظم پورهدایتی گفته:
      مدت عضویت: 1843 روز

      سلام سلام به آبجی عسل عشق نازنینم با این دلنوشتهای جذاب دوست داشتنیش

      من یکی که خیلی درس گرفتم از دلنوشتای دوست نازنینم آفرین ای ول با تمام وجودم تحسینتون میکنم عشق خدا روح مقدس خدای عزیزم

      خوب نکات عالی رو از دل آدمها میکشید بیرون آفرین معلومه قانون خوب داری درک میکنی به هر چی فکر وتوجع کنی داری به سمت خودت میاریش

      وقتی باخودم به صلح رسیدن هرچی بدن‌های زیبا و خوش استایل میبینم کلی ذوق می‌کنم و لذت میبرم ازاینکه خدایا شکرت که چقدر تو زیبایی آفریدی چقدر خوبه که این دوستان باتمرین کردن و در مسیر درست حرکت کردن تونستن این بدن‌های زیبارو بسازن و ازهمه مهمتر ماها ببینیم و لذت ببریم. اینقدر این حسو در درون خودم زیاد کردم که با همه اون زیبایی های که توی باشگاه هستن دوست شدم و هرسری میبنمشون تحسینشون می‌کنم و احساسم خوب میشه یا باهاشون دست میدم یا بغلشون می‌کنم و اون وجه خوبشون و به من نشون میدن و نمیدونید چقدر احساس خوبیه

      چون من به ویژگی های خوبشون توجه می‌کنم و جالبه که خودمم دارم به سمت بهتر شدن هدایت میشم و رژیم غذایی ام بهتر کردم و متوجه شدم که باید روی کدوم عضلات بیشتر کار کنم این هدایت شدن دقیقا بخاطر این بود که من اون دوستان و تحسین کردم و احساس لذت و شکرگذاری پیدا کردم خدایا شکرت

      خیلی به نکته طلایی و کلیدی توجه کردین موافقم عزیزم

      اینکه

      به خودم میگم دیدی قبلا دوره های استاد و تند تند گوش میکردی و کامنت نمینوشتی و نمیخوندی و بیخیال سایت و این اموزشها شده بودی چیشد؟ از مسیر خارج شدی و مدارت اومد پایین

      خداجونم بی‌نهایت شکرررررررررت

      که الان جزو هدایتشدگانم

      عشقی عشق عسل جان مثل عسل ناب سنتی باکیفیت و عالی بودن دست‌نوشتهای جذابتون

      واین شما نیستی این روح مقدس شما هست که به زبان وکلامتون این الهامات رو می‌گذارد تا مطرحشون کنید و چراغی در این سایت روحانی روشن بشه

      در پناه خداوند عزیزم همیشه شاد سالم سلامت ثروتمند خوشبخت پدر مسیروهم جهت خودش قرار بگیرید عزیزم

      موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    زهرا کاسه ساز گفته:
    مدت عضویت: 1840 روز

    به نام خدای هدایتگرم

    سلام به استاد خوش صورت و خوش سیرتم

    سلام به خانم شایسته نازنین

    سلام به همه بچه های این بهشت

    استادلباستون بسیییییارزیباست

    خیلی بهتون میاد

    چه رنگ امیزی قشنگودلنشینی داره این لباس

    چه برگهای خوشگل وسبزی

    الهی شکر برای این همه زیبایی

    الهی شکربرای طراح های خوبه لباس

    الهی شکر برای این همه تنوع

    استادعزیزم من این کامنت ازخانم جهانگیری رو خونده بودم همین یکی دو روز پیش خوندم وباخوندنه سوالشون در اول کامنتشون اول به خودم پاسخ دادم بعد ادامه کامنتو خوندم

    پاسخم هم این بود که نه نباید توگذشته دنبال مشکلات و حل ریششون باشیم

    باید درسهاشوبگیریمو گذرکنیم به راحتی

    یه مدته کامنتهاشون رو طبق هدایت خدا دنبال میکنم و انصافا کامنتهای خوبی مینویسن

    وهمینجا ازشون تشکرمیکنم

    مخصوصا کامنت درمورد بحران کم ابی که توعقل کل نوشتن بسیار برای من کمک کننده بود چون به شدت این روزها توایران دراین مورد بحث میشه

    وماهم یه هفته ایی تجربش کردیم واز 11صبح تا یک شب اب نداشتیم که پمپ گذاشتیمو مسئله حل شد به لطف خدا

    ولی این چالش رو که یه هفته ایی باهاش درگیربودیم وباداشتن دوتابچه واقعا سخت بود خیلی خیرو برکت برامون داشت

    اولیش ومهمترینش این بود که چقدر سپاسگزارترشدیم

    وقتی شیروبازمیکنیم واب میاد حس لذتش ناخوداگاه خدایاشکرت رو به زبونم میاره و چقدر نعمته بزرگیه این اب واقعا مایه حیاته

    یاد حرف شما تودوره هم جهت باجریان خداوند میوفتادم همش،که میگفتید اگه شیروبازمیکنی واب میاد بگو خدایاشکرت اب هست

    تازه اون موقع واقعا درک کردم سپاسگزاری برای داشتن اب رو و گفتم واقعا استاد راست میگه

    خدایاشکرت که اب هست

    یعنی شکرخدابرای هرلحظه اززندگینون یه حرفی یه جمله ایی یه باوری ازشماهست که اون لحظه تکرارکنیم و مسیر درست رو پیش ببریم

    لطف و فضل خداست که هدایتمون کرده به سمته شما

    الهی صدهزاربارشکرت

    خوب بریم سر موضوع گذشته

    من به لطفه اموزش های شما خیلی کم شده خود سرزنشیام درگذشته

    یعنی مشکل اصلی من این بود که قبلا خاطرات بدی که باافراد داشتم رو مرور میکردم توذهنم وهمیشه هم خودم رو سرزنش میکردم که اشتباه کردی چرا جوابشو ندادی چرا اینونگفتی اونو نگفتی وبعدش به شدت حس بی لیاقتی و ناکافی بودن سراغم میومد و درارتبا طهای بعدی با افراد دوباره این حس رو به شکل های مختلف تجربه میکردم ونتیجش این بود که همیشه از همه و البته ازخودم شاکی بودم و دنبال ایرادهای بقیه وخودم میگشتم

    تااینکه لطف خداشامل حالم شد وهدایت شدم به این سایت وبه شمااستادتوحیدی و مسیرم رو به بهبوده شکرخدا

    اینقدرالان رابطم بااطرافیانم عالی شده

    اینقدر نکات مثبتشون رو تکرارکردم که فکرمیکنم هیچ کس هیچ بدی نداره وهمه فرشته های خداروی این زمینند

    استادخیلی سپاسگزارم که این تجربه درمورد دورهمیتون رو بامابه اشتراک گذاشتین و ایده به من دادید که درمورد بچه هام به کاربگیرم

    چون حدود دوهفته پیش باهمسرم تصمیم گرفتیم که برگه ای رو برای یادداشت نکات مثبت ومنفی بچه ها انتخاب کنیم و تو طول روزبنویسیم و اخرهفته هرکی نکاته مثبتش بیشتر بودجایزه بگیره من طبق قانون اصلا موافق نبودم که نکاته منفیشون هم نوشته بشه ولی همسرم گفتن نه باید باشه طبق باورای خودشون ومن قبول کردم ولی اکثرتوجه ونوشتنام روی نکاته مثبت بود وفقط یه دونه رفتار یا کارنادرستشون روهم یادداشت میکردم ولی استاد همون یه دونه کارنادرست باعث شد که توجه بچه ها روی نکاته منفیه همدیگه بره ومن بعد دوهفته که دیدم این روش درست نیست اون برگه رو کندم

    خداجون گفت فقط نکاته مثبتشون رو بنویس ومن هنوزبه این ایده عمل نکرده بودم که تواین فایل خدابازم ازطریق این تجربه شمابهم نشونه داد که سریعتربه ایدم عمل کنم

    امروز حتما یه برگه میچسبونم به دیوار جای برگه قبلی و فقط نکاته مثبتشون رو یادداشت میکنم میدونم که نتیجه شگفت انگیزه

    الهی شکرت برای این روز عالی

    الهی شکرت برای این سایت و این استادناب توحیدی

    الهی شکرت برای کامنتهای خوبه بچه ها

    راستی استاد منم تواطرافیانم دارم ادمهایی که تحت نظر روانپزشک و دکتراعصابن ومشت مشت قرص میخورن و متاسفانه هربارهم یه مشکل جدید براشون ازنظرجسمیبه وجودمیاد که تاثیر همون قرص هاست

    چون ازنزدیکانم هستند ناراحت میشم که این روشوپیش گرفتن ولی میدونم که من هیچ تغییری نمیتونم براشون ایجادکنم خودم رو سریع اروم میکنم و ازخدامیخوام که هدایتشون کنه به مسیره درست وسلامتی

    استاد خییییییلی سپاسگزارم

    خیییییلی همه چی رو به بهبوده توزندگیم

    خییییلی خوشحالم

    خداخییییییییلی خداست

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 59 رای:
  10. -
    نسیم زمانی گفته:
    مدت عضویت: 1968 روز

    سلام سلام به استاد عزیزم، استاد الهی و توحیدی

    سلام به مریم جان شایسته (ستاره ی سهیلِ فعلی)

    سلام به همه ی دوستان عزیزم تو این بهشت مجازی

    وإن تعدوا نعمه الله لا تحصوها

    خدایا شکرت برای این فایل

    شکرت برای وجود استاد و برای ظرف ما و مدار ما و لیاقت دیدن و شنیدن این فایل

    دیروز ظهر سرکار داشتم کامنت سعیده جان رو میخوندم که همینجوری اشکم جاری میشد و خود بخود یه چیزایی در لحظه به ذهنم میومد که همون موقع سریع تو نوت گوشیم نوشتم، بعد رفتم پایین رو نیمکتای جلوی ساختمون شرکت، تایم ناهارم بود گفتم هم ناهار میخورم سریع، هم بعدش تو هوای آزاد با آرامش میشینم جواب کامنت سعیده جان رو مینویسم.

    خلاصه که خیلی خیلی حال خوبی داشتم و خوشحال بودم از اینکه این نعمت و فرصت کامنت نوشتن نصیبم شد:)

    بعد که اومدم بالا دیدم تو اتاق کنفرانس مدیرمون با همکار بغل دستی من تو میتینگ هستن، تعجب کردم.

    یه خورده بعد همکارم اومد پشت میزش، گفتم چی شد جلسه ی چی بود؟ گفت lay off شدم، بهم یه هفته نوتیس داد و بعد از یه هفته دیگه قراره نیام!

    بعد همکارای دیگه هم اومدن و یکیشون گفت قراره امروز تقریبا همه lay off بشن!

    من برای دوستم یه کم ناراحت شدم ولی خودم یه آرامش خاصی داشتم (که الان دیگه ازش تعجب نمیکنم) ولی خب طبیعتا بچه ها همه نگران و مضطرب شدن و شروع کردن به همون حرفای درد دل طور گونه و حواشی و اینا.

    بعد دیدم مدیرمون به من مسیج داد که برم پیشش، با لبخند به بچه ها گفتم my turn. همه گفتن وای راست میگی؟ پیام داد بهت؟ بعد میگفتن پس چرا میخندی؟ گفتم خب آخرش مگه چی میخواد بشه؟ هرچی بشه یه خیری توش هست و برای من خوب میشه. اینا رو واقعا از ته دلم میگفتم.

    آخه یه پس زمینه ای هم داره این داستان و اونم اینه که کلا شرکتای مهاجرتی تو چند وقت اخیر کاراشون، تعداد پرونده هاشون خیلی کم شده، شرکت ما هم همینطور، و مدیرمون (ایمان) هم چند وقت قبل گفته بود که میخواد کم کم ایمیگریشن رو جمع کنه یا حداقل محدود کنه (چندتا بیزنس دیگه هم داره این آقای ایمان) خلاصه مدتها بود که میدونستیم همچین اتفاقی دیر یا زود خواهد افتاد.

    از طرفی هم من کلا دنبال کار بهتر بودم، و بنابراین رو اینجا موندن اصلا اصراری نداشتم.

    ولی خب هیچ کدوممون هنوز کار دیگه ای پیدا نکرده بودیم که با خیال راحت از اینجا استعفا بدیم.

    خلاصه رفتم پیش ایمان، بنده خدا خودش خیییلی ناراحت بود و انقدر ملاحظه می‌کرد که چی بگه چجوری بگه و ابراز ناراحتی می‌کرد که من اولش اصلا نفهمیدم الان چه تصمیمی برای من گرفته، چه آفری داره میده. بعد توضیح داد که چون بهرحال یه نفر رو برای کارای ایمیگریشن و پرونده های جاری میخواد ترجیح میده منو نگه داره ولی به صورت پارت تایم، و بدون اینکه سابقه کار رسمی برام رد بشه، ینی رسما من رو lay off کنه، که بتونم اون بیمه بیکاری رو بگیرم، ازونور هم پارت تایم کار کنم و حقوق اون رو cash بگیرم، که سودش برای شرکت اینه که مبلغ خیلی کمتری پرداخت میکنه حق بیمه و اینا هم نمیده، برای منم اینه که 1.5 یا 2 روزم آزاد میشه درحالیکه همون مبلغ حقوق رو میگیرم! البته بدون بیمه و سابقه کار رسمی.

    آخرشم قرار شد اون دقیقا اعلام کنه چه مبلغی در نهایت به من میده منم تو این فاصله فکرامو بکنم و بعد به هم خبر بدیم.

    حالا ازونور، نکته ی خیییلی جالب، و چیزی که به شدت باعث آرامش و حتی خوشحالی من شده بود این بود که خب همونطور که گفتم من کلا دنبال کار دیگه بودم و به اینجا موندن فکر نمیکردم، از طرفی هفته پیش که خواهرم اینا (سمیه) اینجا بودن نشستیم با سُمی و همسرش سام راجع به برنامه ی pr من همفکری کردیم همون اقامت دائم کانادا.

    من میگفتم به فکرم رسیده به مدیرمون بگم منو lay off کنه که هم یه مبلغی از دولت بگیرم کلا بدون درآمد نباشم، هم وقت داشته باشم برای درست و حسابی اپلای کردن برای کار بهتر، کاری که با یه کارفرمای بزرگ باشه که از همون طریق بتونم برای pr هم اپلای کنم (کارفرما باید یه شرایط خاصی داشته باشه و قبول هم بکنه که فرمای لازم برای کار pr رو پُر کنه)، یا اینکه با وقت آزاد قشنگ تمرکز کنم رو زبان فرانسه و از اون طریق اقدام کنم برای pr.

    اما اونا گفتن خب اینجوری ورودی مالیت کم میشه و به مشکل میخوری، از طرفی هم معمولا آدم وقتی کار داره و برنامه داره، خیلی بهتر به برنامه های دیگه ش میرسه، وقتی سرتو خیلی خلوت میکنی، به هوای اینکه حالا بشینم قشنگ تمرکز کنم رو فلان کار، برعکس همش وقتتو هدر میدی، (و کاملا هم درسته این حرف)

    گفتیم پس بیام یه ماه وقت بذارم برای خودم ددلاین بذارم ماه آگوست رو تمرکز کنم رو اپلای کردن برای کار بهتر، اگر تا آخر ماه هیچ نتیجه ای نگرفتم دیگه فوکس کنم رو زبان فرانسه…

    حالا بعد از گذشت چند روز از ماه آگست، که منم به تعهدم عمل کردم و هر روز برای یک جاب اپلای کردم، همچین پیشنهادی از مدیرم گرفتم.. که بدون اینکه درآمدم کم بشه وقتم یه کم آزادتر میشه، دقیقا مناسب شرایط من و چیزی که میخواستم:)

    به خاطر این داستانا و پس زمینه هاست که میگم یه آرامش و ذوق خاصی داشتم:)

    این اتفاق رو کاملا هدایت خدا میبینم و سعی میکنم این حس خوب و مثبتی که گرفتم رو حفظ کنم و مومنتوم مثبت ایجاد شده رو هی تقویت کنم.

    به امید خدا بهترین نتیجه رو میگیرم:)

    إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنْتُمْ تُوعَدُونَ

    ‎بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می دادند، بشارت باد.

    در پناه خدا باشیم همگی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
    • -
      اعظم پورهدایتی گفته:
      مدت عضویت: 1843 روز

      سلام آبجی گلم نسیم خانم عزیزم

      بابا ای ول گل کاشتی به خدا آفرین به این کنترل ذهن و وی خداحساب باز کردنت

      میبینی نسیم جان چطور خداجوری جوابتو میده اصلا هنگ می‌کنی به خدا

      واقعا با تمام وجودم تحسینتون میکنم

      لذت بردم وخیلی هم تحسینتون میکنم چقدر پیشرفت کردین و مهاجرت کردین آفرین ای ول

      بهترین موفقعیت رو از خداوند عزیزم برات آرزو میکنم نسیم خانم گل

      باعشق آبجی اعظم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
      • -
        نسیم زمانی گفته:
        مدت عضویت: 1968 روز

        سلام سلام اعظم عزیزم:)

        خدا رو شکر بابت این نقطه آبی پربرکت:) مرسی که برام جواب نوشتی صبح شنبه م رو زیباتر کردی:)

        آره واقعا وقتی روی خدا حساب میکنی یه جوری جواب میده که به قول شما آدم هنگ میکنه… قربون خدا برم من

        چقدر زندگی قشنگ تره با این آگاهی ها

        خدا رو هزار مرتبه شکر برای وجود استاد، دستی از دستان خدا، و برای این سایت و دوستان ارزشمندی مثل شما، و همینطور برای ظرف و مدار خودمون که تو فرکانس دریافت این آگاهی ها هستیم:)

        دوست دارم اعظم جان، در پناه خدا باشی

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2564 روز

      سلام نسیم جان آفرین به ایمانت من داشتم کامنتتو میخوندم اول برات ناراحت شدم ولی وقتی دیدم خدا چقدر قشنگ داره پازل های زندگی تو میچینه و شما هم به معنای کلمه تسلیم هستی دیگه ناراحت نبودم هیچ بلکه به خودم گفتم آزی تسلیم در برابر خدا یعنی این اینی که همیشه استاد میگن الخیر فی ما وقع یعنی این

      عزیزم برات از خدا بهترین ها رو میخوام موفق باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
      • -
        نسیم زمانی گفته:
        مدت عضویت: 1968 روز

        سلام آزاده جان خوبی؟ :)

        مرسی آزی جان از جواب قشنگی که برام نوشتی…

        نه دیگه این اتفاق و پیشنهادی که بهم شد اصلا ناراحتی نداشت که، خیلی چیز خوبی بود… همون چیزی بود که خودم میخواستم فقط یه کمی بهتر:)

        من میخواستم خودم برم از مدیرمون درخواست کنم که منو lay off یا همون تعدیل نیرو کنه، که یه مدت، زمان آزاد داشته باشم با یه کم ورودی مالی که به عنوان بیمه بیکاری از دولت بگیرم، بعد خودِ مدیرم اومد با کلی عذرخواهی پیشنهاد داد که من رو تعدیل نیرو کنه و اون بیمه بیکاری رو بگیرم ولی ازونور همونجا تو همین شرکت عملا 3 روز در هفته کار کنم و حقوقش رو نقدی بهم بده (علاوه بر اون بیمه بیکاری) ینی دو روز زمانم آزاد میشه بدون اینکه ورودی مالیم اصلا کم بشه:)

        خیلی همزمانی جالب و خبر خوبی بود برای من:)

        دقیقا به قول تو خدا پازل های زندگی رو میچینه، خییییلیم قشنگ میچینه وقتی بسپریم به خدا:)

        به امید خدا انشالا همه مون روز به روز تسلیم تر بشیم و هدایت های خدا رو بیشتر دریافت کنیم:)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
        • -
          آزاده گفته:
          مدت عضویت: 2564 روز

          سلام نسیم قشنگ خوش خنده ام امروز با دیدن نقطه آبی چشم هام قلبی قلبی شد قربونت برم ممنون خداروشکر هزاران مرتبه شکر که در مسیر هدایت خدای بزرگ و بخشنده هستی حتما هر چی بری جلوتر برنامه های قشنگ تری منتظرت هست خدا به شجاعان پاداش میده تو هم با مهاجرتت شجاعت نشون دادی عزیزم در پناه خدای بخشنده موفق باشی

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      نگین نگین گفته:
      مدت عضویت: 2478 روز

      سلام به شما نسیم عزیز و ممنون از اینکه چیزهایی که تو ذهنتون یا مکالماتتون هست رو اینجا مینویسید.

      معمولا آدم وقتی کار داره و برنامه داره، خیلی بهتر به برنامه های دیگه ش میرسه، وقتی سرتو خیلی خلوت میکنی، به هوای اینکه حالا بشینم قشنگ تمرکز کنم رو فلان کار، برعکس همش وقتتو هدر میدی، (و کاملا هم درسته این حرف)

      من هم همینجوری هستم و الان با کامنت شما متوجه شدم انسانهای دیگه هم اینطورین و نیازی نیست به خودم سخت بگیرم، مثلا زمانی که سر کار میرفتم (مدرسه) سرم خیلی شلوغ بود و به سختی میتونستم زمان آزادی پیدا کنم و فایلهای استاد رو با دقت گوش بدم و بنویسم، برنامه ریزی کردم تو تعطیلات عید حتــــــما اینکار رو انجام بدم و تنها کااااری که انجام ندادم همین بود تازه از لحاظ فرکانسی کمی هم پایین اومدم و یجورایی خودم رو به زوووور بالا نگه میداشتم، الان دیگه فهمیدم قضیه چیه مـــــــن بایـــــد بیکــــــار نبـــــــاشم.

      مورد بعدی این آیه ی زیبا بود:

      بی تردید کسانی که گفتند: پروردگار ما خداست؛ سپس [در میدان عمل بر این حقیقت] استقامت ورزیدند، فرشتگان بر آنان نازل می شوند [و می گویند:] مترسید و اندوهگین نباشید و شما را به بهشتی که وعده می دادند، بشارت باد

      ایه 3٠ سوره فصلت

      چقدر اینکه جدیدا هرچی تو سایت استاد میبینم از توحید و لطف خداست برام لذت بخشه، یه حس اطمینان بهم میده از اینکه نیازی نیست من همه کارها رو بکنم و سختی و استرس بکشم.

      و در پایان بهتون تبریک میگم برای اعتماد به خدا و اتفاقی که تو زندگیتون به راحتترین شکل ممکن افتاد.

      پایدار باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: