توحید عملی | قسمت ۱۰ - صفحه 23 (به ترتیب امتیاز)

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1227 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فهیمه فقیهی گفته:
    مدت عضویت: 2620 روز

    سلام به همه‌ی عزیزانم

    استاد جانم بعد از به گوش جان شنیدن این فایل الهی

    و خوندن تمام 586 دیدگاهی که تا الان روی این فایل منتشر شده می تونم قسم بخورم و مثل روز برام روشنه که این فایل فقط می تونه وحی ای باشه که خدا خودش داره به وضوح میگه عاقا!!! بزرگترین و مهم ترین باور قدرتمندکننده اینه که یادتون نره که فقط و فقط من فرمانروای کل کیهان هستم!

    یادت باشه فقط منم که تمام دستاوردها و موفقیت هاتون را براتون کسب کردم!

    دیدی هروقت مغرور شدی هیچکاری از دستت برنیومده؟

    دیدی هر وقت فکر کردی خبریه و … من آنم که رستم بود پهلوان!!! همچین با خاک یکسان شدی که با تمام وجودت درک کنی عاقا! من نبودم اون همه موفقیت و دستاورد به دست اوردم!

    البته یه ریزه من بودم ها! اما فقط در حد درخواست!

    و خدا بود که منو رو شونه هاش برد و به شیرینی و آسانی خواسته ام را با عشق بهم تقدیم کرد!

    هر جا بیشتر کارامو بهش سپردم آسان تر به خواسته هام رسیدم

    هر جا عقل و فکرمو دخیل کردم رسیدنم به خواسته هام سخت تر شد!

    چه درس الهی بزرگی بود این فایل

    چه یادآوری مهم و ریزبینانه ای برای من داشت!

    چه آگاهی ناب و عمیقی

    هنوز تمرینات جلسه دو و سه باورهای قدرتمند کننده را کامنت نکردم با وجود اینکه در زمان گوش کردن و نوشتن واو به واو فایل ها تمرینات را هم نوشتم برای خودم!

    حالا می تونم برگردم و دوباره آگاهانه هدف کوتاه مدت ام را بسپرم به شونه های قدرتمند خداجونم و با هم بریم و عشق کنیم و خواسته هام را خلق کنم!

    خدا جونم سپاسگزارم که بازم یه آگاهی و هدایت دیگه به من از فضل و رحمتت عطا کردی!

    استاد عزیزم سپاسگزارم به خاطر این که خودتون تو بغل خدایین و هرچند وقت یه بار برمی گردین پشتتون مارو نگاه می کنین و می گین بچه ها بیاین! راه همینه! ادامه بدین! نا امید نشین!

    همکلاسی های عزیزم سپاسگزارم ازتون به خاطر کامنت های بی نظیرتون!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  2. -
    لیلا طهماسبی گفته:
    مدت عضویت: 3485 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان ارزشمندم

    گرچه وصالش نه به کوشش دهند هر قدر ای دل که توانی بکوش

    خدایا تو برام کافی ترینی، من هر وقت به تو تکیه کردم و از تو چیزی رو خواستم به بهترین شکل برام سنگ تموم گذاشتی نکته ش اینه که پروردگار عزیزم چقدر دارم عاشقانه تشخیص میدم تو رو که با مهر و رحمت داری کارهامو انجام میدی و چقدر قدردانت هستم؟

    مثلا وقتی که با ایمان به تو دیگه از خرج کردن نترسیدم و خرج کردم معجزه وار برام پول شدی، چرا باید بترسم وقتی خدایی دارم که اون ثروتمندترین عالمه؟ چرا باید بترسم از خرج کردن وقتی به خدایی وصل هستم که همه ی ثروت ها دست اونه و من بنده اونم و اون برام کافیه.

    وقتی حسابی خسته شده بودم از کار و دلم‌مسافرت میخواست خودت دعوتم کردی به یه مسافرت لذتبخش و رایگان که رفتم . خدای مهربون و قدرتمندم شکرت.

    وقتی نیاز داشتم به جایی که آرامش داشته باشم و با آرامش کارهامو انجام بدم، برام بهترین مکان شدی بازم رایگان هرگز برام کم نذاشتی.

    هر وقت زکریا به صومعه عبادت مریم می آمد روزی شگفت آوری می یافت میگفت ای مریم این روزی از کجا برای تو میرسد؟ پاسخ میداد که این از جانب خداست که همانا خدا به هرکه خواهد روزی بی حساب میدهد.

    فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٖ وَأَنۢبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنٗا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّاۖ کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیۡهَا زَکَرِیَّا ٱلۡمِحۡرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزۡقٗاۖ قَالَ یَٰمَرۡیَمُ أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَاۖ قَالَتۡ

    هُوَ مِنۡ عِندِ ٱللَّهِۖ إِنَّ ٱللَّهَ یَرۡزُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیۡرِ حِسَابٍ

    من چقدر مثل مریم میگم :هو من عند الله؟

    من چقدر رزق تو رو که به هزاران شکل داری وارد زندگیم میکنی میبینم و از تو سپاسگزاری میکنم متواضعانه مثل مریم؟ مگه خسته میشی از بخشیدن به من؟ مگه کم میاری؟ نه هر روز داری بیشتر و بیشتر بهم میبخشی به هزاران شکل مختلف. به شکل احترام و عزت بیشتر به شکل پول بیشتر به شکل محبت بیشتر به شکل سلامتی فوق العاده تر به شکل انسانهای مناسب که به بهترین شکل نیازهای منو پاسخ میدن. بهترین مربی ورزشی جهان که مناسب من باشه .. یک راه ساده و عالی که قرآنو بخونم و درک کنم و یک معلم عالی…

    خدای من که خدای همه ست حتی حواسش به کوچکترین نیازهای من هم هست وقتی دلم دوست میخواد که باهاش فقط برم بیرون و لذت ببرم برام دوستان خوب میشه.

    من مثل یه ماهی همیشه در حال غوطه خوردن در دریای لطف خداوندم. وقتی با کار کردن دوره شیوه حل مسائل دست خدارو باز گذاشتم تا هدایتم کنه به ثروت بیشتر من رو وارد مسیری کرد که لحظه به لحظه ش رشد بود و از من یه آدم دیگه ساخت خیلی عملگراتر خیلی متمرکزتر خیلی با اعتماد به نفس تر خیلی ماهرتر در استفاده از قانون و صدها پله منو رشد داد، خدایا صد هزاران مرتبه شکرت.

    خداوند هر لحظه عین یه مادر مهربان داره از من مراقبت و حمایت میکنه همه جوره و من بنده خاص و عزیزشم اینو هر روز دارم لمسش میکنم هر لحظه.. منو تو آغوشش گرفته و داره لحظه به لحظه رشد میده.

    گفتم خدایا من عضلات قویتر میخوام اما نمیتونم برم باشگاه و آدمی رو آورد برام که نه تنها باهاش ورزش میکنم از طریق کانال یوتوبش بلکه بینهایت از سبک زندگیش یادگرفتم، یاد گرفتم خودمراقبتی اصلا چی هست.

    پروردگارم وقتی هر لحظه دارم تورو صدا میزنم اینجوری برام سنگ تموم میذاری. تو ریزترین امورم میای و مرتبش میکنی.

    همیشه بهترین افراد با ویژگیهای فوق العاده رو سر راهم قرار دادی، بهترین و نابترین بندگانت رو، نه هر جور حساب میکنم برام کم که نذاشتی هیچ بینهایت لطف و مهر و رحمت و عشقت رو وارد زندگیم کردی و میکنی هر لحظه. باید هر بار به خودم یاد آور بشم که هو من عندالله..هو من عندالله..

    پروردگار مهربان و قدرتمندم شکرت و از تو سپاسگزارم تویی که در جز جز عالم عاشقانه داری به من کمک میکنی، در جز جز عالم عاشقانه داری به من خدمت میکنی؟ من چقدر کنترل ذهن دارم روی توحید مثل مریم؟ در جز جز عالم عاشقانه داری از من محافظت و مراقبت میکنی هیچ کس و هیچ چیز دیگه ای نیست.

    ا لیس الله بکاف عبده؟ تو برام همه چیز میشی.

    با عشق.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  3. -
    اکبر ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 3148 روز

    خدایا…

    قصه وکالت را زیاد شنیده ام

    اما قصه وکیلی چون تو را نه …

    تو که وکیل باشی همه حق ها گرفتنی است

    پرونده ای که تو وکیلش باشی قصه اش ستودنی است

    از روزی که ایمان آوردم، تو وکیل منی و تنها پناهم

    و تو در این عشق بازی، پرده از رازی بزرگ برداشتی، رازی که اسمش را می دانستم اما رسمش را …

    رازی بنام “توکل” …

    “توکل” قصه ای است که از روز ازل برایمان خواندی و گفتی در هر تاریکی و پیچ و خم دنیا و حتی در تمام لحظات روشنایی،

    دستانت در دست من است …

    بنده من، نگران نباش و به من اعتماد کن…

    “توکل” …

    و فهمیدم :

    “حسبنا الله ونعم الوکیل ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌

    خدایا کمکم کن بهتر بفهمم و درک کنم این متن رو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  4. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4076 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته همراه و همدل و همه عزیزان حاضر در این مکان مقدس…

    خدارو بسیار سپاسگزارم که به من فرصت داد تا کامنت دیگه ای بذارم و شرح این روزهامو بیان کنم.

    یکی از مواردی که جزو اصول قطعی قرآنه و در جای جای قرآن با عبارات مختلف بیان شده، اینه که انسان وقتی ادعا می کنه به خدا ایمان آورده و به توحید اون باور و اعتقاد داره مورد آزمایش قرار می گیره. (و لنبلونکم، فتنه و بلا حسنی عباراتیه که خداوند در قرآن از آزمایش هایی که بشر رو می کنه از اون ها یاد می کنه.)

    انگار یه جورایی قوانین جهان هستی بر این پایه قرار داده شده تا عیار انسان در مواجهه با برخی اتفاقات ناخوشایند سنجیده بشه. دقیقا مثل همون آیه که می فرماید «تا خداوند بداند که کدام از شما ایمان آورده اید و کدام نه!»

    برای کسی که با قوانین آشنا نیست و البته کسی که در شروع راه اجرای قوانین در زندگیشه، برخورد با این ناخواسته ها اون رو از مسیر درست خارج میکنه و منجر به ایجاد احساس بد میشه. کسی که در شروع راهه فکر می کنه پس دیگه کاریش نمیشه کرد و نتیجه ایجاد نمیشه!

    اما واقعیتش اینه که بعد از سربلند اومدن از این آزمون هاست که تازه انسان در مسیری قرار می گیره که اتفاقات به ظاهر خوشایند براش می افته.

    صد البته که انسان به محض ایجاد تغییرات نتایج رو (به میزانی که تغییر کرده) در زندگی خودش می بینه، اما برای افتادن در مسیر تصاعد و دریافت نتایج به مراتب بزرگتر (از دید انسان)، لازمه که این حال خوب دائمی باشه. و وابسته به نتایج نباشه. که اگه نتیجه ای مطابق میل ما رخ داد حالمونو خوب کنه و اگه نتیجه ای به ظاهر برخلاف میلمون اتفاق افتاد مارو غمگین و افسرده کنه.

    باید ایمانی رو در وجود خودمون پرورش بدیم که به قول استاد بگیم «به مو میرسه! ولی پاره نمیشه!» و با این ایمان همیشه حال خودمونو خوب نگه داریم. و همیشه سعی کنیم که فارغ از هر اتفاقی که در زندگیمون افتاده، سعی کنیم با روی خوش به زندگی و جریاناتش نگاه کنیم.

    یه باور اصلی که این روزا دارم سعی می کنم بسازمش اینه: «خداوند، همونطور که بدن من رو مدیریت می کنه، می تونه زندگی من رو هم مدیریت کنه، به شرطی که من این مدیریت رو به اون بسپارم.»

    این باور از نظر من یه باور جامع و کامله. وقتی این باور توحیدی در وجود من شکل بگیره، همه چیز باهاش میاد. ثروت، سلامتی، روابط عالی، معنویت، اعتبار و جایگاه اجتماعی، عزت نفس، همه چی!

    همه چیز در گرو باور توحیدیه و من وقتی که بفهمم در مقابل رب خودم هیچم! (و برسم به فقری که موسی در مقابل پروردگار به اون رسید!)

    اون وقته که دیگه اتفاقات خوب به قول استاد از در و دیوار وارد زندگی من میشه.

    از اون جایی که برای ساخت یه باور باید تا جایی که می تونیم براش سند و فکت پذیرفته بیاریم تا ذهن اون رو درک کنه، من قصد دارم که تا جایی که می تونم ذهنم رو بمباران کنم از معجزاتی که خداوند در زندگی خودم، استاد و دوستان هم مدارم در سایت عباس منش ایجاد کرده و اون ها رو با صدای خودم ضبط کنم و هر روز بشنوم تا حواسم باشه که این خدا می تونه در زندگی من همه چیو مدیریت کنه.

    در قدم بعد بیام و در قالب تمرین ستاره قطبی، اتفاقات مثبت زندگیمو ببینم و اون هارو ثبت کنم و هر یه دونشه به رب خودم ربط بدم و بگم خدای من این اتفاق رو برام رقم زد. تا آروم آروم این باور مقدس در ذهن من شکل بگیره و دل از بقیه و حتی خودم بکنم و زندگیمو صفر تا صد به خدا بسپارم. کاری که استاد عباس منش عزیزم هم انجام میده.

    در این مسیر، من باید به اتفاقات به ظاهر ناخواسته هم به شکل اتفاقی که خدا اون رو مدیریت می کنه نگاه کنم. با خودم بگم من با عقل محدودم نمی تونم بفهمم در آینده قراره چه اتفاقی بیفته! اما خدا همه چیو می دونه و اونه که این اتفاق رو برام رقم زده تا از این طریق بهم خیر بده. همونطور که در قرآن می فرماید: عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم.

    با این نگاه به اتفاقات به ظاهر ناخوشایندی که الان می افته نگاه می کنم و سعی می کنم احساسم رو خوب نگه دارم تا خدا برام هر اتفاقی رو چه خوب و چه بد مدیریت کنه.

    خواستم این کامنت رو از احوالات این روز های خودم به جا بذارم. و سپاسگزارم از شما دوست عزیزم که وقت گذاشتی و این کامنت رو مطالعه کردی.

    در پناه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، شاد و سالم و پیروز و سربلند و سعادتمند باشید.

    خدانگهدار

    1402/12/13

    23:19

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  5. -
    اعظم گفته:
    مدت عضویت: 1198 روز

    سلام به توحیدی ترین استاد و دوستان عزیزم

    چه صبح زیبایی خدایا شکرت

    چه روز خوبی و چه فایلی

    خدایا شکرت به خاطر این آگاهیهایی که روزم رو باهاش شروع میکنم

    چه هدیه زیبایی خدایا شکرت و سپاسگزارم استاد جانم

    خدایا کمکم کن تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بخواهم

    خدایا من جز تو وکیلی ندارم و نمیخام و تو تنها و بهترین وکیل منی

    خدایا راه را به من نشان بده و بگذار خیر و برکت را به وضوح نظاره کنم

    خدایا راه توانگری و فراوانی نعمت را بر من بگشا

    ای کسی که صدای منو می‌شنوی و نامه های منو میخونی خودت بارم رو از روی زمین بردار

    خدایا من نمی‌دونم چجوری .تومیدونی و تو میتونی

    خدایا رزق و روزی من اگر در آسمانها ست خودت آن را بر من ببار و اگر در زیر زمینه خودت برام استخراجش کن

    خدایا مرا در بهترین زمان به بهترین مکان هدایت کن

    خدایا قلبم رو باز کن و چشمهام رو بینا کن برای دریافت الهامات و نشانه هاتو

    خدایا هر آنچه دارم از آن توست

    به اندازه ای که در مقابل خداوند سرمون پایین باشه به همون اندازه خداوند جلوی بقیه سرمون رو بالا نگه می‌دارد

    وای استاد جانم دیروز داشتم شعر پروین اعتصامی رو که برامون خوندید برای یکی از دوستام می‌خوندم و چقدررر حس خوبی گرفتم و چقدر حس خوبی اون دوستم گرفت وکلللی ازم تشکر کرد و الان که چشمامو باز کردم اومدم تو سایت و دیدم بعله موضوعی که من دیوانه میشم وقتی در موردش میشنوم توحید عملی قسمت دهم چه هدیه نابی اول صبح و من میدونم که این کار خدای بزرگ و نزدیکمه

    خدایا صد هزار مرتبه شکرت بابت این مسیر و این راه توحیدی که توش قدم‌گذاشتم

    استاد جانم چقد تحسینتون میکنم واقعا آدم باید تفکر کنه که این جایی که استاد عباس منش رسیده و این شرایطی که داره از هر لحاظ خب اعظم جان تو اگه به این شرایط برسی میتونی اینقدر متواضع باشی؟ وای که الان حسش کردم که چقدررر می‌تونه سخت باشه واقعا و من دیدم در خودم و بقیه اطرافیان که تا کوچکترین دستاوردی پیدا میکنن چجوری مغرور میشن و از بالا به بقیه نگاه میکنن و الان دارم میفهمم که اینکه آدم وقتی شرایط زیاد جالبی نداره متواضع بودن کاری نداره و هنر اینه که دستاورد داشته باشی به جایی برسی شرایط خوبی برات پیش بیاد بعد مشخص میشه که چقدر میتونی تواضع داشته باشی و چند مرده حلاجی

    خدایا شکرت به خاطر استادم چقدر الگوی عالی هستین برای ماها واقعا لذت میبرم تحسینتون میکنم که اینقدر متواضع هستین و اینقدر سرتون در مقابل خداوند پایینه و چقدر در مقابل مردم سرتون بالاست

    امیدوارم خدای بزرگ و نزدیکم خودش هر لحظه مثل استاد این تلنگر رو بهم بزنه که اعظم همیشه در مقابل خدا سرت پایین باشه

    من هم هر روز توی دفتر شکرگزاریم اولین جملاتم اینه که خدایا شکرت به خاطر تمام نعمتها و فراوانی هایی که بهم دادی و بعد شروع میکنم به بقیه نوشته هام و بازم چیزی ندارم جز خدایااااا شکرت

    بازم سپاسگزارم استاد جانم بابت این هدیه بسیار ارزشمند که اول صبحی به دستم رسید و چه روزی بشه امروزم و چه حس و حال عالی دادین

    نوش جونتون دوستان عزیز و خوش قلم خودم

    خدایا عاشقتم من

    بوس به کلت استاد جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  6. -
    سعید پاشایی گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    به نام خداوند یکتا

    درود

    کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؛

    تابستان گذشته مغازمو پس داده بودم و بیکار بودم و از خداوند خواستم که هدایتم کند و کاری را گیر بیاورم که خسته کننده نباشد و بعد از حدود یکماه با یکنفر اشنا شدیم با برادرم لوله کشی گاز میکرد و حدود دو هفته بعد همون ادم منو به دوستش معرفی کرد که جوشکار و برشکار بود و تا حدودی جوش و برش رو یاد گرفتم و بعدش با یکی از دوستانم به کار کرکره مشغول شدم

    کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره ها را از زندگی شما باز کرده؛

    خیلی این اتفاق افتاده مثلا همین چند روز پیش دوباره کار نداشتم شب خوابیدم گفتم خدایا خودت یکار جور کن برام صبح که بیدار شدم کد هارو نوشتم و نیم ساعت بعدش ینفر زنگ زد و گفت کرکره میخوام و قیمت دادم و گفت قیمت از همه جا هم گرفتم ولی دوست دارم کارو به تو بدم،وقتی رسیدم دیدم یه برگه نشانم داد از همه قیمت گرفته بود من اخرین نفر بودم خیلیا از منم قیمت کمتر داده بودند ولی کارو به من داد .

    کجاها خداوند بی دریغ به شما کمک کرده و مسائل تان را حل کرده به گونه ای که به مو رسیده اما پاره نشده است؛

    چندسال پیش یه پول داشتم یکی از دوستان پدرم بهش گفت بیا خونه برات بگیرم و یه شب قرار گذاشتن و رفتیم تو یه خونه با هم حرف زدن و قرار شد فردا صبح پولو بهشون بدم تا خونه با یه قیمتی بهم بدن ،موقع حرف زدن یلحظه یه صحنه دیدم که دوست پدرم یه اشاره به بنگاهیه داد و من دیدم و چیزی نگفتم امدیم خانه به پدرم گفتم ،روز بعد رفتیم توی همون محله و اتفاقی از یه بنگاه قیمت خانه گرفتیم که قیمت دستمون بیاد برد همون خونه رو نشونمون داد با قیمت خیلی پایین تر و حدود یک ماه بعد همون بنگاهیه کلاه بردار از آب در اومد و هرچی پول شراکتی گرفته بود تنهایی برده بود

    اینجا خدا خیلی بهم کمک کرد چون تمام سرمایه زندگی ما همون بود .

    در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی؟

    موقعی که مغازه در یکی از بازارهارو میخواستم اجاره کنم ولی پولشو نداشتم و بعد از یمدت خیلی عجیب پولش جور شد ینفر شد شریکم نصف پولو داد یه قرعه کشی تو محله داشتم همزمان در اومد پدرم یخورده بهم داد خلاصه مغازه رو گرفتم این اتفاق یکی از آرزوهام بود،میگفتم اگه اینجا مغازه داشته باشم دیگه ثروتمند میشم و یادم رفت که من اینو از کی خواسته بودم و چجوری برام جور کرد و مغازه رو باز کردم یه غروری داشتم که من خودم اینو جور کردم بهم اعتماد کردن اعتبار دارم و ….بلایی سر اون بازار شلوغ آمد که اصلا کسی حاضر نبود خرید کنه اونجا و یه عالمه قرض بالا آوردم ،و مغازه رو پس دادم.

    این اتفاق زمانی افتاد که من با سایت اشنا شده بودم و تمرین انجام میدادم دوره های رایگان ولی وقتی مغازه گرفتم دیگه خیلی کم به سایت سر میزدم تا وقتی که مغازرو پس دادم ،و از نوع دوباره شروع کردم و هر روز فایل گوش میدم حتی اگه به سایتم سر نزنم

    در پناه حق ثروتمند و سلامت و شاد باشید

    بدرود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  7. -
    عباس حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1678 روز

    توحید عملی قسمت 10

    سلام استاد

    واقعا این همزمانی ها جز خدا کار چه کسی میتونه باشه؟!

    غیر از اینه که این خدا یه انرژیه یه سیستمه که داره پاسخ میده به ما

    وَ إِذا سَأَلَکَ عِبادی عَنِّی فَإِنِّی قَریبٌ أُجیبُ دَعْوَهَ الدّاعِ إِذا دَعانِ

    و هنگامى که بندگان من، از تو درباره من سؤال کنند، (بگو:) من نزدیکم; دعاى دعاکننده را، به هنگامى که مرا مى خواند، پاسخ مى گویم.

    دیشب که داشتم میخوابیدم توی دفتر ستاره قطبیم نوشتم که خدایا شکرت امروز دو تا درس نمره بیست گرفتم

    سریع یادم اومدم که اگه خدا نبود من نمیتونستم ها!

    یادم اومد این درخواست من بود که قبلا در ستاره قطبی داده شده بود و خدا منو هدایت کرده بود!

    حالا جالب داستان اینجاست:

    من ترم 5 و 4 معدلم حدودا 17 شد

    ترم 6 و 7 و 8 که داشتم دوره دوازده قدم کار میکردم معدل من 18.5 به بالا میشد

    اونجا بچه ها میگفتن تو پارتی داری دارن بهت نمره میدن و …

    الان ترم یک ارشدم و دانشکده جدایی اومدم

    اینجا تا الان از چهار تا درس سه تاشو بیست گرفتم(به کمک الله)

    اینجا هم بچه ها میگن تو حتما یه مهره ماری چیزی داری …

    میگن استادا دوست دارن

    حتی یه استاد بود که یه بنده خدایی رو بیشتر هواشو داد ولی به ایشون داده 18.5 و من 20

    همه کلی انگ و … بستن بهم

    اینجا چند تا قسمت برام مهم بود

    اینکه من تا دیدگاهم رو تغییر دادم جهان بیرونم تغییر کرد!

    یدونه از دوستام از روی گوشی امتحان میده ولی نمرش کم تر شده! یعنی همه چی دسترسی داره و …

    تا قبل از این برنامه ها من معدلم مشخص بود

    حالم مشخص بود

    و باید بگم من بیشتر هم درس میخوندم و نتیجه کمتری میگرفتم!

    الان درس خوندنم کمتر شده و لذت بخش تر و نتیجه بهتر و عالی تر!

    باورتون نمیشه من همیشه امتحان داشتم کلی استرس داشتم ولی این ترم واقعا فهمیدم چقدر تغییر کردم

    و فعلا هم نتیجه اینطوری مشخص شده

    همون دیشب داشتم میگفتم خدا اینکار کرد خدا شرایط فراهم کرد که محیط ساکت باشه خدا سر امتحان منو اروم کرد و متنارو نوشت

    خدا یه انرژیه که همه کیهانه و بر اساس ما داره شکل میگیرهه …..

    کی تاثیر گذاره؟ من تاثیر گذارم

    چطور تا قبل از این کنترل ذهن ها نتیجه چیز دیگه ای بود ولی الان فرق کرده؟

    چقدر این ذهن میخاد منو گول بزنه و ربط بده به عامل بیرونی …

    دیگه دروغ گفتن بسه دیگه به خودم

    بابا چرا نمیتونم باور کنم یه خدایی که ربه که پادشاهه هست که حواسش به من هست که همه کاری برام میکنه به شرط بندگیش

    چرا همین یه تیکه رو نمیتونم حتی خیلی کم باور کنم

    چرا نمیتونم تسلیم باشم

    حضرت موسی مگه چکار کرد؟ فقط تسلیم شد و ایمان داشت خدا براش همه کار کرد

    چرا وقتی این آگاهی هارو دارم ولی بازم به سرعت یادم میره و شرک میورزم

    من که دیدم یسری چیزا رو خدا چجوری برام حل کرده ولی چرا نمیتونم به خدا اعتماد کنم؟

    چطور به آدما راحت تر از خدا اعتماد میکنم؟

    واقعا ایمان داشتن سخته و واسه همینه که خداوند میگه:

    زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ الشَّهَوَاتِ مِنَ النِّسَاءِ وَالْبَنِینَ وَالْقَنَاطِیرِ الْمُقَنْطَرَهِ مِنَ الذَّهَبِ وَالْفِضَّهِ وَالْخَیْلِ الْمُسَوَّمَهِ وَالْأَنْعَامِ وَالْحَرْثِ ۗ ذَٰلِکَ مَتَاعُ الْحَیَاهِ الدُّنْیَا ۖ وَاللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الْمَآبِ

    محبت و عشق به خواستنی ها [که عبارت است] از زنان و فرزندان و اموال فراوان از طلا و نقره و اسبان نشاندار و چهارپایان و کشت و زراعت، برای مردم آراسته شده است؛ اینها کالای زندگیِ [زودگذرِ] دنیاست؛ و خداست که بازگشت نیکو نزد اوست.

    قُلْ أَؤُنَبِّئُکُمْ بِخَیْرٍ مِنْ ذَٰلِکُمْ ۚ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُطَهَّرَهٌ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ

    بگو: آیا شما را به بهتر از این [امور] خبر دهم؟ برای آنان که [در همه شؤون زندگی] پرهیزکاری پیشه کرده اند، در نزد پروردگارشان بهشت هایی است که از زیرِ [درختانِ] آن نهرها جاری است، در آنجا جاودانه اند و [نیز برای آنان] همسرانی پاکیزه و خشنودی و رضایتی از سوی خداست؛ و خدا به بندگان بیناست.

    این دو آیه سوره عمران خیلی واضح میگن که این میل به مال دنیا و خونه و ماشین و زنان و نقره و طلا و ملک و … جزو ویژگی انسان هاست

    ولی افراد کمی هستن که تقوا دارن یعنی میتونن ذهنشون رو کنترل کنن

    و بهشت هایی که از زیر آن نهر ها جاری است و رضایت خداوند نصیبشون میشه

    خیلی کنترل ذهن سخته ولی وقتی این همه آدم تونستن تو دنیا پس میشه

    درسته تعدادشون کمه

    درسته الان عوامل شرک ورزی ریخته ماشالله

    درسته الان ذهن من مشرکه

    ولی میشه با تکرار و تمرین بهترش کرد تا ایمانم بهتر بشه و خدارو بیشتر بشناسم

    – کجاها خداوند درها را برایت باز کرده و مسیر را برایت هموار کرده؛ کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره ها را از زندگی شما باز کرده؛

    اینقدر خدا کمک کرده و من فراموش کردم که نشون از ناسپاسی میده

    روزی که تابستون از سر کار اخراج شدم ولی خدا یه جای دیگه رو برام باز کرد و رفتم سر کار

    روزی که خدا منو هدایت کرد به گروهی که یکسال پیاماشو نخوندم و یهو یه پیام دیدم و پیام دادم به یک خانمی که ایشون کلی بهم دوره رایگان معرفی کرد و الان در مسیر پیشرفت و یادگیری مهارت سئو داره کمکم میکنه …

    روزی که خدا از زبون دوستم چند تا سایت آموزشی عالی و پادکست پیشنهاد کرد…

    روزی که خدا از طریق پدر و مادرم برام ماشین خرید …

    روزی که خدا منو هدایت کرد به کار توی یه موسسه که کلی توانایی هام بهتر شد و کلی چیز یاد گرفتم …

    روزی که خدا از طریق پدرم بهم ماشین داد و من مهارت رانندگی رو خوب یادگرفتم…

    روزی که خدا از طریق بهترین استاد دانشکده مکانیک و استادی که توی جهان رنک 1-3 رو داشت خودش اومد و پیشنهاد داد باهاش پروژه داشته باشم و تو این مسیر چقدر رشد کردم …

    روزی که خدا از طریق دوستم پیشنهاد خرید لپ تاپ داد و منی که فکر نمیکردم یه لپ تاپ خوب خریدم چند سال پیش…

    واقعا بینهایت هدایت بوده که من عمل کردم و نتیجه عالی داشته ولی من مرورشون نکردم و این نعمت ها تو زندگیم کم شده

    – در عوض، کجاها به خودت و توانایی هایت مغرور شدی و تواضع در برابر خداوند را فراموش کردی و ضربه خوردی؟

    در مورد بحث روابط عاطفی به علت شرک ورزیدن و وابسته شدن ضربه های سختی خوردم که هنوز هم اثارش هست و ضربات ادامه داره …

    درسی که میگیرم اینکه به اندازه ای که جلو خدا فروتن و متواضع باشی خداوند جلوی غیر خدا سرتو بالا نگه میداره

    به اندازه که تو موضوعی باج ندادم به بقیه خدا منو تو اون موضوع برده بالا و بالاتر

    از روزی که قدرت آدم هارو کم کردم جوری شده همه میگن عباس بیاد پیش ما ببینیمش

    همون خانواده ای که کسی سراغم نمیگرفت

    من نه خوبی کردم بهشون نه دیدمشون و نه هیچ چیز دیگه ای

    فقط خدارو باور کردم و همه چیز برام بهتر شد

    الان هم فقط باید همین مسیر رو ادامه بدم

    قَدْ کَانَ لَکُمْ آیَهٌ فِی فِئَتَیْنِ الْتَقَتَا فِئَهٌ تُقَاتِلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ وَأُخْرَى کَافِرَهٌ یَرَوْنَهُمْ مِثْلَیْهِمْ رَأْیَ الْعَیْنِ وَاللَّهُ یُؤَیِّدُ بِنَصْرِهِ مَنْ یَشَاءُ إِنَّ فِی ذَلِکَ لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصَارِ ﴿13﴾

    تحقیقاً برای شما در دو گروهی که [در جنگ بدر] با هم رو به رو شدند، نشانه ای [از قدرت خدا و حقّانیّت نبوّت پیامبر] بود، گروهی در راه خدا می جنگیدند، و گروه دیگر کافر بودند، که اهل ایمان را به چشم خویش دو برابر می دیدند [به همین خاطر شکست خوردند] و خدا هر که را بخواهد با یاری خود تأیید می کند؛ مسلماً در این [واقعیت] عبرتی برای دارندگان بصیرت است. (13)

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    خدایا

    تنها بندگی تورو میکنم

    و تنها هم از تو کمک میخام

    انک انت الوهاب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  8. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 2052 روز

    به نام خداوند هدایتگر به مسیری که بنده هاش انتخاب میکنن

    سلام استادعزیز وارزشمندم

    میخواستم باره دیگه ازتون سپاسگزاری کنم بابت این ده فایل توحیدی،ونمیدونید که من چقدر باهرکدوم ازین فایلهای توحید عملی اشکها ریختم و خاطراتی که شرک ورزیدم و نتیجشو دیدم به یادخودم اووردم،و چقدر بیشتر به خودم اومدم که هیچوقت خدارو مقصر اتفاقای بدم ندونم

    استادوقتی بارداری دومم رو بخاطر مشکل فرزندم ازدست دادم،چقدر خودمو ضعیفو محتاج خدا دونستم،چقدر فهمیدم من هیچچی نیستم و خدا به یک آن میتونه اون چیزیو که بابتش سپاسگزارنیستیم رو راحت بگیره

    یادمه ایام عیدبود من چهارماهم بود،مامانم اینا رفتن مسافرت و ازمن خواستن که مغازشون رو مدیریت کنم،مامانم قبل ازینکه حرکت کنن بهم گفت مواظب خودتوبچه باش،وسایل سنگین بلند نکن‌…

    من در جواب مامانم گفتم بابابیخیال منو بچه ی توشکمم ضد ضربه ایم خیالت راحت،من کوهم جابجاکنم چیزیم نمیشه!!

    الان که یادم میوفته هم افسوس میخورم به حال خودم که باچه غروری گفتم،هم اینکه درسشو خدا خیلی خوب بهم داد،و بااین مشکلی که فرزندم پیداکرد ومجبورشدم بارداریم رو ماه پنجم ختم بدم،انگارحرف خدارو تازه میشنوم که بهم میگه یادته میگفتی منوبچچم ضده ضربه ایم،پس چرا خودتو هیچ‌دکتری نتونستید اونو نگهدارید،پس چجوری شد که بایک مشکل کوچیک انقدر همه چیز جدی شد و دکتر سلامتی بچت رو جواب کرد و گفت این خوب بشه نیست

    یادته چقدر تحت تأثیر حرفای اطرافیان قرارمیگرفتی که چرا این فرزندت هم دخترشد،کاشکی که پسر بود وتو ناراحت میشدی،بجای اینکه درجوابشون بگی من یه تار موشو بلد نیستم درست کنم،،اون خدای منه که برهمه چیز تواناست ومن نمیتونم توکاره خدا دخالت کنم

    تمومه اینارو خدابهم گفت ومن مانند یک فرد حسرت خورده،وافسوس گر فقط اشک ازچشمانم ریخت و ازخدا طلب مغفرت خواستم وگفتم خدایا من رو ببخش و به هرخیری که ازتو به من برسه فقیرم،محتاجم،ضعیفم،ناتوانم،مدیون لطف بی انتهای توام

    توبزرگی،توغفوری،تو ستارالعیوبی،تو بخشنده ی بزرگواری،من رو ببخش،خدایا تورو به بزرگواری خودت قسمت میدم که هیچوقت منو به حال خودم رها نکن که بنده ی خاروزبونی میشم وهیچ کس جز تو نیست که میتونه به من عزت بده،قدرت لده،فرزندسالم بده،پسربده،دختربده،همه وهمه ازخودته و من ناتتتواانم،،یاللطططیف ارحم عبدک الضعیییف برحمتک واسعه یاارحم الراحمین

    استاد روم نمیشد اینجا این موضوع رو بگم،ولی پا روی نجواهای ذهنم گذاشتم،و‌خواستم به این شرکی که‌ورزیدم جلوی همه اعتراف کنم،و بگم که چقدر ضربه بدی ازین ماجرای شرک ورزیدنم خوردم

    نمیدونم،نمیدونم

    ولی حداقل خودم متوجه اشتباهم شدم و خودم رو بخشیدم و از خداهم خواستم منو ببخشه،مطمئنم خدامنو زودتر ازخودم بخشیدم و ان شالله بااینهمه شرکی که ورزیدم و زود متوجه این شرک شدم و کنترل ذهن کردم و تونستم با غم ازدست دادن فرزندم کناربیام و خیلی زود خودمو جموجور کنم،خدا اجربزرگی رو برام درنظرگرفته باشه

    خدایاشکرت خدایاشکرت که منو بیدارکردی،وبهم شهامت دادی تا به گناهم اعتراف کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 19 رای:
  9. -
    سید عظیم بساطیان گفته:
    مدت عضویت: 1116 روز

    بنام خداوند بخشنده ی مهربان ”

    سلام براستاد خوبان و یار دیرینش خانم شایسته ”

    سلام بر دوستان زیبا اندیشم ”

    خدا میگه هیچ کس همراه تو نمی مونه ”

    خدا میگه هیچ کس دوست تو نمی مونه ”

    بجز من ”

    خداوند میگه به ریسمان من چنگ بزن ”

    کی بهت روزی میده ”

    کی بهت حال خوب میده ”

    خدا میگه لحظه ای که تو میآی سمت من ، من منتظر تو بودم ”

    در مرام خداوند زیر پا خالی کردن وجود نداره،

    مچ گرفتن وجود نداره،

    اگر بخواد روزیت رو ازت بگیره کی بهت روزی میده ”

    چرا فکر میکنی فقط خودتی؟

    تو چی میخای که خدا بهت نمیده ”

    هیچکس نیست که دست خالی از پیش خدا بگرده ”

    خدا میگه من از هر دستی بالاترم ”

    خدا میگه آیا خدا برای شما کافی نیست ”

    کیه به تو زور میگه وقتی تو به من ایمان داری؟

    مگه من پروردگار تو نیستم”

    تو کجا روی خدا حساب کردی و ناامیدت کرد ”

    جایی که قرار بود آدمهای زندگیت تو رو پایین بکشند ” اما خدا لطف کرد ”

    خدا به پیامبر میگه خدا برای تو شمشیر زد برای تو کاشت که تو درو کنی ”

    خدا زمین داد و خدا آب داد ”

    خدا میگه من سرباز و لشگر توام ”

    خدا میگه سرتو بذار رو شونم ، باهام حرف بزن ”

    کیکه از تو دفاع کنه ”

    خدا میگه با من باش ”

    کسانی که دشمنت اند، من کنارتم ”

    آیا تو روی من حساب باز میکنی ؟

    خدا همه چیز میشه همه کس را ؟

    خدا در

    تک تک ذرات هستی ، هست ”

    چقدر به خودت مینازی؟ و برای خدا شاخ و شونه میکشی؟

    کیکه بتونه آیه ایی مثل قرآن بیاره؟

    خدا میگه من از رگ گردن نزدیک ترم؟

    خدا همه جا هست ”

    و و درونت بیشترین تمرکز رو داره،

    خدا از همه غم هات و بهونه هات بزرگتره ”

    وقتی راهی نیست، خدا راه رو می گشآید ”

    خدا وند بیشترین تمرکز در توئه ”

    و میگه از روح خودم برتو دمیدم ”

    و تو رو خدا کردم”

    فقط همین آیه رو باور کن ”

    دیگه نمی تونی ظلم کنی و بد باشی ”

    تو خودت خدایی”

    و تحقق وعده الهی درون توئه ”

    درون خودته ”

    خوب دقت کنید دوستان ”

    تو خودت تمام آرزوهاتی” تو خالقی ”

    در وجود انسان ها خدا رو ببین و کسی رو قضاوت نکن ”

    وقتی خدای واقعی رو بپرسی ، باورهایی رو در درونت شکل میده ”

    که جهان رو بسازی ”

    من برای تو همه چیز فرستادم؟

    حواست کجا بود ؟!

    تو رو بوسیدم و بهترین نعمت ها رو بهت دادم ”

    دوربین خدا رو در زندگیت روشن بدون ”

    وقتی خدا رو پیدا کنی ، همه چیز تغییر می کنه ”

    با خدا راحت باش و بهش بگو از همه بریدم ”

    و هیچ پناهی ”

    همراهی ”

    و رفیقی نیست ”

    تو پناهم باش ”

    تو رفیق پایه ایی؟

    و هیچ کس خودت نمیشه ”

    خیلی راحت باهاش صحبت کن ”

    خیلی راحت و صمیمی ”

    تمام راز هاتو بهش بگو؟!

    با خدا راحت باش ”

    وجود همتون مملو از آرامش “

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  10. -
    مه - ناز گفته:
    مدت عضویت: 874 روز

    سلام به شما استاد گرامی و مریم جان نازنین

    اونجایی که گفتید ؛ به مو میرسه ولی پاره نمیشه !

    اشک ریختم

    اشک شوق از اینکه چقدر زیبا ، به مو رسیدم ولی پاره نشدم. من این حس رو چندین ماه پیش تجربه کردم

    و دقیقا همونجا که همه چیز رو رها کردم و تصمیم گرفتم مثل آدمای اطرافم باشم . دیگه خسته شده بودم از بس که در زمینه خودشناسی کار میکردم و به نتیجه دلخواهم نمی رسیدم . خسته شده بودم از اینکه نمی تونستم به درآمد دلخواهم برسم

    خودم رو سپردم به جریان زندگی

    تا اینکه خدای مهربونم نذاشت که زندگی درونیم که به مو بند شده بود پاره بشه

    خدا اومد و دستم رو با دستانی که روی زمین بود گرفت و قدم به قدم مسیر رو برام هموار کرد

    این خداوند بوده و هست که در قالب افراد و شرایط حمایتگر منه

    آره ، دقیقا درست میگید استاد جان. تمام کارها رو خدا انجام میده نه ما

    و اونجاهایی که ناخوب میشه بخاطر اهمال کاری خودمونه که از منبع دور شدیم و هر چقدر که از منبع دور میشم احساسات و اتفاقات ناخوب به سمتمون میاد

    واقعا هم درسته که : از ماست که بر ماست

    دقت که میکنم می بینم که چه اتفاقاتی افتاد و چه افراد و شرایطی جورش با هم جور شد ، تا که من بتونم شغل دلخواهم رو پیدا کنم و از طریق همین شغل ، با دوستی آشنا بشم که شما و آموزه های سراسر توحیدی شما رو بمن معرفی کنه

    آشنایی با این سایت ارزشمند و آموزه هاش ، جواب تمام بی قراری های من برای پیدا کردن خودم و رسیدن به آرامش واقعی بود. خدایا شکرت

    خدای مهربانم شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: