علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2 - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    87MB
    11 دقیقه
  • فایل صوتی علائم احساس عدم لیاقت | قسمت 2
    10MB
    11 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

406 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسین و نرگس گفته:
    مدت عضویت: 2055 روز

    سلام و عرض ادب. امروز صبح وقتی داشتم میرفتم سر کار و مثل همیشه ذهنم پر بود از نجواهایی که تو چرا هنوز نتونستی

    به فلانجا برسی، تو خیلی باید رو خودت کار کنی، فرصت داره از دست میره، امروز باید خیلی وقت بزاری و از این جور نجواها

    که اینقدر زیاد بود که یه لحظه توی تاکسی به خودم اومدم دیدم ای بابا !!!! کیسه زباله هم باهام هم مسیر شده و داره بهم

    میخنده و من یادم رفته بود توی سطل بزرگ زباله محلمون بندازمش!!! چه هدایت زیبایی از خداوند دریافت کردم! اما بازهم

    اینقدر در ناآگاهی و اسارت نجواهای ذهنی بودم که باز هم نفهمیدم خدا داره بهم میگه چرا هر جا میری این زباله های ذهنی

    رو با خودت جابجا میکنی و بوی تعفنش هم خودت رو آزار میده و هم دیگران رو… وقتی نزدیک مترو شدم و جناب کیسه

    زباله رو با یه پرتاب سه امتیازی به زباله دان تاریخ فرستادم در حالی که صدای خنده ها و تمسخراتش توی گوشم بود چشمم

    به یه جوون افتاد که با چوب مخصوص نابینایان مسیرشو بسمت مترو دنبال میکرد. یهو اولین چیزی که تو ذهنم اومد این

    جمله بود که حسین چقدر شکرگذار هستی و قدر نعمت ها و داشته هاتو میدونی و چقدر روی ناخواسته هات متمرکزی؟ اگه

    الان جای این جوون بودی چه تدبیری داشتی برای اینکه بخوای مثلا به ثروت برسی؟ یا اصلا اگه میرسیدی چه اهمیتی

    داشت و چه لذتی بهت میداد که همه چیزهایی که الان داری رو نمیبینی و همه رو داری فدای ناخواسته ها و چیزهایی

    موهومی به اسم نداشته هات میکنی؟ بعد یهو به این فکر کردم که اصلا خواسته های این دنیا چقدر منو اغنا میکنه که من

    همیشه با احساس نارضایتی از وضع موجود خودمو به آینده پرتاب میکنم که اگه این اتفاق بیفته من خوشبختم یا اگه این

    میزان پول بسازم از خودم راضی ام و هیچوقت هم این اتفاق نیفتاده و نخواهد افتاد.دیدم من و اون جوون به یک میزان

    به منبع خوشبختی و آرامش مطلق نزدیکیم و اون منبع در یه جایی در آینده یا بدست آوردن چیزی قرار نداره!! اون منبع

    درست همینجا در وجود منه… یاد سکانس جذاب فیلم روح افتادم که جو گاردنر وقتی با گروه جاز مورد علاقه اش که سالها آرزو

    داشت با آنها بنوازد پیانو نواخت و به آرزوی دیرین خود دست یافت از خانوم خاننده پرسید خوب! حالا چی؟؟!!! یعنی اون همه

    سال خودش رو از تمام لحظات و داشته هاش جدا میکرد برای رسیدن به یه هدف در آینده که نواختن با اون گروه جاز بود و

    حالا که به خواستش رسیده بود متوجه شده بود که زیبایی و عشق در تمام این لحظاتی بوده که طی کرده تا به خواستش برسه و

    خود اون خواسته به تنهایی موجودیتی نداره و اون خانم خواننده داستان زیبایی براش تعریف میکنه: ماهی جوونی که کیلومترها

    شنا میکنه و خودشو به یه ماهی پیر میرسونه و بهش میگه من میخوام اقیانوس رو پیدا کنم، و اون ماهی پیر میگه تو الان در

    اقیانوس هستی!! و اون ماهی جوون میگه این که فقط آبه!! من اقیانوس رو میخوام!! خدای عزیزم که همیشه با منه و روحشو در

    من به ودیعت نهاده… تنها چیزی که منو اغنا میکنه که اگه ببینمش و بهش آگاه بشم به موازات این شناخت و آگاهی به خودم

    آگاه میشم و به تمام ارزشهام و لذتهایی که درست همینجا و در احساس حضور او برایم متجلی میشه دسترسی پیدا میکنم. به

    اندازه ای که بهش آگاه میشم ارزشهای خودم رو میبینم و ارزشهای دیگران رو… این ارزش ساختنی نیست..آگاه شدنیه. و به

    اندازه ای که به این حضور، به این توحید، به این یگانگی همه عالم، به این فستیوال بی نظیر عشق الهی ایمان بیارم و بهتره

    بگم اگاه بشم بهش، به همون اندازه توحیدی تر شدم و به همون اندازه خدا رو بهتر دیدم و به همون اندازه که خدا

    رو بهتر ببینم، برکات من، نعمت های من آرامش من موفقیت شغلی من و هزار تا موضوع دیگه عالی تر میشه و این

    دنیای منه که نگاه منو به خالقم برام متجلی میکنه… پس در یک کلام… نگاه من به خودم و احساس برگرفته از این نگاه ترجمان

    نگاه من به هستی و خالق اونه… به امید الله همیشه با احساس خوب و رضایت از حال خودتون در مسیر پیشرفت و خوشبختی

    روز افزون باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    هما ی سعادت گفته:
    مدت عضویت: 2043 روز

    به نام خدایی که منو به آسان‌ترین روش به سوی آسانی ها هدایت می کند…

    سلام به استاد عباسمنش عزیز، و مریم خانم شایسته ام …

    واقعا از اینکه چنین محصول با ارزشی رو آماده کردید، خوشحالم، و از خداوندم می خواهم که منو در مسیر دریافت این آگاهی ها قرار بدهد، هرچند که هزاران راه هست برای دریافت آگاهی های ناب خداوند، و از خدا هرچه بخواهی ، به هزاران روش به تو نعمت هایش رو می دهد…

    استادم ، از وقتی گفتید این فایل رو آماده کردید، من چقدر دارم درباره اش فکر می کنم …

    به واژه ی احساس لیاقت داشتن …

    به نکته ی مهمی که رسیدم این بود که خیلی زمان ها من ، ارزشم، را به اتفاقات و شرایط گره می زنم، مثلا داشتن ثروت، داشتن رابطه ی خوب ، داشتن باور درست در زمینه ی سلامتی …

    و گاهی خودم رو مثلا سرکوب می کنم، که مثلا من به اندازه ی کافی خوب نبودم، چرا که مثلا نتوانستم، در زمینه ی کاری پیشرفت کنم، و یا مثل نکته ای که در این فایل گفتید، موفقیتم رو در زمینه ای کوچک می دانم …

    چیزی که منو عاشق آموزه های شما و گفته های شما و عاشق سایت می کند … نگاه فراتر به زندگی و در اصل به خودمان هست …

    اینکه هیچ چیزی قرار نیست، به من مفهوم بدهد، من در مقایسه با هیچ کس و فردی قرار نیست،بهتر و یا بد تر قرار بگیرم …

    گوهر وجودی من هست که مهم هست ‌‌‌… خوشبختی من و آرامش من و ثروت من این هست که در صلح با خودم قرار بگیرم و احساس خوشبختی بکنم، آرامشی رو در وجودم گسترش بدهم …

    و هرچقدر با خودم بیشتر به صلح برسم ، به آرامش بیشتری برسم، گسترش پیدا می کنم…

    لایق بودنم ، به دنبال میزان داشتن ثروت نیست، و یا داشتن رابطه ی خوب …

    من بسیار فراتر و گسترده تر هستم، هرچند که اینها پوسته ی بیرونی من هست …

    گاهی فکر می کنیم،اگر به مسئله ی بیرونی، مثلا یک رابطه ی خاص اگر برسم، و یا استاد این مدت فکر می کردم اگر مثلا من این دوره رو داشته باشم ، حالم خوب می شود …

    و بعد به خودم گفتم نه مهدیه ی من ، لایق بودنت ، و داشتن احساس ارزشمندیت و صلح بودن با خودت و داشتن احساس آرامشت به هیچ چیزی وابسته نیست …

    فقط باید بفهمی چقدر منبع وجودیت ارزشمنده،و اونو گرامی بداری…

    فقط مهم این هست که خداوند رو در قلبت احساس کنی و بدانی که او در وجودت گسترده هست …

    بله ما قوی بزرگ ارزشمندیم …

    باید به صورت آگاهانه به افکارمون نظارت کنیم و باید به صورت آگاهانه به صلح با خودمان برسیم ….

    نکته ی دیگری که دوست دارم درباره اش بنویسم …

    من دارم یک کاری رو انجام می دهم، وقت زیاد و تمرکز زیادی رو روش گذاشتم و هنوز دیده نشده ….خوب من لیاقت خودمو به دیده شدن محصولم توسط مردم گره زدم …

    در حالی که خود ارزشی من خیلی خیلی فراتر هست … گسترش پیدا کردن من خیلی فرا تر هست …

    و این رو با خودم مرور کردم، شجاعت من، بی مهابا بودنم ، در خلق اثر به اندازه ی خودم ، به اندازه ی توانایی ام . مهمه ، آیا مردم ببینند و یا نبینند مهمه؟؟ باید به این حقیقت برسیم نه مهم نیست، من خودم رو تجربه کردم، من زندگی رو تجربه کردم، من کاری رو انتخاب کردم، که احساس کردم روحم رو گسترش می دهد، من به جای غرق شدن در حاشیه ها و بند کردن خودم در نقطه ای امن، خودمو به جریانات طبیعی زندگی سپردم …

    خودم رو به خداوند سپردم و تجربه کردن خودم اصلا اشتباه نبوده، قلبم رو فراخ و فراختر کردم …

    گرچه باید این ایمانو در خودمون گسترش بدهیم، جهان و در اصل خداوند قرار نیست، بنده هایش رو بدون پاداش قرار بدهد…

    لایق بودن من ، از من آغاز می شود، از قلبم، نه از احساس و حرف دیگری…نه از موفقیتی که دیگران برای من تعریف می کنند … از میزان توحیدی بودنم، آغاز می شود …

    لایق بودنم ، از احساسات عشقی که در قلبم پرورش می دهم، از احساسات سپاسگزاری من ، آغاز می شود و نه عملکرد من حتی .‌‌..

    چرا که احساسات ما بیشتر از کارهای ما نتیجه می دهد …

    استادم درس بزرگی هست که به گفت و گوهای ذهنی توجه کنیم،و به چیزی که ذهنمان به ما می گوید توجه کنیم …

    درس بزرگی هست که وقتی مشکلی در مقابلمان قرار می گیرد و تضادی ، اجازه ندهیم او ما رو معنی کند. و بدونیم معنی به وجود آمدنمان چیزی فرا تر از همه ی این هست …

    درس بزرگی هست که خودمونو فراتر از یک جسم بدانیم، و حتی خودمون رو از زمان و مکانی که درش قرار گرفتیم فرا تر بدانیم …

    و خودمونو با تعلقاتمان تعریف نکنیم ، و بدانیم روح ما مهم هست ، قلب ما مهم هست … و انرژی هایی که از خود ساطع می کنیم …

    و اینو درک کنیم ، بله می توانیم گسترش پیدا کنیم، وقتی اعتماد کنیم، وقتی نگرانی رو از خودمان دور کنیم …

    (گاهی ذهنمان پر از نکند جواب ندهد، می شود، قانون جواب می دهد، مگر قانون جاذبه ی زمین تغییر می کند، )

    وقتی مرتب دچار احساسات سطح پایین بشیم، قلبمان کوچک و مچاله می شود, نگرانی، ترس ، غرور،،نا سپاسی …

    خودلایق بودنمون نه کسی می تواند پائین بیارد و نه چیزی، خودمان پائین میاریم …

    اما کنترل ذهن ما به ما کمک می کند …

    دوست دارم درباره ی این نکته بازم بنویسم, نگاه دیگران به نیست که ما رو معنی می دهد، اینکه چقدر از نظر دیگران خوبم ! خودم مهم هستم، خودم مهم هستم …نگاه من به دنیا و به منبع وجودیم مهم هست …

    و اینکه آیا توانایی من ، و گوهر وجودی من توسط دیگران باید معنا بخشیده بشود، نه این من هستم که خودم روی خودم ارزش می گذارم ، از چه طریق ، از طریق احساسی که به خودم دارم …

    بله جهان من در حال گسترش هست، و گستردگی جهان من ، به اندازه ای هست که دیگران برای من معنی می کنند،و یا به اندازه ی ثروتم، نه به اندازه روح و قلب بزرگ من هست ‌…

    بله به خودمان نه به اندازه ی یک جز کوچک نباید نگاه کنیم‌.. به اندازی جهانی قدرتمند که منبع عظیمی از انرژی هاست …

    به عنوان جهانی که جهان های بزرگ تر از خودش رو می تواند حل کند …

    و این قدرت و این عظمت فقط توسط خودمان قابل کشف هست …

    لیاقت داشتن من ، از اینکه در چه خانواده بزرگ شدم، در چه شهری ، و در چه کشوری آغاز نشد… از لحظه ی دنیا آمدن ، آغاز شد … اینکه خواستم به عنوان اشرف مخلوقات پا روی خاک بگذارم … خواستم اسرار پروردگار رو کشف کنم …

    خواستم با پا گذاشتنم در این جهان ، جهان های دیگرو رو هم تجربه کنم …

    من جهان معنوی بزرگی درونم دارم ‌…

    چقدر مطلب مهم و با ارزشی هست ، که احساسات منفی بر من حرام هست، اینکه به خودم انرژی منفی ای بدهم …

    احساسم از عملکردم مهم تره، کاری نمی کنم، که احساس منفی داشته باشم و اگر انجام دادم، خودمو رو باز می سپارم دست خدا و ایمان دارم که او من رو هدایت می کند، در رحمتش هیچ وقت بر من بسته نیست…

    یک جمله ی خیلی خوب در دوره ی صلح با خو. گفتید.‌‌..به خداوند می گوییم ببخشید و خدا ما رو می بخشد و تمام ، چون ارزشمندم، چون لایق تجربه کردن بودم ، چون اصلا اومدم تجربه کنم …

    درارتباطات . من لایق عشقم … و آیا این مقدار عشق باید توسط کسی دیگر برای من تعیین بشود، مقدار آزادی من ، گستردگی من، مقدار لیاقت من در دریافت عشق رو کسی دیگر باید تعیین کند ‌..

    من لایق هستم ، و خودم منبع عشقم، منبع عشق برای خودم، چشمه ی عشق در وجود خودم هست …

    باید به گستردگی خودم پی ببرم تا محتاج چیزی بیرون خودم نباشم …

    در زمینه ی ثروت ، آیا ثروتمندی من رو پول تعیین می کند، من باید خودم رو به اندازی پول بزرگ کنم . من باید لایق کار خاص باشم،و استعدادی خاص ممکنه منو معنا ببخشد‌‌‌‌.نه این ها همه در اصل من به اونا معنا می دهم …

    چقدر خوبه که بدانم، من برای اینکه کار خاصی بکنم ، دنیا نیامدم، خداوند برای من کار خاص می کند, دنیا آمدم ، که زندگی کنم،و مثل هرچیزی در این جهان جریان پیدا کنم، تجربه کنم، آگاهی باشم ، گسترده بشم ‌…

    به این فکر کنم، لایق بودنم در امتداد انجام کاری خاص نیست … به هیچ وجه …

    فقط و فقط باید بفهمم چقدر ذهنم گسترده هست .‌‌..

    چه اتفاقات بی نظیری می تواند انجام بدهد و چه انرژی بی نظیری دارد …

    گاهی فقط سکوت کنیم، درگیر اتفاقات روزمره نشیم، گاهی باید پارو نزنیم، و فقط تماشا کنیم…

    بهتره خودمونو به جسمی، محدود نکنیم، به زمان خاصی محدود نکنیم، به اتفاقی گذرا محدود نکنیم …

    بفهمیم ، باور کنیم، که لایقیم ، و منبع قدرتمند وصلیم …

    و الهامات و هدایت ها ….

    من در همه حال لایق دریافت حرف خداوندم …

    و این میزان بسته به شرایطی که درش هستم، گناه کار هستم و یا نیستم ندارم …

    بسته به آگاهی من دارد ، به اینکه خداوند در من جریان دارد …خداوند درون منه …

    خود لایق بودنم یعنی بفهمم که نعمات ها واقعا واقعا در هرزمان که بخواهم در دسترس من قرار می گیرد، در زمانی که باورش کنم ، لایق بودنش هستم، نیاز به شرایط خاص ندارم ،،اتفاقی خاص ندارم ، من لایقش هستم …

    سطح انرژی من ، شناخت خودم اینکه منبع اش خودم هستم، نعمت هایی که در اختیارم قرار می گیرد ، منبعش خودم هستم، نه اتفاقی بیرونی…

    به صلح رسیدن، اینکه بفهمم ، در این جهان ، من موجودی ضعیف نیستم که کسی باید بهش رحم کند …من خداوندم … من خود خداوندم ، من متصلم به خداوند‌….

    روح خدا در من جریان دارد ، خدا چیزی جدا از من ، و جهان نیست …

    نمی دونم چطور منظورمو برسونم … اما چون اعتقاد دارم روح خدا در من هست …

    من لایقم، من ارزشمندم، چون هرچه بخواهم از من شروع می شود …

    استادم از شما سپاس گزارم که باعث شدید ، تفکر کنم، من ارزشمندم چون به عمق جهان فکر می کنم، به جای اینکه در پوسته ی آن به دنبال درک خودم باشم ‌…

    سپاس گزارم از خدایی که به آسانی ها منو هدایت میکند …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      مهدی رجبی گفته:
      مدت عضویت: 4100 روز

      درود بر شما مهدیه خانم عزیز و گرانقدر…

      چقدر عالی تمرکز جملات و اندیشه های شما بر احساس بوده در مقابل اعمال و رفتار…

      چقدر این سوء برداشت و باور محدود کننده از وقتی که دنیای فیزیکال رو دیدیم و در اون غرق شدیم شروع به شکل گیری کرده..

      چه جمله و حقیقت و باور فوق العاده ای که باید هر صبح بیاد بیارم: لایق بودنم به احساسات عشق و سپاسگزاری که در قلبم هر روز پرورش میدم بستگی دارد و ریشه در احساساتم دارد و نه به عملکردم…

      نکته عالی و طلایی و منطقیش اینجاست: «چون احساسات بیشتر نتیجه می دهد تا عملکرد و رفتارم» برای همینه احساس ارزشمندی ما هم مربوط به احساسات ماست…

      لایق بودنم در امتداد کاری خاص نیست… به هیچ وجه.

      واقعاً من برای این به این دنیا نیامده ام که کار خاصی بکنم و زجر بکشم و تقلا کنم و درست کنم و اصلاح کنم و فشار وارد بکنم و… چون کارهای خاص رو خدا قرار بوده انجام بده و خدا هم که خوش قول و آن تایم و فعاله…

      کار من لذت بردن و پرورش احساس و عاطفه خوشایند عشق و شادی و شور و آرامش و قدردانی از نعمات از پیش فروش فرستاده اش است…

      چون وقت کم میارم برای سپاسگزاری اییییییین همه شکوه و عظمتش…

      خداوند لایق سپاسگزاری خالصانه و عاشقانه و من لایق دریافت نعمات بی منت و تمام نشدنی و بی پایانش…

      دیگه چه قرار مدار و قرار دادی از این بالاتر و بهتر و زیباتر…

      دمتون گرم خانم خوش فکر و با صفا

      خوب و تندرست و شادان و غرق در آرامش و عشق و سپاسگزاری باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    حسین اعتباری گفته:
    مدت عضویت: 1637 روز

    به نام رب هدایتگرم

    سلام به استاد عزیزم و خانواده ی صمیمی مون

    درک من از توضیحات استاد این بود که در واقع یکی از باید های ایجاد احساس لیاقت تمرکز بر نکات مثبت خودمون هست،اینکه ارزش هامون و شایستگی هامون رو ببینیم و سعی کنیم همیشه به یادشون بیاریم و تایید و تحسین شون کنیم،چون در حالت عادی ذهن ما دقیقا برعکس این رو انجام میده و همیشه کمبودها و بی ارزشی هاونقص ها و کوچیک بودنمون رو به ما یاد آوری میکنه تا با ایجاد احساس بی لیاقتی،مارو از دریافت نعمت ها و فرصت ها محروم کنه…

    وطبق قانون ما توجه و تمرکزمون روی هر شرایطی باشه،همون شرایط رو در زندگی تجربه میکنیم،چه اون شرایط دلخواه ما باشه و چه نادلخواه..

    پس بیایم خودمون رو عادت بدیم و توجه و تمرکزمون رو جهت دهی کنیم روی خوبی ها و زیبایی هاودستاوردها و پتانسیل ها و استعداد هامون وهمیشه ارزش هامون رو به خودمون یاد آوری و تایید وتحسینشون کنیم تا عزت نفس و احساس لیاقت و خودباوری درما تقویت بشه وهدایت بشیم به نعمت ها و ثروت ها و خوشبختی بیشتر….

    خلاصه فایل در یک جمله:

    دیدن نیمه ی پر لیوان…

    همینکه اینجا دور هم جمع شدیم تا جهاد اکبری رو راه بیندازیم برای تغییر شرایط زندگیمون،نشون میده که کل خانواده ی صمیمی مون لایق احترامه،لایق ثروته،لایق عشقه،لایق خوشبختیه،لایق بهترین هاست…

    بزرگی خداوند به قدر شایستگی و در واقع احساس لیاقت ماست…چه قدر خودت رو لایق خوشبختی میدونی؟؟؟

    حضرت سلیمان که درآیه35سوره ص از خدا اینجوری درخواست میکنه..قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِی وَهَبْ لِی مُلْکًا لَا یَنْبَغِی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِی ۖ إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ

    چون خودش رو لایق این سلطنت و قدرت و خوشبختی میدونه،اینجوری از خداوند درخواست میکنه و خداوند هم بهش پاسخ میده…تو خودت رو چقدر لایق میدونی؟؟

    آیا خودت رو لایق ثروت میدونی تا رزق بی حساب بهت بده..؟؟آیا خودت رو لایق خوشبختی و عشق و سلامتی میدونی تا خداوند بهت عطا کنه…؟؟

    سپاسگذارم از استاد بینظیرم و بانو شایسته عزیز و تمامی دوستان همفرکانسی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  4. -
    ...... گفته:
    مدت عضویت: 2408 روز

    به نام خدا

    خدایا شکرت

    .

    .

    .

    این فایل چند دقیقه است ولی به اندازه ی یازده سال و خورده ای من را به جلو حرکت داد

    الهی شکر

    .

    .

    .

    چرا من توانایی های خودمو را دست کم می گیرم ؟؟؟

    علت این کار چیه ؟؟

    باید هر توانایی که دارم خودم بولدش کنم. بزرگش کنم

    چرا ،؟؟؟؟

    چون می خواهم دستاوردهای بیشتری را کسب کنم.

    چون می خواهم رشد کنم

    چون می خواهم در تصاعد باشم

    چون می خواهم همیشه در تصاعد باشم

    چون می خواهم پایین نروم

    .

    این خیلی مهمه که من توانایی های خودم را به خودم و به دیگران بگویم تا باعث موفقیت های بیشتری برای خودم و برای زندگی خودم شوم .

    چرا من باید همیشه نقص های خودمو مرور کنم و فرکانسش را به جهان ارائه بدهم و حتی همون را به خودم و زندگیم دعوت کنم !!!!!!!

    چرا من کمبود هام را مرور می کنم و چیزی که ندارم را دایم دارم میگم من که این را ندارم من که اون را ندارم چه فایده داره ؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!

    خدایا واقعا بزرگیت را شکر برای ریشه ای حل کردن مسایل چون فقط خودت می توانی و توانایی اش را داری که حلال مسایل من باشی به راحتی و به خوبی .

    اگر من کمبودها

    . نقص ها .

    و این برای من خیلی مهمه

    ««« ضعف ها »»»»«

    شخصیتی خودمو را دایم به خودم بگم این باعث می‌شود همه تو سر من بزنند

    و این در حالی هست که من همه کار برای همه می کنم

    گاهی اوقات بقیه متعجب هستند و می گویند فلانی که همه کار می کنه پس چرا هیچ کس باهاش نیست

    یکی از عامل هایش همینه دیگه

    چون من خودم ضعف ها و نقص های خودمو برای خودم و حتی برای دیگران و در جمع ها می گویم و تکرارشون می کنم

    و توجه و تمرکز کردن روی نقص ها . روی عیب ها . روی ضعف ها باعث مسایل مخرب می‌شود

    حتی اگر من آدمی باشم که نواقص و ضعف های خودم را بگم و نقص ها و عیب های دیگران را بهشون بگم و تکرار کنم این هم باعث می‌شود دیگران نقص ها و عیب های من را ببینند و بهم بگویند

    خدایا شکرت

    .

    من در خیلی از جاها که رفتم خیلی بهم خوش گذشته ولی یه رفتار زشت و ناشایست از دیگران برای خودم و حتی در مورد دیگران دیدم . همین را بزرگ کردم و تا سالهای سال در ذهنم برای خودم گفتم و گفتم و مرور کردم و همین باعث می‌شود خودم خودمو کوچک ببینم و بگویم چه فایده ؟!؟!؟! برای من جواب نمی ده ؟!!!!

    امشب یه جایی بودم و خیلی خوب بود ولی یه نفر بهم گفت تو چند شب بعد که دوباره مهمونی بودم بهم گفت تو دیر بیا

    و همین را ذهن من گرفت و ول نکرد که ببین …. ببین چطور باهات رفتار کرد ؟!؟!! ببین چطور باهات برخورد کرد

    در صورتیکه همون جا باید خفه کرد ذهن چموش و دست شیطان را از دست بست

    اشکالی ندارد . منظوری نداشت . یه چیزی گفت بابا من بزرگتر از ابن حرفام ……

    چرا من تمرکز کنم روی نکات منفی .

    آگاهانه جهت باید بدهم به ذهنم و کنترلش کنم تا تکرارش نکنه برای موارد بعدی

    چرا ؟؟؟ چون این باعث کند شدن روند رشد خودم میشه . چون این باعث سد شدن این همه حرکت کردن و متعجب شدن که چرا جواب نمی ده برای من میشه.

    خدایا شکرت

    من همیشه تمرکزم روی این بود که من چرا خونه از خودم ندارم .

    من چرا باید(( در اوایل که با استاد آشنا نشده بودم))) در خونه مادر شوهرم زندگی کنم

    و بعد فهمیدم این فرکانس مناسب جهان نیست

    الان بعد از چند سال هنوز هم می بینم ذهنم دنبال همون فرکانس هست

    خدایا خودت کمک کن

    .

    من با توجه و تمرکز روی شکست های قبلیم که هر چی خونه و زمین داشتم تموم شد و به باد فنا رفت دارم فرکانس همون کمبود را به جهان ساطع می کنم و دریافت نمی کنم آنچه را که می خواهم

    وقتی من توجه و تمرکزم را روی نکات مثبت بزارم جهان کاری می کند که من به مکان های بهتر و عالیتر که البته بستگی به باور خودم هم دارد

    من را هدایت می کند

    چقدر زندگی قشنکه

    چقدر جهان زیباست

    خدایا شکرت

    چقدر دنیاقشنگه خدایا شکرت

    من کانون توجه و تمرکزم را بدون اینکه خودم را مقایسه کنم با بقیه

    روی نکات مثبت می زارم

    و کار جهان . وظیفه ی جهان

    این عین که من را به بهترینها هدایت کند

    الهی الحمدلله

    من باید دست از نداشتن ها . ندادن ها . نبودن ها . نشدن ها بردارم

    و به جایش روی بودن ها . فراوانی ها . داشته ها . شدن ها بزارم

    تا از جنس همین ها را دریافت کنم

    وگرنه دریافتش نمی کنم .

    خدایا شکرت

    .

    به موردی هم بود گفتم اینجا عنوانش کنم که در مورد هیچی با دیگران حرف نمی زنم خدا را شکر منظورم مسایل شخصی . در مورد زندگی دیگران . کارهای دیگران و چقدر شب ها راحتر می خوابم . و چقدر وجدانم آسوده تر شده خدا را شکر . و چقدر خودم راحت تر و آزادتر هستم . و چقدر خودم تصمیم گیرنده اصلی خودم و زندگیم هستم . خواستم این را اینجا مطرحش کنم چون خیلی به خودم کمک کرده تا به الان خدا را شکر و خواستم حتما حتما مکتوبش کرده باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
    • -
      صدف صادقی گفته:
      مدت عضویت: 878 روز

      سلام به دوست عزیزم

      واقعا خیلی خوب رفتی تو درونت و خودت و شناختی و با ویژگی ات و آسیب هایی که این طرز فکر میزنه مواجه شدی

      بهت تبریک میگم ……

      با خوندن کامنتت متوجه شدم اره منم بعضی وقتا گیر میکنم توش و باعث میشه خودم به خودم احساس نالایق بودن بدم

      شکست ها و از دست دادن های گذشته رو ربطش بدم به بی ارزشیم و جلوی دریافت های آینده ام رو بگیرم

      چه بهتر بود که اصلا از صفحه ذهنیم پاک می کردم و فکر میکردم صفر کیلومترم و گذشته ای اصلا نبوده

      اینطوری آدم با روی باز به استقبال آینده اش میره و تو دریافت خواسته هاش باز و پذیرا میشه و مقاومت هاش میره

      موفق باشی عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    اعظم گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    سلام به استاد عزیزم

    خداروشکر بابت یک فایل دیگه ای که اول صبحم رو با دیدنش شروع میکنم .چه لباس خوشگل و خوشرنگی پوشیدین استاد جان

    استاد هر بار که در مورد نشانه های احساس عدم لیاقت حرف میزنید بیشتر متوجه میشم که چقدرر الان به این دوره نیاز دارم و هربار از خدای خودم میخام که خودش این دوره رو بهم هدیه بده که بتونم این احساس عالی رو در وجود خودم نهادینه کنم .استاد عزیزم اینکه ما دستاوردها و موفقیت هامون رو خیلی زود فراموش میکنیم و زوم‌میکنیم روی نقاط ضعفی که داریم بقول شما یک بگ‌ گراند خیلی طویلی داره من تا جایی که یادم میاد اینجوری برامون جا افتاده بود چونکه افراد خانواده و جامعه ما اینجوری براشون جا افتاده بود و دیگه عادی شده بود که نقاط ضعف هارو بیشتر میدیدن و قشنگ میشه رشد آدمها شهرها جامعه و کشورها رو بر این اساس دید چون واقعا تا زمانی که هر کسی نقاط قوت و تواناییهاشو برای خودش بلد نکنه و بهشون توجه نکنه هیچ اشتیاق و قدرتی پیدا نمیکنه واسه رشد و موفقیت‌های بیشتر و واقعا چقدر احساس لیاقت پایه و اساس هر موفقیت و حس خوبه از خدای بزرگ و نزدیکم میخام که مارو به این دوره هدایت کنه چون تمام کسانی که توی این سایت توحیدی هستیم یه روزی از خدای خودمون خاستیم که کمک کنه رشد کنیم پس خودش هم بقیه مسیر رو برامون مهیا می‌کنه

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    ناصر گفته:
    مدت عضویت: 1619 روز

    سلام و درود به محضر استاد عزیز، خانم شایسته مهربان و دوستای گلم

    وَلَقَدْ کَرَّمْنَا بَنِی آدَمَ وَحَمَلْنَاهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَرَزَقْنَاهُمْ مِنَ الطَّیِّبَاتِ وَفَضَّلْنَاهُمْ عَلَىٰ کَثِیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنَا تَفْضِیلًا

    (اسرا 70)

    ما آدمیزادگان را گرامی داشتیم؛ و آنها را در خشکی و دریا حمل کردیم؛ و از روزیهای پاکیزه به آنان روزی دادیم؛ و آنها را بر بسیاری از موجوداتی که خلق کرده‌ایم، برتری بخشیدیم.

    اولین کسی که به انسان احساس ارزشمندی و لیاقت داده، خود خداونده به نظرم این مهمترین نکته این آیه هستش

    میخام مطالب و نکاتی که با استفاده و تدبر در این آیه درک کردم رو براتون بیان کنم، امیدوارم که مفید واقع بشه.

    این آیه با لقد شروع شده ، در زبان عربی حرف ل برای تاکید و قطعیت میاد ، و کلمه قد هم باز به معنای قطعی و حتمی بودن هست ، از این مفهوم چند نکته رو میتونیم درک کنیم :

    1. خداوند با دوبار تاکید و قطعیت، خواسته که اهمیت و اولویت داشتن احساس لیاقت رو نشون بده

    2. حتمی بودن این قضیه که، خود خداوند به لیاقت داشتن و لایق بودن انسان قائله و اذعان داره.

    3. ارزشمند بودن انسان، ابتدائاً در وجود ما هستش یعنی ارزشمندی و لایق بودن ما چیزی هست که خداوند از ابتدای خلقتمون در سرشت ما قرار داده و لذا چیزی خارج از ما نیست که بخاهیم به خودمون اضافه کنیم.

    4. وظیفه انسان کشف کردن این احساسه و زنگارهایی که به واسطه غفلت، ناشکری، گناه، عناد و فراموشی روی اون رو پوشونده رو پاک کنه.

    5. استفاده از احساس لیاقت در جهت دریافت نعمات الهی، وقتی انسان آینه احساس لیاقت رو پاک کنه و به وضوح و شفافیت برسونه، به اندازه ای که بتونه اینکار رو انجام بده، به صورت طبیعی جلوه های زیبایی و نعمتهای الهی در آینه وجودش منعکس میشه و وجودش سرشار از زیبایی و آرامش میشه و زندگی سرتاسر خیر و برکت و نعمت رو تجربه میکنه.

    6. لازمه دریافت نعمات و رزق پاکیزه داشتن احساس لیاقت و ارزشمندیه.

    7. بقیه مسائل و ویژگیهای رشد انسان، در سایه و ذیل احساس لیاقت قرار میگیره و در حقیقت این احساس، اصل و بقیه موارد فرع بر اون هستش و در نتیجه هر چقدر که این جنبه رو بتونیم رشد بدیم و تقویت بکنیم به همون میزان سایر موارد با اون رشد میکنن، مثل درختی که اگه ریشه قوی داشته باشه به طور طبیعی شاخ و برگ و میوه با کیفیت تری رو خواهد داشت.

    7. منبع احساس لیاقت فقط خداونده و بنابراین هر چیزی که مغایر و در مخالفت با این احساس باشه، از طرف شیطانه.

    8. در کلمه کرَّمنا ( کرامت دادیم)، از ضمیر نا که جمع هست متوجه سیستمی بودن قضیه احساس لیاقت میشیم یعنی احساس لیاقت یک سیستم و مجموعه ای از عوامل هست که با پیدا کردن اصول و کارکرد سیستم و رعایت قوانین حاکم بر اون سیستم، احساس لیاقتمون رو میتونیم افزایش بدیم و سپس در ادامه و به طور طبیعی به نعمات الهی دسترسی داشته خواهیم داشت.

    از نظر عقلی و منطقی هم اگه فکر بکنیم متوجه میشویم اگه انسان تا خودش رو لایق چیزی ندونه، براش تلاشی هم نمیکنه

    من دیدم آدمهایی رو که تو زندگیشون تلاش خاصی نمیکنن مثلا به طرف میگی که امیدوارم خونه دار بشی ولی اون فرد این حرف رو مسخره میکنه و طوری از غیرممکن بودن این اتفاق میگه که انسان کاملا متوجه میشه که اون فرد خودش رو اصلا لایق خونه که چه عرض کنم حتی لایق فکر کردن به خونه دار شدن هم نمی دونه،

    و در نتیجه این تفکر ، اقدامات مالی و اقتصادیش هم در جهت خونه دار شدنش نیست و پولشون رو به هزینه های روزانه و هزینه کردن های غیر متعارف صرف میکنه.

    یکی از آشناهای ما اینطوریه، وقتی بهش میگم به فکر خونه باش و براش آرزوی خونه دار شدن میکنم، با تمسخر جوابم رو میده و میگه تو این دوره زمونه مگه آدم میتونه خونه بخره و حتی آرزوی خونه دار شدن رو هم نداره، به خاطر همین عملکرد اقتصادیش هم بسیار ضعیف و اشتباهه ، مثلا برای تولد دخترش 15میلیون داده بود دوچرخه خریده بود در حالی که حقوقش حدود 9 میلیونه.

    یا برای طرف آرزوی شرایط بهتر رو میکنی و طرف برمیگرده میگه، آقا نخاستیم، همینی که داریم رو بتونیم نگه داریم آدم بزرگی هستیم.

    همه این باورها ناشی از احساس عدم لیاقت هستش و تا انسان خودش رو لایق چیزی ندونه هیچکس و هیچ چیزی نمیتونه تغییرش بده.

    از استاد واقعا سپاسگزارم که با الهام الهی متمرکز این قضیه شدن و دوره فوق العاده احساس لیاقت رو آماده کردن، امیدوارم که شرایط خریدش برام مهیا بشه و البته فعلا با همین دو تا فایل دانلودی که لطف کردن و تو سایت بارگزاری کردن و توضیحات فایلها و کامنت های مربوط به این فایلها دارم رو خودم کار میکنم و دارم روز به روز احساس لیاقتم رو افزایش میدم.

    خدایا شکرت که من رو لایق بهترین ها قرار دادی و ازت میخام منو هدایت کنی تا بهترینها رو تجربه کنم و لذت ببرم.

    موفق باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  7. -
    Rouzbeh somayeh گفته:
    مدت عضویت: 1490 روز

    به نام خداوند هدایتگر مهربان

    سلامت خدمت استاد گرانقدرم و همراهان عزیزم

    خداروشاکرم که اینجا هستم تا یاد بگیرم زندگی رو احسن زندگی کنم.

    انقد زیر ذره بین رفتم که دیگه نمیتونم از دست خودم در برم.

    همیشه حواسم به احساسم بوده که خوب باشه، اما یه وقت هایی انقد احساست مخفی میشه که روشنگری های استاد ارزشمندم کمک میکنه به وضوح احساسم رو راجع به زندگیم و رفتارم درک کنم و باعث رسیدن به حال خوب بیشتر بشه.

    این روزا بیشتر به گذشته برگشتم تا ببینم احساس لیاقتم رو کجا وصل به چیزی کردم که حقیقت بیرونی نداشت.

    خداروشاکرم بابت رفع اشکال وجود خودم و ….

    اره خیلی خیلی نمره خوبی دارم میگیرم چون

    یادمه

    نزدیکانم وصل به هدایایی بودن که وقتی کسی به مسافرت میرفت و وظیفش خرید هدیه و بازپس دادن اون بود و میدیدم که وقتی کمتر یا انجام نمیشد چقدر درموردش صحبت میکردن

    ولی من با سن کم و تجربه کم، به خودم میگفتم خداروشکر بهوش خوش گذشته، خداروشکر که سالم و سرحالن ، خداروشکر که خانواده گرمی دارن و کلی خوش بودن برام که خوشی اونهارو میدیدم

    و امروز که مینویسم یه تاج خوشگل افرین به خودم دادم که همیشه توقع از دیگران برام خیلی خیلی کم بوده و باعث می‌شد کمتر ناراحت و نگران باشم .

    اره رد هرجایی از ناراحتی از دیگران بابت کم گذاشتن برای من ، رنگ باخته و با شنیدن فایل ارزشمند امروز ، دیگه به وضوح و وضوح بیشتر رسیدم که مسیر من درست بوده و شک هام به یقین رسیده است.

    تجربه دیگه من میرسه به حدودا 15 سال پیش ، که یه دختر خیلی زیبا و مثال زدنی به فامیل اضافه شد همه در موردش صحبت میکردن و …

    منم کلی ذوق که ببینمش ، خداییش در نظر اول خیلی عالی بودن ولی ملاک هایی که همیشه فکر میکردم رو نداشتن ولی عالی بود.

    این تو ذهنم بود تا چند سال گذشت اون دختر مثل همیشه زیبا بود اما برای من شده بود مثل بقیه، واقعا آنقدری نبود که همه انگشت به دهن بمونن و …

    از اون روز یاد گرفتم که زیبایی زیباست و مورد تحسین و ستایش خداوندی که خالقش.

    ولی آنقدر نیست که خودمو وصل به این بکنم که چرا فلان ملاک ندارم و یا …

    نمیدونم چرا ،ولی یه 15 سالی میشه که شروع کردم به دیدن زیبایی‌های چهره افراد ، هر جور که باشن سیاه و سفید ، لاغر و چاق ، دختر و پسر ، پیرمرد یا پیر زن

    انقد تو این مسیر پخته شدم که به راحتی از دیدن چهره افراد به ذوق میام و الان ها حتی اگه کسی رو نشناسم میرم جلو و به فرد میگم خدا چقدر خوشگل نقاشیت کرده و افراد مینونن اصلا جوابمو چی بدن

    وقتی با استاد آشنا شدم این مورد رو وصل به خیلی از چیزا کردم که در روابط میتونم بکار بگیرم تا از زندگی و احساس خوبم نسبت به افراد لذت بیشتری ببرم اره لیاقت ما به چهره خاص و مورد تایید دیگران داشتن نیست مهم وجود ارزشمند و پراز آرامش که با حضورت ریزو درشت جهان اطرافت به وجد بیان.

    من هم تو خیلی از کارها ماهرم ، بخصوص تو هماهنگی امور

    از زمانی که مامانم تعریف میکنه یعنی سه سالگی ، کارهایی رو یواشکی انجام میدادم که اصلا در سن من نبود و باعث صدمه های جسمی و شاید روحی میشد که نباید انجام می‌دادم آخه خرابکاری میشد و ….

    ولی بزرگتر که شدم تقریبا همه اطرافیان می‌دونستن که سمیه خیلی دقیق، مرتب ،مدیر خیلی خوب کارها و هماهنگی ها، حس خوب و آرامشه

    اما

    اما

    اما

    استاد ارزشمندم یادم آورد که از لابلای همه اون کارهای عالی

    نقص هام بیشتر یادم مونده که چرا نتونستم صددرصد عالی عمل کنم و همون ها باعث شد سرخوردگی داشته باشم و حس خوبم رو از دست بدم

    اینجا یاد میگیرم که همیشه باب دلم جلو برم اگه کاستی هم بود جزو مسیره، خودم را لابلای اگر اماها ، قرار ندم و مدینه فاضله نخوام ، بلکه بدونم همه اونها داره راه بهتر و تکامل رو نشون میده که دفعه بعد عملکرد بهتر رو داشته باشم و نتایج عالی تر .

    یادم باشه و یادم میمونه تو هر لحظه که در صحبت ها درونی مخاطب نباشم ، از دید دیگران باخودم صحبت نکنم بلکه منم که گوینده هستم و صاحب فکر و و اینجوری لیاقتم رو بیشتر و بیشتر بکنم برای رسیدن به حال خوب و تجربه های عالی

    درک احساس لیاقت ، منو وصل به موارد زیادی میکنه که دیگه لازم نیست ازشون هراس داشته باشم

    موقعیت های مختلف زندگی با درک احساس لیاقت بهترین ها، دلم رو سبکبارتر به انتخاب وا میداره و کلی امید و یقین پروردگار پشت شه که باعث میشه پرقدرت دست تو دست خدا جلو برم .

    احساس آرامش و آسودگی ام وصف نشدنیه این چند سال و خداروشاکرم که اینجا هستم و همیشه و همیشه درحال یادگیری حال خوب بیشتر.

    در پناه خدا، ناب ترین هارو تجربه کنید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
    • -
      ناصر گفته:
      مدت عضویت: 1619 روز

      باسلام خانم سمیه عزیز

      لذت بردم از کامنت زیباتون ، مطالب مفیدی رو بیان کردین و من استفاده بردم، تحسینتون میکنم به خاطر این روحیه تون و اینکه از سالهای قبل احساس لیاقت دارین و دارین روی خودتون کار میکنین.

      من هم مثل شما از قبل از شروع آشنایی با این سایت ، در مورد هدیه آوردن از سفر و اینجور مسایل احساس نیاز نداشتم و خودم هم اونجوری عمل نمیکردم که حتما باید هدیه بخرم.

      در مورد تحسین چهره های زیبا،

      من هم دارم یه مدتیه چهره های زیبا، پوشش های زیبا، رابطه های زیبا رو ستایش و تحسین میکنم و این باعث میشه با زیباییهای بیشتری روبرو بشم،

      سپاسگزار شما هستم و اون جمله ویژه تون رو بازم برای خودم تکرار میکنم:

      + آره لیاقت ما به چهره خاص و مورد تایید دیگران داشتن نیست مهم وجود ارزشمند و پر از آرامش که با حضورت ریز و درشت جهان اطرافت به وجد بیان+

      بهترینهای دو جهان رو براتون آرزومندم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    فاطمه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2173 روز

    سلام استاد فوق العاده و دوستای عباسمنشی

    دقیقا مثالهای که زدید قشنگ یه چکش گرفتید باورهای سیمانی مغزمو میشکوندید وقتی داشتید مثال میزدید چقدر به خودم یاد اور شدم روزهایی که کل روز من خوشگذروندم حالم خوب بود یه اتفاق باعث شد حسم خراب بشه و کلی خودمو سرزنش کنم و هی به خودم بگم اخه چرا من کل روز اتفاقهایی که افتاده بود بهم خوش گذشت نمیدیدم زومم رو اون اتفاق بده بود تاموقعه خواب شاید فرداشم فکر میکردم تهش دیگه اون ذهن مثبتم میامد کمکم بهم میگفت اب ریخته شده رو مگه میشه جمع کرد اتفاق افتاده بیخیالش

    دقیقا تمام مثالهاتون میزد به هدف بهم میگفت درسته و چقدر سپاسگزارم ازتون که راحت رون بامثال توضیح میدید واقعا هیچ استادی نمیتونه تو دنیا باشه اینطور ساده رون قابل فهم توضیح بده باید رو خودم بیشترکار کنم من باتمرکزی میزارم حالا چه حس خوب چه حس بد جهان نمیگه چون این یه ادم مهمه این فرکانس ترسی که داشت ارسال نکنیم فاطمه به خودت بارها بارها یاد اور شو خودت خالق زندگیتی حالا تو احساس لیاقت نشون نده ببین جهان اتفاقات نا دلخواه بیشتری نشونت میده همنطورم بر عکس تمرکزتو رو موفقیتهات بزار خودتو هی تحسین کنی جهان از همون اتفاقها بیشتر نشون میده هر اتفاقی تو این جهان انعکاس خودمونه

    یه حرف استاد همیشه اویزه گوشم کردم

    سر فرکانس نمیتونی کلاه بزاری

    احساس خوب=اتفاقهای خوب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  9. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1904 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته جان و دوستان گرامی

    علائم احساس عدم لیاقت قسمت 2

    شاید مهمترین احساسی که می‌تونیم در خودمون ایجاد کنیم و بیشترین تاثیر رو داشته باشه توی احساس خوب احساس لیاقتِ،

    احساس ارزشمندیه،

    چون جهان به اندازه‌ای که ما برای خودمون ارزش قائلیم برای ما ارزش قائله به اندازه‌ای که ما خودمون رو لایق آدم‌های خوب می‌دونیم،

    به اندازه‌ای که خودمون رو لایق ثروت می‌دونیم،

    به اندازه‌ای که خودمون رو لایق احترام می‌دونیم،

    به اندازه‌ای که خودمون رو لایق خوشبختی می‌دونیم به همون اندازه خوشبختی و احترام و ثروت و آدم‌های خوب وارد زندگیمون میشه،

    جهان داره پاسخ میده به افکار ما،

    به دلایل خیلی زیادی که حالا ما توی دوره احساس لیاقت داریم توضیح میدیم ممکنه احساس لیاقت ما از بین رفته باشه،

    ممکنه احساس بی‌ارزشی کنیم و بارها و بارها مثال‌هاش رو داریم می‌بینیم که توی این فایل‌ها هم نشانه‌هاش رو میگم ولی اگه بتونیم اینو تغییر بدیم،

    اگه بتونیم روی خودمون کار کنیم کاری که من سال‌هاست دارم انجام میدم اگه بتونیم اینو کار کنیم روی خودمون زندگی ما در تمام ابعاد عوض میشه.

    در این فایل در مورد یکی از نشانه‌های احساس عدم لیاقت صحبت میکنیم،

    یکی از نشانه‌های احساس عدم لیاقت اینه که افراد استعدادها و دستاوردها و موفقیت‌هاشون رو خیلی با ارزش نمی‌دونن،

    ولی بالعکس ناتوانایی‌هاشون، شکست‌هاشون، ایراداتشون رو بسیار بسیار پررنگ بهش توجه می‌کنن،

    یعنی این ویژگی مشترک تمام افرادیه که احساس بی‌لیاقتی می‌کنن،

    اگر یک استعدادی دارن،

    یک موفقیتی کسب کرده خیلی راحت به شانس ربطش میده،

    خیلی راحت بهش بی‌توجهی می‌کنه،

    ولی کافیه یک بار اشتباه بکنه کافیه یک نقصی رو توی خودش پیدا کنه یعنی اگه ظاهرش زیبا باشه ولی یک مشکلی توی یک گوشه‌ای از صورتش باشه همه اون زیبایی و همه اون اندام قشنگ و همه اون ویژگی‌های قشنگ رو نادیده می‌گیره و هر بار فقط توجه می‌کنه به اون مشکلی که داره،

    اگر که فرض کنید یک فردی توی امتحان نمره مثلاً 19 می‌گیره نمره خیلی خوبی می‌گیره به جای اینکه تمرکز کنه بر روی اون سوال‌هایی که تونست خوب جواب بده و خوشحال باشه و افتخار کنه به خودش تمرکز می‌کنه روی اون یه دونه سوالی که نتونسته خوب جواب بده و بارها و بارها توی ذهنش مرور می‌کنه که چرا من نتونستم اینو جواب بدم،

    چرا مثلاً من دقت نکردم،

    چرا من درست کارم رو انجام ندادم،

    خیلی از افراد رو می‌بینیم که اگر یک استعداد خوبی دارن به راحتی انگار که این هیچ ارزشی نداره،

    ولی اگر یک نقصی رو داشته باشن که همه ما بدون استثنا توانایی‌هامون و استعدادهامون به مراتب بیشتر از ناتوانایی‌هامون هست،

    به مراتب بیشتر از کمبودهامون هست ولی خیلی از ما تمرکز می‌کنیم روی اون چیزی که توش خوب نیستیم،

    تمرکز می‌کنیم روی اون مشکلی که داریم تمرکز می‌کنیم روی اون یک نمره‌ای که نتونستیم بگیریم به جای اینکه تمرکز کنیم روی اون 19 نمره‌ای که تونستیم بگیریم.

    افرادی هستن که مثلاً سر کلاس یا توی محل کارشون یه برنامه‌ای دارن،

    یه پاورپوینتی آماده کردن،

    یه توضیحی رو دارن میدن و خیلی خوب این کارو انجام میدن خیلی هم مورد تایید قرار می‌گیرن،

    خیلی مورد تحسین قرار می‌گیرن،

    ولی یه جا یه نکته غلط املایی داشتن، پاورپوینتشون یه جایی یه تپق زدن یه جایی مثلاً درست منظورشون رو بیان نکردن،

    یه جایی مثلاً دستپاچه شدن،

    یه اتفاقی افتاد و بعد از اون برنامه دارن فقط اون یه دونه اشتباه رو مرور می‌کنن که چرا این کارو کردم چقدر بد شد مثلاً همه میگن چقدر قشنگ توضیح دادی چقدر پاورپوینتت خوب بود چقدر ما استفاده کردیم ولی در جواب حالا چه به زبان بیاریم چه توی ذهنش مرور کنه تمرکزش اینه که چه فایده من اونجا اسلایدم خوب نبود،

    اونجا دستپاچه شدم،

    اونجا مثال اشتباهی زدم،

    اونجا منظورم رو درست نفهموندم،

    باید یاد بگیریم که تمرکزمون رو داریم کجا خرج می‌کنیم،

    داریم میزاریم اونجاها که خوب داریم عمل می‌کنیم؟؟

    یا اونجاهایی که خوب عمل نکردیم؟؟

    اون کسی که احساس لیاقت داره اینجوری با خودش صحبت نمی‌کنه،

    اون کسی که احساس لیاقت داره دستاوردها استعدادها و توانایی‌هاش رو پررنگ‌تر می‌بینه تا ناتوانایی‌ها و شکست‌هاش رو.

    بارها و بارها دیدیم طرف رفته یک مهمونی خیلی قشنگ،

    یه عالمه فضای خیلی خوبی بوده،

    مردم عالی، غذا عالی، فضا عالی،

    توی اون مهمونی هزار تا اتفاق قشنگ افتاده می‌تونه روش تمرکز کنه ولی یه نفری مثلاً باهاش تند صحبت کرده یا بهش محل نداده یا مثلاً به هر دلیلی یک تجربه ناخوشایندی رو براش به وجود آورده،

    بعد این فرد تمرکزش روی اون یه دونه برخورد نامناسبه،

    10 نفر یا 100 نفر توی اون مهمونی باهاش برخورد مناسب داشتن،

    خیلی خوب باهاش برخورد کردن،

    همه چیز خیلی عالی بوده،

    یک مورد برخورد نامناسب دیده و به شدت داره روی اون تمرکز می‌کنه این یعنی اینکه نشون میده که احساس لیاقت نداره طرف،

    یا طرف مثلاً لباس خیلی خوبی پوشیده قشنگ بوده و رفته مهمونی همه از لباسش تعریف کردن همه گفتن چقدر بهت میاد، چقدر خوشگل شدی، چقدر قشنگ شدی،

    همه تعریف کردن یه نفر مثلاً اومده از کفشش یه ایرادی گرفته یه تیکه‌ای پرونده یا حرفی زده که مثلاً نشون بده که این کفشه به این لباسه نمی‌خوره،

    یا چرا این کفش رو پوشیدی یا همچین چیزی،

    بعد این آدم تمرکزش روی همون یه دونه کامنت نامناسبه و بقیه اون تعریف‌ها و تمجیدها و تحسین‌ها رو بهش توجه نمی‌کنه،

    این یعنی که احساس عدم لیاقت داری،

    یا موقعی که میاییم داریم تمرین می‌کنیم پیانو می‌نوازیم بعد کلی پیشرفت کردیم، کلی بهتر شدیم به جای اینکه خودمون رو تحسین کنیم به خاطر این پیشرفتی که ایجاد شده توی مهارتمون، توی نواختن این ساز، یا هر مهارت دیگه‌ای،

    روی اون یه دونه آهنگی که هنوز نمی‌تونیم درست بنوازیم تمرکز کردیم.

    بارها و بارها خودمون رو سرزنش می‌کنیم حالا چه جلوی بقیه چه توی ذهن خودمون،

    چه فایده من این آهنگ رو نمی‌تونم بزنم به جای اینکه بیایم بگیم چقدر آهنگ‌های قشنگی رو می‌تونم بزنم،

    چقدر پیشرفت کردم،

    چقدر مهارتم بهتر شده،

    تمرکز می‌کنیم روی اون یک موردی که درست نمی‌تونیم انجام بدیم،

    این در مورد منم بوده و در مورد منم هست همین الان،

    یعنی من دارم تلاش می‌کنم که اگر یک کاری رو انجام میدم 80، 90 درصد خوب انجامش دادم و 10 درصد خوب انجامش ندادم تمرکز کنم روی اون 80 درصد روی اون 90 درصد،

    ذهن من می‌خواد که بره تمرکز کنه روی اون 10 درصدی که ایراد داشته و سرزنش کنه ولی من به خاطر ایجاد احساس لیاقت در خودم آگاهانه سعی می‌کنم من جهت بدم به ذهنم و تمرکزم رو بیارم روی اون جاهایی که خوب عمل کردم.

    فرض کن یه فردی میره توی تیم فوتبال داره بازی می‌کنه و مثلاً دو تا گل میزنه ولی یک موقعیت خیلی خیلی واضح دروازه خالی رو نمی‌تونه گل بزنه،

    بعد از بازی داره خودش رو سرزنش می‌کنه به خاطر اون یه دونه موقعیتی که خراب کرده از خودش تعریف نمی‌کنه، تحسین نمی‌کنه خودش رو به خاطر اون دو تا موردی که گل کرده،

    یا به خاطر اون چند تا موقعیتی که از حریف گرفته، یا دفاع کرده، یا تکل مناسب زده،

    نگاه می‌کنه فقط اون یه اشتباهی که داشته.

    چقدر ما این ویژگی رو داریم،

    چقدر زیاد اشتباهات خودمون رو پررنگ می‌کنیم،

    دستاوردهای خودمون رو کمرنگ می‌کنیم چقدر یه جایی که یه استعداد نداریم یه ناتوانی داریم چقدر اونو توی سر خودمون می‌کوبیم،

    ولی اونجاهایی که بارها و بارها استعداد بالایی از خودمون نشون دادیم توانایی خیلی خوبی داشتیم اونو اصلاً بدیهی می‌دونیم اصلاً انگار که نه انگار،

    انگار که اصلاً ارزشی نداره،

    ولی یه اشتباه، یه عدم توانایی، یه جایی که مثلاً یه ذره کم استعدادتریم اونو همش میگیم چه فایده من اینو بلد نیستم، من اینو نمی‌تونم خوب انجام بدم بارها و بارها در مورد همه ما این اتفاق افتاده وقتی که این افکار تبدیل می‌شه به افکار غالب،

    وقتی که عادت میشه که ما توی هر موقعیتی تمرکز می‌کنیم روی کمبود،

    تمرکز می‌کنیم روی اون تیکه‌هایی که خوب انجام ندادیم به جای اینکه تمرکز کنیم روی اون چیزایی که خوب انجام دادیم،

    جهان از اون مشکلات و از اون کمبودها و از اون اشتباهات بیشتر و بیشتر وارد زندگیمون می‌کنه،

    چون زندگی شما به واسطه کانون تمرکزتون ایجاد میشه،

    اگر تمرکزتون بر روی اون جاهایی هست که خوب عمل نمی‌کنید دارید به جهان می‌گید که از همون جاها بیشتر وارد زندگیم کنه.

    اگر تمرکزتون روی اون جاهاییه که خوب عمل می‌کنید، روی اون 19 نمره‌ای که گرفتید،

    جهان نمره‌های بهتری به شما میده ولی اگه تمرکزتون روی اون یه دونه نمره‌ای که نتونستید یاد بگیرید یا اون یه اشتباهی که یه موقعیتی بود که گل نکردید،

    جهان موقعیت‌هایی که گل نمی‌شه بیشتری رو برات فراهم می‌کنه،

    این کار جهانه که واکنش نشون میده به اون چیزی که داریم ما روش توجه می‌کنیم،

    کاری که ما داریم انجام میدیم توی دوره احساس لیاقت همینه که بیایم کاری کنیم که تمرکزمون بره روی نکات مثبتمون،

    بره روی اون 19 نمره‌ای که گرفتیم به جای اون یه نمره‌ای که نگرفتیم،

    بره جزء شخصیتمون بشه،

    اینکه اگر که زیبایی داریم و یک مشکل نازیبا یا یک موردی توی بدنمون هست تمرکز کنیم روی زیبایی‌هامون نه روی یه موردی که ایراد داشته باشه،

    اگر یه جایی یک سخنرانی داشتیم یک مهارتی رو ارائه دادیم یک پاورپوینتی رو داشتیم ارائه می‌دادیم و 90 درصد عالی انجام دادیم و 10 درصد یک نقطه یک جایی رو خوب انجام ندادیم تمرکز رو بزاریم روی اون 90 درصد،

    خودمون رو تحسین کنیم،

    نذاریم فکرمون بره روی اون 10 درصد یا یه دونه نمره‌ای که خوب کار نکردیم،

    اگر 10 نفر از ما تعریف می‌کنن و یه نفر شاید انتقاد کنه تمرکزمون رو بذاریم روی اون تعریف‌هایی که ازمون شده نه اون یه دونه انتقادی که ازمون شده،

    این کاریه که داریم توی دوره احساس لیاقت انجام می‌دیم،

    اگر این احساس رو به صورت دائمی نه فقط یک روز و دو روز به صورت دائمی با تمرین‌هایی که داده میشه در خودتون به وجود بیارید جریانی از ثروت و نعمت و خوشبختی وارد زندگیتون میشه،

    چون شما خودتون خودتون رو لایق‌تر می‌دونید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    اعظم گفته:
    مدت عضویت: 1146 روز

    سلام و صد سلام

    وای استاد جااااانم من دیشب خوابتون رو دیدم و چقدر حس و حالم عالی شد با اینکه توی خوابم یه اتفاق منفی افتاد ولی من فقط تمرکزم روی جنبه مثبتشه و کلی حال میکنم امروز .استاد جان دیشب خواب دیدم یه جایی بودیم با خانوادم بعد شما اومدید با یه ماشین خفن رد شدین و چند نفر هم که انگار خانودتون بودن توی ماشینتون بودن من با دیدنتون جیغ زدم که واااااای استاد و اومدم پیشتون شما هم که چقدررر مهربون بودید استاد عزیزم بهتون گفتم میشه خواهش کنم بمونید با من عکس بگیریم شماهم گفتین چشم بعدش که رفتم لباس مرتب بپوشم بیام شما هم منتظرم بودین⁦⁦(。بعدش استاد جان داداش بزرگم اومد گفت هرگز نمیزارم بری با یه مرد عکس بگیری و یه چوب گنده برداشت که نمیزارم از خونه بری بیرون و شماهم که منتظر .خخخخ وای استاد چقدررر گریه کردم و داد میزدم که به خداااا اون استاااااادمه خواهش میکنم بزار برم و همینطور که داشتم توی خواب داد میزدم و گریه میکردم از خواب بیدار شدم بعد خاستم حسم بد بشه و فکر بد بیاد که آخرش که بد شد ولی گفتم نه همینکه استاد رو. تو خواب دیدم خودش خیلی خوب بود و بقیشو وللش

    خداروشکر میکنم من اینکه خوابتون رو دیدم معنیش اینه که این روزها خییییلی بیشتر از قبل دارم تصویر و صداتون رومیبینم و میشنوم و دارم تمام تلاشم رو میکنم که هر روز روی خودم کار کنم و دارم با کلی تضاد دست و پنجه نرم میکنم

    استاد جانم هر روز از خدا کمک میخام پناهم باشه …تکیه گاهم باشه ….وکیلم باشه ..هر روز ازش هدایت میخام و نشانه میخام و میخام که قلبم رو باز کنه و چشمهام رو بیناتر کنه برای دیدن نشانه هاش

    استاد جانم اگه شما خدارو بهم نشون نمیدادید و نمیشناختید الان اعظم چه بلاهایی سرش میومد توی این تضاد ها ..نمیدونید استاد که اگه خدارو نداشتم الان وضعم چجوری بود تنها و تنها دلخوشی من این خداییه که شما بهم نشون دادید وقتی که نفسم میگیره از فشار تضادها فقط و فقط میگم من خدارو دارم ..من خدارو که دارم .

    ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده

    در شب ظلمانی ام ماه نشانم بده

    یوسف مصری ز چاه گشت چنین پادشاه

    گر که طریق این بود. چاه نشانم بده

    بر قدمت همچو خاک ناله کنم سوزناک

    گل شد از این گریه خاک. روح به جانم بده

    سرخوشیه این جهان. لذت یک آن بود

    آنچه تو را خوشتر است. راه به آنم بده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: