ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4 - صفحه 28 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 4252MB27 دقیقه
- فایل صوتی ذهنیت قدرتمندکننده در برابر ذهنیت محدودکننده | قسمت 426MB27 دقیقه













به نام خدای روزی رسان
درود
ذهنیت قدرتمند کننده در برابر محدود کننده قسمت 4
سوال: وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ میدهد چه واکنشی نشان میدهید ؟
الف) آیا در برابر آن تغییر مقاومت میکنی یا با آغوش باز از آن استقبال میکنی ؟؟
پاسخ الف) به نظرم به جای استقبال از تغییر در برابر اون گارد میگیرم . شاید کمی بهتر شده باشم. ولی در کل در بزابر تغییرات خیلی مقاومت دارم.
ب) آیا آن تغییر را فرصتی برای تجربه های جدید، ورود به دل ناشناخته ها و رشد و پیشرفت میدانی یا به چشم اختلال در زندگی ات به آن نگاه میکنی ؟
پاسخ ب) شاید به زبون بگم که تغییرات خوب هستن و باعث پیشرفت من میشن ، ولی در عمل از یه سری از تغییرات خودداری میکنم و از اون ها فرار میکنم. مثل تغییر محل زندگی،، مثل تغییر در روابطم با یه سری ادم ها ، مثل تغییر در یک سری عاداتم .. پس به صورت بنیادی باورم بر اینه که تغییر یک جور اختلال محسوب میشه،، ولی زبانا دوست دارم تغییر کنم . یعنی اگاه هستم که تغییر باعث تجربیات جدید میشه ،، ولی باورم اینه تغییر باعث میشه اختلال در زندگیم ایجاد کنه .. یا احتمالا به خاطر باور عدم لیاقت از تغییر کردن به شدت میترسم. چون فکر میکنم اگر تغییر کنم زندگیم سخت تر و خرابتر میشه !!! یعنی اگر باوزم بر این بود که تغییر باعث میشه از زندگیم بیشتر لذت ببرم خب این همه به تعویق نمینداختمشون که !!!
……………………………………………………………………
تمرین :
مرحله ی اول :
چه تغییراتی در گذشته در زندگی شما رخ داده که در ابتدا در برابر آن تغییر به شدت مقاومت داشتی اما بعد از مدتی که آن شرایط تغییر یافته را تجربه کردی متوجه شدی نه تنها آن تغییر بد نیست بلکه چقدر به نفع شما بوده و چقدر به رشد شما کمک کرده است؟
پاسخ من:
الف)
من در گذشته یک شغل بسیار سخت داشتم و خب من توی مرغداری کار میکردم و کسب و کار خانوادگی خودمون بود و من اون روند رو تغییر دادم و البته با ازمون و خطاهای بسیار زیاد و تجربیات به ظاهر شکست خورده زیاد که قبلا در موردش خیلی صحبت کردم . و از وقتی وارد حوزه ی مربیگری و ورزش یوگا و داوری و این ها شدم صدها تجربه ی جدید داشتم که اغلب هم سخت پیش رفتن ولی الان که فکرش رو میکنم متوجه میشم که اگر من توی همون شغل قبلی میموندم هیچی یاد نمیگرفتم و الان من توی شهر خودم کلاس یوگا برگزار میکنم و باز هم کلی تجربیات جدید دارم.. من کلی تجربه دارم از یوگا با سالمندان ،، کلی تجربه دارم از یوگا با کودکان،، کلی تجربه دازم از یوگا با معتادان،، کلی تجربه دارم از داوری مسابقات یوگا،، کلی تجربه دارم از ارتباط با ادم های مختلف. کلی تجربه دارم از برنامه های یوگا در طبیعت ، کلی تجربه دارن از تمرینات یوگای خودم دز سبک های قدرتی یوگا. الان که من کار مورد علاقم رو انجام میدم کلی ازاد تر هستم بزای طبیعت گردی و دوچرخه سواری و کوهپیمایی و پیاده زوی و دویدن ووووو.. اگر من همچنان توی اون شغل قبلی مونده بوده هیچ کدوم از این لذت ها و تجربیات الانم رو نداشتم و اونجا در اون مرغداری فقط اسارت و نفرت و زجر رو تجربه میکردم از شغلی که هیچ اینده ی بزای من نداره و همش تنفره !!! من توی حوزه ی ورزش تا الان درامد خیلی ناچیزی رو تجربه کردم ولی ولی صد ها تجربه ی مختلف داشتم که کمتر کسی جرئت میکنه واردشون شه !!! حتس اینکه اپن مرغداری رو هم ترک کردم و کار مورد علاقم رو با تمام سختی هاش و درامد کمش دارم ادامه میدم این هم شجاعت خیلی بالایی میخواد ..
پس درسته که در مقابل یه سری از تغییرات خیلی مقاومت دارم ولی باید تغییراتی که ایجاد کردم و ترس هایی رو که بزشون غلبه کردم به خودم یاد اور شم و خودم رو تحسین کنم .
مرحله دوم:
برنامه ای قابل اجرا برای ” استقبال از تغییر” بریز و آگاهانه شروع به ایجاد یک سری تغییرات در روند روتین زندگی خود کن.
پاسخ من :
1) غذا رو بدون نون خوردم و انرژی بالاتری دارم.
2) کتاب کنکور ارشد رو دارم میخونم که خیلی علمی تر و بهتر از کتاب های قبلیه
3) فیلتر شکنم رو تغییر دادم
4) کانال تلگرامم رو محتواش رو تصویری تر کردم.
5) پیج اینستاگرامم رو قفل کردم. تا هر کی واقعا برای کار من ارزش قائله بیاد عضو شه و محتوا رو بدون فالو کردن نبینه.
6) از مسیر جدیدی سر کار رفتم.
7) روش های جدید رو در کارم امتحان کردم.
……………………………………………………………………
مرحله سوم :
یک یا چند عبارت تاکیدی مثبت بنویسید که کمک می کند ذهنیت شما در برابر تغییر بهتر شود و باورهای قدرتمند کننده ای در راستای استقبال از تغییرات، در ذهن شما ساخته شود.
پاسخ من :
1) تغییر کردن بسیار لذت بخش و آسان است.
2) من با تغییر کردن پیشرفت میکنم.
3) تغییرات باعث بزرگتر شدن من میشود.
4) جهان در حال تغییره و من هم باید هماهنگ بشم با تغییرات
5) خداوند من را در راستای تغییر و بهبود حمایت میکند.
6) پاداش ها رو افرادی میگرند که تغییر میکنند.
7) تغییرات باعث میشه من همیشه تازه و سرحال باشم .
……………………………………………………………………
مرحله چهارم :
به این 3 مورد فکر کن و با دقت پاسخ بده:
مورد 1: در حال حاضر چه تغییری است که می دانی باید در روند زندگی شما ایجاد شود اما به دلایل مختلف انجام آن را به تعویق انداخته ای؟
پاسخ مورد 1:
الف) تغییر در محل زندگی
ب) تغییر در روابط،، در واقع وارد رابطه شدن
ج) تغییر در ضعف های شخصیتم
د) یادگیری زبان انگلیسی
ه) ادامه تحصیل
ز) بهبود و بالا بردن اعتماد به نفسم
…………………………………………………………………..
مورد 2: مورد را یادداشت کن و سپس توضیح بده چه برنامه ای برای اجرایی کردن این تغییر به تعویق افتاده داری؟
پاسخ مورد 2: مدت هاست میدونم باید محل زندگیم رو عوض کنم .. البته که بارها تلاش کردم و نتونستم.
من باید حتما وارد رابطه ی عاطفی شم .. چرا همش من تنهام ؟؟
باید حتما زبان انگلیسیم رو تقویت کنم
برای هر کدام از این تغییرات مثل زبان خب هر روز حتی یادگیری یک کلمه هم کمک کننده هستش..
برای وارد شدن به رابطه ی عاطفی باید خودم رو قضاوت نکنم و کمی شجاع تر باشم و نگران چیزی در اینده نباشم.
وارد شدن به روابط سطحی و اجتماعی خیلی داره به من کمک میکنه در شناخت جنس مخالف
باید خودم و توانایی هایم را قضاوت نکنم و کمال کرا نباشم و نترسم از اشتباه کردن .
در کل همونطوز که برای موضوعات مختلف بر خدا توکل کردم در این موارد هم باید همین کار رو انجام بدم .
……………………………………………………………………
مورد 3: با توجه به آگاهی های این فایل، به صورت کلی از این به بعد چه برنامه ای برای ایجاد ذهنیت ” استقبال کننده از تغییرات” در زندگی ات داری؟
پاسخ مورد 3:
استفاده از کلیپ انگیزشی شماره 3
استفاده از عبارات تاکیدی مثبت تغییرات
تحسین موفقیت های گذشتم و مرور همیشه اون ها
نوشتن ترس هایی که قبلا برشون غلبه کزدم
ایجاد تغییر با قدم های کوچک تا مسیر تغییر برام لذت بخش باسه و به نتیجه نچسبم
تکرار بارها و بارهای این سلسله فایل های ذهنیت قدرتمند کننده در برابر محدود کننده
دوره ی حل مسائل
با هر تغییر کوچکی که ایجاد میکنم خودم رو تحسین کنم .
خب اینم از رد پای من از گام بعدی،، یادم باشه تعهد دادم.
خدایا شکزت
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام خدمت استاد نازنین خانم شایسته عزیزم و دوستان فوق العاده ام توی این مسیر الهی
در مورد این فایل من خیلی هدایت گونه خداوند هدایتم کرد به فایل این جلسه یعنی ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده و از روی قسمت مرا به سمت نشانه ام هدایت کن من هدایت شدم به این فایل و واقعا بسیاری شاید بگم نود و نه درصد پیشرفت نکردنم به خاطر همین پاشنه آشیلم هست که در مورد تغییر کردن بسیار بسیار بسیار مقاومم و مقاومت می کنم خب سوال چی بود وقتی تغییری در روند روتین زندگی شما رخ می دهد چه واکنشی نشان می دهید؟؟ آیا در برابر آن تغییر مقاومت می کنی یا با آغوش باز از آن تغییر استقبال می کنی؟؟
من از وقتی که با این دوره آشنا شدم با این آگاهی ها و با استاد عزیزم آشنا شدم همیشه مقاومت می کردم در مقابل تغییرات چه تغییرات شخصیتی چه تغییراتی که بالاخره چون وقتی باور تغییر کنه نتایج تغییر می کنه من به راهکارها و ایده ها و الهاماتی که باعث میشد تغییر بدم شرایطم رو هم مقاوم بودم و یکی از دلایلی که اون نتایجی که می خواستم رخ نداده همینه. یکی از بزرگ ترین نقاط ضعف و پاشنه آشیلم اینه که بسیار بسیار مقاومم در مقابل تغییرات و اصلا ذهن من دوست نداره تغییر کنه. یک روند عادی و معمولی رو می خوام توی زندگی از بچگی همینجوری بودم برنامه زندگی من یه برنامه تعیین شده بود ،هیچ هیجانی هیچ اتفاق جدیدی نمی خواستم اتفاق بیفته و همین روند رو ادامه می دادم و این باعث شد که من یه ذهنی داشته باشم که خیلی در مقابل تغییر مقاوم باشه، اوایل که روی باورام کار می کردم به شدت این تغییر شخصیتی برام سخت بود اما این مسیر رو ادامه دادم به لطف الله مهربان تغییر کردم از لحاظ شخصیتی عزت نفسم خیلی بهبود پیدا کرده و تو این مسیر الهی همچنان دارم باورهام رو تغییر می دم و دوست دارم به هر آنچه که می خوام توی زندگی و آنچه که الان تصورش رو نمی کنم برسم،
از تجربه های اخیرم بگم که چطور در مقابل تغییرات مقاومت می کردم من بعد از اینکه دوره ها رو خریدم هدایت شدم به یک کار در زمینه بازاریابی و خیلی مقاومت داشتم به طوری که از اینکه تلفنی تماس بگیرم با مشتری می ترسیدم از اینکه حضوری برم ویزیت کنم بسیار مقاومت داشتم اصلا یک چیزی می گم یه چیزی می شنوید مقاومت شدیدی داشتم خیلی برام سخت بود و هست و اونقدر برام سخت بود که حالم رو بد می کرد یعنی نمی دونستم که این نقطه ضعفمه، با این فایل آشنا نبودم فکر می کردم که اون کار مناسبم نیست و شرایط بیرونی رو تغییر می دادم. من از کارم بیرون اومدم چون فکر می کردم که مناسب این کار نیستم من تواناییش رو ندارم یا من برای این کار ساخته نشدم در تمام طول زندگیم اینجوری بودا حتی اون موقعی که وارد کار حسابداری شدم من یادم نمی آد بیشتر از یک سال یک جایی مونده باشم رکوردی که زدم یک جایی شرکت شیر پگاه بود که حدود دو سال موندم اونجا هم دوباره تغییر دادم شرایطم رو و از اون کار هم اومدم بیرون ،اونم یک علت داشت اینکه با تغییرات موافق نبودم تغییر حالم رو بد می کرد تغییر برام ترسناک بود نمی خواستم تغییر کنم نمی خواستم تغییری ایجاد بشه تو روندم و الان به لطف خداوند هدایت شدم دوباره به یک کار بازاریابی بعد از چندین بار که خودم استعفا دادم از کارم اومدم بیرون ولی خداوند هدایتم کرد دوباره .آخرین کاری که بودم هم همین طور با اینکه محیط فوق العاده عالی داشت آدم های فوق العاده ای بودند مدیر فوق العاده ای داشتیم و می تونستم خیلی پیشرفت کنم می تونستم خیلی رشد کنم اما باز هم به خاطر اینکه برام خیلی تغییر سخت بود فکر می کردم حتما یه اشتباهی رخ داده حتما یه جای کار ایراد داره نباید این اینجوری باشه که من احساس خطر کنم یا حالم بد باشه و اون محیط رو هم ترک کردم و الان به لطف الله مهربان وارد این شغلم شدم دوباره کار بازاریابی هستش و خوشحالم وخدا رو شکر می کنم و الان دیگه ذهنیتم رو تغییر دادم، دیگه اینجوری فکر می کنم این مسیریه که خداوند منو توش قرار داده هرکس هر کجا هست جای درستشه اشتباهی رخ نداده من دقیقا جای درستم همینجاست موقعی که تغییر کنم جهان جای من رو عوض می کنه جایگاهم رو تغییر می ده نیاز نیست من بیرون چیزی رو بخوام تغییر بدم من نیازه کار کنم روی خودم باورهام رو تغییر بدم از درون تغییر کنم جهان بقیه کارها رو برای من انجام می ده و حتما این حوزه حوزه ایه که می تونم خیلی رشد کنم می تونم خیلی بیشتر پیشرفت کنم و خداوند خیر و برکتی رو تو این کار برای من قرار داده یه فرصت می دونم برای اینکه به دل ناشناخته هام برم و رشد کنم ،بزرگ تر بشم و زندگی ای که می خوام رو خلق کنم در گذشته هم همین طور بوده در مورد تجربیات گذشته هم بخوام بگم من هر کجا که با یه تغییر سختی مواجه شدم خیر و برکت فراوانی وارد زندگیم شده از همون اوایل که وارد خدمت سربازی شدم افتادم توی شهر زاهدان.
من در تمام طول زندگیم هیچ وقت از شهر خودم خارج نشده بودم از خانواده جدا نشده بودم شرایطم بسیار سخت بود می ترسیدم سنم کمتر بود آگاهی نداشتم اما همون شرایط باعث شد من تو این مسیر هدایت بشم روی خودم کار کنم آدم قوی بشم خودم رو بشناسم استقلال رو تجربه کنم و وقتی خدمتم تموم شد و برگشتم دقیقا یه آدم دیگه ای بودم آدمی که هیچ ربطی به گذشته اش نداشت در مورد تجربه دیگه ام موقعی بود که من وارد حوزه حسابداری شده بودم وقتی وارد حوزه حسابداری شدم هم همین بسیار می ترسیدم نگران بودم توی خودم نمی دیدم فکر می کردم از پسش برنمیام خیلی سخته اما رفتم تو دلش و خیلی تجربه های مختلفی پیدا کردم با آدم های مختلفی آشنا شدم خیلی بزرگ تر شدم و رشد کردم خیلی اعتماد به نفسم بالاتر رفت خیلی توانایی هام رو کشف کردم خیلی خودم رو بیشتر شناختم و در واقع باعث شد پیشرفت کنم توی زندگیم.
آخرین تجربه ای که دارم موقعی بود که من دچار بیماری کرونا شده بودم و شرایطم خیلی سخت بود اون موقع احساس کردم که این آگاهی ها بی فایده هست یادمه از این آگاهی ها جدا شدم و اون تغییر خیلی دردناک بود و مسیر رو اشتباه می رفتم اما باعث شد با ایمان قوی تر به مسیرم برگردم تجربیاتی داشتم تا مرحله خیلی بدی پیش رفتم شرایط بدی رو تجربه کردم تا به این باور برسم که مسیر درست چه مسیریه و ایمانم و توکلم بیشتر بشه و این مسیر رو پرقدرت ادامه بدم. اونجا که این اتفاق برام افتاد احساس می کردم که هیچ چیزی دیگه درست نمی شه واقعا مرحله بدی توی زندگیم بود ولی همون قدر خیر و برکت توی زندگیم آورد و اونقدر باعث شد که تغییر کنم توی تمام جهات و تجربیاتی رو بهم داد که باعث شده که الان خیلی بیشتر از خدا بخوام الان دیگه مثل یه موتوری ام که چطور بگم مثلا به خاطر یک چرخ دنده کوچیک از کار افتاده بوده و هر چقدر گاز می دادی و تلاش می کردی موتور حرکت نمی کرده و الان اون چرخدنده سر جاش قرار گرفته و من فهمیدم به لطف الله مهربان که هدایتم کرد فهمیدم که مسیر خوشبختی این مسیره، مسیر من این مسیره که باید تا آخر عمر ادامه بدم خداوند کمکم کنه این مسیر رو ادامه بدم و توی همین یک سالی که دوباره برگشتم اون قدر نعمت ،شرایط خوب، اتفاقات خوب برام افتاده و اونقدر ایمانم زیاد شده که هر لحظه از خداوند سپاسگزارم و از استاد عزیزم هم تشکر می کنم خانم شایسته عزیزم که لطف می کنند و دستانی از دستان خداوندند که به ما و تمام بچه های این سایت کمک می کنن که زندگی خودمون رو خلق کنیم آگاهی هایی که تو این سایت هست واقعا زندگی سازه واقعا می تونه زندگی ها رو نجات بده واقعا می تونه یک جهنم رو تبدیل کنه به بهشت و من این تجربه رو داشتم و من این تجربه رو داشتم و هر لحظه خداوند را سپاسگزارم سپاسگزارم، جز این چیز دیگه ای نمی تونم واقعا بگم.
از توجهتون متشکرم ان شاالله که در پناه خدای مهربان شاد خوشبخت ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
سلام استاد عزیزم سلام به مریم جان وهمه دوستان
استاد چقدر سخاوتمندانه برای ما وقت میزارین واگاهیهاتون رو در اختیار ما میزارین بینهایت سپاسگذارم
واما سوال در برابر تغییر چه واکنشی داریم
استاد من خیلی عاشق نقطه امنم واز تغییر میترسم
دقیقا وقتی به چیزی عادت میکنم دلم میخواد تا آخر عمرم همون شکلی باشه
چقدر جسارت میخواد که آگاهانه بخوای وضعیتتو تغییر بدی
فقط یه ایمان قوی باعث میشه خودتو بسپری به شرایطی که خداوند برات رقم میزنه
یه ایمان قوی باعث میشه به هدایتهات گوش بدی
یه عزت نفس فوق العاده باعث میشه درلحظه تصمیم بگیری
میشه گفت هدایت شما مهاجرت بوده خدا میدونه هدایت من چیه فقط باید ظرفمو بزرگ کنم تا به هدایت اصلی برسم
میدونی استاد اینقدر باید روی خودم کارکنم که درزمان تغییر وقتی به تضادی خوردم بتونم ذهنمو کنترل کنم
تغییرات کوچیک رو خیلی خیلی دوست دارم وهمیشه انجامش میدم
اعتبار همه اتفاقات رو از خداوند میدونم وخودمو در برابر هرتغییری رها میکنم
من هرروز دارم روی تغییر رفتارم کار میکنم
روی وابستگی به اطرافیانم کارکنم تادر نبود اونها زندگی عالی داشته باشم
هرتغییری که رخ میده حتما خیریتی توشه
پیش به سوی تغییرات حتما میام از تغییراتم اینجا مینویسم
سلام استاد،
اول اولش شاید یکم مقاومت باشه اگر تغییر از طرف بیرون رخ داده باشه. مثلا رییس محل کار عوض بشه. خوب باشه قوی تر ادامه میدم و اگر ان چیزی نباشد که من میخوام سعی میکنم آن تغییر بیرونی رو یک فرصت برای تغییر خودم یا یک حرکت جدید بدونم.
اگر تغییر در عادت های خودم باشه از اونجایی که عادت هارو معمولا با یک هدفی میخوام تغییر بدم یکم ذهن رو میشه بهتر کنترل کرد .
مثلا من الویتم در روز ورزش بود و تازگیا الویتم روی تولید محتوا اومده یکم مقاومت داشتم که ورزش رو نمیتونم درست انجام بدم بعد گفتم میتونم تولید محتوام رو در حالت ورزشی رو انجام بدم و باهم ترکیب کردم که هردو رو باهم انجام بدم.
ممنون از توجه شما.
سلام به استادعزیز، درمورد تغییرات اگربخوام بگم خب من تغییرات ودوست دارم و از یکنواخت بودن خسته وکلافه میشم، مثلا درمورد تغییرات کوچیک،توی دکوراسیون خونه من سعی میکنم هرچند وقت یبار تغییر بدم دکور خونه را واین تغییر حالم وخوب میکنه یا حتی داخل کابنت ها را سعی میکنم وسایلش وجابه جا میکنم که ذهنم به عادت
نکنه و اوکی باشه باهرتغییری یا حتی جای خوابم وگاهی وقتها تغییر میدم تا عادت کنم به اینکه جای دیگه رفتم بی خواب نشم، چون افرادی و دیدم که میگن چون جای خوابمون تغییر کرده بود بی خواب شدیم. حتی خیاطی که میکردم هرچندوقت یبار فضای گارگاه و تغییر میدادم وکلا تنوع ودوست دارم ازیکنواخت بودن کسل میشم. اینا درمورد تغییرات کوچیک زندگیم بود. توی پرانتز بگم که همسرم کاملا باتغییرات مخالف بود ولی من اونقدر این کاروانجام دادم که اونم نرم شده مخصوصاتوی دکوراسیون خونه وحیاطمون وچون فضاش به دل خودمون طراحی کردیم ویه سادگی خاصی داره و از تجملات دوری کردیم استاد مثل پرادایس شما آرامش خاصی داره، هر میاد خونمون میگه این ایده هااز کجا به ذهنتون اومده چقدر قشنگ وآرامشبخش هست خونتون ومن میگم که از استادم یاد گرفتم، البته که بازم سعی میکنم از این شرایط لذت ببرم ولی بهش عادت نکنم چون ممکنه یه زمانی بخوام از اینجا به جای دیگه برم واعتقاد به اینه که هرچند وقت یبار یه تغییر باید باشه تا انسان وابسته نشه.
قسمت اول سوال
من از اول چون خودم دوست داشتم تغییر ایجاد کنم مقاومت خاصی نداشتم و اگر روندی ایجادمیشد که میبایست تغییر ایجاد بشه باآغوش باز میپذیرفتم وسعی میکردم برم تودلش، اما برای گواهینامه گرفتنم چون ترس داشتم از رانندگی وتوی جمع مخصوصا جمع مردانه رفتن اولش نجواهای ذهنم اذیتم میکرد ولی من سعی کردم بهش غلبه کنم وبعدش چقدر باعث شد اعتماد به نفسم بالا بره وازاینکه توی جمع مردانه برم ترسم بریزه واین یه نکته خیلی مثبتی بود برام.
قسمت سوم سوال
عبارات تاکیدی مثبت
تغییر کردن باعث رشدجهان می شود
تغییر کردن باعث میشه اعتمادبه نفسم بالابره وبه
توانایی هام ایمان داشته باشم
تغییر کردن باعث میشه پا روی ترسهام بزارم وقوی تربشم
تغییر کردن باعث میشه به خدا نزدیک تربشم
کارخداوند در هر لحضه تغییر جهان هست وباتغییرات جهان گسترش پیدا میکنه
ازتغییرات فصل ها ودما گرفته تا درختان ومیوه هاهمه چیز بر پایه تغییر بنا شده
ولذت زندگی به تغییر کردنه، وقتی تغییر میکنی یعنی داری زندگی میکنی وزندگی در جریانه.
قسمت چهارم سوال
درحال حاضر چه تغییری است که می دانی باید در روند زندگی شما ایجاد شود اما به دلایل مختلف انجام آن را به تعویق انداخته ای؟
تغییرتوی روند سلامتیم که به شدت نیازبه تغییراست، شرایطی که توی سلامتی جسمانیم به وجود اومده باعث شده زندگیم مختل بشه وتمرکزم برای کار کردن روی سایت و دوره ها وحرکت کردن توی مسیری که عاشقشم به تعویق بی افته.
می دونم که باید از دوره سلامتی استفادهکنم، میدونم که باید یسری چیزها را نخورم اما بخاطریسری شرایط نمی تونم اینکار وانجام بدم شما فکرکن به دونفر توی لیوان سم بریزی بخورن یکی ندونه که چیه میخوره ولی اونیکی بدونه که چیه میخوره ولی مجبور باشه این کار را انجام بدهبرای اونی که میدونه و اون کار را انجام میده چقدر
سخت وزجر آوره.
برنامه ای که بتونم دوره سلامتی وبخرم اینه که همه تمرکزم خریدن دوره سلامتی باشه، پولهام وبرای خریدن این دوره جمع کنم والبته مهم تر ازهمه روی باورهام کارکنم.
خداوندا من به هرخیری که از توبرسه سخت فقیرم
وبه شدت نیازمندتغییر شرایطم هستم
بنام الله
سلام زهرای عزیز وارزشمند
زهرا جان با خواندن کامنتت متوجه یه نکته شدم که خودم فراموش کردم در کامنتم به آن اشاره کنم وآن هم مقاومت ذهنم به تغییر جای خوابم هست
ازت سپاسگزارم که دستی شدی از دستان خداوند تا به یاد بیارم که روی این موضوع هم باید کار کنم
زهرا جان آخر کامنتت اشاره کردی به وضعیت سلامت جسمانی ات که گویا شرایطی داری که در حال حاضر نمی تونی از دوره قانون سلامتی استفاده کنید
زهرا عزیز منم خیلی دوست داشتم دوره راتهیه کنم ومتعهدانه در این مسیر قدم بردارم ولی بخاطر مشکل جسمانی فعلا از تهیه دوره صرفه نظر کردم ولی با توجه به کامنت دوستان متوجه شدم قند وشکر وهر آنچه کربوهیدرات داره باید از زنجیره غذایی حذف وهمچنین تمام مواد غذایی که نشاسته دارند من آگاهانه عمل کردم چای که می نوشم تلخ مینوشم الان مدت دوماه هست نوشابه نخوردم فست فودی تقریبا به صفر رسیده ولی از لحاظ حذف نان وبرنج هنوز جای کار دارم امیدوارم تونسته باشم کمکی در این مورد به شما دوست ارزشمندم کرده باشم
زندگیت سرشاراز عشق ،ثروت،سلامتی وشادی را برات آرزو دارم
یاحق
سلام فهیمه عزیزم، من تقریبا همه فایلهای مربوط به دوره سلامتی واکثرکامنت ها راخوندم نتایج دوستان وخوندم حتی سعی کردم یسری چیزها راهم نخورم امابه قول استاد که توی فایل اخیر گفتن یه معتاد فرقی نداره چه اندازه مواد مصرف کنه همون تاثیر
توی بدنش هست پس کربوهیدارت در بدن ماهم دقیقا همین طور عمل میکنه متاسفانه باید بگم قوط قالب ماها اکثرا شده برنج ونون که بیشترین کربوهیدارات را داره.
به امید خدا ماهم به سمت اونایی سلامت زندگی میکنن هدایت میکنه وماهم دوره سلامتی وتهیه میکنیم آمین.
سپاسگزارم به خاطرکامنت ارزشمندت فهیمه عزیزم
سلام استاد
من امروز شارژر گوشیم خراب شد اومدم بگم ای وای…
گفتم نهههه آتنا خداوند این رو به نفع تو تمام میکنه
دیگه به شارژر توجه نکردم و رفتم سر کار خودم و شروع به مطالعه کردم و بعد که کارم تموم شد ایده از طرف الله یکتا اومد گفتم شاید مشکل از جلد گوشیه برش داشتم و گوشیم شارژ شد.
تمرین:
من یک سال یک استاد داشتم و به معلم زیست ام عادت کرده بودم بعد سال یازدهم و دوازدهمم میخواستم معلم جدیدی بیارم و معلم زیست جدیدمون واقعا عالی بود و در سال کنکورم این به نفع من تمام شد
تغییری که امروز رخ داد و شارژرم کار نکرد باعث شد من درسم رو زود تر تمام کنم
وقتی پدرم فوت شد باعث شد من بدونم الان پشتوانه ی مالی دیگه ندارم و خیلیییییی آگاهی و تلاشم بیشتر شد و این هم به نفع من تمام شد
و…
خداوند با تغییر شرایط به من ایده و برکت میدهد
تغییر شرایط باعث یادگیری در من میشه
تغییر در من باعث بهبود من میشود
مورد سوم
تغییری که باید در خودم ایجاد کنم:
من باید تعداد تستمو به حداقل100تا برسونم تا نتیجه ی بهتری بگیرم و تایم مطالعه ام رو هم بالاتر ببرم.
هم اکنون خوشحالم وشکر گزارکه همینک بودنم ادامه دارد و قوطوردرعضمت عشق خداهستم
سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته وخانواده عباسمنش
واقعا چقدخداوند سریع جواب سوالات مارومیده
پری شب یه الاهمی بهم شد که به کارکسبم گسترش بدم وبایدیه تقییراتی بهش بدموازخداوند یه نشانه خاستم
امروز صبح سایتو بازکردم ودیدم خداوندااززبان استاد جوابموواضح داد خدایاشکرت
سوال اول :وقتی تقییری در روند روتین زندگی من پیش میاد دربرابرش مقاومت میکنم یاباآغوش باز ازش استقبال میکنم؟
من خداروشکر ازوقتی بااستادآشناشدم خیلی وقتها خودم تقییرات ایجاد میکنم وواردمسیرهای جدیدمیشوم ونتایج بسیارعالی هم گرفتم بلطف خداوند خب بعضی تقییرات یهویی هم که پیش آمده درزندگی من اولش ترسیدم ونجواهای زهنی هم صیع کردن که من رابترسونن ولی خیلی وقتا خداروشکر من از تقییرات قبلی که پیش آمده بود ومن باآغوش بازازشون اسقبال کردم وخداروشکرنتیجه گرفتم برای زهنم منتقی میکنم این تقییراتو ودوباره به خداوندتوکل میکنم وواردمسیرمیشوم.
یه جورایی هم ماجراجویی میکنم مثلا همیشه از یه مسیرمیرم ومیام وبرام یه حاشیه امنی هست مسیرومیدونم چاله چوله های جادرو یادگرفتم ولی آگاهانه ازیه مسیردیگه میرم وباخودم میگم بزار این جادروبرم و تجربه جدیدی کشف کنم وزیبایی های بیشتری ببینم و واقعا در99درصد مواقع درمسیرجدید چقدزیبایی های بیشتری دیدم یاحتاشده باچه انسان های نازنینی دراین مسیراشناشدم ومشتریم شدن وکارکسبم گسترش دادم. من این کتاب(چه کسی پنیر من راجابجاکرد)خوندم چندبارخیلی برام جالب بود پیش از تمام شدن پنیر بدنبال پنیر جدید میگردم وهمینکه تصمیم میگیرم تقییرکنم آگاهانه واقعا خداوند راهوبهم نشون میده وبهم هزاران بارثابت شده که علی تو یک قدم اول بردار خداوند 100قدم برات برمیداره
ممنونم ازاستادعزیز
درپناه الله یکتا شادوثروتمند باشید
به نام خداوند هدایتگر و مهربانم .
خدایی که هر چه دارم و هرچه هستم از اوست .تسلیم امرو اویم و محتاج لطف او .
سلام استادم ممنون برای فایل های ارزشمند و دل انگیزتون .
در مقابل تغییرات چه واکنشی داریم؟
من کلاً در برابر تغییرات مقاومت نمیکنم و خیلی منعطف هستم و خودم رو با شرایط وفق میدم.
چه زمانی که ازدواج کردم از شهر خودم به شهر دیگهای اومدم خونمونو عوض کردیم. کارم رو متوقف کردم .دوباره کارمو شروع کردم .محل کارم تغییر میکرد.
هر موردی که برام پیش میومد در مقابلش انعطاف داشتم. و خودم رو با شرایط وفق میدادم.
اما این دیدی که استاد میگن که میتونید به بالاتر از این توجه کنید.اینکه این تغییرات برای این اومدن که تو رو رشد بدن و با این دید که میتونه به رشد من کمک کنه بهش نگاه کنم مسلماً میتونه برای من نتایج خیلی عالیتری داشته باشه.
همینطور که استاد تو اولین فایل در مورد تحسین دیگران میگن که من یاد گرفتم دیگران رو تحسین کنم و یک کلمهای که همیشه سر زبونم هست اینکه تحسین میکنم فلانی رو که این کارو کرده و تحسین میکنم فلان شرکت و …
در مورد فایل دوم که در مورد چالشها جناب استاد میگن اینکه چالشها برای این اومدند که ما رو رشد بدن باید انجامش بدیم و با تجربه اون چالش در اصل میشه رشد کرد پیشرفت کرد و مسیر تکامل رو طی کرد. در فایل سوم که در مورد مشکلات و مواجه با مشکلات استاد میگن اونم همینطور هست که میگن مشکلات میان تا ما رو رشد بدن و به ما کمک کنند تا مسیر تکاملمونو طی کنیم.
در اصل در همه فایل هایی که استاد مطرح میکنند یه نکته خیلی جالبه برای من همشون ما باید حالمونو خوب کنیم به حال خوب برسیم ولی یه چیزی که فراتر از اون حالت احساس خوب و حال خوبه اینکه باور کنی اون مشکله اون چالشه اون تغییره اومدن تا من رشد کنم تا من بتونم به مرحله بالاتر برم. و میشه نگاه من اینطور باشه که اینها همشون یه فرصتن یه نعمتن پس وقتی دید من و باور من این بشه دیگه اون احساس بده به وجود نمیاد.
چقدر زیباست که از بالا به مسائل نگاه کنیم مسائل برامون کوچیک میشن باورهامون کاملتر و جامعتر میشه و میتونه به ما این درک و فهم رو بده که تو میتونی مسلط باشی بر شرایطت.
…..مرحله اول…….
من قبلا در مقابل سرکار رفتن مقاومت داشتم .اینکه هر روز صبح از خواب بیدار شم و برم سر کار .شوهرم نظرش این بود تو خونه بودن ذهنتو فسیل میکنه. به هر حال رفتم سرکار و الان خیلی راضیم و با خودم میگم چرا وقتی تو خونه پدرم بودم به فکرش نبودم .چرا اینقدر زمان رو از دست دادم چرا که هم دستم تو جیب خودم بود و خودم نیازهای خودم رو اوکی میکردم .تو کار دقیقتر شدم .مسئولیت پذیرتر شدم .روابط با دیگران رو یاد گرفتم .یاد گرفتم درگیر حواشی نباشم ،برای رشد در کارم تلاش کنم .برای کارم و خودم ارزش قائل باشم .بتونم در مورد خودم و کارم و ارزش هام راحت تر صحبت کنم .
برای سر کارم در مقابل کار فروش مقاومت داشتم و این تغییر رو نمیخواستم قبول کنم ولی وقتی وارد کار فروش شدم ،دیدم من اصلا صحبت کردن رو دوست دارم و این ارتباط برای من جذابه .قبلا تلفن های خونه رو خودم جواب می دادم. اون انرژی و حال خوب رو همیشه داشتم و این تغییر باعث شد این تمایل و این علاقه رو تجربه کنم. و مسلما موفق تر شدم .و ارزشمتدتر شدم .
در مقابل غذاهای جدید و متفاوت با غذاهای روتین که درست میکردم خیلی مقاومت میکردم و در حالی که بچه ها این نیاز رو داشتن ولی وقتی تجربه کردم این تغییر برام لذت بخش بود و باعث شد بتونم غذاهای جدید دیکه ای رو در لیست غذایی ام بیارم .
مواردی رو که باید در اون تغییرات داشته باشم .
در ارتباط با نحوه ی برخوردم با دخترام . و باید بررسی کنم بچه ها کجا احساس نیاز میکنند بیشتر خودم رو اوکی کنم و کجاها اشتباه یاد گرفتن ،از مسیر درست، کار درست رو یادشون بدم.
در مورد نحوه ی کارم و نحوه ی تماس هام و مکالماتم .و استفاده از شرایط آنلاین. دارم یه کار روتین رو انجام میدم برون تغییر و این مسلما نمیتونه باعث نتایج عالی در کارم بشه .
و باید من بتونم
تغییر در باور فراوانی ام با توجه به اینکه شاغلم و درآمد دارم هنوز نمیتونم اون نیازهای رو به راحتی تهیه کنم .
سلام و عرض عشق به عزیزانم
1.احساس و واکنشت به تغییرات چیه؟
من همیشه دوست دارم چیزای جدید رو تجربه کنم مثلا مکان های جدید، غذاهای جدید و…
خیلی از تغییرات اطرافم نمیترسم. مثلا اگه مدیر یا رئیس عوض بشه برام مهم نیست. توی دلم میگم شاید اصلا برای من بهتر شه الخیر فی ما وقع. یا مثلا یه قانون جدید وضع میشه همه میگن دیگه بدبخت شدیم من زیاد برام مهم نیست و نگران نمیشم توی دلم میگم هیچ تاثیری روی من نداره تازه شاید برای من خوب باشه. یا اینکه اگه یه برنامه از قبل چیده شده تغییر کنه شاید اولش یکم ناراحت بشم اما سریع میگم الخیر فی ما وقع حتما اینطوری بهتره من که نمی دونم اگه اون برنامه اجرا میشد چه نتیجه ای داشت. البته این ویژگی هارو بعد از کار کردن روی فایل های استاد کسب کردم. قبلا از هر تغییر کوچیکی میترسیدم و نگران میشدم. یه جورایی میچسبیدم به شرایط موجود و فقط میخواستم همه چیز ثابت بمونه و خوشبختی رو در ثبات میدیدم.
اما اما اما وقتی تغییر راجع به تغییر شخصیت خودم باشه یکم مقاومت دارم، ذهنم میگه خیلی خیلی کار سختیه تغییر شخصیت، خیلی باید وقت بذارم و کلی تمرین کنم تا بالاخره شخصیتم بهبود پیدا کنه و یک سری عادت های خوب رو در خودم ایجاد کنم. اینجا خیلی به تغییر حس خوبی ندارم بیشتر میخوام ازش فرار کنم.
در مواردی که اعتماد به نفس بیشتری دارم مثل موضوعات درسی یا پژوهشی، خودم از تغییرات استقبال می کنم و دنبال روش ها و موضوعات جدیدی هستم که بقیه اتفاقا ازش دور میشن.
2.چه تغییراتی در گذشته من رخ داده که نتایج خوبی داشته؟
الف: تغییراتی که رخ داده و من باعث اون تغییر نبودم:
یه تغییر همین امروز: توی خوابگاه یخچال اتاقمون رو میخواستن جا به جا کنن ما به شدت مقاومت داشتیم که نه اتاق تاریک میشه بد میشه، ولی آخرش تسلیم شدیم. امروز جابه جا کردن. اتاقمون خیلی فضادارتر و روشنتر شد و در نهایت بهتر شد.
یک تغییر دیگه اینکه من عادت کرده بودم یه بخش خاص بیمارستان باشم و دیگه همه چی رو اونجا میدونستم و به خوبی انجام میدادم. بعدش به خاطر برنامه ریزی گروه مجبور شدم چندین بخش جدید برم. واقعا استرس داشتم و روزای اول سردرگم بودم. اما کم کم روتین هر بخش رو متوجه شدم و کلی چیزای جدید یاد گرفتم. و این تجربیات باعث شده اعتماد به نفسم بالاتر بره و ترس از بخش جدید خیلی توی ذهنم کم شده. و الان واقعا خوشحالم که اینقدر تجربیات مختلف دارم.
ب: یک سری تغییرات که خودم ایجاد کردم و اولش خیلی ذهنم مقاومت داشت:
من طبق صحبتهای استاد تصمیم گرفتم که در رژیم غذاییم تغییر ایجاد کنم و هر چی شکر و قند داره و کلا هله هوله و نون و برنج و ماکارونی رو از رژیم غذاییم حذف کنم. خیلی توی ذهنم سخت و غیر ممکن و بزرگ بود حتی فکر می کردم شاید یه بلایی سرم بیاد یا روحیه ام پایین بیاد. اما الان چندین وقته این کارو انجام دادم و خیلی خیلی برام مفید بوده و خیلی راضی ام. اینقدر هم سخت نبود که فکر میکردم. البته تصمیم دارم دوره قانون سلامتی رو تهیه کنم و طبق اون عمل کنم و میدونم در بهترین زمان به اون دوره بی نظیر هدایت میشم.
باز هم تحت تاثیر ویدیوهای ورزش کردن استاد و خانم شایسته عزیز تصمیم گرفتم ورزش قدرتی و عضلانی انجام بدم. بازم فکر میکردم که باید زجر بکشم و خیلی خیلی سخته. اما چند وقته عادت کردم و اتفاقا برام لذت بخش شده و نمی تونم انجامش ندم.
بعد از 15 سال موهامو کوتاه کردم. یجورایی هویتم رو بسته بودم به موهام. اما خودمو از این بند رها کردم. خیلی خیلی از نتیجه اش راضی هستم.
آرایش کردن رو تحت تاثیر صحبت هایی که از خانم شایسته عزیزم شنیدم کنار گذاشتم و واقعاااا احساس رهایی و آزادی دارم. خیلی راحتتر زندگی می کنم. منی که نمی تونستم حتی تا سر کوچه بدون آرایش برم.
3.یک سری تغییرات رو آگاهانه برنامه ریزی کن تا کم کم به تغییرات احساس بهتری داشته باشی و خودت به استقبال تغییرات بری:
-باز هم موهامو کوتاهتر کنم.
– روش آماری پایان نامم رو تا جایی که می تونم خودم یاد بگیرم تا خیلی وابسته استادم نباشم.
-برای دوره عزت نفس هر جلسه کامنت بذارم و تمرین هارو دقیقتر انجام بدم.
-با آدم های غریبه بیشتر ارتباط بگیرم.
4. جملات تاکیدی مثبت راجع به تغییر بنویس:
-با هر تغییر درهایی از نعمت و برکت به زندگی من باز میشه.
-نتیجه هر تغییر بهتر از اون چیزیه که فکر می کنم.
-تغییر خیلی ساده تر از چیزیه که فکر می کنم.
-هر وقت تغییری ایجاد میشه یعنی مدار من بالاتر رفته و اتفاقات عالی در راهه
5.چه تغییراتی رو میدونی که باید انجام بدی اما مقاومت میکنی؟
– بایددد زبان انگلیسیم رو تقویت کنم
– بایددد عزت نفسم رو تقویت کنم
6.چه برنامه ای داری که روی تغییرات ضروری کار کنی؟
هر روز با یک ربع شروع کنم و هم روی عزت نفسم کار کنم. و هم روی تقویت زبان انگلیسیم. از ساده ترین راه شروع می کنم. که ازین مسیر لذت هم ببرم.
7.چطور میخوای ذهنیت استقبال کننده از تغییر برای خودت ایجاد کنی؟
باید باورم رو راجع به تغییر مثبت کنم. باید هر وقت اسم تغییر بیاد توی ذهنم پیشرفت معنیش کنم. باید تغییر رو یه کلمه مثبت مثل موفقیت توی ذهنم جا بندازم. و به یاد خودم بیارم هر وقت به موفقیتی رسیدم در پی تغییری بوده که در شخصیتم، باورهام، رفتارم یا شرایط زندگیم به وجود آوردم.
سپاسگزارم
بنام الله هدایتگر
سلام و عرض احترام خدمت استاد عزیزم
جواب سوال
من آدمیم که هیجان و تجربه چیز های جدید دوست دارم ، حالا درمورد تغییرات هم همینطوره دوست دارم اتفاقا و چیزهای تجربه کنم ، چون تو خیلی از این تجربه ها یا موقعیت ها بوده که فهمیدم چی میخوام یا تضاد هام چیه و….
همیشه دکوراسیون اتاقم تغییر میدم ، جاهای جدیدتجربه میکنم ، آشنایی با آدم های جدید و….
مرحله اول:
در خصوص جواب این تمرین ناشناخته ها برام جالبه، وقتی میرفتم مدرسه معلم فیزیکمون میخواست بره حج و یک جایگزین بجای خودشون اوردن به مدت یک ماه بجاشون تدریس بدن ، بعد از رفتن معلممون ، معلم جایگزینشون هم جوان تر بود ، و چقدر قشنگ تر و بدون هیچ لحجه ای تدریس میکردن و قشنگ اون یک ماه با لذت میرفتم ( معلممون لحجه شدید داشتن و عملا بعضی حرفاشون متوجه نمیشدیم)
مربی باشگاهمون دو هفته سفر بودن و یک مربی جایگزین اورد باشگاه ، اولش گفتم یعنی قراره چطور باشه اولش که وارد کلاس شدکمی مبهم بود کاراشون برام ولی بعد از اون کاملا لذت برم از وجودشون و دوست داشتم بمونند چون روششون بینظیر بود و همیشه مارو به چالش میکشید.
هفته گذشته تو یک دوره بودم که استاد این داره خیلی آدم رک و پر ابهتی بود و حرفش صریح میگفت، همه اولش براشون ترسناک بود که این چرا اینجوریه چرا انقدر راحت حف میزنه و… تااینکه دو روز بعد گفت من جلسه دیگه چندساعت نمیام سرکلاس و همکارمو میفرستم جلسه بعد همکارشون اومد بعد از دیدن همکارشون و سبک کاملاااااا متفاوتی که با استاد داره کلاس شده بود زنگ تفریح چند ساعت بعد که استاد اومد فهمیدیم که چقدر رک بودن و جدی بودنشون تو کار برای ما مفیدتر و استفاده بهتری برامون داره
مرحله دوم
من از وقتی که آگاه تر شدم ، یا بهتره بگم با فایل ها و دوره های استاده آگاه تر شدم زندگی در حال تغییر هست و آگاهانه میرم به سمت تغییرات ناگفته نماند که اندکی مقاومت دارم درمقابل بعضی از تغییرات ، اونم بخاطر ترسهام ، ترسهای که همیشه باید برم تو دلش تا از بین برن سعی میکنم برن تو دل تجربه های جدید ، و در برخی از موضوعات که میدونم در مقابلشون مقاومت دارم قدمی بردارم و خودم رو از قفس اون محدودیت دربیارم .
مرحله سوم
جمله قشنگی که همیشه میگین و عالیه و سعی میکنم همه جا بیاد بیارم، اینه که دنیا ایستا نیست، و درحال تغییر برای بهبودیه ما باید مدام در حال حرکت رو به جلو باشیم و شرایط رو بهتر بهتر کنیم ، وآیه:
الخیرُ فی ما وَقَع
هر چه پیش آید، خوش آید
که همیشه برای خودم میگمش که یادم نره خدا همیشه بهترین ها رو برام میخواد و آیه عالی که هروقت آگاهانه برم تو دل ترسم و بااینکه هنوز ازش میترسم :
فَاللّهُ خَیْرٌ حافِظاً
همانا خداوند بهترین حافظ است.
مرحله چهارم
1_باید شجاع تر باشم من آزادی میخوام و همیشه دارم سعی میکنم بااینکه میترسم ولی واقعا دلم میخواد بدون ذره ای ترس یا حتی حساب کتاب کردن ازادی رو تجربه کنه این خواسته در حال حاضر اصلی ترین محور زندگی منه و با جان دل میخوام تجربه کنم .
2_ ترم اخر ارشد هستم ولی حوصله ندارم پایان نامه رو بنویسم چون متوجه علاقه زیادم به ورزش شدم و دوست دارم تو این حیطه ادامه بدم و پیشرفت کنم ولی بحث پایان نامه وقت گیره و من شجاعت انصراف دادن ندارم ، همش کلمه حیف میاد تو ذهنم تو که پنج ترم رفتی این یه ترمم روش ، قبل انتخاب واحد این ترم نشانه اومد برام که ادامه نده ، و روز قبلش دقیقا پیش دوستم بودم و ایشون یه کار که اگر من جاشون بودم عمرا انجامش میدادم ، گفت که کارشو ول کرد اینم نشانه دومم بود ولی من نتونستم .
در مورد بحث اول، تمرینات شخصی برا خودم میزارم سعی میکنم هرروز یکم بهتر از دیروزم باشم ، من تو این موضوع خیلی شرک دارم چون ترسهام جورین بقیه رو برای خودم خدا میکنم و خدا رو نادیده میگیرم با یاد آوری این موضوع به خودم سعی میکنم ترسهامو کمتر کنم و بزارم خدا هدایتم کنه، این روزا انقدر قشنگتر شده زندگیم از وقتی که صب تا چشمم باز میکنم شکرگذاری مینویسم و روزمو طوری که میخوام از خدا درخواست میکنم ورها میکنم میزارم خودش منو هدایت کنه انفاقات جوری برام رقم میخوره که آخر شب ساعتها وقت میبره از پس برگه ها درموردش پر میکنم .
درمورد دومی هیچ ایده ای ندارم فردا دارم میرم که ببینم چطور کار ادامه بدم .
این فایل یه جور نشانه تایید بود برام چون درحال حاضر من در دل یک تغییر بزرگ در زندگیم هستم مسیر نشناخته و جدیدی رو آغاز کردم و حالم تو این مسیر عالیه و میخوام هرروز درموردش کلی چیز یاد بگیرم و امروز داشتم فکر میکردم چطور عمل کنم اصن من برای این تغییر ساخته شدم (بحث ترسها و عزت نفس و….)تااینکه این فایل شنیدم و این فایل مهر تایید مسیر بهم داد.