شیوه مدیریت انتقادات - صفحه 19 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

424 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Roz گفته:
    مدت عضویت: 1527 روز

    وقت بخیر خیلی جالب یود

    تمام عمر مادرم برچسب خنگ رو بهم میزد و طوری بامن رفتارمیکرد و حرف میزد که انگار یه دختر کم هوشم.

    از وقتی با استاد عزیزم اشناشدم و قانونو فهمیدم ،به خودم و به تواناییهام باور بیشتری پیدا کردم،

    فهمیدم که چقدر توانمندم چقدر باهچشم چقدر زیبام چقدر…..

    ولی زمان زیادی برد تا باورهامو عوض کنم و فهمیدم نباید به این حرفا یاهمون انتقادها توجهی کنم و به خودم بگیرم

    متاسفانه مادرم زندگیم رو 40سال عقب کشوند

    اما حالا که فهمیدم روز به روز دارم پیشرفت میکنم

    ذز این تلقینها متاسفانه خیلی ضربه خوردم و الان تنها کاری که کردم اینه که ازشون فاصله بگیرمو کاری یه کارشون نداشته باشم(خانوادمو میگم)

    روابطمون افتضاحه واین بدلیل تفکر غلطی بود که مادرم داشت(حالا بماند)

    این فایل عالی بود بیشتر فهمیدم که حتی به انتقادهای خانواده هم نباید اهمیت داد

    هرچند خیلی ناراحتم که اینهمه سال عقب موندم از زندگی از تواناییهام

    تازه باید بعد40سال سن خودمو کشف کنم

    سپاسگزارم از فایل زیباتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1252 روز

    روزشمار تحول زندگی من روزاول

    سلام استاد عزیزم خیلی وقته کامنت ننوشتم، ازامروز یه تصمیم خیلی محکم گرفتم برای استارت مجدد، چهارروز دیگه ششصد روز ازورودم به دنیای زیبای سایت عباس منش میگذره خیلی دست اورد داشت پراز تغییر وتحول وعشق وشادی، اینو اینجا نوشتم تا رد پای حرفم اینجا بمونه من کمتر پیش میاد چیزی بگم وعمل نکنم مخصوصا بعد کارکردن روی خودم وبعد انجام تمرینات دوازده قدم، راجب این فایل باید بگم من به شدت ازانتقاد بیزار بودم وهستم وبی توجهی به انتقاد سخت ترین کار دنیابود برام امروز بهتر شدم چون وقتی روی اعتماد به نفس واحساس لیاقت خودم کار کردم واعراض کردم به ارامش رسیدم، به نظرم باید خیلی قوی باشی که بتونی اعراض کنی که با تمرین میتونم کم کم انجام بدم، انتقاد سازنده تونسته خیلی منو کمک کنه خدارو شکر برای این فایل تاثیر گذار و پراز اگاهی عاشقتم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    علی عنصری گفته:
    مدت عضویت: 1215 روز

    به نام خداوند عشق و جان ….

    سلام به استاد فوق العاده و بی نظیر…

    واقعا هردفعه ملموس تر میشه برام که شما چرا هی میگین تو سایت باشین،فعالیت داشته باشین و فایل هارو ببنید کامنت هارو بخوونید….هروقت از سایت و مطالب و هر فایلی که گوش میدی دور میشی نه اینکه کلا ذهنت قاطی میشه نه …ولی اون حس و انرژی جمعی رو نمیگیری….

    بخاطره همینه استاد میگن که روزی نیم ساعت 10دیقه تمرین کردن خیلی بهتر از 3ساعت تو هفته کار کردنه…

    همین همینه که باید تمامی مطالب سایت رو فایل هارو کامنت هارو انقدر بخونیم و بشنویم که ملکه بشه بره و تبدیل به سبک زندگی بشه و مثبت اندیشی جزو جدای ناپذیر زندگی مون بشه …

    در مورد این فایل بگم که الهی صدهزار بار سپاس فایل فوق العاده ای بود بی نهایت مطالب ارزشمندی بود…

    دقیقا هر کدوم از فایل های شما تو هر شرایطی صدق میکنه مثل شرایطی که تو کشور هست و دیگرانی هستن که درگیر اینن کس دیگه بیاد حالشونو زندگی شونو خوب کنه ولی در اصل موضوع اینجوریه که همه چی خود ما هستیم ما هستیم که تصمیم میگیریم بریم سمت خدا سمت زندگی عالی یا جنگیدن با چیزایی ناجالب….هرسمتی بگیری خدا هم اوکی میده..اصلا مقاومتی نیست برای ما از طرف خدا …ولی اصل موضوع همین مطلب که همه چی به ما مربوط میشه و من هستم که زندگیم کدوم سمت بره و توجه کنم سمت نازیبایی ها یا زیبایی ها و برکت و فراوانی …میخوام از فراوانی ها بگم من تو این چندوقته سعی کردم اگاهانه توجه خودم رو روی زیبایی ها فراوانی بزاره و باورتون نمیشه کلی مغازه دیدم که یا افتتاح کرده بودن یا در شرف افتتاح مغازه جدید بودن،فروشگاه های بزرگی که هرروز بار جدید خوراکی میوردن و هی دارن میاارن ‌..و فراوانی بی نهایته …فروشگاه لباسی رو دیدم که چندوقته افتتاح شده که البته فروشگاه بزرگی هست شاید بگم هزار نفر داخل فروشگاه برای خرید بودن اینقدر شلوغ بود ….

    کوه هایی که همیشه پره برف بود و هی آب میشد و میدیدم دوباره برف باریده و سفید شده…

    بازار مواد غذایی رفتم دیدم بی نهایت فراوانی و نعمت پر به لطف خدا اینقدر زیاده که فقط تو یه قسمت از یه شهر این همه فروگشاه همه هم درحاله بارگیری و بارزدن و فروش بودن…

    خواستم اینارو بگم که چقدر فراوانی دیدم و چقدر بازم زیاده..

    حالا اصل من به شخصه خودم در حاله تمرینش هستم و قبلا هروقت به قصد تخریب میخواستن چیزی به بگن حالم خراب میشد و ناراحت ولی از وقتی بهشون توجه نمیکنم هم کمتر شده شایدم اصلا به 1مورد بعضی وقتا برسه ،،،اونم اصلا برام دیگه مهم نیست …دلیلش اینه به خودم یادآوری میکنم من ریشه ام از خداونده عشق ابدی و ازلی منو حمایت میکنه و دیگران کی باشن بخوان تاثیری تو حال خوب و بد من داشته باشن…عشق بی نهایت اون خوشگله اس و نازنین خدای من و وجود ارزشمند خوده قشنگمه…من خفنی که اراده کنم به محبت الله هرکاری میتونم انجام بدم…

    در انتقاد های سازنده هم سعی میکنم شنوا باشم و به کارش بگیرم اگه به درده من بخوره و اینجوریه که به لطف خدا بهتر شدم و هرروز بهتر میشم …

    دارم سعی میکنم همیشه و هرروز خودمو با دیروز خودم مقایسه کنم چه در رشد شخصیتی چه در ورزش چه در غذاخوردن چه در استایل چه در کار کردن چه در چیزایی که دارم ….هی به خودم یادآوری میکنم وقتی تغییراتی دارم و دیروزم رو میبینم میگم آفرین عشقم از دیروز عالی تر بودی و بحث بعدی هی مدام یادم میارم که چقدر خوش شانش و خوش اقبال هستم و هردفعه دلایل روشنی برام رقم میخوره و یادش میکنم‌…

    و خداروشکر میکنم بابت این همه فایل ارزشمند و وجود نازنین شما و دوستان عزیزم …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  4. -
    میلاد گفته:
    مدت عضویت: 4060 روز

    سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    نمیدونم من بهتر شدم استاد قوی تر شده یا هردو

    خلاصه این چندفایل اخیر واقعا خیلی بینظیر بوده وحسابی ما رو تکون داده

    دیروز که فایل رو گوش دادم درمورد انتقاد سازنده … من خیلی وقت بود کسی ازم انتقاد نکرده بود و داشتم فکرمیکردم اخرین بار کی ازم انتقااد کرده … بعد از چندساعت رفتم سوپرمارکت چیز بخرم که یه دفعه صاحب مغازه که یکم باهامون گرم گرفته یه انتقاد ازم کرد . اول که لبخند زدم . اما هبچی نگفتم و فقط خریدمو کردم و اومدم بیرون

    بعد درابتدا توی ذهنم یه گاردی ایجاد شد که به اونچه که من اینجوری زندگی میکنم … زندگی خودشو بایددبکنه … هرکسی یه جوری زندگی میکنه ….

    یهو خیلی سریع یاد فایل استاد افتادم و دیدم اره واقعا انتقادش خوب بودا … من باید روی این انتقادش کارکنم و جوری بشه که دیگه اینجوری نباشه و خیلی راحت شدم

    چقققققققددد استاد چیزای کاربردی و عالی بلدید

    ممنون واقعا که این مطالب فوق العاده عالی و کاربردی رو بهمون یاد میدید

    راستی تا یادم هست بگم که من جلسه دوم کشف قوانین رو دوروزه هنوز نتونسم تااخرش گوش بدم و تمریناشو انجام بدم و حدود نیم ساعتش مونده

    این بخاطر حجم فوق العاده زیاده مطالب و بشدت کاربردی بودن اوناس که من وقتی ترمزامو برداشتم یه ایده خیلی خوب برای سایتم اومد که اونو دارم اجرا میکنم و مراحل پایانیش امروز تکمیل میشه(چرا میدونم امروز تکمیل میشه؟چون تو تمرین ستاره قطبی که یه جورایی تمرین دوره کشف قوانین هم هست انجامش دادم و میدونم که اجرا میشه راحت)

    خیلی جالبه که ایده خیلی نرم و طبیعی اومد و باید بشینم حسابی متمرکز بشم و به ذهنم مدام بگم بخاطر تغییر چیزای تو مخم هست که این ایده خیلی جالب و عالی اومد

    دوره کشف قوانین واقعا خیلیییییی زیاد پیشرفتس

    ازتون میخام استاد حسابی بازم جلسه بهش اضافه کنین و درمورد باور لیاقت و پول دراوردن بسیارراحت مطلب به دوره اضافه کنین اگه درجلسات بعدیش وجود نداره

    باسپاس فراوان از شما و خانم شایسته مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    محمد منجزی گفته:
    مدت عضویت: 3847 روز

    استاد سلام من شاید هشت سال شما رو دنبال میکنم و خیلی از محصولات شما رو خریدم یک انتقاد داشتم من اهل کامنت گذاشتن نبودم ولی وقتی یه انتقادی میکنم نظرم به اشتراک نمیزارید ولی وقتی نظرم گل و بلبل هست به اشتراک میزارید درسته که شما میخواید تمرکزتون روی ویژگی های مثبت باشه ولی اینجور بنده ناراحت میشم که برای نظراتم ارزشی قائل نمی شید و به اشتراک نمیزارید الان چندین کامنت منو به اشتراک نذاشتید من که دشمن شما نیستم من از مشتری ها و طرفدارهای قدیمی شما هستم لطفا تو این موضوع تجدید نظر کنید و فقط به گل وبلبل ها اهمیت ندید و بقیه نظراتم ببینید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      باران بهار گفته:
      مدت عضویت: 754 روز

      سلام دوست عزیز

      اگه انتقادی دارید فکر کنم میتونید ایمیل بزنید و بگید یا از طریق دیگه انتقادتون به استاد بگید

      اما این سایت هدفش انتشار افکار مثبت هست تا بچه هارو وارد مدار مثبت کنه ، اینجا صندوق انتقادات و پیشنهادات نیست .

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 421 روز

    سلام ودرودبه استادعزیزم ودوستان گلم

    حسین میشه کامنتهامو لطفا زود منتشرکنی

    میشه اینیستا وتلگرام استوری بزاری هروز بامن صحبت کنیییییی لطفاااااااا

    میخام بدونم کجایی چیکارمیکنی

    حسین دلم برات تنگ شده میخلم هروز کنارم باشی وبمن توجه کنی ازامریکاااااا

    اینطوری قدرت خداروقشنگتربه نمایش میزاری و یک زندگی رمانتیک وزیبا روبه بچه هامون آموزش میدیم

    خودمونم هروز درمسیرعاشقانه حرکت میکنیم وانرژی مثبت میگیرم وملت هم ازشادی ماخوشحال میشن میشه لطفا همشوانجام بدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    فهیمه کوچکی گفته:
    مدت عضویت: 2549 روز

    سلام

    من خودم در مورد انتقاد بگم تجربم رو بگم

    که ابجیم به من میگفت که چرا لباس تکراری میپوشی چرا به خودت تنوع نمیدی

    نه اینکه بخاد همیشه بهم بگه ولی یه چند بار یا تو حرفاش یا شوخی بهم گفت که یکم به خودم برسم یکم تنوع بدم

    اولش خوب از حرفاش ناراحت نمیشدم هیچم برام مهم نبود یعنی من براشون توضیح دادم که من اینجوری راحتم و دوست دارم و اینکه چون اعتماد به نفسم بالاست و نظر دیگران برام مهم نیست که بخام برای دیگران تنوع لباس بخرج بدم

    و از یک بابت قبول میکردن که شایدم حرفم درسته،

    و از یه جایی به بعد من به خاطر حرف اونا با خودم فک کردم گفتم خوب من اگر به یک خانومی که تنوع لباس داره حالا نه زیاد که هر روز یک مدل لباس بپوشه نه در کل ادمی هست که یکم به ظاهر و به زیباییش اهمیت میده و لباس خوب میپوشه به خودم گفتم که چه حسی بهت دست میده به خودم گفتم خوب من خیلی حس خوب میگیرم و دوست دارم و حسش واقعا خوبه خوب ادما از دیدن زیباییها اندام خوب تمیزی لذت میبرن تا اینکه یک ادمی که همیشه یک دست لباس میپوشه چند ساله با همون لباسای تکراری و بی روح و یکم برای خودش وقت نمیزاره،من حتی یک رژ هم به لبام نمیزدم شبیه یک ادم بیمار ،چون فکر کردم بهش ،تصمیم گرفتم که لباسهای قدیمی که چند ساله داشتم و استفاده میکردم بدم به کسی که لازم داره و ازش استفاده کنه در عوض چن تا گذاشتم و چند دست لباس نو خریدم چند دست لباس بیرون خریدم و حالا نه اینکه خیلی خرج کنم نه فقط در حدی که تصمیم دارم هر چند وقت یکبار برای خودم خرید کنم و چقد حس خوبی داشت خرید کردن و لباس نو پوشیدن انرژی گرفتم نه تنها خودم بلکه ابجیام بهم میگفتن وای چقد عوض شدی بابا ما روحیه گرفتیم از بس تو رو تو اون لباسای تکراری قرن بوق دیدیم راستم میگفتن یعنی جورایی حقم دادم بهشون ،یکی از دلیلایی که من خرید نمیکردم واسه خودم و حتی لباسایی دیگه ابجیام که من میگرفتم ازشون نندازین دور من ازشون استفاده میکنم چونکه هزینه الکی نکنم میگفتم وقتی هست چرا هزینه ،خوب الان هم انفاق میکنم لباسامو ،الان هم لباس خوب میگرم هم لذت میبرم یک کرم ضدافتاب و یک رژ لب میزنم خیلی رژ بهم میاد و وقتی میزنم خیلی حسم خوبه

    و خودم از دیدن خودم لذت میبرم

    حالا این داستان من و تجربم بود از انتقاد ابجیام توی لباس پوشیدنم نه تنها لباس تکراری میپوشیدم لباس اونارو هم که ازشون خسته میشدن من میگرفتم میپوشیدن یه جورایی از یه جایی به بعد داشتن بهم ترحم میکردن که نکنی ندارم بخرم

    بعد توضیح دادم بهشون و به این موضوع فک کردم و یک تغییر در خودم ایجاد کردم دیدم نه خوبه بدم نمیگفتن بنده خداها،

    استاد عزیز مرسی ازفایل های اموزندتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    سعیده و مهدی گفته:
    مدت عضویت: 2645 روز

    به نام خدای رزاقم

    سلام

    باز هم یک فایل کاربردی دیگه

    شیوه ی مدیریت انتقادات

    نکته ها و درس هایی که من از این فایل گرفتم

    1_ انتقاد دو دسته است سازنده و تخریب کننده

    2_ هر کس هر وقت ازم انتقاد کرد سکوت کنم و فقط به حرفش گوش بدم و نخوام خودمو ثابت کنم و بپرم تو حرفش و بعد بیام ببینم این انتقاد با قصد وغرض بوده و یا نه برای کمک به من بوده آیا این انتقاد درسته و سازنده است یا نه

    آیا این انتقاد از روی اطلاعات کم بوده یا نه

    و بعد از طرف مقابل در هر صورت تشکر کنم

    3_ اگه از انتقاد دیگران ناراحت میشم شاید بخاطر این هست که خیلی از خودم انتقاد میکنم و متنفرم یا این که خودم خیلی از دیگران انتقاد میکنم و این دو مورد در من صدق میکنه

    4_ اگه از انتقاد دیگران ناراحت میشم شاید بخاطر اینه که فکر میکنم اون داره از شخصیت من انتقاد میکنه و احساس بی ارزشی میکنم و کمال گرا هستم و توقع دارم که هیچ وقت اشتباه نکنم و این هم در مورد من صدق میکنه و باید با خودم مهربان باشم و از انتقادات درس بگیرم و خودمو رشد بدم و بدونم انسان در مسیر رشد اشتباه میکنه و این طبیعی

    5_ خودمو بذارم جای کسی که انتقاد میکنه و از دیدگاه اون نگاه کنم و این به من کمک میکنه تا طرف مقابل رو درک کنم و هم این که خودمو بهتر اصلاح کنم.

    6_ اگه انتقاد از روی قصد تخریب باشه که خیلی کم واسه ی من رخ میده فقط باید ازش اعراض کنم

    7_ همه چیز رو به خودم نگیرم و با انتقاد دیگران احساس ضعف و ناتوانی و بی ارزشی نکنم که این پاشنه آشیل منه.

    8_ با خودم مهربون باشم

    9_ در مواجه با هر چیزی که احساس منو بد میکنه سه تا نفس عمیق بکشم

    10_ انتقادات رو فرصتی ببینم برای اصلاح خودم

    استاد ممنونم

    چه تیشرت زیبایی چقدر بهتون میاد

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      محمدرضا گفته:
      مدت عضویت: 2238 روز

      با سلام و عرض ادب،

      استفاده از صفت رزاق بعد الله یک حرکت بسیار زیبا و موثر بود که آن را در کامنت شما متوجه شدم، خیلی تاثیر گذار و جالب بود.

      خداوند عزیز را بسیار شاکرم که همراهانی مثل شما در این سایت دارم.

      برایتان آرزوی خوشبختی دارم.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    یوسف علیزاده گفته:
    مدت عضویت: 1976 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان، خداوند هدایتگر من و همه دوستان به شرط باور قلبی به خودش

    درود بر شما استاد عباسمنش عزیز️

    در مورد انتقادات همونطور که گفتید انتقادات هم میتونن جنبه سازنده داشته باشن و هم میتونن جنبه تخریبی داشته باشن که شما به صورت خیلی عالی و با detail ، ابعاد این موضوع رو بررسی کردید؛

    به نظر من هم انتقاد سازنده میتونه یک کلید باشه برای هرکسی که بتونه به موارد مثبتش اضافه کنه یا مهارت هایی که داره رو بهبود ببخشه

    یکی از مثال هایی که میتونم از خودم بزنم این بود که قبلا نه خیلی بصورت مستقیم ولی چندباری از دورو بری هام میشنیدم که در قبال هر اتفاق ناگواری زود ریکشن نشون میدم و از کوره در میرفتم البته که خودم هم یه جورایی میدونستم این ایرادو دارم ولی انقدر غرق در باورهای قبلیم بودم انگار نمیتونستم تغییرش بدم، و وقتی که با خودم عمیقا فکر کردم و روی خودم کار کردم دیدم که میشه با ایمان و آرامش مسائل و مشکلاتو حل کرد؛

    در مورد انتقاد تخریبی هم اونجا که گفتید اگر داریم از خودمون ایراد میگیریم نتیجه شو در جهان بیرون و از سمت آدم های دیگه میبینیم، این بخش مربوط میشه به اینکه ما از درون خودمون رو دوست نداریم و خودمونو ارزشمند نمیبینیم، اگه احساس لیاقت و عزت نفس داشته باشیم، اون وقت میبینیم که بیرون از خودمون هم بهمون احترام میذارن و دیگه از ما انتقاد های بیخود و الکی نمیکنن؛ اینم باید بدونیم که اینکه بدون ایراد باشیم و بخوایم پرفکت و بی نقص باشیم فکر اشتباهیه، کسی موفقه که از تجربیاش‌ درس بگیره

    همه کسانی که پیشرفت کردند سعی کردن از تجربیاتشون استفاده کنن و در مسیر زندگی شون همیشه یکم از قبل بهتر باشن

    در مورد انتقادی که از ما میکنن و اطلاعاتشون درست نیست هم برای خودم پیش اومده و منم توضیح دادم که اون اطلاعاتی که بهت دادن اصلا درست نیست و من بهت پیشنهاد میکنم که تا چیزی رو به چشم ندیدی باور نکنی؛ با دادن اطلاعات درست به طرف منتقد میتونیم از بروز بسیاری از سو‌تفاهم ها جلوگیری کنیم

    حالا این ما هستیم که وقتی انتقادی بوجود میاد ببینیم مربوط به کدوم دسته تعلق داره، و چطور باید میدیریتش کرد

    بسیار ممنونم از شما استاد عزیز دوستون دارم و دوست دارم بیام امریکا از نزدیک ببینمتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    مسعود محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4022 روز

    و خدایی که در این نزدیکی است…

    سلام و عرض ادب و احترام خدمت استاد عباس منش عزیزم، بانو شایسته و همه عزیزانی که این کامنت رو می‌خونن.

    شنیدن این جلسه برای من در حکم دریافت یک پیغام واضح و مشخص از جانب خداوند بود.

    مدتیه که دارم سعی می کنم روی عصبانی نشدنم کار کنم. خب، من به صورت کلی آدمی بودم که بسیار عصبانی میشدم. بعضی اوقات هم سر چیزهای مسخره و بی دلیل. البته بعضی موقع نه! الان که فکر می کنم می بینم در 100 درصد موارد بدون اغراق، عصبانیتم بی دلیل و الکی بود. چند روزی بود که (مخصوصا بعد از شنیدن فایل استاد در مورد الگوهای تکرار شونده) تصمیم گرفته بودم روی عصبانیتم کار کنم. و اجازه ندم چیزی من رو شدیدا احساسی کنه و عصبانیتمو برانگیزه!

    یکی از چیزهایی که خیلی منو عصبانی می کرد این بود که در حوزه کارم (مشاور تحصیلی هستم) یه دانش آموز با نظرم مخالفت می کرد و میگفت فلان چیز اشتباس. با این که من میدونستم حق با منه اما شدیدا عصبی می شدم و می خواستم بهش بفهمونم چیزی که اون میگه اشتباس. برای همین شروع به بحث و جدل می کردم باهاش.

    تا اینکه یه دانش آموز این شکلی رو خیلی باهاش بحث کردم. همش می خواستم به اون بفهمونم که داره مسیر اشتباهی رو میره و برای همین یکم تن صدام در مکالماتمون بالاتر میرفت. مادر اون دانش آموز بهم گفت شما خیلی عصبی هستین و بهتره روی خودتون کار کنین.

    اولش که اینو شنیدم عصبانیتم صدبرابر شد اما انگار در همون لحظه کلام استاد یادم اومد که گفتن باید بتونی احساستو در این شرایط کنترل کنی. و سعی کردم خیلی اروم صحبت کنم و خلاصه هر طور بود اون مکالمه به پایان رسید.

    بعدش که فکر کردم دیدم این دانش آموز داره منو رشد میده. عدم پذیرشش نباید باعث بشه من عصبانی بشم. بلکه باید باعث این بشه که صبر و تحمل من بره بالا. اشکالی نداره اجازه بدم اشتباه کنه. بعدش به حرف من میرسه که نباید فلان کارو می کرد.

    و از وقتی این تصمیم رو گرفتم خیلی آروم تر شدم. حتی در اتفاق مشابهی امروز خیلی آروم برخورد کردم و می دونم موفقیت حاصل همین کنترل ذهنه.

    از استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم که به من یک بار دیگه آموزشی بی نظیر دادن.

    برای همه شما عزیزانم از درگاه الله یکتا، تنها، و تنها، و تنها قدرت حاکم بر جهان هستی، آرزوی سلامتی و موفقیت و شادکامی دارم.

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: