شیوه مدیریت انتقادات - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

424 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سجاد طبسی نژاد گفته:
    مدت عضویت: 3085 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام به همگی

    انتقاد واژه ای ست هم بسمت سازندگی

    و همچنین بسمت

    نابود کنندگی

    بستگی به ما داره که کجای داستان قرار داشته باشیم

    واقعیت اینه که من خودم از بچگی یه شخصیت زود رنج و عدم انتقاد پذیر داشتم

    و از زمانی که متوجه شدم زودرنج بودن هم قسمتی از عزت نفس پایینه دیگه همیشه دارم روش کار میکنم و هواسم بهش هست و این باعث میشه که آدم چقدر از درون قدرتمندتر و بیشتر با خودش در صلح قرار میگیره

    و همین تمرین باعث میشه که بخش زیادی از عزت نفس و خود ارزشی ساخته میشه

    و باعث ساخته شدن بخش های دیگه هم میشه و…

    اگه میبینی ازت انتقادهای چرت و پرت زیاد میشه به این معناست تو از درون خیلی با خودت مشکل داری و خودتو اونقدر دوست نداری

    ولی اگه انتقادهایی بزرگ که ممکنه بعضی هاشون انتظار هستند ازت میشه به این معناست اکثر اون انتقاد کننده ها بزرگ میبیننت و به همین دلیل هم دوست دارند که تو بزرگتر بشی و همچنان الگوشون باقی بمونی

    *خداروشکر میکنم از وقتی که خداوند با ابزارهایی مثل تضادها و چالش منو مورد عمل و چالش قرار داد تا بهتر درک کنم که قبل از انتقاد کردن از دیگران قبلش مزه مزه اش کنم بعد بر زبان جاری کنم یا حتی قبل از گفتن در ذهن خودم و قبل و مهم تر از اینام اصلا قبل از انجام و نتایج کار خودم قبلش زود خودمو مورد قضاوت قرار ندم

    آخه وقتی ما حتی نمیتونیم‌ خودمون رو قضاوت کنیم چطور میتونیم راحت دیگران که بیرون از ما هستند رو قضاوت کنیم

    به نظر من انتقاد از خودمون یا کسی چگونه و زمانی خوبه که بخواهیم در مسیر سازندگی و با لحن خیلی متشخصانه و نیت خوب به دیگری بگیم ،اونم کی زمانی که خودمون واقعا اون کار یا اون نوع کارهارو انجام دادیم و درک خوبی ازشون داشته باشیم

    همین دیروز بود تو محل حرفه کاریم یه نفر اومد درخواستی ازم کرد و البته پولی براش انجام دادم احساس کردم به خورده ناراضی هست گفتم کار من این نیست اما دیگه شما درخواست کردی به خودم گفتم کار شما رو راه بندازم وقتی اینو بهش گفتم ،گفت دمت گرم همینم لطف کردی

    با احساس خوب ازم تشکر کرد و کلی راضی هم بود،

    پس میشه خیلی از انتقادها رو همون لحظه به سادگی حل کرد هم خودت هم طرف مقابل راضی و خوشحال شود

    استاد وقتی شما این صحبتهای زیاد و بعضا سنگین در این موارد میکنی یسری از مرزهای باریک هم ازشون میشه دید که هرچیزی خیلی از مردم در شبکه های اجتماعی میگن رو میتونه اشتباه باشه

    پس باید همیشه هوشیار باشیم و هر حرفی رو باور نکنیم و بی خود و برا سرگرمی وارد شبکه های اجتماعی نشیم چونکه من خودم قبلا دیدم حتی از بزرگترین و بهترین الگوهای جهان هم هنوز یسری ها هستند که انتقاد میکنند

    چونکه در خیلی از شبکه های اجتماعی یه عالمه آدمهایی هستند که خودشون به جایی نرسیدن.و راحت از دیگران عیب و ایراد میگیرند

    تو تخصص من بعضی از همکاران یا اقوام من ازم ایراد میگیرند اما چیزی که من همیشه فراوانی رو به خودم یادآوری میکنم !؟

    چونکه جهان خداوند فراوان و متنوع است بی نهایت سلیقه ها ،انتخاب ها و دیدگاههای مختلف وجود داره کسانی که باید من و کارمو دوست داشته باشند این اتفاق میفته

    و یه نکته دیگه که بهم احساس خوب میده خیلی از اون آدمهای منتقد ازم ایراد میگرفتند اما الان خیلی وقته که از تجاربم حذف شدند و هرروز افراد بهتری وارد تجاربم میشه البته همچنان انتقاد کننده هایی هم هست اما من هرروز بیشتر در مسیر سازندگی خودم هستم

    *اما در کل هر انتقادی چه مثبت چه منفی ما رو رشد فراوان میده

    بازم برگشتیم سراغ جمله اول

    وقتی نگاه میکنم بیشتر باور میکنم که انتقادهاست که باعث رشد درونی بیشتر در وجود ما میشه چونکه ‌‌باعث بازنگری بیشتر ما به خودمون میشه

    همین چندروز قبل با یکی از دوستان تماس تصویری از خارج از کشور باهام داشت وقتی کناریم بهش گفت سجاد عضو سایت عباسمنش هست اون بنده خدا گفت آقای عباسمنش و امسال ایشون فقط حرفهای تکراری و …میگه اما من اصلا سر سوزنی برام مهم نبود

    چونکه میدونم کانون توجه چه کارهایی و چه قدرتهایی رو داره

    اما بجاش تا میتونم حتی قبل از جمع کردن رخت خوابم تمرین ستاره قطبی بعد سناریو نویسی روزم رو انجام میدم امروز ابتدای صبح درمورد شخصیت زیبای یه فردی که دیروز اولین باهاش برخورد کردم برا دوستان عزیز تعریف کردم درست احساس میکردم که قلبم داره پرواز میکنه بسکه احساس زیبایی بهم میداد

    همگیتون دوست دارم امیدوارم همیشه عالی و عالیتر و انتقادپذیرترین افراد جهان و تاریخ باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نرگس گفته:
    مدت عضویت: 1712 روز

    توکل بر خداوند مهربون

    شروع به نوشتن یه ردپای قشنگ

    دلیل انتقادات زیاد چیه؟

    وقتی از ما انتقاد میشه و ما به هم میریزیم یعنی داره دست میزاره روی یه نقطه از وجودما و اون یکی از پاشنه های آشیل مونه….

    این انتقادات چرا اتفاق میفته

    1)یا خودت زیاد اون انتقاد ها رو از خودت میکنی و خودت رو هی سرزنش میکنی

    2)یا خیلی زیاد به دیگران انتقاد میکنی و از بقیه عیب های الکی میگیری

    این انتقاد ها ریشه در چی داره!؟

    یک)یا خیر خواه مائه و توی انتقادش خیر و خوبی ما رو میخواد و عیب ما رو میگه و باید کامل حرفش رو گوش کنی

    دو)طرف از روی حسودی و ناعادلانه میخواد تو رو تخریب کنه

    بهترین پاسخی که میتونی بدی اینه که ازش تشکر کنی و بگی مرسی که دیدگاهت رو شنیدم و خیلی خوشحال شدم که انتقادت رو شنیدم این خیلللللی مؤثره حتی طرف می‌تونه برگرده

    یا می‌تونه به علت اطلاعات نا‌کافیش باشه

    به انتقاداتت فکر کن و ببین چه درسی میتونی ازش بگیری و چطوری ازش برای پیشرفتت استفاده کنی

    اگه واقعا صادقانه بود بشین راجبش بنویس و از این فرصت برای بهبود پیدا کردنت استفاده کن

    و خیلی موقع ها با روی باز ازشون بخواییم که نظرشون رو بگن و چطوری انجام بدیم که بهتر بشه و خودمون رو بهتر کنیم

    اگه طرف خواست تخریبت کنه ازش تشکر کن و بهش بی توجهی کن و وقت خودت رو تلف نکن

    دوستتون دارم

    درپناه حق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    moeen گفته:
    مدت عضویت: 1817 روز

    سلام و عرض ادب استاد عزیز و دوستان عباسمنشی

    خیلی فایل تاثیرگذاری بود فقط درمورد انتقاد من یک تحقیق میخوندم از آقای تاد رز استاد دانشگاه هارواد هستن و کتاب اسب تاریک و هذیان جمعی ایشون در حوزه روان پزشکی یک چیزی به جهان واقعا اضافه کرده مثل شما استاد عزیز که روش نگا به قران را به جهان اضافه کردین و بسیار مسرت بخشه برای بنده که در جهانی زندگی میکنم که شما وامثال تاد رز ها وجود دارند

    استاد جان موضوع مقاله مربوط به حسادت بود که چرا هیچ فردی برای حس حسادت به روانپزشک مراجعه نمیکنه یا چرا اصلا درمانی به نام حصادت درمانی نداریم در صورتی که در همه افراد جامعه موج میزنه

    طبق بررسی های انجام شده حتی افراد بدترین تمایلات جنسی خودشونو محرض بیان میکنند ولی هیچ کس نمیگه من حسودم

    بررسی ها حاکی از این شد که انتقاد کردن یکی از ریشه هاش میتونه حسادت باشه و جالب ماجرا اینجاست که حسادت زمانی به وجود میاد که کسی فاصله خودشو حالا این فاصله میتونه درجات علمی باشه یا ثروت یا ورزشی و … با طرف مقابل کم میدونه و این در همه افراد وجود داره یعنی ما طبق تکامل فهمیدیم که باید به ی کوچولو به کسی که با ما در یک لول بوده حالا در حال رشد کردنه با ذهن نهان حسادت کنیم و شروعش از زمان بچگیه وقتی که ما برادر یا حتی هم سنای فامیلی بزرگتر از خودمون داریم

    جالبی مقاله اینجا بود که اگر فاصله شما با شخصی زیاد باشه حسادت از بین میره و به تشویق کردن شما میرسه یعنی اگر شما ثروتمند تر باشید نگران حسادت نباشید چون به تشویق کردن مبدل میشه

    بنظر بنده در مورد انتقاد همه موضوعات و شما گفتین بسیار عالی بیان کردین ولیشاید این موضوعم یکی از دلایل انتقاد است انقتادی که طرف تو زمینه کاری شغلی ورزشی که همکار ما پایین تر از ماست و انتقادی میشه ما باید خوشحال شیم چون اون فرد از بیرون رشد مارو دیده و احساس خطر کرده هرچند که به قول شما اول باید شناخت کافی رو داشته باشیم که انتقاد از چه دریچه هست و اگر فهمیدیم که اینجور چیزیه باید بسیار شاد شویم که ما در حال رشدیم اینجا همونجایی که شما گفتید صدق به الحسنی و اگر تو این مورد ما بتونیم نگاهمون به سمت زیبایی باشه پیشرفتمون طبق قانون بدون تغییر خداوند دو چندان میشه

    و در آخر بنده به خاطر شغلم کتابها و مقالات علمی روز حیطه روانپزشکی رو میخونم و هر چی که جلوتر میرم حرفای شمارو بیشتر در محتوای کتابها پیدا میکنم

    حتی بنظرم میشه با توحیدی کردن افراد بیماران زمینه مغز و اعصاب رو بدون دارو درمانی به زندگی سالم برگردوند

    یک مثال مثلا بیماری پارانویا بیشتر بخاطر یک فوبیا از نگاه افراد و حس توطئه امیز گرفتنه و این موضوع با نگاه توحیدی که برگی بدون اذن خداوند از درخت نمیفته یا همین کلمه ربب که تمام قدرت خداست میشه این بیماری هارو حل کرد

    امید دارم یک روزی شخص شما که تسلط کافی تو این زمینه دارید همونطوری که درمان بیماری‌های خود اینمی و رواج دادید این موضوع رو هم دنبال کنید و باعث گسترش بیشتر شادی جهان بشید

    روز شب بر شما خوش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    زینب مرادی گفته:
    مدت عضویت: 1246 روز

    به نام خداوند بخشاینده ومهربان.سلا به استاد دوستداشتنی وخوش صدای خودم وسلام به همه دوستان که با کامنتهاتون جواب کلی سوالاتمو میگیرم.واما انتقادات من وقتی کسی یه حرفی بهم میزنه که ناراحت میشم اصلا اون لحظه نمیتونم فک کنم چرا اینو گفته وقصدش چی بوده وناراحت میشم اما الان خیلی بهتر شدم اینکه استاد گفتن خودمون بذاریم جای اون طرف یاازدید اون نگاه کنیم یااینکه ویژگی های مثبتشو ببینیم این به من خیلی کمک میکنه ومنو اروم میکنه الان اگه کسی انتقاد کنه ازم ناراحت میشم اما کم وسریع شروع میکنم توی ذهنم ویژگی های مثبتشو میگم واینکه من بینهاییت ارزشمندم این انتقادی که ازم شده اصلا خیلی کوچیکتر از اینکه بخوام ذهنممو درگیرش کنم واینکه تواناییهامونوبه یاد بیاریم وبه خاطر هر چیزی سپاسگذاری کنیم خیلی تاثیر داره وحالمونو خوب میکنه اصلا به نظر من سپاسگذاری معجزه میکنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    تینا گفته:
    مدت عضویت: 519 روز

    سلام ب همه عزیزان

    استاد این حرفتون ک اگر ما منتظریم همسر یا پدرمون تغییر کنه تا شرایط ما بهتر بشه برای من یک هدایت بود شنیدن این جمله

    من همش میخام ذهنم و بردارم از عوامل بیرون و این کار نیاز ب تکامل داره . ولی کم کم حس میکنم ک دارم هدایت میشم ب جاهایی ک باعث میشه من ی نیمچه قدم ب باور ذهنم کمک کنم برای تغییر لینکع عوامل بیرونی مثل همسر یا پدرم نمیتونن زندگی منو تغییر بدن یا من اونارو تغییر بدم و این افکار هم بیشتر در مورد همسرم هست . و امروز سعی داشتم تمرکزم و بردارم از اینکه اگه همسرم تغییر کنه و پایه باشه برای اینکه اینجا ها بریم این کارارو کنیم یا درک کنه ک جفتمون نیاز ب خلوت و تنها بودن و تنهایی وقت گذراندن و مسافرت و هزار تا کار دیگه ک برمیگرده ب وابسته نبودن و رها بودن داره ‌. اگه این شخصیت ها و اخلاق های همسرم ک بد هستن تغییر کنه من خیلی راحت تر میتونم از زندگی لذت ببرم و الان هدایت شدم ک بیشتر بشنوم ک بابا جان این طور نیست باید تمرکزت و از همسرت و اطرافیان برداری و روی خودت بزاری و باور های خودتو تقویت کنی و افراد در 99 درصد مواقع اون رویی ک تو دوست داری و بهت نشون میدن و اگر در 1 درصد هم نشد خداوند ب راحت ترین حالت ممکن مسیر تورو از اون افراد جدا می‌کنه و تورو با افراد مناسب تری آشنا می‌کنه

    من خیلی کار دارم برای تغییر این باور و هر فایلی ک مربوط اینا باشه رو ببینم باعث بهبود باور های من میشه ک بتونم بهتر درک کنم و باور کنم رها باشم و اول از همه اینا من باید خودم رها باشم و رها کنم تا رهایی در زندگی من ب جریان بیفته

    من الان فهمیدم ک چقدر انتقادات اشتباه کردم از افراد دور و نزدیکم . و من خودم در این مورد ایراد داشتم و درک نکردم ک شاید علاقه طرف باشه ک این شرایط و برای خودش ساخته باشه و تازه انتظار داشتم ک افراد از من انتقاد نکنن و درک کنن ک نظر شخصیه خودم و دوست داشتم این شرایط و داشته باشم ‌

    من در اوج ناآگاهی پر از توقع نادرست از افراد داشتم در صورتی که خودم ب چیزی ک دوست داشتم برای خودم رقم بخوره عملی نداشتم

    من تا الان همه انتقاداتی ک از من شده رو خیلی برای خودم شخصی و بُلدش کردم و بوده ک روز ها و ماه ها من با هر واکنشی ک منو یاد اون انتقاد انداخته درگیر بودم و باز ذهنم نجوا هاشو شروع کرده

    خداروشکر ک امروز از زمانی ک بیدار شدم تا ب الان تونستم باور های خوبی و از طریق این سایت مقدس ب ذهنم بدم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      کبری مشتاقی گفته:
      مدت عضویت: 1158 روز

      به نام خدای مهربانم سلام به دوست عزیزم تینا جانم

      ممنونم از کامنت پر محتوا و زیبایت

      که کلی درس داشت برای من

      چقدر قشنگ و با جسارت اومدی واشتباهتو نوشتی

      اینکه ما منتظریم پدر و یا همسرمون تغییر کنن تا شرایط ما

      بهتر بشود

      تغییرات باید از خودمون شروع شود تا شرایط بیرون تغییر کند

      تا ما تغییر نکنیم هیچ چیزی عوض نمیشود

      و خیلی خوشحالم که تونستی باورهای خوبی برای خودت بسازی و به ذهن زیبایت بدهی تا بهتربنها رو برای خودت رقم بزنی

      خدایا برای دوستان زیبایم شکرت سپاسگزارتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    امین جعفری گفته:
    مدت عضویت: 2412 روز

    درود بر استاد عزیزم که اینگونه ظریف و شفاف در رابطه با این‌موضوع صحبت کردین و سپاسگزارم که در این راه پر فراز و‌نشیب با شما همراه هستم.

    این فایل یکی از مساله هایی که من در اون دچار کج فهمی شده بودم را برایم به زیبایی اصلاح کرد و دوست دارم که اینجا به اون اشاره کنم.

    یکی از تکنیک‌هایی که استاد هم به کرات در رابطه با اون فایل های زیادی دارند و صحبت کردند، بحث اعراض هستش. به این‌صورت که چنانچه به ناخواسته ای برخورد می کردیم بهترین کار اعراض و نادیده کرفتن و عدم تمرکز بر روی اون موضوع هستش که خب کاملا هم مطابق با قانون و‌ مسیر هستش اما جالبه که مثلا من خودم سالها در این تله بودم که چنانچه الگوهای تکراری ناراحت کننده و یا انتقادهایی میدیدم فکر می کردم که بهترین کار اعراض و عدم تمرکز هستش و اینها رو باید از توی ذهنم رد کنم و توجهی به اونها نداشته باشم غافل ازینکه این پترن های تکراری ناراحت کننده در اصل تلنگرهای کائنات به من بوده که فلانی تو در اینجا در مسیر دارای باور صحیح نیستی و باید ازین مطالب درسی رو‌فرابگیری و وجودت رو اصلاح کنی اما من به دید ناخواسته اونها رو میدیدم و اعراض می کردم. الان که فکر می کنم با خودم ( البته معما چو‌ حل شود اسان شود) میگم تو چطور این مساله به این شفافی رو‌درک نکردی و واقعا در همین مسیر عمل به قانون هم مرزهای ظریفی هستش که اگر بهشون دقت نکنیم و درک عمیق نداشته باشبم باعث انحراف ما میشه.

    الان متوجه هستم که چنانچه به ناخواسته ای برخوردم که به نوعی تصادفی بود مثل دیدن یک تصادف یا دزدی یا … اون موقع هستش که باید اعراض کنی اما اگر یک پترن تکراری وجود داره دیگه اون تصادفی نیست و اتفاقا همونجاست که باید ترمز دستی رو بکشی و با جسارت حلش کنی.

    خداروشاکر هستم که در این فایل به زیبایی این مرزها و نکات ظریف به عالی ترین بیان توسط استاد مطرح شد بخصوص قسمتی که اشاره شد بر اینکه گاها نتایج کارهامون رو‌به شخصیت وجودیمون گره نزنیم و خودمون رو‌ دوست داشته باشیم و بین شخصیت خودمون و نتایجی که گاها بهردلیلی ناخواسته بوجود میاره مرز قائل بشیم که این خودش از پارامترهای اصلی حفظ عذت نفس هستش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  7. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 1980 روز

    سلام استاد جان عزیزم

    و سلام ب همگی دوستان بینظیرم

    استاد این فایل های اخیر چقد منو ب فکر فروبرد درمورد خودم

    انگار پرده از جلو چشام کنار رفت

    و دلیل اصلی انتقاداتی ک بهم میشه و متوجه شدم

    من خیلی وقته دارم ورودی هامو کنترل میکنم

    تی وی تعطیل

    فیلم وسریال کلا دورشو خط کشیدم

    واتساپ و اینستا رو حذف کردم

    فقط تلگرامو دارم

    اونم فقط کانال شما ویه کانال آموزشی خیاطی ک دوره شو تهیه کردم

    خیلی سعی میکنم وقتی خواهرها ومامان دور هم جمع ان درگیر حاشیه و حاشیه هایی نشم ک درموردشون صحبت میکنن

    ولی خب باز درگیر میشه ذهنم ک خودمو سریع مشغول فایل یا آهنگ میکنم وسمتشون نمیرم

    ولی

    حالا متوجه شدم تاحالا به خیال خودم داشتم کنترل ذهن میکردم

    خدای من الان متوجه شدم من تو ذهنم بدون اینکه متوجه اهمیتش بشم دارم انتقاد میکنم بقیه رو

    ک مثلا ببین اجیم چطور داره به نکات منفی فلانی دقت میکنه

    ببین چطور داره هر روز یه جا از بدنش درد میگیره

    اصن کنترل ذهن نمیکنه چقد بی اهمیته براش

    یا مثلا داداشم چطور شلخته س فقط باید یه نفرو استخدام کنه لباساشو از رو زمین جمع کنه

    ببین چقد وقتشو هدر میده

    ببین مادر چقد حرف بقیه براش مهمه هرکی یه چیزی بگه قبول میکنه وحرف خودش یادش میره

    ببین پدر چقد اخبار گوش میده و همیشه بدون اینکه خودش بدونه میگه آب کمه

    برق گرون شده

    دولت فلانه بهمانه

    ببین چقد بقیه رو نصیحت میکنه خودش عمل نمیکنه

    خدای من همین افکار به شکل انتقاد به خودم برگشت

    ک زکیه چرا همه ش سرت تو گوشیه

    این چه کتابیه ک هرروز داری میخونی (کتاب استاد و تازه ک نه یه ماه بیشتره تهیه کردم)

    چرا عوض شدی

    داری گمراه میشی خخخخخ

    خدای من استاد

    الان متوجه شدم دلیل این انتقاد ها چیه اصن

    کنترل ورودی ک فقط ب دیده وشنیده نیست

    باید فکرتو کنترل کنی نزاری هرجا دلش خواست سرک بکشه

    باید حواست باشه چه فکری تو ذهنت میچرخه

    واینکه درمورد انتقاد سازنده قبلا خیلی مقاومت داشتم چون نمیتونستم از انتقاد تخریب کننده تشخیصش بدم

    ولی الان ی درجه شاید بهترشدم

    واینکه از طریق احساسی ک بهم منتقل میشه متوجه میشم ک سازنده س

    خیرخواهانه س

    یانه

    تخریب کننده س

    بعضی وقتا هم دلیل میارم تو ذهنم ک بقیه تومدار من نیستن ک متوجه حرف یا رفتار من بشن برای همین یه کم کمتر ناراحت میشم

    وسریع یه آهنگ شاد شاد گوش میدم یا خودم همخانی میکنم باآهنگ ک خییلی

    زودتر احساسمو خوب میکنه

    استاد یه دنیااااا ممنونم از سخاوتی ک ب خرج دادین

    برای کسایی مث من ک هنوز نتونستم دوره های ارزشمندتونو تهیه کنم ان شالله به زودی زود بتونیم تهیه کنیم تا باسرعت بیشتری این مسیر فوق العاده رو طی کنیم وب سعادت دنیا وآخرت برسیم ان شاالله

    مرررسی ازت

    عاشقتمممم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    سارا محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1707 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    به نام خدایی که ولی و سرپرست منه

    خدایی که در مسیر کانون توجه و الگوهای ذهنم، عوامل بیرونی رو می چینه

    خدایی که خالق کیهان و کهکشان هاست و همه چی فقط مال اونه و به همه چی محیطه و این سیستم و مجموعه رو بی عیب و نقص مدیریت می کنه

    همیشه زنده است و هرگز نمی میره و هر گز خسته نمیشه و چرتش نمی گیره

    خدایی که هرگز دیر نمی کنه

    خدایی که بهترین وکیل منه، و من بر او توکل می کنم

    خدایا قلبم را به سوی تو باز می کنم

    نورت را بر قلبم و جسمم و لحظه های زندگیم جاری کن تا همواره در مسیر نور شدن باشم

    خدایا قطره علمم را به دریای علمت وصل کن و وارهانش از کج فهمی و هوا و هوس

    خدایا بر ایمان و علم و حکمت و بصیرتم بیفزای که تو بهترین افزانندگانی

    وَقُلْ رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلًا مُبَارَکًا وَأَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ

    و بگو: پروردگارا! مرا در جایگاهی پرخیر و برکت فرود آور، که تو بهترین فرودآورندگانی.

    سلام سلااام به استاد عزیزم و خانم شایسته و همه ی بچه های این سایت

    نحوه مدیریت انتقادها:

    در این عصر به راحتی میشه مورد انتقاد قرار بگیری

    ایلان ماسک و تحولاتش در ابعاد مختلف:

    تا دلتون بخواد ازش انتقاد میشه

    نگاه ما به انتقادات چیه؟!

    اگر انتقاد مخرب میشه

    1. احتمالا خودم زیاد خودمو تخریب می کنم و خودمو دوست ندارم و همش سرزنش می کنم(گفت و گوهای درونی)

    2. خودم از دیگران انتقاد می کنم یا در کلام یا در گفت و گوهای ذهنم (ملا غلط گیر بقیه هستم)

    مثال انتقاد از استاد دانشگاه و معتاد در حال تزریق که استاد دانشگاه براش مهم نیست چون خودشو ارزشمند می دونه ولی معتاد از کوره در میره چون این انتقادی که در روز، یک میلیون بار به خودش میکنه

    مثل اینکه یکی بیاد به من بگه تو دزدی خنده ام میگیره و اهمیت نمیدم

    خب پس وقتی کسی انتقاد می کنه و من به هم میریزم یعنی دست گذاشته رو زخم من

    قدم اول: هدفش از این انتقاد چیه؟؟

    خیر خواهی/ تخریب

    بهش بگو بیشتر توضیح بده

    بعد خوب گوش کن

    محترمانه ازش تشکر کن حتی اگه هدفش تخریب باشه ، اینطوری خلع صلاحش کن

    ممکنه اطلاعات کافی نداره

    این انتقاد چه درسی توش داره؟؟

    به کدوم زخم من داره می خوره که من دردم میاد؟

    اگر انتقاد سازنده بود، براش پلن بریز تا بهبود بدی

    اگر مخربانه بود: ایگنور کن

    ازش تشکر کن

    و نیاز نیست خودتو اثبات کنی

    و تمرکز کن روی توانایی ها و ویژگی های مثبتت

    عوامل بیرونی در مسیر کانون توجه و الگوهای ذهنم چیده میشه

    عوامل بیرونی هیچ قدرتی ندارن

    این نگاه که یه عامل بیرونی باید تغییر کنه تا زندگیم تغییر کنه، مقصر اون عامل بیرونیه، هر چی بیرون تغییر کنه تو اوضاعت بدتر و بدتر میشه

    انسان باید با نتایجش صحبت کنه

    پس اگر انتقاد بی پایه بود اصلا براش انرژی نزار، وقت نزار بهش فکر نکن و نزار این صدا باعث بشه که به خودت و توانایی هات شک کنی و تردید کنی

    گاهی انتقاد درست نیست ولی بر پایه اطلاعات ناکافی و غلطه

    اونجا می تونی توضیح بدی

    کوتاه و مختصر و مفید

    انتقاد درسته و بهم میریزم:

    احتمالا این دیدگاه رو دارم که انتقاد از رفتارم، انتقاد به شخصیتمه و این برداشت رو دارم که من آدم نادرست و اشتباهی هستم و وصلش می کنم به ارزشمندی خودم

    2. کمال گرا هستم و انتظار دارم همه چی پرفکت باشه و هرگز نباید اشتباه کنم

    راهکار:

    1. بیام جداسازی کنم از شخصیتم

    2. با لنز اون به این قضیه نگاه کنم

    من کامل و بی تقص نیستم و دارم رو خودم کار می کنم و اشتباه جزئی از مسیر که بازخورد می گیری و درست می کنی

    وقتی ازم انتقاد میشه، خیلی خیلی با خودم مهربون باشم

    من بی نقص نیستم

    هیچ کس بی نقص نیست

    یادآوری توانایی هام

    با خودت خوب حرف بزن تا احساست منفی نشه

    تکنیک طلایی: نفس عمیق کشیدن در هر حالتی باعث میشه فرکانست رو ریگلاژ کنی و منفی نشه

    خدای عزیز و شیرین و دلبر و قدرتمندم، من به امنیت تو پناه آوردم

    خدایا فرکانس های ناهماهنگم رو پاک کن

    و نجاتم بده از حاصل و پاداش این فرکانس های ناهماهنگ و منفی

    من و ذریه ام رو از صابرین، صادقین، مسلمین، منفقین و مستغفرین و تصفیه شده هایت قرار بده

    به من و ذریه ام علم و حکمت و بصیرت روز افزون عنایت کن

    آمین

    خدایا به من و ذریه ام این عنایت رو بکن که حنیف باشیم و مسلم باشیم و هرگز شرک نورزیم

    آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    سمیرا گفته:
    مدت عضویت: 511 روز

    سلام به استاد عزیزم

    بار دومی که فایل گوش،میدم و طبق گفته خودتون هربار که گوش میدی یه اگاهی جدید بدست میاری ،

    امروز یکنفر ازم انتقاد کرد و حسم خیلی بد شد ، اومدم تو سایت ، دکمه هدایت نزدم

    همینجوری خودم رفتم تو قسمت صلح با خودت ، انگار قلبم هدایتم کرد ، بعد چشمم به فایلتون خورد

    گفتم اره همینه گوشش بده ، انگار بار اولم بود میشنیدم

    با خودم فکر کردم سمیرا چرا انتقاد انقد بهمت میریزه ، مخصوصا از سمت خانوادم و پدر و مادرم

    چرا انقدر نظرشون برات مهمه ، بعد گوش دادن فایل شما و فکر کردن و نوشتن با خودم

    فهمیدم تو درونم انگار هروقت پدر و مادرم تاییدم کنند من خوشحالم و راضیم ، چون تو بچگی همینجور بوده ، اگه درس بخونی اگه مودب باشی اگه تمیز باشی و…. بچه خوبی هستی

    امروز که انتقاد شد ، گفتم ببین باید حلش کنی

    فهمیدم با اینکه دوره عزت نفس دوبار گوش،دادم و تاثیرات دیدم بازم باید گوش بدم

    به نظرم این به عزت نفس برمیگرده که تایید دیگران برات مهمه ، حالا من بیشتر پدر و مادر تا دیگران

    بعد مورد بعدی فهمیدم ذهنم کمال گراهه که اونم استاد تو دوره میگن به عزت نفس برمیگرده

    چون وقتی کمال گرایی میگی نباید اشتباه کنم ، نباید کسی ناراحت بشه یا به دیدت همه باید خوب باشن تا تو ذهنت ازشون انتقاد نکنی

    و صادقانه بگم اره تو ذهنم خیلی ادمارو انتقاد میکردم بخاطر همون کمال گراییه

    و مورد بعدی چون تو گذشته بهم اسیب زدن ، یه منفی گرایی دفاعی برای خودم ساختم ، که ازم مراقبت کنه تا کسی بهم حرفی نزنه

    و چون اینو تکرار میکنم این چرخه هی داره تکرار میشه

    خیلی سختمه نسبت به ادمایی که عمدا انتقاد میکنند حس بدی نداشته باشم ، واقعا پاشنه اشیل هست برام

    امیدوارم بتونم حلش کنم با کمک خدای عزیزم

    انشالله بتونم همه کامنت هارو میخونم و دوره عزت نفس شروع میکنم باید این بحث انتقاد تا حدی درست کنم چون واقعا یه چیزیه که هم تکرار میشه هم حس بد بهم میده ‌.

    این حساسیتم به یک خاطراتی تو گذشته برمیگرده ، دیگه در برابر هر انتقادی گارد دارم حتی سازنده

    مثلا میرم کلاس موسیقی ، زبان

    استادم ازم انتقاد میکنه ناراحت میشم

    الان فهمیدم چون کمال گرایی کردم و توقع بیجا دارم که تو یه ماه عالی باشم و یه ایراد صداهای سرمو شروع میکنه ، ببین نمیتونی ، بی عرضه ایی

    و اصلا انگیزه و امیدمو و علاقمو همه رو پوچ میکنه ، چقدر خطرناکه

    چقدر میتونه ادم ضربه کنه

    پس در برابر انتقاد سازنده خوشحال میشیم که قراره باعث رشدمون بشه

    در برابر انتقاد غیرسازنده بی تفاوت میگیم حتما تو ذهنم خودم یا بقیه دارم انتقاد میکنم که این شخص ایینه من شده ، تشکر میکنی و سکوت و بی تفاوتی چون تو درونت به خودباوری رسیدی و اون کار که از نظر اون شخص اشتباهه تو با یقین بهش رسیدی درسته حالا بزا هی بگه ، اون جایی دلت میلرزه که خودتم به خودت شک داری

    مثل قضیه همون معتاد و استاد دانشگاه که استاد مثال زدند

    با ارزوی بهترینها برای همه دوستام و خودم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    سمانه امینی گفته:
    مدت عضویت: 1208 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    +چرا من از انتقاد خوشم نمیاد؟

    _چون میترسم افراد من رو با واقعیت خودم رو به رو کنند،چون خودم نگرش درستی درباره خودم ندارم،چون خودم رو باور نکردم ویژگی های مثبت رو به خودم یاد آوری نکردم

    _چون ارزشمند بودنم را به عوامل بیرونی میدونم

    _ چون محتاج تایید طلبی هستم

    _ چون باورهای درستی ندارم

    _ چون بابام همیشه بهم میگفت طلا که پاکه منتش چه به خاکه اگه تو آدم درستی باشه کسی غلط میکنه به تو انتقاد کنه

    _ چون من باید یه آدم بی عیبی میبودم که دائم در نظر دیگران مورد تایید باشم

    _ چون کرم از خوده درخته

    _ چون من باید به کمال برسم،چون من باید مثل حضرت فاطمه مثل فلان دختر فامیل فلانی وفلان باشم

    _چون اگه کسی ازم انتقاد کنه مهم نیست سازنده هست یا نه مهم نیست تخریب کردن شخصیت باشه یا نه من باید یه جوری باشم یه جوری عروسک خیمه شب بازی باشم که همیشه مورد تایید پدر ومادرم فامیل و همسایه وفلان و فلانی باشم

    _ چون نباید برا خودمون ،معیارهای خودمون زندگی کنیم بلکم باید برای دیگران زندگی کنیم

    _ چون اولویت خودمون نبودیم فلانی پیش خودش چه فکری میکنه بودیم

    _ چون حدومرزی نداشتیم و همیشه سرمون کج باشه جلو همه که عه ما نمیخوایم دهن به دهن بشیم ما میخوایم گذشت کنیم،چون هیچ موقع حد ومرزهامون را با محبت وصفا نگفتیم

    ………………….

    و خدانکنه حتی کسی انتقاد سازنده بکنه ازم یه خشمی میاد بالا که ببین تو کافی نیستی،ببین این میخواد بگه تو عیب داری تو سلیقه نداری

    …………………

    اما منطق هایی که در این فایل برای ذهنم ایجاد شد:

    _ روزانه کارهایی که میکنی و نیت هایی که پشت اعمالت داری رو بهش آگاه باش ، تو در مسیر درست باش دیگه نگرانِ تایید دیگران نباش تو باید خودت رو باور داشته باشی تو باید خودت به اعمالت حس خوبی داشته باشی گذشته هرطور که میخواد باشه گذشته هر تجربه ای که میخوای کسب کرده باشی تو الان سمانه جدید با نگرش جدید با باورهای درستی ( به احساسات رجوع کن)

    _نکات مثبت دیگران رو مرور کن،نکات مثبت در رفتار دیگران رو مرور کن آرام باش ذهن من تو با پیدا کردن نکات منفی در دیگران نمیتونی جلوی هیچ اتفاقی رو بگیری عزیزجان نمیخواد پیش بینی کنی در لحظه باش گذشته هر طور که میخواد باشه تو میتونی انرژی ها رو تغییر بدی و جهت بدی با ذهنیت درست

    _ذهنیت درستی از انسان ها داشته باش

    آدم ها رو بانکات منفی که ذهن می‌گوید باور نکن

    قضاوتشان نکن تا وقتی انتقاد سازنده ای هم میگند نخواهی بری تو لاک دفاعی چرا میری توی لاک دفاعی چون ذهنیت درستی از شون داری چون اونطور که هستند باورشون نکردی و جهان هم به تو اثبات میکنه تو درست فکر میکنی و روی منفی انسان ها رو برانگیخته میکنی+قدم بعدی بعد از ذهنیت مثبت درباره انسان این هست که واکنش مناسبی داشته باشی بپذیری ،آرام باشی،احترام بگذاری،نیازی به اثبات کردن خودم نیشت چون من باید خودم رو باور کرده باشم چون نگاه دیگران درباره من آث چندانی در شخصیتم نداره این واکنش من به اوضاع هست که همه چی رو رقم میزنه واکنش من از کجا نشات میگیره از ذهنیتم از باورهام

    همیشه انتقاداتی باهاش روبه رو هستم آن هم از طرف رابطه عاطفیم و دائم تکرار و تکرار میشه و همیشه سازنده هست و اما من به خاطر باورهای نامناسبم رفتارهای نامناسبی دارم و در نتیجه جهان اینقدر این موضوع رو برام تکرار میکنه تا من درس درستی بگیرم

    خدایا صدها بار ازت سپاسگزارم

    استاد هزاران بار ازت سپاسگزارم به خاطر این آگاهی های ناب و اصل

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: